کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به شایعاتی در تهران آغاز می‌شود که مشروطیت و مجلس شورای ملی را مخالف اسلام و قرآن می‌دانند و دولت نیز به این بهانه از اجرای آن سر باز می‌زند. سپس به تبیین مفهوم سلطنت مشروطه و مجلس شورای ملی می‌پردازد و بیان می‌کند که این دو با هدف محدود کردن ظلم و خودسری حاکمان و حفظ مصالح مملکت اسلامی، نه تنها منافاتی با اسلام ندارند، بلکه از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر و حفظ بیضه اسلام در برابر تهاجم کفار هستند. در ادامه، با هشدار نسبت به وضعیت نابسامان کشور و خطر از دست رفتن استقلال، علما و بزرگان را به بیداری و اتحاد برای برقراری قانون و نظارت بر دولت فرامی‌خواند. در بخش پایانی، به شبهه آزادی مطلق در مشروطیت پاسخ می‌دهد و توضیح می‌دهد که مراد از آزادی، رهایی از استبداد و زورگویی حاکمان است، نه آزادی در ارتکاب فواحش و منکرات شرعی. تأکید می‌شود که قانون اساسی ملی باید بر اساس موازین اسلامی باشد و مساوات نیز به معنای اجرای یکسان احکام شرعی برای همه، بدون تبعیض میان قوی و ضعیف است.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم بعد الحمد لمن هو اهله و الصلوه علی من یستحقه. معروض اخوان ایمانی می‌دارد که: این ایام مسموع می‌شود که در طهران اعلاناتی انتشار داده‌اند که مشروطیت و وجود مجلس شورای ملی در مملکت، منافی با مذهب اسلام و منافی با احکام قرآن است[۲]. دولت هم به این عذر صوری متعذر شده که چیزی که مخالف قرآن است، هرگز در ایران که مملکت اسلامیه است جاری نخواهد شد[۳]. قَاتَلَهُم اللهُ اَنّی یُؤفَکونَ، وَ لَو لا اِذ سَمِعتُمُوهُ قُلتُم مَا یَکُونُ لَنا اَن نَتَکَلمَ بهذا، سُبحَانَکَ هذا بُهتانٌ عظیمٌ، یَعِظِکُمُ اللهُ اَن تَعُوذُوا المَثَلِهِ اَبَداً إِن کُنتُم مُؤْمِنین[۵]. و اگر چه آن کسانی که به دین مبین اسلام عارف و از مشروطیت و لوازم آن نیز باخبرند، به نحوی می‌دانند و بر همه آنها کالشَّمسُ فِیِ رابَعهِ النَّهار، واضح و روشن است که این فریه[۷] و افتراء، وسیله پامال کردن مملکت و ابطال حقوق عامه مسلمین است، و الا محدود شدن ادارات دولت را با اسلام و احکام متین قرآن مبین، مخالفتی نیست، فقط او را به اغراض شخصیه، کمال مباینت؛ و با اینکه اموال و اَعراض[۸] و نفوس مردم مثل طومار درهم پیچیده شود و دستخوش خیالات فاسده گردد، غایت مُنافرت[۹] و نهایت مخالفت است؛ ولکن چون بسا باشد که صورت این اعلانات و تکرار این خرافات، باعث اِغراءِ[۱۰] به جهل و فریب بعضی از ضعفاءُ العقول جُهّال شود، لهذا لازم شد ه اعلاءاً لِکَلمَهِ الحَق و اِرشاداً لِلجاهِلینَ[۱۱]، به لسانی واضح گفته شود که: مراد از سلطنت مشروطه، در لسان همه اهل عالم، غیر از این نباشد که خیالات شاه و حواشی[۱] او خودسر و رها نشود که هر خرابی که خواست در مملکت بکند؛ بلکه میزان عمل جمیع آنها از روی قانونی منضبط باشد که به صوابدید عقلای مملکت که از طرف ملت برای شور در این امور انتخاب کرده‌اند، مقرر شده باشد. و مراد از مجلس شورای ملی، عمارتی است که برای مشورت کردن امناءِ ملت در مصالح و مضار مملکت مهیا داشته‌اند و وجود این دو امر در سلطنت جائره اسلامیه، بر طبق قوانین اسلام و منطبق با احکام قرآن است، نه منافی آن؛ چرا، که نتیجه آن جز اطلاق سلطنت جور را تقیید کردن[۲] و ادارات هرج و مرج دولت را در تحت میزانی مضبوط درآوردن - که عمل به آنها برای مملکت اسلامیه مفید باشد نه مضر - چیز دیگری نیست. و این مطلب در شریعت مطهره اسلامیه، در تحت دو عنوان داخل است: یکی، تقلیل جور و تحدید ظلمی که از دولتِ خودسر بر مردم وارد شود که از مصادیق واضحه امر به معروف و نهی از منکر است و وجوب آن با شرایط مقرره، از ضروریات مذهب اسلام است؛ دویم، حفظ بیضه اسلام است از تهاجم کفار، و این مطلب در وقتی صورت‌پذیر شود که هرج و مرج دولت به حدی برسد که مصالح مُلکیه بالمره مختلف شود و قوه استمساکی[۳] برای دولت در مقابل اعادی دین باقی نماند. در این صورت تقیید به قیود مذکوره که موجب انتظام مملکت و حصول قوه تماسُک برای دولت، در مقابل اعادی اسلام بوده باشد، واجب و صورت بقاءِ دولت اسلامیه و باعث حفظ بیضه اسلام خواهد بود؛ چنانچه حالت حالیه مملکت خراب ما، از این قبیل است و جمیع عقلا و سیاسیون عالم بر آن متفقند و بر همه آنها واضح و روشن است که اگر سیاسات این مملکت بدین وتیره[۵] بماند، دیگر برای مسلمین مملکتی نماند و عنقریب لوای توحید ما به لوای تثلیث مبدل شود، چنانچه در بلاد اندلس و تونس[۶] و الجزایر و هند و سند و زنگبار و غیره و غیره واقع شد. و علاج این واقعه هایله قبل از وقوع به حسب اقتضای وقت به غیر از این نشود که عقلا و سیاسیون مملکت که در این امور، خبیر و بصیرند به خود آیند و از خواب غفلت بیدار شوند و تا فرصت از دست نرفته، به یک حنجره و به یک دهان، فریاد خود را به هر طرف و هر ناحیه بلند کنند و اعیان بلاد را که قَوائِم[۷] ملتند و ارکان مملکت از علماء و سایر آکابر[۸] و کذا رؤسای ایلات و شیوخ عشایر و غیرهم را متنبه بسازند که: یا رُعاهَ الدّین و حُماهَ المسلمینََ[۹] و یا رجالَ المِلهِ و اَعضاءَ الأمّهِ! مملکت شما رفت و فرداست که اسیر اعادی دین و دنیای خود واقع خواهید شد. و رجال دولت حالیه شما، مِنَ البابَ اِلیَ المِحراب، از برنا و پیر، در فکر شما نیستند و جز تن‌آسای و شهوترانی و راحت‌طلبی مقصدی ندارند و اگر آنها را به خود واگذارند، هرگز از مستی و غرور به خود نیایند و اگر بالفرض متنبه شوند، با این حالتِ حالیه و این ادارات فعلیه، فایده نبخشد؛ چرا، که رشته انتظام مملکت، به کلی از هم گسیخته و از دست آنها بالمره بیرون رفته و دیگر قدرت اداره کردن امور مملکت و حفظ شما از شرّ اجانب و اعادی، برای آنها باقی نمانده؛ و این مطلب به خوبی بر خود آنها، حتی شخص سلطنت، بهتر معلوم است؛ لکن به جهت غرض شخصی خود، شما را گول می‌زنند و اغفال می‌کنند و فرصت را غنیمت می‌شمرند که هر قدر بشود دستبردی بزنند و از گوشت و پوست و خون مسلمانان برای خود و اعقاب خود ذخیره بکنند. در این صورت اگر عِرق اسلامی در شما خشک نشده باشد و غیرت مسلمانی از پدران شما به شما ارث رسیده باشد، باید با همدیگر متفق شوید و عقلای سیاسی‌دان خود را که بی‌غرض باشند انتخاب کنید، تمام امور کلیه مملکت را در تحت ضابطه و قانونی که به حال مملکت شما مفید باشد نه مضر، درآورید و ادارات دولت و رجالی که به اَشغال مُلکی[۱] مشغولند، به عمل به آنها وادارند و از طرف خود، نُظّاری امین بر اعضاءِ دولت بگمارند که در عمل خیانت نکنند تا مملکت شما منظم شود و از شر اشرار و اعادی، دنیا و دین شما محفوظ بماند. و ملخّص مشروطیت غیر از این، چیز دیگری نیست و خلاصه آن تبدیل نمودن سیاست مُندرّسه[۲] دل نخواهانه مملکت است به موازین متقنه منضبطه، که موجب قوّت و حفظ دولت اسلامیه و اعتلاءِ لواءِ اسلام بر آن مملکت لازم و تهاون[۳] و سستی در آن، اگرچه به سکوت و ترک مداخله باشد، تهاون و تساهل در حفظ بیضه اسلام است و سعی در تخریب آن، سعی در خراب اسلام خواهد بود، نعوذ بالله منه. و اما این که بر اذهان عامه از سواد[۴] مردم داده می‌شود که لازمه مشروطیت در هر مملکت که باشد، حریت و رها بودن خلق است در افعال خود و هرچه بخواهند و هرچه بکنند؛ و لازمه آن ترخیص در فَواحش[۵] و منکرات شریعت خواهد بود، پس کلامی است باطل و تَلبیسی[۶] است ابلیسی؛ زیرا که مراد از حریت، آزادی نوع ملت است از قید رقیت[۷] استبداد پادشاه و فعال مایشاء بودن او و اعوانش در اموال و اعراض و نفوس مردم. لازمه رها شدن از قید این رقیت و خلاصی از ذُلّ[۸] این اسارت، آزادی اقلام و مطلق حرکات و سکنات خلق است در جلب منافع عامه و دفع مضار نوعیه از عامه ملت و هرچه که موجب عمران مملکت اسلامیه و قوت نوع مسلمین گردد، بدون این که با مذهب آنها منافرت و منافاتی داشته باشد، وَ هذا هُو مَعنیُ الحُریهِ التی هِیَ القَوامُ فِی مَشروطِیهِ السَلطَنهِ، لا الحُریهُ عَن القُیودِ الدینیهِ و النَوامیس الالهیهِ.[۱] و به تقریبی دیگر و بیانی اَوفی و اَوفر[۲] آن که: مراد از حریت در ممالک مشروطه، نه خودسری مطلق و رهایی نوع خلق است در هرچه بخواهند، ولو که از احوال و اعراض و نفوس مردم باشد؛ چرا، که این مطلب هرگز در هیچ طبقه از طبقات بنی نوع انسان، ولو که در تحت هیچ مذهب از مذاهب نباشد، نبوده و نخواهد شد؛ زیرا که نتیجه آن جز اختلال تام و فتنه کلی در نظام و انتظام امور مردم، چیز دیگری نباشد؛ بلکه مراد از حریت، آزادی عامه خلق است در هرگونه تحکم و بی‌حسابی و زورگویی، که هیچ شخص باقوتی که پادشاه باشد، نتوان به سبب قوّه خود بر هیچ ضعیفی ولو که اَضعَف عباد[۳] بوده باشد، تحکمی کند و یک امر بی‌حسابی را بر او تحمیل نماید، مگر که از روی قانونی باشد که در مملکت جاری و معمول است؛ و همه مردم از شاه و گدا، در تحت رقیّت آن قانون علی طریق التَّسویهِ، داخلند. و حریت به این معنی، از مستقلات عقلیه[۵] و از ضروریات مذهب اسلام است و ملخَص آن رفع ظلم و تعدی اَقویاء[۶] از خلق است کُلّ عَلَی حَسبه، بر ضعفای از آنها. و این مطلب دخلی به رخصت در فواحش و اباحه منکرات شرعیه ندارد، چنانچه مُغالِطین[۷] و جُنود شیاطین در این مقام به اذهان عوام داده‌اند. ولی چون که ممالک حریه غیراسلامی، مذهب آنها اباحه[۸] بعضی از منکرات اسلامیه است، چون شُرب مُسکرات[۹] مثلاً و بعضی دیگر را از قبیل زنا، اگرچه حرام دانند، لکن در مذهب خود حدی و تعزیری و حق زجر و رد نسبت بر مرتکب آن قایل نیستند؛ این است که قانون مملکتی آنها از روی اقتضای آن مذهب، آزادی مردم در آنها خواهد شد \[؟][۱۰]؛ چرا که، تعرض به کسی که مرتکب آن شده باشد، در آن مذهب، تعرض به غیر حق است، اگرچه آن مرتکب به سبب آن فعل، فاسق و عاصی باشد. فلذا است که در ممالک استبدادیه آنها، چون دولت روس، هم این آزادی جاری و معمول است. ولکن ملت ایران که مذهب آن مذهب پاک اسلام است، البته مفاد حریت مملکتی آن، آزادی از هرگونه ظلم و تعدی خواهد شد که در مذهب اسلام ظلم است، نه در مذهب بودا و مملکت ژاپن یا مذهب نصاری و ممالک اروپا. و پس از آن که در این شریعت طاهره، حدود و تعزیراتی برای مرتکبین فواحش و منکرات مقرر شده، و زَواجر و رَوادِعی[۱] برای هریک به حسب خود برقرار گشته، و یَرلیغ[۲] الهی و حکم محکم حضرت رسالت‌پناهی بر طبق آن جاری گردیده؛ پس البته بایست در تحت قانون مملکت ایران علی طریق التسویه بین القوی والضعیف، در موقع اجرا گذارده شود. و خلاصه سخن آن که همه مردم در ممالک حریت از هرگونه تعدی خلاص و آزادند، مگر آنچه مقتضای قانون آنها باشد و آن قانون به حسب خصوصیات ممالک و اختلاف مذاهب، مختلف است چنانچه بر اهلش مخفی و مستور نیست. مملکت ایران هم مطابق مذهب خود بایست در قانون اساسی ملی، جمیع موازین اسلامیه را که هیچ نکته در آن فروگذار نشده و شرف و عزت دین و دنیای همه مسلمین در حفظ آنها است، در عهده بشناسند و ملخص آن قانون به دو شعبه راجع شود: یکی اشغال ملکیه و ادارات دولتی که به صوابدید امناءِ ملت محدود و مضبوط شده، دیگری حدود دیات و سایر سیاسات نوعیه، که بایست مطابق آنچه در شریعت مطهره مقرر شده ملحوظ نمایند؛ و بدون اختلاف و افتراق[۳] مابین عالِم و عامی و قوی و ضعیف و وضیع و شریف، در تمام بلاد ایران معمول و جاری دارند؛ به این معنی که هر حکمی که به هر عنوانی از عناوین شرعیه یا عرفیه وارد شده باشد و در اجرای آن حکم، فرقی مابین هیچیک از مصادیق آن گذارده نشود، مثلاً زانی[۴] حد می‌خورد هرکه باشد. سارق دست او بریده می‌شود هرکه باشد. قاتل به قصاص می‌رسد هرکه باشد. در عناوین دیگر هرکس که در تحت آن عنوان داخل شد، حکم آن عنوان بر او جاری \[شود]. شاه باشد یا گدا، عالم یا جاهل، قوی یا ضعیف؛ چنانچه در صدر اسلام در تمام ممالک اسلامیه معمول و جاری بوده. و مراد از مساوات که در این دوره گفته می‌شود همین معنی است که از ضروریات مذهب اسلام است نه آنچه که بعضی از شیاطین إنسی تحریف کرده‌اند و با کمال وقاحت و بی‌شرمی، مابین مردم نشر داده‌اند که مساوات در مشروطیت یعنی آن که جمیع عناوین مختلف که حکم آنها مختلف است، از مابین مردم برداشته شود، همه خلق به یک چوب رانده شوند؛ مثلاً حاضر و مسافر در حکم یکی باشد، و هکذا فاسق و عادل، و مجتهد و عامی و غیره و غیره. قاتَلَهُم اللهُ اَنّی یُؤفَکُونَ وَ لَعنَهُ الله عَلَی الکاذِبینَ[۶]. وَ السَّلامُ عَلَی اِخوانِنا المُؤمِنینَ المُجاهِدینَ فِی اِعلاءِ الدّین وَ رَحمَهُ الله وَ بَرَکاتُهُ بید العبد الذلیل: محمداسماعیل الغروی المحلاتی **پاورقی‌ها:** [۱] لازم به یادآوری است که این رساله دارای دو بخش است: بخش اول، مقدمه ؛ و بخش دوم، متن. مقدمه را نویسنده پس از استبداد صغیر و به احتمال فراوان، بعد از ماه شوال ۱۳۲۶ ق نوشته و حال آن که متن را - چنان که از مندرجات آن نیز - پیداست پیش از استبداد صغیر و بمباران مجلس شورا به نگارش درآورده است. [۲] اشاره به نامه گروه زیادی از علما و دیگر صنوف مردم تهران به محمدعلی شاه در روزهای ۱۲ و ۱۹ و ۲۴ شوال ۱۳۲۶ ق است که در باغشاه قرائت گردید. [۳] اشاره به نامه موافقت محمدعلی شاه با درخواست علما در روز ۲۴ شوال ۱۳۲۶ ق است. ۴. توبه، ۳۰: خدا آنان را بکشد چگونه از حق انحراف می‌یابند؟ [۵] نور، ۱۶و۱۷: چرا هنگامی که آن را شنیدید نگفتید: ما حق نداریم که به این سخن تکلم کنیم؟ خداوندا! منزهی تو، این بهتان بزرگی است. خداوند شما را اندرز می‌دهد که هرگز چنین کاری را نکنید، اگر ایمان دارید. ۶. کالشمس...: مثل روز روشن، بسیار آشکار ۷، بهتان، دروغ [۸] جمع عرض: آبروها [۹] دشمنی و نفرت نسبت به یکدیگر ۱۰. برانگیختن [۱۱] اعلاء ,.. للجاهلین: از نظر ارتقاء کلمه حق و ارشاد نادانان [۱] اطرافیان [۲] تقیید کردن: مقید و محدود نمودن ۳. استمساک: متوسل شدن ۴. تحمل، خویشتنداری [۵] طریقه، روش. در اصل: وطیره ۶. در اصل: طونس [۷] جمع قائمه: ارکان، پایه‌ها ۸. جمع اکبر: بزرگان [۹] یا رُعاه ..، الامه: ای حافظان دین و حامیان مسلمانان و ای مردان دین و پیکره‌های امت. [۱] اشغال ملکی: مشاغل کشوری ۲. کهنه، فرسوده ۳. کاهلی [۴] کذا فی الاصل [۵] ترخیص درفواحش: ازادی امور غیر اخلاقی و ناپسند ۶. فریبکاری، نیرنگ‌سازی ۷، بندگی ۸ خواری [۱] و هذا ...الالیه: و این معنی آزادی است که قوام مشروطه سلطنتی بر آن است و نه آزادی از قیود دینی و مقررات الهی. ۲. اوفی و اوفر: رساتر و بیشتر [۳] اضعف عباد: ضعیف‌ترین بندگان ۴. علی طریق التسویه:به طور مساوی [۵] مستقلات عقلیه (اصطلاح اصول فقه): یکی از دو قسم دلیل عقلی است و آن مستقلاً از عقل به دست می‌آید، بدون این که نظر شارع اسلام در آن دخالت داشته باشد. ۶. جمع قوی: زورمداران ۷. غلط اندازان [۸] مباح دانستن همه امور. مذهب اباحه: (به اصطلاح رایج) لیبرالیسم ۹. شرب مسکرات: نوشیدن مشروبات مستی‌آور ۱۰. کذا فی الاصل [۱] جمع زاجر و رادع: بازدارنده‌ها و موانع ۲. فرمان [۳] جداسازی ۴. مرد زناکار [۵] توبه، ۳۰: خدا آنان را بکشد چگونه از حق انحراف می‌یابند. ۶. آل عمران، ۶۱: لعنت خدا بر دروغگویان باد. * تاریخ بیداری ایرانیان (بخش دوم)، ص ۳۶۷-۳۷۲؛ [روزنامه] حبل‌المتین، س ۱۶، ش ۴۵، مورخ ۱۸ جمادی‌الاول ۱۳۲۷ ق، ص ۹-۱۱؛ رسائل مشروطیت، ج ۲، ص ۲۸۱-۲۸۷؛ واقعات اتفاقیه در روزگار، ج ۱، ص ۲۴۶-۲۵۱.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1287
محل وقوع: نجف (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)