کنشگران / عالمان دینی

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم به عرض می‌رساند: نَسألُ اللهَ المَنَانَ اَن یَمُنَّ عَلَینا [و] مَعشَرَ المؤمنینَ باطالَهِ عُمر حَضرَتِکُم وَ تَکثیر اَمثالِکُم [۱]. از حال دعاگویان استحضار فرمایید، لِلحمد، جز صباح آخر عمر را، در تحت بقعه مبارکه حضرت أبی‌الآئمه، به دعاگویی مصروف؛ لکن نمی‌دانم در این ذنب [۲] عمر چه نحو در ذنب [۳] واقع، که به هیچوجه، حال فراغت و راحت، از برای دعاگویان نیست! چگونه حال فراغت؟ و حال آن که، کلَّ یوم و لیلهٍ، [۴] اخبار قتل نفوس محترمه و سلب اَعراض [۵] و نَهب [۶] اموال، از هر صُقع [۷] ایران - خاصه آذربایجان - قَرع سمع [۸] و اِحراق قلب [۹]، می‌نماید. سبحان الله! مگر مؤمنین اهل ایران، به جهت اِعلاءِ کلمه مشروطه - که عبارت از دفع و رفع جَزافیات [۱۰] ارباب ظلم است - مرتد و مهدورالدم [۱۱] شدند!؟ نمی‌دانم چگونه، بعضی امر را به ذات اقدس ملوکانه مشتبه کردند که به کلّی از رعایا اغماض فرموده که این شکل، ضِعاف [۱۲] رعیّت مبتلا [شده‌اند]، نه صاحب جان و نه مالک عِرض و مال هستند؟ و معلوم است که دفع یا رفع همچو غائله‌ای که تُلمه [۱۳] عظیمه بر اسلام است از بعضی اَبناءِ نوع [۱۴] که وَ مَا یَنطِقُ عَن الهَوی [۱۵] مَرجُوٌ [۱] نیست؛ لکن از وجود مقدس جناب مستطاب عالی، که مرجع تقلید و داعی [۲] واقعی دولت و حافظ حدود ملت [۳] هستید، البته متوقع است؛ با این حال، چه شد که تسامح فرموده، جلوگیری نفرموده‌اند؟ لذا دعاگویان، مستدعی‌اند که جناب مستطاب عالی - حِفظاً لِدماءِ المُسلمین و اِحقاقاً لِحَقِهم [۴] - در مقام رفع غائله برآمده، ذات اقدس ملوکانه را از حالات بعضی اجزاء [۵] که خود را دولت‌پرست و خیرخواه رعیت [۶] جلوه داده‌اند؛ و حال آن که یَقولُونَ بأفواهِم ما لَیسَ فی قُلوبهم [۷]، آگاه فرموده، تا ان شاء الله، جلوگیری شده و بعدها، قتل نفوس و هتک اَعراض و نَهب اموال نشود. و ماضِیه [۸] را هم به اعطاء مجلس محترمه شورای ملی، تدارک فرمایید. معلوم است که بقاءِ دولت به حفظ نفوس و حدود رعیت است. زیاده، چه تصدیع شود! دعاگویان، مراقب بذل توجه جناب مستطاب عالی، در ترفیه [۹] اخوان مؤمنین و اطلاع از حقیقت امر هستیم. و السلام علیکم. الاحقر: نجل الحاج میرزا خلیل محمدحسین طهرانی، الاحقر: محمدکاظم خراسانی، الاحقر: عبدالله مازندرانی **جواب** به عرض عالی می‌رساند: نمیقه انیقه [۱۰] خیلی محترمه زیارت شد. نهایت مفتخر و مسرور شدم. اظهار ملامت از واقعه حدیثه [۱۱] ایران و تَسامح داعی در رفع غائله فرمودید. تکلیفاً، لازم شمرده که حقیقت را به عرض برساند و گمان نمی‌کنم در همچه حال شکستگی و یأس از تَعیُّش [۱۲] در دنیا، نطق از روی هوی بکنم! مرقوم فرمودند که: «چه شد این شکل، اهالی ایران مبتلا به قتل نفس و نَهب اموال شدند؟». مصدع می‌شوم که: جهت خارجیّه است، بلکه به وزر [۱۳] سوءِ اعمال مدت دو سال ماضیه خودشان بودند، مکافات شدند؛ زیرا که عده‌ای از اهالی ایران، در این مدت قلیله، به اسم مشروطه، خودشان را از هر حیث - حتی قیود شرعیّه - احرار و مطلق [۱] دانسته، به هیچوجه عزّ و احترام از برای اسلام و مسلمین باقی نگذاشتند. تفصیل مناسب است. مختصراً تُصدیع [۲] می‌نماید: اهالی ایران، بدنام؛ زیرا که مشروطه‌طلبان از اول مطلب، شِرذِمه‌ای شاذه، از مفسدین ایران هستند، و حجج اسلام، نائی [۴] واقع شده، معایب این عده به مَرئی [۵] و مَسمَع [۶] آن وجودات سامیه [۷] نیست. الشاهِدُ یری ما لا یَریَ الغایبُ [۸]. نمقه الجانی: محمدحسن کبیر مازندرانی آنچه عرض شد، به اقتضای تکلیف بود و امیدوارم که بعدها، به خطوط بعضی مفسدین و اخبار کاذبین، امر مشتبه نماند! نغوذُ بالله من شُرور الناس [۹]. *** **[سؤال]** بسم الله الرحمن الرحیم معروض محضر منوّر حجج اسلام و مروّجین احکام مَدّ اللَهُ ظِلاَلهُم عَلَی رُوُس الآنام [۲] می‌دارد: در توقیع [۳] مقدس حضرت ولیّ عصر عجّل الله فرجه به ما پیروان مذهب جعفری، خطاب مستطاب چنین صادر شده است که: اَمَّا الحَوادثُ الواقِعهُ فَارجعُوا فِیها إلی رُواهِ اَخبارنا. [۴] یکی از حوادث بزرگ که در عصر ما واقع شد، در موافقت کردن و مخالفت نمودن آن تکلیف ما مسلمان‌ها رجوع به شما سلسله جلیله مجتهدین، داستان مشروطه بود که همه دیدید و شنیدید این وضع مُستَحدَث [۵] که از مختّرعات [۶] مردم اروپا بود و معمول‌به آن ملل در هیئت اجتماعیه خودشان است، آیا با دین مبین اسلام کارساز است یا خیر؟ و قانون مساوات و حُریّت [۷] که اساس عمده این وضع است با قوانین مقدسه شرع مطاع، منطبق می‌شود یا خیر؟ و تکلیف کافه اهل قبله، خاصه دارالشوکه [۸] در ابقاء و افناء [۹] مشروطه در ممالک اسلامیه چه چیز است؟ چون سلیقه‌های عوام‌الناس و جاهل باید به حکم عقل رجوع به عالِم نماید، لهذا به توسط این چند سطر در مقام تصدیع برآمد. قَال اللَّهُ تَعالی: فَاسئَلوا اَهلَ الذّکر إِن کُنتُم لا تَعلَمونَ [۱۰]. *** **[جواب]** حضور مبارک حضرتان مستطابان ملاذی‌الانامان و حجتی‌الاسلام آقای حاجی شیخ فضل‌الله [نوری] و آقای امام‌جمعه دامت برکاتهما. به زیارت مرقومه تلگرافی که متضمن دستخط آفتاب‌نقط اعلیحضرت اقدس همایونی خلّد الله ملکه بود زیارت شد. از رفع مفاسد سابقه و مرحمت اعلیحضرت همایونی ابَّد اللهُ عَیشَه [۱] نسبت به تمام اهالی ایران و دفع کفر و زَندَقه [۲] و تقویت اسلام - که حضرت ولیّ عصر عجل الله تعالی خشنود بودند - تمام اهالی در نهایت تشکر به دعاگویی ذات ملکوتی صفات همایونی مشغول و تمام استدعای این تشکر دعای دولت علیّه، نشر عدل و امنیت بلاد ایران است به هر نحوی که وجود مقدس اعلیحضرت همایونی صلاح بداند البته خواهند مرحمت فرمود. و مستدعی چنانچه، عرض تشکر این داعیان حضور مبارک اعلیحضرت قدرقدرت همایونی خلّد الله ملکه معروض دارند. ابراهیم الحسینی، عیسی الشهیدی، جواد الحسینی، علی‌اکبر، امام‌جمعه، عمادالاسلام، ابوتراب، صادق **پاورقی‌ها:** [۱] از خداوند نیکی‌بخش و نعمت‌دهنده می‌خواهیم که با طولانی کردن عمر حضرتعالی و زیاد کردن امثال شما، بر ما و گروه مؤمنان منت نهد. [۲] باقی [۳] گناه [۴] کل یوم و لیله: هر روز و شب [۵] آبروریزی [۶] غارت [۷] گوشه، ناحیه [۸] قرع سمع: به گوش رسیدن [۹] احراق قلب: دل سوختن [۱۰] مجازات اعمال بد، کیفرها [۱۱] واجب القتل [۱۲] جمع ضعیف: ناتوانان [۱۳] صدمه [۱۴] همنوعان. در اینجا منظور، علما است. [۱۵] نجم، ۳: (محمد) سخنی نمی‌گوید جزا از روی هوای نفس. [۱] مایه امیدواری [۲] دعاگو [۳] دین، مذهب [۴] حفظاً ... لحقهم: به جهت حفظ خون مسلمین و گرفتن حق آنها. [۵] جمع جزء: اشخاص [۶] مردم [۷] آل عمران، ۳: به زبان چیزی را می‌گویند که در دل بدان معتقد نیستند. [۸] گذشته، سابق [۹] آسوده کردن [۱۰] نمیقه انیقه: نوشته شگفت‌انگیز [۱۱] منظور، پیدایش مشروطیت در ایران است. [۱۲] زندگی، زیستن [۱۳] گناه و معصیت [۱] احرار و مطلق: آزاد و رها [۲] زحمت و دردسر دادن [۳] شر ذمه‌ای شاذه: گروهی از مردم نادر و کمیاب [۴] دور، کنار [۵] معرض دید، در اصل: مرا [۶] معرض شنیدن [۷] مؤنث سامی: عالی، بلند مرتبه [۸] حاضر چیزهایی می‌بیند که غایب نمی‌بیند. [۹] نعوذ بالله ... الناس: پناه می‌بریم به خدا از شرارت‌های مردم. [۱] از علمای قزوین [۲] مد الله ... الانام: خداوند سایه ایشان را بر سر مردم مستدام گرداند. [۳] نامه [۴] صورت کامل و درست این حدیث چنین است: وَ اَمَّا الحوادِثُ الواقِعَهُ فَارجعُوا فیها اِلی رُواهِ حدیثِنا فَإنّهُم حُجَّتی عَلَیکم و اَنَا حُجّهُ الله عَلَیهم (اما در وقایعی که رخ خواهد داد، پس در موردَ آنها به راویان احادیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شما و من حجت خداوند بَر آنان هستم). شیخ حرعاملی. وسایل الشیعه، ج ۲۷. قم: مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۹ ق ، ص ۱۴۰. [۵] جدید، تازه، منظور از وضع مستحدث، استقرار نظام نوین مشروطه مبتنی بر انتخابات عمومی و قانون اساسی است. [۶] ساخته‌ها [۷] آزادی [۸] ایران [۹] از میان بردن [۱۰] نحل، ۴۳؛ انبیاء، ۷: پس اگر نمی‌دانید، از اهل ذکر (اطلاع) بپرسید. [۱] ابد الله عیشه: خداوند زندگانی او را جاویدان کند. [۲] بیدینی

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1287
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی, ملا محمد کاظم خراسانی, شیخ عبدالله مازندرانی, محمدحسن مازندرانی (کبیر)
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)