کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با خطاب به مدیران جراید آغاز می‌شود و به انتقاد از بدنام کردن و متهم ساختن بزرگان و مجاهدان مشروطیت می‌پردازد که با جان و مال خود در راه استقلال وطن فداکاری کرده‌اند. سپس به این نکته اشاره می‌کند که این اقدامات باعث دلسردی و پشیمانی وطن‌دوستان می‌شود و از عدم حمایت از خانواده‌های شهدا گلایه می‌کند. در ادامه، به وضعیت کنونی کشور پس از مشروطیت اشاره می‌کند که همچون طفلی شیرین نیازمند دایه است و نباید اشخاصی که به منزله دایه هستند، رنجانده شوند. به عنوان نمونه، از آیت‌الله نورالله ثقه‌الاسلام اصفهانی نام می‌برد و خدمات او در دوران استبداد صغیر و همکاری با خوانین بختیاری را یادآور می‌شود و اتهامات ناروا علیه او را رد می‌کند. در پایان، از جراید می‌خواهد که از درج مطالب غرض‌ورزانه و کذب پرهیز کنند، زیرا این کار باعث دلسردی بزرگان و طبیبان جامعه می‌شود و کشور را نیازمند طبیب خارجی خواهد کرد. همچنین بر اهمیت معارف و علم برای پیشرفت ملت تأکید می‌کند.

متن کامل گزارش

ای مدیران محترم جراید! ای زنده کنندگان حقوق سی کرور نفوس! ای پاره کنندگان پرده استبداد! چه خوش است به نظر دقیق ملاحظه فرمایید از ابتداءِ نفوذ مشروطیت در ایران تاکنون چقدر بزرگان از بذل جان و مال در راه استقلال این وطن عزیز دریغ ننمودند و عاقبت بعد از این همه جانفشانی‌ها هرکدام را به یک طریقی به جهت اغراض شخصی به عوض مزد، بدنام و متهم نمودند. ای مسلمانان! انسان مگر برای این مدت قلیل از زندگانی چه اندازه باید امتحان بدهد؟ این مسئله بدیهی است. هرچه شخص از خود گذشته باشد، هرچه وطن دوست باشد، قهراً کدر خواهد شد و از کرده های خود پشیمان نشود، مسلماً دیگر اقدامی نخواهد کرد. چه خوش گفت: باکم از ترکان تیرانداز نیست طعنه تیرآورانم می‌کُشد [۱] خوب ملاحظه فرمایید یک نفر پیدا [شود] از اهل‌بیت این کشتگان راه عدالت پذیرایی کند یا از یتیمان این شهدا نوازش کند. چه خوش است قدری سلوک دول متمدنه را با حریت طلبان، پیشه خود کنیم. هیهات، هیهات، و اندکی در فکر فرو رفته دلخوش نباشم به این که مشروطیت را گرفتم، هنگام راحت است. ترک جان و ترک مال و ترک سر در طریق عشق، اول منزل است اکنون اول شب است. هزار روز سیاه دارد این مملکت. این طفل شیرین که مایه حیات ملتی است، محتاج به دایه است؛ تا به واسطه آن دایه به حد رشد برسد. چرا باید اشخاصی که به منزله دایه و در خیلی تنگنایی مملکت به درد می‌خورند، رنجانید و به واسطه تضییع حقوق، دست و دل از کار بیزار کرد؟ مثلاً شخص بزرگواری مثل حضرت مستطاب محیی‌المله آقای نورالله ثقه‌الاسلام اصفهانی که به تصدیق همه از شش سال [پیش] تاکنون در این وادی زحمت کشیده و واقعا از جان و مال مضایقه نفرموده و نخواهند فرمود، در زمان استبداد صغیر که هیچکس را قدرت بدین گونه مذاکرات نبود، این بزرگمرد بالای منبر فریاد می‌زد. آن کسی که با خوانین محترم بختیاری - که خداوند یارشان باد - معاهده کرد این شخص محترم بود. هنوز صدای توپ شربنل و مسلسل در زوایای خانه اوست. هنوز جانفشانی‌های او کهنه نشده، هنوز عرقش از زحمت در راه ملیت و اسلامیت خشک نشده، هنوز شب و روز آسایش ندارد، او را متهم می‌کنند که همه هفته با علما مجامع دارند. سؤال کنید این مجامع علماءِ اعلام اصفهان شش هفت سال است منعقد است به جهت مذاکرات علمی. سهام‌السلطنه تمکن مخارج دادن یک نفر نوکر را ندارد، ابداً شیر به پستان ندارد که کسی او را بدوشد. از وجدان شما تصدیق می‌خواهم. خوب است این گونه مذاکرات در حق این بزرگمرد؟ اگر می‌خواست بدوشد، اعلیحضرت را می‌دوشید. چرا باید اشخاص بزرگ دانای به رموز سیاسی گوش به حرف عمرو و زید فرا دهند؟ شمشیری که از همه چیز برنده تر بود، جراید مقدس محترم بود. از بس آلوده بدینگونه مذاکرات شد، رفته رفته ماست نخواهد برید! خود البته بهتر می‌شناسید. این نمره [۲] از مردم اصلاً در عالم، شرف را دروغ می‌دانند. وطن کی؟ کشک چی؟ پشم چی؟! باید قلندرانه لقمه نانی تحصیل کرد و در کمال بی‌ناموسی خورد. هر روز به یک پیرایه مردمان بزرگ را متهم و کم نام می‌کنند. آخر ملاحظه بفرمایید کسانی که امتحانات خود را در این وادی به سرحد کمال رسانیده چگونه می‌توانند خود را راضی کنند که پول از بکر و خالد گرفته و یک مملکتی را اسیر چنگال اجانب کنند؟ گِلی که به این همه اخلاق حمیده و غیرت محض سرشته شد، محال است زیر بار اینگونه رذالت ها برود. حمد خدای را، همه عالم متمدن وطن دوست... در عالم نوع پرستی بدون هیچگونه غرض عرض می‌کنم، خوب است بعضی لوایحی که بوی غرض می‌دهد درج نفرمایید، زیرا که اندک اینگونه مطالب، مردمان بزرگ را که امروزه به منزله گوگرد احمر و طبیب مسلّم از برای این مریض هستند، خواهند از معالجه بازداشت. شما را به ناموس مشروطیت قسم می‌دهم بگذارید به حال خود مشغول معالجه این مریض باشند. نگذارید برنجند. اگر خدای نکرده استعفا از معالجه دادند، محتاج به طبیب از خارجه خواهیم شد و طبیب خارجه به نظر اول، این مریض بیچاره را به جهنم خواهد فرستاد؛ اگرچه امیدواریم بزرگواری اینگونه مردمان بزرگ مانع از گوش دادن بدین گونه مذاکرات باشد، لکن اصلاً مطالبی که کذب یا بوی غرض دارد از وظیفه جریده محترم خارج است، چون که امروز باید اقدام بفرمایند که از نان شب از برای این ملت لازم‌تر است معارف است. تمام این گرفتاری‌ها از بی‌علمی است. بدبختانه اسیر چنگال دو مانع ترقی مملکت شده‌ایم، نه دین، نه دنیا، نه امید بهشت. امید است از این خیرخواهی عفو فرمایند. من الاحقر الجانی: محمد حسن الاصفهانی **پاورقی‌ها:** [۱] شعر از حافظ [۲] [روزنامه] مجلس، س ۳، ش ۶۴، مورخ ۸ محرم ۱۳۲۸ ق، ص ۳.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)