کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این شعر با توصیف رنج و خمار جانکاه آغاز می‌شود و سپس به امید و نوید از رحمت الهی می‌پردازد. در ادامه، به ظلم و ستم دوران گذشته و خونریزی‌های آن اشاره می‌کند و با ستایش از مجاهدان مشروطه، از تغییر اوضاع به سمت پیروزی و روشنایی سخن می‌گوید. شعر به نقش رهبران مشروطه، از جمله باقرخان و ستارخان، در مبارزه با بیداد و برقراری عدالت می‌پردازد و از سید محمد طباطبایی و علمای خراسان به دلیل حمایت از دین و ملت تجلیل می‌کند. در پایان، با تأکید بر قدرت و عزت خراسان و نقش آن در حمایت از مشروطه، به امیدواری برای آینده‌ای بهتر اشاره دارد.

متن کامل گزارش

دوشینه ز رنج دهر بدخواه تا وا رهم از خمار جانکاه دیدم گل‌های نغز و دلخواه مرغان لطیف طبع‌آگاه بر آتش روی گل شبانگهمشکشان من بی‌خبرانه رفتم از راه با خود گفتم به ناله و آه ع با بال ضعیف و پر کوتاه بودم در این سخن که ناگاه رفتم سوی بوستان نهانی در لطف و هوای بوستانی خندان ز طراوت جوانی نالان به نوای باستانی هر یک سرگرم زندخوانی[۱] از آن نغمات آسمانی کای رانده ز عالم معانی پرواز بلند کی توانی مرغی به زبان بی‌زبانی این مژده به گوش من رسانید کز رحمت حق مباش نومید گر از ستم سپهر کین‌توز وز کید مصاحب بدآموز روزی دو سه آتش جهانسوز خون‌های شریف پاک هر روز و آن قصه زشت حیرت‌اندوز امروز به فرّ بخت فیروز از فرّ مجاهدان بهروز وز تابش مِهر عالم‌افروز شد شامش روز و روز نوروز یک چند بهار ما خزان شد چوپان بر گله سرگران شد در خرمن مُلک میهمان شد بر خاک منازعت روان شد سرمایه عبرت جهان شد دل‌های فسرده شادمان شد آن را که دل تو خواست آن شد ایران فردوس جاودان شد زین بهتر نیز می‌توان شد روزی دو سه صبر کن به امید از رحمت حق مباش نومید از عرصه تنگ حصن بیداد انصاف برون جهاند مَرکب در معرکه داد پُردلی داد شاهین کمال بال بگشاد استاد بزرگ لوح بنهاد آمد به نیاز پیش استاد استاد جخسته پی در استاد آواز به شش جهت در افتاد ای از شب هجر بوده ناشاد آن دانا فارس[۱] مهذب برکند ز جغد جهل مخلب شد مَدرَس کودکان مرتب آن طفل گریخته ز مکتب تا کودک را کند مؤدب از غفلت دیو و سطوت رب برخیز که رهسپار شد شب صبح آمد و بردمید خورشید از رحمت حق مباش نومید ای سر به ره نیاز سوده منشور دلاوری ربوده با داس مقاومت دروده زنگار ظلام را زدوده لب بسته و بازوان گشوده واندر طلب حقوق بوده جان داده و آبرو فزوده وین گلشن تازه را نموده مستیز به دهر ناستوده با سرخوشی و امیدواری در عرصه رزم جان‌سپاری [۵]برمتکشت ستم و تباهکاری ز آیینه دین کردگاری وز دین قویم کرده یاری چون کوه، قرین بردباری در راه بقای کامکاری از خون شریف آبیاری کز منظره امیدواری خورشید امید باز تابید از رحمت حق مباش نومید ای شیردل ای دلیر ستّار ای بسته میان به فرّ دادار ای ناصر ملت ای سپهدار ای باقر خان راد سالار ای صمصام ای بزرگ سردار ای سید لاری ای ز پیکار همدست شوید جمله احرار سردار مجاهدان تبریز در حفظ حقوق عزت‌آمیز ای از ره جور کرده پرهیز بر خرمن جور آتش انگیز آب دم تیغت آتش تیز کرمان بگرفته تا به تبریز تا پای کشد عدوی خونریز بر رایت خود کنید ستوار زین معنی دلکش دلاویز کانصاف بساط جور برچید از رحمت حق مباش نومید ای حجت دین حکیم مشفق[۱] ای فخر تبار و آل صادق ای برتو شعار شرع لایق گر بر تو ز دهر ناموافق خوش باش که بخت شد موافق طوس از علمای فحل مُفلِق[۲] خرم شد مشهد حقایق با ترکان برخلاف سابق در یاری دین شدند شایق آزاده " به وی محیی دین حق محمد سبط علسی و سلیل احمد ای از تو اساس دین مشید شد ظلم و جفا و جور بی‌حد و اقبال برون کشید مسند گردید چو جنت مخلد از فرّ مجاهدین مشهد گشتند به دوستی مقید زان کرد خدایشان مؤید دین یابد از این گروه تأیید از رحمت حق مباش نومید صد شکر که کار یافت قوت و آن قبله و پیشوای امت بن موسی جعفر آن که عزت بگرفت نکو به دست قدرت وز همت عاقلان ملت وز عالم فحل با حمیت ترکان دلیر با فتوت از یاری حجت خراسان سرمایه حرمت خراسان افزوده به عزت خراسان سر رشته قدرت خراسان شد نادره ملت خراسان شد شهره حمیت خراسان کردند حمایت خراسان زین بهتر نیز خواهیش دید از رحمت حق مباش نومید **پاورقی‌ها:** [۱] خواندن کتاب اَوستا [۱] اسب سوار، جنگاور [۵] برمتکشت ستم و تباهکاری [۱] منظور، سید محمد طباطبایی، از رهبران روحانی مشروطیت است. [۲] کسی که نکته‌های زیبا و بدیع می‌گوید یا بسراید. * دیوان اشعار شادروان محمدتقی بهار "ملک‌الشعرا"، ج ۱، ص ۱۵۱-۱۵۳.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1288
محل وقوع: تهران (استان تهران)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مشروطه خواهان
حاکم زمان: احمد شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)