انتقاد از استبداد رنگین مشروطه خواهان
متن با توصیف تغییر شکل استبداد و حیلهگری در دوران جدید آغاز میشود. نویسنده ابتدا به مقایسه استبداد قدیم و جدید میپردازد؛ استبدادگران گذشته را افرادی نادان و بیپرده توصیف میکند که ظلمشان آشکار بود و به همین دلیل مورد نفرت مردم قرار میگرفتند. سپس به استبدادگران جدید میپردازد که با زرنگی و با استفاده از عناوین فریبنده مانند «مشروطیت»، «تمدن» و «آزادی»، مقاصد ظالمانه خود را پنهان میکنند و در لباس خیرخواهی به مردم آسیب میرسانند. در پایان، نویسنده ملت را به هوشیاری و دقت در اعمال و گفتار این افراد فرامیخواند و تأکید میکند که در این دوران خطرناک، غفلت جایز نیست و باید با احتیاط و مراقبت کامل، از فریب این افراد جلوگیری کرد.
انتقاد و اظهار تاسف از غفلت و ناآگاهی مشروطه خواهان
متن با طرح این پرسش که «بالون ملت ایران به کجا میرود؟» آغاز میشود و به بررسی وضعیت نابسامان کشور در نتیجه نفوذ دولتهای خارجی (روسیه و انگلستان) و استقراضهای بیرویه میپردازد. در ادامه، به نقش علمای عتبات عالیات در آگاهیبخشی و تلاش برای اصلاح امور اشاره میکند، اما بیان میدارد که به دلیل دوری از مرکز و عدم نفوذ کلام، صدایشان به جایی نرسیده است. سپس، به آغاز نهضت مشروطه و امیدواریهای اولیه برای وضع قانون و اصلاحات اشاره میکند، اما بلافاصله به انحراف مشروطه توسط شاه (محمدعلی شاه) و سوءاستفاده ریاستطلبان و عوامفریبان میپردازد. متن با انتقاد شدید از غفلت مشروطهخواهان و نفوذ استبدادطلبان در لباس مشروطهخواهی ادامه مییابد و هشدار میدهد که این روند به خانه خرابی منجر خواهد شد. در پایان، با مقایسه قوانین شریعت اسلام و قوانین وضعی، نتیجه میگیرد که اگر شریعت الهی نیز به دلیل منافع شخصی نادیده گرفته میشود، قوانین بشری نیز به سرنوشت مشابهی دچار خواهند شد و استبداد در شکلی جدید ادامه خواهد یافت.
.jpeg&w=3840&q=75)
هشدار نسبت به اختلافافکنی مشروطهخواهان غربزده
متن با اشاره به آیه قرآن و ابراز نگرانی از وضعیت کشور آغاز میشود. نویسنده وضعیت مملکت را بین دو محظور داخلی و خارجی توصیف میکند. از یک سو، بیگانگان با ایجاد هرج و مرج و اختلافافکنی، عدهای از افراد جاهل یا وطنفروش را ابزار اجرای مقاصد خود قرار دادهاند تا قوانین اروپایی مخالف اسلام را به نام مشروطیت ترویج کنند و با متهم کردن علما و مجلس شورا به عدم رعایت شرع، ملت را علیه آنها بشورانند. از سوی دیگر، عوامل داخلی با تزویر و نفاق، بین دولت و ملت و همچنین بین علما و ملت اختلاف میاندازند تا دوباره استبداد را حاکم کنند. نویسنده تأکید میکند که علما و مجاهدات آنها تنها راه رسیدن به سعادت و ترقی کشور است و قوانین باید مطابق با مزاج و فرهنگ ایرانیان مسلمان باشد، نه بر اساس الگوهای اروپایی. در پایان، به لزوم نظارت علما بر قوانین شرعی و عدم دخالت روحانیون در قوانین عرفی اشاره میکند و به اقلیتهای مذهبی اطمینان میدهد که شریعت اسلام حافظ حقوق آنهاست و نباید فریب مفسدین را بخورند.
تأیید مشروطه و رد دلایل مخالفان آن
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مخالفان مشروطه، مفهوم مجلس و مشروطیت مشروعه را درک کردهاند یا خیر. سپس به دو دسته از مخالفان میپردازد: کسانی که بدون درک، مخالفت میکنند و کسانی که با وجود درک منافع عمومی مشروطه، به دلیل منافع شخصی مخالفت میورزند. در ادامه، به نقد دلایل مخالفان مشروطه میپردازد و استدلال میکند که مجلس شورای ملی نه تنها مضر به حال ملت نیست، بلکه موجب اجرای قوانین شرع و آسایش عمومی است. نویسنده با اشاره به وضعیت پیش از مشروطه، از عدم اجرای احکام الهی و گسترش ظلم و فساد انتقاد میکند و ابراز امیدواری میکند که با تشکیل انجمنهای معارف، دین و احکام شرعیه ترویج یابد. در پایان، به ایرادات مربوط به نحوه انتخاب اعضای مجلس پاسخ میدهد و بر لزوم تغییر فصل پنجم نظامنامه اساسی برای تسریع در انتخاب مجدد وکلا تأکید میکند و از افراد ساکت میخواهد که موضع خود را مشخص کنند.
استقرار آزادی و عدالت، هدف مشروطیت
متن با انتقاد از عدم مشارکت فعال مردم فارس و بنادر در نهضت مشروطه آغاز میشود و این عدم فعالیت را ناشی از عدم آگاهی از اهمیت مشروطیت و حقوق خود میداند. در ادامه، به تشریح مفهوم مشروطیت میپردازد و آن را به معنای احقاق حقوق ملت، اجرای عدالت، محدود کردن ظلم حکام و رفع بندگی از ملاکین معرفی میکند. همچنین، بر لزوم نظارت مردم بر نحوه مصرف مالیاتها تأکید میکند و بیان میدارد که مالیات باید صرف آبادانی کشور و حفظ حدود آن شود، نه مصارف شخصی حکام. در پایان، به سکنه جنوب ایران هشدار میدهد که از این فرصت تاریخی برای آزادی و اثبات حقوق خود استفاده کنند و به کسانی که مشروطیت را به آزادی در دین تعبیر میکنند یا با آن مخالفت میورزند، انتقاد میکند و جهل سیاسی یا ترس از دست دادن موقعیت را دلیل آن میداند.
پیشنهاد افزودن مادهای به متمم قانون اساسی به منظور حفظ شان اسلامیت قوانین
متن با اشاره به تأسیس مجلس شورای ملی با عنایت امام زمان، شاه و علمای اسلام، بر لزوم عدم مغایرت مصوبات مجلس با قواعد مقدس اسلام تأکید میکند. سپس پیشنهاد میشود که در هر دوره، انجمنی متشکل از مجتهدین و فقها تشکیل شود تا قوانین مصوب مجلس را پیش از تصویب نهایی بررسی کنند. در صورت مغایرت با احکام شرعی، آن مصوبه فاقد اعتبار قانونی خواهد بود و نظر این انجمن علمی لازمالاجرا و غیرقابل تغییر است.

خدمات مجلس شورای ملی و سفارش اخلاقی به جراید
متن با ستایش از عملکرد مجلس شورای ملی در مدت کوتاه فعالیت خود آغاز میشود و به دستاوردهایی چون تأسیس بانک ملی، موازنه دخل و خرج دولت و ساماندهی ادارات دولتی اشاره میکند. سپس، نقش مجلس را در جلب حمایت مسلمانان جهان و اصلاح امور آنان برجسته میسازد. در ادامه، بر اهمیت اتحاد و اتفاق برای حفظ این دستاوردها تأکید کرده و به شدت از روزنامههایی که با فحاشی، تهمت و افترا به تفرقه دامن میزنند، انتقاد میکند. در پایان، با لحنی نصیحتآمیز، از روزنامهنگاران میخواهد که حتی اگر متدین نیستند، متمدن و سیاسی باشند و از آزادی بیان در جهت حفظ شرف و ناموس ملت استفاده کنند، نه تخریب و تفرقه.
تاتوانی مجلس و دولت در ایجاد نظم و امنیت
متن با اشاره به تغییر نظام از استبداد به مشروطه و امید به برقراری عدالت و مساوات آغاز میشود. سپس به ناتوانی مجلس در انجام وظایف خود و وضع قوانین عادلانه اشاره میکند و اغتشاشات موجود را مانعی بر سر راه آن میداند. در ادامه، نویسنده بیان میکند که پرداختن مجلس به مفاسد جزئی، آن را از مقاصد اصلی باز میدارد و وضعیت کشور رو به وخامت است. در پایان، به لزوم اعمال قدرت توسط دولت برای مقابله با اغتشاشات و نقش «دست شیطانی» در تولید فسادها اشاره دارد.
زیانهای مجلس شورای ملی
متن با ابراز نگرانی شدید از مضرات مجلس شورای ملی برای دین و دنیای مردم آغاز میشود. در ادامه، به حضور افراد فرقههای بابیه و طبیعیه در مجلس و حتی در جایگاههای ریاست اشاره شده و این امر را عامل اصلی مشکلات میداند. سپس، به قدرت گرفتن فرقههای ضاله و لامذهب و فتنهانگیزی آنها اشاره میکند و سید جمالالدین واعظ را به دلیل گمراه کردن مردم و ترویج روزنامهخوانی به جای دعا و قرآن، مورد لعن قرار میدهد. در پایان، به محتوای کفرآمیز و توهینآمیز روزنامهها نسبت به شرع انور اعتراض میکند.
محکوم کردن علمای مخالف مشروطه
متن با اشاره به تلاش مستبدین برای جلوگیری از پیشرفت مشروطیت و آبادانی وطن آغاز میشود. سپس به دسیسههای آنان از ابتدای مشروطه برای خاموش کردن نور عدالت اشاره میکند که با همت علمای خیرخواه و ملت تبریز ناکام مانده است. در ادامه، به تلاشهای اخیر مخالفان برای ایجاد تفرقه در میان ملت و انحراف افکار عمومی از مجلس و قانون اساسی میپردازد. این مخالفان با جمعآوری افراد سودجو و با استفاده از پول مستبدین، شبهاتی را در مورد مجلس و وکلا مطرح میکنند و حتی ادعا میکنند که علمای بزرگی چون سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی نیز با طرحهای غرضآمیز آنان موافق هستند. در پایان، نویسنده با ابراز امیدواری به هوشیاری ملت و علمای مشروطهخواه، برای نابودی موانع تقویت شریعت و غاصبین حقوق ملت دعا میکند.
انتقاد و ملامت روحانیون مخالف مشروطه
متن با استناد به آیهای از قرآن کریم آغاز میشود و به انتقاد شدید از گروهی از افراد میپردازد که آنها را «نامردانِ به غیرت» و «دیوسیرتانِ آدم صورت» میخواند. این افراد به دلیل عدم درک تمدن، انسانیت، عدل و مساوات، و همچنین جهل و بیخبری، به تخریب و آزار مردم مشغولند. نویسنده این افراد را به القای شبهه در قلوب عوام و ایجاد نفاق متهم میکند و به طور خاص به مخالفت آنها با مشروطه اشاره دارد که آن را عین مشروعه میداند. در ادامه، نویسنده از تلاشهای مجاهدین و رؤسای اسلام مانند آیتالله سید محمد طباطبایی و حجتالاسلام سید عبدالله بهبهانی در راه مشروطه تقدیر میکند و مخالفت با قانون اساسی را مخالف با موازین شریعت مطهر میداند. در بخش پایانی، متن به اهمیت تمدن و آزادی اشاره کرده و از مردم میخواهد که فریب حیلهگران را نخورند. سپس با خطاب قرار دادن مردم خراسان، آنها را به دلیل عدم مشارکت فعال در نهضت مشروطه مورد ملامت قرار میدهد و از حرکتهای غیورانه مردم آذربایجان، فارس، گیلان، کرمان و اصفهان در مطالبه قانون اساسی تمجید میکند.
شرح فعالیتهای علمای قزوین در موافقت و مخالفت با مشروطه
نامهای به سید جمالالدین واعظ اصفهانی، با اشاره به آیه ۱۲ سوره حجرات، از وضعیت قزوین و فعالیتهای یک روحانی مخالف مشروطه گزارش میدهد. این روحانی متهم به سوءاستفاده از موقوفات، ایجاد نزاعهای فرقهای (حیدری-نعمتی) و اخلال در انتخابات وکلا با دریافت رشوه است. همچنین، او با حاکم ظالم قزوین متحد شده و مجلس بلدی را بابی و اراذل خطاب کرده است. در مقابل، از تلاشهای حاج شیخالاسلام و فرزندش آقا میرزا حسن در حمایت از مشروطه، تأسیس مجلس بلدی، تشویق مردم به اتحاد و کمکهای مالی فراوان به نهضت مشروطه و مجاهدین قزوین تمجید میشود. در پایان، از مخاطب درخواست میشود تا با ارسال دستخطی، انجمن مجاهدین و حاج شیخالاسلام و فرزندش را تأیید و تشویق کند.
رفع اختلاف با علمای مشروطه خواه تهران
متن با اعلام رفع اختلافات میان علمای اعلام و حجج اسلام آغاز میشود و نگارنده حضور خود را در منزل سید محمد طباطبایی اعلام میکند. در ادامه، به موضوع انجمن علما اشاره شده که به دلیل ایجاد توهماتی، فعلاً متوقف و متروک مانده است. در پایان، بیان میشود که در صورت صلاحدید و با اطلاع همگان، این انجمن مجدداً و به شکلی عاری از هرگونه شائبهای تشکیل خواهد شد.

التزام مشروط از حاج شیخ فضل الله نوری
سید محمد طباطبایی تعهد میدهد که در صورت تخلف شیخ فضلالله نوری از معاهدهای که بسته است، شخصاً او را از تهران اخراج خواهد کرد. همچنین ملامحمد آملی و حاجی میرزا لطفالله نیز باید از تهران بروند. این تعهدنامه در جمادیالاول ۱۳۲۵ قمری نوشته شده است.

بررسی انگیزه مهاجرت حاج شیخ فضل الله نوری و یارانش به حضرت عبدالعظیم (ع)
متن با اشاره به شایعاتی مبنی بر تلاش برخی برای تخریب مجلس آغاز میشود و اقدامات انجام شده برای جلوگیری از بیاحترامی به اهل علم را توضیح میدهد. سپس به این نکته اشاره میکند که مردم، حاج شیخ فضلالله نوری را مخالف مجلس میدانستند که منجر به رفع غائله شد، اما برخی افراد همچنان به مخالفت ادامه دادند. در ادامه، نویسنده بر احترام به اهل علم تأکید میکند و از مهاجرت حاج شیخ فضلالله نوری و یارانش به حضرت عبدالعظیم (ع) با وجود تعهدات قبلی انتقاد میکند. متن با تأکید بر لزوم اتحاد و همدلی اهل علم برای حفظ مجلس و ضرورت بررسی انگیزه واقعی این مهاجرت به پایان میرسد.

اعلان تحصن اکثر علمای تهران در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) به واسطه تبلیغات ضد دینی مشروطه خواهان
متن با اشاره به طغیان زنادقه و دعوت آشکار آنها به الحاد و زندقه در منابر و مجالس آغاز میشود. در ادامه، به عدم وجود مانعی برای این اقدامات اشاره شده و بیان میگردد که به همین دلیل، اکثر علمای تهران (به جز دو نفر) سه شب است که در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) متحصن شدهاند. در پایان، با عبارت «اللّه اللّه فِی حفظٍ الاسلام» بر اهمیت حفظ اسلام تأکید شده است.

اعتراض به ستم و چپاول مردم شیراز تحت عنوان مشروطه خواهی
متن با ستایش از روزنامه مجلس به عنوان رسانهای بیغرض آغاز میشود و به وضعیت نابسامان فارس و شیراز در پی انقلاب مشروطه میپردازد. نویسنده ادعا میکند که برخی افراد سودجو و فاسد، با سوءاستفاده از عنوان «انجمن اسلامی» و فریب علمای سادهلوح، به بهانه مشروطهخواهی به چپاول اموال مردم، قتل و غارت مشغول شدهاند. در ادامه، به فساد گسترده در دستگاه حکومتی، از جمله رشوهخواری حاکمان، رئیس تلگرافخانه و اعضای انجمن اسلامی اشاره میکند و وضعیت موجود را بدتر از دوران استبداد میداند. در پایان، از روزنامه مجلس درخواست میشود که این عریضه را منتشر کند تا دولت و مجلس به حال مردم فارس رحم کرده و مفسدین را مجازات کنند.
وجود نظم و قانون در نظام مشروطه
متن با اشاره به تصور نادرست مردم از استبداد آغاز میشود و بیان میکند که رفع استبداد کلی تنها با ترک تجاوزات و تعدیات جزئی در میان خود مردم امکانپذیر است. در ادامه، با استناد به آیه قرآن، بر لزوم تغییر درونی مردم برای تغییر وضعیت تأکید میکند و از مردم میخواهد که با ترک ظلم و ناراستی، به درستکاری و راستگویی عادت کنند تا از ظلم حاکمان نیز در امان بمانند. سپس، به لزوم همراهی ملت با دولت در امور مختلف، از جمله عدم مراوده با بیگانگان و استفاده از کالاهای خارجی اشاره میکند. در پایان، به تبیین مفهوم واقعی آزادی و حریت در نظام مشروطه میپردازد و تأکید میکند که آزادی به معنای ارتکاب هرگونه منکر و زشتی نیست، بلکه به معنای رعایت حدود و حقوق و عدم تجاوز به دیگران است و قواعد شرع اسلام در نظام مشروطه نیز جاری و ساری خواهد بود و امر به معروف و نهی از منکر همچنان لازم است.
بشارات ظهور مجلس شورا در اخبار و روایات
متن با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و آل او آغاز میشود. سپس نویسنده، شیخ حسین اهرمی بوشهری، رسالهای عربی با عنوان «احیاء الملة» را معرفی میکند که به رؤسای مجلس شورای ملی اسلامی و به ویژه سید محمد طباطبایی تقدیم شده است. در ادامه، نویسنده با استناد به روایات و اخبار، قیام مشروطهخواهان و تشکیل مجلس شورا را از علائم ظهور امام زمان (عج) میداند و آن را با خروج قومی از مشرق که حق را مطالبه میکنند و در نهایت آن را به صاحبالزمان (عج) واگذار میکنند، تطبیق میدهد. نویسنده به انقراض دولت صفویه و ظهور دولتهای مستبد بعدی اشاره کرده و مجلس شورا را به دلیل ماهیت غیرمستبدانه و مشورتی آن، مصداق روایات مربوط به قیام حقطلبانه میداند. در ادامه، با اشاره به شهادت برخی از سادات و طلاب در راه تأسیس مجلس و حمایت مردم آذربایجان، این وقایع را تأییدی بر روایات ظهور میشمارد. نویسنده همچنین با استناد به آیه «یا أیُهاالذینَ امَنوا مَّن یَرتَدَّ مِنکُم عَن دینِهِ فَسَوفَ یأْتِی اللَّهُ بِقَوم یُحِبُّهُم و یُحِبُّونَهُ» و تفاسیر مربوط به آن، مجلس شورا را مصداق این قوم میداند که بر ضد مرتدین زمانه قیام کردهاند. در پایان، با تأکید بر فضیلت مشاوره و دوری از استبداد، از مجاهدین میخواهد که با احیای ملت، مقدمهساز ظهور امام زمان (عج) باشند.
اعلام مهاجرت به حضرت عبدالعظیم (ع)، به سبب مخالفت و کارشکنی مجلس با پیشنهاد آنان
این اعلامیه با اشاره به رد شدن پیشنهاد هیئت مجتهدین عظام در مجلس شورای ملی برای حفظ قوانین اسلام و سایر اصلاحات، وضعیت موجود را نگرانکننده و اساس دین را متزلزل توصیف میکند. در ادامه، مهاجرت غالب علما به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و عزم آنان برای سفر به عتبات عالیات را به دلیل تکلیف شرعی اعلام کرده و زمان را برای اقدامات لازم مناسب میداند.


درخواست از علمای اصفهان جهت حفظ آرامش
این نامه با ابراز نگرانی از وقایع تهران و اقدامات برخی افراد که منجر به نتایج نامطلوب شده، آغاز میشود. سپس بر وظیفه علمای اعلام در آرام کردن مردم و رفع فتنهها تأکید میکند تا مفسدین نتوانند اهداف خود را به گونهای دیگر جلوه دهند و اساس شورای ملی را تخریب کنند. در ادامه، به تلاش مغرضین برای تخریب این اساس از طریق بلوا اشاره شده و فتنه اخیر اصفهان را ناخوشایند توصیف میکند. در پایان، نویسنده حفظ شئونات علما را وظیفه خود دانسته و از علمای اصفهان میخواهد که برای آرام کردن مردم و رفع فتنه اقدام فوری کنند تا تخریبکنندگان شرع نتوانند بهانهای برای توهین به دست آورند و انتظار رفع غائله را از آنان دارد.

انگیزه پیشنهاد نظارت علما بر مصوبات مجلس
این متن به انگیزه ارائه لایحه نظارت علما بر مصوبات مجلس میپردازد. با اشاره به توهین به مقدسات در روزنامهها و شنیدن سخنان کفرآمیز در کمیسیونهای مجلس، نگرانی از تصویب قوانین مغایر با شریعت اسلام را مطرح میکند. در ادامه، لایحه پیشنهادی را راهکاری برای جلوگیری از این امر معرفی کرده و تمام دشمنیها و فحاشیها را ناشی از همین لایحه میداند.

مذاکره پیرامون بازگشت محترمانه حاج شیخ فضل الله نوری و همراهان از حضرت عبدالعظیم(ع)
این مذاکره با طرح مسئله حرکت شیخ فضلالله نوری به حضرت عبدالعظیم و توهین به ایشان آغاز میشود. شرکتکنندگان بر این باورند که این توهین، وهن به تمام علماست و با اهداف وکلا و علما در ترویج شریعت منافات دارد. ثقةالاسلام توضیح میدهد که شیخ فضلالله نوری مخالف مجلس شورای ملی نبوده و حتی بر فرستادن وکلا اصرار داشته، اما در تهران شایعه شده که او مخالف مجلس است. این وضعیت، معضلی ایجاد کرده که سکوت یا اقدام علنی هر دو مشکلساز است. در ادامه، حاضران به دنبال راه حلی برای بازگرداندن شیخ فضلالله نوری به تهران و رفع این اختلاف هستند. پیشنهاداتی از جمله استعلام از علت حرکت، اعزام یک عالم بیطرف از اصفهان برای بررسی اوضاع، یا درخواست مستقیم از سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی برای حل مسئله مطرح میشود. در نهایت، توافق میشود که علمای اصفهان به صورت کتبی از سیدین طباطبایی و بهبهانی بخواهند که این اختلاف را به گونهای رفع کنند که شأن علما نیز حفظ شود و سپس تحقیقات لازم برای اقدام نهایی صورت گیرد.
درخواست بازگشت حاج شیخ فضل الله نوری و دیگر علما از مهاجرت به حضرت عبدالعظیم (ع)
متن با درخواست از حجج اسلام برای توقف مهاجرت یا بازگشت آغاز میشود. در ادامه، به این نکته اشاره شده که به برکت حضرت حجت (عج)، امور به بهترین نحو اصلاح خواهد شد. سپس، به تکمیل قانون مجلس شورا با لایحهای خاص اشاره شده و موافقت با مجلس را لازمه خیرخواهی برای مسلمانان دانسته است.
مناقشه پیرامون تحصن حاج شیخ فضل الله نوری در حضرت عبدالعظیم(ع)
سید عبدالله بهبهانی از حاج شیخ فضلالله نوری درباره علت تحصن ناگهانی در حرم حضرت عبدالعظیم سؤال میکند. حاج شیخ در پاسخ، به نقش خود در تأسیس مجلس و هزینههایی که متحمل شده اشاره میکند و سپس به مخالفت خود با قوانین مغایر با شرع در قانون اساسی و توهین روزنامهها به علما میپردازد. او توضیح میدهد که به دلیل این مخالفتها و تهدید به قتل، مجبور به تحصن شده است. سید محمد طباطبایی در پاسخ، ادعا میکند که از این وقایع بیخبر بوده و تحصن را بیجا میداند و از حاج شیخ میخواهد که به شهر بازگردد تا با همکاری یکدیگر امور را اصلاح کنند. حاج شیخ در ادامه، سه خواسته اصلی خود را مطرح میکند: عزل و تبعید شش وکیل مجلس، توقیف جراید و تبعید مدیران آنها، و تبعید چهار واعظ یا منع آنها از منبر. او تأکید میکند که در صورت عدم تحقق این خواستهها، بازگشت به تهران محال است. سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی در ادامه، ضمن تأیید برخی انتقادات حاج شیخ، بازگشت او را به شهر ضروری میدانند و پیشنهاد میدهند که با تدبیر، برخی از همراهان او را جدا کرده و به شهر بازگردانند و در نهایت، یکی از همراهان حاج شیخ را از خطرات همراهی با او برحذر میدارند و از او میخواهند که به شهر بازگردد.



تایید تاسیس مجلس شورا
متن با تأکید بر ضرورت و مشروعیت عقلی و شرعی تأسیس مجلس آغاز میشود که هدف آن گسترش عدالت، اجرای احکام شریعت، رفع ظلم و نظارت بر دولت و ملت بر اساس موازین شرعی است. در ادامه، از مؤمنین خواسته میشود که خیرخواهی و مصالح عمومی را بر منافع شخصی ترجیح دهند تا اهداف عالیه مجلس محقق شود.

انتقاد شدید از آزادی مورد نظر مشروطه خواهان
متن با ابراز نگرانی شدید از گسترش بدعتها و کفرگوییها آغاز میشود که آن را نتیجه آزادیهای موهوم میداند. در ادامه، با تأکید بر اینکه آرزوهای بدعتگذاران محقق نخواهد شد، وظیفه اصلی علمای ربانی را دفع کفریات، حفظ عقاید دینی و اجرای قوانین قرآنی و شریعت محمدی برمیشمارد. در پایان، از مخاطب میخواهد که با توجه به این جهات، برای صلاح و صیانت دین و جان مسلمانان تلاش کند.

اظهار تاثر از اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور پس از مشروطه
نامه با دعای خیر برای مخاطب آغاز میشود. نویسنده بیان میکند که پیش از این به دلیل حفظ متانت و پرهیز از مداخله در امور سیاسی، سکوت را ترجیح میداده است. اما با مشاهده گسترش کفر، زندقه و الحاد در ایران و تأثر شدید از این وضعیت، تصمیم گرفته است که به وظیفه الهی خود عمل کند. در ادامه، به ارسال تلگرافی از نجف اشرف به مخاطب اشاره میکند و از او میخواهد که با اهتمام خود، جلوی انتشار کفریات و نوشتههای خبیثه را بگیرد تا عقاید مسلمانان حفظ شود.

اعلام بی نتیجه بودن مذاکره با شیخ فضل الله و همراهان در آستان حضرت عبدالعظیم
این بیانیه با ابراز نارضایتی از اقدامات حاج شیخ فضلالله نوری و همراهانش در حرم حضرت عبدالعظیم آغاز میشود. نویسندگان اشاره میکنند که تلاشهای مکرر برای نصیحت و منصرف کردن آنها از مخالفت با مشروطه بینتیجه بوده است. در ادامه، به مذاکره حضوری با آنها اشاره میشود که به دلیل عدم حصول نتیجه و پافشاری بر گلهمندیهای بیاساس، بیثمر مانده است. در پایان، از عموم برادران دینی خواسته میشود که از دامن زدن به فتنه خودداری کرده و با اتحاد و اتفاق کلمه، به تقویت اساس مشروطه و حفظ امنیت کشور کمک کنند، زیرا این امر را در راستای اعتلای دین اسلام و آسایش مسلمانان میدانند.



نابسامانی اوضاع کشور پس از مشروطه
متن با اشاره به وضعیت نابسامان کشور پیش از مشروطه آغاز میشود و بیان میکند که با وجود تغییر حکومت به مشروطه، نمیتوان انتظار داشت که اخلاق مردم به سرعت اصلاح شود. در ادامه، وضعیت کشور را در حال انقلاب و آشوب توصیف میکند و وزرای فعلی را در این زمینه بیتقصیر میداند. در پایان، بر لزوم تسریع در تعیین و اجرای قوانین برای رفع مفاسد تأکید میکند.
ابراز مخالفت با مهاجرت اعتراض آمیز حاج شیخ فضل الله نوری و اظهار اطاعت از مجلس
این نامه با ابراز خرسندی از بیاثر ماندن مخالفتهای شخصی (اشاره به حاج شیخ فضلالله نوری) آغاز میشود و به آیه قرآنی «وَ مَن لَم یَجعَل اللهُ لَهُ نوراً فَما لَهُ مِن نُورِ» استناد میکند. در ادامه، نویسندگان خود را منتظر اوامر مجلس مقدس معرفی کرده و خواستار مجازات مخالفان بر اساس آیه شریفه «اِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ...» میشوند.
تأکید بر وجوب تأسیس مجلس شورای ملی
این تلگراف در پاسخ به اخبار نگرانکننده از مخالفت با مجلس شورای ملی صادر شده است. در این پیام، علمای شیعه تأکید میکنند که هدف اصلی آنها از حمایت از مجلس، تقویت اسلام، حفظ جان مسلمانان و اصلاح امور عمومی است. آنها مجلس را نهادی میدانند که تأسیس آن برای رفع ظلم، یاری مظلومان، امر به معروف و نهی از منکر، تقویت ملت و دولت، بهبود وضعیت مردم و حفظ اسلام، عقلاً، شرعاً و عرفاً واجب است. هرگونه مخالفت با مجلس را مخالفت با شرع و ستیز با صاحب شریعت تلقی میکنند و هرگونه نسبت خلاف این مضمون را کذب محض میدانند. در پایان، به عدم صلاحدید برای احضار شیخ فضلالله نوری اشاره شده و درخواست اطلاعرسانی در مورد امور مهم را دارند.



تقاضا از میرزا ملکمخان جهت جلوگیری از توهین و هتاکی روزنامهنگاران مشروطهخواه نسبت به باورهای دینی
نامهای به میرزا ملکمخان درباره وضعیت آشفته کشور و نقش روزنامهنگاران در ایجاد تفرقه. در ابتدا، نویسنده از عدم دریافت پاسخ به نامه قبلی خود گلایه میکند و وضعیت نابسامان مملکت را تشریح میکند؛ پادشاه را حیران، وزرا را نادان و سرگردان، علما را درگیر تکفیر و وکلا را قاصر یا جاهل میداند. سپس، به مقالات روزنامهنگاران مشروطهخواه انتقاد میکند که با توهین به مذهب و رؤسای دولت و ملت، باعث تحریک مستبدین و مخالفین شدهاند. به عنوان مثال، به هجرت شیخ فضلالله نوری و میرزا حسن تبریزی به عبدالعظیم حسنی و تزلزل قلوب علما اشاره میکند. نویسنده تأکید میکند که مجلس به نام شرع و شریعت تشکیل شده، اما جهل حامیان آن و زیادهروی روزنامهها، حربه به دست دشمنان میدهد و بیم آن میرود که نهضت مشروطه به شکست بینجامد. از میرزا ملکمخان میخواهد که با نفوذ قلم خود، جلوی این روند را بگیرد و با تبیین لطایف اسلام، قلوب مردم را به نشاط آورد. در پایان، نویسنده به ملکمخان یادآور میشود که امروز مهمترین امور، تعدیل بودجه، تأسیس بانک ملی و اصلاح وزارتخانهها و حکومتها است و هر اقدامی جز اینها، تضییع عمر است. همچنین، از بیتفاوتی نسبت به خطر استیلای روس و انگلیس ابراز نگرانی میکند و تأکید میکند که آزادی قلم باید صرف بیان مفاسد و مصالح عمومی شود.
رد مخالفان مشروطه و لزوم تساوی حقوق شهروندان
متن با اشاره به اختلاف کلمه در مملکت و نقش جراید در شناسایی مخلان عدالت آغاز میشود. نویسنده بر این باور است که به جای شناسایی افراد مخل، باید علت اصلی اخلال را که همان جهل ملت است، ریشهیابی کرد. در ادامه، با ذکر حکایاتی از مستبدین و مخالفان مشروطه، جهل مردم را عامل اصلی پیشرفت مقاصد مستبدین معرفی میکند که با سوءاستفاده از مفاهیم دینی، مشروطه را مخالف اسلام جلوه میدهند. سپس به نقد تفسیر نادرست حدیث «الدّنیا سِجنُ المؤمِن و جَنةً الکافِر» میپردازد و بر لزوم حرکت از جهل به سوی علم تأکید میکند. در بخش پایانی، با استناد به قواعد فقهی مانند «الضروراتُ تُبیحُ المحظورات» و اصل «خیر کثیر»، لزوم پذیرش قانون مساوات در مشروطه را تبیین میکند و با لحنی کنایهآمیز از شیخ فضلالله نوری میپرسد که آیا برای نجات مملکت بیمار، حاضر به تجویز «شراب مساوات» نیستند و در نهایت، با بیان اینکه ملت برای حفظ خود نیازی به اجازه کسی ندارد، به پایان میرسد.
هشدار به علما و محمد علی شاه قاجار نسبت به نفاق و دسیسه های مشروطه خواهان
متن با یادآوری نقش علمای شیعه در حفظ دین اسلام و مذهب جعفری در طول تاریخ آغاز میشود و مسئولیت خطیر آنان را در عصر حاضر گوشزد میکند. سپس به وضعیت کنونی کشور اشاره کرده و مشروطهخواهان را متهم به تضعیف دین و دولت با شعارهای «عدالت» و «شوری» میکند. نویسندگان ابراز نگرانی میکنند که این اقدامات به انقراض دولت اسلامی و منسوخ شدن شریعت منجر شود. در ادامه، از اینکه دستورات عدل و شورا از کشورهای اروپایی میرسد، انتقاد شده و این وضعیت را نشانهای از غلبه کفر بر اسلام میدانند. در پایان، از دربار و شخص شاه به دلیل همراهی با مشروطهخواهان و غفلت از عواقب این فتنه انتقاد شده و از علما خواسته میشود که شاه را از خطرات پیش رو آگاه سازند و برای مقابله با بیدینان و ملحدان آماده باشند.
انگیزه حمایت علما از تأسیس مجلس شورای ملی و خرافهافکنی نمایندگان غیر مذهبی مشروطهخواه و دلایل مخالفت خود با برخی اصول متمم قانون اساسی
متن با دعوت برادران دینی به تأمل در تلگرافهای علمای نجف آغاز میشود تا دو نکته روشن شود: اول اینکه هیچ یک از رؤسای ملت منکر مجلس شورای اسلامی نیستند و دوم اینکه تمام تلاش علما برای جلوگیری از مرتدین و دشمنان دین است. در ادامه، به فعالیتهای یک سال اخیر گروههای لامذهب و فرنگیمآب در مجلس اشاره میشود که با تفرقهافکنی و سوءاستفاده از مجلس، به دنبال اهداف خبیث خود هستند. نویسنده با ابراز خرسندی از دشمنی این گروهها با خود، تأکید میکند که مجلس شورای کبری اسلامی است و برای خدمت به دولت شیعه و حفظ حقوق پیروان مذهب جعفری تأسیس شده و هرگز نمیتواند محلی برای ترویج افکار غربی، آزادی عقاید و قلم به معنای غربی، و اشاعه منکرات باشد. متن با این جمله به پایان میرسد که تلاش برای تغییر ماهیت اسلامی مجلس بیهوده است.

دفاع از نظرات خود درباره مشروطیت و مجلس شورا
متن با اشاره به ظلم و تعدیات عمال سلطنتی و وزرای خائن آغاز میشود که منجر به شکایت مردم به علما و مهاجرت کبری به قم شد. در ادامه، نویسنده بر نقش خود در پیشبرد مشروطیت و عزل عینالدوله و مسیو نوز تأکید میکند. سپس، دیدگاه خود را درباره مشروطیت و محدودیت سلطنت بیان میکند و بر لزوم مطابقت قوانین مجلس شورای ملی با شرع اسلام تأکید میورزد. در بخش پایانی، نویسنده مردم را به بیداری و تشخیص حق از باطل دعوت میکند و نسبت به آزادی بیحد و حصر مطبوعات که به ائمه اطهار توهین میکنند، هشدار میدهد. در انتها، با قسم به قرآن، بر عدم مخالفت خود با اصل مشروطیت و مجلس، مشروط بر اسلامی بودن قوانین، تأکید کرده و از مردم میخواهد که سخنان او را بدون تحریف و دروغ نقل کنند.

ثمرات اداره کشور بر اساس مجلس شورای اسلامی
متن با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر اهمیت شورا و مشورت در اداره امور کشور تأکید میکند و آن را از اصول توحید و ولایت مطلقه اولیالامر میداند. هرگونه نظر و شورایی که مخالف شرع اسلام باشد را باطل و منشأ فساد معرفی میکند و تنها شورایی را معتبر میشمارد که مطابق با آراء انبیاء، علما و قوانین شرع اسلام باشد. در ادامه، به بررسی علل زوال و بقای حکومتها در طول تاریخ میپردازد و نمونههایی از جمله استیلای اعراب، دوام صفویه، سلطنت ناصرالدین شاه و شکستهای ایران در برابر روسها را ذکر میکند. سپس به لزوم اجرای عدالت توسط کارگزاران حکومتی و ترک اجحاف و ظلم به مردم اشاره میکند و مهاجرت گسترده ایرانیان به خارج از کشور را نتیجه سوء مدیریت و عدم حمایت از ملت میداند. در بخش بعدی، بر ضرورت تخلیه گمرکات از نفوذ کفار خارجی و اتحاد و اتفاق بین دولتهای اسلامی (ایران و عثمانی) تأکید میکند. در پایان، هرگونه معاهده و معاملهای را که با نادانی، خطا یا اکراه صورت گرفته و مخالف قوانین اسلام و شورای عقلا باشد، باطل میداند و به نمونههایی از واگذاری بنادر و سرزمینهای اسلامی به بیگانگان اشاره کرده و بازگرداندن این مناطق را واجب شرعی میشمارد.

گزارش وضعیت موافقان و مخالفان مشروطه در نجف و موضع منفی سید محمد کاظم طباطبایی یزدی در برابر مشروطهخواهان
گزارشی از وضعیت نجف و موضع سید محمدکاظم یزدی در قبال مشروطهخواهان ارائه شده است. در ابتدا، به تلاش مشروطهخواهان برای جلب حمایت سید یزدی و امتناع شدید ایشان اشاره میشود. این امتناع منجر به تهدید به قتل و آزار و اذیت ایشان توسط مشروطهخواهان شد که با واکنش منفی مردم نجف مواجه گشت. سید یزدی در پاسخ به این اقدامات، بر لزوم حفظ دین اسلام، نفوس و اعراض مسلمین و شوکت مذهب جعفری تأکید کرد و اعلام نمود که از مرگ باکی ندارد. در ادامه، به دریافت نامههای متعدد از ایران درباره شیوع فتن، بدعتها، بیدینی و جسارت به مقدسات و همچنین تلگرافی از آخوند آملی در همین خصوص اشاره میشود که موجب نگرانی سید یزدی شد. این وقایع، مشروطهخواهان را به شدت مضطرب کرد و آنها در صحن حرم به هیاهو پرداختند. مردم نجف در واکنش به این اقدامات، مسلحانه به حمایت از سید یزدی برخاستند و حکومت عثمانی نیز در صدد اخراج مفسدین برآمد. در پایان، به حمایت عشایر عرب از سید یزدی و نقش سیدعلی طباطبایی یزدی در بیداری متدینین و تأکید بر مطابقت امور ایران با شرع انور برای حفظ جان و مال مسلمین اشاره شده است.
هدف از تأسیس مشروطه و مجلس شورا و دلیل حمایت علما از آن
متن با اشاره به موافقت و مخالفتهای موجود با مجلس شورای ملی آغاز میشود و به سؤالات مکرر از شهرهای مختلف ایران درباره وجوب یا حرمت همراهی با آن پاسخ میدهد. در ادامه، نویسنده به این نکته اشاره میکند که پادشاهان برای حفظ مملکت به یاری و معاونت نیاز دارند و معاونین سلطان وظیفه حفظ جان و مال و ناموس مردم را بر عهده دارند. سپس، به انحراف معاونین سلطان از وظایف خود و تعدی به جان و مال مردم اشاره میکند و هدف اصلی از تأسیس مجلس شورا را حفظ حدود دولت و رعیت و حقوق عمومی مردم و ارشاد کسانی که از جاده عقل و شرع خارج میشوند، بیان میکند. در پایان، نویسنده به سوءاستفاده برخی افراد خبیث از عنوان مشروطه و آزادی برای ترویج کفر و الحاد اشاره میکند و این اقدامات را تلاشی برای بدنام کردن مجلس و منصرف کردن شاه و علما از آن میداند تا بتوانند به مقاصد ظالمانه خود دست یابند.

تأیید وجوب مشروطیت
متن با تأکید بر هدف اصلی مجلس شورا، یعنی حفظ حقوق مردم، جلوگیری از ظلم و ستم و ایجاد آرامش برای مخلوقات آغاز میشود و وجوب تقویت مشروطیت را از بدیهیات عقل و نقل میداند. سپس به نقد حکومت مطلقه میپردازد و آن را در تضاد با مشروطه و قبیح و حرام میشمارد. در ادامه، به اهمیت تعلیم و تعلم و آمادگی دفاعی مسلمانان اشاره میکند و آن را از احکام شریعت میداند. در بخش پایانی، به سؤالی درباره حکم جسارتکنندگان به شرع و اهل شرع پاسخ میدهد و عمل آنها را کفر و مستوجب اجرای حدود شرعیه میداند. در این راستا، به نامهای بینام و نشان از تبریز اشاره میکند که حاوی کلمات کفرآمیز و توهینآمیز به شرع، پیامبران و پادشاه و علما بوده و نویسنده آن را خواهان آزادی از دین و مذهب و در پی بدنام کردن مجلس و انصراف پادشاه و علما از آن برای رسیدن به اهداف ظالمانه خود میداند.

اعلام حمایت و ایثار و فداکاری در راه استقرار مشروطیت
این تلگراف با ابراز حمایت از مجلس شورای ملی آغاز میشود و تأکید میکند که تقویت این مجلس به منزله احیای آثار اسلام است. نویسندگان، مخالفان مجلس، از جمله شیخ فضلالله نوری را مطرود و مخرب اساس اسلام میدانند و خدمات مجاهدین در تهران را گواه این مدعا میآورند. در ادامه، بقا یا نابودی مجلس را معادل بقا یا نابودی اسلام دانسته و اعلام میکنند که با تمام وجود و تا آخرین قطره خون از مجلس حمایت کرده و با مخالفان و مستبدین مبارزه خواهند کرد. در پایان، به تلگراف ارسالی به علمای عتبات عالیات اشاره شده و با استناد به آیه قرآن، از عدم نگرانی نسبت به وسوسههای مخالفان سخن به میان میآید و برای توفیق در پیروی از هدایت دعا میشود.
رد انتقادها و نگرانیهای حاج شیخ فضل الله نوری و همفکرانش از متمم قانون اساسی
متن با مقایسه سلطنت مطلقه و مشروطه آغاز میشود و به تبیین تفاوتهای بنیادین آنها در رعایت حقوق ملت میپردازد. در ادامه، به نقش مجلس شورای ملی در تعیین حدود و حقوق ملت و دولت و انطباق آن با شرع مقدس اشاره میکند. سپس، به شبهات مطرح شده توسط مخالفان مشروطه مبنی بر مخالفت آن با شرع پاسخ میدهد و حضور علما در مجلس و نظارت آنها را دلیلی بر شرعی بودن مصوبات میداند. در پایان، به بیاساس بودن ایراد ترجمه قوانین از کشورهای خارجی در صورت مطابقت با شرع اشاره کرده و مخالفان را به سوءاستفاده از عناوین شرعی برای اهداف نفسانی متهم میکند.
نهی شدید از مخالفت با نمایندگان مجلس شورا
این نامه در پاسخ به تلگراف سید جمالالدین افجهای، مخالفت با مشروطیت را مخالفت با شرع انور و موجب ناراحتی شدید میداند. هدف اصلی را حفظ جان، مال و آبروی مسلمانان، تقویت ملت و دولت و بهبود وضعیت مردم عنوان میکند. تأکید میشود که وکلای مجلس تمام تلاش خود را برای اجرای این اهداف و رفع ظلم به کار میبرند و این اقدامات شرعاً و عقلاً واجب است. در نتیجه، مخالفت با نمایندگان مجلس را مخالفت با شریعت مطهره دانسته و دفع و تبعید مخالفان را ضروری میشمارد و به نصرت الهی در این راه امیدواری میدهد.

مشخصنبودن حدود وظایف وزرا و پیشنهاد مصالحه مجلس با حاج شیخ فضل الله نوری
متن با گلایه از عدم اجرای نظامنامه داخلی مجلس و تحریف مذاکرات توسط وقایعنگاران جراید آغاز میشود. سپس به نقد عملکرد وزرا و اعضای مجلس میپردازد و تأکید میکند که وظیفه اصلی مجلس، قانونگذاری برای تنظیم امور وزرا و حکام است تا عدالت برقرار شود و از هرج و مرج جلوگیری گردد. در ادامه، به اهمیت قانون در نظمبخشی به مملکت و جلوگیری از ظلم و تعدی اشاره میکند. نویسنده از عدم اقدام مجلس در اصلاح بودجه و تأسیس بانک ملی انتقاد کرده و تناقض در تصمیمگیریهای مجلس را زیر سؤال میبرد. در پایان، پیشنهاد میکند که مجلس برای اتمام حجت با متحصنین در حرم حضرت عبدالعظیم (شیخ فضلالله نوری و یارانش) مکاتبه کرده و خواستههای آنها را به صورت کتبی دریافت کند تا در صورت صحت، پذیرفته شود و در غیر این صورت، با ادله و براهین رد و در روزنامهها منتشر گردد تا شبهات برطرف شود.
تکالیف نمایندگان مجلس شورا
متن با توصیف وضعیت آشفته و بحرانی کشور آغاز میشود که در آن استبداد ریشهدار، ملت مقروض و نفوذ بیگانگان مشهود است. سپس به تبیین تکالیف ملت در سه مرحله میپردازد: مطالبه مجلس شورای ملی، انتخاب نمایندگان صالح و تلاش بیوقفه برای اجرای آرای آنان. در ادامه، به تفصیل به ده تکلیف اصلی نمایندگان مجلس شورا اشاره میکند که شامل مسئولیتپذیری، استعفا در صورت عدم توانایی، عدم وابستگی به اغراض شخصی، ارتباط با شاه برای جلوگیری از فتنهانگیزی، مطالبه نمایندگان ولایات، انتخاب نمایندگان از مهاجرین، تکمیل انتخابات در تهران، مشورت با عقلا و تشکیل کمیسیونهای وزارتخانهای برای مسئولیتپذیری وزرا است. متن با تأکید بر آگاهی نمایندگان از وظایفشان به پایان میرسد.
حقوق بشر
سخنرانی با تأکید بر حقوق ذاتی انسانها آغاز میشود و بیان میکند که این حقوق فارغ از جایگاه اجتماعی، ثروت، دین یا نژاد برای همه بشر ثابت است. سپس به نقد شدید حکام و اعیان مملکت میپردازد که رعایا را همچون حیوان فرض کرده و حقوق آنها را نادیده میگیرند و این وضعیت را ناشی از تملق شاعران و چاپلوسان میداند. در ادامه، به مقایسه با حکومت عادلانه کریمخان زند میپردازد که خود را «وکیلالرعایا» مینامید و این رویکرد را نمونهای از سلطنت مشروطه میداند. سپس به دو نوع استبداد جسمانی (حکام ظالم) و روحانی (علمای سوء) اشاره میکند. استبداد جسمانی را با مثالهایی از ظلم حکام و فساد اداری و مالیاتستانی بیرویه شرح میدهد و وضعیت اسفناک سربازان را نتیجه این فساد میداند. برای اصلاح امور نظامی، پیشنهاد میکند که کار به اهلش سپرده شود و ظلالسلطان را برای وزارت جنگ مناسب میداند، مشروط بر اینکه وزیر جنگ تابع قانون و مسئول در برابر مجلس باشد. در بخش استبداد روحانی، به علمای دنیاپرست و فاسق میپردازد که با اعمال خود، دین مردم را متزلزل میکنند و با استناد به احادیث، آنها را بدترین فقها میخواند. در پایان، به اهمیت شناخت حقوق فردی و ملی اشاره میکند و ملت ایران را به دلیل غفلت و جهل، «ملت میته» مینامد. همچنین به بیتفاوتی نسبت به قراردادهای خارجی (مانند قرارداد ۱۹۰۷) که سرنوشت ایران را تعیین میکنند، انتقاد میکند و وضعیت مجلس شورای ملی را نیز به دلیل عدم وجود وکلای کاردان و متدین، نامطلوب میداند و خواستار حضور افراد شایسته در مجلس میشود.

گزارشی از وضعیت موافقان و مخالفان مشروطه در نجف و موضع منفی سید محمد کاظم طباطبایی یزدی در برابر مشروطه خواهان
این گزارش با ابراز خرسندی از سلامتی مخاطب آغاز میشود. سپس به وقایع نجف و درخواست برخی افراد از سید محمدکاظم طباطبایی یزدی برای امضای تلگرافی در حمایت مطلق از مجلس شورای ملی اشاره میکند. در ادامه، به شرط ایشان مبنی بر مطابقت با شرع و واکنش تند برخی افراد «لااُبالی» که تهدید به قتل ایشان و نگارنده کرده بودند، میپردازد. این تهدیدات منجر به واکنش عمومی مردم نجف، بهویژه اعراب و کسبه، در حمایت از سید محمدکاظم یزدی و محکومیت مشروطهخواهان میشود. حکومت عثمانی نیز در این میان به مفسدین هشدار میدهد که نجف یک شهر خارجی است و بحث مشروطه باید متوقف شود. در پایان، گزارش به لعن و نفرین عمومی مردم نسبت به مشروطه در کوچهوبازار اشاره کرده و از علما و مقدسین میخواهد که از کفر و الحاد جلوگیری کنند تا امر مجلس مطابق با شرع و رضای الهی پیش برود و دین مردم از بین نرود.
تقدیر از علمای مشروطهخواه نجف جهت تأیید اصل دوم متمم قانون اساسی
متن با اشاره به تصور دو حجتالاسلام (آخوند خراسانی و حاج شیخ عبدالله مازندرانی) آغاز میشود که فصل نظارت مجتهدین بر مصوبات مجلس را پذیرفته و آن را در نظامنامه درج کردهاند. در ادامه، از این دو عالم به دلیل بذل شفقت و تحسین تلگرافیشان تقدیر شده و درخواست افزودن فصلی دیگر برای جلوگیری از انحرافات، نشانه عاقبتاندیشی و هوشمندی آنها تلقی میشود. سپس، عموم مسلمانان به قرائت متن تلگراف این بزرگان و آگاهی از پاسداری آنها از شرع نبوی و حفظ اسلامیت مجلس شورا دعوت میشوند. در پایان، به وصول نسخه اصلی تلگراف با امضاء و مهر این دو عالم اشاره شده و اعلام میشود که این سند قابل رؤیت بوده و عکس آن نیز منتشر خواهد شد.

شرح نظرات حاج شیخ فضل الله نوری در مخالفت با مشروطه خواهان
متن با اعلام اینکه مجلس شورای ملی منکر ندارد و اتهامات وارده به حاج شیخ فضلالله نوری مبنی بر مخالفت با آن دروغ است، آغاز میشود. سپس به نقل از شیخ فضلالله نوری، تأکید میشود که او نه تنها منکر مجلس نیست، بلکه خود را در تأسیس آن مؤثرتر از دیگران میداند و هدفش مجلسی است که اساس آن بر اسلامیت و شریعت محمدی باشد. در ادامه، متن به انتقاد از گروههای لامذهب و آزادیخواه میپردازد که به زعم نویسنده، با سوءاستفاده از فضای مجلس، به هرزگی و راهزنی مشغول شدهاند. در پایان، با اشاره به تلگرافی از علمای عتبات، تأکید میشود که مهاجرین (از جمله شیخ فضلالله) مفاد آن تلگراف را قبول دارند و هدفشان اصلاح و تکمیل مجلس بر اساس موازین شرعی است و مخالفان واقعی مجلس کسانی هستند که نظامنامه را بر اساس قوانین خارجی تدوین میکنند.
شرح نظرات انتقادی حاج شیخ فضل الله نوری بر عملکرد مشروطهخواهان
این متن با اشاره به ریشههای شکلگیری مشروطه در ایران و تأثیر افکار غربی بر آن آغاز میشود. سپس به بیان نگرانیهای علمای شیعه، به ویژه حاج شیخ فضلالله نوری، از انحراف مشروطیت از مسیر اسلامی و تبدیل آن به ابزاری برای ترویج افکار ضددینی و هرج و مرج میپردازد. در ادامه، نویسنده به تفصیل به مصادیق این انحرافات، از جمله حذف لفظ «اسلامی» از عنوان مجلس، ترویج بیدینی، اشاعه فحشا، و توهین به مقدسات دینی اشاره میکند. در پایان، متن بر لزوم اصلاح نظامنامه اساسی مجلس برای تضمین مطابقت قوانین با شرع مقدس و جلوگیری از نفوذ فرقههای ضاله تأکید میکند و خواستار گنجاندن موادی برای حفظ اسلامیت مجلس و مقابله با مرتدین و لامذهبان میشود.
علل مخالفت با روند مجلس
متن با اشاره به پیشگامی نویسنده در دفاع از اسلام و مبارزه با ظلم آغاز میشود و به تلاشهای او در گذشته برای پیشبرد مقاصد دینی اشاره دارد. سپس به مهاجرت خود به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) به دلیل اشاعه کفریات و توهین به شرع اسلام میپردازد و اتهام ضدیت با مجلس را رد میکند. در ادامه، هدف اصلی را تطبیق مجلس با قانون محمدی (ص) و محدود کردن مشروطیت به امور دولتی، نه دینی، بیان میکند. نویسنده تأکید میکند که مهاجرتش برای حفظ اسلام و ترویج احکام شرع بوده و نه به خاطر شخص خاصی، و از مسلمانان میخواهد که فریب افراد منحرف را نخورند. متن با آیهای از قرآن کریم به پایان میرسد.
عمل مهاجرت علما به آستان حضرت عبدالعظیم (ع)
متن با اشاره به آیه قرآن، وضعیت مسلمانان را در مواجهه با امتحانی عمومی توصیف میکند که در آن شیطان و جنودش بر قوای ظاهری و باطنی آنان مسلط شدهاند. سپس به حرکت اخیر برخی برادران دینی اشاره میکند که امیدبخش است و از مهاجرین به زاویه مقدسه حضرت عبدالعظیم (ع) به دلیل بیدار کردن جامعه و جلوگیری از انحراف بیشتر تقدیر میکند. در ادامه، نویسنده با قسم به ذات الهی، هدف مهاجرین را نه برهم زدن مجلس، بلکه اصلاح آن بر اساس اسلام بیان میکند و نسبت به فریب خوردن از سخنان شیرین مبنی بر عدم تغییر اسلام هشدار میدهد. نویسنده به وجود افراد فاسد العقیده در میان مسلمانان اشاره کرده و سکوت دانایان را ناشی از تهدیدات و ترس میداند و این تهدیدات را بیاساس و توخالی میخواند. در پایان، از برادران دینی میخواهد که بیدار و هوشیار شوند و اجازه ندهند اسلامی که با خون پاکان به دست آمده، به بهانه آبادانی دنیا از دست برود. بر لزوم توجه به کلمات مهاجرین و اصلاح مجلس از داخل و خارج و تحصیل نظامنامهای موافق با قانون اسلامی تأکید میکند و تأخیر در تصویب نظامنامه را نشانه مقاصد فاسد مجرمین میداند. در نهایت، از اهل غیرت اسلامی میخواهد که برای مطالبه نظامنامه اسلامی اقدام مجدانه کنند، زیرا بدون آن، مجلس بیاثر خواهد بود و تأکید میکند که قوت اسلام و رفع گرفتاریهای دنیا در گرو همین نظامنامه اسلامی است.
امر به معروف و نهی از منکر به مثابه تأیید و حمایت از مجلس و مخالفت با استبداد
متن با تأکید بر اهمیت مجلس ملی به عنوان مهمترین معروف زمان آغاز میشود و بیان میکند که تمام معروفها در سایه پایداری مجلس محقق میشوند. در ادامه، به پیامدهای نبود مجلس از جمله اضمحلال ملیت و عدم توانایی در اشاعه شرع انور اشاره میکند. سپس، حمایت از مجلس را بالاترین معروف و مبارزه با استبداد را لازمترین نهی از منکر میداند و این رویکرد را مطابق با آموزههای اسلامی و حفظ استقلال و شؤون اسلامیت معرفی میکند. در پایان، به شبهات و ایرادات مخالفان مجلس پاسخ میدهد و مفهوم صحیح آزادی را تبیین میکند که در راستای حفظ حدود شرعی و حقوق مردم است.
بیان انحرافها و زیانهای مشروطه
متن با اشاره به ورود شیخ فضلالله نوری به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و تلاش برخی برای تحریف مقاصد او آغاز میشود. نویسندگان تأکید میکنند که هدف مهاجرین، مخالفت با اصل مجلس شورا نیست، بلکه اصلاح آن و جلوگیری از نفوذ افراد بیدین و مروج کفر است. در ادامه، به وضعیت نابسامان کشور پس از تشکیل مجلس اشاره شده و از افزایش ظلم، خونریزی، تاراج اموال و رواج فحشا و بیدینی انتقاد میشود. متن به نفوذ افراد لامذهب و آزادیخواه در مجلس و ترویج افکار غربی اشاره کرده و از علمای نجف میخواهد که مجلس را بر اساس اصول اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر اداره کنند. در پایان، نویسندگان بر وحدت نظر مهاجرین و علمای نجف در مورد مجلس اسلامی تأکید کرده و مخالفان را پیروان فرقههای بابیه و فرنگیمآب میدانند که به دنبال مجلسی شبیه پارلمانهای اروپایی هستند و به تقویت اسلام و حفظ دماء مسلمین توجهی ندارند.
حدود وظایف و اختیارات مجتهدان عادل و نمایندگان مجلس
متن با استناد به آیه قرآن، بر عدم حق مداخله مجلس شورا در احکام الهی تأکید میکند و قانونگذار را نیازمند علم به مصالح و مفاسد، عدالت و رأفت میداند که این صفات تنها در ذات خداوند و به موهبت او در انبیا و ائمه وجود دارد. در ادامه، به این نتیجه میرسد که هیچکس حق مداخله در احکام الهی را ندارد و وکلای مجلس نیز نمیتوانند در اموری که موکلشان (مردم) حق مداخله ندارند، دخالت کنند. متن به مفاسد ناشی از تغییر فروع دین توسط افراد غیرصالح اشاره کرده و خواستار آن است که قوانین جاریه در مملکت اسلامی مطابق فتوای مجتهدین عادل باشد و دولت و اجزای آن تنها مجری احکام صادره از مجتهدین باشند. در پایان، از حامیان قرآن و اسلام، روحانیون و مسلمانان میخواهد که دست دشمنان را از ظلم به قرآن کوتاه کرده و صاحبان جرایدی که مروج اخلاق حیوانی و شیطانی هستند و آزادیطلبان را که مانند دیوانگان عمل میکنند، محدود سازند، زیرا حاکمی که حکمش مطلق و بدون قید باشد، دیوانه است.
پیشنهاد تشکیل هیأت منتخب جهت تدوین متمم قانون اساسی
متن با اشاره به وضعیت گذشته ایران که مردم از حقوق انسانی محروم بودند و تغییر این وضعیت با مشروطیت آغاز میشود. سپس به هرج و مرج موجود اشاره میکند که ناشی از اختلاف بین ملت و پادشاه است. در ادامه، پیشنهاد تشکیل هیئتی متشکل از پنج وکیل امین و سه نفر از رجال منتخب پادشاه را مطرح میکند تا با بررسی قوانین سایر کشورها، حدود و حقوق سلطنت و ملت را مشخص کنند. در پایان، با اشاره به مکاتباتی از آذربایجان و خطر ارومیه، بر لزوم اقدام فوری تأکید میشود.
ایجاد هراس در میان مردم نسبت به مشروطه خواهان
متن با خطاب به مشروطهخواهان و آزادیطلبان آغاز میشود و نسبت به مشروطه مشروعهخواهان هشدار میدهد. در ادامه، مشروعهخواهان را مستبدینی معرفی میکند که قصد دارند استبداد را در پوشش دین احیا کرده و با حربه تکفیر، ظلم و ستمگری را رواج دهند. متن بیان میکند که این گروه آزادی و عدالت را مخالف دین اسلام جلوه میدهند تا مردم عوام را فریب داده و مشروطیت را از بین ببرند. در پایان، مشروعه مشروعهخواهان را به عنوان استبداد و کهنهپرستی در لباس جدید معرفی میکند که قصد دارند دستاوردهای ملت را از بین ببرند و ایران را ناتوان از آزادی و تمدن نشان دهند تا مردم برای همیشه در بندگی و بردگی باقی بمانند.
یاس مردم تبریز از مشروطه و جنگ خانگی مشروطه خواهان آنجا
متن با ابراز ناامیدی شدید از وضعیت مشروطیت و انحطاط اوضاع آغاز میشود. اشاره به تسلط اوباش بر قورخانه دولتی و فروش اسلحه، و همچنین وضعیت بحرانی ارومیه و تاخت و تاز در اطراف آن، نشاندهنده هرج و مرج حاکم است. در ادامه، نویسنده به تلاشهای گذشته خود برای اصلاح امور اشاره میکند که به دلیل عجله و بیتدبیری برخی افراد، نتیجه عکس داده و اوضاع را بدتر کرده است. او از تصمیم خود برای کنارهگیری از امور عمومی و عدم حضور در انجمن ملی تبریز سخن میگوید و به واقعه تلگرافخانه و اقدامات مجاهدین و فدائیان اشاره میکند که باعث دلسردی بیشتر او شده است. در پایان، نویسنده به طور کامل از فعالیتهای انجمن کنارهگیری کرده و وضعیت را به گونهای توصیف میکند که مشروطه از میان رفته و کشور درگیر جنگ داخلی است.
.jpeg&w=3840&q=75)
علل مخالفت و رویگردانی خود از مشروطه و مهاجرت گروهی از علما به آستان حضرت عبدالعظیم (ع)
متن با اشاره به تعجب از عدم موافقت حاج آخوند رستمآبادی با مجلس شورای ملی آغاز میشود و تأکید میکند که مسلمانان باید عقاید اسلامی را از علمای نجف اشرف کسب کنند. سپس، علت اصلی مخالفت حاج آخوند با مجلس را تبیین میکند؛ مجلسی که در ابتدا با وعده رفع ظلم، اجرای احکام شرعیه و انهدام استبداد تشکیل شد و علمای نجف نیز آن را تأیید کردند. در ادامه، به انحرافات و مفاسد مجلس اشاره میشود، از جمله ترویج آزادی بیان و قلم که منجر به توهین به اسلام و علما در روزنامهها شده است. همچنین، به موضوع مساوات و برابری میان مسلمانان و اهل ذمه پرداخته میشود که در جشنهای مجلس به حدی رسیده که بابیها و طبیعیمذهبها نیز در آن حضور یافته و شعارهایی مغایر با اسلام سر دادهاند. متن سپس به موضعگیری حاج شیخ فضلالله نوری و علمای معتکف در حضرت عبدالعظیم (ع) اشاره میکند که مجلس را گمراه و گمراهکننده میدانند و خواستار تطبیق آن با شرع مقدس هستند. در پایان، به مفاسد و مهالک ناشی از مجلس، از جمله قتل و غارت و تضییع ناموس مسلمانان، اشاره شده و تأکید میشود که اگر این روند ادامه یابد، اسلام نابود خواهد شد و راهزنان دین و دولت به اهداف خود خواهند رسید. متن با امید به نصرت الهی و نشر ارکان شرع به پایان میرسد.

دلایل انتقاد از روند مشروطیت
این بیانیه با قسم دادن مخاطبان به خدا و دعوت به تأمل در متن، به نقد وضعیت موجود مشروطیت میپردازد. در ابتدا، نویسنده به اعتقادات مشترک مسلمانان در مورد خدا، پیامبر، ائمه و جایگاه علما اشاره میکند و یادآور میشود که چگونه مردم پیش از این به علما احترام میگذاشتند و به احکام دینی پایبند بودند. سپس، با اشاره به تغییر رفتار مردم پس از تأسیس مجلس و انتشار روزنامههایی با محتوای کفرآمیز و هرزگی، از آنان انتقاد میکند که چگونه از عقاید اولیه خود برگشته و به جای پیروی از علما، به دنبال فرنگیمآبان و لامذهبان رفتهاند. نویسنده به تفصیل به محتوای توهینآمیز و ضددینی برخی روزنامهها و شبنامهها اشاره میکند که به مقدسات اسلامی، علما و حتی امام زمان توهین کردهاند. در ادامه، به فساد و بیدینی برخی اعضای مجلس و ظلمهای آنان اشاره میکند و تأکید دارد که مجلس برای امور دولتی تأسیس شده، نه برای امور دینی. در پایان، با یادآوری جایگاه دین اسلام و قوانین الهی، از مسلمانان میخواهد که به خود آمده و از علما حمایت کنند و اجازه ندهند که لامذهبان قوانین اجانب را در مملکت اسلامی جاری کنند و هشدار میدهد که این روند به هرج و مرج و نابودی دین منجر خواهد شد.
القاء فتنه و آشوب بر ضد مشروطه خواهان
متن با اشاره به شیوه عمروعاص در فریب یاران امام علی (ع)، به تشریح وضعیت کنونی جامعه میپردازد. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که بسیاری از افراد، مشروطهخواه و حامی مجلس هستند، اما عدهای مفسد با تحریک و القای مطالب، آنها را به آشوب واداشتهاند. همچنین، به نقش همسایگان (کشورهای خارجی) در این تحریکات و تلاش برای برانگیختن مردم علیه شرع و وزرا اشاره شده است. در پایان، نویسنده بر تعهد خود به حفظ مجلس و ادامه وظیفه خود تا پای جان تأکید میکند و هدف این آشوبها را از کار انداختن مجلس میداند.
شیوۀ مخالفان در مخالفت با مجلس شورا
متن با اشاره به شیوههای تخریب و تضعیف یک اساس، بیان میکند که مخالفان برای ضربه زدن به یک نهاد، ابتدا به بزرگان و اعضای آن حمله میکنند تا به تدریج به اصل آن رخنه کنند. سپس، با ابراز گلایه از مردمی که به سخنان بیهوده گوش میدهند و از سخنان صحیح رویگردانند، به این نکته اشاره میکند که جهالت مردم عامل اصلی این وضعیت است و اصلاح امور در چنین شرایطی دشوار به نظر میرسد.
پیشنهاد اقدامات مؤثر بر ضد حاج شیخ فضل الله نوری
متن با اشاره به رواج روزنامهنویسی و تأثیر آن در جامعه آغاز میشود. سپس به فعالیتهای روزنامهنگاری شیخ فضلالله نوری و آخوند رستمآبادی و محتوای انتقادی آنها علیه وکلای مجلس اشاره میکند. در ادامه، نویسنده به نامههایی از نجف اشاره دارد که نشان میدهد فعالیتهای شیخ فضلالله نوری در آنجا نیز تأثیرگذار بوده است. در پایان، نویسنده با تأکید بر مخرب بودن این افراد برای دین، شریعت و مملکت، خواستار اقدام فوری برای مقابله با آنها میشود.
فرصت طلبی مشروطه خواهان و انزجار مردم تبریز از مشروطیت
متن با اشاره به کنارهگیری نگارنده از انجمن ملی تبریز آغاز میشود و به سوءاستفاده برخی افراد از مشروطه برای منافع شخصی و بدنام کردن دیگران میپردازد. در ادامه، به تلاشهای نگارنده برای آگاهسازی مردم و تبیین ماهیت واقعی مشروطه اشاره شده که منجر به انفعال عمومی و کاهش نفوذ برخی افراد شده است. در پایان، به انتقاداتی مبنی بر کنارهگیری عقلا و واگذاری امور به افراد نالایق و همچنین اعتراضات مردم به وضعیت موجود و عدم تطابق آن با آرمانهای مشروطه اشاره میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
آگاه نمودن علمای مشروطهخواه نجف از روند حرکت های غیر اسلامی مجلس شورا


دعوت از علمای مهاجر به آستان حضرت عبدالعظیم (ع)، برای اغماض و همکاری جهت آرامش اوضاع
این تلگراف به علمای مهاجر به آستان حضرت عبدالعظیم (ع) ارسال شده و از آنان میخواهد که از اقدامات خود علیه مجلس دست بردارند. نویسنده با اشاره به تلگراف قبلی که به مجلس ارسال شده بود، اقدامات فعلی را موجب آزردگی مراجع نجف [۱] دانسته و آن را ناشی از ملاحظات شخصی میداند. در پایان، از علمای مهاجر مصرانه درخواست میشود که برای حفظ جایگاه خود و شرع، از اقدامات ضد مجلس خودداری کرده و آنچه را که انجام دادهاند، جبران کنند تا از صدور احکام سخت جلوگیری شود.

دلایل مخالفت علمای مهاجر، با روند مجلس و مشروطه و انگیزه مهاجرت خود
این بیانیه با اشاره به نامهای از علمای نجف به ملا محمدعلی مجتهد رستمآبادی، به تشریح وضعیت مجلس شورای ملی میپردازد. در ابتدا، به جایگاه شریعت اسلام به عنوان تنها قانونگذار و نفی آزادی و مساوات غربی که در مجلس مطرح شده، اشاره میکند. سپس، به نقد وکلای مجلس میپردازد که بدون وکالت مردم، خود را نماینده معرفی کرده و مفاهیم آزادی و مساوات را از غرب وارد کردهاند. در ادامه، به تبلیغات گسترده و فریبنده برخی واعظین و روزنامهها در ترویج مشروطه و مساوات اشاره میکند که مردم را به اشتباه انداختهاند. بیانیه تأکید میکند که قانون مشروطه فعلی، لباسی دوخته شده برای فرنگستان است که با مبانی دین اسلام در تضاد است و قوانین الهی را نادیده میگیرد. در پایان، به مهاجرت علمای اعلام به رهبری شیخ فضلالله نوری به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) اشاره میکند که برای تصحیح و تنظیم مجلس بر اساس شرایط شرعی و زدودن اختلافات تلاش میکنند و خواستار امنیت و آرامش برای کشور هستند.
نحوه بازگرداندن حاج شیخ فضل الله نوری و همراهانش از آستان حضرت عبدالعظیم (ع) به تهران
در این سخنرانی، دو رویکرد برای بازگرداندن حاج شیخ فضلالله نوری و همراهانش از مهاجرت به آستان حضرت عبدالعظیم (ع) مطرح میشود. رویکرد اول، التماس و درخواست از آنها برای عدم تفرقه در میان مسلمانان است که گوینده آن را بیاثر میداند. رویکرد دوم، استفاده از زور و اجبار است که گوینده به شدت با آن مخالف است و معتقد است نباید به آنها لباس مظلومیت پوشاند. در ادامه، به موضوع توقیف دستگاه چاپ سنگی آنها اشاره میشود و گوینده بیان میکند که توقیف آن، به معنای حقانیت آنها تلقی خواهد شد و قلم و زبان را نمیتوان توقیف کرد. در پایان، به مسئله تکفیر از سوی آنها پرداخته میشود و گوینده تأکید میکند که باید از کفر ترسید، نه از تکفیر.
فلسفه و فواید مشروطیت و محکوم کردن مخالفان آن
متن با اشاره به طغیان و تعدی حکام و امراء در اعصار اخیر آغاز میشود که موجب به تنگ آمدن مردم و درخواست دولت مشروطه شده است. در ادامه، نویسنده به تعریف مشروطیت از دیدگاه ارباب عقول میپردازد که هدف آن حفظ حدود و حقوق دولت و رعیت است تا ظلم محدود شود. سپس، وضعیت حاکمان را به حیواناتی تشبیه میکند که بدون حد و مرز ظلم میکنند و کسی به فریاد مظلوم نمیرسد. در پایان، نویسنده به تحریک مستبدین و ظالمین برای تخریب مجلس و مشروطیت اشاره میکند و این اقدامات را با مکر عمروبن عاص مقایسه کرده و با استناد به آیه قرآن، مکر الهی را برتر از مکر آنان میداند.

تایید مشروطیت و محکوم کردن مخالفان آن
متن با ابراز نگرانی از وضعیت موجود آغاز میشود و به تحصن گروهی از علما در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) اشاره میکند که به بهانه حفظ دین، با مشروطیت مخالفت میکنند. این مخالفت، به زعم نویسنده، در واقع به جان و مال مسلمانان آسیب میرساند. در ادامه، نویسنده بر لزوم و رجحان مجلس شورای ملی برای اصلاح امور رعیت، نظم دولت و جلوگیری از ظلم حاکمان تأکید میکند و آن را در راستای شریعت و نهی از منکر میداند. در پایان، نویسنده مخالفان مشروطه را به عمروعاص تشبیه کرده و اعمال آنها را مکر و حیله میخواند که به گمان خود کار نیکو میکنند، در حالی که در فتنه افتادهاند.

درخواست توضیح مواد قانون اساسی توسط محمد علی شاه قاجار
متن با خطاب به مجلس شورای ملی آغاز میشود و نویسندگان با تأکید بر نیت خیرخواهانه خود برای تقویت دولت و ملت، به مسئله عدم توشیح متمم قانون اساسی توسط شاه میپردازند. این عدم توشیح را عامل تعطیلی امور، تضییع حقوق و سلب امنیت مردم و کشور میدانند. در ادامه، از شاه درخواست میشود که با توجه به رفاه حال مردم و آبادانی کشور، متمم را توشیح کند تا از تقویت نفوذ بیگانگان و تضعیف داخلی جلوگیری شود. متن با امضای نویسندگان به پایان میرسد.


عدم مخالفت با مجلس و تقاضای تقید قانون اساسی به احکام شرع
این بیانیه با اشاره به حضور دو ماهه جمعی از علما و مجتهدین در حرم حضرت عبدالعظیم (ع)، به شایعاتی مبنی بر مخالفت آنان با مجلس پاسخ میدهد. در ابتدا، ماهیت مجلس را نه از اصول دین، بلکه نهادی برای کاهش ظلم و مشورت در امور دولتی معرفی میکند و تأکید دارد که اطاعت از آن واجب شرعی نیست. سپس، با رد اتهام ضدیت با مجلس، بیان میکند که مهاجرین بیش از دیگران خواهان مجلس هستند، به شرطی که اساس آن بر اسلام باشد و احکام شرع در آن رعایت شود. در ادامه، به تلاش عدهای برای تغییر احکام اسلامی به بهانه اقتضای زمان اعتراض کرده و خواستار اتحاد مسلمانان برای اصلاح مفاسد و پریشانی ملت از طریق مجلس میشود. همچنین، به کارشکنیهای منحرفین از دین در مسیر فعالیت مجلس اشاره میکند و از تفرقه افکنی میان علما و فریب عوام انتقاد میکند. در پایان، با تأکید بر لزوم اسلامی بودن نظامنامه مجلس و اجرای احکام شرع، هرج و مرج موجود را ناشی از توقف این نظامنامه میداند و به شایعهای در مورد سفر شیخ فضلالله نوری به صاحبقرانیه و سوءاستفاده از آن برای مقاصد باطل اشاره کرده و خواستار تحقیق و مجازات دروغگویان میشود.
ناخرسندی از مجلس شورا در عدم رسیدگی به درخواستهای مردم اصفهان
متن با طرح مسئله حضور ظلالسلطان در اصفهان و رأی مجلس شورای ملی به این موضوع آغاز میشود. در ادامه، نویسنده به نمایندگی از مردم اصفهان، ضمن تأکید بر اطاعت از قوانین مشروطیت، نگرانیهای جدی خود را در مورد عدم تأمین امنیت و اجرای عدالت در شهر بیان میکند. این نگرانیها شامل عدم مجازات قاتلان، بازگرداندن اموال غارت شده و احترام به جان مردم اصفهان در سایه مشروطیت است. متن با درخواست پاسخگویی از مجلس به این پرسشها به پایان میرسد.

رد انتقادات حاج شیخ فضل الله نوری بر متمم قانون اساسی
متن با ابراز تعجب از مهاجرت برخی علما به دلیل احتمال خلاف شرع بودن مصوبات مجلس شورای ملی آغاز میشود و این اقدام را در شرایطی که قشون عثمانی به مرزهای ایران تجاوز کرده و مسلمانان را به خاک و خون میکشد، مورد انتقاد قرار میدهد. در ادامه، نویسنده با لحنی محترمانه، مهاجرت شیخ فضلالله نوری را ناشی از شبههای میداند که مجلس قصد تغییر احکام دین را دارد و از عدم رفع این شبهه توسط دوستان و دشمنان و همچنین رفتار نامناسب همراهان شیخ گلایه میکند. سپس، نویسنده به دفاع از قانون اساسی میپردازد و تأکید میکند که هیچ کلمهای خلاف شرع در آن نیست و علمای بزرگی در تدوین آن مشارکت داشتهاند. همچنین، به موضوع نظارت هیئت علما و عجله بستگان شیخ در انتشار لایحه مربوطه اشاره میکند و وظیفه اصلی مجلس را وضع قوانین برای امور مملکتی و سیاسی میداند، نه دخالت در احکام شرعی. در بخش دیگری، به مسئله مساوات در قانون و اختیارات حکام شرع در تعزیرات اشاره میشود و با طرح مثالهایی از عدم واکنش به قتل اتباع خارجی در ایران، به عدم استطاعت فعلی کشور برای مقابله با این مسائل اشاره میکند. در پایان، با استناد به سیره پیامبر (ص) و امام علی (ع) در دفاع از مسلمانان در برابر دشمنان، از شیخ فضلالله نوری میپرسد که آیا از تجاوزات عثمانی در ارومیه و قتل و غارت مسلمانان بیخبر است و تأکید میکند که اساس دین و مملکت در خطر است و اصلاحات جزئی در قانون اساسی در این شرایط، کلیات را به باد میدهد. متن با درخواست از شیخ برای بازگشت به شهر و اتحاد با دیگر علما برای حفظ اسلام و وطن به پایان میرسد.
هشدار و تهدید حاج شیخ فضل الله نوری
سخنرانی با قسم به حضرت حجت آغاز میشود و بر اهمیت و جایگاه مجلس شورای ملی تأکید میکند. در ادامه، به تلاشهای صورتگرفته برای برپایی مجلس اشاره شده و مخالفت برخی از اهل علم با آن، بهویژه حاج شیخ فضلالله نوری، مورد انتقاد قرار میگیرد. سخنران، ضمن تهدید تلویحی مخالفان به افشای نام و تحریک مردم علیه آنان، از نمایندگان میخواهد که با اطمینان و قوت قلب به کار خود ادامه دهند و مجلس را برهمخوردنی ندانند. در پایان، به تلاشهای حاج شیخ فضلالله نوری برای کسب ریاست در مجلس و سپس تخریب آن با دریافت پول از شاه اشاره شده و از برادران خواسته میشود که در این باره سکوت کنند.

لزوم تسامح و اغماض نسبت به حاج شیخ فضل الله نوری
متن با اشاره به انزوای شیخ فضلالله نوری و آسیبهای ناشی از آن برای جایگاه علما و تحریک عوام آغاز میشود. در ادامه، نویسنده به بدزبانی مردم تهران و سایر ولایات نسبت به شیخ اشاره کرده و بر لزوم تدبیر برای حفظ جایگاه علما و جلوگیری از تندروی عوام تأکید میکند. سپس، نویسنده از ارسال نامههای دوستانه و تهدیدآمیز به شیخ فضلالله نوری خبر میدهد و ابراز امیدواری میکند که ایشان از مواضع خود پشیمان شده و به جمع موافقان بازگردند. در پایان، نویسنده از علما و مجلس شورای ملی میخواهد که با تسامح و اغماض، شیخ فضلالله نوری و همراهانش را به راه آورند و از ایجاد وحشت پرهیز کنند. او تأکید میکند که در این برهه، موافقت و اتحاد بهتر و صلاح است و طولانی شدن اختلافات به نفاق بیشتر منجر خواهد شد. نویسنده در نهایت، از تلاشهای خود در این زمینه سخن میگوید و از خداوند برای تسهیل امور یاری میطلبد.

پیشنهاد پیمان اتحاد و همکاری میان حاج شیخ فضل الله نوری و علمای مشروطهخواه تهران
این نامه با دعوت از علمای تهران برای حضور در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) آغاز میشود. هدف از این گردهمایی، بستن پیمان اتحاد و همکاری با سوگند به قرآن است. محور اصلی این پیمان، تلاش مشترک برای حفظ اساس شرع شریف، جلوگیری از تصویب قوانین مخالف با شریعت در مجلس و کوشش برای حفظ حدود یکدیگر است. در پایان، بر لزوم قطع نفوذ مخالفین دین، رفع مفاسد موجود و بازگرداندن شیخ فضلالله نوری تأکید شده است.
پرسش از مجلس شورا دربارۀ معنا، حدود وثغور مشروطیت و حریت (آزادی) در قانون اساسی
مهاجران آستان حضرت عبدالعظیم (ع) با احترام به وکلای مجلس شورای ملی، نگرانی خود را از سوءتعبیر لفظ «مشروطه» و «حریت» ابراز میکنند. از آنجا که این اصطلاحات در ایران سابقه نداشته، هرکس به گونهای آن را تفسیر میکند و برخی نادانان، حریت را به معنای «حریت مطلقه» و دخالت مجلس در امور شرعیه القا میکنند که موجب وحشت مردم شده است. از این رو، دو سؤال مطرح میشود: اولاً، معنی مشروطیت و حدود مداخله مجلس چیست و آیا قوانین مجلس میتواند مخالف شرع باشد؟ ثانیاً، مراد از حریت و آزادی چیست و مردم تا چه اندازه آزادند؟ مهاجران که در تأسیس این اساس نقش داشتهاند، خواستار پاسخ صریح و واضح به این سؤالات برای رفع نگرانی و جلوگیری از فساد هستند.
معنای مشروطه و حدود آزادی
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مشروطه صرفاً یک نام است یا معنای عمیقتری دارد. سپس به تعریف مشروطیت به عنوان تحدید حدود دولت، تعیین حقوق افراد و اجرای قانون مساوات میپردازد و وضعیت موجود را که در آن حقوق مردم محفوظ نیست و مدعیان حق مورد اتهام قرار میگیرند، نقد میکند. در ادامه، مشروطه را معادل مسلمانی و رعایت حقوق دیگران میداند و بر لزوم تبعیت از حقوق معین شده توسط شارع مقدس تأکید میکند. در بخش بعدی، نویسنده به تبیین «تکلیف امروزه ما» میپردازد و با تمثیل نماز، آزادی را مشروط به عدم اضرار به غیر و رعایت قانون میداند. در پایان، تفاوت آزادی در دوران استبداد (محدود به قوانین ظالمانه) و مشروطه (محدود به قانون شریف و عدالت) را بیان میکند و تأکید دارد که مستبدین که به آزادی مطلق عادت کردهاند، در برابر قانون مقاومت میکنند، اما باید به هر طریق ممکن آنها را تابع قانون کرد.
پاسخ به پرسش مهاجران به آستان حضرت عبدالعظیم (ع): انطباق مصوبات مجلس با احکام شرع
این پاسخ با اشاره به اهداف اولیه نهضت مشروطه که رفع ظلم و حفظ شریعت اسلامی بود، بر این نکته تأکید میکند که مجلس شورای ملی هرگز قصد جرح و تعدیل احکام شرعی را ندارد. قوانین مصوب مجلس تنها در امور عرفی است و در این موارد نیز عدم مخالفت با قواعد شرعی رعایت میشود. در پایان، از مسلمانان خواسته شده است که قدر این نعمت الهی را بدانند و از تشویش اذهان عمومی با اوهام بپرهیزند.


ميثاق اخوت و پایداری بین حاج شیخ فصل الله نوری و مهاجران
متن با استناد به آیات قرآن کریم، به اهمیت اتحاد و اخوت در پیشبرد اهداف الهی و حفظ دین میپردازد. سپس با اشاره به وضعیت بحرانی ایمان و دین در آن زمان، مهاجرت جمعی از علما و فقها به سرپرستی شیخ فضلالله نوری به حرم حضرت عبدالعظیم را به عنوان مصداق مهاجرت فی سبیل الله و مجاهدت در راه خدا معرفی میکند. در ادامه، این مهاجرت را موهبتی الهی دانسته و برای تثبیت آن، عهدنامهای را در سه بخش تنظیم میکند: حقوق شیخ نوری بر علمای مهاجر، حقوق علمای مهاجر بر شیخ نوری، و حقوق علمای مهاجر نسبت به یکدیگر. در هر بخش، وظایف و مسئولیتهای متقابل به تفصیل بیان شده و بر لزوم اطاعت از شیخ، حمایت از یکدیگر، حفظ آبروی جمعی و دوری از نفاق تأکید میشود. در پایان، بر ضرورت حفظ اتحاد بین تمام طبقات علما برای مقابله با دشمنان دین و جلوگیری از نفاق تأکید شده است.
مشکلات و کوتاهیهای مجلس و دولت مشروطه
متن با ابراز نگرانی عمیق نویسنده از وضعیت موجود در کشور آغاز میشود و ترس او از بیان حقایق به دلیل فضای تکفیر و تهدید را نشان میدهد. در ادامه، نویسنده به نقد تند و صریح وضعیت هرج و مرج و سوءاستفاده از عنوان مشروطهخواهی میپردازد. او گروههای مختلفی را متهم میکند که به بهانه مشروطه، به منافع شخصی، چپاول اموال مردم، تضییع حقوق دولت و ایجاد آشوب مشغولند. نویسنده همچنین به ناتوانی دولت و مجلس در برقراری امنیت و اجرای قانون اشاره کرده و از عدم تصویب قوانین وزارتخانهها توسط مجلس انتقاد میکند. در بخش دیگری، با استناد به تاریخ، به نقد عملکرد مجلس شورای ملی میپردازد و ایرادات ساختاری و عملکردی آن را برمیشمارد، از جمله عدم حضور نمایندگان، عدم آگاهی آنها از حقوق و قوانین، و عدم تناسب نمایندگی با جمعیت. نویسنده ریشه این مشکلات را در جهل مردم و عدم شناخت صحیح از وظایف مجلس و نمایندگان میداند. در ادامه، با نقل قولی از میرزا ملکمخان، به نقد عملکرد وکلا و مسئولیتناپذیری آنها در قبال احیای ایران میپردازد و تأکید میکند که انتظام امور کشور باید حاصل عقل ملت باشد نه صرفاً پادشاه. در پایان، نویسنده راهکارهایی را برای برونرفت از وضعیت موجود ارائه میدهد که شامل اتحاد ملت برای مطالبه اتمام قانون اساسی و قوانین وزارتخانهها، اجرای نظامنامه داخلی مجلس، فعال بودن رئیس مجلس، تشکیل مجلس سنا، انتخاب وکلای عالم و متدین، استعفای وکلای ناکارآمد و صداقت و خدمتگزاری وکلا برای جلب قلوب ملت و پادشاه است. هدف نهایی این راهکارها، حفظ ملیت و قومیت ایران و نجات کشور از سیاستهای داخلی و خارجی است.
تأیید مشروطیت و بیان نتایج و برکات آن
متن با ستایش از خداوند به خاطر نعمت مشروطیت و تشکیل مجلس شورای ملی آغاز میشود و آن را موجب قرار گرفتن ایران در شمار کشورهای متمدن میداند. در ادامه، بر لزوم اتحاد ملت برای اعتلای مشروطیت تأکید شده و آن را همتراز با کلمه توحید معرفی میکند. سپس، با تکرار عبارت «امروز روزی است که...» به اهمیت زمان حال برای تلاش در جهت حفظ وطن، کاشت بذر تمدن، آگاهی از حقوق، دایر کردن صنایع داخلی، پوشیدن لباس وطنی، رهایی از بدبختی، ریشهکن کردن نفاق و تصفیه شهرها اشاره میکند. در پایان، با ابراز خرسندی از بیداری مردم و تشکیل انجمنها برای اصلاح امور، به ویژه انجمن کرمانیهای مقیم تهران، ابراز امیدواری میکند که این انجمنها روز به روز قویتر شوند.
تقاضای انجام خواستهای انجمنهای تهران
متن با ابراز نگرانی از تحصن طولانیمدت نمایندگان انجمنهای ملی در مجلس و هیجان عمومی در تهران آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان به حضور خود در دارالشورای کبری برای ساماندهی این وضعیت اشاره میکنند و خواستار توجه فوری و کامل اعلیحضرت شهریاری به مقاصد ملت میشوند. در پایان، با تأکید بر احتمال سرایت این هیجان به سایر ولایات، بر لزوم تسریع در توجهات ملوکانه برای آرامش خاطر ملت تأکید شده است.


تأیید مشروطه و تأکید بر وحدت کلمه
این نامه با ابراز تأثر از مصائب وارده بر مردم قراجه داغ و ماکو و اقدامات مستبدانه، بر لزوم حمایت از مشروطیت تأکید میکند. نویسنده ضمن بیان اینکه در هر موقعیت به وظیفه خود در تقویت این اساس عمل کرده و خواهد کرد، ابراز امیدواری میکند که با عنایت حضرت ولیعصر (عج)، شیعیان از تجاوز دشمنان خارجی و ستم مستبدین داخلی در امان بمانند. در پایان، از عموم مسلمانان و مؤمنین خواسته میشود که با حفظ وحدت و دوری از تفرقه، در تقویت مشروطیت کوشا باشند و سستی به خود راه ندهند.

وظایف ملت پس از مشروطه
متن با تأکید بر جایگاه والای اسلام و قرآن به عنوان راهنمای سعادت بشر آغاز میشود و بیان میکند که سعادت دنیا و آخرت در گرو ایمان و عمل صالح است. سپس به اهمیت توأمان علم و عمل در پیشرفت و انتظام امور مملکت اشاره میکند و مشروطیت ایران را منوط به اجرای قوانین مجلس شورای ملی میداند. در ادامه، استبداد را عملی خارج از رویه علمیه معرفی کرده و با اشاره به اتمام قانون اساسی و تأیید آن توسط شاه، بر لزوم تبعیت همگان از قانون تأکید میکند. در پایان، به ملت هشدار میدهد که صرف تصویب قانون کافی نیست و مشروطیت واقعی زمانی محقق میشود که شاه در مجلس حضور یابد و قسم یاد کند و مسئولان نیز عادات قدیم را کنار بگذارند.
تأکید بر تقویت مشروطه
متن با طرح پرسشی درباره وضعیت دین اسلام و ضرورت حفظ آن آغاز میشود. سپس، مشروطیت سلطنت را تنها راهکار برای جلوگیری از تعدیات داخلی و خرابیهای کشور معرفی میکند و از علما و دانایان میخواهد که اگر راه حل دیگری میشناسند، او را مطلع سازند. در ادامه، نویسنده عدم مشاهده خلاف شرع در قوانین مشروطه را بیان کرده و از عدم همراهی سایر علما در این مسیر گلایه میکند. در پایان، با اشاره به فداکاری امام حسین (ع) در راه اعتلای دین، بر اهمیت تلاش برای پیشرفت و پایداری آیین حنیف تأکید میشود.

بیان عواقب ناگوار عدم همراهی محمد علی شاه با مشروطه
متن با اشاره به اهمیت نصیحت پادشاه برای خیر سلطنت آغاز میشود و بر لزوم حفظ وطن و حمایت از هموطنان تأکید میکند. سپس به تفاوت میان رعیت و بنده میپردازد و بیان میکند که رعیت آزاد است و حقوق پاسبانی سلطان باید در قبال انجام وظیفه شبانی و پاسبانی او باشد. در ادامه، به تاریخ سلاطین ایران اشاره میکند که چگونه با حفظ ملت و مملکت، ملقب به «ظلالله فیالارض» شدند و پادشاهانی که از وظیفه خود کوتاهی کردند، به کیفر رسیدند. سپس به دوران ناصرالدین شاه و غارت اموال ملت توسط درباریان اشاره میکند و آن را با دوران مظفرالدین شاه مقایسه میکند. در بخش بعدی، به وضعیت کشور در دوران محمدعلی شاه میپردازد که چگونه ملت از هر سو مورد ظلم و تعدی قرار گرفته و خاک ایران به تاراج میرود. در پایان، پادشاه را به هوشیاری دعوت میکند و از او میخواهد که به عواقب عدم همراهی با مشروطه و استبداد بیندیشد و سرنوشت پادشاهان مستبد گذشته را به یاد آورد و به او هشدار میدهد که اگر به داد ملت نرسد، خداوند داد ملت را از او خواهد گرفت و ممکن است سرنوشت لویی شانزدهم برای او تکرار شود. همچنین به او یادآوری میکند که با دزدان داخلی و نمایندگان اجانب نباید مصلحتبینی کند و حمیّت ملیت تنها راه حفظ سلطنت است و در غیر این صورت، باغ مشروطیت با فداییان غیبی سیراب خواهد شد.
تکذيب حکم منسوب به وی در ارتداد مشروطه خواهان
این نامه با اشاره به تلاشهای مخربین شرع و مشروطه برای توهین به مشروطهخواهان و علمای مشروطهطلب آغاز میشود. سپس به انتشار یک حکم جعلی مبنی بر ارتداد مشروطهخواهان اشاره میکند که توسط مفسدین و مزدوران دیوان برای تضعیف حکم ارتداد یک فرد خاص و در عین حال ضربه زدن به مشروطه منتشر شده است. در پایان، وظیفه اصلی اعضای انجمن ایالتی را دفع این مفسدین و جلوگیری از رخنه وسوسههای شیطانی در عقاید مسلمانان میداند و خواستار توقیف اوراق جعلی در پستخانه و شناسایی بانی این تهمت میشود.
معنی و فواید سلطنت مشروطه
متن با حمد و سپاس الهی و صلوات بر پیامبر و آل او آغاز میشود. نویسنده پس از ورود به ایران، وضعیت پریشان مردم و ظلم استبداد را مشاهده کرده و به ضرورت مشروطیت و تشکیل مجلس شورای ملی اشاره میکند. او هدف از نگارش این رساله را تبیین حقیقت مشروطیت برای رفع ابهامات و شبهات برخی مستبدین و عوام میداند و تأکید میکند که مشروطیت با دین و عقاید مذهبی منافاتی ندارد. سپس به تفاوت سلطنت مطلقه و مشروطه میپردازد و سلطنت مطلقه را عامل عقبماندگی و ذلت ملت و دولت معرفی میکند. در مقابل، سلطنت مشروطه را موجب ترقی، عدالت، امنیت و ثروت میداند و به پیشرفت کشورهای اروپایی به واسطه این نوع حکومت اشاره میکند. نویسنده در ادامه به اهمیت قانون، ثروت (با تعریف جدید آن بر پایه علم و صنعت)، ملت، مملکت، سلطنت و وطن میپردازد. در بخش دوم، به تفصیل به مزایای سلطنت مشروطه از جمله محدودیت قدرت سلطان، مسئولیتپذیری وزرا، مساوات در برابر قانون و نقش مجلس در اداره امور کشور اشاره میکند. در خاتمه، به نکاتی در خصوص استقرار مشروطیت، لزوم تطابق قوانین با شرع، اهمیت انتخاب وکلای عالم و عادل، تشکیل انجمنهای صنفی، حفظ شئونات طبقات مختلف، عدم دخالت در عقاید مذهبی و لزوم اصلاح وضعیت موقوفات و توسعه مدارس و صنایع میپردازد. در پایان، بر لزوم تفکیک قوای سهگانه مقننه، قضائیه و اجراییه برای دستیابی به ثروت، آبادانی و امنیت تأکید میکند و با دعایی برای پادشاه، علما، وکلا و وزرا به پایان میرسد.
اظهار افسوس از عدم تغییر اوضاع کشور و مردم پس از مشروطه
این شعر با ابراز شکرگزاری از مشروطه و سرافرازی ملت آغاز میشود. سپس به انتقاد از گروهی ستمکار میپردازد که باطن خونخوار دارند و در لباس علما، امرا و وکلا ظاهر میشوند و وضعیت کنونی را تکرار همان اوضاع گذشته میداند. در ادامه، شاعر با خطاب به وکلای ملت، از افزایش مشکلات و از دست رفتن عزت و امنیت کشور ابراز تأسف میکند و وضعیت مردم ایران را متزلزل و غرق در ذلت توصیف میکند. شعر با اظهار ناامیدی از عدم گشایش در اوضاع و نفرین بر ذلت و بیغیرتی پایان مییابد.
همراهی با مجلس شورا و علمای مشروطهخواه
این تلگراف به مجلس شورای ملی ارسال شده و در آن، علما، تجار و اهالی اصفهان آمادگی کامل خود را برای همراهی با مجلس و اجرای اوامر آن اعلام میکنند. همچنین، بر تأمین امنیت و ثبات قدم در پیشبرد اهداف مجلس تأکید شده است.



تکذیب پناهنده شدن خود به سفارتخانه های خارجی
نامهای به عضدالملک قاجار در تکذیب شایعه پناهندگی به سفارتخانههای خارجی. در این نامه، نویسنده با اشاره به سابقه خود در تأسیس مشروطه و هزینههای شخصی در این راه، تأکید میکند که هرگز به غیر از خداوند پناه نبرده است. همچنین، به تلاشهای خود برای تهذیب مجلس و لوایح منتشر شده در این زمینه اشاره میکند و خواستار تحقیق درباره گزارشهای کذب و مجازات عاملان آن میشود. در پایان، با تأکید بر اینکه هر کس بر خلاف قانون عمل کند مستحق مجازات است، از بدهیهای خود و تمایل به عزیمت به عتبات عالیات سخن میگوید.

رد همکاری با حاج شیخ فضل الله نوری
این تلگراف با ابراز تعجب از وضعیت پیشین کشور، به ظلم، تعدی، تعطیلی احکام اسلام و فروش ایران به بیگانگان اشاره میکند. سپس، مجلس مقدس را تنها امید ایرانیان برای رفع این معایب دانسته و بر آمادگی کامل برای حمایت از آن تأکید میکند. در ادامه، هرگونه اقدام علیه مجلس را تخریب شرع انور تلقی کرده و به مخالفان هشدار میدهد که از مخالفت دست بردارند، زیرا این اقدامات به خونریزی، غارت اموال و هتک ناموس مسلمانان منجر شده است. در پایان، از مخالفان میخواهد که از ادامه مخالفت خودداری کنند تا عواقب وخیمتری برای مسلمانان به بار نیاید.
تایید و حمایت مجلس شورا و رد همکاری با مخالفان
این متن با اشاره به دریافت تلگرافی، موضع علمای اصفهان را در حمایت قاطع از مشروطه و مجلس شورا اعلام میکند. در ادامه، به تلگرافی از مخالفان مشروطه پاسخ داده میشود که در آن، وضعیت پیش از مشروطه را فاقد اثر از اسلام و دین و پر از ظلم و اجحاف توصیف کرده و مجلس را تنها راه احیای اسلام، رفع مفاسد و نجات از بیگانگان میداند. در پایان، از مخاطبان خواسته میشود که در همراهی با مجلس کوتاهی نکنند تا دین، ناموس و مال مسلمین از بین نرود.
تحرکات جدید مخالفان مشروطه و درخواست محکومیت آنها
این نامه با اشاره به حوادث توپخانه و نقض عهدهای صورت گرفته، به تحرکات مخالفان مشروطه از جمله شیخ فضلالله نوری، میرزا ابوطالب زنجانی و سیدعلی یزدی اشاره میکند که با تحریک دربار، در یکی از مدارس دینی تجمع کردهاند. نویسندگان ضمن ابراز نگرانی از این اقدامات و احتمال مکاتبات و تلگرافات از سوی مخالفان، از مخاطبان میخواهند که اسلام و وطن را دریابند و آگاه باشند که مخالفان برای رسیدن به اهداف خود، حتی از تسلط بیگانگان نیز ابایی ندارند.


اعلام فساد حاج شیخ فضل الله نوری
متن با اشاره به دریافت تلگراف دوم آغاز میشود. سپس، با بیان اینکه شیخ فضلالله نوری مخل آسایش و مفسد است، هرگونه دخالت او در امور را حرام اعلام میکند.



اعلام افساد و تبعید حاج شیخ فضل الله نوری به نجف اشرف
تلگرافی کوتاه و مجمل، خواستار تبعید فوری و بدون توقف فردی مفسد به نجف اشرف میشود.

درخواست حمایت جهت تسویه مجلس و جلوگیری از توهمن به مقدسات
این بیانیه با اشاره به وضعیت نامطلوب مجلس و ظهور ادیان و مذاهب باطله و توهین به قوانین دین، تکلیف شرعی علما را در اصلاح و تسویه مجلس و جلوگیری از این انحرافات میداند. در ادامه، با تأکید بر اینکه اسلام مورد اهانت قرار گرفته و به ذات مقدس پیامبر جسارت شده، از عموم مردم مکلف میخواهد که با علمای اعلام همراهی کرده و در تطبیق امور با شریعت اقدام کنند. در پایان، از مخاطبان میخواهد که این پیام را به تمام ولایات اسلامی مخابره کنند و بر آمادگی برای یاری دین خدا تأکید میشود.

تایید مجدد مشروطیت
این تلگراف در پاسخ به تلگرافی از سوی سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی، بر حمایت قاطع اهالی اصفهان از مشروطیت و مجلس تأکید میکند. در ادامه، متن پاسخی به تلگراف مخالفان مشروطه (شیخ فضلالله نوری و همفکرانش) درج شده است. این پاسخ، وضعیت قبل از مشروطه را سرشار از خلاف شرع، ظلم، تعطیلی احکام اسلام و فروش خاک کشور به اجانب توصیف میکند و تأسیس مجلس را راهی برای رفع این معایب میداند. همچنین، هرگونه اقدام علیه مشروطه را تخریب شرع انور تلقی کرده و مخالفان را مسئول خونریزیها و غارت اموال پس از انعقاد مجلس میداند و از آنان میخواهد که از مخالفت دست بردارند. در پایان، این موضعگیری به امضای جمع کثیری از علما، تجار، اصناف، رعایا و انجمنهای اصفهان رسیده است.



محکومیت انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضل الله نوری نسبت به نظام مشروطه و مجلس شورا
این تلگراف با ابراز حیرت از اقدامات حاج شیخ فضلالله نوری در تخریب اساس مشروطه آغاز میشود و او را به هتک عِرض و ناموس و تلف کردن جان مسلمانان متهم میکند. در ادامه، نویسندگان با اشاره به جمعآوری افراد سادهلوح و ارسال تلگراف به ولایات به بهانه امر به معروف و نهی از منکر، این اقدامات را محکوم میکنند. سپس، با طرح این پرسش که چگونه در حضور ایشان اراذل به استعمال مسکرات و قتل جوانان بیگناه میپردازند، از او میخواهند که به جای این اقدامات، به اموال سابق خود اکتفا کرده و اجازه دهد مسلمانان در سایه مجلس راحت باشند. در پایان، نویسندگان با رد اتهامات نوری به امنای مجلس مبنی بر ترویج ادیان باطله، حضور علمای بزرگی چون سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی را در مجلس، دلیلی بر بطلان مخالفین و حامی دین مبین بودن مجلس میدانند و به آیه «وَ سَیَعلَمُ الذینَ ظَلَموا اَیّ مُنفَلبٍ یَنقَلِبون» استناد میکنند.
انتقاد و هشدار به حاج شیخ فضل الله نوری و همفکرانش
متن با اشاره به سالها ظلم و استبداد و برچیده شدن آن به برکت امام زمان و تلاش علما، به برقراری مشروطیت و آسودگی قریبالوقوع ملت میپردازد. سپس با لحنی انتقادی، اقدامات تفرقهافکنانه را فساد خوانده و آن را به مثابه تقویت ظلم و استبداد تلقی میکند. در پایان، هشدار میدهد که در صورت ادامه این اقدامات، با تمام توان در رفع این فساد ایستادگی خواهد شد.

رد درخواست همکاری حاج شیخ فضل الله نوری و یارانش جهت مقابله با مجلس
این تلگراف در پاسخ به درخواست همکاری شیخ فضلالله نوری برای مقابله با مجلس شورای ملی نگاشته شده است. نویسندگان با اشاره به احکام پیشین علمای شیعه مبنی بر وجوب ترویج مجلس و حرمت مخالفت با آن، تلاش نوری برای ایجاد شبهه در میان مردم را عجیب و بیاثر میدانند. در ادامه، ضمن انتقاد شدید از نوری و متهم کردن او به جلب منافع شخصی، تأکید میشود که ملت آماده مقابله با او هستند و از بذل جان و مال در این راه دریغ نخواهند کرد. در پایان، از نوری خواسته میشود که بیش از این به تضییع نفوس و اموال مسلمانان راضی نشود.
نکاتی پیرامون حفظ استقلال کشور و هشیاری نسبت به نقشههای دشمنان
متن با اشاره به مشاهده پریشانی مسلمین و خرابی مملکت توسط علما و اطلاع از نقشههای اجانب، به تأسیس مجلس شورای ملی و انجمنها برای اصلاح مفاسد و دفع مضار اجانب اشاره میکند. در ادامه، هشت نکته برای حفظ استقلال کشور و تقویت اسلام و مسلمین ارائه میشود. این نکات شامل تأکید بر اتحاد و اخوت بین مسلمین برای جلوگیری از نفوذ اجانب، تدبر در تاریخ اسلام و فتوحات گذشته، لزوم فراگیری علم جنگ برای دفاع از اسلام و مرزها، ترویج تولیدات داخلی و کاهش وابستگی به خارج، رفتار مسئولانه اهالی برای حفظ امنیت، مجازات تهمتزنندگان و حفظ آبروی مسلمانان، لزوم هماهنگی انجمنها با مجلس شورای ملی و در نهایت، اهمیت حفظ و حراست از مرزهای اسلامی است. متن با ابراز امیدواری به تأیید صاحب شریعت و امام زمان و تشکر علما و عموم مردم از مجلس شورای ملی و انجمنها به پایان میرسد.

محکومیت انتقادات حاج شیخ فضل الله نوری به روند مجلس شورا و مشروطه
این تلگراف با اشاره به قرائت تلگراف استبدادی شیخ فضلالله نوری در انجمن مشروطهخواه شیراز آغاز میشود. سپس، نویسندگان به نوری پیشنهاد میکنند که اگر در مسائل شرعی یا قانونی مشروطه شبههای دارد، با علمای مجلس مذاکره کند و به جای ترویج قوانین استبدادی، به اصلاح امور بپردازد. در ادامه، تلگراف به نوری هشدار میدهد که شاه تنها با کمک افراد محترمی که در لباس دین هستند و با دریافت رشوه، میتواند مردم را به هرج و مرج بکشاند. نویسندگان تأکید میکنند که مردم فارس یکپارچه از مشروطه حمایت میکنند و هیچ مخالفی در این منطقه وجود ندارد. در پایان، تلگراف با لحنی تند، نوری را به تقوای الهی دعوت کرده و او را از به خطر انداختن اسلام و ایران برحذر میدارد و به وابستگی مالی سید علی آقا یزدی به دربار اشاره میکند.
محکومیت انتقادات حاج شیخ فضل الله نوری به روند مجلس شورا و مشروطه
این تلگراف با سلام به سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی آغاز میشود. سپس به قرائت تلگرافی در انجمن محمدی شیراز اشاره میکند که در آن مشتبهکاریهای شیخ فضلالله نوری و مستبدین محکوم شده است. در ادامه، به سخنرانی معینالاسلام بهبهانی و تأثیر آن بر بیداری مردم فارس در حمایت از مشروطه اشاره میشود. تلگراف بر اتحاد مردم فارس برای حفظ شورای ملی تأکید کرده و اعلام میکند که حتی اگر تمام ایران به استبداد بازگردد، فارس مشروطهخواه باقی خواهد ماند. همچنین، به همراهی فرزندان قوامالملک در رفع نزاعهای داخلی و تشکیل انجمن ایالتی اشاره دارد. در پایان، تلگراف به نبود مستبد در فارس به جز معتمد دیوان و چند مزدور دیگر اشاره کرده و از شرارتهای شیخ یوسف و سید یعقوب انتقاد میکند و از مخاطبان میخواهد که خرابیهای موجود را اصلاح کرده و ملت فارس را آسوده خاطر سازند.
محکومیت انتقادات حاج شیخ فضل الله نوری به روند مجلس شورا و مشروطه
این بیانیه با لحنی تند و اعتراضی، به تلگرافی از شیخ فضلالله نوری و حامیان استبداد واکنش نشان میدهد. در ابتدا، تلگراف مذکور را مایه حیرت و شق عصای مسلمین دانسته و آن را مخالف اوامر حججالاسلام میخواند. سپس، با طرح پرسشهایی رتوریک، به انتقاد از بیشرمی و مردمفریبی مخالفان مشروطه میپردازد و از آنها میخواهد که دست از سر مسلمانان بردارند. در پایان، با قسم به مقدسات، بر عزم راسخ خود برای ترویج مشروطیت و تقویت مجلس شورای ملی تأکید کرده و تهدید به ریشهکن کردن مخالفان میکند. این بیانیه به امضای انجمنهای مختلف کرمانشاه رسیده است.
محکومیت انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضل الله نوری نسبت به نظام مشروطه و مجلس شورا
این تلگراف در پاسخ به انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضلالله نوری و همفکرانش علیه مجلس شورای ملی نگاشته شده است. در ابتدا، به ادعای نوری مبنی بر نتایج وخیم تشکیل مجلس و تقویت کفر پاسخ داده میشود و مجلس به عنوان نهادی حیاتبخش و حافظ اسلام معرفی میگردد که بحثهای آن به گمراهی ملت نمیانجامد و وکلای آن از متدینترین افراد هستند. سپس، به ادعای نوری مبنی بر همت حجج اسلام در رفع مفسدین و تنزیه مجلس، با لحنی تند و کنایهآمیز پاسخ داده میشود و اقدامات او و همفکرانش در زمان استبداد زیر سؤال برده میشود. در ادامه، نویسندگان با اشاره به خونریزیها و ویرانیهای ناشی از مخالفت با مشروطه، از نوری و پیروانش میخواهند که از اغراض شخصی دست برداشته و در جهت اصلاح امور مملکت و اعتلای اسلام با مجلس همکاری کنند. در پایان، بر حمایت از مجلس به عنوان مقتضای اسلام و غیرت اسلامی تأکید شده و از مخالفان خواسته میشود که از تفرقه افکنی دست بردارند.
مخالفت با اندیشه و اعمال حاج شیخ فضل الله نوری
متن با هشدار نسبت به خطر «مشروطه مشروعه» آغاز میشود و آن را بدتر از استبداد گذشته میداند. در ادامه، این جریان را به تلاش برای احیای استبداد در پوشش دین و روحانیت، رواج ظلم با حربه تکفیر و معرفی آزادی و تمدن به عنوان مخالف اسلام متهم میکند. در پایان، مشروطه مشروعه را نمادی از استبداد، کهنهپرستی و عوامفریبی معرفی میکند که قصد دارد دستاوردهای آزادی و عدالت را از بین ببرد و ایرانیان را از استقلال و آزادی محروم سازد.
تشویق محمد علی شاه به حمایت از مشروطیت
این تلگراف با ابراز نگرانی از تفرقه و فساد در کشور آغاز میشود و به مخاطبان خود، حجتیالاسلام بهبهانی و طباطبائی، یادآور میشود که اقدامات لازم در نجف اشرف برای مقابله با مفسدین انجام شده است. در ادامه، بر این نکته تأکید میشود که اگر شاه واقعاً به حفظ دین، دولت، ملت و مشروطیت پایبند باشد، هیچ قدرتی توان مخالفت و اخلال نخواهد داشت و مشکلات داخلی و مرزی برطرف خواهد شد. در غیر این صورت، تفرقه بین دولت و ملت عمیقتر شده و استقلال کشور به خطر خواهد افتاد. در پایان، از مخاطبان خواسته میشود که این مراتب را بدون هیچ پردهپوشی به شاه ابلاغ کنند تا او با ترحم به دین، دولت و ملت، به تعهدات خود عمل کرده و راه را بر وسوسههای خائنین استبدادطلب ببندد و نگرانی ملت را از تخلف از عهود شاهانه برطرف سازد. نویسندگان در انتظار اخبار امیدوارکننده هستند.



تأیید و حمایت از مشروطیت
متن با اعلام حمایت از مشروطیت آغاز میشود و نویسنده تأکید میکند که از ابتدا در جهت تقویت پایههای مشروطه تلاش کرده و هرگز از این هدف دست نکشیده است. در ادامه، مخالفت با مجلس را به منزله محاربه با امام زمان (عج) تلقی میکند. در پایان، آمادگی کامل خود را برای همکاری با انجمن اسلامی، متحصنین و سایر همراهان جهت ترویج مشروطه و خدمت به مجلس اعلام میدارد و منتظر دستور برای اقدامات لازم است.

محکومیت انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضل الله نوری نسبت به نظام مشروطه و مجلس شورا
این بیانیه با اشاره به تحصنها و اقدامات شیخ فضلالله نوری، به خسارات جانی و مالی وارد شده به مسلمین و تضعیف شریعت و قواعد اسلام اعتراض میکند. نویسندگان، اقدامات نوری را در مخالفت با علمای اثنیعشری و کمک به ظالمین دانسته و از او میپرسند که آیا محمدعلی شاه از این اقدامات راضی شده است. بیانیه، همفکری نوری با افراد نامناسب را مایه شرمساری علما میداند و او را متهم به ایجاد نفاق و سپردن امت به دست اجانب میکند. در ادامه، هدف نوری را بازگشت استبداد و جمعآوری ثروت ملت برای دولتیان میداند و او را به انبیا و اولیا قسم میدهد که دست از فتنهانگیزی بردارد و تخریب شریعت را ترویج ننامد. بیانیه، مخالفت با مجلس شورا را به منزله محاربه با امام عصر تلقی کرده و نوری را به رحم بر ملت و شریعت و یا حداقل بر نفس خود فرا میخواند. در پایان، نویسندگان اعلام میکنند که عموم علما از مفسدههای نوری متنفرند و دیگر از او حمایت نخواهند کرد و از او میخواهند که دست از مفسده بردارد و دین اسلام را پایمال نکند.
محکومیت انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضل الله نوری نسبت به نظام مشروطه و مجلس شورا
تلگرافی مبنی بر اقدامات شیخ فضلالله نوری در ایجاد تفرقه و مخالفت با مشروطیت دریافت شده است. این اقدامات که به بهانه دینداری صورت میگیرد، در حالی است که صحت مشروطیت از بدیهیات و مورد تأیید علمای اسلام است. هجرت ایشان به حضرت عبدالعظیم (ع) نیز به اسلام آسیب رسانده و اکنون نیز با اقدامات خود، بیم بر اسلام و مسلمین میرود. ملت فریب این تلگرافات را نخواهد خورد و هیچ عالمی با ایشان همراهی نکرده است. به شیخ فضلالله نوری توصیه میشود که در زمین پس از اصلاح آن فساد نکند و در غیر این صورت با پاسخ شدیدتری مواجه خواهد شد.
درخواست تبعید حاج شیخ فضل الله نوری به نجف اشرف
متن با درخواست از حججالاسلام بهبهانی و طباطبایی برای اقدام فوری در جهت رفع اغتشاشات و تبعید شیخ فضلالله نوری آغاز میشود. در پایان، امضای محمدکاظم خراسانی، محمدحسین میرزاخلیل و عبدالله مازندرانی دیده میشود.



محکومیت انتقادات و اقدامات حاج شیخ فضل الله نوری و همفکرانش
این تلگراف در پاسخ به تلگراف فتنهانگیز حاج شیخ فضلالله نوری و همفکرانش نگاشته شده است. نویسندگان با اشاره به بیداری ملت و محال بودن جلوگیری از مقاصد مشروطیت، اقدامات آنان را ناشی از اغراض شخصی و هوای نفس و عدم رعایت جانب ملت مظلوم و وطن عزیز میدانند. سپس از آنان میخواهند که در این موقعیت حساس که وطن در شرف اضمحلال است، از منافع شخصی صرفنظر کرده و با صلح عمومی و اتفاق کلمه، دست اجانب را کوتاه کنند، نه اینکه به خیال ریاست چند روزه و رشوه مستبدین، در تخریب اساس مشروطه که مقدمه احیای دین و آبادی مملکت است، بکوشند. در پایان، حمایت از مستبدین و مخالفت با مشروطه را محاربه با اسلام و امام زمان و از هر جهت خطا و اشتباه میدانند و بر فداکاری ملت مشروطهخواه فارس تا آخرین قطره خون تأکید میکنند.

ابراز اهمیت مصالحه میان شاه و مشروطهخواهان
این نامه با ابراز تشکر از اقدامات آیات عظام آغاز میشود و به نقش شعاعالسلطنه و عضدالملک در ایجاد اطمینان در ملت و تلاش برای حل و فصل امور اشاره میکند. در ادامه، نویسندگان از مساعدت شاه در رفع مفاسد و تسویه امور ابراز خرسندی کرده و با توجه به فروکش کردن مفسده و بیم از تجدید فتنه، سکوت را در آن مقطع صلاح میدانند. در پایان، به صدور دستخطی پس از تلگراف قبلی اشاره شده که عیناً برای اطلاع مخاطبان درج میشود.


ابراز اطمینان مصالحه میان شاه و مشروطهخواهان
این بیانیه با سلام به عموم علما، تجار، اعیان و اعضای انجمنهای ملی اسلامی آغاز میشود و از استحکام مجلس و سرنگونی استبداد به برکت توجهات حضرت حجةالله خبر میدهد. در ادامه، به تلاشهای شاهزاده شعاعالسلطنه و عضدالملک در جهت خیرخواهی دولت و ملت اشاره میکند که با حضور در محضر شاه و ارائه عرایض، توانستهاند مساعدت شاه را جلب کنند. نویسندگان از این مساعدت ابراز اطمینان کامل کرده و امید به رفع مفاسد و اصلاح امور دارند. در پایان، از ملت خواسته میشود که از شاه تشکر کرده و مفسدین را از ساحت مقدس شاهانه دور کنند.


اظهار ناامیدی از فرجام مشروطه به سبب دو دستگی مخالفان و موافقان
متن با طرح سخنی از یک دیوانه آغاز میشود که وضعیت بحرانی و خطرناک مملکت را به تصویر میکشد. در ادامه، به دو دستگی و خصومت میان افراد اشاره شده و این وضعیت را عامل هدر رفتن خونها و جانها میداند. با وجود بیداری ایجاد شده توسط جرایدی چون صوراسرافیل، مجلس و حبلالمتین، وضعیت همچنان نابسامان است و امید به بهبود اوضاع از بین رفته است. در بخش دوم، با تکرار عبارت «درد ایران بیدواست»، به وضعیت وخیم کشور و عدم وجود راه حل اشاره میشود. در بخش پایانی، به نقش شیخ فضلالله نوری و تجمع مخالفان مشروطه در توپخانه اشاره شده و از غارتگری در مسجد مروی ابراز تأسف میشود. در نهایت، به پاداش اخروی جانباختگان راه مشروطه اشاره دارد.
دستهبندیهای سیاسی و عدم استفاده از دستاوردهای مشروطیت
این شعر با انتقاد از وضعیت جامعه ایران آغاز میشود که در آن مردم در علم و صنعت ناتوان، اما در فتنه و آشوب ماهرند و به جان یکدیگر افتادهاند. سپس به مشروعیت مشروطه از دیدگاه عقل و شرع اشاره میکند و آن را صحیح میداند. در ادامه، شاعر از بیاثر ماندن تلاشها برای مشروطه ابراز تأسف کرده و از علما و وکلا میخواهد که برای اجرای مشروطه و گرفتن حق مظلومان اقدام کنند. مشروطه به درختی پربار تشبیه میشود که میوههایی چون عدلیه، انصاف و مساوات دارد و قانون اساسی ناظر بر آن است. در پایان، با اشاره به گذشت دو سال از مشروطه و پر شدن شهر از شبنامه و اعلان، از عدم اجرای قانون و نبود همت مردان گلایه میکند و نتیجه میگیرد که در جامعهای که عقلها تابع خرافات و افکار مسموم است، قانون راهگشا نخواهد بود.
تایید مشروطه و رد نظرات علمای منتقد و مخالف

اظهار خشنودی از وعده محمدعلی شاه قاجار در تقویت و حمایت از مشروطیت
متن با تقدیم ادعیه خالصانه به محمدعلی شاه قاجار آغاز میشود. سپس، نویسندگان از دریافت دستخط تلگرافی شاه که حاوی بشارت تکمیل عزم راسخ و عنایت ملوکانه در اجرای قوانین مشروطیت است، ابراز خشنودی میکنند. مشروطیت را موجب قوت دین و دولت، حافظ استقلال سلطنت و مفتاح سعادت و ترقیات میدانند. در ادامه، امیدواری خود را به تداوم ظل عطوفت و دینپروری شاه و مصون ماندن قلب او از دسایس خائنین و اجانب بیان میکنند. از شاه میخواهند که موهبت الهی استقلال را مغتنم شمرده و با نصبالعین قرار دادن ترقیات دیگران، تمام قوا را در استحکام مشروطیت مصروف دارد و خرابیهای ناشی از مفسدین را اصلاح کند. در پایان، ابراز امیدواری میکنند که با بذل عنایات شاه، عموم علما به دعاگویی و ملت به جاننثاری و فدویّت ذات اقدس او ترغیب شوند که موجب وصول به درجات شوکت و اقتدار و مراتب سلطنت و جهانبانی است.



اظهار خشنودی از وعده محمدعلی شاه قاجار در تقویت و حمایت از مشروطیت
این تلگراف با ابراز خشنودی از دریافت دستخط شاهانه و وعدههای محمدعلیشاه قاجار مبنی بر حمایت از مشروطیت و انجام وظایف رعیتپروری آغاز میشود. نویسندگان ضمن اشاره به اظهار امتنان از شعاعالسلطنه و عضدالملک، به دریافت توقیع تلگرافی دیگری از شاه اشاره میکنند که حاوی همین بشارت و وعده است. در ادامه، امیدواری خود را به رفع وحشت ناشی از تفرقه و استیصال ابراز کرده و از خداوند متعال و حضرت ولی عصر (عج) مسئلت میکنند که شاهزادگان و امراء را در دلسوزی و دولتخواهی و حمایت از اساس مشروطیت تأیید فرماید. در پایان، از خداوند میخواهند که کسانی را که به نام دینداری یا دولتخواهی به اضمحلال دین و دولت و ایجاد هرج و مرج دامن میزنند، از خیالات فاسده خود منصرف و مأیوس گرداند.



دفاع از مشروطیت و انتقاد از مخالفان مشروطه و مشروطه خواهان تندرو
متن با انتقاد از اشرار و مغرضین آغاز میشود که با تخریب ملت و به خطر انداختن مشروطه، منافع شخصی خود را دنبال میکنند. نویسنده با اشاره به بیغیرتی ملت و عدم جوانمردی دولت، وضعیت کشور را اسفناک توصیف میکند و از عدم پیروی از سیره سیدالشهداء (ع) در دفاع از حق گلایه دارد. در ادامه، به انتقاد از ریاستطلبی برخی افراد میپردازد که با تکفیر دیگران، اسلام را به خطر میاندازند و خانه اسلام را خراب میکنند. نویسنده مشروطه را مجری شریعت اسلام و دافع ظلم معرفی کرده و از هر اسلامپرست، وطنپرست و عدالتپرور میخواهد که از مشروطه دفاع کند و در این راه از جان و مال خود دریغ نورزد. در پایان، به این نکته اشاره میکند که اعمال خلاف برخی مستبدین در لباس مشروطهخواهی، به معنای بدی مشروطه نیست، بلکه تقصیر از کجروی خود افراد است و هر عیبی که هست از مسلمانی ماست.
.jpeg&w=3840&q=75)
بیان نقش خود در ترغیب مراجع نجف به حمایت از مشروطیت
متن با ابراز خرسندی از تحقق اهداف عدالتخواهان و ترقیخواهان آغاز میشود که به آزادی قلم و بازگشت حقوق مشروعه منجر شده است. این دستاوردها را نتیجه توفیقات الهی، تأییدات حجت عصر و تلاشهای مردم غیور تبریز و وکلای آنها، به ویژه میرزا صادق خان مستشارالدوله، میداند. سپس، نگارنده به ملت ایران و به خصوص مردم آذربایجان و وکلایشان، به خاطر جنبش مردانه در ماه ذیقعده تبریک میگوید و با تأسف از عدم حضور خود در ایران در این مقطع مهم، به دلیل اجبار و عدم امکان حرکت، سخن میگوید. در ادامه، به فعالیتهای خود در نجف اشرف اشاره میکند که در آنجا مسئله مشروطیت را ترویج داده و مراجع را با ادله و براهین به محسنات آن آگاه ساخته است. همچنین، به تعلیم طلاب و انتشار رسالههایی در باب ماهیت مشروطیت اشاره میکند. در پایان، از تحریک خدام توسط مستبدین نجف و جسارت آنها در صحن شریف گلایه میکند و با وجود این مشکلات، آن را در راه ملت و وطن نوشدارو میداند و ابراز امیدواری میکند که مراسم اسلامپرستی و وطندوستی در همه جا تعظیم شود.
پرهیز دادن مجاهدان آذربایجان و سایر شهرها از تعرض به دیگران
متن با ستایش از انجمن ملی آغاز میشود. سپس به خطر ادامه اغتشاش و بینظمی در کشور اشاره میکند که علاوه بر ویرانی داخلی، بهانهای به دست بیگانگان برای دخالت میدهد. در ادامه، با تمجید از رفتار متمدنانه انجمنهای تهران، از مجاهدان آذربایجان و سایر شهرها خواسته میشود که از اقدامات خلاف نظم، حرکات وحشیانه و تعرض به مردم (چه خودی و چه بیگانه) پرهیز کنند، زیرا این اعمال را دشمنی با اسلام و ویرانگر کشور اسلامی میداند. متن با دعای خیر و امید به رعایت این توصیهها به پایان میرسد.



فقدان قوانین مصوب پس از مشروطه
متن با ابراز تأسف از وضعیت مشروطیت در ایران آغاز میشود و بیان میکند که ایرانیان تمایل دارند هر چیز خوبی را که در سایر کشورها میبینند، داشته باشند. سپس به این نکته اشاره میکند که با گذشت یک سال و نیم از مشروطه شدن کشور، هنوز هیچ صنف و گروهی قانون مدونی برای رفتار خود ندارد. در ادامه، به اتلاف وقت مجلس بر سر بررسی یک لایحه مختصر بلدیه اشاره میکند و معتقد است که این موضوع نیازی به این همه بحث و مذاکره ندارد و تنها باید در مورد پذیرش یا عدم پذیرش آن رأیگیری شود.
تأیید مشروطیت و مجلس شورای ملی
سوالی درباره مشروعیت مجلس شورای ملی، وجوب متابعت از آن، و حکم مخالفت با آن مطرح شده است. در پاسخ، بر اهمیت و رجحان مجلس شورای ملی به عنوان نهادی برای تقویت ملت، رفع ظلم و نهی از منکر تأکید شده و هرگونه مناقشه در آن را ناشی از فساد و اغراض نفسانی دانسته است. همچنین، همراهی با مجلس را لازم و مخالفت با آن را در حکم مخالفت با امام عصر (عج) معرفی میکند.


نقش علمای ایران در جنبش مشروطه
سخنرانی با این مقدمه آغاز میشود که رستگاری ملتها همواره به دست علما بوده و احکام شرع علاوه بر امور اخروی، ناظر بر امور معیشتی و تمدنی نیز هستند. در ادامه، به نقش علمای عامل در آگاهسازی مردم از امور معاشیه و تمدن، به ویژه در قرن چهاردهم قمری که ملت دچار ذلت و ظلم بود، اشاره میکند. سپس، به نقش سیدین سندین (سیدمحمد طباطبایی و سیدعبدالله بهبهانی) در مشروطه کردن سلطنت مستبده و دستیاری سایر علما و اهل مملکت، به خصوص در آذربایجان و با اقدامات حاجی میرزا حسن مجتهد، میپردازد. در پایان، به تأخیر در حضور ایشان در مجلس اشاره کرده و ابراز امیدواری میکند که در آینده بیش از پیش ملت را خشنود سازند. در ادامه، لایحهای از سوی ایشان قرائت میشود که در آن بر تلاش برای استقرار مشروطیت، تقویت دین اسلام و خیرخواهی ملت و دولت تأکید شده و تأخیر در حضور در مجلس را ناشی از موانع دانسته و آرزوی مجاهدت بیشتر برای تشیید اساس مشروطیت و ازدیاد اتحاد و اتفاق را بیان میکند و برای مجلس و وکلا آرزوی تأیید و برای مخالفان استبداد نابودی را مینماید.
تکذیب تحریم مشروطیت و ورود به مجلس
این تلگراف، شایعات مربوط به تخریب مشروطیت و نسبت دادن تحریم ورود به مجلس به علمای مشروطهخواه را تکذیب میکند. در ادامه، بر وجوب تقویت مجلس و لزوم تبعید مفسدان تأکید شده است.



نقش مطبوعات در بیداری افکار عمومی و اهتمام علما در استقرار مشروطیت
متن با تأکید بر اهمیت مطبوعات در آگاهیبخشی و پیشرفت جامعه آغاز میشود و روزنامههای عصر مشروطه را عاری از تملق و دروغ و متمرکز بر استحکام عدالت، آزادی و ترویج تمدن اسلامی معرفی میکند. سپس به نقش مطبوعات در ایجاد اتحاد، تبیین حقوق و حدود و رساندن دادخواهیها اشاره کرده و توسعه مطبوعات را عامل اصلی ترقی و سعادت ملتها میداند. در ادامه، به تأسیس مشروطیت در ایران و نقش علما در پیشبرد آن میپردازد و همراهی حجج اسلام را علت اصلی موفقیت مشروطیت معرفی میکند. در پایان، با رد دیدگاه مخالفان که اسلام را مانع ترقی میدانستند، تأکید میکند که قواعد اسلام منبع تمام سعادات و ترقیات مملکتی است و تأسیس نهادهای جدید مانند مدارس و بانک ملی با اصول اسلام منافاتی ندارد.
تأیید و حمایت از مشروطیت
این نامه با ابراز خرسندی از وصول مکاتبهای که از تقویت ملت و دولت و رفاه حال رعیت خبر میدهد، آغاز میشود. نویسندگان امیدواری خود را به استحکام مشروطیت و کوتاه شدن دست بدخواهان دین و هواپرستان ابراز میکنند. در ادامه، از اعضای انجمن شریف و انجمنهای تابعه مجلس درخواست میشود که با همدلی و تمام توان، در جهت تقویت ملت، رفاه حال رعیت، یاری مظلومان و اجرای امر به معروف و نهی از منکر بکوشند تا کاستیهای گذشته جبران شود. نامه با امضای نویسندگان به پایان میرسد.



تأیید و حمایت از مشروطیت
نامهای از انجمن فاطمیه تهران به ملا محمدکاظم خراسانی رسیده که در آن از حمایت علما از مشروطیت تشکر شده است. ملا محمدکاظم خراسانی ضمن ابراز خرسندی از این حقشناسی، تأکید میکند که حمایت او و دیگر علما از مجلس ملی و اساس مشروطیت، وظیفه شرعی و دینی آنها برای صلاح دین و دنیای مؤمنین است. او بیان میکند که این حمایت تا زمانی که تکلیف شرعی و اشاره حضرت ولی عصر (عج) باشد، ادامه خواهد داشت و هیچ شبهه یا اغواگری استبدادطلبان نمیتواند در این تکلیف تردید ایجاد کند. در پایان، به انجمن فاطمیه و سایر انجمنهای ملی اطمینان خاطر داده و برای همگان توفیق در تشخیص حق از باطل، ترجیح دین بر دنیا، برادری و اتحاد و بینیازی از بیگانگان را آرزو میکند.

ضرورت اتحاد افراد و انجمنهای مشروطهخواه
متن با اشاره به خواست عقل برای وضع قانون، رفع ظلم، برقراری عدالت، وحدت ملت، تساوی حقوق و آزادی افکار آغاز میشود و در مقابل، تمرّد از قانون و ظلم را مذموم میشمارد. سپس به سیر تاریخی ظهور و افول پدیدهها اشاره کرده و وحدت و اتفاق را که در آغاز اسلام درخشید، پس از تلاطم فتن و ظلم، به نهایت خود رسیده و اکنون دوره مشروطیت و قانونمداری از قلوب ملت طلوع کرده است. در ادامه، با تأکید بر اینکه دولت قانون و عدالت اساس گرفته و روح وحدت در ملت دمیده شده، به مانع اصلی این اتحاد یعنی اقدامات مخالفین و مستبدین اشاره میکند که با حیلهگری و وسوسه، بین انجمنهای ملی و مشروطهخواه تفرقه میاندازند و موجب ضعف مشروطیت میشوند. در پایان، با طرح این پرسش که آیا جز اتحاد همه انجمنها راه دیگری برای دفع این اخلال و فساد وجود دارد، به اهمیت وحدت برای مقابله با مفسدین تأکید میکند.
هشدار و انتقاد به مشروطهخواهان غربزده
متن با معرفی نویسنده به عنوان فردی وفادار به مشروطیت و خواهان راستی و درستی آغاز میشود. نویسنده به نقد گروهی از مشروطهخواهان میپردازد که با سوءاستفاده از عنوان مشروطه، به ترویج عقاید فاسد و جلب منافع شخصی مشغولند و با ایجاد انجمنهایی مانند «انجمن همّت خواتین» در پی فتنهانگیزی هستند. نویسنده با اشاره به اقدامات خود در جلوگیری از این فعالیتها و کسب تأیید از سید محمد طباطبایی، از مخاطب میخواهد که برای آگاهیبخشی عمومی، عقاید اسلامی خود را در روزنامه منتشر کند. در ادامه، نویسنده با تأکید بر اینکه مشروطه و اسلام جداییناپذیرند، از انحراف برخی مشروطهخواهان از اصول اولیه و پیروی از افکار غربی انتقاد میکند و از آنان میخواهد که دست از سر ملت برداشته و اجازه دهند مردم خود به اصلاح امور بپردازند. متن با دعای خیر برای مخاطب به پایان میرسد.
درخواست خلع لباس و عنوان علمای مخالف مشروطیت
این متن با استناد به آیه قرآن، مشروطیت را عامل آسایش مردم و حفظ ملیت و اسلامیت میداند و نقش علما را در این زمینه حیاتی توصیف میکند. سپس به اخطار به علمایی میپردازد که ظاهراً عالم هستند اما باطناً حقوق ملت را ضایع کرده و اساس شریعت و مشروطیت را تخریب میکنند. در ادامه، از وزارت عدلیه درخواست میشود که هر عالمی که فساد و تقصیرش ثابت شد، ابتدا لباس و القاب روحانیت از او سلب شود و با عناوین عادی خطاب شود، سپس به مجازات برسد تا عبرتی برای دیگران باشد و جایگاه روحانیت از چنین افرادی مبرا بماند.
آرزوی استقرار آزادی و حکومت قانون در نظام مشروطه
متن با گلایه از برخوردهای منفی و اتهامات ناروا نسبت به نویسنده آغاز میشود که به دلیل انتقاد از وضعیت کشور و تأکید بر لزوم اصول و قانونمداری، مورد شماتت قرار گرفته است. در ادامه، نویسنده به تغییر نگرش مردم و درک اهمیت «اصول»، «قانون» و «آزادی» اشاره میکند، هرچند همچنان از عدم قوام مجلس شورای ملی و وجود افراد جاهطلب در آن انتقاد دارد. نویسنده بر این باور است که تا زمانی که نفسانیات کنار گذاشته نشود، آزادی واقعی جاری نگردد و مردم علم نیاموزند، امیدی به انتظام کشور نیست. در بخش پایانی، به برپایی مجلس شورای ملی و آشکار شدن خرابیهای ناشی از سلطنت شخصی و استبداد اشاره شده و بدهکاریهای کلان کشور که در گذشته پنهان بود، افشا میشود. در انتها، نویسنده به گفتگویی با یک ایرانی در حیدرآباد اشاره میکند که در آن بر لزوم اجرای عدالت و تأسیس اساس معدلت تأکید شده و نویسنده زمان را مقتضی صبر نمیداند.
اظهار نگرانی از توطئههای احتمالی شاه علیه مشروطه به علمای مشروطه خواه نجف
متن با اشاره به اقدامات اخیر شاه، از جمله تشکیل اردو در خارج دروازه شهر و تبعید برخی امرا بدون بهانه، آغاز میشود. این اقدامات باعث ایجاد ترس و وحشت فوقالعاده در میان مردم و تعطیلی عمومی در ولایات ایران شده است. در پایان، بر لزوم اقدامات جدی و سریع برای مقابله با این وضعیت تأکید شده است.



انجام اقدامات لازم جهت جلوگیری از عملی شدن توطئه شاه علیه مشروطه
متن با ابراز نگرانی شدید از دریافت تلگرافی هولناک آغاز میشود. در ادامه، از مخاطب خواسته شده است که برای حفظ اسلام و مسلمانان، اقدامات فوری و پیشبینینشدهای را به کار گیرد. در پایان، بر لزوم اطاعت عمومی مسلمانان تأکید شده و درخواست اطلاعرسانی سریع از نتایج اقدامات مطرح میشود.



فواید مشروطه
متن با تأکید بر وظیفه عقلی هر فرد مسلمان ایرانی در قوام مشروطیت آغاز میشود و به تلاش شیاطین انسی برای شبههافکنی در میان علمای نجف و کربلا اشاره میکند. سپس، نویسنده به تبیین فواید شرعی و دنیوی مشروطه میپردازد. فایده اول، حلال شدن مواجب و مستمریهای دیوانی است که در زمان استبداد به دلیل اخذ مالیات ظالمانه، حرام تلقی میشد. فایده دوم، گشایش باب مجازات و اجرای حدود و نهی از منکر است. فایده سوم، تقویت اسلام از طریق اتحاد مسلمانان و اظهار ملیت در برابر کفار ذکر میشود. در ادامه، به مقایسه دوران استبداد و مشروطه پرداخته و ظلم و ستم سلاطین جور، از جمله تصاحب اموال مردم، رشوه و جریمه، و حتی فروش رعایا را تشریح میکند. متن با بیان اینکه چگونه مشروطیت ریشه ظلم را کنده و حقوق ملت را بازگردانده، به آزادی و برابری مردم اشاره میکند و در نهایت، مشروطیت را راهی برای رهایی از بندگی دولت مستبده ظالمه معرفی میکند.
اظهار نگرانی از قلع و قمع مشروطهخواهان توسط محمدعلی شاه قاجار
متن با ابراز نگرانی از وضعیت ایران آغاز میشود و به این موضوع اشاره دارد که محمدعلی شاه قصد دارد مجلس شورای ملی را به دومای روسیه تبدیل کرده و مشروطهخواهان را به بهانه مفسد و بابی بودن دستگیر کند. در ادامه، نویسنده خواستار اطلاعرسانی سریع در صورت صحت این اخبار است تا اقدامات لازم انجام شود. در پایان، متن به خونریزی و اتلاف جان انسانها، به ویژه مسلمانان، ابراز تأسف میکند و همه گروههای درگیر را انسان و مسلمان میداند که کشته شدن هر یک از آنها جای افسوس دارد. در نهایت، برای هدایت مفسدینی که به خاطر اغراض شخصی از کشتار هزاران نفر ابایی ندارند، دعا میکند.
توجه و تأکید مراجع نجف اشرف به حفظ مشروطیت
متن با ابراز احترام و شوق نویسنده برای حضور در مجلس شورای ملی آغاز میشود. در ادامه، از تلاشهای نمایندگان مجلس در ترویج احکام اسلام و اجرای قوانین مشروطیت قدردانی شده است. سپس، نویسنده به عنوان «سوغاتی» از سفر خود، تأکید مراجع نجف اشرف بر حفظ اساس مشروطیت را بیان میکند و متذکر میشود که مراجع نجف، ترویج مشروطیت را ترویج حقیقت اسلام میدانند و در حفظ جزئیات آن از هیچ تلاشی فروگذار نخواهند کرد و حتی مهاجرت از مساکن خود را نیز در این راه در نظر دارند.
هشدار به محمدعلی شاه قاجار و حامیان وی در براندازی مشروطه
سوالی درباره حکم شرعی افرادی که در باغ شاه تهران علیه مجلس شورای ملی و مشروطیت فعالیت میکنند، مطرح شده است. در پاسخ، بقا و دوام اسلام را منوط به مشروطیت دانسته و این افراد را به کسانی تشبیه میکند که در کربلا علیه امام حسین (ع) اجتماع کردند. هرگونه اقدام علیه مسلمانان را به منزله تیراندازی به بدن سیدالشهدا (ع) میداند و این افراد را در دنیا مبغوض و مطرود و در آخرت در زمره قاتلین امام حسین (ع) محشور میشمارد.




انتقاد از تندروی نمایندگان مجلس در مخالفت با محمدعلی شاه و پیشنهاد رفع کدورت فیمابین
نامه با اشاره به جایگاه سید عبدالله بهبهانی در مجلس شورای ملی آغاز میشود و بر لزوم حفظ این جایگاه برای حسن عاقبت امور تأکید میکند. در ادامه، به بدگوییها علیه محمدعلی شاه، تندروی برخی نمایندگان و نفاق میان وکلا اشاره شده که منجر به تصمیم شاه برای مقابله با مجلس و ایجاد ناآرامی شده است. نویسنده پیشنهاد میکند که با وساطت سفارتخانهها، وزرا یا علما، برای اصلاح امور، تفرقه انجمنها و آرام کردن مردم اقدام شود تا مجلس تقویت گردد. در پایان، نویسنده از آمادگی شاه برای درگیری با مجلس خبر میدهد و دلیل اصلی آن را نفاق برخی وکلا میداند که مخفیانه با شاه ملاقات و دستورالعمل دریافت میکنند.
رویگردانی مردم تبریز از مشروطیت و توصیه به خودداری مراجع نجف از تأیید و حمایت آن
متن با ابراز ناامیدی از وضعیت مشروطه و عملکرد مشروطهطلبان آغاز میشود. اشاره میشود که توصیههای عقلا برای پرهیز از افراطگرایی نادیده گرفته شده و روزنامهنگاران و سخنرانان هرچه خواستهاند گفته و نوشتهاند. سپس به وقایع پس از حرکت شاه به باغ شاه و تلگرافهای عمومی و خصوصی به علما اشاره میشود که منجر به بددلی اهالی انجمن تبریز از پاسخ علما و هتاکی در تلگرافخانه گردیده است. در ادامه، وضعیت مشروطه در تبریز بسیار ضعیف توصیف شده و به افراطگری برخی مشروطهخواهان اشاره میشود. در پایان، توصیه میشود که نوشتجات مراجع نجف نیز بیاثر بوده و با تندی خود باعث رنجش پادشاه شدهاند و بهتر است مراجع نجف از پاسخ دادن به برخی مطالب خودداری کنند، مگر در موارد ضروری، زیرا مردم بسیار بیلگام شدهاند.
.jpeg&w=3840&q=75)
دعوت فرماندهان نظامی و عشایر ایران به همراهی با مشروطیت و پرهیز مؤکد آنان از مخالفت با آن
این نامه با سلام و درود به فرماندهان نظامی، امرا، قزاقها، نوکران نظامی، عشایر و مرزبانان ایران آغاز میشود. در ادامه، مسئولیت حفظ جان، مال و آبروی مسلمانان را بر عهده مخاطبان دانسته و تأکید میکند که هرگونه همراهی با مخالفان مشروطیت، حتی اگر با تعرض به مسلمانان و حامیان این نظام همراه باشد، به منزله جنگ با امام زمان (عج) است. در پایان، از مخاطبان میخواهد که از مخالفت با مشروطیت پرهیز کرده و اقدامی علیه آن انجام ندهند.



تقبیح پناهندگی مشروطهخواهان به سفارتخانههای خارجی و تأکید به فداکاری در راه مشروطیت
سخنران با تقبیح پناهندگی مشروطهخواهان به سفارتخانههای خارجی، این عمل را لکه ننگی بر تاریخ ایران میداند و بر عدم تکرار آن تأکید میکند. سپس با اشاره به اینکه این شب ممکن است آخرین شب آزادی و زندگی باشد، به تلاشهای گذشته برای برپایی مشروطیت و اثبات قابلیت ملت ایران برای آزادی و تمدن اشاره میکند. در پایان، بر لزوم فداکاری و آبیاری نهال آزادی با خون برای جاودانگی مشروطیت تأکید میشود.
اظهار تاثر از بمباران مجلس شورا و برچیده شدن مشروطیت
نکوهش محمدعلی شاه در برچیدن بساط مشروطیت
علل موافقت اولیه با مشروطیت و مخالفت بعدی با آن

ناسازگاری مشروطیت و مساوات و آزادی مصرح در قانون اساسی با شریعت اسلام و تلاش در جهت محو مشروطیت

ناسازگاری مشروطیت با اسلام و نابودی مبانی دینی به واسطه آن
.jpeg&w=3840&q=75)
ناسازگاری مشروطیت با اسلام و صدمات و زیانهای ناشی از آن
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و تحریم آن
ناسازگاری مشروطیت با اسلام
ناسازگاری مشروطیت با اسلام و لزوم دوری جستن مسلمانان از آن
ناسازگاری مشروطیت با اسلام و تلاش در جهت محو آن
ناسازگاری مشروطیت با اسلام و عدم انطباق مساوات و آزادی مصرح در قانون اساسی با شریعت اسلام
ناسازگاری مشروطیت با اسلام و عدم انطباق مساوات و آزادی مصرح در قانون اساسی با شریعت اسلام و تحریم آن
ناسازگاری مشروطیت با اسلام و رواج کفر و بیدینی به واسطه آن
ناسازگاری مشروطیت با اسلام و تحریم آن
نابودی مبانی دینی به واسطه مشروطیت و تحریم آن
نابودی مبانی دینی به واسطه مشروطیت و تحریم آن
نابودی مبانی دینی به واسطه مشروطیت و تحریم آن
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و تحریم آن
ناسازگاری مشروطیت با اسلام
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و تحریم آن

ابراز تشکر خود و محمدعلی شاه قاجار از برگزاری جشن و سرور در کربلا به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور

تبریک و شادمانی به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
تبریک و تشکر به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
تحریم مشروطیت و نگرانی از تجدید آن

ابراز تشکر از امنیت و وفور نعمت در اصفهان

تبریک و شادمانی به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و مخالفت با تجدید آن
تبریک و شادمانی به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
تبریک و شادمانی به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
مخالفت با مشروطیت و تحریم آن
مخالفت با مشروطیت و تبعیت از احکام شرع
تبریک و شادمانی به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
مخالفت با تجدید مشروطیت
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور و اعلام عفو عمومی
درخواست عفو عمومی برای مخالفان

ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
دعوت شیخ محمدحسن کبیر مازندرانی به حمایت از مشروطیت و رد این درخواست از طرف وی


.jpeg&w=3840&q=75)

ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور و انتصاب حاکم شایسته برای مراغه
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت، و استقرار عدالت و امنیت در کشور

ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و استقرار نظم در کشور
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و آرزوی نابودی مشروطه خواهان و استقرار احکام شریعت در کشور
.jpeg&w=3840&q=75)
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و نابودی مشروطه خواهان در کشور

ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
تبریک و شادمانی به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
تبریک و شادمانی به مناسبت برچیده شدن مشروطیت در کشور
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و استقرار نظم در کشور
ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور و تعویض حاکم گلیایگان
ابزار تشکر و دعاگونی به محمدعلی شاه
ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت و تقویت بنیانهای شریعت

ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور و سرکوب مفسدان یزد
ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور و اعلام همراهی با مشروطه مشروعه
حرام بودن استقرار مجدد مشروطیت در کشور و مرادف بودن تایید و تحکیم آن با محاربه با امام زمان (عج)
.jpeg&w=3840&q=75)
اعلام نظر نسبت به تأیید و همراهی با مشروطیت و عمل به مواد موضوعه قانون اساسی
اعلام جهاد با رژیم محمدعلی شاه قاجار

تلاش در جهت مصالحه میان دولت و مشروطه خواهان معارض
اعلام وفاداری و تبعیت از منویات محمدعلی شاه قاجار
حرام بودن استقرار مجدد مشروطیت در کشور و مرادف بودن تایید و تحکیم آن با محاربه با امام زمان (عج)
اعلام خلع محمدعلی شاه قاجار از سلطنت از سوی علمای کرمان
ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور و انتصاب حاکم جدید کمره و گلپایگان
ابزار تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و مخالفت با تجدید آن
وضعیت دستگیرشدگان پس از بمباران مجلس
تایید اقدام محمدعلی شاه قاجار در انحلال مشروطیت


شرح اقدامات ضدملی محمدعلی شاه در تبریز و درخواست براندازی او توسط مراجع مشروطه خواه نجف
غارت منزل منتقدان مشروطه و کشتن آنها در تبریز پس از بمباران مجلس شورا
.jpeg&w=3840&q=75)
اعلام پناهگاه بودن منزل برخی از علمای تبریز در برابر حمله سربازان و مأموران دولتی

ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
تحریک مردم علیه عوام
.jpeg&w=3840&q=75)
عدم موافقت با آشوبطلبان و در پیش گرفتن سیاست مصالحه، و انتقاد از نقش مخرب تقی زاده در مجلس شورا
.jpeg&w=3840&q=75)
جهاد در جهت استحکام اساس مشروطیت و سرپیچی از دستورات دولتی در سرکوبی مشروطه خواهان



ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و استقرار نظم در کشور
موافقت مشروط با مشروطیت
اعلام حمایت از سردار نصرت در دفع اشرار و استقرار نظم و سرکوب مخالفان حکومت

درخواست تدارکات لازم برای مجاهدان

تغییر ظاهر مشروطهخواهان پس از بمباران مجلس شورا و اقبال مردم به حاج شیخ فضلالله نوری
دفاع ستارخان از استقلال کشور و عزت اسلام
.jpeg&w=3840&q=75)
شایعهپراکنی علیه مخالفان مشروطیت
.jpeg&w=3840&q=75)
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و مخالفت با تجدید آن در کشور
.jpeg&w=3840&q=75)
وجوب حفظ اساس مشروطیت



کوشش در راه استقرار مشروطیت به منزله جهاد در راه امام زمان (عج)



درخواست قیام علیه رژیم محمدعلی شاه قاجار
اعلام اجرای مقاصد مشروطیت
اظهار تأسف از بیتفاوتی و بیعملی مردم کشور در براندازی مشروطیت
مطابقت مشروطیت با احکام اسلام و رد نظرات مخالفان مشروطیت

بیانضباطی در اردوگاه نیروهای دولتی و بدبینی و ناامیدی مردم تبریز از آنان
بشارت اقدامات دولت در جهت رفاه عمومی در آینده نزدیک

نکوهش علمای مخالف مشروطیت
ترغیب رؤسا و خوانین بختیاری و قشقایی به تقویت بنیان مشروطیت و برحذر داشتن آنان از همراهی با مخالفان آن



ترغیب ایلات و عشایر آذربایجان به تقویت بنیان مشروطیت و برحذر داشتن آنان از همراهی با مخالفان آن



درخواست اجازه ورود سید عبداله بهبهانی به عتبات عالیات از سلطانعثمانی
.jpeg&w=3840&q=75)
امیدواری به سرکوب فوری معارضان تبریز
جبران صدمات وارده به مجلس و جلب اعتماد عموم و طرد افراد مفسد و فتنهگر توسط محمدعلی شاه



درخواست اقدام فوری و قاطع از سوی مراجع مشروطه خواه نجف
درخواست از سلطان عبدالحمید پادشاه عثمانی جهت حمایت از مشروطهخواهان ایران



درخواست اجرای حکم ارتداد محمدعلی شاه توسط مراجع مشروطهخواه نجف و خلع او از سلطنت و نایب السطنگی ظل السطان
لزوم حفظ دین و وطن و اتحاد آحاد مردم
.jpeg&w=3840&q=75)
تأکید مشروطهخواهان تبریز به بازگشت مشروطه بنا بر فرمان مراجع مشروطهخواه نجف
.jpeg&w=3840&q=75)
مقاومت مردم تبریز در برابر رژیم محمدعلی شاه قاجار و درخواست حمایت مراجع مشروطهخواه نجف از آنها
درخواست عدم تمکین قوای دولتی از شاه و پیوستن به مشروطهخواهان
عدم همراهی با مجاهدان ستارخان
.jpeg&w=3840&q=75)
تعارض یا عدم تعارض مبانی مشروطیت با احکام اسلام


گزارش درگیری مشروطهخواهان و نیروهای دولتی و بمباران مجلس شورا

خبرخواهی و صلح طلبی عین الدوله
.jpeg&w=3840&q=75)
پرهیز دادن از هرگونه همکاری با دربار و دولت
عدم اعتماد به وعدههای مصالحه محمدعلی شاه
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و تحریم آن
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و تحریم آن
بیان فشارهای روانی و محدودیتهای سیاسی ایجاد شده برای وی

مجادله بر سر استقرار مجدد مشروطیت در کشور


تأکید بر حمایت از مشروطهخواهان



رد شایعات و اتهامات نسبت به خود

کسب اطلاع از نظرات مراجع مشروطهخواه نجف راجع به مشروطهخواهان

تمجید از پیشگامی و پایداری مردم آذربایجان در استقرار و بازگشت مشروطیت

وجوب کمکهای مالی، تسلیحاتی و نیرو به مجاهدان تبریز



درخواست ابلاغ دادخواهی و مظلومیت مردم ایران به دولتها و مجالس جهان



درخواست تشکیل مجدد مجلس شورا از محمدعلی شاه قاجار و تهدید وی به حرکت به سمت ایران



تلاش در جهت بازگشت مشروطیت و کمک همه جانبه به مجاهدان تبریز



مخالفت با تجدید مشروطیت
مخالفت با تجدید مشروطیت
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت در کشور
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و مخالفت با تجدید آن
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و مخالفت با تجدید آن
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و مخالفت با تجدید آن
تحریم مشروطیت و مجلس شورای ملی و مخالفت با استقرار مجدد آن در کشور
.jpeg&w=3840&q=75)
بیان اقدامات مستبدانه محمدعلی شاه و اعلام بطلان همه قراردادها و قرضههای دولتی به دیوان بینالمللی لاهه



ناسازگاری اسلام با اصول مشروطیت و انتقاد از عملکرد مشروطهخواهان
مشاوره سیاسی ـ نظامی به محمدعلی شاه قاجار

اظهار نگرانی از پیشرفت مجاهدان تبریزی و کمبود تدارکات نیروهای دولتی

گلایه شدید از بیپولی نیروهای دولتی و نگرانی از همگسیختن امور تبریز

گزارشی از وضع نظامی شهر تبریز

ناسازگاری مشروطیت با اسلام و انطباق مساوات و آزادی مصرح در قانون اساسی با شریعت اسلام
بیاعتمادی به قول محمدعلی شاه در پذیرش مشروطیت
پاسخ به استفتای جهاد ایرانیان مقیم طرابوزان



وجوب کمک به مدافعان تبریز (ستارخان و یارانش) و مهدورالدم بودن مهاجمان




محکوم کردن اقدامات محمدعلی شاه قاجار در بمباران مجلس و انحلال مشروطیت و اعلام بیکفایتی حکومت قاجار در حفظ استقلال کشور و حقوق مردم و دفع خائنین



انتقاد شدید از مراجع و علمای مخالف مشروطه
هشدار به روسای عشایر نسبت به همکاری با دولتیان ستمگر و پرهیز از سرکوب و کشتار مردم

مخالفت مذهب و علمای شیعه با استبداد و مستبدان
فریبکاری و اغفال مشروعه خواهان تبریز
استمداد علمای رشت از علمای مشروطه خواه نجف

آمادگی علما و مشروطه خواهان فارس و بوشهر جهت همکاری با مشروطه خواهان تبریز
اصرار علما بر ادامه جنگ مشروطه خواهان
.jpeg&w=3840&q=75)
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و مخالفت با تجدید آن
منظور از مشروطیت و رد انتقادات مخالفان

درخواست کمک فوری برای مجاهدان و مردم محاصرهشده تبریز
انتقاد شدید از سکوت و بیتفاوتی علمای مخالف مشروطیت نسبت به مظالم نیروهای دولتی و تأیید آنها
درخواست از محمدعلی شاه قاجار جهت تشکیل مجدد مجلس شورا و تهدید وی به تغییر روش در مقابل او در صورت عدم انجام آن




ترجیح نظام مشروطیت بر استبداد و تکلیف شرعی همه برای بازگشت و استقرار مجدد آن




سازگاری مشروطیت با احکام اسلام و تعریف مجلس شورا به آن
تحریم مشروطه و درخواست عدم افتتاح مجدد مجلس شورا

درخواست همراهی بیشتر علما و رجال کشور با علمای مخالف مشروطیت

اعلام حرکت اعتراضی گروهی از علمای ایرانی عراق به سمت ایران
صدمات و زیانهای ناشی از مشروطیت و مخالفت با تجدید آن
استقرار نظام مشروطیت تنها راه اصلاح کشور

بیاطلاعی مراجع مشروطهخواه نجف از مقاصد اصلی مشروطهخواهان
تفاهم سیاسی روسیه و انگلستان راجع به ایران و عدم امید به کمک آنها در بازگرداندن مجدد مشروطیت
دلایل مشروع نبودن سلطنت محمدعلی شاه و بیلیاقتی سلسله قاجاریه
همدست نمودن علمای مخالف مشروطه با نیروهای دولتی در سرکوب و کشتار مشروطهخواهان
مخالفت با تندروان و آشوبطلیان و در پیش گرفتن سیاست مصالحه
سند با طرح سؤالی از حجج اسلام آغاز میشود که آیا مشروطه و قوانین آن با شرع اسلام سازگار است یا خیر و تکلیف مسلمانان در قبال آن چیست. در پاسخ، نویسنده با اشاره به سابقه اصلاحطلبی خود و اجدادش، به مخاطرات مشروطه و افتادن امور به دست عوام اشاره میکند. او از اقدامات خود برای ترویج نیت اصلاحطلبانه و سپس انزوای خود به دلیل خروج مشروطهخواهان از مسیر عقل سخن میگوید. نویسنده تأکید میکند که آشوبطلبی و انقلابجویی را بر اساس حکم شرع و عقل منکر است و همواره در حفظ حقوق مملکت و ترقی مادی و معنوی آن کوشیده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست ایستادگی دولت در برابر مخالفان و عدم مصالحه با آنها
متن با اشاره به دیدارهای اخیر سفرا و گفتگوهای انجام شده، به شاه هشدار میدهد که هرگونه سستی در این مقطع، به گرفتاری و سوء عاقبت منجر خواهد شد. تأکید میشود که مردم به دلیل حمایت شاه از اسلام، او را میخواهند و اگر این حمایت از دست برود، کشور دچار اغتشاش و خونریزی بیسابقه خواهد شد. نویسنده، عجله سفرا را ناشی از پیروزیهای تبریز و به هم خوردن مجلس عثمانی میداند و سعدالدوله را عامل تحریک سفرا معرفی میکند. از شاه خواسته میشود که ثبات قدم نشان دهد و به تهدیدات بیاساس توجه نکند، زیرا خداوند پشتیبان تقویت اسلام است. نویسنده با بیان اینکه خود را فدایی اسلام میداند و هیچ غرض دنیوی ندارد، از شاه میخواهد که از تجربه گذشته درس بگیرد و اجازه ندهد که لغزشی رخ دهد که دیگر قابل اصلاح نباشد. در پایان، پیشنهاد میشود که اجتماع ملی شکل گیرد، فریاد «وا اسلاما» بلند شود، تلگرافهای شدیداللحن به سفارتخانهها ارسال گردد و شاه نیز پاسخهای قاطعانه بدهد تا امر اسلام قوی شود.

درخواست اعلام تحریم مشروطیت و عدم گشایش مجدد مجلس شورا از سوی علمای کشور
متن با ستایش از مخاطب آغاز میشود و به وضعیت آشفته کشور پس از مشروطه، سلب امنیت و رواج عقاید فاسد اشاره میکند. قوانین برگرفته از غرب را عامل این وضعیت میداند و انحلال مجلس توسط شاه را لطف الهی برای بازگشت امنیت تلقی میکند. سپس، با ابراز نگرانی از تلاش مجدد منحرفین برای تشکیل مجلس و احیای اساس سابق، از علما میخواهد که پیش از وقوع فاجعه، با صدور حکم صریح بر حرمت اساس مشروطه، به وظیفه الهی خود عمل کنند. در ادامه، از مخاطب میخواهد که حکم قطعی حرمت را در ذیل ورقه سؤال مؤمنین بنویسد و به نماینده اعزامی، آقا میرزا محمدحسن اصفهانی، توجه ویژه نشان دهد. در بخش دوم، با نزدیک شدن به زمان انعقاد مجلس دوم، پیشنهاد میشود که تلگرافهایی از مناطق مختلف به دربار شاهی ارسال شود که در آن، مشروطه را نامناسب برای دولت و ملت دانسته و امنیت فعلی را کافی بدانند. در پایان، پاسخهایی از سوی محمدمهدی الحسینی و یعقوب الحسینی و محمدطاهر الحسینی به تلگراف شیخ فضلالله نوری ارائه شده که در آن، ضمن تأیید مواضع وی و اعلام تبعیت از علمای اعلام، برای شوکت شاهنشاه دعا میکنند.

درخواست از کاردار عثمانی جهت راضی نمودن محمدعلی شاه برای افتتاح مجدد مجلس شورا
این نامه با ابراز ارادت به کاردار عثمانی آغاز میشود و به سابقه محرومیت ملت ایران از آزادی و مساوات در دوران استبداد اشاره میکند. سپس به اعطای قانون اساسی توسط مظفرالدین شاه و تأیید آن توسط محمدعلی شاه میپردازد، اما از کارشکنی مفسدین و خائنین در اجرای آن و مکدر شدن خاطر شاه از ملت گلایه میکند. در ادامه، به تعویق افتادن مکرر افتتاح مجلس شورای ملی و سنا و تضییقات وارده بر ملت توسط مفسدین اشاره شده و از کاردار عثمانی درخواست میشود تا این وضعیت را به اطلاع شاه برساند و برای احیای حقوق ملی و افتتاح مجلس شورا تلاش کند. در پایان، به ناامنیها، خسارات اقتصادی و وضعیت نابسامان ولایات مختلف اشاره شده و تأکید میشود که صبر ملت به سر آمده است. در حاشیه نیز جمالالدین افجهای بر اهمیت تشکیل مجلس شورا و مبارزه با استبداد برای حفظ استقلال مملکت تأکید کرده است.

منع مشروطهخواهان تندرو به سبب فراهم کردن مداخلات خارجی
متن با اشاره به تلاشهای نگارنده از ابتدای مشروطه برای حفظ کشور و جلوگیری از آشوب آغاز میشود. در ادامه، به هشدارها و توصیههای مکرر در تبریز و مکاتبات قبلی اشاره میکند که بر اهمیت جلوگیری از اقداماتی که منجر به مداخله بیگانگان میشود، تأکید دارد. نگارنده با یادآوری پرداخت غرامت سنگین به روسیه در گذشته برای حفظ استقلال کشور، از مخاطبان میخواهد که با اقدامات خود، زمینه تسلط بیگانگان را فراهم نکنند و تأکید میکند که حتی حاضر است در سیبری به کار اجباری مشغول شود، اما شاهد مداخله خارجی در کشور نباشد.
.jpeg&w=3840&q=75)
مخالفت با افتتاح مجدد مجلس شورا توسط محمدعلی شاه قاجار به سبب تعارض داشتن با احکام اسلام
این نامه با ابراز ارادت به شاه آغاز میشود و به واقعه دوازدهم شوال اشاره میکند که در آن، پس از احضار جمع کثیری از علما و بزرگان به دربار و ابلاغ اراده شاه مبنی بر تأسیس مجلس شورای عمومی، حاضران به اتفاق آرا اعلام کردند که مجلس شورا با قواعد اسلام منافی است. در ادامه، به قرائت تلگرافات و عرایض متظلمانه از ولایات مختلف و طبقات گوناگون اشاره میشود که همگی خواستار انصراف از این تصمیم بودند. سپس، علما و بزرگان حاضر در مجلس، عریضهای به صدراعظم تقدیم کرده و حضوری نیز استدعای انصراف از تأسیس مجلس را مطرح کردند و با وعده شاه مبنی بر صدور دستخطی در این خصوص، مرخص شدند. نامه با تأکید بر تکلیف شرعی حفظ اسلام و درخواست مجدد برای صدور دستخط شاه برای رفع اضطراب مردم پایان مییابد و سوگند یاد میشود که تأسیس مجلس شورای عمومی جز نابودی دین، هرج و مرج و هتک نوامیس اسلامی نتیجهای نخواهد داشت.



اعلام تحریم مشروطه و منصرف کردن شاه از بازگشایی مجلس شورا
این نامه با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به اطلاع مخاطبان میرساند که در تاریخ ۲۴ شوال، علمای دارالخلافه در دربار شاهی حضور یافته و در پاسخ به درخواستهای قبلی علما و سایر طبقات مبنی بر لغو مشروطیت، دستخطی از شاه دریافت کردهاند. این دستخط، تأسیس مجلس را منافی با قواعد اسلامیه دانسته و اعلام میکند که شاه از این ایده منصرف شده و دیگر مجلسی تشکیل نخواهد شد، بلکه اهتمام بر نشر عدالت و بسط معدلت خواهد بود. در پایان، از مخاطبان خواسته شده است که فوراً از این تصمیم شاهنشاهی تشکر کنند.

سازگاری یا ناسازگاری مشروطه با اسلام و انطباق مساوات و آزادی مصرح در قانون اساسی با شریعت اسلام
متنی به محضر حجج اسلام ارائه شده که در آن با استناد به حدیث امام زمان (عج) درباره رجوع به راویان احادیث در حوادث واقعه، از ایشان درباره سازگاری مشروطه (به عنوان وضعی مستحدث و برگرفته از غرب) با دین اسلام و انطباق قوانین مساوات و آزادی آن با شرع مقدس سؤال شده است. در ادامه، پاسخ به این سؤال، خطاب به شاهنشاه، از طریق حاجی شیخ فضلالله نوری و امامجمعه ارسال شده است. در این پاسخ، از خبر تلگرافی انصراف شاه از مشروطه غیرمشروعه که منجر به قتل و توهین به شرع شده بود، تشکر و ابراز امیدواری شده که شاه در ترویج اسلام و شرع و نشر عدالت موفق و مأجور باشد. همچنین از امر ملوکانه که در این زمینه به اجرا درآمده، قدردانی شده است.
ابراز خشنودی از انصراف محمدعلی شاه از استقرار مجدد مشروطیت
این نامه با ابراز خشنودی از مواضع محمدعلی شاه قاجار آغاز میشود. در ادامه، به تشکر از عنایات شاهانه در جهت تقویت اسلام، اعتلای دین و اجرای احکام شریعت میپردازد. نویسنده، نطق و فرمایشات شاه را مطابق با دستخط مبارک دانسته و آن را موجب شادی و روشنایی دلها معرفی میکند. در پایان، هدف از نگارش مجدد نامه را اطلاعرسانی به عموم طبقات از ارادات شاه در استوار کردن مبانی دین و تشویق به دعاگویی برای او بیان میکند.

درخواست از محمدعلی شاه و دولت برای همراهی بیشتر با مشروطه خواهان
این نامه در پاسخ به نامهای خصوصی نوشته شده که در آن از نویسنده خواسته شده بود تا راهکاری برای اصلاح وضعیت مملکت ارائه دهد. نویسنده با ابراز دلتنگی و ناراحتی، به انتقاد از عدم توجه به نظرات پیشین خود میپردازد و تأکید میکند که با وجود انزوای خود، همواره در جهت حفظ دین، مذهب و ملت کوشیده است. او به اتهاماتی مبنی بر تناقضگویی و ارتباط با کنسول روس پاسخ میدهد و با استدلالهای منطقی، این اتهامات را رد میکند. در ادامه، نویسنده با اشاره به وضعیت بحرانی آذربایجان و فعالیتهای مشروطهخواهان در داخل و خارج از کشور، از دولت میخواهد تا با تفقّد و امیدواری بخشیدن به ملت، از سقوط آذربایجان به دست روسها جلوگیری کند. او تأکید میکند که صلاح دین، مذهب و سلطنت در گرو همراهی دولت با ملت است و در پایان، با ناامیدی از تأثیرگذاری نظرات خود، از مخاطب میخواهد که راهکار را او ارائه دهد.
.jpeg&w=3840&q=75)
دلایل موافقت اولیه با مشروطیت و مخالفت بعدی با آن
نامهای از شیخ فضلالله نوری به فرزندش ضیاءالدین، در پاسخ به انتقادات او درباره تغییر موضع شیخ نسبت به مشروطیت. شیخ نوری تأکید میکند که ورود و خروج او در مسئله مشروطه نه از روی هوای نفس و جاهطلبی، بلکه بر اساس تشخیص حق و باطل بوده است. او توضیح میدهد که در ابتدا مشروطیت را صحیح میدانست، اما پس از آشکار شدن اهداف واقعی و انحراف آن از شریعت، با آن مخالفت کرد. شیخ نوری در ادامه به فرزندش توصیه میکند که به جای فنون سیاسی، به علوم اهل بیت (ع) بپردازد و بر لزوم حفظ شریعت اسلامی و مبارزه با مفاهیم غربی آزادی و برابری که با اسلام در تضاد هستند، تأکید میکند. او همچنین به دو نیاز اساسی ایران، یعنی تربیت اهالی بر اساس معارف و تأسیس عدالت عمومی، اشاره کرده و بیان میکند که این اصلاحات باید تحت نظارت روحانیت و بر اساس احکام اسلام باشد. در پایان، شیخ نوری از وضعیت موجود ابراز تأسف کرده و نگرانی خود را از آینده دین و مرجعیت شیعه بیان میکند.

تحریم تجدید مشروطیت
درخواست بازگشت مشروطیت از سوی برخی مناطق، موجب صدور فتوایی مبنی بر حرمت این درخواست شده است. در این فتوا، علمای اعلام و متدینین با بازگشت فتنهای که خاموش شده و تبدیل مشروطه به ابزاری برای اشرار، مخالفت کردهاند. در پایان، درخواست تجدید مشروطیت حرام اعلام شده است.

گزارشی از وضع محافل مشروطهخواهان
نامه با ابراز تأسف از عدم پاسخگویی به نامه قبلی آغاز میشود. سپس به موضوع نگارش نامهای به خوانین اشاره میکند که قرار است پس از ارائه به اهالی کرمانشاه و رؤسای عشایر، نتایج آن بررسی شود. تأکید میشود که اگر این اقدامات مؤثر واقع نشود، نامههای بعدی نیز بیاثر خواهد بود. در ادامه، به اهمیت حفظ حوزه علمیه نجف پس از فوت آیتالله حاجی خلیلی تهرانی و لزوم آگاهسازی مردم اشاره میشود. نویسنده از خوشباوریهای گذشته انتقاد کرده و بیان میکند که دوره اکتفا به قول و لفظ گذشته است. در بخش دیگری، به فعالیتهای «انجمن اتحادیه طلاب» در نجف و تصمیم آنها برای عدم به رسمیت شناختن مأموران ایرانی در صورت عدم رعایت قانون مشروطیت اشاره میشود. همچنین، خبرهایی از فعالیتهای مشروطهخواهان ایرانی در استانبول به رهبری صباحالدین افندی و نگرانی آنها از استبداد در ایران و تأثیر آن بر عثمانیان ذکر میگردد. در پایان، نویسنده به تجاوزات روسیه در مرزها و اعتراض علمای نجف به کنسولها اشاره کرده و از مخاطب میخواهد که اخبار ایران و تبریز، وضعیت حاجی عطیه و اوضاع کرمانشاه در مورد مشروطه را به تفصیل گزارش دهد.
اعلام تشکیل دارالمعدله (مجلس شورای کبری مملکتی) به جای مجلس شورای ملی توسط محمدعلی شاه
این نامه با خطاب به علما، از تشکیل «دارالمعدله» یا «مجلس شورای کبرای مملکتی» خبر میدهد. در ابتدا به تلگراف قبلی اشاره میشود که در آن از تصمیم شاه مبنی بر عدم تشکیل مجلس شورای عمومی و وعده نشر عدالت و بسط معدلت سخن رفته بود. سپس، افتتاح دارالمعدله در تاریخ ۴ ذیقعده ۱۳۲۶ ق اعلام میشود که هدف آن تشیید شریعت نبوی، ترویج احکام اسلامیه، اعانه مظلومین و تأمین آسایش رعایا ذکر شده است. اعضای این مجلس را شاهزادگان، وزرا، رجال و تجار دانشمند و خیرخواه معرفی میکند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که از این پس، تمام قوانین عمومی و مسائل مربوط به عدالت در این دارالمعدله مورد مذاکره و اقدام قرار گیرد.

زیان همیشگی مردم تبریز از تندروی
متن با اشاره به حضور نگارنده در انجمن ایالتی تبریز در چهارم ذیقعده آغاز میشود. نگارنده پیشنهاد اصلاح انجمن و تشکیل مجلسی مختلط برای مذاکره در امور را مطرح میکند. در ادامه، به تجربه تاریخی مردم تبریز در تحمل زحمات اشاره شده و ابراز نگرانی میشود که در نهایت، دستاوردهای نهضت به نام دیگران ثبت شده و برای مردم تبریز جز ذلت چیزی باقی نماند. در پایان، نگارنده از عدم تحقق پیشنهاد خود و قرار گرفتن امور در دست افرادی که او با حزبشان همراه نبوده، گلایه میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
عدم مداخله در امر مشروطیت
سید محمدکاظم طباطبایی یزدی از ابتدا در امر مشروطیت دخالت نکرده و آن را خارج از وظیفه شرعی خود میدانست. با وجود تلاشهای مکرر مشروطهخواهان برای جلب حمایت او، وی از پذیرش آن امتناع ورزید. در اوایل ماه شعبان، مشروطهخواهان با استفاده از شورش تبریز و تهدید به قتل، تلاش کردند او را مجبور به صدور حکم وجوب اقامه مجلس مشروطه کنند. در پی این فشارها، سید محمدکاظم یزدی اعلام کرد که با توجه به فساد، قتل و هرج و مرج ناشی از مشروطه، نمیتواند حکم به لزوم آن دهد. او پیشنهاد کرد که حکمی برای صلح بین مسلمانان تبریز و عفو مقصرین توسط شاه صادر شود، اما این پیشنهاد مورد قبول مشروطهخواهان قرار نگرفت و در نهایت با دخالت یک مأمور پلیس، جمعیت متفرق شد. هرگونه روایت خلاف این وقایع، کذب و افترا است.

تایید نقطه نظرات آقا سید محمدکاظم طباطبایی یزدی مبنی بر عدم مداخله او در امور سیاست
این متن با ستایش از سید محمدکاظم طباطبایی یزدی آغاز میشود و بر پایبندی او به وظایف شرعی و عدم مداخله در امور سیاسی تأکید میکند. در ادامه، به همراهی گسترده متدینین، علما، تجار و کسبه با این رویکرد اشاره شده و از تشکرات فراوان از سراسر ایران سخن به میان میآید. در مقابل، متن به انتقاد از گروهی از «مجلسخواهان» میپردازد که به دلیل عدم همراهی سید با اغراض نفسانیشان، به مخالفت با او برخاستهاند. در پایان، بر توکل سید محمدکاظم طباطبایی یزدی به خداوند در تمامی امور تأکید میشود.
نقد و رد نظر سید محمدکاظم طباطبایی یزدی مبنی بر عدم مداخله و اظهار نظر نسبت به مشروطیت
متن با اشاره به شبهاتی در نوشتههای سید محمدکاظم یزدی و پسرش آغاز میشود. سپس به تفصیل به ظلم و بیعدالتی حکام قاجار، فساد مالی، فروش ولایات، رشوه و تفاوت مالیاتها میپردازد که منجر به مهاجرت مردم و جلب ترحم ملل متمدن شده است. در ادامه، مسامحات درباریان، صرف بیتالمال در لهویات فرنگستان و سفرهای بیغیرتانه دو سلطان (ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه) را عامل خرابی مملکت معرفی میکند. ضعف قوای نظامی ایران و از دست رفتن ممالک اسلامی مانند قفقازستان و ترکستان به دلیل سلطنت مطلقه و بیغیرتی حاکمان نیز مورد انتقاد قرار میگیرد. در نهایت، بر ضرورت تغییر وضع موجود برای حفظ استقلال و صیانت مذهب امامیه تأکید شده و عدم مداخله سید محمدکاظم یزدی در مشروطیت به معنای تبرّی از حفظ اسلام تلقی میشود. متن با انتقاد شدید از کسانی که بدیهیات را نمیدانند اما خود را مجتهد میخوانند و نیز کسانی که با وجود آگاهی، صلاح خود را در عدم مداخله میبینند، به پایان میرسد و بر اهمیت حفظ بیرق اسلامی تأکید میکند.
هدف مشروطهخواهان: بازگشت استبداد
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که هدف از «مشروعهبازی» و مخالفت با «مشروطه» چیست. در ادامه، به تشریح تفاوتهای بنیادین سلطنت مستبده (شخصی) و سلطنت مشروطه (نوعی) میپردازد. سلطنت مستبده را نظامی معرفی میکند که پادشاه در آن حاکم مطلق است و میتواند بدون هیچ محدودیتی در امور داخلی و خارجی تصرف کند، در حالی که در سلطنت مشروطه، حدود اختیارات پادشاه و ملت بر اساس قانون اساسی مشخص شده و پادشاه نمیتواند بدون رعایت قانون و تأیید مجلس، اقدام به تصرف در امور مملکت کند. سپس، نویسنده تأکید میکند که استبداد و مشروطیت ذاتاً ارتباطی به دیانت ندارند و مشروعهخواهان درباری و روسیان درباری با هدف ابطال مشروطیت و بازگرداندن حقوق استبدادی شاه، لفظ «مشروعه» را به «مشروطه» چسباندهاند تا مفهوم خارجی آن را از بین ببرند. نویسنده بیان میکند که مفهوم خارجی مشروطیت عین شریعت است و قانون اساسی ایران نیز با تأیید علمای نجف اشرف، هیچگونه مغایرتی با احکام شرعی ندارد. در پایان، از ملت میخواهد که فریب این خدعهها را نخورند و حقوق مشروع خود را از دست ندهند و به مستبدین اجازه ندهند با تغییر قانون انتخابات، دوباره استبداد را از طریق وکلای خود به کشور بازگردانند.
درخواست از ایلات و طوایف کرمانشاهان جهت پیوستن به مجاهدان تبریزی و یاری آنها در برابر هجوم نیروهای دولتی
متن با سلام و درود به رؤسا، عشایر و ایلات ایران، به ویژه خوانین کرمانشاهان آغاز میشود. در ادامه، به مدت یک سال از مسدود شدن راههای ارتباطی علما توسط دولتیان برای جلوگیری از حمایت از ملت و مشروطیت و ترفیه حال رعیت گلایه شده و اشاره میشود که دولتیان با نسبت دادن مضامین کفرآمیز به علما، قصد تصرف مستبدانه در اموال و نفوس مردم را دارند. سپس، با یادآوری مجاهدتهای ملت آذربایجان و سردار ستارخان، از خوانین کرمانشاهان به دلیل عدم یاری به مجاهدین و عدم اقدام برای آزادی سید عبدالله بهبهانی که در جوار آنها محبوس بوده، انتقاد میشود. در پایان، از خوانین خواسته میشود که سید عبدالله بهبهانی را آزاد کرده و بر اساس دستورالعمل ایشان، با اتفاق و یکپارچگی، در جهت استحکام مشروطیت و ریشهکن کردن استبداد با مجاهدین آذربایجان متحد شوند. این اقدام به منزله جهاد در رکاب امام زمان و نصرت دین مبین تلقی شده و با استناد به آیه قرآن، وعده یاری الهی داده میشود.

اعلام تعییت اهالی استرآباد از دستورات مراجع نجف در حمایت از مشروطه و آمادگی اعزام نیرو به تهران به حمایت از مشروطهخواهان
این بیانیه با خطاب به عموم حجج اسلام، سادات، تجار و کسبه آغاز میشود و از اتحاد و همقسم شدن تمام طبقات استرآباد در پی دریافت احکام مراجع عتبات عالیات خبر میدهد. در ادامه، از آمادگی اهالی بلوک و سران یموت برای اطاعت از احکام مراجع و بیرون راندن حکومت ظالم و عدم پرداخت مالیات سخن به میان میآید. همچنین، هشدار داده میشود که در صورت ممانعت دولت و خونریزی، سردار کافی با دو هزار سوار یموت برای اجرای احکام امام زمان (عج) و ریشهکن کردن مستبدین حرکت خواهد کرد. در بخش دیگری، با مقایسه با ترکمانها و اشاره به مشروطه دادن سلطان عثمانی، از مشروطهطلبان خواسته میشود که همت کنند تا نیازی به اعزام نیرو از استرآباد نباشد. در پایان، با تأکید بر تبعیت اهالی استرآباد از احکام حجج اسلام، اعلام میشود که در صورت هرگونه اقدام از سوی دولت، آمادگی کامل برای دفاع وجود دارد.
تشویق سپهدار اعظم به استقرار مجدد مشروطیت
متن با دعای خیر برای مخاطب آغاز میشود و او را در کنف حفظ الهی و خدمت به دین و عدالت و مشروطیت و حراست وطن اسلامی میداند. سپس با اشاره به درایت و غیرت دینی و وطنی مخاطب، ابراز تعجب میکند که چگونه با وجود آگاهی از اهمیت مشروطیت برای حفظ مملکت و ضیق وقت، ایشان سکوت اختیار کردهاند. در پایان، با ابراز خرسندی از اقدامات غیورانه مخاطب، امیدواری میدهد که او همواره مورد تأیید الهی باشد و رجال دیندار و مملکتخواه را از مقاصد فاسد عدهای که دین و دولت را فدای اغراض شخصی میکنند، آگاه سازد و در این لحظات پایانی، مملکت اسلامی را از مهالک استبداد رها سازد.

بیثمر بودن تأسیس دارالشورای کبرای مملكتی توسط محمدعلی شاه و پیروزی قریبالوقوع مشروطهخواهان
پس از ناامیدی شاه و درباریان از لغو مشروطیت، مجلسی به نام «قونسل آف استیت» یا شورای مُلکی با پنجاه نفر از منتخبین شاه در دربار تشکیل شد. هدف از این اقدام، اغفال ملت و نسبت دادن خرابکاریهای دربار به این مجلس بود. این مجلس، مانند «دارالشورای کبرا»ی ناصرالدین شاه، بینتیجه خواهد بود. تا زمانی که اختیارات طبقات حاکم محدود نشود، امکان آبادی کشور و رفاه ملت وجود ندارد و این مجلس نیز دوامی نخواهد داشت. دولت تلاش میکند با این حیل، رضایت ملت را به خارجیها بقبولاند تا شاید رسمیت مشروطیت را باطل کنند. اما این تلاش موفق نخواهد شد، زیرا بازگشت امنیت در ایران از اقتدار شاه و این مجلس خارج است و ملت هرگز حقوق خود را رها نخواهد کرد. همچنین، قدرت و آمادگی آذربایجان برای مقابله با دربار، مانع از موفقیت این دسیسه خواهد شد. مهمتر از همه، احکام و فتاوای مراجع مشروطهخواه است که نه کهنه میشود و نه قابل نسخ است و ملت از روی عقاید مذهبی پیرو این احکام الهی هستند. استبداد پس از دو سال مشروطیت، محال است دوباره در ایران حاکم شود. تاریخ انگلستان و تجربه چارلز اول نیز نشان میدهد که اداره کشور بدون پارلمان به زیان منجر میشود. با توجه به تقدیر الهی، آنچه تاکنون رخ داده، به قوت مشروطیت ایران افزوده و آنچه در آینده نیز پیش آید، بهتر خواهد بود. حتی اگر قدرتهای خارجی نیز مانع مشروطیت شوند، جز خذلان نتیجهای نخواهند گرفت. شواهد نشان میدهد که مجلس «قونسل آف استیت» نیز دوامی نخواهد داشت و دیر یا زود مجلس ملی دوباره افتتاح خواهد شد. روسها دشمن آزادی و ترقی ایران هستند و انگلیسیها نیز مایلند این مجلس را تقویت کنند تا مناقشات داخلی ایران را دفع کنند، اما این تلاشها نیز بینتیجه خواهد بود. بیکفایتی شاه و مستبدین بر همگان آشکار شده و اعضای این مجلس نیز بیکفایتی خود را نشان خواهند داد. رفتن سفیر عثمانی از تهران نیز از نکات سیاسی مهم است و نشان میدهد که اگر روسها به آذربایجان قشون بفرستند، عثمانی نیز چنین خواهد کرد. ایرانیان باید منافع خود را بشناسند و از همراهی با بیگانگان دست بردارند و روابط خود را با عثمانی و آلمان افزایش دهند، بدون اینکه روابط با روس و انگلیس را قطع کنند.
تأیید احکام و فتاوای گذشته: وجوب استقرار مشروطه و لزوم همراهی با آن
نامهای به مراجع تقلید ارسال شده که در آن از شایعاتی مبنی بر عدم صدور احکام قبلی در خصوص وجوب مشروطیت و لزوم همراهی با مجلس و همچنین تغییر رأی مراجع سخن به میان آمده است. در پاسخ، مراجع تقلید صحت احکام پیشین خود را تأیید کرده و بر وجوب پیروی مسلمانان از این احکام و دوری از تشکیکات و اکاذیب مغرضین تأکید میکنند. همچنین، با اشاره به وضوح این امور و وجود خطوط و مهرهای خودشان بر تلگرافات و احکام، هرگونه تردید در این زمینه را بیمورد میدانند.


تلاش مشروطهخواهان در جهت عزل محمدعلی شاه از سلطنت
این نامه با تأیید نگرانیها درباره آینده وطن آغاز میشود و بر این نکته تأکید دارد که تنها راه نجات کشور، تشکیل پارلمان از طریق قدرت ملی است. در ادامه، نویسنده به صراحت بیان میکند که صلح با محمدعلی شاه بیفایده خواهد بود و تمام تلاشها باید بر خلع او از سلطنت متمرکز شود. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که برای تقویت جبهه تبریز، مهاجران را به آنجا بفرستد و در کنفرانس پترزبورگ نیز اقدامات لازم را انجام دهد، چرا که قبلاً به اسلامبول و مراکز دیگر نیز اطلاعرسانی شده است.
تکریم مجاهدین تبریز و همشان دانستن انجمن تبریز و مجلس شورا
این نامه با ستایش از همت و غیرت سپهسالار ملی و مجاهدین تبریز آغاز میشود و نقش آنان را در غلبه اسلام و سربلندی ملت برجسته میسازد. در ادامه، انجمن تبریز را همشأن دارالشورای کبرای ملت دانسته و از آن انتظار میرود که در تأمین امنیت و آسایش عمومی، جلوگیری از قرضهای جدید و مقابله با اقدامات مملکتفروشی به وظایف خود عمل کند و نتایج را به اطلاع عموم برساند.


اظهار تشکر و شادمانی از تشکیل "دارالشورای کبرای مملكتی" (معدلت خانه) توسط محمدعلی شاه
متن با ابراز تشکر فراوان از محمدعلی شاه به دلیل تشکیل معدلتخانه و نیت پاک شاهانه برای آسایش مسلمین آغاز میشود. سپس به بیان عقاید قلبی نویسنده میپردازد و خاطرنشان میکند که تغییرات پیشین در روش حکمرانی، صدمات زیادی به مردم وارد کرده و تحمل تکلیف انتخاب و تعیین منتخب را دشوار ساخته است. در ادامه، به حرکات جاهلانه اشرار و نابودی ثروت مردم اشاره میکند و هشدار میدهد که هرگونه تغییر بیشتر، به نابودی اسلام و اهل آن منجر خواهد شد. در پایان، از شاه درخواست میشود که نویسنده و امثال او را از تکلیف انتخاب و تعیین منتخب معاف دارد و آنان را در سایه حمایت خود حفظ کند.

راهکارهایی برای مدیریت جریان مشروطهخواهی توسط اعضای معتدل و غیرحزبی
در انجمن ایالتی تبریز، پیشنهاد میشود ابتدا اعضای انجمن و سپس مجلسی فوقالعاده با حضور اعضای انجمن و افراد خارج از آن تشکیل شود تا در آن مجلس، درباره اصلاح امور مشورت صورت گیرد. تأکید میشود که از میان گزینههای مشروطه، استبداد مطلقه، استبداد قانونی و استقلال آذربایجان، تنها گزینه مشروطه قابل تحقق است و باید تمام تلاشها بر آن متمرکز شود. هدف از تشکیل این مجلس عالی ملی، جلوگیری از افتادن سرنوشت مشروطه به دست تندروها یا مراکز پنهان و مشارکت دادن افراد عاقل و بیطرف در تصمیمگیریها است.
.jpeg&w=3840&q=75)
تشویق ضرغامالسلطنه بختیاری به شرکت در جنبش مشروطهخواهی
متن با اشاره به نارضایتی عمومی از محمدعلی شاه و درباریان فاسد آغاز میشود و بیان میکند که در صورت پیوستن خوانین به مشروطهخواهان، مردم نیز با تمام وجود از آنان حمایت خواهند کرد. در ادامه، به ضرغامالسلطنه بختیاری اشاره شده که به دلیل ارادت به سید احمد نوربخش، از دستور مرشد خود سرپیچی نخواهد کرد. به همین منظور، از سید احمد تقاضا شده است که به فرادنبه، محل اقامت ضرغامالسلطنه، رفته و او را به همکاری با خوانین ترغیب کند.

فروش املاک مجهولالمالک جهت تأمین هزینه مجاهدان
این سند با استناد به احکام مراجع تقلید، دفاع از شریعت در برابر مستبدین را واجب و تأمین هزینههای مجاهدین را ضروری میداند. بر این اساس، خالصهجات مجهولالمالک در منطقه طارم به مبلغ هشت هزار تومان به فردی به نام آقا ملا علیاکبر لاری فروخته شده و صیغه شرعی آن جاری گشته است. در ادامه، صحت این اقدام توسط سید عبدالباقی شیرازی تأیید شده و بر وجوب پیروی از آن و حرمت مخالفت با آن تأکید شده است. این سند توسط عبدالله مازندرانی تحریر شده است.


اظهار تعجب از سکوت و عدم همراهی علما و مردم اصفهان با مشروطهخواهان آذربایجان و خراسان
متن با ابراز تعجب از عدم همراهی مردم و علمای اصفهان با نهضت مشروطه در سایر نقاط ایران آغاز میشود. در ادامه، به اخبار هیجانانگیز از خراسان، لارستان و تصرف شهرهای آذربایجان توسط ملت اشاره شده و از مخاطبان اصفهانی پرسیده میشود که منتظر چه هستند. سپس، به ارسال یک جریده مصری حاوی شرح حال اصفهان و نیز حکمی از علمای بزرگ (از جمله سید اسماعیل صدر، آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی) اشاره میشود که برای تنبه مردم اصفهان و تشویق آنان به همدستی با مشروطهخواهان آذربایجان، خراسان و طوالش فرستاده شده است. متن با سلام و درود پایان مییابد.

تأکید مجدد بر تشکیل مجلس شورا و تحریم مالیات به دولت
این نامه با تأکید بر صحت احکام پیشین صادر شده از سوی نویسندگان مبنی بر وجوب اهتمام به مشروطیت و تشکیل مجلس شورای ملی و حرمت پرداخت مالیات به حکام فعلی، هرگونه ادعا مبنی بر نسخ این احکام از سوی خود یا آیتالله حاج میرزا حسین خلیلی را تکذیب میکند. در ادامه، مشروطیت را نعمتی عظیم برای جلوگیری از ظلم و حفظ اسلام معرفی کرده و صدور حکمی مغایر با آن را غیرممکن میداند. در پایان، از مخاطب میخواهد که این مطالب را به اطلاع عموم مسلمانان برساند تا با اتحاد و تلاش، احکام الهی اجرا شود و جان، آبرو و اموال مسلمانان حفظ شده و ممالک اسلامی از تسلط کفار مصون بماند.


تأیید احکام و فتاوای گذشته: وجوب استقرار مشروطه و حرمت دادن مالیات به دولت محمدعلی شاه
این فتوا با خطاب به علمای بزرگ، بر صحت و اعتبار احکام پیشین مبنی بر وجوب مشروطیت، تشکیل مجلس شورای ملی و حرمت پرداخت مالیات به حاکمان فعلی تأکید میکند. در ادامه، شایعات مربوط به نسخ این احکام توسط آیتالله میرزاحسین و نویسندگان فتوا را تکذیب کرده و مشروطیت را نعمتی بزرگ برای جلوگیری از ظلم و حفظ اسلام میداند. در پایان، از عموم مسلمانان میخواهد که با اتحاد و تلاش برای اجرای احکام الهی، از جان، آبرو و مال خود و استقلال ممالک اسلامی در برابر بیگانگان محافظت کنند.


تقبیح محمدعلی شاه در برچیدن مشروطیت و نوید بازگشت آن
این شعر با لحنی تند و انتقادی، محمدعلی شاه را به دلیل برچیدن مشروطیت و اقدامات ظالمانهاش مورد سرزنش قرار میدهد. شاعر با اشاره به حمایت شاه از افرادی چون شیخ فضلالله نوری و بمباران مجلس، او را به بیعدالتی و ستمگری متهم میکند. در ادامه، به عواقب سوء اقدامات شاه، از جمله وابستگی به بیگانگان و غارت اموال مردم اشاره شده و با یادآوری قیامهای مردمی و نقش ستارخان و بختیاریها، به شاه هشدار داده میشود که حکومتش پایدار نخواهد بود و مشروطیت باز خواهد گشت. شعر با تأکید بر حقانیت مشروطه و محکومیت استبداد به پایان میرسد.
تقبیح محمدعلی شاه در برچیدن بساط مشروطه و آرزوی پیروزی مشروطهخواهان آذربایجان، گیلان و اصفهان
این شعر با انتقاد شدید از محمدعلی شاه و اقدامات او در برچیدن مشروطه آغاز میشود و او را فردی مستبد و جدا از مذهب معرفی میکند که کشتی ملت را به گرداب بلا افکنده است. در ادامه، شاعر به ستمهای شاه اشاره کرده و آن را در اسلام ناروا میداند. سپس، با اشاره به مقاومت مشروطهخواهان در تبریز (ستارخان)، گیلان (سپهدار) و اصفهان (صمصامالسلطنه)، امید به پیروزی آنان و سرنگونی شاه مستبد را ابراز میکند. شعر با تکرار عبارت «کار ایران با خداست» بر توکل به خداوند و امید به آینده تأکید کرده و در نهایت، وضعیت نابسامان ایران را نتیجه قامت ناساز ملت میداند.
نامسازگاری احکام اسلام با اصول مشروطیت
متن با حدیثی از پیامبر اکرم (ص) در مورد وظیفه عالم در برابر بدعتها آغاز میشود. نویسنده به برادران دینی خود یادآور میشود که بهترین قوانین، قوانین الهی است که در اختیار شیعیان امامیه قرار دارد و جامع تمام نیازهای سیاسی و اجتماعی است. او تأکید میکند که نیازی به جعل قانون جدید نیست و هرگونه تلاش برای تغییر یا تکمیل قانون الهی، منافی با اعتقاد به خاتمیت پیامبر (ص) و کمال دین است. نویسنده به شدت با جعل قانون توسط مجلس شورا مخالفت میکند و آن را کاری پیامبرگونه میداند که تنها از طریق وحی ممکن است. او مساوات و آزادی را که از اصول مشروطیت است، با احکام اسلام در تضاد میداند و معتقد است که این اصول به تضعیف اسلام و ترویج کفر و فساد منجر شده است. نویسنده به نمونههایی از سخنان و اعمال افراد و گروههایی اشاره میکند که به زعم او، با آزادی بیان و مساوات، به اسلام توهین کرده و عقاید انحرافی را ترویج دادهاند. او همچنین به نقش بیگانگان (مانند انگلیس) و گروههای ضاله در حمایت از مشروطه اشاره میکند و آن را نشانهای از عدم مشروعیت این حرکت میداند. در ادامه، نویسنده به مردم هشدار میدهد که فریب ظاهر مشروطه را نخورند و به عواقب سوء آن، از جمله هرج و مرج، تضعیف دولت اسلامی، و از بین رفتن امنیت اشاره میکند. او از علمای نجف که مشروطه را جهاد نامیدهاند و کشتهشدگان آن را شهید خواندهاند، انتقاد میکند و فهم یک شخص فرنگی را در این زمینه برتر از آنها میداند. در پایان، نویسنده از مردم میخواهد که به وظایف دینی خود عمل کنند، از تحصیل علم الهی غفلت نکنند، از رباخواری و کمفروشی بپرهیزند و به حفظ عفت زنان و دختران خود اهمیت دهند. او همچنین از شاه میخواهد که ناموس شرع و عدالت اسلامی را حفظ کند و از وعاظ میخواهد که از گفتن کذب به خدا و رسول (ص) در منابر خودداری کنند.

بی اعتمادی محمدعلی شاه به مردم ایران
محمدعلی شاه در تلاش است تا مردم تبریز را در اروپا یاغی و فتنهانگیز معرفی کند، در حالی که تبریزیان حقوقطلبی خود را به اثبات رساندهاند. ادعای شاه مبنی بر اغتشاش یک ساله تبریز و وجود پارلمان در آن زمان، با واقعیت مطابقت ندارد و اغتشاشات اولیه نیز توسط دستیاران خود شاه (شاهسونها) ایجاد شده بود. نویسنده با اشاره به سابقه طولانی شاهپرستی و وفاداری مردم آذربایجان به سلاطین قاجار، این ادعا را رد میکند و به نقل قولی از حاجی میرزا آقاسی اشاره میکند که در صورت یاغی شدن آذربایجان، شاه باید از سلطنت کنارهگیری کند. در ادامه، نویسنده غداری و بدعهدی محمدعلی شاه را علت اصلی مخالفت مردم میداند و با طعنه به حامیان شاه (مانند سید یزدی و شیخ نوری)، بیان میکند که هر کس حقوق خود را مطالبه کند، از نظر شاه یاغی است. در پایان، به محمدعلی شاه اطمینان داده میشود که این بیانات به نفع او نخواهد بود و مردم ایران تا زمانی که غالب هستند، یاغی قلمداد نخواهند شد.
اعلام استقلال لارستان از دولت مرکزی و اجرای اصول مشروطیت در آنجا
این اعلامیه با بشارت به عموم ملت، علما، تجار و سادات آغاز میشود و به پیروزی مجاهدان لارستان بر مستبدین و خوانین محلی اشاره میکند که منجر به استقرار مشروطیت در این منطقه شده است. در ادامه، از علما و تجار خواسته میشود تا حکام را به رعایت اصول مشروطیت و همراهی با ملت فراخوانند و به نایبالحکومه بندر بوشهر هشدار داده میشود که در صورت ادامه رفتارهای استبدادی، با مجازات شدید مواجه خواهد شد. در پایان، بر لزوم اتحاد وطنپرستان و اجرای احکام پیشوایان دین در خصوص اطاعت از قوانین مشروطیت تأکید شده و عواقب مخالفت با آن، از جمله محاربه و اخراج از بلاد اسلام، گوشزد میشود.

پایداری در جهت استقرار مجدد مشروطیت به تبعیت از مراجع مشروطهخواه
این بیانیه با رد اتهام نفاق و عدم اتحاد در میان مردم خراسان، بر همبستگی ملی و دینی با سایر هموطنان، به ویژه آذربایجانیها و قفقازیها، برای حفظ اسلام و مشروطیت تأکید میکند. در ادامه، با اشاره به پایداری مردم آذربایجان در تعطیلی کسب و کار برای مشروطیت، بیغیرتی مردم خراسان در فدا کردن دین و آخرت برای منافع جزئی را رد کرده و بر لزوم مقاومت در برابر استبداد و حفظ حقوق ملی تأکید میکند. در پایان، با رد ادعای مستبدین مبنی بر استفاده از قوای نظامی برای سرکوب، بیان میکند که نیروهای نظامی نیز از خود ملت هستند و به دلیل اعتقادات مذهبی و تبعیت از مراجع، با مردم همراهی خواهند کرد و مخالفت با مشروطیت را موجب ارتداد میداند.
هوشیاری در انتخاب وکلای صالح
متن با اشاره به قدرت ملی و حمایت مردم خراسان از مشروطیت و حجج اسلام آغاز میشود و بر لزوم هوشیاری در انتخاب وکلا تاکید میکند. در ادامه، به بدبختیهای ناشی از سهلانگاری وکلای سابق اشاره شده و از وکلا خواسته میشود که در محضر علما قسم یاد کنند که حقوق ملت را ضایع نکنند. همچنین، از مردم خواسته میشود که مراقب اعمال وکلا باشند و در صورت مشاهده خیانت، آنها را عزل و مجازات کنند. در پایان، متن به ضرورت تشکیل انجمن ایالتی و حمایت مالی از مجاهدین ملی اشاره کرده و مردم را به هوشیاری و استفاده از فرصت برای حفظ حقوق مشروعه خود در برابر ظلم و استبداد فرا میخواند.
درخواست کمک انسانی و مالی به سید عبدالحسین لاری
این مقاله با ستایش از اقدامات سید عبدالحسین لاری و مجاهدین لارستان در مبارزه با استبداد، از علمای ایران به دلیل عمل به تکالیف شرعی خود در برابر مستبدین قدردانی میکند. در ادامه، با اشاره به هشدارهای روزنامه حبلالمتین درباره لزوم آمادگی علمای اسلام برای جهاد، از اهالی بنادر و تجار میپرسد که آیا از سید لاری حمایت خواهند کرد یا منتظر خواهند ماند تا در شمار مستبدین قرار گیرند. مقاله تأکید میکند که بیطرفی در این شرایط بیفایده است و در صورت پیروزی استبداد، بیطرفان نیز آسیب خواهند دید، اما در صورت پیروزی مشروطهخواهان، با آنها بر اساس احکام اسلامی رفتار خواهد شد. در پایان، از کسانی که نمیتوانند کمک جانی کنند، درخواست کمک مالی میکند و هشدار میدهد که به زودی مجبور به بیان صریحتر مواضع خود خواهد شد.
اظهار امتنان از ایل بختیاری جهت براندازی حکومت محمدعلی شاه و درخواست همکاری آنها با مجاهدان آذربایجانی
متن با ابراز خرسندی از اقدامات ایل بختیاری در اصفهان برای براندازی حکومت محمدعلی شاه و تثبیت مشروطیت آغاز میشود. در ادامه، به سابقه درخشان این ایل در خدمت به دین و اسلام اشاره شده و اقدامات اخیر آنها مایه افتخار ابدی دانسته میشود. سپس، بر لزوم اتحاد و همکاری تمام ملت برای ریشهکن کردن ظلم و استبداد و استحکام عدالت و مشروطیت تأکید شده و از ایل بختیاری خواسته میشود تا با ملت آذربایجان و سایر عدالتخواهان کشور در ارتباط باشند و برای حفظ دین و منافع ملی، یکدل و یکجهت تلاش کنند.

هشدار به مردم ایران به منظور حفظ سلامت جنبش ضداستبدادی
این نامه با ستایش از تلاشهای مخاطب در احقاق حقوق و آگاهیبخشی به ملت آغاز میشود. سپس سه وظیفه اصلی برای حفظ اسلام و جنبش ضداستبدادی را برمیشمارد: اول، جلوگیری از هرگونه بهانه برای مداخله بیگانگان. دوم، حفظ اتحاد ملی و مقابله با مفسدین و تفرقهافکنان. سوم، برقراری امنیت کامل و عدم تعرض به افراد برای نمایش تمدن ملت. در پایان، از مخاطب و انجمن ایالتی و سایر عقلا و غیرتمندان ملت درخواست میشود که در رعایت این مراتب، به ویژه حفظ اتحاد، کوشا باشند و از معاهدات شوم و قرض جلوگیری کنند.

بی مبالاتی برخی از مشروطهخواهان آذربایجان
گزارش به اعزام گروهی از مجاهدین به مراغه به سرکردگی "قلعه وان باشی" و امیر کریم بزاز میپردازد. این گروه در مسیر و پس از ورود به مراغه، با وجود استقبال اولیه مردم، به بدرفتاری، اخاذی و ایجاد وحشت میپردازند. این اعمال ناشایست منجر به درگیری با اهالی مراغه و خروج مجاهدین از شهر میشود. در ادامه، به درگیری مجاهدین با اهالی بر سر مطالبه غله و اعانه اشاره شده و تیراندازی به دو نفر از اهالی مراغه و غارت قورخانه دولتی توسط مجاهدین شرح داده میشود. در نهایت، این رفتارها باعث محاصره مجاهدین در بناب و عقبنشینی آنها به "خانگاه دریا" شده و به عنوان عامل اصلی اقدامات بعدی حاج شجاعالدوله علیه تبریز و کشته شدن مردم معرفی میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
برحذر داشتن محمدعلی شاه از خودکامگی و نوید پیروزی مشروطهخواهان
این شعر با خطاب به پادشاه، او را از ادامه ستم و خودکامگی برحذر میدارد و عواقب ناگوار این رویکرد را یادآور میشود. به پادشاه توصیه میشود که به مشروطه روی آورد تا مورد ستایش قرار گیرد و از مکافات الهی و حوادث روزگار در امان بماند. شعر، خودسری پادشاه را عامل ویرانی ایران میداند و تأکید میکند که مکافات این اعمال، پیروزی وطن را در پی خواهد داشت. در ادامه، پادشاه را از خونریزی و ذلت ملت بازمیدارد و او را به ایمان به روز موعود فرا میخواند. با اشاره به ستمهای وارده بر ملت و مقایسه آن با چنگیز، از پادشاه میخواهد که از سرنوشت تبریز و شهدای آن درس بگیرد. در پایان، با تأکید بر اینکه امید نباید به پادشاه خودسر بسته شود، از مردم میخواهد که به خداوند روی آورند و نوید میدهد که ستاره مشروطه طلوع خواهد کرد و شب هجران به صبح وصال خواهد رسید. شعر نتیجه میگیرد که از این پادشاه جز خطاکاری انتظار نمیرود و پند دادن به او بیفایده است.
نقد و نکوهش محمدعلی شاه
این شعر با گلایه از ظلم و ستم شاه و ویرانی ایران آغاز میشود و به نقد بدعهدی و پیمانشکنی او در قبال قرآن و ملت میپردازد. در ادامه، شاعر به عواقب سوء استبداد و تفرقه افکنی میان مردم اشاره کرده و شاه را به بیداری از غفلت و چارهاندیشی برای سامان بخشیدن به اوضاع کشور فرا میخواند. در پایان، با تأکید بر اسلامی بودن مشروطه، از شاه میخواهد که از استبداد دست برداشته و به مشروطهخواهان بپیوندد و به او هشدار میدهد که مشروطه از ایران جدا نخواهد شد.
دلایل تأیید مشروطیت و رد نظر منتقدان
این رساله با اشاره به وضعیت اسفبار ایران تحت استبداد و نفوذ بیگانگان، به تبیین چرایی لزوم مشروطه میپردازد. در ابتدا، به نقش علما در آغاز نهضت مشروطه و تأکید بر حفظ شریعت اسلامیه در برابر ظلم و جور داخلی و طمع دول خارجی اشاره میکند. سپس با ذکر نمونههای تاریخی از سقوط ممالک اسلامی مانند اندلس و هند، خطر اضمحلال اسلام و ایران را گوشزد کرده و مشروطه را تنها راه علاج این ضعف و فتور میداند. در ادامه، به نقد استقراضهای بیرویه و وابستگی به خارج میپردازد و آن را بدتر از قرارداد رژی میشمارد. رساله در فصلی دیگر، به اعتراضات علیه مشروطه، از جمله ظهور فساد و هرج و مرج، پاسخ میدهد و این مشکلات را ناشی از جهالت ملت و کارشکنی مستبدین میداند. همچنین، به اهمیت حفظ وطن به عنوان مقدمهای برای حفظ بیضه اسلام در عصر غیبت امام اشاره میکند. در فصول بعدی، به تفاوت سلطنت مشروطه و مستبده میپردازد و وعدهها و بهانههای محمدعلی شاه را برای مقابله با مشروطه نقد میکند. در پایان، تکلیف مشروطهخواهان را استقامت، عمل به عدالت، امر به معروف و نهی از منکر دانسته و عاقبت کار را در صورت عدم تحقق مشروطه، نابودی و ذلت میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تبعیت از فتاوای مراجع نجف اشرف در وجوب استقرار مشروطه و مجلس شورا
متن با تأکید بر لزوم تبعیت از فتاوای مراجع نجف اشرف در خصوص وجوب مشروطه و تشکیل مجلس شورای ملی آغاز میشود. در ادامه، نویسنده به سابقه تلاشهای خود در جهت تحکیم این مجلس مقدس اشاره میکند و بر ادامه این کوششها تأکید میورزد. در پایان، متن با ذکر تاریخ و نام نویسنده به اتمام میرسد.

لزوم تبعیت از فتاوای مراجع و علمای مشروطه خواه نجف اشرف
متن با حمد و صلوات آغاز میشود و به دریافت احکام مراجع نجف اشرف و سایر علمای اسلام در خصوص مجلس شورای ملی اشاره میکند. سپس بر لزوم اطاعت از این احکام برای عموم مسلمانان تأکید شده و نویسنده از اهتمام خود و علمای اصفهان در دو سال گذشته برای اجرای این احکام سخن میگوید. در پایان، با استناد به حدیثی از امام صادق (ع) که عدم پذیرش حکم حاکم منصوب از سوی ائمه را سبک شمردن حکم خدا میداند، بر اهمیت تبعیت از احکام صادر شده تأکید میشود.

ترغیب صدرالعلما به حمایت از مشروطه خواهان و پیروزی قریبالوقوع آنها
این نامه با ستایش از صدرالعلما به دلیل حمایت از مشروطه و عدالتخواهی آغاز میشود. سپس به تلاشهای منافقین برای فریب متحصنین در سفارت عثمانی اشاره میکند و تأکید دارد که این تلاشها بیاثر بودهاند. در ادامه، نویسنده با اطمینان خاطر به صدرالعلما توصیه میکند که نگران توطئههای مخالفان نباشد، زیرا مشروطهخواهان از حمایت الهی، امام عصر (عج)، سلطان عثمانی، ستارخان، مردم مناطق مختلف ایران و حتی دول خارجی برخوردارند. نامه با پیشبینی سقوط قریبالوقوع ظالمان و تأکید بر خوشنامی مشروطهخواهی برای حامیان آن، از جمله صدرالعلما و دیگر علمای تهران، به پایان میرسد.
مکالمه خیالی در اثبات و رد مشروطیت
این مکالمه خیالی میان «مقیم» و «مسافر» به بررسی ماهیت مشروطه و تفاوت آن با استبداد میپردازد. مقیم در ابتدا مشروطه را عامل خرابی ایران میداند و آن را امری جدید و خلاف شرع میپندارد. مسافر در پاسخ، مشروطه را همان قانون و دستورالعمل پیامبر اسلام معرفی میکند که در طول زمان به فراموشی سپرده شده و اکنون مشروطهخواهان به دنبال احیای آن هستند. او با استناد به آیات و روایات، مشورت و شورا را از اصول اسلام میداند و سلطنت مطلقه را خلاف شرع معرفی میکند. در ادامه، مسافر به تفصیل به تبیین پانزده تفاوت اساسی میان نظام مشروطه و استبداد میپردازد. این تفاوتها شامل نحوه اداره کشور، جمعآوری و مصرف مالیات، اجرای عدالت، آزادیهای فردی، ترویج علم و صنعت، و امنیت جانی و مالی مردم میشود. در هر مورد، میرزا هدایتالله (صاحبخانه) با ذکر حکایاتی از ظلم و فساد دوران استبداد، سخنان مسافر را تأیید میکند. در پایان، مقیم به شبهه «مشروطه مشروعه» اشاره میکند و مسافر با مقایسه آن با حیله معاویه و عمروعاص در جنگ صفین، این عنوان را دسیسهای برای از بین بردن مشروطه و بازگرداندن استبداد میداند. او همچنین به این نکته اشاره میکند که برخی از مفاسد رخ داده در دوران مشروطه، ناشی از اقدامات دولتیان و مستبدین بوده و نباید به پای اصل مشروطه گذاشته شود.

تأیید مشروطیت و رد نظرات علمای منتقد و مخالف
این رساله در پاسخ به پنج مغالطه مطرح شده توسط مخالفان مشروطه نگاشته شده است. در ابتدا، به نقد این دیدگاه میپردازد که دین اسلام کامل است و نیازی به قانون جدید ندارد و وکلا حق قانونگذاری ندارند. پاسخ میدهد که وظیفه وکلا قانونگذاری در امور عرفی و سیاسی است، نه احکام شرعی، و هدف مشروطه محدود کردن استبداد و حفظ نظم مملکت است. در ادامه، به مغالطه دوم که ولایت در امور سیاسی را مختص مجتهدین میداند، پاسخ میدهد که مجلس شورا باید از مجتهدین خالی نباشد و حاکم شرع نیز باید با مشورت عقلا عمل کند. مغالطه سوم درباره اعتبار اکثریت آرا در قانونگذاری و منافات آن با مذهب شیعه را رد میکند و توضیح میدهد که نظر اهل خبره در امور سیاسی ملاک است و در صورت تعارض، رأی اکثریت اهل خبره ترجیح دارد. مغالطه چهارم که برابری اهل ذمه با مسلمانان را نفی میکند، با استناد به قوانین اولیه اسلام و حقوق اهل ذمه در پناه اسلام پاسخ داده میشود. در نهایت، مغالطه پنجم که آزادی قلم و مطبوعات را به معنای آزادی در محرمات میداند، با تاکید بر حفظ شرف مردم و ممنوعیت محرمات در سایر مواد قانونی رد میشود و مواردی که غیبت و افشای معصیت جایز است، توضیح داده میشود. در پایان، نویسنده هدف خود را آگاهیبخشی به امت و دفع اباطیل عنوان میکند.

وجوب اهتمام در استقرار مجدد مشروطیت
این متن با اشاره به احکام صادر شده از سوی حجج اسلام در خصوص وجوب مشروطه و حرمت مخالفت با آن آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم اطاعت از این احکام برای تمامی مسلمانان تأکید شده است. این حکم در ماه محرم سال ۱۳۲۷ قمری صادر شده است.

وجوب اهتمام در استقرار مجدد مشروطیت
متن با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و ائمه اطهار آغاز میشود. سپس به وجوب اطاعت از احکام صادر شده از سوی مراجع نجف اشرف و سایر علمای اسلام در خصوص استحکام پایههای عدالت و تأسیس مشروطیت و عدم جواز مخالفت با آن اشاره میکند. در پایان، نویسنده خود را «احقرالطلاب و المحصلین» معرفی میکند.
وجوب اهتمام در استقرار مجدد مشروطیت
متن با حمد و ثنای الهی آغاز میشود. سپس به تأیید احکام علمای نجف اشرف و سایر علما در خصوص وجوب مشروطه و لزوم اطاعت از آن اشاره میکند. نویسنده بر همراهی و اهتمام خود در تقویت این امر مقدس تأکید کرده و بیان میدارد که از ابتدا تاکنون، همواره در راستای مدلول احکام حجج اسلام، به صورت کتبی و عملی تلاش کرده است. در پایان، این امر را وظیفه تمامی مسلمانان میداند و بر ادامه تلاش خود به یاری امام زمان (عج) تأکید میکند.

سیاست قدیمی روسیه و انگلستان در امور ایران
سیاست روسیه و انگلستان در ایران بر پایه حمایت از طرف غالب و سپس تضعیف آن برای حفظ توازن قوا بود. این رویکرد در عملکرد کنسول روس در تبریز در جریان فعالیت هیأت اسلامیه مشهود بود؛ ابتدا از هیأت اسلامیه و دولت حمایت میکرد، اما پس از مدتی تغییر موضع داد و با اخطارات انگلستان، ظاهراً کنار کشید.
.jpeg&w=3840&q=75)
اعلان تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف در عدم همکاری با دولت
متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مشروطیت نامشروع است و اگر حق است، چرا رعایت نمیشود. سپس به دستور مراجع نجف مبنی بر عدم اطاعت از افکار مخاطبان و نپرداختن مالیات اشاره میکند و بر عدم امکان سرپیچی از مذهب حقه و فرمایشات مراجع تقلید تأکید دارد. در ادامه، حاکمیت سپهدار اعظم را از جانب ملت گیلان و بر اساس حق و صواب میداند و تهدید به اعزام قشون و قلع و قمع را با آمادگی برای دفاع تا آخرین قطره خون پاسخ میدهد. در پایان، آمادگی برای عبودیت و رعیتی را مشروط به بازگرداندن پادشاه به راه مهر و محبت و ادای حق مردم میداند و در صورت تکرار وضعیت آذربایجان، پرداخت مالیات را حرام اعلام میکند.
رد اصلاحات دولت و تأکید بر استقرار مجدد مشروطیت
این تلگراف در پاسخ به مطالبی ارسال شده که موجب حیرت نویسندگان گردیده است. هدف اصلی علمای عظام و ملت استرآباد، ترویج احکام مراجع نجف اشرف است که مقلدین ملت اسلامیه و ناشر احکام نبوی هستند. نویسندگان تأکید میکنند که نه ادعای حکومت دارند و نه توقع احسان، بلکه اهالی استرآباد احکام مراجع را لازمالاطاعه میدانند و برای اجرای اوامر علمای اعلام تا پای جان ایستادهاند. هیئتی متشکل از علما و مردم برای اجرای حکم مراجع، اصلاح مملکت و جلوگیری از خونریزی حرکت خواهند کرد و هدفشان اعلای کلمه حق است. همچنین، مجلس تشکیل شده در تهران را مجلسی میدانند که تنها به نفع دولتیان است و با اهداف ملت تفاوت اساسی دارد.
چشمپوشی ملت ایران از حمایت انگلستان و روسیه از مبارزات آنان در راه استقرار مجدد مشروطیت
این مقاله با اشاره به معاهده ۱۹۰۷ روسیه و انگلستان و تقسیم ایران، به تحلیل اقدامات این دو دولت در قبال مشروطیت میپردازد. ابتدا به نقش روسیه در سرکوب مشروطه و حمایت از محمدعلی شاه اشاره میکند و سپس سکوت انگلستان را در این وقایع، نوعی حمایت از شاه تلقی میکند. در ادامه، نویسنده به طرح پیشنهاد برگزاری کنفرانسی با حضور نمایندگان ایران، روسیه و انگلستان برای حل و فصل اوضاع ایران میپردازد و با برشمردن پنج ضرر عمده این کنفرانس برای استقلال و حقوق ملی ایران، بر لزوم رد قاطع آن توسط ملت تأکید میکند. در پایان، مقاله به ملت ایران توصیه میکند که به هیچ وجه به حمایت دولتهای خارجی دل نبندند و با هوشیاری و قدرت قلب، خود برای احقاق حقوق ملیشان قیام کنند، زیرا هیچ دولتی نمیتواند به زور در امور داخلی ایران دخالت کند و هرگونه کنفرانس با تحریک روسیه، به ضرر آزادی ایران خواهد بود.
درخواست از علمای ایران برای ایجاد وحدت میان آحاد مردم و تلاش در جهت استقرار مجدد مشروطیت
این نامه با اشاره به وضعیت اسفبار ایران و مصائب ملت، علمای شیعه را مخاطب قرار داده و از آنان میخواهد که با توجه به مقام امامت و پیشوایی خود، برای حفظ اسلام و حمایت از مسلمین اقدام کنند. بر ضرورت اتحاد و اتفاق میان ملت و نقش علما در تحقق آن تأکید شده است. در ادامه، به خفقان ناشی از ظلم و ستم غاصبان حقوق ملت اشاره شده و از علما خواسته شده تا مردم را از غفلت بیدار کرده و به آنان بفهمانند که دفع شر ظالمین تنها با اتفاق ملت ممکن است. نامه، استقرار دولت مشروطه را تنها راه نجات و سعادت دنیا و آخرت مسلمین دانسته و عدالت، مساوات، امنیت و ترویج شریعت را از نتایج آن برمیشمارد. همچنین، به نقش علما در تبیین مفهوم مشروطه و لزوم مجاهدت همگانی برای تحقق آن اشاره شده است. در پایان، از علما خواسته شده تا با تمام توان برای احیای ملت و حفظ استقلال دولت اسلامی از طریق ایجاد اتفاق و استقرار مشروطه تلاش کنند، چرا که در غیر این صورت، کشور در معرض سلطه بیگانگان قرار خواهد گرفت.
وجوب تلاش در راه استقرار مجدد مشروطیت
این فتوا با تأکید بر وجوب عینی تلاش مجدانه برای استقرار مشروطیت آغاز میشود. در ادامه، سستی و غفلت در این مسیر را به منزله یاری نرساندن به امام زمان (عج) تلقی میکند و در پایان، همراهی صمصامالسلطنه و ضرغامالسلطنه را در این امر ضروری میداند.


اعلان حرمت پرداخت مالیات به کارگزاران محمدعلی شاه
این فتوا با خطاب به صمصامالسلطنه، پرداخت هرگونه مالیات به کارگزاران حکومت استبدادی را حرام اعلام میکند. در ادامه، بر عدم پرداخت مالیات تا زمان تشکیل مجلس شورای ملی تأکید شده است.


ایجاد صلح و اصلاح میان دولتیها و مشروطهخواهان تبریز
در چهارم محرم ۱۳۲۷، جلسهای با حضور ستارخان، باقرخان و تقیزاده برگزار میشود. در این جلسه، ثقهالاسلام تبریزی با اشاره به محاصره تبریز توسط قوای دولتی، پیشنهاد مذاکره با دولتیان را مطرح میکند. او تأکید میکند که هدف از این مذاکره، رسیدن به یک راه حل میانه است که هم مشروطه محقق شود و هم صلح بین دولت و ملت برقرار گردد، نه تسلیم کامل یکی از طرفین. ستارخان در پاسخ، خود را مطیع عقلا میداند و باقرخان نیز به اشتباه تصور میکند که منظور ثقهالاسلام، ترک سلاح مشروطهخواهان در ازای عفو عمومی است. ثقهالاسلام با رد این برداشت، تفاوت میان «اصلاح» و «تسلیم» را توضیح میدهد و در نهایت، حاضران با تشکیل مجلس مذاکره با دولت موافقت میکنند.
.jpeg&w=3840&q=75)
وجوب حمایت عموم مسلمانان از مشروطیت و اظهار تشکر از خدمات شیخ علی لاهیجی در آن باره
این نامه با ستایش از اقدامات شیخ علی لاهیجی در پیشبرد مشروطیت آغاز میشود و از زحمات او در این راه تقدیر میکند. سپس به اهمیت آگاهسازی مسلمانان از محاسن مشروطیت و معایب استبداد میپردازد و تأکید میکند که ایستادگی مشروطهخواهان، آزادی و استقلال را برای نسلهای آینده به ارمغان خواهد آورد. در ادامه، به وجوب شرعی اقامه مشروطه و همراهی مسلمانان با آن اشاره کرده و پرداخت مالیات و حمایت از ظالمان را حرام میشمارد. در پایان، نویسنده هدف خود را حفظ اسلام و جان و مال مسلمانان اعلام میکند و از مخاطب میخواهد که این احکام را به عموم مردم و ایلات ابلاغ کند تا همگان از تکلیف شرعی خود آگاه شوند.

تقدیر از رساله ارشاد العباد الی عماره البلاد نوشته شیخ اسماعیل محلاتی غروی (در تبیین و تطبیق نظام مشروطه و اسلام)
متن با ستایش از رساله «ارشاد العباد الی عماره البلاد» نوشته شیخ اسماعیل محلاتی غروی آغاز میشود. این رساله به دلیل تبیین حقیقت مشروطیت و شرح مفاسد استبداد، برای آگاهی مؤمنان و صاحبان غیرت دینی کافی دانسته شده و آن را رجم وسوسههای شیاطین و سلطنتفروشان اسلام میخواند. در ادامه، هدف اصلی از تلاشهای علمای دین، نه تنها کاهش ظلم و قطع دست ستمکاران، بلکه حفظ اساس اسلام و رهایی ممالک اسلامی از تسلط کفار عنوان شده است. متن با امید به بهرهبرداری مسلمانان از این بیانات و استقرار اساس سعادت و حفظ ممالک اسلامی با یاری خداوند و اتفاق کلمه ملیه به پایان میرسد.


تشریح سلطنت مشروطه و مطابقت آن با احکام اسلام و رد شبهات مخالفان
متن با اشاره به شایعاتی در تهران آغاز میشود که مشروطیت و مجلس شورای ملی را مخالف اسلام و قرآن میدانند و دولت نیز به این بهانه از اجرای آن سر باز میزند. سپس به تبیین مفهوم سلطنت مشروطه و مجلس شورای ملی میپردازد و بیان میکند که این دو با هدف محدود کردن ظلم و خودسری حاکمان و حفظ مصالح مملکت اسلامی، نه تنها منافاتی با اسلام ندارند، بلکه از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر و حفظ بیضه اسلام در برابر تهاجم کفار هستند. در ادامه، با هشدار نسبت به وضعیت نابسامان کشور و خطر از دست رفتن استقلال، علما و بزرگان را به بیداری و اتحاد برای برقراری قانون و نظارت بر دولت فرامیخواند. در بخش پایانی، به شبهه آزادی مطلق در مشروطیت پاسخ میدهد و توضیح میدهد که مراد از آزادی، رهایی از استبداد و زورگویی حاکمان است، نه آزادی در ارتکاب فواحش و منکرات شرعی. تأکید میشود که قانون اساسی ملی باید بر اساس موازین اسلامی باشد و مساوات نیز به معنای اجرای یکسان احکام شرعی برای همه، بدون تبعیض میان قوی و ضعیف است.

نصیحت به مبارزان: پرهیز از دو دستگی، بهانه ندادن به دشمنان خارجی و ارتباط انقلابیون کشور با یکدیگر
این نامه با ستایش از غیرت دینی و همت مردم آذربایجان در احیای ایران و استنقاذ حقوق ملت آغاز میشود. در ادامه، سه نکته مهم مطرح میگردد: اول، هشدار درباره نقشه دشمنان برای ایجاد تفرقه و دو دستگی میان سرداران و مجاهدین آذربایجان و تأکید بر لزوم اخوت، مواسات و ایثار. همچنین بر مراقبت از حقوق اتباع خارجی برای جلوگیری از بهانهجویی بیگانگان و دعوت از بزرگان و خیرخواهان تبعیدی برای پیوستن به مبارزان تبریز تأکید شده است. دوم، لزوم ارتباط، مکاتبه و همدستی میان مبارزان در شهرهای مختلف برای حفظ استقلال و تشکیل دولت قانونی جمهوریه مطرح میشود و هشدار داده میشود که تفرقه به استیلای اجانب منجر خواهد شد. در پایان، با استناد به آیه قرآن، بر اهمیت اتحاد و عدم تفرقه به عنوان تنها راه حصول هر نعمتی تأکید شده است.

تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف در استقرار مجدد مشروطیت
این نامه با اشاره به وظیفه علما در بیان خیر و صلاح دولت و ملت، به شاه قاجار نوشته شده است. در این نامه، بر اطاعت ملت ایران از احکام مراجع نجف اشرف تأکید شده و بیان میشود که با وجود فتاوای مراجع مبنی بر وجوب مشروطیت، رفع فساد و خونریزی در ایران تنها با استقرار مجلس شورای ملی و اجرای مشروطه مطابق قانون اساسی ممکن است. در پایان، تصمیمگیری نهایی به شاه واگذار میشود.


حمایت از مشروطهخواهان اصفهان
متن با ابراز خرسندی از اقدامات اسلامخواهانه صمصامالسلطنه بختیاری در اصفهان آغاز میشود که شامل اجرای احکام شرعی، براندازی حکومت ظالم، انجام وظایف عدالتخواهانه و تشکیل انجمن ایالتی است. در ادامه، از خداوند برای ایشان و مجاهدین اصفهان طلب یاری شده و از صمصامالسلطنه خواسته میشود که از مردم و مناطق اطراف حمایت کند. در پایان، آمادگی کامل برای هرگونه مساعدت مجدانه اعلام میشود.


درخواست عدم مداخله انگلستان و روسیه در امور ایران
درخواست از دولتهای روسیه و انگلستان برای عدم مداخله در امور داخلی ایران و واگذاری ملت و دولت به یکدیگر. تأکید بر اینکه عدم مداخله این دو دولت، مانع از مداخله سایر دولتها نیز خواهد شد. اشاره به اینکه ملت ایران از اغفال این دو دولت آگاه شده و به دولتهای آلمان، اتریش و عثمانی روی آورده است. در پایان، بیان میشود که با عدم مداخله دولتین، ایرانیان قادر خواهند بود دشمنان داخلی خود را از میان برداشته و مشروطیت را به نحو احسن اداره کنند.
دعوت محمدعلی شاه به اعلام مجدد مشروطیت در کشور
این شعر با لحنی تند و انتقادی، محمدعلی شاه را به دلیل ستمگری و نقض عهد مشروطیت مورد خطاب قرار میدهد. در ابتدا، شاه را به خاطر ویرانی ایران و سرکشی در برابر خداوند و قرآن سرزنش میکند و او را به بدعهدی و ایجاد تفرقه در میان ملت متهم میسازد. سپس، با اشاره به ناآرامیها در آذربایجان، لرستان، استرآباد و طوالش، از شاه میخواهد که از خواب غفلت بیدار شده و به فکر سامان دادن اوضاع باشد، در غیر این صورت، ملک و ملت از ستم او نالان خواهند شد. در ادامه، به شاه هشدار میدهد که اگر شیخ نوری و مشاوران بدمنش خود را از دربار نراند، حوادث ناگواری در انتظار او خواهد بود و این کشمکشها به بدبختی و خسران منجر خواهد شد. در پایان، با تأکید بر اینکه مشروطه همان اسلام است، از شاه میخواهد که استبداد را کنار گذاشته و با مشروطه همراه شود تا سعادت را به دست آورد و از پریشانی خلق جلوگیری کند. همچنین، به او یادآوری میکند که نقض پیمان، او را در برابر شاهان دیگر خوار کرده است.
هشدار نسبت به درخواستهای مشروطهخواهان متحصن در سفارت عثمانی
این نامه با ابراز فروتنی و انکسار، از طریق سفارت انگلیس به وزرای مختار دولتهای دوست ارسال شده است. در این نامه هشدار داده میشود که اگر متحصنین در سفارت عثمانی بخواهند بر خلاف قانون اساسی، مشروطیت را تجدید کرده و مجلس پارلمان تشکیل دهند، حتی اگر در یک کلمه با قانون اساسی اختلاف داشته باشند، مورد قبول ملت ایران نخواهد بود. تأکید میشود که تمام جزئیات و کلیات باید مطابق با قانون اساسی باشد که تمام فصول آن به تأیید شاه رسیده است.
تشویق رئیس انجمن ایالتی گیلان به همراهی با مشروطهخواهان
این نامه با اشاره به وضعیت هیجانزده ایران و آگاهی ملت از حقوق غصبشدهشان آغاز میشود. سپس، با ابراز تعجب از سکوت مخاطب که پیشتر به عدالتخواهی و اسلامپرستی شهره بوده، از او میخواهد که با وجود رنجهای گذشته، به حرکت مشروطهخواهان بپیوندد. در ادامه، به سرنوشت حاجی خمامی، از مخالفان مشروطه، اشاره میکند و او را خسرالدنیا و الاخره میخواند. در پایان، با تأکید بر اهمیت یاری رساندن به مسلمانان تبریز و حکم حجج اسلامیه مبنی بر جهاد در راه مشروطه، از مخاطب میخواهد که سکوت را بشکند و مجدانه در راه مقاصد ملت مظلوم بکوشد، چرا که در غیر این صورت مورد مؤاخذه الهی قرار خواهد گرفت و خوشنامی خود را از دست خواهد داد.
لزوم حمایت از علما و مردم معترض متحصن در آستانه حضرت عبدالعظیم (ع)
این فتوا با اشاره به تحصن جمع کثیری از علما و مردم در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و سفارت عثمانی، به دلیل غیرت اسلامی و ملی، برای اعانت به ملت، ترقی و صیانت از مملکت، اشاعه عدل و رفع ظلم و بیداد و مطالبه حقوق مسلمین صادر شده است. در این فتوا، بر تمامی مؤمنین واجب و لازم دانسته شده که به هر نحو ممکن از متحصنین حمایت کرده و با اتفاق و اتحاد، ریشه استبداد را قطع کنند. هدف از این اقدام، تأمین آسایش و رفاه ملت، حفظ مملکت، رفع ظلم ظالمین و جلوگیری از تلف شدن اعراض، اموال و نفوس مسلمین ذکر شده است.


آمادگی برای جانفشانی در راه استقرار مجدد مشروطیت به تبعیت از مراجع مشروطهخواه عظام
تلگراف علمای استرآباد به تهران در پاسخ به تلگرافی مبهم از سوی دولتیان، با ابراز تعجب از پاسخ غیرمرتبط و مبهم آنها آغاز میشود. در ادامه، نویسندگان به تباین میان نشر عدالت و ترویج احکام حجج اسلام عتبات عالیات با رویکرد دولتیان اشاره میکنند و با استناد به آیه قرآن، ادعای دولتیان مبنی بر عدم تمایل به خونریزی را رد میکنند و به توپ بستن مسجد و کشتار مسلمانان اشاره میکنند. سپس، به تلگراف قبلی دولتیان که در آن پیشنهاد مذاکره درباره حکومت و احسان مطرح شده بود، پاسخ میدهند و آن را تلاشی برای تطمیع و زیر پا گذاشتن احکام حجج اسلام میدانند. در پایان، با اشاره به تهدید دولتیان به قدرت نظامی، ملت استرآباد را ملتی آماده جانفشانی در راه احیای مذهب و طریقه اثناعشریه معرفی میکنند و دولتیان را از تهدید این ملت برحذر میدارند و سکوت پیشین مسلمانان استرآباد را ناشی از بردباری و امید به تنبه دولتیان میدانند.
تلاش در جهت استقرار مجدد مشروطیت و اعلان تشکیل انجمن ایالتی
این بیانیه با اشاره به اهمیت مشروطیت برای استقلال کشور و جلوگیری از سلطه بیگانگان آغاز میشود. در ادامه، به فتوای علمای بزرگ مبنی بر وجوب جهاد برای احیای مشروطیت اشاره کرده و از مسلمانان میخواهد که از این حکم اطاعت کنند. سپس، با تأکید بر لزوم دفاع از مشروطیت تا پای جان، از تشکیل انجمن ولایتی در تنکابن و خرمآباد خبر میدهد و از مردم میخواهد که در صورت وقوع ظلم و تعدی، به این انجمن اطلاع دهند تا با اقتدار به رفع آن بپردازد.
عدم مخالفت مشروطهخواهان با سلطنت و پرهیز از رویارویی محمدعلی شاه با آنها
این نامه با یادآوری بدعهدیهای دولت در قبال وعدههای داده شده به نمایندگان اروپایی و ملت، به سفیر ایتالیا مینویسد که مردم از بازگرداندن حقوق خود ناامید شدهاند. در ادامه، با استناد به احکام مراجع نجف اشرف، به کوتاه شدن دست حکام از امور اشاره میکند و وضعیت گیلان را نمونهای از این امر میداند. سپس از سفیر میخواهد که به شاه اطلاع دهد که مردم با شخص او مخالفتی ندارند و تنها خواهان بازگرداندن حقوق ملت هستند و نباید به سخنان مفسدین گوش دهد تا از خونریزی و زحمت مردم جلوگیری شود. در پایان، برقراری امنیت و آسایش در گیلان و حفظ حقوق اهالی داخلی و خارجی را تأکید میکند.
عدم تایید و تکذیب مشروطیت
در پاسخ به سؤالی درباره موضعگیری در قبال مشروطیت، بیان میشود که آنچه مطابق با قوانین شرع و بدون مفسده باشد، صحیح و قابل پیروی است. از آنجا که اقدام در امور مهم بدون بررسی کامل جوانب صلاح و فساد، خلاف رویه عقلا و اهل دیانت است، در صدد تحقیق درباره مشروطیت برآمده، اما به دلیل اخبار متناقض، هنوز در تأیید یا تکذیب آن تردید وجود دارد. با توجه به اوضاع فعلی ایران از جمله خونریزیها، هتک حرمتها و غارت اموال، وظیفه خود را سکوت و کنارهگیری از این مخاطره میداند و منتظر فرج آل محمد (ص) است. هرگونه نسبت دادن موضعی غیر از سکوت و توقف، افترا و بهتان خواهد بود و به دلیل اکاذیب و تهدیدات، به اجداد خود در حفظ دین و صبر بر شداید تأسی میکند و کار خود را به خدا واگذار مینماید.

سیاست سکوت در مقابل مشروطیت
متن با اعلام عدم اطلاع نگارنده از جزئیات و خصوصیات یک موضوع آغاز میشود و به همین دلیل، موضع سکوت را اتخاذ میکند. در ادامه، بر اهمیت حفظ اسلام، عقاید مسلمین و دفع افکار ملحدین تأکید شده و این موارد را از مهمترین فرایض و قوانین شریعت محمدی (ص) میداند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که در این شرایط حساس، تمام جوانب صلاح رعایت شود تا به یاری خداوند، آسیبی به اسلام وارد نشود و توفیق الهی مسئلت میگردد.

دروغپراکنی و ارعاب مردم توسط مشروطهخواهان تندرو، برای وادار کردن مردم به حمایت از مشروطیت
متن با اشاره به اوضاع آشفته تهران آغاز میشود و به انتشار نامههای جعلی از سوی برخی علمای نجف اشاره دارد که در آنها کسب و کار حرام و حمایت از متحصنین در سفارت عثمانی برای مشروطیت واجب شمرده شده است. در ادامه، به سوءاستفاده مفسدین از این نامهها برای تحریک مردم به بلوا، بستن دکانها با حیله و تهدید کسبه به تخریب خانه و قتل در صورت عدم همکاری اشاره میکند. در پایان، به لعن و نفرین مردم فقیر نسبت به مسببین این فتنه و فساد و وضعیت دشوار معیشتی آنها اشاره شده و برایشان طلب رحمت الهی میشود.
افشای مستبدین و اخبار استقامت مشروطهخواهان، دعوت مشروطهخواهان کرمانشاهان به مقاومت در برابر کارگزاران دولت
متن با اشاره به وضعیت نابسامان ایران و گرفتاری شیعیان آغاز میشود و علت اصلی این مشکلات را اقدامات محمدعلی شاه قاجار پس از به سلطنت رسیدن میداند. در ادامه، به نقض عهدهای شاه در همراهی با ملت و تخریب مجلس و مسجد و قتلعام مشروطهخواهان اشاره میکند. سپس، به مقاومت مردم آذربایجان به رهبری ستارخان و اقدامات صمصامالسلطنه بختیاری در اصفهان و ضرغامالدوله و نصرالسلطنه سپهدار در مناطق دیگر در حمایت از مشروطیت میپردازد. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که برای یاری اسلام و ملت مظلوم، با جمعآوری عدهای از جوانمردان ایل خود وارد کرمانشاهان شده، حاکم ظالم را برکنار و انجمن تأسیس کند. در حاشیه نیز بر لزوم پرهیز از ضرر جانی و مالی به مردم در هنگام حرکت تأکید شده است.
تطابق مشروطیت با اسلام
متن با استناد به آیه قرآن، تمدن را مجموعهای از افراد بشر میداند که شریعت و قانون شیرازه آن است و بدون آن تمدن گسیخته میشود. سپس به اثبات این نکته میپردازد که شریعت اسلام، حاوی تمام دقایق تمدن و ضامن ترقی بشر است و احکام آن بر اساس مساوات، عدالت، حریت و اخوت جاری میشود. در ادامه، مشروطیت را حکمی از احکام شریعت اسلام معرفی میکند که استبداد و پیروی از هوای نفس را حرام میداند و با استناد به آیات و روایات، بر لزوم شورا در امور عامه و عدالت پیشوا تأکید میکند. در پایان، کسانی را که مشروطیت را مخالف دیانت اسلام میدانند، جاهل یا دارای غرض نفسانی معرفی کرده و از مسلمانان میخواهد که از اسلام در برابر این اتهامات دفاع کنند و اجازه ندهند راه ترقی اسلام مسدود شود.
درخواست بازگشت مشروطیت توسط محمدعلی شاه و وعده همکاری با او
این نامه با ستایش از مقام سلطنت آغاز میشود و به محمدعلی شاه یادآوری میکند که مشروطیت با دستخط شاه فقید توشیح شده و ملت به تکمیل آن امیدوار بوده است. نویسندگان، درباریان مغرض را عامل بازداشتن قوه مجریه از اجرای قوانین و عدم تحقق کامل مشروطه میدانند. اشاره میشود که ملت ایران، مشروطه را از فرائض مذهبی خود میداند و سکوت اخیرشان ناشی از شاهدوستی و انتظار برای ایفای وعدههای شاهانه بوده است. در ادامه، ویرانی کشور و مشکلات اقتصادی را نتیجه سوءتدبیر درباریان و نقض عهد آنان معرفی میکند. در پایان، با سوگند به ذات ملوکانه، اطمینان داده میشود که با اعطای دستخط بازگشت مشروطه و افتتاح مجلس شورای ملی، ملت وفاداری و فداکاری کامل خود را نشان خواهد داد و از شاه درخواست میشود که هرچه سریعتر دستخط بازگشت مشروطیت را به اهالی اصفهان عنایت فرماید.
لزوم افتتاح مجلس شورا
در پاسخ به استفتائی درباره مشروطیت و لزوم تشکیل مجلس شورای ملی، بر ضرورت افتتاح مجلس شورای ملی برای اجرای قوانین اسلام، نظم مملکت، حفاظت از مرزها، تعیین حقوق و حفظ جان و مال و آبروی مسلمانان تأکید شده است. این امر از مهمترین امور دانسته شده و به سابقه شورا در صدر اسلام اشاره شده است. همچنین بیان شده که هیچ فرد آگاه و بیغرضی با این موضوع مخالفت نخواهد کرد.
تایید و حمایت از مقاومت تبریز به رهبری ستارخان
این بیانیه با استناد به وقایع کربلا، اقدام به جنگ با مردم تبریز و غارت اموال آنان را به منزله همراهی با سپاه یزید دانسته و مسلمانان را از چنین اعمالی برحذر میدارد. در ادامه، به عموم مسلمین ایران، عشایر، ایلات و عساکر هشدار داده میشود که جنگ با مردم تبریز و غارت آذربایجان، همراهی با سپاه ابنسعد و ابنزیاد است و خون کسانی که چنین اقدامی کنند، در مقام دفاع هدر و حلال خواهد بود.


لزوم کمک به مدافعان تبریزی و دیگر شهرها و حرمت قتل و غارت آنان و مهدورالدم بودن مهاجمان
این فتوا در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت شرعی محاربه با مردم تبریز و دفاع آنان از خود صادر شده است. در ابتدا، پرسشکننده از علمای اعلام میپرسد که محاربه با مردم تبریز و دفاع آنان در برابر هجوم به قصد قتل، غارت و هتک عرض، از نظر شرعی چه حکمی دارد. سپس، ملا محمدکاظم خراسانی در پاسخ، مطالبه حقوق ملیه توسط مردم تبریز را بدیهی دانسته و کمک به آنان و حرمت هجوم بر جان، مال و ناموسشان را از ضروریات اسلام میشمارد و مهاجم را مهدورالدم اعلام میکند. شیخ عبدالله مازندرانی نیز این نظر را تأیید کرده و بر بدیهی بودن مطالبه حقوق ملیه و لزوم مساعدت و حرمت هجوم تأکید میکند. سید اسماعیل صدر نیز با تأیید فتوای پیشین، بیان میکند که تفاوتی بین تبریز و سایر شهرهای ایران در این حکم وجود ندارد. در نهایت، میرزا محمدتقی شیرازی نیز حرمت مقاتله با مسلمین و هتک اعراض و اموالشان را از ضروریات دین دانسته و جواز و حتی وجوب دفاع در برابر هجوم را از بدیهیات میشمارد.




پیشنهاداتی جهت مصالحه میان محمدعلی شاه و مشروطهخواهان
متن با ارائه سیزده پیشنهاد برای حل بحران میان محمدعلی شاه و مشروطهخواهان آغاز میشود. این پیشنهادات شامل جلوگیری از بدگویی نسبت به علمای نجف، کاهش اقدامات نظامی، وعده بازگرداندن مشروطه، تغییر وزرای منفور، قطع ارتباط با افراد مفسد و مخالف مشروطه (مانند شیخ فضلالله نوری)، اظهار نارضایتی از اقدامات اقبالالدوله، برقراری نظم در شهر، عدم اعطای منصب به افراد نالایق، آزادی سید عبدالله بهبهانی، تعمیر مجلس و تبعید موقت برخی اشخاص است. در پایان، نگارنده با تأکید بر بیغرضی خود، بیان میکند که این تدابیر راه صلاح و امیدواری مردم است و در صورت اجرای آنها، خروج متحصنین از سفارت عثمانی و حرم حضرت عبدالعظیم را تضمین میکند و هشدار میدهد که در غیر این صورت، اوضاع بدتر خواهد شد.
وجوب مساعدت مردم در راه استقرار مشروطیت
این فتوا به علمای متحصن در سفارت عثمانی دستور میدهد که به عموم مردم ایران، وجوب کمک و تلاش جدی برای استقرار مشروطیت را ابلاغ کنند. در پایان، درخواست میشود که نتیجه این ابلاغ اطلاع داده شود.


عدم قبول پیشنهادات انگلستان و روسیه و عدم امکان مداخله نظامی آنها در امور ایران
متن با تأکید بر لزوم شناخت جایگاه و عظمت ملت ایران آغاز میشود و بیان میکند که هیبت کنونی ایرانیان، استقلال کشور را حفظ خواهد کرد. سپس به عدم حق دخالت بیگانگان در امور داخلی ایران اشاره میکند و تأکید دارد که هیچ دولتی نمیتواند به زور در ایران مداخله کند، زیرا همسایگان ایران خود درگیر مشکلات داخلی هستند. در ادامه، به تلاشهای سیاسی همسایگان برای دخالت از طریق فریب و وعده اصلاحات اشاره شده و از ملت خواسته میشود که هیچ یک از پیشنهادات اصلاحی روسیه و انگلستان را نپذیرند و به شاه که تسلیم محض است، اعتماد نکنند. متن بر لزوم اعتراض جدی به این دو دولت و عدم پذیرش هرگونه دخالت یا اصلاحات از سوی آنها تأکید میکند. در پایان، بزرگترین وظیفه ایرانیان را تسریع در تشکیل پارلمان میداند و بیان میکند که با تشکیل پارلمان، طرحهای اصلاحی بیگانگان بیاثر خواهد شد. همچنین، با اشاره به اینکه زمان دفاع گذشته و نوبت حمله است، از عدم ترس از روسیه و انگلستان سخن میگوید و تأکید میکند که آنها تنها در صورتی میتوانند مداخله کنند که ملت خودشان اجازه دهند و نباید به وعدههای شاه برای مشروطه امید بست. متن با این جمله به پایان میرسد که امروز زمان عمل است نه گفتار.
تشویق به اتحاد کلمه و وحدت هدف (مطالبه مشروطیت)
متن با اشاره به قیام مردم آذربایجان پس از انحلال مجلس و غصب حقوق ملت ایران آغاز میشود. در ادامه، بر ضرورت اتحاد کلمه و وحدت مقصود مسلمانان برای حفظ دین اسلام تأکید شده و اختلاف و تفرقه را عامل نفوذ بیگانگان و اضمحلال اسلام معرفی میکند. سپس، از مسلمانان ایران خواسته میشود که هدف خود را با هدف مردم تبریز (مطالبه مشروطیت) یکی کرده و از طرح مطالبات دیگر خودداری کنند. در پایان، بر لزوم اطلاعرسانی متقابل و پیروی از یک خط مشی واحد تأکید شده و اتحاد قلوب و حفظ نوامیس الهی را موجب رضایت حضرت حجت (عج) و پیروزی بزرگ میداند.


لزوم حمایت از علما و مردم معترض متحصن در آستانه حضرت عبدالعظیم (ع)
متن با حمد و ثنای الهی آغاز میشود و به عموم برادران ایمانی و دوستان دینی خطاب میکند. در ادامه، به تحصن جمع کثیری از علما و مردم در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و سفارت عثمانیه برای خیرخواهی ملت اشاره میکند. سپس، بر لزوم حمایت و همراهی همه مردم با متحصنین تأکید میکند تا به یاری خداوند و توجهات حضرت حجت (عج)، ریشه ظلم و استبداد برچیده شده و ملت مظلوم به حقوق خود دست یابند. متن با ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» و امضای نویسندگان به پایان میرسد.


نصیحت به نظامیان جهت همراهی با مردم در جهت اعاده مشروطیت
این بیانیه با یادآوری احکام پیشین مبنی بر عدم جواز اطاعت از دستورات قتل و شلیک به مشروطهخواهان، به نظامیان و صاحبمنصبان قزاق و توپخانه خطاب میکند. در ادامه، به همکاری آنان با سرداران روس و ریختن خون مسلمانان و غارت اموالشان اشاره شده و این اعمال را با همراهی یزید بن معاویه مقایسه میکند. سپس با ذکر نمونهای از رفتار سرداران عثمانی که با ملت خود همراهی کردند، نظامیان ایرانی را به توبه از گذشته و همراهی با ملت و برادران ایمانی خود فرا میخواند تا بدنامیها به نیکنامی مبدل شود.


مطالبات مردم معترض
نامهای از رضا ارفعالدوله به آیات خراسانی و مازندرانی درباره وضعیت ایران و درخواست تعیین تکلیف. در این نامه، ارفعالدوله به مخاطرات خونریزیها و لزوم حفظ استقلال ایران اشاره میکند و از ارسال تلگراف به تهران برای صلح بین دولت و ملت خبر میدهد. او از عدم همکاری «انجمن سعادت» در مذاکرات گلایه کرده و از علما میخواهد که تکلیف را روشن کنند. در پاسخ، آیات خراسانی و مازندرانی هدف ملت از مقاومت را احقاق حقوق، افتتاح پارلمان، اجرای قانون اساسی و رفع ظلم بیان میکنند و صلح را منوط به تحقق این اهداف میدانند. آنها ارفعالدوله را به تلاش در این مسیر تشویق میکنند.


اعلام افتتاح مجدد انجمن ایالتی خراسان و تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف
انجمن ایالتی خراسان پس از مدتی تعطیلی، با تصویب مراجع دینی و اعیان مملکت مجدداً آغاز به کار کرده است. از عموم مردم و بزرگان انتظار میرود که به وظایف مشروطیت، حفظ حقوق ملت و خودداری از پرداخت مالیات به مأموران دولتی، بنابر فرمان مراجع مشروطهخواه نجف، عمل کنند.
تبعیت از فتاوای مراجع مشروطهخواه نجف در کمک به استقرار مشروطیت
متن با اشاره به احکام مراجع عالیقدر و لزوم دفع ضررهای جانی و مالی، بر وجوب تشکیل انجمن و مراسم مشروطیت تأکید میکند. سپس بیان میشود که استقرار مشروطیت نیازمند تأمین مالی از طریق اعانات عمومی است که باید در مصارف واجب عقلی و شرعی صرف شود. در ادامه، با استناد به حکم آخوند ملا محمدکاظم خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی، بر لزوم پرداخت اعانه و جایگاه آن در رکاب مجاهدین امام زمان تأکید شده است. در پایان، اسامی تعدادی از علما به عنوان نگارندگان ذکر شده است.
تبعیت عموم مردم و متنفذان استرآباد از فتاوای آخوند خراسانی و تصرف شهر به دست مشروطه خواهان
انجمن ملی استرآباد، با وجود فعالیتهای قبلی، به دلیل حضور حکومت و بیطرفی ایلخانی، نتوانسته بود مشروطیت را به طور کامل رسمیت بخشد. با رسیدن دستخط آخوند خراسانی به ایلخانی و سرکردگان استرآباد، وضعیت تغییر کرد. ایلخانی و صاحبمنصبان با قرآن قسم یاد کردند که در پیشبرد مشروطیت تلاش کنند. حاجی رحیم خان نیز سوارهای یموت را برای حضور در انجمن و حرکت به سمت تهران و شاهرود فراخواند. در پی این وقایع، شعارهای مشروطهخواهی در شهر طنینانداز شد. تصمیم گرفته شد که به زودی انتخابات جدید برگزار شود و پس از ماه صفر، جشن بزرگی در استرآباد برپا گردد. روز پنجشنبه ۱۸ صفر، امیراکرم، حاکم استرآباد، از شهر بیرون رانده شد و دارالحکومه به تصرف مشروطهخواهان درآمد. امیراکرم هنگام خروج، قسم خورد که تا ده روز دیگر خبر هیجان ملی از لاریجان شنیده خواهد شد و همراهی او با مشروطیت آشکار میشود.
پرسش از علل مخالفت با اقدامات دولت و درخواست رسیدگی به آن
در این نامه، از مخاطب درباره علت دوری از امور مهم و کلی پرسش میشود. سپس، درباره ابعاد و عوامل انقلاب مشهد و راهکارهای درمانی آن سؤال شده است. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که در جهت اصلاحات تلاش کند و دستورالعملهای لازم را ارائه دهد تا دولت و سلسله علمیه بر اساس آن اقدام کنند.

اعلام حمایت علمای خراسان از استقرار مجدد مشروطیت
متن با حمد و ستایش الهی آغاز میشود و به وضعیت آرام و بدون شرارت در خراسان اشاره دارد. سپس به اتفاق نظر تمامی طبقات جامعه، از علما و اعیان گرفته تا تجار و کسبه، در تشکیل انجمن و ترویج مشروطیت و احکام شرعیه الهیه میپردازد. در ادامه، تأکید میشود که هیچ عمل خلاف قاعده یا بینظمی رخ نداده و تنها راه حل، همکاری و مساعدت دولت است که پیش از این با وعدههای خود مردم را ساکت کرده اما به آنها عمل نکرده است. در پایان، بر وجوب دفاع از احکام شرعیه با جان و مال برای هر مسلمانی تأکید میشود.

وجوب دفاع از مردم محاصره شده تبریز
این فتوا با اشاره به محاصره تبریز، بر وجوب حمایت فوری و دفاع عاجل از مردم محصور تبریز تأکید میکند و آن را وظیفهای شرعی برای هر مسلمانی میداند.


مشروعیت مشروطیت و عدم انتساب هرج و مرج و بینظمی به آن
این تلگراف در پاسخ به مشیرالسلطنه و عینالدوله، به دفاع از مشروطیت و رد اتهامات بیدینی و هرج و مرجطلبی علیه مشروطهخواهان میپردازد. نویسنده با اشاره به فتاوای مراجع نجف اشرف در وجوب مشروطه، تأکید میکند که مشروطه به معنای دخالت عقلای ملت در مقدرات کشور است و نه نفی احکام دینی. همچنین، ضمن پذیرش برخی رفتارهای بیرویه از سوی مشروطهخواهان، اقدامات مغرضانه برخی مردان خودپسند را عامل اصلی بیقاعدگیها و خونریزیها میداند. در پایان، با تأکید بر عدم یاغیگری ملت و وجوب استقلال سلطنت اثنیعشری، خواستار ارائه راه حلهای منطقی به جای خونریزی و اقدامات خشونتآمیز میشود و پیشنهاد تجدید انتخابات و اصلاح قانون اساسی را مطرح میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست از محمدعلی شاه جهت تشکیل مجدد مجلس شورای ملی و برگزاری انتخابات در سراسر کشور و از میان رفتن کدورت دولت و ملت
متن با اشاره به وظیفه اسلامپرستی و دولتخواهی، به محمدعلی شاه قاجار هشدار میدهد که سکوت ظاهری اجانب در برابر اوضاع داخلی ایران، عواقب وخیمی خواهد داشت. سپس با یادآوری وظیفه پدری شاه نسبت به ملت و مشترکالمنافع بودن سلطنت و رعیت، بر لزوم حفظ مذهب اسلام، آیین اثناعشری و استقلال مملکت تأکید میکند. در ادامه، از هدر رفتن قوای مادی و معنوی ملت در درگیریهای داخلی ابراز تأسف شده و از شاه درخواست میشود تا با تشکیل مجدد مجلس شورای ملی و برگزاری انتخابات در سراسر کشور، به تفرقه و ناسازگاری پایان داده و اتحاد و اتفاق را برقرار سازد. در پایان، آزادی دو نفر از هیئت علمیه محبوس در مراغه درخواست میشود و ابراز امیدواری میگردد که با رحمت شاهانه، اوضاع بهبود یابد.
.jpeg&w=3840&q=75)
بی توجهی به آشتی خواهی محمدعلی شاه و تشویق مشروطه خواهان به فتح سریع تر تهران و بهانه ندادن به روسیه و انگلستان جهت مداخله در امور کشور
متن با اشاره به شکست محمدعلی شاه در تبریز و قیام عمومی در ایران آغاز میشود و خطر مداخله خارجی را به دلیل هرج و مرج داخلی و تلاش مستبدین برای جلب بیگانگان گوشزد میکند. سپس دو هدف اصلی قیام ملت را اثبات دروغگویی شاه مبنی بر عدم تمایل مردم به مشروطه و بازپسگیری حقوق غصبشده ملت با قدرت ملی بیان میکند. در ادامه، نویسنده بر لزوم پایان دادن فوری به غائله استبداد با حمله سرداران ملی به تهران و ریشهکن کردن استبداد تأکید میکند و فرصت کنونی را بینظیر میداند. متن به فریبکاری درباریان و محمدعلی شاه در پیشنهاد صلح اشاره کرده و آن را ترفندی برای جلوگیری از پیشروی مشروطهخواهان و جلب مداخله خارجی میداند. نویسنده با برشمردن دلایل عدم صداقت شاه در صلحخواهی، از احرار و دانشمندان میخواهد که فریب این دسیسهها را نخورند و به یاد بیاورند که صلح واقعی تنها پس از تشکیل مجلس در تهران و توسط وکلای ملت امکانپذیر است. در پایان، بر اهمیت انتخاب وکلای لایق و وطنپرست برای مجلس آینده تأکید شده و از انجمنهای ملی خواسته میشود تا فهرستی از افراد شایسته را برای آگاهی مردم منتشر کنند.
رد درخواست صدر اعظم و تأکید بر حمایت از مشروطیت
نامه با انتقاد شدید از صدر اعظم آغاز میشود که عدالت را از ظلم تشخیص نمیدهد و با تزویر سخن میگوید. نویسنده با اشاره به کردار شمر در صفین، ادعای اسلامخواهی صدر اعظم را در تضاد با عمل او میداند و تأکید میکند که حقانیت مراجع و پیروانشان بر کسی پوشیده نیست. در ادامه، نویسنده به ادعای صدر اعظم مبنی بر «امر دین و مذهب» بودن موضوع اشاره میکند و با تعجب میپرسد که آیا مراجع دین به دنبال خرابی دین هستند و دولتیان که همواره مخرب بودهاند، اکنون حامی دین شدهاند؟ نویسنده صراحتاً اعلام میکند که اگر هدف از آمدن او به تهران تغییر احکام مراجع باشد، این امر محال است و اگر غرض دیگری است، باید بیان شود. در پایان، نویسنده با موعظه حسنه، صدر اعظم را به تأمل دعوت میکند و میگوید که او را به راه خدا خوانده است. همچنین، اعلام میکند که به تلگرافهای نامربوط پاسخ نمیدهد و تا زمانی که تکلیف جلوگیری از استبداد باشد، حاضر به فعالیت است و در صورت لزوم، آماده مجازات علنی است.

تهدید به تشکیل انجمن ایالتی در فارس
این نامه با ابراز خیرخواهی برای دولت و ملت، به شاهنشاه اطلاع میدهد که با توجه به اتحاد مردم فارس، اگر تا دوم ربیعالاول فرمان مشروطیت به شکلی که از موانع شرعی و عرفی گذشته مبرا باشد، صادر نشود، مردم فارس خود اقدام به تشکیل مجلس ایالتی خواهند کرد. این اقدام به مراتب مؤثرتر از صرف امضای فرمان مشروطیت خواهد بود.
وجوب کمک مردم به مجاهدان مشروطهخواه و تلاش آنها جهت افتتاح مجلس و اجرای قانون اساسی
این فتوا با سلام به علما، امرا، تجار و نظامیان شهرهای مازندران آغاز میشود. در ادامه، با اشاره به وضعیت دشوار شیعیان در دست ظالمان و غاصبان، بر لزوم همت و غیرت دینی تأکید میکند. سپس، حکم الهی را مبنی بر وجوب یاری رساندن به ملت، افتتاح مجلس شورای ملی و اجرای قانون اساسی برای همه افراد ملت اعلام میکند و کمک به دولت وقت را حرام و در حکم یاری یزید بن معاویه میداند. در پایان، با دعای خیر و توکل به خداوند، به اتمام میرسد.


اثبات مشروعیت نظام مشروطه

نافرمانی از دستورات حکومتی تا گشایش مجدد مجلس شورای ملی و اجرای کامل قانون اساسی
این فتوا با سلام به متحصنین در سفارت عثمانی و حرم حضرت عبدالعظیم (ع) آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم عدم تبعیت از حکومت فعلی تا زمان بازگشایی مجلس شورای ملی، پذیرش کامل قانون اساسی، انتخاب وکلای ملت و توقف تخریب بلاد مسلمین و خونریزی تأکید شده است. هرگونه تمکین از حکومت کنونی به منزله تمکین از یزید و شمر تلقی میشود. در پایان، متحصنین به صبر و پایداری در مبارزه تشویق شدهاند و امید به قطع ریشه استبداد و نصرت الهی ابراز شده است.


دلایل آزادیخواهی مردم ایران
متن با طرح پرسشهایی درباره چرایی جنبشهای آزادیخواهانه در نقاط مختلف ایران آغاز میشود و به نقش روحانیون در این حرکتها اشاره میکند. سپس، آزادی را در مفهوم وسیعتر آن، یعنی رهایی از استبداد و بیقانونی، تعریف میکند و وضعیت مردم ایران را در یک «محبس بیقانون» توصیف میکند که در آن جان، مال و ناموس افراد در معرض تهدید حاکمان ظالم و افراد سودجو قرار دارد. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که حتی پس از مرگ نیز، ورثه از دستاندازی حکومت و برخی عالِمنمایان در امان نیستند. در پایان، متن به تغییر نگرش مردم پس از وزیدن «نسیم آزادی» و تجربه عدالت در مواردی مانند محاکمه آصفالدوله اشاره میکند و تأکید دارد که مردم ایران دیگر حاضر به تحمل ظلم و استبداد نیستند و به دنبال تحقق کامل مشروطه و عدالت هستند.
اعلام غیرقانونی بودن کارکنان دولتی بوشهر و تأمین امنیت و حراست از حقوق و اموال اتباع انگلیسی شهر توسط مشروطه خواهان
متن با ابراز احترام به کنسولگری دولت بریتانیا آغاز میشود و به اطلاع میرساند که مردم بوشهر، با حمایت علما و مجاهدین، حکومت استبدادی را برکنار کرده و حکومت قانونی مشروطه را مستقر ساختهاند. در ادامه، بر تعهد مشروطهخواهان به حفظ جان، مال و آبروی اتباع دولتهای دوست، از جمله بریتانیا، و تأمین امنیت کنسولگریها و تجارتخانهها تأکید میشود. در پایان، اعلام میگردد که مأموران حکومت استبدادی از سمت خود معزول شدهاند و نویسنده به طور موقت مسئول رسیدگی به امور و اظهارات کنسولگری خواهد بود و بر روابط دوستانه تأکید میکند.

خبر تشکیل انجمن ایالتی شیراز و آمادهباش نیروهای مردمی
متن با ابراز شکرگزاری از تشکیل انجمن ایالتی شیراز در روز دوم ربیعالاول ۱۳۲۷ قمری آغاز میشود و از اتحاد ملت فارس در سایه اقدامات عاقلانه خبر میدهد. در ادامه، از اعزام شیخالاسلام برای اطلاعرسانی این خبر به مجاهدین سرکوه و لار یاد میکند. سپس، درخواست میشود که تلگرافی از سوی مخاطبان و انجمن ولایتی و صمصامالسلطنه به حجهالاسلام لاری و شیخ زکریا ارسال شود تا نیروهای خود را حفظ کرده و از بینظمی جلوگیری کنند و مالیات لار و سرکوه را با تصویب انجمن ایالتی هماهنگ سازند. در پایان، بر لزوم ارسال فوری تلگراف و نظارت بر تلگرافخانه انگلیس برای شناسایی مخالفان تأکید شده است.
اخطار به دولتهای اروپایی نسبت به انعقاد هرگونه قرارداد با دولت ایران در غیاب مجلس شورای ملی
انجمن ایالتی خراسان با یادآوری دستخط مظفرالدین شاه در تأسیس مشروطیت و امضای محمدعلی شاه، وضعیت فعلی ایران پس از به توپ بستن مجلس را تشریح میکند. این انجمن تأکید دارد که انحلال مجلس به معنای پایان مشروطیت نیست و ملت ایران خود را دارای قانون اساسی میداند. انجمن ایالتی خراسان به نمایندگان دولتهای خارجی اخطار میدهد که طبق اصول ۲۴، ۲۵ و ۲۶ قانون اساسی، هرگونه اعطای امتیاز، بستن عهد و استقراض باید به تصویب مجلس شورای ملی برسد. در غیاب مجلس، انجمنهای ایالتی قائممقام پارلمان هستند و هرگونه واگذاری امتیاز بدون تصویب آنها، از سوی ملت ایران پذیرفته نخواهد شد و روحانیون نیز با آن مخالفت خواهند کرد. در پایان، به اطلاع میرساند که محمدعلی شاه قصد دارد اداره تذکره را به دولت روسیه واگذار کند و ملت خراسان رسماً به این اقدام اعتراض کرده و به سایر نمایندگان دولتها نیز اطلاع میدهد که چنین معاملاتی را نخواهند پذیرفت.
درخواست از محمدعلی شاه جهت تأیید و پذیرش مشروطیت و قانون اساسی
متن با اشاره به تشکیل مجلسی برای اصلاح امور، هدف اصلی مبارزات ملت را بازگرداندن حقوق غصبشده و اجرای بیکموکاست قانون اساسی و تشکیل مجلس شورای ملی بیان میکند. در ادامه، از محمدعلی شاه درخواست میشود که با رأفت پدرانه، حقوق ملت را بازگرداند و آنان را از اسارت رها سازد تا همگی مطیع و جانباز حفظ اساس سلطنت و ترقی کشور باشند. در غیر این صورت، ملت ایران هیچگونه تغییر یا تحریفی در قانون اساسی را نخواهد پذیرفت.
اظهار امیدواری نسبت به استقرار مجدد مجلس شورای ملی
متن با ابراز همدردی با پناهندگان سفارت عثمانی در تهران آغاز میشود. در ادامه، امیدواری به عنایت شاهنشاه ایران، اتحاد جامعه اسلامی و نیات حسنه سفارت عثمانی بیان شده و برای تحقق آرزوی ایرانیان و انعقاد فوری مجلس شورای ملی در تهران دعا میشود. در پایان، ابراز امیدواری شده است که نعمت مشروطیت، که به دلیل سوءقصد خائنان به تعویق افتاده بود، به زودی در تهران نیز مانند آذربایجان و گیلان و سایر نقاط ایران، به همت پیشوایان دین و برادران غیور، برقرار شود و همگان در این امر همآواز گردند. متن با شعار «پاینده باد دین اسلام و آزادی» به پایان میرسد.
درخواست از خوانین جهت استقرار مجدد مشروطیت و حرمت دادن مالیات به دولت محمدعلی شاه
این نامه با ستایش از مخاطب و آرزوی پاداش اخروی برای او آغاز میشود. سپس به همراهی مخاطب با ملت در تأسیس مشروطیت و مبارزه با استبداد اشاره میکند و از او میخواهد که در این برهه حساس که حق و باطل در برابر هم قرار گرفتهاند و دشمنان قصد محو شریعت را دارند، به جهاد ادامه دهد. نامه تأکید میکند که هرکس از خوانین با مخاطب همراهی کند، در زمره لشکر اسلام و اهل بدر محسوب میشود. در ادامه، به صراحت تکلیف شرعی خوانین و مسلمانان را در عدم پرداخت مالیات به شاه ظالم و عدم اطاعت از او بیان میکند و احکام صادر شده در این زمینه را واجبالامتثال میداند. در پایان، متخلفین از این احکام را خارج از اسلام دانسته و بر مسلمانان واجب میشمارد که چنین افرادی را از جامعه اسلامی طرد کنند.

عدم تعارض اصول مشروطیت با قوانین اسلامی
متن با تأکید بر لزوم اتحاد دولت و ملت برای انجام اصلاحات آغاز میشود و به این نکته اشاره میکند که اگر هدف مجلس، وضع قانون باشد، این وظیفه وزرا است، اما اگر هدف اتحاد باشد، وضعیت کنونی مطلوب است. در ادامه، به رفع شبهه تعارض مشروطیت با مذهب پرداخته و بیان میکند که مشروطیت و تنظیم امور سلطنت، ارتباطی به مذهب ندارد. در پایان، توضیح میدهد که قانون اسلام کلیات مناسبات سیاسی و اجتماعی را بیان کرده، اما جزئیاتی مانند اداره نظمیه و وزارت خارجه که در صدر اسلام نبوده، باید توسط ملت و بر اساس اصول اسلامی تدوین شود.
گزارش اقدامات انقلابی مشروطهخواهان بوشهری
گزارشی از پیروزی مشروطهخواهان در بوشهر ارائه شده است. در این گزارش، به تصرف دوایر استبدادی، تسلیم مأموران استبداد، برقراری امنیت و تشکیل حکومت قانونی ملی اشاره شده است. همچنین، از توقیف دریابیگی که از تهران برای حکومت بوشهر حرکت کرده بود، خبر داده شده و در پایان، دعای خیر برای مخاطبان ذکر شده است.

درخواست استقرار مجدد مشروطیت و افتتاح مجلس شورا
درخواست استقرار مجدد مشروطیت و افتتاح مجلس شورای ملی از محمدعلی شاه قاجار مطرح شده است. در این درخواست، تأکید میشود که تنها راه برقراری آرامش، امنیت و استقلال دولت در ایران، اعطای مشروطیت و استقرار عدالت است. از شاه خواسته میشود که به سخنان مغرضین توجه نکند و برای حفظ سلطنت و بقای دولت، دستور افتتاح مجلس شورای ملی را صادر کند. در غیر این صورت، نویسنده و عموم مسلمانان فارس، خود را خادم شریعت محمدی (ص) میدانند و به وظیفه خود عمل خواهند کرد.
اعلان تأسیس انجمن ایالتی فارس
این اعلان با ستایش از آیات عظام اصفهان و صمصامالسلطنه آغاز میشود. در ادامه، به تشکیل انجمن ایالتی فارس در تاریخ ۵ ربیعالاول ۱۳۲۷ قمری، در عمارت ظهیرالدوله، اشاره میکند. این انجمن با حمایت علما و بزرگان فارس و با هدف اتحاد ملت برای مشروطهخواهی عملی و قرار گرفتن تمام مملکت فارس تحت قانون اساسی و مشروطه رسمی تشکیل شده است. در پایان، از مخاطبان خواسته شده تا این خبر را به اطلاع عموم برسانند.
تایید مجدد مشروطیت و اجرای قانون اساسی
درخواستی برای رفع ابهامات پیرامون مشروعیت مشروطیت و قانون اساسی مطرح شده است. برخی از مقلدین در مورد صدور احکام مربوط به وجوب تأسیس مجلس شورای ملی، تقویت مشروطیت، حرمت پرداخت مالیات به حاکمان ظالم و لزوم تشکیل فوج ملی، دچار تردید شدهاند و معتقدند که این احکام از سوی مراجع صادر نشده یا مشروطیت به درستی برای آنان تبیین نشده است. در پاسخ، ملا محمدکاظم خراسانی تأکید میکند که قبح ظلم و حسن عدل عقلی و شرعی است، قانون اساسی را ملاحظه کردهاند و احکام صادر شده از سوی ایشان است و بر هر مسلمانی متابعت و اجرای آن واجب است. شیخ عبدالله مازندرانی نیز با اشاره به فصل دوم قانون اساسی که بر نظارت مجتهدین بر مصوبات مجلس تأکید دارد، مشروعیت آن را تأیید کرده و هرگونه مخالفت با آن را افترا و معاندت با اسلام میداند.


آرزوی استقرار مجدد مشروطیت و ایجاد امنیت و رفاه در کشور
متن با طرح پرسشی از وضعیت نابسامان ایران در دوران مشروطه آغاز میشود. به مسدود شدن راهها، عدم تجارت، فقر کسبه و مردم تبریز اشاره شده و از مخاطب خواسته میشود تا تکلیف حمایت از یکی از طرفین را مشخص کند. در پاسخ، تأکید میشود که مشروطه شدن دولت، ظلم و استبداد حکام را کاهش داده و موجب آسودگی مردم خواهد شد. فسادها، تلفات جانی و مالی نیز نتیجه استبداد دانسته میشود.

درخواست از مردم جهت استقرار مجدد مشروطیت و عدم همکاری با دولت محمدعلی شاه
این نامه با اشاره به وضعیت نابسامان کشور و اقدامات ظالمانه حکومت استبدادی، مردم را به تلاش برای احیای حقوق غصب شده خود فرا میخواند. در ادامه، بر لزوم حفظ دین، مملکت و وطن اسلامی از تسلط کفر و استوار ساختن اساس مشروطیت و استقلال کشور تأکید میشود. در پایان، اقدام در این مسیر را به منزله جهاد در راه نبوت و سستی در آن را به منزله خواری و خذلان میداند و از مردم میخواهد از پرداخت مالیات و عایدات گمرکی به مأموران استبداد خودداری کنند، زیرا این کار به منزله یاری رساندن به ظلم و ستم است.

تایید مجدد مشروطیت
این نامه با ستایش از تلاشهای مخاطب در ابلاغ احکام وجوب تبعیت از مشروطیت، به اهمیت آن در حفظ اسلام و مملکت از تسلط کفار و ریشهکن کردن استبداد و فساد اشاره میکند. در ادامه، با تأکید بر صحت صدور این احکام از سوی نویسندگان، هرگونه تشکیک در آن را مردود دانسته و از مؤمنین میخواهد که بدون عذر شرعی از آن تخلف نکنند. هدف نهایی، تشکیل مجلس ملی برای رفع ظلم و فساد و جلوگیری از تسلط کفر و الحاد بر مملکت اسلامی عنوان شده است.


درخواست استقرار مجدد مشروطیت و به رسمیت نشناختن حکام و مأموران دولتی
متن با خطاب به نیرالدوله آغاز میشود و به تشریح وضعیت انجمن ایالتی خراسان پس از نفوذ افراد مغرض میپردازد. در ادامه، به تعطیلی یک روزه انجمن برای شناسایی خائنین اشاره شده و آشکار شدن ماهیت مخالفان از طریق تلگرافاتشان به تهران و نیرالدوله، به عنوان نتیجه این اقدام، بیان میشود. در پایان، بر تعهد ملت خراسان به مشروطیت و عدم پذیرش حکام و مأموران دربار استبداد، مگر با تصویب مجلس شورای ملی و انجمنهای ایالتی، تأکید میگردد.
ابراز شادمانی از پیروزیهای نظامی مشروطهخواهان
این تلگراف با ابراز شادمانی از پیروزیهای پیدرپی مشروطهخواهان در تبریز، رشت و اصفهان آغاز میشود. در ادامه، برای تمامی مجاهدان غیور آرزوی پیروزی و نصرت شده و در پایان، سلام مخصوص نگارندگان به همه مخاطبان ابلاغ میگردد.


درخواست تشکیل مجدد مجلس شورای ملی توسط صدراعظم
این نامه با اشاره به وقایع گیلان و تصرف قوای دولتی توسط فداییان و ملت، تأکید میکند که این حوادث ارتباطی به قتل سید تبریزی ندارد و صرفاً یک تصادف است. سپس به تشکیل مجلس در رشت و نظم یافتن شهر اشاره میکند. در ادامه، از صدراعظم درخواست میشود که بدون هیچ کدورتی، به وعده قبلی خود عمل کرده و مجلس شورای ملی را مجدداً برقرار سازد. در پایان، نویسندگان با قسم به خدا، هدف مردم را رعیت شاهنشاه اسلامیانپناه بودن و بقای سلطنت را در اجرای قانون مشروطیت میدانند و خواستار همراهی صدراعظم با حکم علمای نجف اشرف میشوند.
تکذیب نسخ احکام صادره در دفاع از مشروطیت و استقرار مجدد آن
این نامه با خطاب به سید علی یزدی، بر صحت احکام پیشین صادر شده در خصوص وجوب اهتمام به مشروطیت، تشکیل مجلس شورای ملی و حرمت پرداخت مالیات به حکام وقت تأکید میکند. در ادامه، شایعات مربوط به نسخ این احکام توسط میرزا حسین تهرانی و نویسندگان نامه را تکذیب کرده و آن را افترا میداند. نامه با تأکید بر اهمیت مشروطیت به عنوان نعمتی الهی برای جلوگیری از ظلم و حفظ اسلام، از مخاطب میخواهد که این مطالب را به اطلاع عموم مسلمانان برساند تا با اتحاد و تلاش برای اجرای احکام الهی، از جان، مال و آبروی مسلمانان محافظت شده و ممالک اسلامی از تسلط کفار مصون بمانند.


انتقاد از صدراعظم به سبب دستور قتل آزادیخواهان و تلاش برای قتل آخوند خراسانی
نامه با اشاره به انکار احکام شریفه و تلاش برای گمراه کردن سلطان مسلمانان آغاز میشود. در ادامه، به خونریزیهای فراوان و شهادت فجیع برخی بزرگان در مأمن مسلمین اشاره شده و سوءقصد به جان آیتالله خراسانی در عتبات عالیات و شهادت علمای اخیار در فارس و آذربایجان توسط «دوستان دولت» محکوم میشود. نویسنده این اقدامات را موجب ثبت فجایع به نام دولت در دل مسلمانان دانسته و هشدار میدهد که این وضعیت به هیجان عمومی در تمام بلاد منجر خواهد شد. در پایان، با استناد به یک بیت شعر، بر لزوم اعاده مشروطیت برای علاج مفاسد تأکید شده و موافقت صادقانه با ملت را راهی برای رفع مفاسد و ایجاد رفاه و آسایش عمومی معرفی میکند.

شرح اوضاع نابسامان کشور و درخواست استقرار مشروطیت و گشایش مجلس شورای ملی از محمدعلی شاه
متن با توصیف وضعیت بحرانی و دشوار کشور آغاز میشود و بیان میکند که اوضاع نابسامان، متحصنین را ناچار به پناه بردن به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و بیان حقایق به شاه کرده است. در ادامه، به تفصیل به مشکلات و مصائب ایران از جمله نفاق بین ملت و دولت، اغتشاش در ایالات، فقر عمومی، بیپولی دولت، سلب اعتبار بینالمللی، ظلم حکام، قتل و غارت، یأس مردم از دولت و سوءتدبیر مسئولین اشاره میکند. همچنین، به شکایتهای مکرر شیعیان و تجار از ناامنی و وضعیت نامناسب کسب و کار میپردازد و هشدار میدهد که این وضعیت میتواند به گسیختگی شیرازه ملیت منجر شود. در پایان، با یادآوری وعده قبلی شاه مبنی بر اعطای آزادی، از او درخواست میشود که با گشایش مجلس شورای ملی، به عنوان تنها راه حل برای استقرار امنیت، اتحاد دولت و ملت و جبران خسارات وارده، به این وضعیت خاتمه دهد.
تشکر از مبارزه ضداستبدادی علمای بوشهر و تأکید بر حفظ جان اتباع خارجه و داخله آن نواحی
این فتوا با تقدیر از تلاشهای علمای بوشهر و ملت فارس در ریشهکن کردن ظلم و استبداد آغاز میشود. در ادامه، بر وجوب حفظ امنیت عمومی و عدم تعرض به اتباع داخلی و خارجی، اعم از مسلمان، یهودی و دیگران، تأکید شده است. در پایان، از سید عبدالحسین لاری خواسته شده است که پس از ابلاغ سلام، مراقبت کاملی در همه امور داشته باشد.


فواید استقرار مشروطیت در کشور
این متن با تقریظی از محمدکاظم خراسانی آغاز میشود که در آن، مشروطیت را به منزله حفظ اسلام و مخالفت با آن را محاربه با امام زمان (عج) میداند و از مسلمانان میخواهد که برای حفظ دین و دنیای خود، این اساس را استوار سازند. سپس، محمداسماعیل غروی محلاتی به تبیین مفهوم مشروطیت میپردازد و آن را محدود شدن اختیارات دولت و پادشاه به قوانین مفید برای مملکت اسلامی و تقویت ملت و دولت تعریف میکند. در مقابل، سلطنت استبدادی را خودسری حاکمان و عمل بر اساس شهوت و غضب میداند که به صلاح مسلمین نیست. در ادامه، به وضعیت نابسامان مملکت اسلامی در دوران اخیر اشاره میکند که به دلیل خودخواهی و شهوترانی حاکمان، شیرازه آن از هم گسیخته و در معرض تهاجم اجانب قرار گرفته است. برای دفع این مفسده، راهکار را در اتحاد ملت و تعیین عقلای با بصیرت برای وضع قوانین و نظارت بر اعمال حکومت میداند تا از تعدی به حقوق عامه جلوگیری شود و مملکت از خرابی به عمران مبدل گردد. در پایان، بر لزوم اهتمام عموم مسلمین در حفظ اساس مشروطیت تأکید میکند و آن را معادل حفظ بیضه اسلام میداند و نابودی آن را به منزله نابودی اسلام تلقی میکند.

دعوت محمدعلی شاه به همراهی با علماء و پذیرش مشروطیت و دعوت مسلمانان به اتحاد با هم
متن با خطاب به پادشاه آغاز میشود و او را به بیداری و توجه به عواقب سوء حکومتش فرامیخواند و از او میخواهد که از سرنوشت لویی شانزدهم و سلطان عبدالحمید دوم عثمانی عبرت بگیرد که به دلیل استبداد و عدم همراهی با ملت، سلطنت خود را از دست دادند. در ادامه، به اتحاد ملتهای مسلمان، به ویژه ایران و عثمانی، تأکید میشود و نفاق و تفرقه میان شیعه و سنی را عامل ضعف و عقبماندگی مسلمانان در برابر قدرتهای غربی معرفی میکند. در پایان، با تمثیل پنج تیر که به تنهایی شکسته میشوند اما در کنار هم قدرتمندند، پادشاه و ملت را به اتحاد و یاری دین بر اساس قرآن فرا میخواند و آن را تنها راه رستگاری و مقابله با دشمنان میداند.
نگرانی از بینظمی در بوشهر از سوی مشروطهخواهان و تأکید بر امنیت و آسایش عموم به ویژه اتباع خارجه
این نامه با ابراز نگرانی از بینظمی و چپاول در بوشهر توسط سواران تنگستانی آغاز میشود که موجب رنجش انگلیسیها شده است. در ادامه، با یادآوری هدف اصلی مشروطهخواهان مبنی بر حفظ امنیت و آسایش عمومی، به ویژه اتباع خارجی، از مخاطب درخواست میشود که انجمن ایالتی را به گونهای سامان دهد که نظم و امنیت کامل در شهر و اطراف آن برقرار شود و رضایت خاطر بیگانگان حاصل گردد. در پایان، از مخاطب خواسته میشود که نتیجه اقدامات را تلگراف کند.
ابلاغ احکام مراجع مشروطهخواه نجف به اطلاع عموم مردم گیلان
این نامه با خطاب به سپهدار اعظم، از ارسال احکام شرعی و پندنامههای هیئت علمیه نجف اشرف به علما، مجتهدین، مسئولین نظامی و اداری، خوانین و تجار مازندران خبر میدهد. هدف از این اقدام، رساندن این احکام و نصایح به دست مخاطبان در منطقه تنکابن و جلوگیری از انحراف آنان از مسیر عدالت در شرایط حساس کنونی است. در پایان، از سپهدار اعظم درخواست شده است که در صورت عدم حضور مخاطبان در محل، پاکتهای حاوی احکام را به دست صاحبانشان برساند.
لزوم کمک مالی و انسانی به مجاهدان مشروطه خواه
متن با یک استفتاء آغاز میشود که در آن وضعیت کشور و تصرف برخی مناطق توسط ملت به یمن توجه امام عصر و اوامر آیتالله، و همچنین مجاهدتهای سپهدار اعظم در رشت و سالار و سردار ملت در تبریز تشریح شده است. در ادامه، به آمادهسازی قشون توسط دولتیان برای مقابله با مناطق تحت تصرف ملت اشاره میشود و از علما خواسته میشود تا تکلیف مسلمانان را در کمک مالی و انسانی برای دفع دشمن و حفظ جان و مال خود مشخص کنند. در پاسخ به این استفتاء، فتوایی صادر شده که کمک به برادران دینی در دفع از جان، آبرو و اموالشان را بر همگان لازم میداند و تأکید میکند که در این راه، با دست، زبان و مال کوتاهی نخواهند کرد.


تاکید بر پرداخت به موقع مطالبات مالی انگلیسیهای مقیم بوشهر
این نامه با اشاره به نقض توافق قبلی با کنسول انگلیس در بوشهر، بر لزوم پرداخت به موقع اقساط طلب انگلیسیها از عایدات گمرکات تأکید میکند. با ذکر نمونه مراقبت سایر نقاط سرحدی ایران در این زمینه، از انجمن ولایتی بوشهر خواسته میشود که از ثبت سابق دفتر گمرکات مطلع شده و قبض مصدق از بانک شاهی و کنسول انگلیس دریافت کنند. در پایان، هشدار داده میشود که تخلف از این امر موجب شکست امور و زحمت عمومی خواهد شد و در صورت وجود اشکال، درخواست اطلاعرسانی تلگرافی میشود.
بهانه ندادن به دولتهای خارجی برای وارد کردن نیروهای نظامی به کشور به عناوین گوناگون
متن با اشاره به اقدامات روسیه برای مرعوب ساختن ملت ایران و حمایت از استبداد آغاز میشود. سپس دو راهکار برای مقابله با این اقدامات پیشنهاد میکند: مقاومت مسلحانه مانند ستارخان در تبریز و اعتراض جدی از سوی ایرانیان داخل و خارج کشور، به ویژه روحانیون. در ادامه، به وضعیت جنگ بین مستبدین و مشروطهخواهان در خراسان اشاره میکند و از نادانی مردم بوشهر و اقدامات انگلستان در آنجا انتقاد میکند که بهانهای برای دخالت روسیه در خراسان و سایر مناطق شده است. نویسنده سکوت ملت را عامل بدتر شدن اوضاع میداند و معتقد است دولتیان به دنبال دخالت خارجی هستند. راه حل را در تصرف تهران و دایر کردن مجلس میداند و هشدار میدهد که تعلل در این امر پشیمانی به بار خواهد آورد. در پایان، به خطر ورود نیروهای نظامی خارجی به ایران اشاره میکند و بیان میدارد که ورود هر تعداد قزاق روس، بهانهای برای ورود نیروهای بیشتر از سوی سایر کشورها خواهد شد و به همکاری آلمان، اتریش و عثمانی در مسائل ایران اشاره میکند.
تنها راه استقرار آرامش: اعلام عفو عمومی و تشکیل مجدد مجلس شورا
نامه با تأکید بر مخالفت با آشوب و هرج و مرج و حرمت تعرض به سلطنت شیعه آغاز میشود. سپس به تقصیر مأموران دولتی در تشدید اوضاع تبریز و خرابیهای ناشی از آن اشاره میکند. در ادامه، به بینتیجه بودن شدت عمل و خونریزی اشاره کرده و تنها راه علاج را عفو عمومی و تأسیس مجدد مجلس شورا میداند. در پایان، نویسنده بر هدف خود مبنی بر رفع آشوب، قطع مداخله اجانب و دوام سلطنت تأکید کرده و از مخاطب میخواهد به جای بحث علمی، به اصل علاج بپردازد و آخرین تصمیم خود را صراحتاً اعلام کند تا نویسنده تکلیف خود را بداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تامین امنیت کامل اتباع خارجی مقیم ایران و درخواست بازگشت نیروهای اعزامی روسیه از رشت به بهانه حفاظت از خود
متن با اشاره به انقلابات ایران و اقدامات خائنین دربار در تضییع حقوق مشروطه آغاز میشود. سپس به این نکته اشاره میکند که ملت ایران همواره امنیت و حقوق اتباع خارجی را حفظ کرده و هیچ خسارتی به آنها وارد نشده است. در ادامه، از اقدام دولت روسیه در اعزام نیروهای نظامی به رشت برای حفاظت از اتباع خود، با وجود مراقبتهای ملت ایران، ابراز تأسف میشود. متن تأکید میکند که ملت ایران همچنان به حفظ جان و مال اتباع خارجی متعهد است و انتظار دارد دولت روسیه به عدم لزوم این نیروها پی برده و آنها را بازگرداند.
انتقاد از سکوت و مماطله دولت در برابر درخواستهای مخالفان
متن با اشاره به مذاکره حضوری قبلی آغاز میشود که در آن پیشنهاد شده بود در صورت عدم تمایل به گفتوگو، اصلاحطلبان به انزوا بازگردند، اما پاسخی دریافت نشده است. در ادامه، خطاب به نایبالسلطنه، بر اهمیت جایگاه او در خانواده سلطنت و تکلیفش تأکید میشود و بیان میگردد که زمان بحثهای علمی گذشته و هدف از ورود به مذاکره، نجات مملکت است. سپس به عدم پاسخگویی به درخواستهای ملت و سوق دادن بحث به سمت مجادله توسط عینالدوله اشاره شده و از نایبالسلطنه خواسته میشود که برای نجات مملکت چارهای بیندیشد و اجازه ندهد امور به دست دیگران بیفتد. در پایان، درخواست میشود که اصل مطلب بدون پرده بیان شود و در صورت لزوم با دیگر اشخاص محترم نیز مشورت صورت گیرد تا تکلیف روشن شود.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست گشودن راه آذوقهرسانی به تبریز و نگرانی از سوء استفاده دشمن از جنگ خانگی
درخواستی برای گشودن راه آذوقهرسانی به تبریز مطرح شده و به عدم پاسخگویی به تلگراف قبلی اشاره میشود. نویسنده خود را فردی آزاده و اصلاحجو معرفی میکند که در پی اصلاح امور است و سابقه پاکی در اقدامات خود دارد. سپس به مخاطب یادآوری میشود که در شرایط بحرانی، باید فشار را کاهش داد و به مصلحین فرصت داد. تأکید میشود که حل مشکل تبریز تنها با زور ممکن نیست و ملاحظات سیاسی گستردهتری وجود دارد. هشدار داده میشود که قطع آذوقه و تسلیم شدن مردم، میتواند به سوءاستفاده دشمنان منجر شود و مسئله ناموس دولتی و ملی را به خطر اندازد. در پایان، پیشنهاد میشود که آذوقه آزاد شود و سپس مأموران دولتی و اصلاحطلبان برای حل فتنه همکاری کنند و عقلا از سراسر کشور برای تصمیمگیریهای کلان به پایتخت فراخوانده شوند. نویسنده آمادگی خود را برای همکاری یا سکوت در صورت عدم پذیرش پیشنهادها اعلام میکند و یادآور میشود که همین مطالب را به شاه و نایبالسلطنه نیز عرضه کرده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
اعلام حرکت اعتراضآمیز آخوند خراسانی به ایران
متن، خبر از هیجان عمومی در پی مداخله روسیه در ایران میدهد و اعلام میکند که آیتالله خراسانی و دیگر حجج اسلام قصد حرکت اعتراضی دارند. نگارنده نیز به عنوان مقدمه، عازم بغداد شده است.

اعلام حرکت مراجع و علمای شیعه ایرانی مقیم عراق به ایران در اعتراض به اشغال شمال کشور توسط روس ها
متن با اعلام تعطیلی نماز جماعت و دروس در نجف به دلیل مداخله روسیه در ایران آغاز میشود. در ادامه، خبر آمادگی آیتالله خراسانی و سایر علمای نجف برای حرکت به سمت ایران به منظور اعتراض به این وضعیت اعلام شده و از مخاطب خواسته میشود که این خبر را به تمام مراکز تلگراف کند.
زیانها و مقاصد مشروطیت و تحریم آن
این استفتاء از علمای اصفهان درباره مشروعیت مجلس تشکیل شده در تهران و مفاسد ناشی از آن پرسش میکند. در پاسخ، مفاسد دو سال اخیر مجلس را بیشمار میداند که از جمله آنها رواج مذاهب باطله، اضمحلال اسلام، ترویج محرمات توسط مروجین احکام شرعیه، توهین به صاحب شریعت و ارکان اسلام، توهین به علمای اعلام، ترویج مساوات میان مسلمین و کفار در دیه و قصاص، قتل مؤمنین بدون انتقام، انتشار فحشا و هرزگی، افزایش ظلم و ناامنی، و منع حمل اجناس توسط مردم است. در پایان، اعانت بر برپایی چنین مجلسی را از جهات متعدد حرام و در شرایط فعلی که مجلس از بین رفته، اقامه مجدد آن را با مفاسد بیشتر و حرمت شدیدتر میداند.
نافرمانی از دستورات حکومتی تا گشایش مجدد مجلس شورای ملی و اجرای کامل قانون اساسی
این فتوا با سلام و دعای خیر به برادران ایمانی و متحصنین در سفارت عثمانی و حرم حضرت عبدالعظیم (ع) آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم عدم تمکین از حکومت فعلی تا زمان بازگشایی مجلس شورای ملی و اجرای کامل قانون اساسی تأکید شده است. این عدم تمکین به دلیل جلوگیری از تعدیات ظالمین، سوءاستفاده از بیتالمال، خونریزی، هتک حیثیت، غارت اموال و تخریب بلاد اسلامی است. در پایان، با اتکا به نصرت الهی و تأیید امام زمان (عج)، از متحصنین خواسته شده است که در راه اعاده مشروطیت، رفع اغتشاشات داخلی و جلوگیری از مداخله اجانب و آسایش مسلمانان، از هیچ کوششی دریغ نکنند.

هشدار به مشروطهخواهان نسبت به ترفند گشایش مجدد مجلس شورای ملی و اجرای بدون کم و کاست قانون اساسی
متن با سلام و دعای خیر آغاز میشود و خطاب به علمای تهران، تجار، اصناف متحصن در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و سفارت عثمانی و تمامی عدالتخواهان نوشته شده است. در ادامه، با اشاره به صدمات وارده در راه تقویت اسلام و با استمداد از الطاف حضرت ولی عصر (عج)، بر لزوم پایداری و ثبات قدم در مسیر بازگرداندن مجلس شورای ملی و اجرای کامل و بدون تغییر قانون اساسی تأکید میشود. هشدار داده شده است که مبادا با فریب و حیله، تغییری در قانون اساسی ایجاد شود که با آسایش و اهداف اسلامی در تضاد باشد. متن با سلام و امضای محمدکاظم خراسانی به پایان میرسد.

درخواست از کشورها و مجامع جهانی برای منصرف ساختن روسیه از مداخله در امور ایران
نامهای به پارلمانهای کشورهای متمدن، دولت عثمانی، انگلیس، فرانسه، آلمان، کنفرانس صلح لاهه و مسلمانان هند و قفقاز ارسال شده است. در این نامه، اشاره میشود که در یک سال گذشته، ملت ایران در تلاش برای احیای حقوق ملی خود، به حقوق اتباع خارجی تجاوز نکرده و حتی در شرایط حساس، نجابت خود را نشان داده است. با این حال، دولت روسیه به بهانههای مختلف در امور داخلی ایران مداخله میکند، از جمله در خراسان که مردم به دستور علما برای احقاق حقوق ملی خود تنها به تأسیس انجمن ایالتی بسنده کرده و هیچ آشوبی به پا نکردهاند. با این وجود، روسیه به بهانه حفظ کنسولگری، نیروهای نظامی خود را بیش از حد لازم وارد کرده است. از حافظان حقوق بینالملل و هواخواهان انسانیت درخواست میشود که روسیه را از این اقدام نادرست منصرف کرده و به حفظ حقوق بشر متعهد سازند. همچنین تأکید میشود که مداخله در امور ایران به نفع هیچ دولتی نخواهد بود.
تشکر از اعضای انجمن ایرانی لندن، جهت همدردی و همراهی با مردم ایران برای استقرار مجدد مشروطیت
متن با ابراز خرسندی و امتنان از تلاشهای «انجمن ایرانی لندن» آغاز میشود که با همدردی و همراهی خود، تسلیبخش خاطر پریشان نویسنده از حوادث ظالمانه در ایران بودهاند. در ادامه، به نقش این انجمن در ترقی و آزادی نوع بشر اشاره شده و با استناد به شعر سعدی، بر وظیفه انسانی کمک به یکدیگر تأکید میشود. در پایان، از انجمن درخواست میشود که به شکرانه آرامشی که در سایه مشروطیت دولت انگلیس دارند، مردم مصیبتزده ایران را فراموش نکنند.

ابراز نگرانی شدید از ورود قوای روسیه به داخل کشور
متن با ابراز نگرانی شدید از ورود قوای روسیه به کشور آغاز میشود و این اتفاق را مصیبتی غیرمنتظره و مایه ذلت مملکت اسلامی میداند. در ادامه، به بیاثر ماندن تلاشها برای جلوگیری از این بلا اشاره شده و خبر عبور ۳۵۰ نفر از نیروهای روس از مرز و ادامه لشکرکشی آنها اعلام میشود. نویسنده با بیان اینکه دیگر توان و حواسی برای این جمع باقی نمانده، مسئولیت این زوال را متوجه اولیای امور دانسته و از تصمیم خود برای کنارهگیری و پرداختن به مصیبت وطن سخن میگوید. در پایان، از حاضران در تلگرافخانه تهران درخواست میشود که اگر چارهای دارند، اقدام کنند.
تهدید نیروهای روس به خروج از کشور
این نامه با اشاره به اتحاد اسلامی و اخوت میان دولتهای اسلامی، به تجاوزات نیروهای روس در آذربایجان، خراسان و رشت میپردازد که به بهانه محافظت از اتباع خود و حمایت از اهالی، وارد این ولایات شده و بر مردم سختگیری میکنند. در ادامه، نویسندگان به نمایندگی از مردم ایران، رسماً به اقدامات روسها اعتراض کرده و اعلام میکنند که برای حفظ وطن خود از دفاع ناگزیرند. در پایان، هشدار داده میشود که اگر نیروهای روس به زودی از ایران خارج نشوند، مردم ایران قیام عمومی خواهند کرد و روسیه مسئول تمام خسارات و خونریزیهای احتمالی خواهد بود.
بیم و نگرانی از ورود قوای روسیه به داخل کشور
شعر با خطاب به پادشاه آغاز میشود و او را به شنیدن نصیحت دعوت میکند. در ادامه، کشور به عروسی تشبیه شده که پادشاه داماد آن است و نباید آن را به دست روسها سپرد. روسها اهریمنانی خونخوار توصیف شدهاند که نباید به آنها اجازه ورود و دستدرازی به کشور داده شود، چرا که این کار به تقاضاهای بیشتر و تسلط کامل آنها منجر خواهد شد.
درخواست اعلام مجدد مشروطیت در کشور و گشایش مجدد مجلس شورا و عفو عمومی
درخواست میشود که فرمان حکومتی برای بازگرداندن مشروطیت، تأسیس مجدد مجلس شورای ملی و انتخاب نمایندگان صادر شود. این فرمان باید به تمام نقاط کشور ابلاغ گردد تا خطرات موجود برطرف شود. همچنین، عفو عمومی شامل حال تمام مردم خواهد شد. در ادامه، به پافشاری و لجاجت طرف مقابل اشاره شده است.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست اعلام مجدد مشروطیت و گردآوردن عقلای بیغرض کشور در پایتخت به منظور برون رفت سیاسی
متن با تأکید بر اهمیت مشروطه در قالب قانون و نظامنامههایی که منافی مذهب و صلاح مملکت نباشند، آغاز میشود. در ادامه، نویسنده پیشنهاد میکند که مشروطه به سادگی اعلان شود و همزمان، افراد عاقل و بیغرض از سراسر کشور در پایتخت گرد هم آیند تا به سرعت به مذاکره و رفع مشکلات بپردازند. در پایان، نویسنده با اشاره به وضعیت بحرانی کشور و حضور رقیب در پشت دروازهها، از مخاطب میخواهد که به تلگراف قبلی او توجه بیشتری کند و از عالم الفاظ به عالم معنی وارد شود و به مذاکره و چارهاندیشی بپردازد.
.jpeg&w=3840&q=75)
شرایط مصالحه با محمدعلی شاه؛ بازگرداندن حقوق شهروندی، افتتاح مجلس شورا و اجرای قانون اساسی
درخواستی از سوی ارفعالدوله، کارپرداز ایران در بغداد، به علمای نجف، آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی، مطرح میشود. ارفعالدوله با اشاره به وضعیت بحرانی ایران و خونریزیها، خود را مأمور به برقراری صلح میان دولت و ملت معرفی کرده و از علما میخواهد شرایط این مصالحه را تعیین کنند. در پاسخ، علما هدف ملت از مقاومت را احقاق حقوق، افتتاح مجلس و اجرای قانون اساسی و رفع ظلم اعلام میکنند و بیان میدارند که با تحقق این مقاصد، صلح برقرار خواهد شد و ارفعالدوله در صورت تلاش برای این امر مأجور خواهد بود.


مصالحه با محمدعلی شاه قاجار و عدم تسلیم به متجاوزان روس
تلگراف با تشبیه شاه به پدر و مردم به فرزندان آغاز میشود و بر عدم دخالت بیگانگان در اختلافات داخلی تأکید دارد. در ادامه، متحصنین آمادگی خود را برای تسلیم شدن به شاه و پذیرش هرگونه رفتار از سوی او اعلام میکنند، مشروط بر اینکه راه خواربار باز شود و از ورود سپاهیان روس به خاک ایران جلوگیری به عمل آید. هدف اصلی خود را حفظ وطن و سلطنت میدانند و بیان میکنند که کشته شدن به دست اردوی شاه را بر پیروزی به کمک دولتهای بیگانه ترجیح میدهند. در پایان، با تأکید بر فرمانبرداری خود، از شاه میخواهند که مشروطیت را اعاده کند و در ازای آن، آمادگی خود را برای تأمین هزینهها و جلوگیری از ورود قشون روس اعلام میکنند.

دفاع از مشروطیت و تبعیت از مراجع مشروطهخواه نجف
این نامه با اشاره به تلگراف وزرای دربار، به اشتباهکاریهای آنان در قبال مشروطه اعتراض میکند. نویسندگان با تأکید بر اینکه مردم ایران یاغی نیستند، بلکه خواهان حقوقی هستند که مظفرالدین شاه اعطا کرده و شاه کنونی نیز تأیید نموده، به پیشرفت جهانیان در سایه مشروطه و عقبماندگی ایران در وضعیت فعلی اشاره میکنند. نامه، مشروطیت را هم برای آبادانی دنیا و هم برای آخرت (با توجه به حکم حجج اسلام) ضروری میداند و از شاه میخواهد که با پذیرش مشروطه، نام نیکی از خود به جای گذارد. در پایان، اهالی گیلان بر پایبندی خود به حقوق مشروطه و اجرای احکام مراجع تأکید کرده و از سپهدار به دلیل حفظ امنیت گیلان تشکر میکنند.
شرط موافقت با حاکم خراسان: پذیرش بازگشت مجدد مشروطیت و فعالیت دوباره انجمن ایالتی
این نامه با اشاره به توافق عمومی مردم خراسان بر سر تشکیل انجمن و اجرای مراسم مشروطیت، به حاکم جدید خراسان (نیرالدوله) اعلام میکند که در صورت موافقت با مشروطیت و احکام انجمن، مردم نیز از او حمایت خواهند کرد. در غیر این صورت، حضور او در خراسان جز دردسر و فساد حاصلی نخواهد داشت و بازگشت او به نفع همه خواهد بود. این نامه به نوعی شرط و شروط علمای مشهد برای پذیرش حاکم جدید را بیان میکند.

تخطئه و شماتت حاج شیخ فضلالله نوری و رد هرگونه همکاری با او از سوی علمای خراسان
متن با طرح سؤالی از حجج اسلام آغاز میشود که آیا مشروطه و قوانین آن (مساوات و حریت) با دین اسلام سازگار است یا خیر و تکلیف مسلمانان در قبال آن چیست. در ادامه، پاسخ به این سؤال، با لحنی تند و شماتتآمیز، حاج شیخ فضلالله نوری را مورد خطاب قرار میدهد. این پاسخ، اقدامات نوری را فتنهانگیز، فاسد و خونریزانه توصیف کرده و او را به ننگ طبقه علمیه، دنیافروشی دین و رد احکام مراجع مشروطهخواه متهم میکند. در پایان، به او هشدار داده میشود که از این «فضولیها» دست بردارد تا پرده از کارهایش بیشتر برداشته نشود.
ابراز تشکر از اعطای مجدد مشروطیت توسط محمدعلی شاه قاجار
متن با ابراز شکرگزاری از محمدعلی شاه قاجار به دلیل اعطای مجدد مشروطیت و عفو عمومی آغاز میشود. در ادامه، این اقدام شاهانه به مثابه تابش آفتاب مکرمت و مرحمت توصیف شده و اعلام میشود که مژده این عطیه بزرگ به سرعت به اطلاع مردم رسیده است. نویسندگان بیان میکنند که ملت در حال حاضر در حال دعا برای شاه هستند و فردا دستخط همایونی به شهر برده خواهد شد تا مردم از آن مطلع شوند و آثار رحمت الهی آشکار گردد. متن با دعای خیر برای پادشاه و دوام سایه او بر مردم و کشور به پایان میرسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
مقابله با محمدعلی شاه تا پذیرش انعقاد مجلس شورا توسط او
متن با سلام و دعای خیر به برادران ایمانی، وکلای انجمن منجیل، مقامات و عموم مردم آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم تشکیل مجلس شورای ملی مطابق قانون اساسی و متمم آن تأکید شده و پرداخت مالیات به دولت غاصب، در صورت عدم تشکیل مجلس و حضور نمایندگان ملت برای جلوگیری از ظلم و فساد، به منزله یاری رساندن به یزید و ابنزیاد و محاربه با امام عصر (عج) تلقی میشود. در پایان، با توکل به خداوند و توسل به امام زمان (عج)، از همت و غیرت اسلامی مخاطبان برای حفظ مملکت اسلامی از تاخت و تاز دولتی، جلوگیری از دخالت بیگانگان و یاری رساندن در افتتاح دارالشورا و اجرای قانون اساسی، درخواست کمک و همکاری میشود.

فشار و اخطار روسیه و انگلستان به محمدعلی شاه قاجار برای بازگرداندن مشروطیت
متن با روایت ملاقات نگارنده با عینالدوله در تلگرافخانه آغاز میشود. در این ملاقات، تلگرافی از شاه ارائه میشود که حاوی لایحهای از سفیران انگلیس و روس به محمدعلی شاه است. این لایحه به شاه هشدار میدهد که چهار ماه پیش به او تکلیف شده بود که مشروطه را به ملت ایران بدهد و اکنون صراحتاً اعلام میکنند که اگر مشروطه را بازنگرداند، هیچ همراهی و مساعدتی از سوی آنها نخواهد بود. در پایان، نگارنده در پاسخ به درخواست عینالدوله، تنها راه چاره را اعطای مشروطه عنوان میکند و عینالدوله نیز با وجود عدم تمایل شخصی به مشروطه، بقای تاج و تخت را در گرو آن میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
ورود قوای روسیه به تبریز و اعلام مراجعت به آن شهر
متن با اشاره به دریافت تلگرافی مبنی بر ورود قزاقهای روس به تبریز و اصرار بر بازگشت به شهر آغاز میشود. نویسنده با بیان اینکه اقامت در باسمنج در این شرایط نامناسب است، اعلام وداع میکند. در ادامه، به خدمات خود به دولت و ملت اشاره کرده و از اینکه نتوانسته از وقوع اتفاقات ناگوار جلوگیری کند، ابراز تأسف و ناامیدی میکند. متن با سوگند به خدا و ابراز یأس از عدم توجه به فریادهایش و با جملاتی حاکی از وداع با زهد، تقوا، عقل و دین به پایان میرسد.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست از محمدعلی شاه برای حضور در تبریز جهت بیرون راندن قوای روس
این تلگراف به محمدعلی شاه و صدراعظم او ارسال شده است. در ابتدا، نویسندگان به عدم موافقت صدراعظم با بازگشتشان به شهر تبریز اشاره میکنند، اما با وجود این، به دلیل شرایط بحرانی و ورود نیروهای قزاق روس به تبریز، تصمیم به بازگشت به شهر میگیرند. در ادامه، تلگرافی از انجمن ایالتی تبریز و اجلالالملک نقل میشود که در آن از نویسندگان خواسته شده است به دلیل حضور نیروهای روس و نگرانی اهالی، فوراً به تبریز بازگردند تا مایه آرامش و قوت قلب مردم باشند. در پایان، نویسندگان اعلام میکنند که با توجه به وضعیت موجود و تأکیدات، صلاح را در بازگشت به شهر میبینند و صبح روز بعد به تبریز عزیمت خواهند کرد تا در خدمت باشند.
.jpeg&w=3840&q=75)
اعلام استقرار مجدد مشروطیت و عفو عمومی توسط محمدعلی شاه و تشکر از زحمات آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی در حمایت از مشروطه خواهان
متن با خطاب به آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی آغاز میشود. در ادامه، به پذیرش اعاده مشروطیت توسط شاه و صدور عفو عمومی اشاره شده و این اقدام به منزله دمیدن روح تازه در کالبد شهر توصیف میگردد. در پایان، از مساعدتهای ویژه این دو عالم در حمایت از مشروطهخواهان تشکر و قدردانی میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
تایید ناچارانه مصالحه محمدعلی شاه با مخالفان
متن با ابراز امیدواری به نتایج مثبت زحمات مخاطب آغاز میشود. سپس به این نکته اشاره میکند که هرکس برای طرح رأی آمده، آن را پسندیده و برای همراهی رفته است. در ادامه، بر اهمیت حفظ اساس اسلام تأکید شده و بیان میشود که خروج یک یا چند نفر به عموم ضرری نمیرساند. در پایان، اشاره میشود که پس از انعقاد صلح عمومی، چارهای جز پیوستن به عموم نیست.

اعلام موافقت با مذاکره دولت برای حل امور کشور
متن با اشاره به بحثهای اولیه پیرامون مذاکره با دولت مرکزی در تهران آغاز میشود. نویسنده به نگرانیهایی اشاره میکند که مبادا اعزام هیئت از تبریز به تهران، به معنای ضعف ملت تعبیر شود. او پیشنهاد میکند که برای رفع این سوءتفاهم، تلگرافی به انجمن سعادت اسلامبول ارسال شود تا از طریق روزنامهها اعلام کنند که این اقدام صرفاً برای مذاکره است و نه تسلیم. در ادامه، نویسنده به نقش شخصی خود در این مذاکرات اشاره میکند و بیان میدارد که دیگران از اقدامات او مطلع بودهاند اما دخالتی نمیکردند. او تأکید میکند که خود را فرستاده ملت نمیداند و از مخاطبان میخواهد که همین مضمون را به اطراف و اسلامبول تلگراف کنند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تأکید بر حفظ امنیت اتباع خارجی مقیم بوشهر و تضمین برداشت مطالبات آنها
این تلگراف به انجمن سعادت اسلامبول، بر لزوم حفظ امنیت راهها، دریانوردان، پست و به ویژه اتباع خارجی مقیم بوشهر تأکید میکند. همچنین، پرداخت اقساط مربوط به محاسبات انگلیسیها که در دفتر گمرکات بنادر ثبت شده، مورد توجه قرار گرفته است. در پایان، از انجمن خواسته شده تا به آقای سید مرتضی اهرمی در بوشهر تلگراف کرده و از مراجع عتبات عالیات نیز بخواهند که در این خصوص تلگراف ارسال کنند.
زمینه چینی برخی مشروطه خواهان تندرو برای ورود نیروهای انگلیسی به بوشهر
این مکاتبه با انجمن ولایتی بوشهر، بر وجوب استقلال مشروطیت و پرهیز از خودخواهی تأکید میکند و آن را عامل کشتار مردم میداند. در ادامه، به حبلالمتین گزارش داده میشود که پس از فتح، تجار مستبد با تحریک مجاهدین، باعث غارت چند دکان شدهاند. انگلیسیها با دستاویز قرار دادن این غارت، گمرک را تصرف کرده و متصدی نظم شدهاند. همچنین، امیرپنجه با حمایت تجار مستبد که موافق اصلاحات انگلیسیها هستند، به این وضعیت دامن میزند و منتظر دریابیگی هستند. در پایان، از مخاطب خواسته میشود که به هر طریق ممکن برای مقابله با این وضعیت اقدام کند.

تمجید از نقش مؤثر آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی در پیروزی مجدد مشروطیت
این شعر با ستایش از دو مرجع تقلید نجف، آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی، آغاز میشود و آنان را حامیان شرع و دین معرفی میکند. در ادامه، به نقش این دو عالم در برقراری مشروطه و مهار ظلم اشاره دارد و بیان میکند که با استقرار مشروطه، استبداد از بین رفت. در پایان، از میرزا محمدولی خان تنکابنی به عنوان سپهدار و معمار قانون عدل تمجید میکند و او را مایه زینت و زیبایی مشروطه میداند.
مدح رهبران مجاهدین مشروطه خواه گیلانی و تبریزی
این قصیده با ستایش مشروطه و آرزوی دوام آن آغاز میشود و به نقد استبداد و مفسدان میپردازد. در ادامه، با استفاده از تمثیلها و استعارات، به پیروزی عدالت و مشروطهخواهی بر ظلم و استبداد اشاره میکند و از تغییر اوضاع به نفع مشروطه سخن میگوید. سپس، با تأکید بر پایان دوران استبداد و جهل، به ستایش رهبران مشروطهخواه گیلانی و تبریزی، به ویژه ستارخان و باقرخان، میپردازد و شجاعت و غیرت آنان را در برقراری عدالت و آزادی میستاید. قصیده با تکرار مصرع «کار مشروطه تا نظام گرفت، مستبد حصبه و جذام گرفت» به پایان میرسد.
بشارت پیروزی مجدد مشروطه و مدح رشادت مجاهدین مشروطه خواه
این شعر با لحنی امیدوارکننده و حماسی، ملت ایران را به صبر و پایداری در برابر سختیها و ظلم دوران استبداد صغیر فرا میخواند. در ابتدا، با الهام از داستان یوسف و کنعان، نوید بازگشت روزهای خوش و پیروزی مشروطه را میدهد. سپس، به توصیف و ستایش مجاهدان مشروطهخواه، به ویژه «شیر گیلان» (احتمالاً اشاره به ستارخان یا یکی از رهبران گیلانی) میپردازد و شجاعت و نقش آنان در احیای ایران را برجسته میکند. در ادامه، به نقش قفقازیها در پیروزی مشروطه اشاره کرده و از اتحاد و حریت سخن میگوید. در بخش پایانی، به سرنوشت شوم مستبدان و دشمنان ملت اشاره کرده و با دعا برای مجاهدان و نفرین بر بدخواهان، خواستار ظهور مهدی (عج) برای پایان دادن به فتنهها میشود. تکرار مصرع «کار مشروطه تا نظام گرفت مستبد حصبه و جذام گرفت» در پایان هر بند، بر پیروزی نهایی مشروطه و نابودی استبداد تأکید دارد.
درخواست برگزاری انتخابات و تشکیل مجدد مجلس شورا
متن با تقدیم عرایض به شاه آغاز میشود و به مظلومیت ملت ایران در راه اعاده حق مشروع خود و اجرای قانون اساسی اشاره میکند. سپس به دستخط شاهنشاهی که وانمود میکند دولت ایران مشروطه نبوده و به تازگی مشروطیت اعطا شده، اعتراض میکند و یادآور میشود که ایران به یادگار شاه پیشین به مشروطیت معرفی شده و ملت با خون خود قانون اساسی را تحصیل کرده است. در ادامه، بر تطبیق مواد قانون اساسی با موازین شرع تأکید شده و تغییر آن را خلاف مسلمانی میداند. در پایان، با اشاره به اینکه تمام دنیا اجرای مشروطیت و افتتاح مجلس را راه حل مشکلات ایران میدانند، از شاه درخواست میشود که با فرمانی ملوکانه، دستور انتخابات بر طبق قانون اساسی و تشکیل مجلس را صادر کند.


رد درخواست حاج شیخ فضل الله نوری و تأکید بر استقرار مجدد مشروطیت در کشور
این متن با استناد به حدیثی از امام زمان (عج) مبنی بر رجوع به راویان احادیث در حوادث واقعه، از حجج اسلام و مروّجین احکام میپرسد که آیا مشروطیت و قوانین مساوات و حریت آن با دین اسلام سازگار است یا خیر و تکلیف مسلمانان در ابقا یا از بین بردن آن چیست. در پاسخ، تأکید میشود که اصلاح آشوب و اداره امور کشور تنها با مساعدت و موافقت با ملت و اقامه مشروطیت ممکن است و در غیر این صورت، باید از خراسان و رعیت چشم پوشید.
تأکید بر استقرار مجدد مشروطیت در کشور
سوالی از علمای نجف اشرف درباره تکلیف شرعی در قبال وعدههای افتتاح پارلمان و تجارب گذشته مطرح شده است. در پاسخ، فتوایی از محمدکاظم خراسانی صادر شده که به شرایط ملت مصر و انجمن وفاق دولتی اشاره دارد.

اعلام حمایت از علمای متحصن در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)
متن با دعای خیر برای وجود مسعود عالی آغاز میشود که حامی اسلام و مسلمین است. سپس به دریافت نامهای از آستانه حضرت عبدالعظیم (ع) اشاره میکند و از اقدامات انجام شده برای اعتلای کلمه اسلامیه ابراز مسرت و تشکر میکند. در ادامه، نویسنده از صمیم قلب برای جناب مستطاب و پیروان ایشان در این مقصد شریف، قوت و نصرت الهی را استدعا میکند و بر همراهی همهجانبه با عدالتخواهان تا آخرین نفس تأکید میورزد. در پایان، از خداوند طلب توفیق و از مخاطب التماس دعای مخصوص دارد و متدینین غیور تهران را به امتثال اوامر شریفه و ریشهکن کردن مواد فساد تشویق میکند.

لزوم اعلام مجدد مشروطیت جهت ایجاد آرامش در کشور
متن با ابراز تعجب از حضور افراد مغرض در اطراف شاه و تلاش آنها برای ایجاد هرج و مرج در کشور آغاز میشود. در ادامه، به تأثیرات گسترده خونریزیهای ناحق در زاویه حضرت عبدالعظیم در عتبات و سایر ولایات اشاره شده و تأکید میشود که این خونریزیها تنها با اعطای مجدد مشروطیت قابل جبران است. در پایان، به این نکته اشاره میشود که در غیر این صورت، تکلیف نویسنده مشخص خواهد بود.

خبر اعزام دریابیگی به حکومت بوشهر و تعیین شرح وظایف او و انجمن ایالتی بوشهر و همکاری آنها با یکدیگر جهت برقراری امنیت در آنجا و رفع تهدید از نیروهای انگلیسی و اخراج آنان از بوشهر
این نامه با سلام به انجمن ولایتی، علما، امرا، خوانین و تجار بوشهر آغاز میشود. در ادامه، به اعزام دریابیگی به عنوان حاکم منتخب ملی اشاره شده و وظایف او و انجمن ولایتی بوشهر در برقراری امنیت عمومی و اخراج نیروهای انگلیسی از منطقه تشریح میشود. تأکید شده که برقراری امنیت کامل، حفظ استقلال مملکت و دین و دنیای مسلمین را تضمین میکند و مخالفت با آن به منزله محاربه با امام زمان و منافی با مسلمانی است. در پایان، از عموم مسلمین خواسته شده تا با تلاش برای حفظ امنیت و عدم تعرض به جان و مال افراد، از بهانهجویی اجانب جلوگیری کرده و ملت ایران را سربلند سازند.

توهین و تخریب وجهه علمای مخالف مشروطه و نقش تقی زاده در آن ماجرا
رفتار برخی علما در گذشته و مداخلات رؤسای روحانیون، باعث تنفر عمومی شده بود. در دوره مشروطه، علمای مخالف مشروطه منفور عامه شدند، در حالی که علمای موافق مشروطه مورد حمایت مردم بودند. برخی افراد که مخالف کلیت علما بودند، به تخریب وجهه آنها میپرداختند. تقیزاده پس از ورود به تبریز، ابتدا با نگارنده مراوده داشت، اما پس از مدتی ارتباط خود را قطع کرده و به تخریب نگارنده پرداخت. او در غیاب نگارنده، با کمک افرادی چون میرزا اسماعیل نوبری و شیخ محمد خیابانی، اقدام به شایعهپراکنی علیه نگارنده و ارسال گزارش به نجف کرد. پس از بازگشت نگارنده، تقیزاده از ملاقات با او خودداری کرده و با استفاده از تلگرافخانه و جلب حمایت برخی افراد مانند میرزا محمدرضای مساوات، به فعالیتهای خود ادامه داد. نگارنده به اجبار به تلگرافخانه برده شد و شاهد مکاتبات پنهانی تقیزاده بود. در یک مورد دیگر، فرمانفرما نگارنده را به تلگرافخانه احضار کرد، اما خود با تأخیر و با حالتی از انزجار حاضر شد.
.jpeg&w=3840&q=75)
اثبات مشروعیت نظام مشروطه
تردید و بدگمانی نسبت به وعدههای دربار و دولت در استقرار مجدد مشروطیت
متن با ابراز امیدواری اولیه به بازگشت مشروطیت و وعدههای دربار آغاز میشود. سپس به ناامیدی از عدم تحقق وعدهها و تضییقات در تبریز اشاره میکند که منجر به تحصن برخی رهبران شده است. همچنین، از واگذاری حکومت ولایات به افراد غیرمطلوب و بیتوجهی به درخواستهای مردم قزوین برای سپهدار اعظم گلایه میشود. در پایان، از هیئت وزرا خواسته میشود تا به وضعیت ملت توجه کنند و تلگرافی به شاه و وزرا ارسال شده و از مخاطبان خواسته میشود تا این تلگراف را به اطلاع علما و خوانین بختیاری برسانند.
درخواست از خوانین و مردم لارستان جهت استقرار مجدد مشروطیت و همراهی با سید عبدالحسین لاری
این نامه با خطاب به خوانین و مردم لارستان، از وضعیت نامساعدی که ظالمین و مخالفین شریعت برای حجتالاسلام سید عبدالحسین لاری و مؤمنین آن منطقه ایجاد کردهاند، ابراز نگرانی میکند. در ادامه، با توجه به شرایط ایران و مخالفت سلطان، حمایت از ملت اسلام در احقاق حقوق مشروطیت و تقویت و همراهی با سید عبدالحسین لاری را لازم و دارای اجر مجاهدین فی سبیلالله میداند و مخالفت با ایشان را در حد شرک به خداوند قلمداد میکند.


شرط مصالحه کامل دولت و ملت
متن با اشاره به لزوم پایان دادن به مناقشات دولت و ملت آغاز میشود و علت اصلی خونریزیها و خسارات وارده به ملت را تجاوز به قانون اساسی میداند. در ادامه، بر اهمیت حفظ قانون اساسی اولیه تأکید میشود که به مثابه خونبهای جانفشانیهای مردم است. سپس، به نقش عوامل خارجی در انهدام پارلمان و تلاش برای کسب امتیازات ویرانکننده برای ایران اشاره شده و هشدار داده میشود که تبدیل قانون اساسی منجر به تشکیل پارلمانی ضعیفتر از دومای روسیه خواهد شد و احکام پیشین مراجع در مورد مشروطیت و قانون اساسی را باطل میکند. در پایان، ابراز تأسف میشود که مستبدین هنوز به عواقب وخیم اقدامات خود پی نبردهاند و امید میرود که رجال خیرخواه با جلوگیری از دخالت اجانب، حقوق ملت را بازگردانند.
عدم تأمین جانی مشروطهخواهان
این تلگراف با اشاره به تلاشهای یکساله مشروطهخواهان برای حفظ استقلال وطن و فداکاریهای صورتگرفته، به اعلام مشروطیت و اجازه افتتاح پارلمان از سوی دولت پس از تجدید کابینه اشاره میکند. با وجود این اعلام، مشروطهخواهان به محض اطمینان از نمایندگان دولتهای روس و انگلیس، خلع سلاح کرده و منتظر اجرای وعدهها شدند. اما با نظامی شدن حکومت تهران، توقف مجامع و پناهنده شدن برخی مشروطهطلبان، امیدها به یأس تبدیل شده است. در پایان، هیئت مشروطهطلبان قزوین اعلام میکند که از این پس برای حفظ جان و مال برادران خود و استقلال وطن از هیچ تلاشی فروگذار نخواهند کرد و هر اتفاقی بیفتد، تقصیر درباریان است.
درخواست فوری از سرداران نیروهای مشروطهخواه برای حرکت به سوی تهران و تمهید مقدمات استقرار مجدد مشروطیت
این تلگراف با خطاب به انجمن سعادت اسلامبول، از سرداران ملی درخواست میکند که به سمت تهران حرکت کرده و مقدمات استقرار مجدد مشروطیت را فراهم آورند. در این پیام، فجایع وارده بر ملت مظلوم، ناشی از درباریان مفسد دانسته شده و بر لزوم اجرای بدون تغییر قانون اساسی و انتخابات، و عدم تفرقه قوای ملت پیش از اتمام عملیات تأکید شده است. هشدار داده میشود که در غیر این صورت، بیم فریبکاریهای صعبالعلاج وجود دارد.
مواضع انقلابیون در برابر پیشنهادات محمدعلی شاه
متن با اشاره به فرمان محمدعلی شاه و الفاظ شیرین آن آغاز میشود، اما بلافاصله به عدم اطمینان نسبت به این فرمان به دلیل سابقه بدعهدیهای گذشته و تناقض فرامین پیشین اشاره میکند. سپس، نویسنده به بررسی دلایل صدور این فرمان میپردازد و نقش فشار دولتین روس و انگلیس و همچنین قیامهای مردمی را تحلیل میکند. در ادامه، بر لزوم عدم اتکا به صرف فرمان و وزرای مشروطهخواه تأکید شده و قوای قهریه ملی به عنوان تنها ضامن بقای سعادت ملت معرفی میشود. در پایان، متن به اهمیت حفظ رؤسای ملی و عدم پایان یافتن انقلاب با صدور این فرمان اشاره کرده و بر لزوم تشکیل مرکزی از دانایان باسیاست برای پیشبرد اهداف ملی و دقت در قانون انتخابات جدید تأکید میکند.
ادامه پیشروی اردوی نظامی مشروطهخواهان شمال و جنوب تا براندازی سلطنت محمدعلی شاه
این نامه با نفرین بر مفسدین و مغرضین آغاز میشود که ریشه مشروطیت را میزنند و عامل تعویق امور ملی و خرابی وطن هستند. سپس بر لزوم حرکت اردوی اصفهان و اردوی شمال به سمت تهران برای براندازی استبداد تأکید میکند و برنامهای چهار مادهای برای این اردوها ارائه میدهد که شامل تأمین مشروطه، حفظ امنیت اهالی و بیطرفان، احترام به سفرا و اتباع خارجی، و برخورد با مخالفان اردو به عنوان دشمن ملت است. در ادامه، از مخاطب میخواهد که صمصامالسلطنه را به حرکت ترغیب کند و تأکید میکند که اکنون بهترین زمان برای حرکت است، زیرا دول خارجی نیز از ستمکاری محمدعلی شاه آگاهند و منتظر حرکت این اردوهای آزادیخواه هستند. نامه با ستایش از حس ملیت و وطندوستی مخاطب و درخواست از خداوند برای موفقیت او در راه عزت ایران و ایرانیان به پایان میرسد.
ابراز تشکر از برچیده شدن مشروطیت و جلوگیری از تجدید آن
متن با طرح پرسشی از مجتهدین درباره سازگاری مشروطه با دین اسلام و قوانین شرع آغاز میشود. سپس، با ابراز شکرگزاری از برچیده شدن مشروطیت و بازگشت اسلام، به شاهنشاه گزارش میدهد که با وجود این موهبت، عدهای مفسد همچنان به اشاعه اغراض باطله مشغول هستند. در پایان، درخواست میشود که برای جلوگیری و ریشهکن کردن این افراد، اوامر ملوکانه صادر شود.
دستورالعمل به سپهدار اعظم در برخورد با مخالفان مشروطه، اعم از روحانی و درباری
این تلگراف با ستایش از مخاطب به عنوان حافظ حقوق ملی و وطن اسلامی آغاز میشود. سپس به دریافت تلگراف قبلی مخاطب و ارسال پاسخ مفصل اشاره میکند که بر لزوم حفظ قوای ملی، مجازات مفسدین (اعم از روحانیون بیدین و درباریان وطنفروش)، جلوگیری از مداخله بیگانگان و عدم پذیرش ضمانت مشروطیت از همسایگان تأکید داشته است. در ادامه، چهار نکته اساسی برای مراقبت فوری مطرح میشود: اول، جلوگیری کامل از مداخله بیگانگان و اخراج قوای روسی؛ دوم، سلب قوای استبدادی و واگذاری قوای نظامی، مالی و ارتباطی به دولت؛ سوم، حفظ قوای ملی و حضور ارتش ملی در تهران برای امنیت و آزادی نمایندگان و وزرای مشروطهخواه؛ و چهارم، مجازات مفسدین اصلی از جمله روحانیون و درباریان خائن و همچنین اشرار آذربایجان. در پایان، به ارسال تلگرافات قبلی از بغداد و اسلامبول اشاره شده و انتظار برای دریافت اخبار و مکاتبات آتی ابراز میشود.


ملامت بست نشستن برخی از تبریزیها در کنسولگری روسیه
متن با گلایه از جهالت عمومی و پناه بردن برخی از ملاکان تبریز به کنسولگری روسیه آغاز میشود. در ادامه، نویسنده به شایعاتی مبنی بر حمله کنسول روس به منزلش و غارت اموالش اشاره میکند و آنها را تکذیب میکند. سپس، نگرانی خود را از دستگیری حاج محمود و خواهرزادهاش یوسف توسط کنسول روس ابراز میدارد و با وجود اینکه پیشتر آنها را از این اقدامات منع کرده بود، از عواقب آن ابراز تأسف میکند. در پایان، نویسنده بر بیطرفی خود در این آشوبها تأکید میکند و شایعاتی که او را درگیر این مسائل نشان میدهند، رد میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
ابراز نگرانی از تجاوز روسها به شمال کشور و کسب تکلیف شرعی از مراجع
این نامه با اشاره به اخبار نگرانکننده از تبریز و دخالت بیگانگان و پناهندگی اجباری برخی از مردم به کنسولگریهای خارجی، اضطراب عمومی ملت را بیان میکند. در پایان، از مراجع تقلید درخواست میشود که تکلیف شرعی را در این شرایط به سرعت مشخص کنند.
ابراز نگرانی از ورود نیروهای روسی به تبریز و تعیین تکلیف مردم
این نامه با ابراز نگرانی شدید از اخبار تبریز و دخالت بیگانگان در امور داخلی، به ویژه ورود نیروهای روسی، آغاز میشود. نویسندگان با اشاره به اضطراب عمومی ملت و دفاع مردم از خود، از مراجع تقلید درخواست میکنند تا تکلیف شرعی مردم را در این شرایط بحرانی به سرعت مشخص کنند. در پایان، نام جمعی از علما به عنوان نگارندگان نامه ذکر شده است.
ابراز نگرانی و کسب اطلاع از وقایع تبریز
جمعی از علمای قم با ارسال نامهای به سعدالدوله، رئیسالوزرا، نگرانی عمیق خود را از اخبار ناگوار تبریز و مداخله بیگانگان ابراز میکنند. آنان با اشاره به اجتماع در منزل تولیتمدار و حضور خود در آن، خواستار کسب اطلاع از حقیقت وقایع و اقدامات دولت برای دفع مضرات و جلب منافع ایران میشوند.
شرایط امکان مصالحه میان مشروطهخواهان و محمدعلی شاه و تبیین سیاست ریاکارانه روسیه و انگلستان
این تلگراف در پاسخ به سفارت انگلیس، ضمن ابراز امتنان از تلاشهای خیرخواهانه دولتین انگلیس و روس برای اعاده مشروطیت، به تبیین ریشههای اغتشاشات ایران میپردازد. تأکید میشود که این انقلابها ناشی از تلاش ملت برای دستیابی به آزادی و حقوق ملی و حرص درباریان بر غصب حقوق است. ملت ایران وفاداری خود را به سلطنت اعلام کرده و تنها خواهان استحکام مشروطیت، طرد فتنهگران و جلوگیری از خیانت درباریان در آینده است. همچنین، حفظ استقلال وطن از اهم تکالیف دینی مسلمانان دانسته شده و مداخله دول خارجی و لشکرکشی به ایران، عامل اصلی انقلاب و هیجان ملت معرفی میشود. در پایان، از دولتین انگلیس و روس درخواست شده تا با رعایت عدالت و حق همسایگی، از پایمال کردن احساسات ملت ایران خودداری کرده و نیروهای نظامی خود را از ایران خارج کنند، همانگونه که انگلیس نیروهای خود را از بوشهر بازگرداند.


لزوم جانفشانی در راه حفظ استقلال کشور در برابر تجاوز روسیه
متن با ابراز خرسندی از غیرت و حمیت مخاطبان آغاز میشود. سپس بر لزوم آمادگی همه مسلمانان برای جانفشانی تا آخرین قطره خون در راه حفظ وطن اسلامی تأکید میکند. در ادامه، از مخاطبان میخواهد که سفرای دولتهای بزرگ را از این عزم آگاه سازند و با اطلاعرسانی متقابل، اقدامات مجدانه و علمی انجام دهند. در پایان، نگارنده آمادگی کامل خود را برای همکاری و انتظار برای دریافت اطلاعات بیشتر اعلام میکند.

اعلام موافقت کامل محمدعلی شاه با قانون اساسی مشروطه
متن با خطاب به اعضای انجمنهای ایالتی و ولایتی و عموم مردم آغاز میشود. هدف از این اعلامیه، بشارت و اطمینانبخشی به مردم در خصوص موافقت محمدعلی شاه با قانون اساسی مشروطه است. در ادامه، به صدور دستخط جدیدی از سوی شاه اشاره میشود که ابهامات دستخطهای قبلی را رفع کرده و بر عدم تعطیلی مشروطیت مطابق ۱۵۸ اصل قانون اساسی تأکید دارد. این دستخط پس از درخواست کمیته و با همراهی هیئت وزرا صادر شده و اعضای کمیته به حضور شاه رسیده و آن را دریافت کردهاند. در پایان، ابراز امیدواری میشود که با عنایت شاه و توجه ملت، سعادت و پیشرفت کشور در سایه توجهات اولیای اسلام و پیروی از قوانین مشروطیت و حصول اتحاد و اتفاق میسر گردد.

درخواست بازگشت دریابیگی به بوشهر و استقرار مشروطیت در آن سامان
نامهای به دریابیگی بوشهر نوشته شده است که در آن از تعویق حرکت او به بوشهر ابراز تأسف شده و از او خواسته شده است که به عنوان حاکم منتخب ملی، هرچه سریعتر به بوشهر بازگردد. تأکید شده است که بازگشت او باید به منظور استقرار حکومت مشروطه عادله و امنیت عمومی باشد تا موجب سربلندی ملت در برابر بیگانگان شود. همچنین اشاره شده است که به کنسول انگلیس در بغداد نیز اطلاع داده شده که دریابیگی به عنوان حاکم منتخب ملی به بوشهر خواهد رفت و انتظار میرود قبل از ورود به بوشهر، انجمن ولایتی را در بصره افتتاح کند. از او خواسته شده است که ترتیبات لازم برای اداره امور مالی، پرداخت بدهیها و کمک به تبریز را فراهم آورد. در پایان، ابراز امیدواری شده است که با حضور سید اسدالله خرقانی، اتحاد بین طبقات مختلف مردم فراهم شده و صلاح بوشهر به دست او و سید اسدالله خرقانی تأمین گردد.

مقصر بودن مشروطهخواهان و طرفداران دربار و دولت در ایجاد نزاع طرفین و انتخاب نمایندگان شایسته و آگاه در مجلس آینده
فرمان جدید محمدعلی شاه مایه امیدواری ملت است، اما این فرمان تنها حقوق اولیه ملت را بازگردانده است. باید بررسی شود که چگونه این حقوق از ملت سلب شد و چه راهکاری برای جلوگیری از تکرار آن لازم است. بخشی از قصور متوجه ملت است که وکلای نالایق را انتخاب کردند که نه حقوق ملت و نه حقوق دولت را میشناختند و باعث سقوط کشور به وضعیت فعلی شدند. با وجود خدمات معدود وکلای با دانش، اکثریت نالایق بودند. اکنون که موکلین و داوطلبان وکالت به اهمیت جایگاه خود پی بردهاند، وظیفه انجمنهای ولایتی و ایالتی است که وکلای کاردان، وطنخواه و آگاه به حقوق ملی را انتخاب کنند. وظیفه وکلا نیز این است که با دقت مراقب امور باشند تا از تکرار بدبختیهای گذشته جلوگیری شود. وکالت در این دوره بسیار مهمتر از دوره اول است و باید شالوده را با انتخاب وکلای صحیح و با دانش در انجمنهای ایالتی و ولایتی محکم کرد. این انجمنها باید مراقب اقدامات دولتیان باشند و هرگونه تخلف را سد کنند. همچنین باید افراد لایق را برای وکالت به ملت معرفی کنند تا حقوق ملی حفظ شود.
دلجویی و تمجید از همسر غیاث نظام به دلیل میهن دوستی او
انجمن ایالتی گیلان در پیامی تلگرافی، ضمن ابراز تأسف از قتل سالارحشمت، با ورثه او ابراز همدردی میکند. در ادامه، از اقدام شجاعانه همسر سالارحشمت در رد پیشنهاد کنسول روسیه برای برافراشتن پرچم بیگانه بر سرایشان، تمجید و تحسین به عمل میآورد. این اقدام را نشانه وطنپرستی و مردانگی دانسته و از عموم وطنپرستان و مجاهدین میخواهد که قدر این همت بلند را دانسته و با محبت، از آلام بازماندگان بکاهند.
لزوم عفو و اغماض و صبر در برابر ناملایمات
متن با تشکر از تبریک ورود نگارنده آغاز میشود. سپس، بر لزوم اتحاد و اتفاق میان مؤمنین تأکید شده و توصیه میشود در برابر ظلم و شرارت، عفو و اغماض پیشه کنند و صبر را شیوه خود قرار دهند. در ادامه، با استناد به آیه قرآن، بر یاری جستن از صبر و نماز و عدم غفلت از یاد خدا، به ویژه در ایام فتنه، تأکید میشود. از مخاطبان خواسته شده است که برای فرج امام زمان (عج) دعا کنند و از اغتشاش و بلوا دوری گزینند. در پایان، توصیه شده است که جوانان و افراد ناآگاه را به دوری از نزاع و رفتار برادرانه نصیحت کنند و از اوامر حاج شیخ جلیل اطاعت نمایند.
گزارشی از وضع مشروطهخواهان ایرانی در اسلامبول و نجف و ایران پس از استقرار مشروطیت
گزارش با دعای خیر برای مخاطب آغاز میشود. سپس به وضعیت آشفته بلاد مسلمین، به ویژه آذربایجان، و کشتار و غارت اموال مردم اشاره میکند. نویسنده از اجتماع مردم اسلامبول در مسجد جامع و ارسال تلگرافهای متعدد به مراجع نجف (آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی) خبر میدهد که در آنها از علما به دلیل عدم همراهی در نجات مسلمانان انتقاد شده و از آنها خواسته شده است که برای نجات مردم ایران از دست محمدعلی میرزا اقدام کنند. همچنین به تلگراف مراجع به سلطان عبدالحمید عثمانی برای تشکر از اعلان مشروطیت و درخواست رفع ظلم محمدعلی میرزا اشاره شده است. در ادامه، نویسنده به اقدامات دولت عثمانی در راستای آزادی و ترقی مملکت و اصلاحات اداری و مالی اشاره میکند و آن را با وضعیت ایرانیان مقیم خارج که به دلیل نفاق و شقاق به ذلت افتادهاند، مقایسه میکند. در پایان، به تلاش طلاب آذربایجان برای گرفتن امضای سید محمدکاظم یزدی پای تلگرافی خطاب به محمدعلی میرزا برای درخواست رفع ظلم و تأمین امنیت اشاره میشود، اما یزدی از امضای آن خودداری کرده و شرط امضا را دست کشیدن مردم آذربایجان از مشروطه اعلام میکند. نویسنده با ابراز تأسف از این اختلافات و نفاق، برای هدایت و رستگاری بندگان خدا دعا میکند.
عدم پذیرش قول محمدعلی شاه مبنی بر پذیرش مشروطیت و اجرای قانون اساسی
در تاریخ ۲۸ ربیعالثانی ۱۳۲۷ ق، یمینالممالک، ایلچی بغداد، با هدف متقاعد کردن علمای نجف به پذیرش مشروطیت و امضای قانون اساسی توسط محمدعلی شاه، به نجف سفر کرد. او تلگرافی از شاه مبنی بر اعلان مشروطیت و اجرای قانون اساسی را به علما ارائه داد و از آنان خواست تا با ارسال تلگراف به سراسر ایران، مردم را به آرامش دعوت کنند. با وجود تلاشهای فراوان یمینالممالک و برخی دیگر، علمای نجف به دلیل عدم اطلاع از وضعیت ملت و متحصنین در سفارتخانهها و کنسولگریهای عثمانی، این پیشنهاد را نپذیرفتند. در نهایت، تصمیم گرفته شد که نامهای به یمینالممالک نوشته شود تا او خود تلگراف عدم پذیرش را به شاه ارسال کند. ایلچی بغداد نیز به دلیل اعتراضات و تهدیدات آزادیخواهان، بیش از پنج روز در نجف توقف نکرد. این گزارش به منظور درج در روزنامه خیرالکلام ارسال شده تا از سوءاستفاده مغرضین جلوگیری شود. همچنین، پیشنهاد شده است که برای جلوگیری از هرج و مرج، انجمنهای مختلف تحت لوای یک "جمعیت اتحاد و ترقی" فعالیت کنند.
شروط پذیرش التزام محمدعلی شاه به افتتاح مجدد مجلس شورا
این نامه با اشاره به تلگرام محمدعلی شاه مبنی بر پذیرش مشروطیت و قانون اساسی آغاز میشود، اما بلافاصله به عدم اطمینان از صداقت شاه به دلیل نقض مکرر عهود و ادامه حضور مفسدین و قوای خارجی اشاره میکند. در ادامه، شروطی برای پذیرش التزام شاه به مشروطیت مطرح میشود که شامل اصلاح مفاسد، عدم تخطی از قانون اساسی، تشکیل موقت مجلس ملی از وکلای سابق و امنای ملت، و فراهم آوردن موجبات دلگرمی ملت برای جلوگیری از نقض مجدد عهود است. در پایان، تأکید میشود که در صورت عدم تحقق این شروط، امکان برگزاری انتخابات و بازگشت مهاجرین به وطن وجود ندارد و تکلیف شرعی علما نیز در قبال تلگرام شاه مشخص نخواهد بود.


محکومیت و استهزای وعده محمدعلی شاه قاجار جهت استقرار مجدد مشروطیت
متن با آیهای از قرآن کریم آغاز میشود که به نکوهش گفتار بدون عمل میپردازد. سپس به اعلان مشروطیت از سوی دربار محمدعلی شاه اشاره میکند و آن را با لحنی تمسخرآمیز و کنایهآمیز زیر سؤال میبرد. نویسنده این اعلان را صرفاً یک وعده توخالی میداند و بر این باور است که عمل نکردن به قول، موجب رسوایی و ننگ ملت ایران خواهد شد. در ادامه، با استناد به آیات و احادیث، بر اهمیت عمل بر قول تأکید میکند و بیان میدارد که دربار با این اعلان قولی، نه تنها به اعتبار خود نمیافزاید، بلکه موجب بدگویی و طعن جراید خارجی و تحقیر ملت ایران میشود. نویسنده با لحنی تند و عتابآمیز، درباریان را خائن و پستفطرت خطاب میکند و از آنها میخواهد که اگر توان اداره کشور را ندارند، استعفا دهند. در بخش پایانی، با طرح پرسشهای متعدد، به نقد وضعیت موجود و عدم تحقق وعدههای مشروطیت میپردازد. به بسته بودن مجلس، تشکیل کابینه استبدادی، عدم آزادی مطبوعات و مخابرات، حضور نیروهای خارجی و ادامه فعالیت عوامل استبداد اشاره میکند. در نهایت، این اعلان را فریبکاری برای ریشخند ملت میداند و از مردم میخواهد که بیدار باشند و فریب این دزدان راهزن مشروطیت را نخورند.
اظهار گلایه از سکوت علمای خراسان در برابر اقدامات دولت و عدم همراهی با مشروطهخواهان
متن با ابراز امیدواری به عنایات الهی آغاز میشود. سپس، نگارنده از دریافت نامهای گلایه میکند که حاکی از تخریب مخالفین و اتهام به ملت بوده و موجب پریشانی او شده است. او وضعیت ایران را اسفناک توصیف کرده و از خسارات مالی و جانی مسلمانان و تضییع حقوق دینی و دنیوی توسط خائنین ابراز تأسف میکند. در ادامه، به خطر افتادن حیات ملت شیعه و مذهب جعفری در برابر هجوم کفار اشاره کرده و از بیتفاوتی اهالی برخی مناطق ایران، به ویژه خراسان، انتقاد میکند. نگارنده تأکید میکند که قوای ملت برای مقابله با مخالفان کافی است و تنها نیاز به حس اسلامیت دارند. او از مخاطب میخواهد که مردم خراسان را از غفلت و بیحسی خارج کند و یادآور میشود که سکوت آنان نه تنها موجب شرمساری اوست، بلکه روح پیامبر اسلام را نیز غمگین میسازد. در پایان، با اشاره به پیشرفتهای مشروطهخواهان در سایر نقاط ایران مانند آذربایجان، کرمان، فارس، گیلان، کرمانشاهان، همدان و اصفهان، از اهالی خراسان میخواهد که به این حرکت بپیوندند و سکوت نکنند.

انتقاد از مشروطیت و مشروطهخواهان و ابراز نگرانی از سقوط محمدعلی شاه
اهداف دشمنان از ورود و مداخله در امور کشور
متن با اشاره به طولانی بودن مذاکرات پیشین و ارسال تلگرافات به عتبات، به ضرورت اخطار درباره وضعیت کنونی کشور میپردازد. در ادامه، به این نکته اشاره میشود که دولت مشروطه را به اختیار خود واگذار نکرده و اقدامات همسایگان (روسیه و انگلستان) برای مداخله در امور ایران، به دلیل نیاز دولت به قرض و تزلزل مملکت است. نویسنده استدلال میکند که ملت تنها در صورت تأسیس دارالشوری و پذیرش مشروطه، با استقراض موافقت خواهد کرد. در این صورت، صاحبان پول برای تضمین بازپرداخت، مالیاتها را کنترل کرده و آذربایجان تحت نفوذ روسیه قرار خواهد گرفت. در پایان، به حضور قوای روس در تبریز و کشمکش دولت و ملت بر سر تعیین حاکم اشاره میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
درخواست ورود مراجع مشروطهخواه عتبات یا نمایندگانشان به تهران، جهت حل و فصل نهایی وضعیت سیاسی کشور
متن با بیان لزوم ورود مراجع تقلید به صحنه سیاسی کشور آغاز میشود. در ادامه، از مراجع عتبات عالیات درخواست میشود که شخصاً به ایران تشریف بیاورند و با صدور حکم قاطع، به اختلافات موجود پایان دهند. در صورت عدم امکان حضور مستقیم، پیشنهاد میشود که حداقل نمایندگان عالم، مجرب و آگاه به مسائل روز را به تهران اعزام کنند. همچنین، از ولایات معتبر ایران نیز خواسته میشود که هر کدام نمایندهای به مرکز بفرستند تا با همکاری یکدیگر، کشور را از بحران فعلی نجات دهند. متن با ابراز تواضع و واگذاری تصمیم نهایی به مراجع پایان مییابد.
.jpeg&w=3840&q=75)
اهداف روسیه و انگلستان از مداخله در امور مشروطیت
این متن به تحلیل اهداف دولتهای روسیه و انگلستان از مداخله در جنبش مشروطه ایران میپردازد. در ابتدا، به نقش انگلستان در مسدود کردن راه هند و حفظ منافع سیاسی خود اشاره میکند. سپس، به تلاشهای روسیه برای حفظ استقلال و محافظت از قفقاز میپردازد. در ادامه، به بهانهتراشی دولت عثمانی برای مداخله اشاره شده و در نهایت، خطرات حتمی متوجه آذربایجان از این مداخلات را گوشزد میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تأکید بر استقرار مجدد مشروطیت و براندازی محمدعلی شاه قاجار
متن با خطاب به سروران ملی و امرای بختیاری آغاز میشود. در ادامه، به دریافت تلگراف اطمینانبخش اشاره شده و وضعیت کشور در خطر توصیف میشود. سپس بر لزوم حفظ قوای ملی، حراست از مجلس، عدم پذیرش ضمانت مشروطیت از بیگانگان، سلب قدرت استبدادی و اجرای حکم الهی بر مفسدین تأکید میگردد.

اعلام تبعیت از دستورات مراجع مشروطهخواه نجف در جهت استقرار مشروطه
این تلگراف در پاسخ به تلگراف سردار اسعد بختیاری نوشته شده است. در این پیام، تمام اقشار مردم کرمانشاه، اعم از شهری و عشایر، آمادگی کامل خود را برای حفظ حقوق وطن و اجرای دستورات مراجع مشروطهخواه نجف، به ویژه آخوند خراسانی، اعلام میکنند. نویسندگان تأکید میکنند که تا زمانی که پای تجاوز بیگانگان به میان نیامده بود، صبر و تحمل پیشه کرده بودند، اما در شرایط کنونی، مرگ با عزت را بر زندگی با ننگ ترجیح میدهند و منتظر دستورات بعدی هستند.
مصالحه مخالفان با دولت به منظور بیرون رفتن قوای روسیه از آذربایجان
متن با اشاره به عدم حمایت دولت و افزایش خطرات برای وطن آغاز میشود و به اقدامات اجباری و مخرب روسیه در مشهد و ویرانی آذربایجان اشاره میکند. نویسنده وضعیت نابسامان اقتصادی و تسلط دولتیان پس از مداخله روسها را تشریح کرده و بیان میکند که حکام آذربایجان نیز از دولت حمایت میکنند. در ادامه، به عدم وجود منابع مالی و نظامی کافی برای مقابله با وضعیت موجود اشاره شده و نسبت به سیاستهای دو دولت همسایه (روسیه و انگلیس) ابراز بیاعتمادی میشود. در پایان، تنها راه حل را اعزام هیئت مصالحه به تهران و انجام اقدامات مناسب برای حل بحران میداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
خبر اعزام دریابیگی به حکومت بوشهر و درخواست همکاری با او، درصورت همراهی با مشروطه خواهان
این نامه با معرفی میرزا احمدخان دریابیگی به عنوان حاکم بوشهر آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم همراهی او با مشروطهخواهان و ملت تأکید شده و تصریح میکند که در صورت همکاری، مردم بوشهر و توابع باید او را به رسمیت بشناسند. همچنین، دستور داده شده که ادارهجات تحت تصرف ملت باشد و مازاد درآمد گمرکات و سایر دوائر به مجاهدین تبریز و دیگر نقاط اختصاص یابد. در پایان، هشدار داده شده که اگر دریابیگی از مسیر مشروطیت منحرف شود، مردم نباید او را به عنوان حاکم به رسمیت بشناسند و این موضوع به خوانین و رؤسای منطقه نیز ابلاغ شده است.

واکنش مراجع نجف به تجاوز روسها به شمال کشور و آمادگی مردم کرمانشاهان به دفاع از مشروطیت
پس از اطلاع از ورود نیروهای روسی به ایران، مراجع نجف دروس و اجتماعات خود را تعطیل کرده و هر روزه در مدرسه آیتالله حاجی خلیلی تهرانی گرد هم میآیند. در این جلسات، سخنرانان به ایراد نطقهای مهیج میپردازند و مردم نیز به صورت گسترده در آن شرکت میکنند. در این میان، سید محمدکاظم یزدی که پنج روز بر موضع استبداد پافشاری کرده بود، تحت فشار افکار عمومی و ناچاراً به جمع علمای مشروطهخواه پیوسته و تلگرافی را که به شاه ارسال شده بود، امضا میکند. امید بر این است که این وضعیت ادامه نیابد و ایران از سلطه بیگانگان رهایی یابد. در این مدت تعطیلی عمومی، کنسولهای دولتهای متمدن در بغداد به سلاطین خود اعتراض کردهاند و پاسخهای مساعدی نیز دریافت شده است. مردم کرمانشاهان نیز با همان شور و حرارت ذاتی خود، آماده دفاع از حقوق غصب شده ملت هستند.
پیشنهاد آمادگیهای بیشتر نظامی در برابر حملات احتمالی مخالفان به تهران
نامه با ابراز سلامتی و پاسخ به پرسش معتمدالسلطان اسکندر خان آغاز میشود. در ادامه، بر لزوم هوشیاری در برابر خائنین و عدم غفلت از وضعیت شهر تأکید شده و پیشنهاد میشود که یک نفر مسئولیت ترتیبات امنیتی شهر را بر عهده گیرد و توپها بر بالای باروها مستقر و قراولها مرتب شوند. نویسنده هشدار میدهد که هدف دشمن تصرف شهر و امکانات نظامی آن است و در صورت وقوع، دفاع دشوار خواهد شد، لذا باید فوراً اقدامات لازم صورت گیرد. همچنین، به نظم داخلی شهر اشاره شده و بر لزوم مراقبت از عدم کمک داخلی به دشمنان خارجی تأکید میشود. در بخش پایانی، نویسنده به نگرانیها درباره خروج خود از شهر اشاره میکند و بیان میدارد که این امر موجب وحشت مردم و شکست خواهد شد. او پیشنهاد میدهد که در صورت عدم خروج، صد قبضه تفنگ دولتی به نام یکی از دیوانیان به او داده شود تا بتواند از شهر دفاع کند و بر لزوم اقدامات علنی و فوری برای تقویت روحیه مردم تأکید میکند.

تبیین و تشریح مشروطیت و دعوت مردم قزوین به تبعیت از احکام مراجع مشروطهخواه در حمایت از مشروطیت
این نامه با سلام و تحیات به علما، مجتهدین، طلاب و عموم مؤمنین قزوین آغاز میشود و به عدم تحرک مردم قزوین در حمایت از مشروطیت، برخلاف سایر شهرها، انتقاد میکند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر لزوم عدم تمسک به ظالمین و قبح ظلم تأکید شده و مشروطیت به عنوان راهی برای جلوگیری از ظلم حکام و حفظ استقلال مملکت و اعتلای اسلام معرفی میشود. نویسنده، مشروطیت را مطابق با احکام الهی و در راستای ترفیه حال فقرا و نجات مسلمانان از دست متکبرین و مفسدین میداند. در پایان، از علمای قزوین خواسته میشود که مردم را به اطاعت از احکام الهی و مراجع تشویق کرده و با سپهدار اعظم همراهی کنند تا از بیمبالاتی به احکام و بیتدینی دوری جویند. نامه با پندهایی در مورد خرد، مروت، پرهیزگاری و عدالت و دعایی برای رهایی از ستم ظالمان و توفیق در پیروی از پیشوایان راستین به پایان میرسد.
مشوه نمودن اوضاع و ترور شخصیتها توسط مشروطهخواهان تندرو
متن با اشاره به وضعیت حساس کشور و دخالت بیگانگان آغاز میشود و بیان میکند که هدف اجانب نابودی دولت اسلامی ایران است. در ادامه، نویسنده از برخی افراد داخلی که با بیناموسی به دامان اجانب چسبیدهاند و آنها را به مداخله دعوت میکنند، ابراز نگرانی میکند. سپس به یکی از نیرنگهای این افراد اشاره میکند که با گزارشهای جعلی، شخصیتهای محترم را مستبد جلوه میدهند و مانع خدمت آنها به ملت میشوند. در ادامه، نویسنده به دفاع از آقا میرزا ابوالقاسم، فرزند حجتالاسلام طباطبایی، میپردازد و اتهام طرفداری از استبداد را رد میکند. او تأکید میکند که آقا میرزا ابوالقاسم در مجلس از ملت طرفداری کرده و مشروطیت را تحدید حدود و تعیین حقوق دانسته است. در پایان، نویسنده از مخاطب درخواست میکند که تحقیقات لازم را انجام داده و این نامه را در روزنامه درج کند تا شبهات از بین برود.
تبانی و توافق پنهان و آشکار انگلستان و روسیه در امور ایران
این مقاله به نقد اظهارات سر ادوارد گری، وزیر خارجه انگلستان، میپردازد که در آن عدم مداخله در امور داخلی ایران را فراموش کرده و اقدامات مسلحانه روسیه در ایران را توجیه میکند. نویسنده بیان میکند که این اظهارات نشاندهنده تبانی و همکاری پنهان و آشکار دولتهای روسیه و انگلستان در امور ایران است و این همکاری وضعیت کشور و ملت را به وخامت کشانده است. در ادامه، نویسنده از سر ادوارد گری سؤال میکند که آیا این نوع مداخله با مفهوم عدم مداخله سازگار است و آیا در طول انقلاب سیاسی ایران، حقوق خارجیها یا جان و مال اتباع بیگانه به اندازهای به خطر افتاده که چنین تصرفاتی را توجیه کند. در پایان، هشدار داده میشود که اگر این دو دولت رویه خود را تغییر ندهند، ممکن است اوضاعی در ایران پیش آید که امنیت خارجیها نیز به خطر افتد و مسئولیت آن بر عهده مسلک ناپسند این دو دولت خواهد بود.
درخواست فرو نشاندن آشوبها و مجازات مستبدان ستمگر
این نامه با اشاره به دریافت تلگراف و ابراز امتنان از حمیت دینی مخاطب آغاز میشود. سپس بر اهمیت اتحاد دولت و ملت برای تحقق مقاصد اسلامی و رفع بهانههای اجانب تأکید میکند. در ادامه، خواستار مجازات عاملان آشوبهای گذشته پس از استقرار حکومت مقتدر و جلوگیری از کینهتوزی در چارچوب اصول مشروطیت میشود. در پایان، ابراز امیدواری برای موافقت کامل اسلامپرستان و وطنپروران را بیان میکند.


درخواست از دولتهای اروپایی به ندادن قرضه به دولت ایران تا انعقاد مجدد مجلس شورا
این بیانیه با خطاب قرار دادن متمدنین جهان، از دولتهای اروپایی درخواست میکند تا پیش از تصویب مجلس شورای ملی ایران، از اعطای هرگونه وام جدید به دولت ایران خودداری کنند. تأکید میشود که ملت ایران هیچ قرضی را بدون تأیید پارلمان، که بر اساس قانون اساسی مجدداً برقرار شده، به رسمیت نخواهد شناخت. در پایان، به شدت به مداخله خارجی در امور داخلی ایران، به ویژه پس از ورود قوای روس، اعتراض میشود.
انتخاب نمایندگان آگاه و دیندار در دوره دوم مجلس شورا
متن با تقسیم عدل به سه قسم (اکبر، اوسط، اصغر) آغاز میشود که عدل اکبر را قوانین مشروطیت و شریعت الهی، عدل اوسط را اداره سلطنت تحت قوانین مشروطیت، و عدل اصغر را طلا و نقره برای مساوات در معاملات معرفی میکند. در ادامه، با استناد به آیهای از قرآن، بر اهمیت عدالتخواهی و مشروطهطلبی واقعی تأکید میشود که مستلزم آگاهی از قواعد مشروطیت و نوامیس حریت است. سپس، با خطاب به ملت ایران، بر لزوم بیداری از غفلت و کوشش در انتخابات تأکید شده و از مردم خواسته میشود که در انتخاب نمایندگان، خادم را از خائن تشخیص دهند و مجلس ملی را بازیچه دست بیخردان نکنند. هشدار داده میشود که عدم انتخاب افراد دانا و عالم، به ویرانی ایران و ذلت ابدی نسلهای آینده منجر خواهد شد. در پایان، بر لزوم حرکت سریع ناصرالملک به ایران و همراهی برخی کارآموزان با تأیید آیاتالله خراسانی و مازندرانی تأکید شده و به توطئههای جدید اشاره میشود.
موارد پیشنهادی جهت مصالحه با دولت
متن با خطاب به ارفعالدوله آغاز میشود و هدف اصلی مقاومت ملت را احقاق حقوق غصبشده، گشایش مجلس و اجرای قانون اساسی و رفع ظلم بیان میکند. در پایان، تأکید میشود که در صورت تحقق این اهداف و رسیدن ملت به آرزوهای خود، صلح به طور طبیعی برقرار خواهد شد.


نوید بازگشت مشروطیت
این شعر با لحنی طنزآمیز و کنایهآلود، به وضعیت مشروطیت پس از به توپ بسته شدن مجلس میپردازد. در ابتدا، با تشبیه مشروطیت به فردی که از دنیا رفته، دعوت به برگزاری مجلس فاتحه و مراسم عزاداری برای آن میکند. در ادامه، با برشمردن آداب و رسوم مجالس ترحیم، به ظاهر به سوگواری برای مشروطه میپردازد، اما در پس این ظاهر، امید به بازگشت آن و انتقاد از وضعیت موجود را پنهان کرده است. در بخش پایانی، با اشاره به فداکاریهای مردم تهران، گیلان و تبریز، به نوعی به مبارزات مشروطهخواهان اشاره میکند و در نهایت، با تغییر لحن و ذکر «لعنه الله علی مشروطه» از زبان یک واعظ، به نقد مخالفان مشروطه میپردازد و در پایان دوباره با «رحمه الله علی مشروطه» به امید بازگشت آن اشاره میکند.
رد درخواست پناهندگی از سفارت روسیه
سخنان حاج شیخ فضلالله نوری در رد پیشنهاد پناهندگی به سفارت روسیه آغاز میشود. او با تشبیه وضعیت خود به امام حسین (ع) در روز عاشورا، بیان میکند که ترجیح میدهد کشته شود تا اینکه برای حفظ جان خود به کفار پناه ببرد، زیرا این عمل را ننگی برای عالم اسلام میداند. او پناهندگی به سفارت فرنگ را معادل پناهندگی اسلام به کفر میداند و مرگ را بر آن ترجیح میدهد. در ادامه، راه حل نهایی خود را «فرو بستن چشمها، کشیدن پاها و گفتن شهادتین» اعلام میکند و بر رضایت به قضای الهی و صبر بر بلای او تأکید میکند. در پایان، هدف از مقاومت خود را جلوگیری از این میداند که در آینده گفته شود علمای شیعه ریشه اسلام را کندند و میخواهد حداقل یک نفر به عنوان مخالف باقی بماند، و این مقاومت را به مقاومت شهدای کربلا تشبیه میکند.

اعلام خلع محمدعلی شاه از سلطنت و به سلطنت رساندن سلطان احمد میرزا ولیعهد و نایبالسلطنگی عضدالملك میرزا قاجار
با توجه به وضعیت نابسامان کشور و عدم امکان بازگرداندن نظم و امنیت بدون تغییر سلطنت، و از آنجا که پادشاه سابق (محمدعلی شاه) با پناه بردن به سفارت روسیه، خود را از سلطنت خلع کرده است، مجلس عالی فوقالعاده در تاریخ ۲۷ جمادیالاخری ۱۳۲۷ در عمارت بهارستان تهران تشکیل شد. این مجلس، سلطان احمد میرزا ولیعهد را به عنوان شاهنشاه ایران منصوب و نیابت سلطنت را به طور موقت به عضدالملک تفویض کرد تا پس از تشکیل پارلمان، مطابق ماده ۳۸ قانون اساسی، در مورد نیابت سلطنت تصمیم قطعی گرفته شود.
اعلام خلع محمدعلی شاه از سلطنت و انتصاب سلطان احمد میرزا به سلطنت
متن با خطاب به محمدعلی شاه قاجار آغاز میشود و به او اعلام میکند که به دلیل شرایط موجود کشور، هرج و مرج و نارضایتی عمومی، از بار سنگین سلطنت معاف شده است. در ادامه توضیح داده میشود که پناهندگی محمدعلی شاه به سفارت روسیه، به منزله کنارهگیری او از سلطنت تلقی شده است. سپس، تصمیم مجلس عالی فوقالعاده مبنی بر پذیرش سلطان احمد شاه به عنوان شاهنشاه ایران و انتخاب موقت عضدالملک به سمت نیابت سلطنت تا زمان تشکیل پارلمان، ابلاغ میشود.
انتصاب سلطان احمد میرزا به سلطنت
متن با عرض تبریک و تهنیت به سلطان احمد شاه آغاز میشود. سپس به معافیت محمدعلی میرزا از سلطنت و انتصاب احمد شاه به سلطنت بر اساس مواد ۳۶ و ۳۷ قانون اساسی در مجلس فوقالعاده ۲۷ جمادیالثانی در عمارت بهارستان اشاره میکند. در ادامه، واگذاری موقت نیابت سلطنت به عضدالملک تا زمان تشکیل پارلمان و تصمیمگیری نهایی بر اساس ماده ۳۸ قانون اساسی بیان میشود. در پایان، مجلس عالی از طرف ملت تبریکات خود را تقدیم کرده و برای سلطنت مشروطه احمد شاه و ترقی و سعادت کشور دعا میکند.
انتصاب محمدولی خان تنکابنی (سپهدار اعظم) به وزارت جنگ
مجلس عالی، محمدولی خان تنکابنی (سپهدار اعظم) را به دلیل خدمات و فداکاریهایش در احقاق حقوق ملت و اعاده شئون دولت، به وزارت جنگ منصوب میکند. این انتصاب با توجه به اهمیت فوقالعاده وزارت جنگ در شرایط کنونی و کفایت سپهدار اعظم صورت میگیرد تا او با غیرت و وطنپرستی خود، اداره امور این وزارتخانه را به نحو احسن انجام دهد.
انتصاب حاج علیقلی خان (سردار اسعد) بختیاری به وزارت داخله
متن با اشاره به خدمات حاج علیقلی خان سردار اسعد در استقرار حقوق ملت و اعاده شئون دولت آغاز میشود. سپس، با تأکید بر لزوم قدردانی از زحمات او در راه ترقی نیابت سلطنت، به اطلاعرسانی اقدامات انجام شده به حضرات حججالاسلام میپردازد. در پایان، ضمن ابراز تشکر بیپایان عموم مسلمین از نیتهای خیر آن حضرات، امیدواری به ترویج عدالت، آسایش ملت و استحکام اساس مسلمانی مطرح میشود.
شادمانی از خلع محمدعلی شاه قاجار
این شعر با ستایش از سپهدار (محمدولی خان تنکابنی) آغاز میشود که با هنر خود، استبداد را از بین برده و عدالت را در همه جا برقرار ساخته است. در ادامه، به خلع محمدعلی شاه قاجار اشاره میکند که از هیبت سپهدار، شبش به روز روشن تبدیل شده و در نهایت از تاج و تخت خود خوار و شرمنده گشته است. شعر با اشاره به استعفای شاه و بیزاری او از کردارش به پایان میرسد و تاریخ این واقعه را در قالب یک مصرع «شه مات سپهدار شده» بیان میکند.
مدح فاتحان تهران به ویژه معزالسلطان
این چکامه با ستایش از ملت ایران آغاز میشود که حقوق خود را بازپس گرفته است. سپس به تمجید از قاضی دادگر و فرشتهای بهشتی میپردازد که دزدان را مکافات کرده و وامهای معوقه را بازپس گرفته است. در ادامه، از شمشیر و دار به عنوان نوشدارو یاد میکند که سینه مجروح و قلب ریش را درمان کرده و عدالت را برقرار ساخته است. بخش عمده چکامه به ستایش از معزالسلطان عبدالحسین، سردار محیی، اختصاص دارد که با غیرت و اتحاد، دشمنان دولت و دین را سرکوب کرده و داد مردم را از بیگانگان ستانده است. چکامه با اشاره به پیروزیهای تاریخی و مقایسه معزالسلطان با پادشاهان بزرگ و نیز با دعای خیر برای او به پایان میرسد.
کمک انسانی و مالی به مشروطهخواهان بختیاری
متن با ستایش از مجاهدتها و غیرتمندی ایل بختیاری و خوانین آن آغاز میشود که برای استرداد حقوق ملت در میدان جنگ تلاش میکنند. در ادامه به اعزام چهار هزار سوار بختیاری پس از اردوی سردار اسعد اشاره شده و بیان میدارد که مردم اصفهان نیز در این مدت از طریق مالیات و سایر وجوه، هزینههای مجاهدین را تأمین کردهاند. در پایان، متن بر لزوم اعزام یک اردوی سه هزار نفری دیگر از بختیاری برای احتیاط تأکید کرده و از همه میخواهد که به مجاهدین کمک کنند، زیرا تاریخ این مساعدتها را فراموش نخواهد کرد.
گزارش فتح تهران و رویدادهای پس از آن به مراجع مشروطهخواه نجف
مجلس عالی، پیروزی مجاهدین و فداییان ملت در تصرف تهران در ۲۷ جمادیالثانی را به مراجع مشروطهخواه نجف گزارش میدهد. در این گزارش، به انزجار عمومی از محمدعلی میرزا و پناه بردن او به سفارت روس اشاره شده و تصمیم مجلس عالی مبنی بر خلع محمدعلی میرزا از سلطنت و انتصاب احمد میرزا به پادشاهی و تفویض نیابت سلطنت به عضدالملک، مطابق اصول قانون اساسی، اعلام میشود. در پایان، از حمایت مراجع نجف تشکر شده و امید به ترویج عدالت، آسایش ملت و استحکام شریعت ابراز میگردد.
تصمیم علمای مشروطهخواه عتبات عالیات جهت مهاجرت اعتراضآمیز به سوی ایران
این نامه با اشاره به دریافت دستخطی از مخاطب و ابراز خجالت از ارسال نامههایی با عنوان سبک، به موضوعی در کرمانشاهان میپردازد که آن را دروغ میخواند. سپس به مخالفت یک شخص با مشروطیت و عدم همراهی او با علمای نجف اشاره میکند که با وجود تلاشها و اعتراضات عمومی، از حمایت محمدعلی شاه دست برنداشته است. در ادامه، به حرکت علمای مشروطهخواه از نجف به سمت کربلا اشاره میشود که در آن آخوند خراسانی، شریعت اصفهانی، بهبهانی و دیگران حضور دارند. همچنین به فعالیتهای آقا میرزا مهدی در بغداد با کنسولها اشاره شده و در پایان، نامهای از حجج اسلام در حمایت از سردار مظفر ایلخانی و امید به احقاق حقوق ملت و کوتاه شدن دست ظالم ضمیمه شده است.
بشارت فتح تهران
این شعر با مژدهای از پیروزی و گشایش الهی آغاز میشود و فتح تهران را نتیجه لطف پروردگار و کوششهای ملت و مجاهدان میداند. در ادامه، به نقش سرداران مشروطه مانند محمدولی خان تنکابنی و ستارخان اشاره کرده و از همت آنان در پایداری دین و آزادی سخن میگوید. شعر به پیروزی مساواتیان و بازگشت مجلس اشاره دارد و خائنان را خوار و بیدادگران را مغلوب معرفی میکند. در پایان، با ستایش از احمدشاه جوان و آرزوی پایداری مجلس مشروطه، برای احرار، دانشوران و سپهداران دعا میکند.
درخواست از آخوند محمدکاظم خراسانی جهت عزل دریابیگی از حکومت بوشهر
نامهای به آخوند خراسانی ارسال شده که در آن نویسنده به اقدامات دریابیگی، حاکم بوشهر، اعتراض میکند. نویسنده ابتدا به سابقه مکاتبات خود اشاره کرده و سپس به تشریح اقدامات دریابیگی میپردازد. او توضیح میدهد که دریابیگی با فریبکاری و با استفاده از برخی مفسدین که خود را مجاهد جا زده بودند، به غارت چند دکان در بوشهر دست زده و سپس با متهم کردن مجاهدین به ناامنی، خود را حاکم بنادر کرده است. نویسنده همچنین به ورود نیروهای انگلیسی به گمرک بوشهر به بهانه ناامنی و غارت اشاره میکند و تأکید دارد که این اقدام با تحریک دریابیگی و بدون مجوز قانونی صورت گرفته است. در ادامه، نویسنده به رد اتهامات دریابیگی علیه خود میپردازد و با ارائه شواهد و گواهی جراید، فساد و استبداد او را آشکار میسازد. در پایان، از آخوند خراسانی درخواست میشود که به وضعیت بنادر جنوبی رسیدگی کرده و ملت را از ظلم دریابیگی نجات دهد و اموال غارت شده نویسنده را بازگرداند.
تشکر و تقدیر از سپهدار و وزیر داخله در ایجاد نظم و امنیت در کشور
این تلگراف با ابراز خرسندی از مجاهدتهای سپهدار و وزیر داخله در اصلاح مفاسد، برقراری امنیت و نظم، دفع مداخلات خارجی و نظارت بر انتخابات تأکید میکند. در ادامه، امیدواری به عنایات ولی عصر (عج) برای تحقق این اهداف و انتظار برای خروج کامل قوای روس و نتایج مطلوب آن بیان شده است.


پیام تبریک به مناسبت انتصاب جدید مجلس عالی
این پیام با تبریک فتوحات اسلامی و تقدیم دعاهای خالصانه آغاز میشود. سپس، اقدام صورت گرفته (انتخابات جدید) را که موجب احیای اسلام و سعادت ایران و مسلمانان است، ستایش میکند و تبریکات مجدد خود را به وزیر جنگ تقدیم میدارد. در پایان، برای برپایی بساط عدالت توسط او دعا میکند.
پیام تبریک به مناسبت پیروزی مجدد مشروطهخواهان
متن با تبریک به مناسبت یکی از اعیاد اسلامی آغاز میشود. در ادامه، نویسنده از جانفشانیها و زحمات مخاطبان در راه مشروطیت قدردانی کرده و از نتایج حاصله ابراز خشنودی میکند. در پایان، برای سعادت و نصرت مخاطبان دعا کرده و ابراز امیدواری میکند که به زودی بتواند حضوری به آنها تبریک بگوید.

تایید خلع محمدعلی شاه از سلطنت و تبریک جلوس سلطان احمد شاه
متن با تبریک به سپهدار اعظم و سردار اسعد آغاز میشود. در ادامه، خلع محمدعلی میرزا از سلطنت به دلیل خیانتهای او به دین، دولت و ملت، از نظر شرعی و قانونی تأیید شده است. سپس، جلوس سلطان احمد شاه به سلطنت و نیابت سلطنت عضدالملک تبریک گفته میشود.


رد تحصن در سفارتخانههای اروپایی از بیم دستگیری توسط فاتحان تهران
این متن با ابراز شرمساری از پناه بردن علمای اسلام به سفارتخانههای خارجی آغاز میشود و این عمل را ننگی برای جهان اسلام میداند. در ادامه، با استناد به آیات قرآن کریم، بر عدم جواز پناهندگی به کفار و عدم ولایت آنان بر مؤمنان تأکید میکند. در پایان، نویسنده ترجیح میدهد که صدها بار کشته شود اما به بیگانگان پناه نبرد و برخلاف احکام شرع مقدس اسلام عمل نکند.

سفارش به برقراری نظم و امنیت و جلوگیری از هرج و مرج در کشور پس از محمدعلی شاه
این نامه با اشاره به برچیده شدن فساد و تحقق اهداف مشروع ملت، بر لزوم و وجوب برقراری نظم و امنیت در کشور تأکید میکند. از مخاطبان خواسته شده است که از هرج و مرج جلوگیری کرده و اجازه ندهند مفسدین آرامش عمومی را مختل کنند، زیرا این امر میتواند به دخالت بیگانگان منجر شود. همچنین، بر عدم امتناع از مشارکت در کلیه امور و مصالح کشور که به دولت و ملت مربوط است، تأکید شده است.


لزوم رعایت کامل امنیت تهران پس از فتح آن
این پیام کوتاه به سرداران عظام، بر ضرورت حفظ امنیت عمومی، جلوگیری از غارت و مسدود کردن بهانههای احتمالی برای دخالت بیگانگان تأکید میکند و خواستار ارائه اطلاعات فوری در این زمینه است.


اعلام کیفرخواست علیه حاج شیخ فضلالله نوری و صدور حکم اعدام برای وی
کیفرخواست علیه شیخ فضلالله نوری با طرح این مقدمه آغاز میشود که ظلم و جور حاکمان و عالمان ریاکار، مردم را به سمت مشروطیت سوق داد. مشروطیت به معنای محدود کردن قدرت پادشاه و حاکمان و اجرای احکام اسلام بدون تبعیض است. در ادامه، به نقش اولیه شیخ فضلالله در تأیید مشروطه و حضور هشت ماهه او در مجلس شورا اشاره میشود و سپس به چرایی تغییر موضع او و مخالفت شدیدش با مشروطه میپردازد. کیفرخواست، شیخ فضلالله را متهم به ایجاد تفرقه، خونریزی، هتک آبرو، غارت اموال و تخریب آبادیها میکند و به سوگندشکنیهای مکرر او در برابر قرآن و علما اشاره دارد. همچنین، به نقش او در تحصن حضرت عبدالعظیم، جمعآوری اوباش و صرف اموال در راه فساد، و تحریک محمدعلی شاه به سرکوب مشروطهخواهان و بمباران مجلس اشاره میکند. کیفرخواست، اقدامات شیخ فضلالله را در راستای حمایت از استبداد و مخالفت با عدالت و آزادی مردم میداند و او را مسئول ویرانیها و خونریزیها معرفی میکند. در بخش پایانی، سؤالاتی از شیخ فضلالله پرسیده میشود و او به اتهامات پاسخ میدهد. در نهایت، دادگاه با استناد به فتوای مراجع نجف اشرف و اقدامات شیخ فضلالله علیه حکومت ملی، او را مفسد فیالارض شناخته و به اعدام محکوم میکند.
چگونگی دستگیری، محاکمه و اعدام حاج شیخ فضلالله نوری
این روایت، خاطرات مدیرنظام نوابی، از صاحبمنصبان نظمیه، درباره دستگیری، محاکمه و اعدام شیخ فضلالله نوری است. در ابتدا، مدیرنظام به مأموریت خود در حفاظت از منزل شیخ فضلالله در بحبوحه درگیریهای مشروطهخواهان اشاره میکند و از مقاومت شیخ در برابر تیراندازی و پناه بردن به سفارت خارجی سخن میگوید. سپس، به تلاشهای شیخ برای دور کردن اطرافیانش از خطر و پیشنهادهای مدیرنظام برای پنهان شدن یا پناهندگی به سفارت اشاره میشود که شیخ هر دو را رد میکند و بر موضع خود در قبال مشروطه تأکید میورزد. در ادامه، نحوه دستگیری شیخ فضلالله توسط مجاهدین و حبس او در نظمیه شرح داده میشود. بخش اصلی روایت به محاکمه شیخ در عمارت خورشید اختصاص دارد که در آن شیخ ابراهیم زنجانی به عنوان مستنطق اصلی، سؤالاتی درباره تحصن حضرت عبدالعظیم و مخالفت شیخ با مشروطه مطرح میکند. شیخ فضلالله با قاطعیت به سؤالات پاسخ میدهد و مشروطه را حرام و مؤسسین آن را لامذهب میخواند. پس از محاکمه، شیخ به میدان توپخانه منتقل و در میان هیاهوی جمعیت اعدام میشود. روایت با جزئیات تکاندهندهای از هتک حرمت به جسد شیخ پس از اعدام و تلاشهای خانواده برای تحویل گرفتن و دفن مخفیانه او ادامه مییابد. در پایان، به سرنوشت عاملان اعدام و همچنین جابجایی مخفیانه جسد شیخ فضلالله و دفن نهایی او در قم اشاره میشود.

درخواست رسیدگی به وضعیت زندگی همسر حاج شیخ فضلالله نوری
این نامه با خطاب به رئیسالوزرا و وزیر داخله، به وضعیت همسر و فرزندان مرحوم ثقهالاسلام حاجی میرزا حسین نوری (همسر شیخ فضلالله نوری) میپردازد. نویسنده با اشاره به تلگرافهای قبلی خود، از تعدیات و دعاوی باطلهای که از سوی نزدیکان و بیگانگان به این خانواده وارد شده، ابراز نگرانی میکند و به پناهنده شدن حاجی میرزا هادی و میرزا موسی خان به خارج از کشور اشاره دارد. در ادامه، درخواست میشود که تحقیقات لازم صورت گیرد و در صورت صحت، تعدیات رفع شود. تاکید میشود که بر خلاف شرع، متعرض این خانواده نشوند و هیئتی از افراد صحیح برای رسیدگی به امور آنان تشکیل گردد. در پایان، نویسنده ابراز امیدواری میکند که در اموال و امور مربوط به این خانواده، تعرضی خارج از موازین شرعی صورت نگیرد و نوشتجات معتبره مورد ملاحظه قرار گیرد، چرا که این خانواده مورد توجه اولیای دولت و ملت هستند.

ابراز شادی و تهنیت به مناسبت پیروزی مشروطهخواهان
این شعر با ابراز شادمانی از پایان دوران ستم و آغاز عصر جدیدی برای ایران آغاز میشود. در ادامه، به رنجها و سختیهایی که ملت در دوران استبداد متحمل شده، اشاره میکند و از پیروزی مشروطهخواهان و خوار شدن دشمنان سخن میگوید. سپس، به نقش شخصیتهای برجستهای چون ستارخان، سپهدار و سردار اسعد در این پیروزی اشاره کرده و از مجاهدتهای آنان تقدیر میکند. در پایان، برای این قهرمانان و ملت ایران آرزوی موفقیت و پایداری میکند و شکرگزاری خود را از این پیروزی بزرگ ابراز میدارد.
مرثیهسرایی برای حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با اشاره به چهار شخصیت برجسته که بر دار رفتند، آغاز میشود. در ادامه، به مقام و فضل شیخ فضلالله نوری اشاره شده و او را به دلیل شهادتش، همردیف با این بزرگان میداند. متن بر مظلومیت و جایگاه معنوی شیخ فضلالله نوری تأکید دارد.
مرثیه بر شهادت حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با توصیف رحمت الهی بر مزار شهید آغاز میشود و به پایداری و ایمان او در برابر کفر اشاره دارد. در ادامه، به استقبال شهید از مرگ و جاودانگی یاد او میپردازد و شهادت او را نتیجه تلاش برای خاموش کردن بانگ تکبیر میداند. متن با ستایش استقامت و ایمان شهید در برابر سختیها و مرگ، و تأکید بر پناهندگی او به حق، به پایان میرسد.

مرثیه بر شهادت حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با توصیف شهادت شیخ فضلالله نوری آغاز میشود و او را به فضل الهی و دریای علم تشبیه میکند که با شهادتش به آسمان صعود کرده است. در ادامه، به زندگی پرهیزکارانه و کمالجویانه او اشاره دارد که همچون چراغی برای مردم بود. سپس، از ویرانی شالوده دین و شریعت با شهادت او ابراز تأسف کرده و قاتلانش را اوباش و تبهکار میخواند. مرثیه، شهادت را عاقبتی سعادتمندانه برای شیخ فضلالله نوری میداند که با قوت قلب و ارادهای پولادین آن را پذیرفت. در پایان، به فضیلت و خردمندی او در مقابل دشمنانش اشاره کرده و مرگ او را ماتمی سهمگین برای اسلام توصیف میکند که با تلاوت قرآن و دعا به خاک سپرده شد.
مرثیه بر شهادت حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با ابراز نگرانی از فتنه آخرالزمان و ویرانی ایمان آغاز میشود. سپس به وضعیت ملک و دین و تسلط کفر اشاره میکند و از دیدهبانی سخن میگوید که قوم او را تکذیب کرده و به دار آویختند. در ادامه، به ظلمی که بر عدل روا داشته شده و به دار آویخته شدن یک عالم دینی توسط قوم خود، اعتراض میکند و از مسلمانان میپرسد که آیا هیچ قومی پیر خود را دار زده است. در بخش دوم، از نفاق اهل ملک و کید دشمنان ابراز نگرانی میکند و شورشی را توصیف میکند که باغ دین و ملک را ویران کرده است. این بخش به آیین مجوسی و شادی دشمنان از به دار آویخته شدن دیدهبان اشاره دارد و از مسلمانان میپرسد که چگونه ادعای اسلام میکنند و اسلام را آشکارا میکشند. در پایان، به عواقب این اعمال و از بین رفتن ایمان اشاره میکند و از حضرت مهدی (عج) میخواهد که ظهور کند تا جهان را از دجال پاک سازد و به سرنوشت امت در چنگ گرگان بیشبان میپردازد. در انتها، به ملا قربانعلی زنجانی اشاره میکند و نام فضلالله را با شهید پیوند میزند.
مرثیه بر شهادت حاج شیخ فضلالله نوری
این مرثیه با ابراز تأسف از به دار آویخته شدن حاج شیخ فضلالله نوری توسط «کفر» آغاز میشود و این واقعه را نشانهای از آشکار شدن کفر و پنهان شدن دین میداند. در ادامه، با تعجب از وقوع چنین رویدادی در پایتخت شاهنشاهی، به خواری اسلام و تباهی علم اشاره میکند و از انتقام الهی در آینده بیم میدهد. در پایان، با عبارت «الشهید فضلالله» به شهادت او اشاره میکند.
درخواست بازگرداندن فرزند حاج شیخ فضلالله نوری از نجف برای سرپرستی خانواده خود پس از شهادت پدرش
متن با درخواست از آیتالله خراسانی برای بازگرداندن آقا ضیاءالدین، فرزند حاج شیخ فضلالله نوری، از نجف به تهران آغاز میشود. دلیل این درخواست، معطل ماندن امورات خانواده مرحوم شیخ فضلالله نوری پس از شهادت او ذکر شده است. در ادامه، سید احمد طباطبایی نیز با تأکید بر لزوم این امر، درخواست مشابهی را مطرح میکند.

کارشکنی مشروطهخواهان علیه وی
متن با گلایه از شایعاتی آغاز میشود که علیه نگارنده منتشر شده است. این شایعات را نه از جانب مستبدین، بلکه از سوی افراد مغرض، هواپرست و خودپسند میداند که برای پیشبرد اهداف خود این مطالب را میسازند. در ادامه، این تصور را که همه مشروطهطلبان افرادی آزاد و بیهوا و هوس هستند، رد میکند و هدف از این شایعات را تخریب وجهه خود و جلوگیری از انتخابش به عنوان نماینده در دارالشوری عنوان میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
تقاضای تجدیدنظر در مخالفت با مشروطیت
نامهای به آخوند ملا قربانعلی همدانی نوشته شده است که در آن از او خواسته میشود در موضع خود نسبت به مشروطیت تجدید نظر کند. در این نامه، ابتدا به او یادآوری میشود که مفسدین با القای شبهات، او را به مخالفت با مراجع مشروطهخواه و ایجاد تفرقه در میان مسلمانان واداشتهاند. سپس از او سؤال میشود که آیا این مخالفت، جز اتلاف جان و مال و آبروی مردم، نتیجهای در پی خواهد داشت؟ در پایان، از او درخواست میشود که ابتدا به تحقیق درباره معنی و فواید مشروطیت بپردازد و پس از آن، با تمام توان از این اساس مقدس حمایت کرده و با مفسدین و مخالفین آن مقابله کند.
نگرانی از ایجاد آشوب و اغتشاش تقی زاده
متن با ورود سید حسن تقیزاده به تبریز و استقبال پرشور از او آغاز میشود. سپس، نویسنده با اشاره به جوانی، کمتجربگی و آسیبهایی که تقیزاده در دوران استبداد دیده، پیشبینی میکند که این استقبال و اقتدار، موجب طغیان او خواهد شد و به مفاسدی منجر میشود. در پایان، نویسنده بیان میکند که تمایل تقیزاده به اطاعت عمومی مشروطهخواهان از او، به دلیل عدم تحقق، باعث اختلاف آراء، دستهبندی و در نهایت اغتشاش و اختلاف خواهد شد.
وظایف اصلی مجلس شورای ملی در دوره دوم
متن با اشاره به عدم پیشرفت دوره اول مشروطیت به دلیل عدم اجرای قوانین داخلی مجلس، به اهمیت نظم و انضباط در پارلمان میپردازد. سپس، وظایف اصلی مجلس دوم را در راستای جلوگیری از هرج و مرج دوره قبل، شامل تعیین جایگاه وکلا، برنامه روزانه مجلس، جایگاه تماشاگران و وقایعنگاران، و نحوه انتشار نطقها و لوایح، تشریح میکند. همچنین، بر لزوم حضور نمایندگان آیاتالله برای نظارت شرعی و عدم دخالت سایر علما در امور شرعی مجلس تأکید دارد. در ادامه، به ضرورت تشکیل مجلس سنا و پرهیز وکلا از افراط و تفریط اشاره کرده و با انتقاد از عملکرد برخی وکلای دوره اول که به دنبال منافع شخصی بودند، آنان را عامل به توپ بستن مجلس و بیاعتباری مشروطیت در نگاه خارجیها معرفی میکند. در پایان، به وظیفه مجلس در تعلیم و تربیت شاه جوان، شامل آموزشهای دینی، جغرافیای ایران، فنون سیاسی و دیپلماسی، و سفرهای داخلی و خارجی برای آشنایی با پیشرفتهای تمدن، میپردازد و بر لزوم دوری شاه از مشاوران بداندیش تأکید میکند.
لزوم اجتماع صاحبنظران جهت حل مسائل کشور تا گشایش مجلس شورا
متن با تبریک پیروزی مشروطهخواهان و سقوط محمدعلی شاه آغاز میشود. نویسنده با وجود کنارهگیری از امور، خود را از اصلاح و بیان حقیقت معذور نمیداند و بر لزوم تلاش شبانهروزی برای اصلاح امور مملکت و جلب قلوب مردم تأکید میکند. در ادامه، به مصائب آذربایجان و حضور قوای روس اشاره شده و در پایان، نویسنده پیشنهاد میکند که تا زمان تشکیل مجلس شورای ملی، جمعی از عقلا و متنفذان کشور در مرکز گرد هم آیند تا به گفتگو و حل مسائل بپردازند و آنچه را که ممکن است، حکم کنند و مابقی را به مجلس موکول نمایند.
.jpeg&w=3840&q=75)
اوضاع آشفته و نابسامان اقتصادی و امنیتی مردم آذربایجان پس از مشروطیت
متن با توصیف وضعیت نابسامان آذربایجان پس از سه سال از مشروطیت آغاز میشود. به رکود اقتصادی، از بین رفتن تجارت و بازار، و وضعیت اسفبار مردم از تجار تا رعایا اشاره شده است. در ادامه، ضمن اذعان به اینکه ممکن است راه حلها در دارالشوری و توسط وزرا مطرح شود، بر لزوم بیان این مشکلات و توجه به حقوق و وضعیت کسانی که در این شرایط سخت مقاومت کردهاند، تأکید میشود.
.jpeg&w=3840&q=75)
تبریک جلوس سلطنت سلطان احمد شاه و نایب السلطنگی عضدالملک
متن با تبریک جلوس احمدشاه قاجار به سلطنت و انتصاب عضدالملک به نیابت سلطنت آغاز میشود. در ادامه، این وقایع را به مثابه نجات کشتی استقلال ایران از امواج فتنه و آغاز دورانی جدید از سعادت برای دولت و ملت توصیف میکند. در پایان، برای دوام سلطنت احمدشاه و موفقیت عضدالملک در اصلاح امور داخلی و دفع دخالتهای خارجی آرزوی توفیق میکند.


تبریک جلوس سلطان احمد شاه به سلطنت
این نامه با تبریک جلوس احمدشاه به سلطنت آغاز میشود و آن را نعمتی الهی و عیدی ملی برای دولت و ملت ایران میداند. در ادامه، نویسندگان ابراز امیدواری میکنند که این موهبت بزرگ همواره برای مسلمانان پایدار و مبارک باشد و سلطنت عادلانه شاه جوانبخت، با تأیید الهی، در اجرای احکام شریعت، احیای دولت و ملت، رفع خرابیها، عمران مملکت، تحکیم اساس مشروطیت و گسترش عدالت موفق باشد. نامه با آرزوی سعادت برای ایران و مقایسه احمدشاه با انوشیروان عادل به پایان میرسد.


دروغ بودن اتهامات وارده به حاج شیخ فضل الله نوری و تحریکات روسیه و انگلستان در آن باره
نامه با دعایی برای مخاطب آغاز میشود و سپس نویسنده به شرح حال خود و خانوادهاش پس از مهاجرت به قم میپردازد. او از دستتنگی و قرض برای سفر به قم میگوید و از اینکه در راه مورد سرقت دزدهای بختیاری قرار گرفتهاند. در ادامه، نویسنده به اوضاع سیاسی کشور پس از اعدام شیخ فضلالله نوری اشاره میکند و هیجان عمومی مردم را توصیف میکند. او اتهامات وارده به شیخ فضلالله نوری مبنی بر دعوت از روسها را دروغ و بهتان محض میداند و معتقد است که تنها جرم او مخالفت با اساس مشروطه بوده است. نویسنده همچنین تمام اتفاقات را ناشی از تحریکات روس و انگلیس میداند که با فریب شاه و همکاری با سران مشروطه، به دنبال اهداف خود هستند. نامه با دعایی برای عاقبت به خیری امور و رفع مفاسد پایان مییابد.
تجلیل از رهبران مشروطه
این شعر با توصیف رنج و خمار جانکاه آغاز میشود و سپس به امید و نوید از رحمت الهی میپردازد. در ادامه، به ظلم و ستم دوران گذشته و خونریزیهای آن اشاره میکند و با ستایش از مجاهدان مشروطه، از تغییر اوضاع به سمت پیروزی و روشنایی سخن میگوید. شعر به نقش رهبران مشروطه، از جمله باقرخان و ستارخان، در مبارزه با بیداد و برقراری عدالت میپردازد و از سید محمد طباطبایی و علمای خراسان به دلیل حمایت از دین و ملت تجلیل میکند. در پایان، با تأکید بر قدرت و عزت خراسان و نقش آن در حمایت از مشروطه، به امیدواری برای آیندهای بهتر اشاره دارد.
دعوت انقلابیون و مشروطهخواهان به رعایت نظم و آرامش
متن با تأکید بر اهمیت موقعشناسی در امور فردی و اجتماعی آغاز میشود و آن را به مهارت پزشکان و سیاستمداران تشبیه میکند. سپس به این نکته میپردازد که دوره هیجان ملی و قیامها که برای تحقق انقلاب مشروطه لازم بود، به پایان رسیده است. در ادامه، هرگونه اقدام به ناامنی و اغتشاش را در شرایط فعلی به منزله مسموم کردن وطن و فراهم آوردن بهانه برای دخالت بیگانگان میداند. متن هشدار میدهد که عدم اتحاد و حفظ امنیت، استقلال ایران را به خطر میاندازد و به تجزیه کشور منجر خواهد شد. در پایان، با استناد به فتوای علمای نجف، تأکید میکند که هدف اصلی انقلاب محقق شده و هرگونه اقدام بعدی که منجر به اغتشاش شود، مفسدهانگیز و حرام است.
سفارشی به فاتحان تهران جهت اعلام عفو عمومی
متن با حمد و ستایش الهی آغاز میشود و موفقیتهای اخیر را مایه شرف تاریخی و حیات ملی میداند. سپس بر لزوم مراقبت از مداخله فتنهجویان و دوری از افساد دشمنان و دوستان نادان، و حفظ اتحاد میان سرداران و طبقات مختلف تأکید میکند. در ادامه، با اشاره به حضور دشمن خارجی و اهمیت رفع وحشت و جلب قلوب، اعلام عفو عمومی برای تمامی مخالفان مشروطیت، به جز مباشرین در اتلاف جان و مال، را از وظایف مهم مملکتداری و سیره پیامبر اسلام (ص) پس از فتح مکه و بصره میداند. در پایان، پیشنهاد میکند که در صورت عدم ایمنی از افساد برخی افراد، مجازاتی جز تبعید به محلی که تأثیرگذار نباشند، اعمال نشود.

انتقاد از اوضاع آشفته و نابسامان تهران پس از فتح آن و نصیحت به سید عبدالله بهبهانی جهت نیامدن از نجف به تهران
متن با ابراز نگرانی شدید از وضعیت آشفته تهران پس از فتح آن آغاز میشود و دلیل اصلی این نگرانی را تسلط گروهی از افراد نادان و بیتجربه بر امور مهم کشور میداند. در ادامه، نویسنده به سید عبدالله بهبهانی توصیه میکند که در شرایط فعلی به تهران بازنگردد، زیرا حضور ایشان میتواند منجر به انتساب هرگونه نقص و مشکل به وی شود و در صورت کنارهگیری نیز به تدریج جایگاه خود را از دست خواهد داد. پیشنهاد میشود که بهبهانی ابتدا به زیارت بیتالله و سپس به اسلامبول سفر کند و پس از ملاقات با مقامات عثمانی و گذشت چند ماه، به تهران بازگردد تا در این فاصله اوضاع بهبود یابد و مجلس جدیدی با وکلای بیغرض تشکیل شود. در پایان، نویسنده بر مغشوش بودن اوضاع تهران، نبود سلطنت و مجلس فعال، بیحالی نایبالسلطنه و جسارت مجاهدین و بختیاریها تأکید میکند و از بهبهانی میخواهد که در صورت تصمیم به سفر به ایران، نهایت احتیاط را به خرج دهد و از غفلت بپرهیزد.
گلایه و احساس خطر از اقدامات تندروانه مشروطه خواهان
نامهای به مخاطبی ناشناس، با ابراز نگرانی از فعالیتهای "انجمن سعادت ایرانیان" و کمیتههای سرّی آن آغاز میشود. نویسنده به برنامههای این انجمن، به ویژه ماده ششم آن که به تصاحب املاک و حقوق زارعین اشاره دارد، انتقاد میکند و آن را مغایر با مشروطیت و نشاندهنده جهالت اعضای کمیته میداند. در ادامه، نویسنده به وضعیت نابسامان قوه مجریه و بازار رشوه اشاره کرده و از عدم اقدام مؤثر برای تشکیل نظام جدید و استخدام صاحبمنصبان نظامی ابراز یأس میکند. در پایان، نویسنده به ورود مسیو پانوف به اسلامبول و اظهارات او درباره بیغرضی ایرانیان و هرج و مرج در جمعآوری اعانات اشاره کرده و بر لزوم تشکیل سریع مراکز و شعبات برای جلوگیری از هرج و مرج و اصلاح امور ایران تأکید میکند.
توافق روسیه و انگلستان بر خلع و خروج محمدعلی شاه از کشور
متن با اشاره به انقلاب در ممالک، به ویژه آذربایجان، آغاز میشود و خلع محمدعلی شاه قاجار و ترک وطن او در ۲۳ شعبان ۱۳۲۷ را بیان میکند. سپس به نقش دولتهای روس و انگلیس در این وقایع میپردازد و اغفال شاه مخلوع توسط روسیه و پناهندگی او به سفارت این کشور را شرح میدهد. در ادامه، نویسنده به وضعیت آذربایجان و همجواری آن با قفقاز اشاره کرده و از مشکلات ناشی از نفوذ روسیه در این منطقه گلایه میکند. در پایان، بهانههای روسیه برای ورود به خاک ایران و آذربایجان، از جمله تهدید ملت و عدم استقرار امنیت، را ذکر کرده و به اشغال عمارت ییلاقی دولتی توسط قشون روس و برافراشتن بیرق دولت خود در آنجا اشاره میکند و هدف نهایی روسها را استقرار امنیت و سپس خروج از کشور عنوان میکند.
.jpeg&w=3840&q=75)
سفارشهای لازم به مشروطهخواهان برای ایجاد وحدت و همدلی
این نامه با اشاره به تلاشهای فلاسفه سیاسی اسلام برای تربیت جامعه و پدید آمدن مشروطیت بدون خونریزی، به نقد نطقهای بیدرایت برخی ناطقین و تجاوزات جراید بیسیاست میپردازد که به خیالات مستبدین کمک کرده و باعث تشویش افکار عمومی شده است. سپس، با اشاره به موفقیت ملت در استرداد حقوق و ترمیم خرابیها پس از استبداد صغیر، بر لزوم جلوگیری از جهل و سخنرانیهای تحریکآمیز و مزخرفات جراید تأکید میکند. در ادامه، از مخاطب میخواهد که به اصلاح و تعدیل لهجه مطبوعات و تقویم انحرافات آنها بپردازد و در جهت تألیف و تحبیب بین ملل اسلامی و دو دولت بزرگ اسلامی تلاش کند و اظهار مضادت و معادات مذهبی را به اتحاد و مؤاخات تبدیل کند. نامه به همراهی احرار عثمانی با مشروطهخواهان ایرانی اشاره میکند و از برگزاری جلسهای در مدرسه شیخالفقها و الحجج برای توفیق علما و حجج و تسدید توحید آنها خبر میدهد. در پایان، با ابراز تأسف از سستی عزیمت هیئت علمیه به دلیل اخبار فتح تهران و خلع و لبس و همچنین تلاش برخی آقایان کربلا برای توقیف حجج و آیاتالله، بر وظیفه مخاطب در تعلیم اخلاق و تعدیل ملکات مردم از طریق جراید تأکید میکند و خواستار جلوگیری از هتک ناموس شرع و تجاوز از حدود الهی میشود.
تبیین معنای مشروطیت و تعیین حدود وظایف طبقات و گروههای اجتماعی
متن با ستایش از مخاطب و تأکید بر اهمیت ترویج احکام اسلامی و هدایت مردم آغاز میشود. سپس به تبیین مفهوم مشروطیت و عدالت میپردازد و آن را نعمتی بزرگ و حاصل فداکاریهای ملت معرفی میکند. در ادامه، حقیقت آزادی را رهایی از استبداد حاکمان و نه خروج از بندگی خدا و قیود شرعی میداند و بر لزوم تبیین صحیح مساوات و مشروطیت برای مردم تأکید میکند تا همگان به ارزش این نهضت پی ببرند. در بخش بعدی، از انجمنهای صنفی میخواهد که به جای دخالت در سیاست، بر تکمیل علمیات و عملیات مربوط به صنف خود تمرکز کنند و هرگونه مداخله سیاسی خارج از وظیفه را دشمنی با دین و وطن میداند. در پایان، از ارباب جراید و ناطقین میخواهد که وظیفه خود را تربیت، ترقی و تهذیب اخلاق ملت بدانند و از امور بیمعنی، هتک نوامیس الهی و تعرض به محترمین پرهیز کنند. همچنین، بر لزوم کنار گذاشتن نسبت استبداد و رفع دودستگی تأکید شده و از وزارت معارف خواسته میشود تا بر تهذیب ارباب جراید و ناطقین جاهل و بیمبالات نظارت کند و افراد مفسد را از وظایفشان منع نماید.


اعلام عدم مداخله در امور سیاسی پس از استقرار مجدد مشروطیت در کشور
این بیانیه با هدف اطلاعرسانی به برادران دینی و حامیان مشروطیت صادر شده است. در ابتدا، نویسنده هدف از تلاشها و مجاهدتهای خود را استقرار مشروطیت و بازگرداندن حقوق ملت بیان میکند و تأکید دارد که جز آسایش مردم و نظم کشور، هیچ غرض دیگری نداشته است. سپس، با توجه به استقرار مجدد مشروطیت، اعلام میکند که دیگر در امور سیاسی مداخله نخواهد کرد و مسئولیت امور را به مجلس شورای ملی و رؤسای ملت واگذار میکند. در پایان، بر وجوب حفظ جان و مال همه مردم، اعم از داخلی و خارجی، شیعه و سنی، تأکید کرده و ریختن خون و بردن مال را حرام و خارج از اسلام میداند.

درخواست پناهندگی از کنسولگری عثمانی
متن با اشاره به ناامنی گسترده در ایران، به ویژه در تبریز، و غیرممکن شدن زندگی در آنجا آغاز میشود. در ادامه، درخواست میشود که کنسولگری عثمانی به دولت عثمانی اطلاع دهد تا نویسنده، خانواده، بستگان و اموالش را از تعرض اشرار حفظ کرده و تحت حمایت خود قرار دهد. در پایان، ابراز امیدواری میشود که این درخواست مورد توجه قرار گیرد و نویسنده خود را دعاگوی دوام دولت عاهره اسلامیه و خادمالشریعه معرفی میکند.
اظهار امیدواری نسبت به استقرار تمام و کمال مشروطیت در کشور
نامه با ابراز امیدواری به تداوم افاضات و افادات آغاز میشود. نویسنده از دریافت نامهای در تاریخ ۲ شعبان و حسن مراقبت در انجام وظایف ابراز امتنان میکند. در ادامه، امیدواری خود را به برکت اتحاد کلمه، مراقبت هیئت علمیه تهران، اسلامپرستی و وطنخواهی سرداران ملی و منتخبین ملت برای استقرار کامل مشروطیت در کشور بیان میکند. مشروطیت از نظر نویسنده، محدود کردن اختیارات تمام ادارات به عدم تجاوز از حدود شرعی و سیاسی است تا حرکتهای خودسرانه و دلبخواهانه که همان استبداد ملعون است، از بین برود. تأکید میشود که اگر این اصول رعایت نشود و ارادات دلبخواهانه در برخی طبقات حاکم باشد، مشروطیت به استبدادی دیگر تبدیل خواهد شد. در پایان، نویسنده ابراز امیدواری میکند که با مراقبت علما، مفهوم واقعی مشروطیت و استبداد و همچنین حقیقت آزادی اعطایی الهی که رهایی ملت از سلطه خودسرانه کارگزاران است (نه رهایی از احکام شریعت)، برای همگان روشن شود و اساس استبداد ملعون در تمام طبقات منهدم گردد.

انتقاد از تندروی مشروطهخواهان و عدم تبعیت مردم از آنها
متن با اشاره به مفاسد و رفتارهای ظالمانه برخی افراد و کمیتهها آغاز میشود. در ادامه، هدف اصلی مجاهدتهای ملت مظلوم را رفع ظلم و تعدیات مستبدانه این افراد معرفی میکند. سپس، از اولیای امور درخواست میشود تا شر و ظلم این افراد را از اهالی همدان رفع کنند و به عموم ملت اعلام میشود که هر حکم و اعلانی از جانب کمیتههای سری یا ستاریه و انجمنهای غیررسمی، حکم طاغوت داشته و پیروی از آن به منزله اعانت جبت و طاغوت است. در پایان، از اولیای امور خواسته میشود تا از فعالیت تمام انجمنهای غیررسمی جلوگیری کنند.

از صحنه بیرون کردن مشروطهخواهان انقلابی و درستکار توسط مشروطهخواهان فرصتطلب
متن با اشاره به ظهور افرادی که در دوران استبداد پرورش یافتهاند و اکنون در لباس مشروطیت ظاهر شدهاند، آغاز میشود. این افراد مانع پیشرفت امور شده و به بدنام کردن خادمان مشروطیت، به ویژه علما، میپردازند تا در صورت بازگشت استبداد، کسی جرئت مقابله نداشته باشد. در ادامه، به جعل تلگرافات و اخبار برای فریب روحانیون و دولتمردان مشروطهخواه اشاره شده و علت این خرابیها را ادامه فعالیت مستبدین تحت لوای مشروطیت میداند. سپس به نمونههایی از بدنام کردن شخصیتهایی چون آقا سید مرتضی اهرمی، حجتالاسلام لاری و آقا میرزا سید حسن مدیر حبلالمتین اشاره میکند. در پایان، بیان میشود که ریاست روحانی از مقاصد این افراد آگاه است و برای رفع این اشتباهکاریها تلاش میکند و به توجه به حجتالاسلام لاری و نگارش تلگرافی در حمایت از آقا سید مرتضی اهرمی اشاره دارد.
تبلیغات ضد دینی و وضعیت غیر اخلاقی تهران پس از پیروزی مشروطهخواهان
نامه با ابراز یأس و ناامیدی از وضعیت موجود و اشاره به آیات و روایات آغاز میشود. در ادامه، به شدت از کسانی که به زعم نویسنده، زحمات انبیا و اولیا را ضایع کرده و منکرات را رواج دادهاند، انتقاد میشود. نویسنده به اعدام بزرگان دین، برپایی دکانهای مسکرات و فحشا و وضعیت نامناسب اخلاقی در تهران اشاره میکند و از بیتوجهی به فریادهای علما گلایه دارد. سپس، به توفیق عده قلیلی از مؤمنین در عدم مشارکت در اضمحلال دین اشاره شده و استدعای بقای وجود مخاطب نامه (آقا سید محمدکاظم طباطبایی یزدی) مطرح میشود. در بخش بعدی، به فعالیتهای مشروطهخواهان سکولار در تنفر پراکنی علیه علما و وضعیت خوار شدن روحانیون اشاره شده و نمونههایی از آن ذکر میشود. نویسنده مرگ را برای مؤمنان در این زمان بهتر از زندگی میداند و به حضور نیروهای روسی در ایران و بیتوجهی به هشدارهای علما اشاره میکند. در پایان، نویسنده از هفت ماه مخفی بودن خود در تهران و احتمال رفتن به قزوین به دلیل تأمین از کمیته ستار خبر میدهد و هدف از نگارش نامه را یادآوری خود به مخاطب ذکر میکند.

تأکید به رهبران مشروطه بر حفظ آبرو و جان و مال و نوامیس مردم و پرهیز کمیتههای محلی از اقدامات خودسرانه
متن با سلام و تحیت به مجلس عالی، انجمنهای ایالتی و ولایتی، سرداران و اردوهای ملی آغاز میشود و خدمات آنان را در راه وطن و دین مبین و اعتلای مشروطیت اسلامی ستایش میکند. در ادامه، بر لزوم پایبندی کامل به قوانین و پرهیز از هرگونه تخلف تأکید شده و از تعرض به افراد، درخواست پول به نام اعانه و اعمال استبدادی مانند جریمه گرفتن نهی میکند. در پایان، با اشاره به اتحاد دولت و ملت و قوانین مملکت، استقلال کمیتههای مجاهدین را موجب هرج و مرج دانسته و از اردوهای ملی و مجاهدین میخواهد که از رفتارهای خودسرانه و اخذ جریمه به نام اعانه پرهیز کنند، چرا که این اقدامات را در راستای اهداف استبداد سابق و دشمنی با دین و وطن اسلامی میداند و تخلف از آن را بر عموم مسلمانان واجب میشمارد.


تلاش در جهت مصالحه میان دولت و مشروطهخواهان معارض و اقناع مراجع نجف، و مخالفت انگلستان و روسیه با ایجاد مصالحه
این متن با اشاره به هزینههای تاریخی ایران در برابر قدرتهای خارجی آغاز میشود و بر لزوم حفظ استقلال کشور در برابر نفوذ روسیه تأکید میکند. در ادامه، نویسنده به نقش خود در مقابله با زیادهخواهیهای روسیه و تلاش برای ایجاد مصالحه میان مشروطهخواهان و دولت اشاره میکند. او از سکوت تبریز، رشت و اصفهان در زمان گرفتاری تبریز انتقاد کرده و حرکت سپهدار و سردار اسعد را ناشی از تحریک انگلستان میداند. نویسنده همچنین به تلاشهای خود برای اقناع مراجع نجف به منظور ایجاد وحدت و جلوگیری از بازگشت استبداد اشاره میکند و از عدم تمایل خود به پذیرش وکالت مجلس سخن میگوید. در پایان، به ملاقاتهای خود با کنسولهای روس و انگلیس و مخالفت آنها با مصالحه اشاره کرده و از عینالدوله به عنوان حامی ملت یاد میکند، هرچند او را مشروطهخواه نمیداند.
.jpeg&w=3840&q=75)
لزوم کمک مالی به مشروطه به مثابه تکلیف دینی و ملی
متن با اشاره به بدیهی بودن نیاز دولت و مملکت به کمک مالی مردم برای رهایی از تنگناهای کنونی آغاز میشود. سپس بر غیرت دینی و وطنی ایرانیان تأکید میکند که کمتر از سایر ملتها نیست، اما این کمک مشروط به مسدود شدن راههای حیف و میل و جلوگیری از دخالت کمیتههای سری و چپاولگران است. همچنین، جمعآوری و مصرف وجوه باید به دست معتمدین ملت سپرده شود تا تجربه ناموفق گذشته تکرار نشود. در ادامه، بیان میشود که با رعایت این شرایط، مردم از کمک مالی دریغ نخواهند کرد و آن را جهاد فی سبیل الله خواهند دانست. در پایان، نویسنده اعلام میکند که خود و سایر خادمان شریعت، تکلیف دینی و وطنی را به عموم مردم اعلام خواهند کرد و پیشنهاد میشود که این اقدامات در تهران با امضای علما، امرا، شاهزادگان و تجار و در سایر شهرها با امضای علما و اعیان و توسط انجمنهای ایالتی و ولایتی انجام شود.

تبیین مستدل و ملایم اصول و مبانی مشروطیت و پرهیز از خشونت در کلام
این متن با تأکید بر لزوم گفتار ملایم و پرهیز از خشونت در ترویج مشروطیت آغاز میشود. نویسنده بیان میکند که دانشمندان باید سخن را به اندازه عقول مخاطبان بگویند و تندی در کلام، موجب تنفر و ایجاد فتنه است. سپس به اهمیت اتحاد و همدلی ملت ایران برای استقلال و اجرای صحیح قانون اساسی در مشروطیت اشاره میکند و نقش دانشمندان و روزنامهنگاران را در آگاهسازی مردم از عقاید جدید و ترک عادات استبدادی با زبانی شیرین و عباراتی نمکین، برجسته میسازد. در ادامه، به توحید به عنوان اصل اعظم دین اسلام و فصل اول متمم قانون اساسی اشاره کرده و سلطنت مشروطه را ودیعهای الهی میداند که از طریق ملت به پادشاه تفویض شده است. نویسنده به نقد روزنامهنگاری میپردازد که در مورد نصب سلطنت، اراده ایرانیان و تقدیر آسمانی را دخالت نمیدهد و این را از مندرجات قدیمه میشمارد. در پایان، با استناد به اصل سی و پنجم متمم قانون اساسی، که سلطنت را موهبتی الهی از طرف ملت به پادشاه میداند، از مجلس و روزنامهنگاران میخواهد که این اقوال را جبران کرده و ملت را امیدوار سازند.
تشکر از سرداران و عموم مردم ایران در استقرار مجدد مشروطیت، لزوم تشکیل مجلس سنا و انتخاب پنج نفر مجتهد ناظر بر مصوبات مجلس شورا از تهران، به رأی نمایندگان
تلگرافی به میرزا صادق خان مستشارالدوله، ضمن تبریک افتتاح مجلس ملی، بر لزوم شکرگزاری از خداوند برای این موهبت الهی تأکید شده است. در ادامه، از دینپرستی و وطنپروری نمایندگان ملت که سعادت و استقلال کشور را به دست آوردهاند، قدردانی میشود. همچنین، از نمایندگان خواسته شده تا خودخواهی و نفسپرستی را کنار گذاشته و برای اعتلای دین، احیای دولت و ملت، آبادانی کشور و استقلال از بیگانگان تلاش کنند. تجدید رسوم شرعیه، حفظ نوامیس الهی، رفع جهالت و تربیت ملت از وظایف اصلی شمرده شده و بر لزوم اصلاح ذاتالبین ملت، به ویژه در آذربایجان، تأکید شده است. در پایان، انتظار برای افتتاح مجلس سنا و معرفی موقت هیئت مجتهدین ناظر بر مصوبات مجلس شورای ملی، تا زمان انجام تحقیقات کامل، بیان شده است.


شرح رفتار مخالفان مشروطه با وی
این روایت به شرح وقایع تبریز در اوایل جمادیالاول ۱۳۲۶ قمری میپردازد، زمانی که خبر تخریب دارالشورای اعظم به تبریز رسید. مستبدین محلات شتربان و سرخاب، با حمایت ایلات و عشایر، در "انجمن اسلامیه" گرد آمدند و به مخالفت با احکام آیات عظام و آزار و اذیت مشروطهخواهان پرداختند. نویسنده که خود را فردی بیطرف و مصلح معرفی میکند، ابتدا در خانه خود گوشهنشین میشود، اما پس از مدتی برای کسب اطمینان به خانه مقتدرالدوله میرود. او از مقتدرالدوله میخواهد که از رئیس انجمن اسلامیه (حاجی میرزا حسن) درباره وضعیت خود استخبار کند. حاجی میرزا حسن در پاسخ، به نویسنده اطمینان میدهد که کسی با او کاری ندارد و میتواند با خیال راحت در خانه خود بماند. با این حال، نویسنده که پیشتر برای جلوگیری از درگیریهای محلی، تفنگهایی را به مجاهدین ششگلان و باغمیشه سپرده بود، به اتهام همکاری با مشروطهخواهان دستگیر و به انجمن اسلامیه برده میشود. در آنجا مورد توهین و تحقیر قرار میگیرد و اموالش غارت میشود. او در بالاخانهای محبوس میشود که در معرض گلولهباران مجاهدین قرار دارد و دو ماه را در شرایط سخت و با بیماری سپری میکند. پس از ورود عینالدوله به تبریز، نویسنده به اردوگاه او منتقل میشود و در آنجا بیگناهی خود را اثبات میکند. شاهزاده به او اجازه میدهد به خانه بازگردد، اما نویسنده به دلیل قولی که به حاجی میرزا حسن داده بود، برای مدتی به باسمنج میرود. در نهایت، پس از مغلوبیت قشون دولتی و فرار مستبدین، نویسنده در ۲۴ رمضانالمبارک با فراغت خاطر به شهر بازمیگردد.
تلاش در جهت تبیین و تشریح مشروعیت
متن با دعای خیر برای مخاطب آغاز میشود و به تلاشهای گذشته برای تبیین مفهوم عدالت و مشروطیت اشاره دارد. در ادامه، با ابراز نگرانی از برخی رفتارهای نامناسب و مغایر با شریعت که از سوی عدهای سر میزند، از مخاطب میخواهد که در جلوگیری از این اعمال در میان مردم اهتمام ورزد. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که لایحهای را که در خصوص مشروطیت نوشته و منتشر شده است، برای مردم توضیح دهد و تبیین کند.

شکایت از رفتار ظالمانه مشروطهخواهان
متن با ابراز تأسف از عدم حضور در جمع مخاطب آغاز میشود و به وضعیت نابسامان رشت تحت حکومت مشروطهخواهان اشاره میکند. در ادامه، به حبس چهار نفر از مجاهدین رشت بدون تحقیق و عدم اعتنای انجمن ایالتی به درخواست مردم برای تشکیل انجمن استنطاق اعتراض شده است. در پایان، نویسنده به نقش خود در آرام کردن مردم و انتظار برای پاسخ از دارالشورای مقدس اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که به این موضوع اهمیت دهد.
انتقاد از بیمسئولیتی سیاسیون مشروطهخواه پس از فتح تهران و بیتوجهی به سرنوشت کشور
این شعر با لحنی انتقادی و تند، به نقد عملکرد سیاسیون مشروطهخواه پس از پیروزی مشروطه میپردازد. در ابتدا، به ویرانی کشور و مایه ننگ بودن خود و مخاطب اشاره میکند و سپس به اختلافات داخلی، اتهامزنیها و بیکفایتیها میپردازد. در ادامه، به نقش مخرب هر دو گروه (مستبد و مشروطهخواه) در تخریب وطن اشاره میکند و با کنایه به سوءاستفاده از مردم و بدتر شدن اوضاع ایران میپردازد. در پایان، با مقایسه خود و مخاطب با خر و اشاره به حقارت در برابر بیگانگان و درگیریهای داخلی، وضعیت اسفناک کشور را نتیجه عملکرد این افراد میداند و از آیندهای پر از فتنه ابراز نگرانی میکند.
پرهیز شدید از بدنام کردن و دلسرد نمودن مجاهدان واقعی مشروطیت
متن با خطاب به مدیران جراید آغاز میشود و به انتقاد از بدنام کردن و متهم ساختن بزرگان و مجاهدان مشروطیت میپردازد که با جان و مال خود در راه استقلال وطن فداکاری کردهاند. سپس به این نکته اشاره میکند که این اقدامات باعث دلسردی و پشیمانی وطندوستان میشود و از عدم حمایت از خانوادههای شهدا گلایه میکند. در ادامه، به وضعیت کنونی کشور پس از مشروطیت اشاره میکند که همچون طفلی شیرین نیازمند دایه است و نباید اشخاصی که به منزله دایه هستند، رنجانده شوند. به عنوان نمونه، از آیتالله نورالله ثقهالاسلام اصفهانی نام میبرد و خدمات او در دوران استبداد صغیر و همکاری با خوانین بختیاری را یادآور میشود و اتهامات ناروا علیه او را رد میکند. در پایان، از جراید میخواهد که از درج مطالب غرضورزانه و کذب پرهیز کنند، زیرا این کار باعث دلسردی بزرگان و طبیبان جامعه میشود و کشور را نیازمند طبیب خارجی خواهد کرد. همچنین بر اهمیت معارف و علم برای پیشرفت ملت تأکید میکند.
تقدیر و تشکر از زحمات و مجاهداتهای مراجع مشروطهخواه نجف
متن با اشاره به نقش خون شهدا در برانگیختن غیرت پیشوایان دین آغاز میشود و به اهمیت شکرگزاری از نیکوکاران، به ویژه مراجع مشروطهخواه نجف، میپردازد. در ادامه، نویسنده بر عظمت خدمات این بزرگان در تاریخ اسلام تأکید میکند و وظیفه نمایندگان ملت را تشکر و سپاسگزاری از آنان در جهت استحکام مشروطیت و سعادت ملت میداند. در پایان، از وکلا درخواست میشود تا تشکرات صمیمانه خود را به مراجع نجف، به ویژه میرزا حسین طهرانی، ملا محمدکاظم خراسانی و آقا شیخ عبدالله مازندرانی، تقدیم کنند که با مجاهدتهای خود، سنن اسلام را احیا کرده و حقیقت دین مبین را در برابر اتهامات مغرضین روشن ساختند و ثابت کردند که شریعت اسلام با اصول تمدن و عدل محض سازگار است.
چگونگی حفظ مشروطیت از تهدیدات و مخاطرات
متن با اشاره به تجربیات نویسنده در دوران استبداد کبیر، مشروطه اول و استبداد صغیر آغاز میشود و به غارت اموال و کتابخانه او در تبریز اشاره میکند. سپس به تحلیل علل ناکامیهای گذشته در حفظ مشروطیت میپردازد و جهالت مردم و افراط و تفریط گروههای مختلف را عامل اصلی میداند. در ادامه، به نقش مجاهدین و علما در بازگرداندن مشروطه اشاره کرده و بر لزوم هوشیاری و عدم اطمینان به وضعیت موجود تأکید میکند. در پایان، نویسنده راهکار حفظ مشروطیت را در اعتدالگرایی، اتحاد مردم و استفاده از روزنامهها برای آگاهیبخشی میداند و نسبت به سوءاستفاده بیگانگان (روسها) از اختلافات داخلی هشدار میدهد.
انتقاد شدید از مشروطیت و مشروطه خواهان
متن با استناد به آیات قرآن، وضعیت عمومی ابتلا و سختیها را در جامعه تبیین میکند و آن را نتیجه اعمال انسانها میداند. سپس به نقد افراطیگری فرنگیان در آزادی و انکار حقایق میپردازد و حیلهگری و تزویر را اساس سیاست آنها معرفی میکند. در ادامه، به تقلید نادانانه برخی مسلمانان از فرنگیان و ترک آداب مذهبی اشاره میکند و مجامع مشروطهخواهی را به دلیل عدم جامعیت و افراط در آزادیطلبی مورد انتقاد قرار میدهد. نویسنده، بیکفایتی و بیاخلاقی مشروطهخواهان را عامل عدم پیشرفت و ایجاد هرج و مرج در کشور میداند و بر لزوم رعایت اصول اسلامی و اخلاقی تأکید میکند. در بخش پایانی، به جایگاه فقرا و درویشان حقیقی در تاریخ اسلام و ایران (بهویژه در دوره صفویه) اشاره کرده و نقش آنها را در پیشبرد امور سیاسی و اجتماعی برجسته میسازد. همچنین، به اهمیت کسب حلال و دوری از تنبلی و بیکاری در سیره بزرگان عرفان میپردازد و در نهایت، با اشاره به شهادت یکی از بزرگان در سال ۱۳۲۷ قمری و وضعیت ناامنی و آشوب کنونی، برای اعتلای اسلام و استقلال ایران دعا میکند.
تشکر از اقدامات آقا محمدباقر همدانی در حمایت و پیشرفت مشروطیت در همدان
این نامه با تشکر از اقدامات آقا محمدباقر همدانی در حمایت از مشروطیت و ترویج شریعت آغاز میشود. نویسنده از تحمل ناملایمات در راه اعتلای عدالت و رفاه مردم ابراز خرسندی میکند و این مجاهدات را مورد توجه امام عصر (عج) میداند. در ادامه، از هیئت علمیه نجف اشرف به دلیل تشکر و اذعان به نقش مؤثر آقا محمدباقر در پیشرفت مشروطیت و عدالت در همدان سخن به میان میآید. در بخش دوم نامه، نویسنده به گزارشی از همدان اشاره میکند که در آن، یک طلبکار به نام آقا مهدی (پسر آقا موسی) که برای استیفای سهم خود به عدلیه مراجعه کرده، نه تنها به حق خود نرسیده، بلکه حبس و جریمه شده است. نویسنده این اتفاق را بسیار عجیب و مایه یأس میداند و از آقا محمدباقر همدانی میخواهد که بر کلیه اقدامات و صحت عمل ادارات، به ویژه عدلیه، نظارت و مراقبت کند تا امور به درستی انجام شود و از تخلف و تخطی از حق جلوگیری به عمل آید و بدخواهان فرصت سوءاستفاده نیابند. در پایان، بر لزوم تحقیق و مداقه در این قضیه خاص و مجازات مرتکبین و استرداد آنچه به ناحق گرفته شده، تأکید میشود تا از تکرار چنین خلافکاریهایی جلوگیری شود.

جلوگیری از اقدامات خودسرانه مجاهدان مشروطه خواه
نامه با دعای خیر برای مخاطب و آرزوی موفقیت در رهایی ملت از شر اشرار آغاز میشود. در ادامه، به اطلاع میرساند که برخی افراد سودجو با پوشش مجاهد، به تعدی و چپاول رعیت مشغول شدهاند که این امر به آبروی مخاطب لطمه میزند. از مخاطب خواسته شده است که به هر نحو ممکن از این اقدامات جلوگیری کرده و مجاهدان واقعی را از افراد فرصتطلب متمایز سازد تا مردم در آسایش و رفاه باشند. در پایان، مجدداً بر لزوم جلوگیری از آزار و اذیت مجاهدین صوری تأکید شده است.

دستاوردهای معکوس از مشروطیت
متن با اشاره به بحرانهای مکرر کابینه وزرا در دوران مشروطه آغاز میشود و نگرانی از پیامدهای منفی این تغییرات را بیان میکند. در ادامه، به ناکارآمدی وزرای معارف، عدلیه و مالیه اشاره شده و تأکید میشود که وزرا به جای انجام وظایف تخصصی خود، تنها به دنبال منافع شخصی هستند. سپس، نویسنده به این نتیجه میرسد که تمام اقدامات و حرکات مشروطهخواهان، به جای آبادی و آسایش، منجر به هرج و مرج، قتل و غارت و عدم امنیت شده است. در پایان، به انحراف مجلس شورای ملی از اهداف اصلی خود و نیز رفتار ظالمانه فاتحین و مجاهدین با مردم، که حتی از دوران استبداد نیز بدتر است، انتقاد میشود.
افشای مواضع فرصتطلبانه انگلستان و روسیه در حمایت از مشروطیت ایران
متن با تبیین تفاوت انسان و حیوان در قابلیت ترقی و آزادی اراده آغاز میشود و بیان میکند که جهل میتواند مانع پیشرفت انسان شود و او را به ورطه وحشیت بکشاند. سپس به این نکته اشاره میکند که اروپاییان، مسلمانان و آسیاییها را وحشی مینامند تا از آنها بهرهبرداری کنند، نه از سر دلسوزی. در ادامه، نویسنده به موانع پیشرفت ایرانیان اشاره میکند که دو قدرت استعماری (روسیه و انگلیس) هستند. متن به نقد شدید سیاستهای روسیه میپردازد و آن را قصاب نوع بشر میخواند که با اقدامات غاصبانه خود در ایران، منفور مسلمانان آسیا شده است. سپس به غفلت سر ادوارد گری (وزیر خارجه وقت انگلیس) در همراهی با روسیه اشاره میکند و این همراهی را موجب کاهش منزلت انگلیس در میان ایرانیان و مسلمانان میداند. نویسنده استدلال میکند که منافع اقتصادی و سیاسی انگلیس در آسیا با همراهی ایرانیان تأمین میشود، نه با روسیه. در پایان، با ذکر شواهدی از کارشکنیهای روسیه علیه انگلیس در ایران و سوءظن روحانیون نسبت به اقدامات کنسول انگلیس در بغداد، از پادشاه انگلیس میخواهد که از همدستی با روسیه دست بردارد و به حقانیت بازگردد.
شکایت از ناسپاسی مشروطهخواهان در حق مراجع مشروطهخواه و فریبکاری کنسولگری روسیه در بغداد
این نامه با ابراز خرسندی از غیرت دینی مخاطب آغاز میشود. سپس به ناسپاسی مشروطهخواهان نسبت به زحمات علمای مشروطهخواه اشاره میکند و این ناسپاسی را به آنچه بر اهل کوفه از سوی سید اوصیاء رسید، تشبیه میکند. در ادامه، به اتهامات ناروایی که مشروطهخواهان به علما مبنی بر ارتباط با کنسول روس و فروش دین و وطن وارد کردهاند، پاسخ میدهد. نویسنده شرح مکاتبات خود با کنسول روس را از ابتدا تا انتها بیان میکند و توضیح میدهد که تنها یک تلگراف رسمی در زمان استبداد صغیر برای اعلام بیاعتباری معاهدات با محمدعلی میرزا ارسال شده است. همچنین، به نامهای از کنسول جدید روس اشاره میکند که برای حفظ زوار روسی به بغداد آمده و درخواست همکاری داشته است. نویسنده در پاسخ به این نامه، نفرت خود و ملت ایران را از حضور قشون روس در ایران ابراز کرده و کنسول نیز در جواب، از خروج بخشی از قشون و وعده خروج بقیه خبر داده است. نویسنده تأکید میکند که تمام ارتباطات با کنسول روس در همین حد بوده و اتهامات وارده ناشی از توطئه دشمنان دین و اسلام برای نابودی قوای روحانی است. در پایان، به مخاطب هشدار میدهد که فریب تبلیغات و کاغذپرانیهای تبعه روس را نخورد و توضیح میدهد که این اقدامات برای فریب علما و رجال عثمانی و ایران بوده است. نامه با اشاره به آیه «و یمکرون و یمکر الله و الله خیر الماکرین» و وعده پیگیری مسئله قضاوت به پایان میرسد.

شکایت از تبرئه ستمگران ضد انقلاب در فارس و محکومیت ستمدیدگان در مشروطیت دوم
این نامه به مجلس شورای ملی، شکایتی است از تبرئه غارتگران و ستمگران فارس (ابناء قوام، علیقلی خان و خوانین کراش) که در جریان مشروطیت دوم به مردم لارستان و سبعهجات ظلم کرده و اموالشان را غارت و خون سادات و طلاب را ریختهاند. نویسنده از انتخاب وزیر داخلهای که چنین تلگراف بیمغزی صادر کرده و شکایات لاریها را بیاساس دانسته، ابراز تعجب میکند. نامه به نقش سید عبدالحسین لاری و مردم لار در برپایی مشروطیت در جنوب ایران اشاره دارد و اقدامات آنها را در مقابله با استبداد و محاصره ابناء قوام و خوانین کراش در شیراز یادآور میشود. سپس به خیانت محمدعلی میرزا و حمله ناگهانی ابناء قوام به لار و غارت و کشتار چهارده روزه اشاره میکند. در پایان، از مجلس شورای ملی درخواست میشود که خرابیها را جبران کرده، از ظالمین انتقام بگیرد و از سید عبدالحسین لاری و مردم لار حمایت کند تا موجب خشنودی آیتالله خراسانی شود.
تکذیب شایعات مربوط به مراجع و هشدار نسبت به تضعیف نفوذ آنها توسط مشروطهخواهان
نامه با اشاره به دریافت نامهای از مخاطب آغاز میشود که حاوی شرحی از اکاذیب و اتهامات واصله از نجف اشرف مبنی بر ارتباط بزرگان دین با کنسول روس و اسلامفروشی است. نویسنده ضمن ابراز تعجب از این شایعات، به صدمات وارده بر انبیاء و اوصیاء اشاره کرده و حملات مشروطهخواهان را به تمسخر میگیرد. در ادامه، به نامهای که در پاسخ به کنسول روس درباره نفرت ملت از حضور قشون روس در ایران نوشته شده، اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که مندرجات جراید را تکذیب کند. نویسنده سیاست همسایگان را در نابودی قوای مادی و معنوی ایران مؤثر میداند و تنها راه نجات را در حفظ قوه روحانیت میبیند. او به دو دسته از افراد اشاره میکند: لامذهبان معاند و کسانی که ناآگاهانه تحت تأثیر دسیسهها قرار گرفتهاند و به تضعیف روحانیت دامن میزنند. نویسنده از جراید اسلامی استانبول به دلیل انتشار این اکاذیب و نسبت دادن اسلامفروشی به حافظان دین ابراز حیرت میکند. در پایان، با تأکید بر اینکه این شایعات برای گسیختن اقدامات مجاهدانه اقتصادی و اتحاد عشایر است، هشدار میدهد که تضعیف قوه روحانیت به ضرر اساس اسلامیت و استقلال ایران خواهد بود و حفظ نفوذ روحانیت برای بقای مشروطیت و استقلال ایران ضروری است.

تلاش دشمنان در سلب نفوذ معنوی مراجع مشروطهخواه و لزوم احترام و حفظ شئون آنها
این نامه با ستایش از خدمات آخوند خراسانی در برقراری مشروطیت آغاز میشود و نقش بیبدیل ایشان را در این مسیر یادآور میشود. در ادامه، بر لزوم حفظ احترام و شئونات مقام روحانیت به عنوان اصلی دینی و ضامن شرف، سعادت و ترقی ایرانیان تأکید میکند. سپس، با اشاره به بازگشت مشروطیت پس از استبداد صغیر به واسطه احکام مراجع، نفوذ روحانیت را تنها راه نجات ایران از چنگال اجنبیان معرفی میکند. در پایان، به دسیسههای دشمنان اسلام و ایران برای تضعیف نفوذ مراجع مشروطهخواه اشاره کرده و با استناد به آیه قرآن، بر اتمام نور الهی تأکید میکند.
اظهار نگرانی شدید از اقدامات دولت مشروطه بر ضد انقلابیون واقعی
تلگراف با ابراز نگرانی شدید از اقدامات دولت مشروطه آغاز میشود و به بدنام کردن ستارخان و باقرخان و خلع سلاح مجاهدین حقیقی کشور اشاره میکند. در ادامه، به عدم اجرای احکام آیات عظام خراسانی و مازندرانی و مسامحه در پیگیری قاتلین آیتالله بهبهانی اعتراض شده و این وقایع را بدتر از به توپ بستن مجلس میداند. در پایان، از دولت خواسته میشود تا با مشاوره وزرا و رئیسالوزرا، برای تأمین امنیت جنوب و فارس تصمیم عاجل اتخاذ کند.
ابراز انزجار و شکایت از صاحبان برخی جراید در هتک حیثیت حامیان و خادمان مشروطیت
متن با ابراز نگرانی از وضعیت مطبوعات آغاز میشود که با درج وقایع نادرست و اکاذیب، به هتک حیثیت افراد شریف و محترم میپردازند. این اقدامات را موجب فساد عمومی، انزجار مردم و دلسردی عقلا از مشارکت در امور کشور و خدشهدار شدن اساس مشروطیت میداند. سپس به طور خاص از روزنامه مجلس انتقاد میکند که با وجود جایگاه مقدس خود، به درج مطالب توهینآمیز علیه شخصیتهایی چون امام جمعه قوچان، که خدمات ارزندهای به ملت و مشروطیت داشتهاند، میپردازد. در پایان، درخواست میشود که برای ساماندهی مطبوعات اقدامی فوری صورت گیرد تا از پیامدهای فاسد این وضعیت و به خطر افتادن ناموس مملکت جلوگیری شود.
علت افول و انحطاط جوامع اسلامی؛ جدایی امور دینی و دنیوی و ابزار نگرانی از انحرافات عقیدتی پس از استقرار مشروطیت
متن با تأکید بر لزوم تطابق قوانین با قواعد اسلام و اهمیت آن در جلب قلوب مردم آغاز میشود. سپس با استناد به تعریف عدالت از دیدگاه فقها، عرف عام و حکما (به ویژه خواجه نصیرالدین طوسی)، به تبیین مفهوم عدالت به عنوان تساوی و تناسب اجزا در هر مرکب میپردازد و نقش آن را در پایداری آسمان و زمین و نظام اجتماعی تشریح میکند. در ادامه، نویسنده افول جوامع اسلامی را ناشی از جدایی سه رکن اصلی (ناموس الهی، حاکم انسانی و دینار به عنوان معیار عدالت) میداند و به نقد عملکرد پادشاهان قاجار، فساد اداری، نفوذ بیگانگان و بیتوجهی به شریعت پس از مشروطیت میپردازد. متن با هشدار به مسلمانان درباره خطرات انحراف از اسلام و دعوت به حفظ غیرت دینی و بازگشت به اصول شریعت و عدالت الهی به پایان میرسد.

نابسامانی اوضاع کشور پس از مشروطیت در مقایسه با پیش از آن
متن با انتقاد از وضعیت کشور پس از مشروطه آغاز میشود و بیان میکند که امور مملکت به دست افراد مغرض و نادان افتاده و هیچ کار صحیحی انجام نشده است. در ادامه، بیقانونی و بینظمی موجود را صد درجه بدتر از دوران استبداد میداند. برای نمونه، به موضوع معادن نمک اشاره میکند که با هدف صرفهجویی و افزایش درآمد، مالیاتی بر آن وضع شد. اما دولت با ایجاد ادارات پرهزینه، مخارجی دو برابر عایدات ایجاد کرد و قیمت نمک را به حدی افزایش داد که نارضایتی عمومی را در پی داشت. در پایان، به بیربطی احزاب سیاسی به مسئله معادن نمک و ادامه بحث و مذاکره در این خصوص در مجالس مختلف اشاره میکند.