کنشگران / عالمان دینی

متن کامل گزارش

معروض محضر منوّر حجج اسلام و مروّجین احکام مَدَّ اللَهُ ظِلالَهُم عَلَی رُؤُس الآنام[۱] می‌دارد: در توقیع[۲] مقدس حضرت ولیّ عصر عجّل الله فرجه به ما پیروان مذهب جعفر، خطاب مستطاب چنین صادر شده است که: اَمَّا الحَوادثُ الواقِعةُ فَارجعُوا فِیها إلی رُواهِ اَخبارنا[۳]. یکی از حوادث بزرگ که در عصر ما واقع شد، در موافقت کردن و مخالفت نمودن آن تکلیف ما مسلمان‌ها رجوع به شما سلسله جلیله مجتهدین، داستان مشروطه بود که همه دیدید و شنیدید این وضع مُستَحدّث[۴] که از مختَرعات[۵] مردم اروپا بود و معمول‌به آن ملل در هیئت اجتماعیه خودشان است، آیا با دین مبین اسلام کارساز است یا خیر؟ و قانون مساوات و حُریّت[۶] که اساس عمده این وضع است با قوانین مقدسه شرع مطاع، منطبق می‌شود یا خیر؟ و تکلیف کافّه اهل قبله، خاصه دارالشوکه[۷] در ابقاء و افناءِ[۸] مشروطه در ممالک اسلامیه چه چیز است؟ چون سلیقه‌های عوام‌الناس و جاهل باید به حکم عقل رجوع به عالِم نماید، لهذا به توسط این چند سطر در مقام تصدیع برآمد. قَال اللهُ تَعالی: فَاسئَلوا اَهلَ الذّکر اِن کُنتُم لا تَعلَمونَ[۹]. * * * بسم الله الرحمن الرحیم به مقتضای تطابق عقل و شرع در وجوب متابعت جمیع افراد انسان، مقتضیات مصالح و مفاسد کامله در افعال بشریّه را فعلاً و ترکاً بر هر نفسی از نفوس انسانیه لازم است که هر فعلی از افعال خود را خواه متعلق به شخصی باشد و خواه متعلق به نوع، مطابق مصلحت نماید. پس اگر مصلحت در فعل موجود است ایجاد کند، و اگر مفسده در فعل موجود است، ترک نماید. و چون غالب عقول بشریّه قاصر است از بلوغ به کُنه مصالح و مفاسد جمیع افعال به نحوی که امر معاش و معاد هر دو بدون تدافع و تضاد منتظم شوند، و منحصر بُوَد علم و احاطه به جمیع این مراتب در ذات اقدس حق جلّت عظمته، و بر او - من باب اللطف - لازم بُوَد ارائه و هدایت نفوس بشریه به اقصی مراتب کمالات ممکنه در حق هریک مِن حیث المَعاش والمَعادِ، مِن باب الإرشادِ والهدایهِ، در مقام اَمر بما فیه المَصلَحَهُ و نَهی عَمّا فیهِ المَفسَدَهُ[۱] برآید. و چون هر نفسی قابلیت استماع اوامر و نواهی الهیه بنفسه نداشت و حضرت حق چون عالِم بُوَد که کدام نفس در مرحله عقل نظری و عقل عملی، اکمل از جمیع افراد هر عصری القاء فرموده که به توسط آنها ابلاغ فرمایشات الهی به سایر افراد انسانیه شود، و همین است معنی بعث انبیاء و مرسلین. و این سنت سَنیّه[۲] الهیه مستمر ماند تا نوبت رسالت به حضرت خاتم الانبیاءِ و المرسلین محمد بن عبدالله - صلی الله علیه و آله و سلّم - رسید و حضرت حق، شریعتی به آن حضرت مرحمت فرمود که به حسب مرتبه کمال تکمیل نفوس بشریّه، در اعلی مرتبه ممکنه التصور والوجود الخارجی می‌باشد، از حیث نظم معاش و معاد شخصاً و نوعاً الی یوم القیامه. و تکذیب نمی‌نماید این مطلب را مگر جاهل به قوانین عبادیه و سیاسیه شرع مطهر و یا مُعانِد مجاهد[۳] بعد از آن بزرگوار. چون این شریعت لازم‌البقاء الی یوم القیامه بود، کَما یَقضی بهِ الادلهِ الأَربَعه بَل الضَّرورهُ مِن الدّین نوبت امره به ولاه حفظ شرع آن حضرت رسید که حضرات ائمه طاهرین باشند و ایشانند شارح کتاب الهی و مبیّن مراد قرآنی که مُفارَقت[۴] نمی‌نمایند قرآن را تا وارد شوند حضرت رسالت پناهی را در حوض و ایشانند اهل ذکر و راسخین در علم، و باید اخذ جمیع احکام شرعیه از ایشان نمود. و چون نوبت ولایت به حضرت خاتم‌الاولیاء سلطان حقیقی عصر عجّل الله فرجه رسید و به واسطه امر الهی غیبت اختیار فرمودند، مرجع جمیع امور و وقایع و حوادث را علما و فقهاءِ جامعین شرائط فتوی را قرار دادند، پس فقیه عادل، مرجع جمیع امور در این اعصار خواهد بود و حکم او در هر واقعه متَّبع است و مخالفت و رد او، رد حکم الهی و رد حکم خداوند در حد شرک به خداست، در صورتی که علم قطعی به فساد حکم از جهت استلزام حکم در واقعه شخصیه، مفسده عظیمه را حاصل نشود. پس اگر علم قطعی حاصل شود به فساد حکم خاصی در واقعه خاصه - خصوصاً از جهت استلزام آن حکم مفسده عظیمه متعلقه به عامه مسلمین را و خصوصاً در وقتی که اثر آن حکم از امور مستمره باشد که فساد مترتب بر آن استمرار یابد - در چنین صورت اطاعت این حکم بر هیچ احدی از مسلمین و غیرهم لازم نیست، بلکه اطاعت آن حرام است، زیرا که اطاعت و إنفاذ آن موجب احداث مفسده عظیمه و ابقاءِ آن است؛ بلکه بر سایر فقها و حکام شرع انور لازم است که حاکم به چنین حکم را منع بلیغ بنمایند و بوجه[۲] من الوجوه ترتیب اثر بر حکم ننمایند. بر هر ذی‌مُسکه[۳] و بر هر حامی فضلاً عَن الخواص، فَضلاً عَن العلماءِ فَضلاً عَن الفقهاءِ فَضلاً عَن روساءِ الاسلام، مکشوف و هویدا و اَظهَرُ مِنَ الشَّمسَ وَ اَبیَنُ مِنَ الأَمس[۴] است که واقعه خاصه مجلس مشروطه منعقده در دارالسلطنه طهران المُشتَملَهُ عَلَی الاشخاص المَعهودهِ و غَیرهِم وَ عَلَی خُصوصیاتٍ وَ الکَیفیاتِ الخاصَّهِ المُتَعَلّقِهِ بها عَلَی القَوانین وَ الضَوابطِ اَلمُختَرَعَهِ المُبتَدَعهِ المکتَنَفهِ بها[۵] از اعظم مفاسد و اَقَبح[۶] مَقاصد و اُحُدَوثات حَادثه[۷] درَ طریقه شَیعه اثنی‌عشریه بوده و چقدر ترویج مذاهب باطله و چقدر تشیید اقاویل عاطله[۸] و چقدر احکام فاسده و چقدر ترتیب مقاصد کاسده[۹] می‌نمود. فرقه ضاله بابیه خَذَلهم الله، از یک طرف ترویج طریقه ملعونه خود می‌نمودند و جماعت طبیعیه و دهریه،[۱۰] از یک طرف تشیید قوانین افرنجیه[۱۱] و هکذا، و همه مُضادّه[۱۲] با طریقه قویمه شریعت مطهره اسلامیه داشتند؛ و لکن کانُوا یَقُولونَ بافَواهِهم ما لَیسَ فِی قُلُوبهم کانُوا یُظهرُونَ الحَقّ باَلسِنَتِهم وَ یَتَمَسَّکونَ بالآیاتِ القَرآنیهِ وَ الأحادیثَ النَبویهِ وَ الوَصویهِ وَ یُریدُونَ بها تَرویجَ الکُفر وَ الاِلحَادِ وَ إِضلال الخَلَق مِن مِنهَج السَّدادِ[۱۳]. خدا می‌داند و شاهد است و همه انبیاء و مرسلین و مؤمنین و اهل ذکا و فطانت[۱۴] در دین شاهدند که اهل مشروطه چه خیالات فاسده در این آقاویل کاذبه[۱۵] و افعال کاسده[۱۶] خود داشتند و شواهد خارجیه موجب علم قطعی در این باب از حد و حصر بیرون است و این ورقه ذکر گنجایش آنها را ندارد. پس ثمره عقد این مجلس در طهران و بلاد دیگر ایران، هدم و اضمحلال دین اسلام بود و کسانی که از مسلمین و مؤمنین ظاهرالاسلام و الایمان و متدینین و علما تصویب عقد این مجلس و تشیید آن می‌نمودند، بین سه طایفه بودند: طایفه‌ای چشم و گوش بسته و مُغَفَّل[۱] از مزایای امور و مقاصد مستوره اهل مجلس و غافل از خدعه و فریب ایشان و از بس که در انظار این طایفه، تزیین نتایج مطلوبه وهمیه که اصلاً مقصود اهل مجلس نبود، داده می‌شد و به وعده‌ها و نویدهای موهومه که چنین و چنان ثمرات شرعیه دارد و چنین و چنان تقویت اسلام و شوکت و مکنت و تُمول اهل اسلام می‌شود گول می‌خوردند و تبعیت می‌نمودند؛ و طایفه دیگر بودند که غرض اصلی ایشان حصول ریاست و مطاعیت مشارالیه بالبنان[۲] شدن در مملکت اسلام و حُصول[۳] مال و جاه در میان مردم از برای خود بود، خواه دین اسلام منهدم شود و خواه نشود، اهل اسلام به هدر بروند یا نروند، خلاصه جز خودپرستی مهمی نداشتند. و طایفه سیم، جماعتی دور از مملکت و غیرمسبوق به اوضاع باطله و کیفیات حاصله و غیرعارف به اشخاص و اجزاءِ مجلس مشروطه و خیالات آنها، به مجرد شهادات شهداءِ زور از مُراسِلین و مُشافِهین[۴] تصویب عقد مجلس نموده بدون اطلاع بر حقیقت امر. و اُدوَن[۵] از همه این مراحل، مرحله قتل نفوس محترمه و نَهب اموال و هتک اعراض و هرج و مرج شدید در قاطبه بلاد ایران بود که بر هیچ احدی مستور نیست و بَعد اللّیتا وَ التی[۶] اگر العیاذ بالله کسی مجدداً پیرامون تجدید مجلس و اعاده اوضاع مشروطه بگردد و یا در مقام تمهید مقدمات اعاده باشد یا اعانت در این اُحدوثه بوجه من الوجوه نماید، در مقام محاربه با حضرت ولیّ عصر امام زمان عجّل الله فرجه برآمده است و اِنَّمَا جَزَاءُ الذِینَ یُحَاربُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ یسعَونَ فِی الأرض فَسَاداً أن یُقَتَّلُوا اُو یصَلَبُوا اُو تُقَطَّعَ أُیدِیهم وَ أُرجُلُهُم مِن خِلافٍ أُو یُنفَوا مِنَ الارض[۷]. **پاورقی‌ها:** [۱] مد الله ... الانام: خداوند سایه ایشان را بر سر مردم مستدام گرداند. [۲] نامه [۳] صورت کامل و درست این حدیث چنین است: وَ اَمَّا الحوادِثُ الواقِعَة فَارجعُوا فیها إِلی رُواهِ حدیثِنا فَإِنَّهُم حُجَّتی عَلَیکم و أَنَا حُجَّهُ الله عَلَیهم (اما در وقایعی که رخ خواهد داد، پس در مورد آنها به راویان احادیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شما و من حجت خداوند بر آنان هستم). شیخ حرعاملی، وسایل الشیعه، ج ۲۷. قم: مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۹ ق ، ص ۱۴۰. [۴] جدید، تازه. منظور از وضع مستحدث، استقرار نظام نوین مشروطه مبتنی بر انتخابات عمومی و قانون اساسی است. [۵] ساخته‌ها [۶] آزادی [۷] ایران [۸] از میان بردن [۹] نحل، ۴۳؛ انبیاء، ۷: پس اگر نمی‌دانید، از اهل ذکر (اطلاع) بپرسید. [۱] امر به آنچه در آن مصلحت است و نهی از آنچه در آن مفسده است. [۲] عالی [۳] معاند مجاهد: دشمن تلاشگر [۴] جدایی و دوری [۲] در اصل: بودجه [۳] ذی مسکه: صاحب قدرت، توانمند [۴] فضلأ عن ... الامس: خواه از خواص و علما و فقها و رؤسای اسلام، آشکار و هویدا و بسیار روشن است. [۵] المشتمله ... بها: شامل افراد مشخص و مورد نظر و امثال آنها و نیز خصوصیات و وضعیت‌های خاص مربوط به آن و نیز قوانین و مقررات جعلی بی‌سابقه برگرفته (از قوانین اروپایی). [۶] زشت‌ترین [۷] احدوثات حادثه: وقایع شگفت‌انگیز [۸] اقاویل عاطله: سخنان بیهوده [۹] کاسد: بی رونق، بی‌مشتری [۱۰] جماعت طبیعیه و دهریه: مادی‌گرایان و خدا ناشناسان [۱۱] فرنگی، اروپایی [۱۲] متضاد [۱۳] ولکن ...السداد: ولی آنها با زبانشان چیزی را می‌گویند که قلباً به آن باور ندارند و آنها حرف حقی را بر زبانشان ظاهر می‌کنند و متمسک می‌شوند به آیات قرآن و احادیث پیامبر (ص) و ائمه (ع)، در حالی که مقصود آنها ترویج کفر و الحاد و گمراهی مردم از راه صحیح است. [۱۴] اهل ذکا و فطانت: هوشمندان و زیرکان [۱۵] اقاویل کاذبه: سخنان دروغ [۱۶] اعمال بی‌رونق [۱] غافل شده [۲] مشارالیه بالبنان: انگشت‌نما [۳] به دست آوردن [۴] مراسلین و مشافهین: فرستادگان و گفت‌وگو کنندگان [۵] پست‌تر [۶] پس از چنین و چنان [۷] مائده، ۳۳: کیفر آنان که با خدا و پیامبرش می‌جنگند و در زمین به فساد و تباهی می‌کوشند، فقط این است که کشته شوند، یا به دارشان آویزند، یا دست راست و پای چپشان بریده شود، یا از وطن خود تبعیدشان کنند. * تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ج ۴، ص ۲۳۰_۲۳۳.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1287
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: استفتائات

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)