کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به تعجب از عدم موافقت حاج آخوند رستم‌آبادی با مجلس شورای ملی آغاز می‌شود و تأکید می‌کند که مسلمانان باید عقاید اسلامی را از علمای نجف اشرف کسب کنند. سپس، علت اصلی مخالفت حاج آخوند با مجلس را تبیین می‌کند؛ مجلسی که در ابتدا با وعده رفع ظلم، اجرای احکام شرعیه و انهدام استبداد تشکیل شد و علمای نجف نیز آن را تأیید کردند. در ادامه، به انحرافات و مفاسد مجلس اشاره می‌شود، از جمله ترویج آزادی بیان و قلم که منجر به توهین به اسلام و علما در روزنامه‌ها شده است. همچنین، به موضوع مساوات و برابری میان مسلمانان و اهل ذمه پرداخته می‌شود که در جشن‌های مجلس به حدی رسیده که بابی‌ها و طبیعی‌مذهب‌ها نیز در آن حضور یافته و شعارهایی مغایر با اسلام سر داده‌اند. متن سپس به موضع‌گیری حاج شیخ فضل‌الله نوری و علمای معتکف در حضرت عبدالعظیم (ع) اشاره می‌کند که مجلس را گمراه و گمراه‌کننده می‌دانند و خواستار تطبیق آن با شرع مقدس هستند. در پایان، به مفاسد و مهالک ناشی از مجلس، از جمله قتل و غارت و تضییع ناموس مسلمانان، اشاره شده و تأکید می‌شود که اگر این روند ادامه یابد، اسلام نابود خواهد شد و راهزنان دین و دولت به اهداف خود خواهند رسید. متن با امید به نصرت الهی و نشر ارکان شرع به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

عرض می‌شود، اینکه مرقوم رفته بود بندگان شریعتمدار آقای حاج آخوند رستم‌آبادی دامت افاضاته با آقایان عظام طهران و بزرگان حجج اسلام نجف اشرف در نفاذ مجلس شورای ملی مساعدت و موافقت ندارند، عجب است. تمام مسلمانان و کافّة اهل ایمان، امروز باید کسب عقاید اسلام از آن ناحیة نامیه و بزرگان مقیمین آن زاویه زاکیه که چشم و چراغ شرع و شریعت‌اند نمایند. طرح و قدح [۴] و عدم مساعدت یعنی چه؟ ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است. بلی چیزی‌که علت تامه این آوازها شده، مباینت کلی عقاید حقه حضرت حاج آخوند است با این مجلس شورای ملی که در بدایت امر و اول تأسیس این اساس، شهرت‌ها و جلوه‌ها در انظار عامه مسلمانان دادند که مقصود از تشکیل این مجلس، رفع ظلم و تعدیات حکّام و وُلات [۵] ولایات و اجرای احکام شرعیه و إعلای کلمة حقه اسلامیه و انهدام استبداد و شهوات نفسانیه دولت و تسویه [۶] حدود و حقوق مسلمانان در اوامر و نواهی شرعیه و انتظامات کلیه است. بدیهی است با اینگونه بیانات شافیه و محاسن وافیه [۷]، هریک از افراد و آحاد مسلمانان به چه شوق و شعفی مساعدت و مقاومت در إعلا و اجراء این مجلس خواهند نمود و محامد و مدایح [۸] آن را به چه درجه به گوش استماع علمای اعلام و بزرگان آن ناحیة عرش احتشام که حافظین ملت بیضای اسلام‌اند خواهند کشید. یعنی به این لطایف الحیل و مکاتبات و مخابرات متوالیه که یَنْبَعُ بعضُها بِبعض [۹] لا ینقطع ترویج و تشیید مبانی مجلس و تجلیل و توقیر این اساس جدید می‌نمایند، تا آنجایی توصیفات و تمجیدات در مخابرات صادره از آقایان عظام نجف اشرف منتشر و مشتهر [۱۰] گشت که صریحاً و جهاراً [۱] مخالف مجلس را از ربقه [۲] اسلام خارج و از اهل ضلال شمردند و بدین رسائل و وسائل، کافّة مسلمین را الا مَن شَدَّ وَ نَدَر [۳] متوجه و شایق به این مجلس نمودند که در روزنامجات، توأم [۴] کعبه محترم و قبله عبادت خلق نگاشتند. کَسَرابِ بقیعةٍ یَحسَبُهُ الظَمانُ ماء [۵]. تا این اوقات بعض از آقایان فخام متقی و پرهیزکار و هوشمند و شرع شعار که دامن زهد و قدس هریک از لوث اغراض و امراض شهوات نفسانیه و جذبات دنیویه از حب مال و جاه، پاک و پاکیزه بود به مرور، معایب و مفاسد آن از اطراف و جوانب مکشوف داشته، از هرکناری لطمه به اسلام دیدند و از هرگوشه، نغمه شنیدند که رخنه‌ها در دین می‌کنند و شیرازه هزار و سیصد ساله دین مبین محمدی صلی‌الله علیه و آله و سلم را به بیانات دلفریب نرم و لین [۶] و مکاتب [۷] جذاب دلنشین عنقریب به طوری از میان می‌برند که اگر دین را به صاحب دین عرضه دارند ابدا از خود نداند و بر اسلام باید گفت: السلام؛ که اول، مرتبه داستان آزادی و حریّت بیان و بنان [۸] را پیش کشیدند که هرکس هرچه خواهد بگوید و هرچه خواهد بنویسد. نَعُوذُ بِاللهِ تعالی از سوء خاتمة این کلمة ملعونه که آتش فتنه آن چون بالاگیرد عالمی را فراگیرد، چنانکه اکنون که بدایت [۹] امر است طبع روزنامه‌جات و درج اکاذیب و اباطیل در آنها و نگارش مفتریات و شنایع [۱۰] از طعن و طنز به اسلام و سب و شتم علمای اعلام و تشییع [۱۱] فواحش و منکرات برای مسلمانان و تصویر علمای راشدین به صور سباع [۱۲] و درندگان و انحراف عقاید اسلامیه عامه از جاد: مستقیمه و تحسین و توصیف حریت و آزادی از هفتاد الی هشتاد مرکز کتطایر الکتب فی یوم النَّشور [۱۳] به جایی رسیده که گویا کریمه مبارکه إنَّ الشَّمعَ والبَصَرَ والفرْادَکُلُّ اولئکَ کانَ عَنهُ مسئولا [۱۴] را در قرآن مجید ندیده و یا خط نسخ کشیده و با این شبّادی و قلاشی [۱۵] و شعبده‌بازی و نیرنگ سازی که پیاپی تشریح و تدوین می‌شود همگی داد مسلمانی و فریاد معدلت‌خواهی دارند. گر مسلمانی از اینست که حافظ دارد آه اگر از پی امروز بود فردایی، به خدای قادر قاهر از روز تشکیل این مجلس نه به قانون سابق، مسجد و منبری و نه صلو: جماعتی و نه دوره درس و بحثی و نه امنیت و آسایشی [است]، مگر غیبت‌ها و تهمت‌ها و اضاعه [۱] صلوات و اتّباع شهوات. این یکی از فواید قهریه مجلس. نتیجه دیگر، عنوان مساوات و برابری در حدود و حقوق میانة مسلمانان و سایر فِرَق اهل ذمّه [۲] و غیره که اشتهار و انتشار داده‌اند تا به حدی که در شب جشن مجلس که لیله مبارکه جمعه ۱۵ جمادی‌الثانیه و شنبه ۱۶ بود و بلند جشنی‌گرفتندکه تمام ملل و ادیان از داخله و خارجه و یهود و نصاری و طبقات فرنگی‌ها و مادامکها [۳] خاضه بابی‌مشرب‌ها و طبیعی مذهب‌ها [۵] در جشن مزبور حاضر بودند و مخصوصاً گبرها و ارامنه و یهود، طاق‌ها بسته و مزین ساخته، نشسته بودند و فرنگی‌ها همگی به حضرات آقایان حجج و علماء اعلام حاضرة مؤسسة این مجلس دست داده و تهنیت و تبریک می‌گفتند، بدین‌کلمه که «زنده باد آزادی پاینده باد مشروطه». در این جشن در بالای سر درب مجلس به خط جلی نوشته بودند که «زنده باد برادری و برابری». در سر طاق فرقة مجوس در همان شب که شربت و شیرینی گذاشته بودند و مردم صورت مسلمان نشسته و می‌خوردند، به خط جلی نگاشته که «زنده باد مساوات» و همی سرودند که «زنده باد ملت زردشت». ای مسلمانان! چشم اسلامیان روشن باد. حضرات طایفه ضاله بابیّه [۴] که سالیان دراز در پرده خوف و خفا و غایت تقیّه بودند میدان و فرصتی به دست آورده در رزمگاه خیالات فاسده خود جولانی دارند و طبیعی مذاهب، عیش و کامرانی می‌نمایند. حضرت شریعتمدار حاج آخوندِ معظم که در اول مقدمات کار، به نظر دوربین المؤمنُ ینظَر بِنُورِاللهِ [۶]، سوء نتایج آن را مشهود داشته، تکذیب تشکیل این مراتب را می‌نمودند. پس از آنکه کار به این مفاسد و شنابع رسید از آقایانِ مؤسس این داستان به کلی منحرف گشته، سوء اقداماتشان را به صوت جَلی [۷] می‌فرمایند. ولی به آقایان عظام حجج اسلام مقیمین نجف اشرف [۸] که حاملین دین مبین‌اند سخنی به سوء ادب و خلاف تجلیل و توقیر، ابداً عنوان و اظهار نفرمودند. و مخابرات تلگرافی که از نجف اشرف در تشریف و تشبید [۱] مجلس مخابره می‌فرمودند یا از اصل مجعول و بی، اصل بوده و یا به ذکر محاسن و مدایح مجلس؛ چنانچه در بدایت امر [۲] شبهه نموده باز شبهه کرده تحصیل این تلگرافات می‌شود. لاجرم امروزکه حضرت مستطاب حجّةالاسلام والمسلمین آقای حاجی شیخ فضل الله [نوری] ادام اللّه ظله العالی در آستانه مقدسه حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام با جماعتی از حجج اسلام و مجتهدین عظام و حافظین آیین خیرالمرسلین دامت برکاتهم و کثیری از اهل علم و افاضل طلاب و متدینین حفظهم‌الله معتکفند، متفق بر ضلالت این مجلس‌اند و الحق به الهام حق، حق می‌گویند. حضرت ثقةالاسلام حاج آخوند به آواز بلند می‌فرماید: فَلیًعبدوا رَبَّ هذا البَیت [۳]، حضرت مستطاب شیخ معظّم [۴] شیّداللّهُ انصارَه را صاحب کلمه حقّه و ناصر و حامی اسلام می‌دانند و مجلس حالیه را ضال و مضل [۵] می‌خوانند مگر به قانون شرع اقدس محمدی صلّی‌الله علیه و آله و سلّم تسویه و تصفیه نمایند. اگر ازگوشه وکنار، مردم هوشمند بردبار ایراد و اشکال نمایند که اگر این مجلس ملّی مورث این تجلّی و مضار [۶] محرّم و مفاسد مدونه بود، علمای راشدین و هوشمندان با زهد و یقین و بلکه عامه مسلمین که هریک در مهد اسلام پرورش یافته و اشعه انوار خداپرستی به سالیان دراز بر آنها تافته چگونه رضا و امضا دادند و به خلاف قانون احمدی، این اساس نهادند، سخنی است به ظاهر صواب و مسئله در بادی نظر، بی جواب. ولی برادر من: چه توان‌کرد در این شهر دو صد طرّارند که کله از سر خورشید فلک بردارند در بدایت امر که این داستان در میان‌کشیدند و صبت [۸] معدلت‌خواهی و اعلا و اجرای حقوق و حدود رعیت بر سلطان، و سلطان بر رعیت [۹] پیشنهاد نمودند - به استثناء بعضی از بزرگان و معدودی از شیادان و صیادان آیین مبین - مردم بیچاره ستم رسیده و رعایای سال‌ها از دولت رمیده که از تخطیات و تحمیلات وُلات ولایات و اخذ مال و منال دیوانی به اضعاف مضاعف [۱۰] و تظاهر [؟] و تراکم رنج‌های صادره سلطنتی به جان و هیجان آمده بودند یک مرتبه اجتماع و اتفاق نموده، مشروطه‌طلب و مجلس خواه شدند. دیگر نگفتند این شتر صالح [۱] است یا خر دجال [۲]. پسی از آنکه ترتیب مجلس دادند و قرعه انتخاب وکلا و جُلسا [۳] پیش نهادند و شروع در تحریر اساس درج قواعد معلومه نمودند و مساعدت فرنگی مآب‌ها را دیدند و موافقت فرقه بابیّه ضاله را با آنها شنیدند که مجلس (پارلمنت) پاریس را منظور و مأمول [۴] دارند و متدرجاً مقاصد سخیفه [۵] خود را همی خواهند گذارند و تمکین از الحاق کلمه مقدسة مشروعه با مشروطه ندارند، بعضی از آقایان جلیل با علم و دانش و مسلمانان با رأی و بینش که از سرچشمه حیات ایمان شاداب و کامیاب بودند ناگهان چشم گشودند و مقاصد بندگان حضرت حجةالاسلام شیخ معظم دام ظلّه و تصریحات ملازمان آقایان عظام حاضرین زاویة مقدسه راکه صاحبان درجات قدسیه و مقامات بلند علمبّه‌اند به دل و جان خریدند و متابعت و مجاهدت در طلب تسویه و تصحیح این مجلس به قانون شرع اقدس می‌نمایند که خدایشان نصرت دهاد. و اگر بدین ملک حالیه و نتایج مالیه و سوءمقدمات و انتشار روزنامجات و انهدام حقوق و شئونات بزرگان و هتک [۷] حدود شرعیه و اندراس [۸] شرایط اسلامیّه کار پیش رود - چنانکه الساعه و امروز نهایت استعداد در کار و گذار دارند - باز عرض می‌کنم که: و عَلّی‌الاسلام السلام [۹]، که به غایت، خصماء [۱۰] دین و طبیعیین دیرین و سایر فرّق مختلفه در کمین و منتظر وقت و فرصت‌اند. همین‌قدر بدانید در پیشگاه بزرگان و حاملین شرع متین بنمائید و به تکلیف ایزد تعالی به عرض رسانید: بخت حافظ گر از اینگونه مدد خواهد کرد زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود خاتمة سخن را در این مقام همین اقتصار [۱۱] هم که مدلول‌کلام آقایان یا مؤسسین این اساس اینست: هذا المَجلسُ یامُرُ بِالعَدلِ و الاحسانِ وکُل مَجلسٍ یَأمُرُ بِالعدلِ و الاحسانِ مُفتَرِضُ الطاعةٍ فَهذا المَجلس مُفترضُ الطاعَةِ کُلیّهُ کُبری مطاع و مُسلّم ولی یالله والصغری [۱] کَمَثَلِ غَیثٍ أَعجَبَ الکُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یّهیجُ فَتَریهُ مُصفَرّاً نُمَّ یَکونُ حُطاماً و فِی الآخرّةِ عَذابٌ شَدید [۲] که بیم آن است به ابقاء و اعلاء این صغری به مهالک کبری در آتیه گرفتار، و به رجوع قهقری به جاهلیّت اولی دچار [شویم]. کار به جایی رسیده که از اصحاب عمایم [۳] [که] به ذمائم صفات و سوء اعتقادات متّصف‌اند، رسائل و براهین مشئومه [۴] به مشروطیت الوهیّت و مراتب ربوبیّت می‌نگارند. سُبحانَة و تعالی عمّا یَفُولَونَ عُلُوّأکبیراً [۵]. گاهی در جراید سراپا جرایم خود، کلمات الوهبّت آیات مقدسة پیغمبر خاتم را که انبیا با آن قدر جلالت، مقدمة الجیشِ مُعَسکر [۶] رسالتش بودند نستجیر بالله [۷] ناشی از بخار شیر شتر و گوشت سوسمار نگاشتند؛ و گاهی ولی عصر و امام زمان ارواحنا فداه را در عداد مسائل موهومه گذاشتند؛ گاهی آیة مبارکة حجاب را به وضع مخصوص که مهیّج و مُشَهّی [۸] باشد، تفسیر نمودند؛ و گاهی مردم ضعیف العقیده و عوام کالانعام را به محاسن و فواید خمّار- خانهها [۹] و افتتاح بیوتات فواحش [۱۰] تقریب و ترغیب [۱۱] نمایند. فَوَیلِ لَهُم بِمَا کَتَبَتْ اَیدِیهِم وَ وَیلٌ لَهُم بمّا یَکسِبون [۱۲]. سایر مفاسد و مهالک و شیوع قتل و غارت و تضییع نام و ناموس مسلمانان در اطراف بلاد و اضطراب و تزلزل قاطبه عباد، خاصه در نواحی آذربایجان از شهر تبریز و اردبیل و غیرهما و حدود فارس و کرمانشاهان و نهاوند و القاء شبهات و اختلافات بین این مردم بیچاره به اخذ نتایج نبّات فاسد: خود که راهزنان دین و دولت لاینقطع درکارند،گر نویسم شرح آن بی‌حد شود. مگر اکنون که بند را آب برده و فریب حریّت و آزادی را خورده حتی‌الامکان مقالات خیرخواهانة منطبعة حضرت حجةالاسلام شیخ والامقام [۱] و سایر حجج اسلامیه و مجتهدین عظام که در زاویه مقدسه حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام به طبع رسیده به جان و مال از آقایان عظام حجج اسلام نجف اشرف و غیره شیّدالله احکامهم که پاس بیضة اسلام و وقایة [۲] حدود و احکام سیّد انام علیه‌الصلوة والسلام می‌نمایند به طوری‌که در مطبوعات، مقاصد ایشان قرائت و درایت خواهند فرمود ان‌شاءالله تعالی، به موقع اثبات و اجراگذاشته، به مفاد: وَالذینَ جاهَدوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُم سُبُلنا [۳] ارکان شرع نشر و شریعت مشیّد و منصورگردد. ان‌شاءالله تعالی. حرّر باملاء الاحقر: محمد علی رستمی **پاورقی‌ها:** [۱] صریحاً و جهاراً: آشکارا [۲] حلقه [۳] الا من شذ و ندر: مگرکسانی بسیار اندک [۴] همطراز [۵] نور، ۳۹: (اعمال کافران) چون سرابیی است در بیابانی (که) تشنه آبش پندارد. [۶] نرم، روان [۷] جمع مکتوب: نوشته‌ها [۸] حریت بیان و بنان: آزادی بیان و قلم [۹] ابتدا [۱۰] مفتریات و شنابع: تهمت‌ها و نسبت‌دادن زشتی‌ها [۱۱] گسترش دادن [۱۲] حیوانات وحشی [۱۳] کتطابر الکتب فی یوم النشور: مانند پراکنده شدن نامه‌ها (ی اعمال) در روز قیامت [۱۴] اسرا، ۳۶: گوش، چشم و دل، همه را بدان بازخواست‌کنند. [۱۵] حبله‌گری [۱] ضایع کردن، تباه ساختن [۲] اهل ذمه: به اهل کناب از زرتشتبان، یهودیان و مسبحبان ساکن در قلمرو مسلمانان اطلاق می‌شود که درگذشته در مقابل آزادی در انجام مراسم و شعائر و زندگی آسوده، مالبانی به نام جزیه به حکومت اسلامی می‌پرداختند. [۳] واژه فرانسوی خانم [۴] طایفه ضاله بابیه: منظور بابی‌ها و بهایی‌ها هستند. [۵] طببعی مذاهب: منظور مادیون و ملحدان است، یعنی کسانی که وجود خدا را انکار کنند. [۶] المؤمن ینظر بنورالله: مؤمن به نور خدا می‌بیند [۷] صوت جلی: صدای آشکار [۸] منظور علمای مشروطه خواه نجف اشرف: آخوند خراسانی، شیخ عبدالله مازندرانی و حاج میرزا حسین خلیلی است. [۱] نشریف و تشببد: بزرگداشت و استواری [۲] بدایت امر: ابتدای کار [۳] فریش، ۳: پس باید بروردگار این خانه را بپرستند. [۴] منظور حاج شیخ فضل‌الله نوری است. [۵] ضال و مضل: گمراه شده و گمراه‌کننده [۶] مفاسد مدونه: تباهی‌های فراهم آمده [۷] منظور طرح موضوع مشروطه است. [۸] آوازه [۹] حقوق و حدود رعیت بر سلطان و سلطان بر رعیت: حدود حقوق مردم بر حکومت و حکومت بر مردم [۱۰] اضعاف مضاعف: چند برابر [۱] شتر صالح: اشاره به شتر (ناقه) صالح (ع)، بیامبر قوم ثمود است که شتری را به نشانه معجزه به قوم خود معرفی کرد و آنان را از آزار شتر برحذر داشت. اما قوم، آتراکشتند و خداوند هم پس از سه روز آنان را با صاعقه‌ای هلاک کرد. [۲] اشاره به درازگوشی است که دجال بر آن سوار است. دجال در روابات اسلامی، شخصی است که پیش از ظهور مهدی موعود (ع) یا مقارن آن، ظهور می‌کند و در دوره‌ای جهل روزه یا جهل ساله، دنیا را پر از کفر و طلم می‌کند. گویند دجال مردی است یک جشم که از مادری یهودی به دنیا آمده و در آخرالزمان در هنگام بروز یک قحطی شدید، در حالی که بر یک خر سوار است و همراه خویش آب و نان فراوان دارد، از خراسان با کوفه با محله بهودبه اصفهان ظهورکرده و ادعای خدایی می‌کند و به سبب عجایب و خوارق بسیارکه با او هست، بسیاری به او می‌گروند. سرانجام به دست حضرت عیسی (ع) با توسط امام مهدی (ع) کشته می‌شود. ظهور دجال، از علائم آخرالزمان شمرده شده است. [۳] جمع جلیس: شرکت کنندگان در مجلس [۴] مورد انتظار [۵] مؤنث سخیف: دون، پست [۶] و در اصل: حیاب [۷] دریدن، نابود کردن [۸] کهنگی، فرسودگی [۹] اسلام نابود شد. [۱۰] جمع خصم: دشمنان [۱۱] بنده کردن، به کوتاهی پرداختن [۱] هذا المجلس..، والصغری: این مجلس به عدل و نیکی امر می‌کند و هر مجلسی که به عدل و نیکی دعوت کند. اطاعتش واجب است. بس چنین مجلسی باید مطاع باشد.کبرای آن مورد قبول و مسلم است، اما ای وای از صغرای آن [۲] حدید، ۲۰: همانند بارانی (به وقت) است که روبیدئی‌هایش، کافران را به شگفت افکند. سپس بژمرده می‌شود و بینی که زرد گشته و خاشاک شده است و در آخرت (نصیب گروهی) عذابی سخت است. [۳] از اصحاب... متصف‌اند: از اهل عمامه (روحانیون)،گروهی که به اخلاق و صفات زشت و نکوهیده و عقاید بد معروف‌اند. [۴] مؤنث مشئوم: بدیمن، نامبارک [۵] اسرا، ۴۳ او منزه است و از آنجه درباره‌اش می‌گویند برتر و بالاتر است. در اصل: تعالی‌الله عمّا بُقُولَ الظالمون غلوأکبیراً [۶] مقدمةالجیش معسکر: پیشاهنگ لشکر اردوگاه [۷] نستجیر بالله: به خدا بناه می‌بریم. [۸] برانگیزاننده شهوت [۹] شرابخانه [۱۰] بیوتات فواحش: فاحشه‌خانه‌ها [۱۱] تقریب و ترغیب: نزدیک کردن و تشویق نمودن [۱۲] بقره، ۷۹، پس وای بر آنها بدانجه نوشتند و وای بر آنها از سودی که می‌برند. در اصل:گَسبّت. [۱] منظور حاج شیخ فضل الله نوری است. [۲] محافظت [۳] عنگبوت، ۶۹ کسانی را که در راه ما مجاهدت کنند، به راه‌های خویش هدایتشان می‌کنیم, در اصل: و من جاهد... لوایح...، ص ۳۵-۳۷، رسایل مشروطیت، ج ۱، ص ۲۳۹.۲۳۴.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: علما, مجلس شورای ملی
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)