کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با استناد به آیه‌ای از قرآن کریم آغاز می‌شود و به انتقاد شدید از گروهی از افراد می‌پردازد که آن‌ها را «نامردانِ به غیرت» و «دیوسیرتانِ آدم صورت» می‌خواند. این افراد به دلیل عدم درک تمدن، انسانیت، عدل و مساوات، و همچنین جهل و بی‌خبری، به تخریب و آزار مردم مشغولند. نویسنده این افراد را به القای شبهه در قلوب عوام و ایجاد نفاق متهم می‌کند و به طور خاص به مخالفت آن‌ها با مشروطه اشاره دارد که آن را عین مشروعه می‌داند. در ادامه، نویسنده از تلاش‌های مجاهدین و رؤسای اسلام مانند آیت‌الله سید محمد طباطبایی و حجت‌الاسلام سید عبدالله بهبهانی در راه مشروطه تقدیر می‌کند و مخالفت با قانون اساسی را مخالف با موازین شریعت مطهر می‌داند. در بخش پایانی، متن به اهمیت تمدن و آزادی اشاره کرده و از مردم می‌خواهد که فریب حیله‌گران را نخورند. سپس با خطاب قرار دادن مردم خراسان، آن‌ها را به دلیل عدم مشارکت فعال در نهضت مشروطه مورد ملامت قرار می‌دهد و از حرکت‌های غیورانه مردم آذربایجان، فارس، گیلان، کرمان و اصفهان در مطالبه قانون اساسی تمجید می‌کند.

متن کامل گزارش

یُریدُونَ لِیُطفِئوا نُورَاللهِ بِأَفواهِهِم وَاللهُ مُتِمُ نورِه وَ لَوْ کَرهَ الکافِرونَ [۱]. این روزها از خارج و داخل مسموع می‌شود، که بعضی از نامردانِ به غیرت، بلکه دیوسیرتانِ آدم صورت که ابداً بویی از بوستان تمدن به مشامشان نرسیده، و حرفی از عالم انسانیت به گوششان نخورده، بلکه ذائقه خبیثه آنها مادام العمر طعم عدل و مساوات را نچشیده، قامت ناموزونشان از لباس علم و دانش به کلی عریان، و همواره از بدایت عمر در وادی جهل و بی‌خبری حیران و سرگردان، چون بی‌پرده و صاف نمی‌توانند خیالات باطله و نیات فاسده خود را ظاهر سازند ب زیرا که ظلم و استبداد را طرفدارند و حریّت و مساوات را دشمنند - جز تخریب بلاد و آزار عباد در خاطر ندارند و برای کسب اشتهار، فقط محتاج چاه زمزمی هستند و وثوق و اعتماد عوام را سرمایه تجارت خود قرار داده، رذالت و خباثت را شعار نموده، از اسلام و مسلمانی سال‌ها است کناره گرفته و در راه وصول به مقصود، از بر باد رفتن مُلک و ملت و انهدام ارکان شریعت باک ندارند، در گوشه و کنار، به القاء شبهات در قلوب عوام وسوسه می‌کنند و به انواع دسایس، در میان خلق تولید نفاق می‌نمایند و مصداق آیه مبارکه مِن شَرِ الوَسواسِ الخَنّاسِ الَذی یُوَسوسُ فی صدورِ النّاسِ [۲] را بر عالمیان ظاهر می‌سازند که سلطنت باید «مشروعه» باشد نه «مشروطه»، و حال آنکه مشروطه عین مشروعه، و مشروعه عین مشروطه است. یا اینکه العیاذ باللّه این شالوده که به همت والا نهمت مجاهدین فی سبیل اللّه و رؤسای اسلام ریخته شده و مِثل حضرت آیةالله آقا سید محمد طباطبائی و حجةالاسلام آقا سید عبدالله بهبهانی متّع اللّه المسلمین بطول بقائهما جان‌های عزیز خود را برای وِقایه [۳] این اساس مقدس بر طَبَق اخلاص نهاده، منتج به انهدام ارکان دین مبین است. و مواد این قانون اساسی که سعادت ابدی ملت ایران را تأمین خواهد کرد و علماء بزرگ و عقلاء ملت و دانشمندان مملکت با نهایت دقت مشغول تتمیم آن هستند، نستجیر بالله مخالف با موازین شریعت مطهر است. دنیا طلبان بدگهر را وین نیز بهانه دگر شد اما هیهات، هیهات!! آفتاب عالمتاب تمدن را از خلق نمی‌توان مستور داشت و جریان طبیعت را به این خار و خس‌ها ممکن نیست جلوگیری کرد. شب‌پره‌گر وصل آفتاب نخواهد رونق بازار آفتاب نکاهد هر چند به توجه خاصه ولی عصر عجّل اللّه فرجه، شجره خبیثه استبداد از پای درآمد، و صیت [۱] سلطنت مشروطه فضای آسیا را پر کرد، مسئله عدل و آزادی آویزه گوش حاضر و بادی شده، دیگر چشم‌بندی و طرّاری به خرج این ملت نمی‌رود، و بازار نیرنگ و فسون را رونقی نخواهد بود (آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت)، ولی بر هموطنان کرام ما لازم است چشم و گوش خود را باز کنند و همواره از این شعبده‌بازان مکار بیندیشند، و به حسن ظاهر این حیله گران غدار، فریفته نشده، گول لفاظی و عبارت بافی آنها را نخورند و دستاویز خیالات باطله ایشان نشوند، و خود را بیش از این در میان اهالی ایران سرشکسته و حقیر نسازند. هان ای اهل خراسان! تا دیروز جراید ایران در نکوهش و ملامت شما سخن می‌گفتند و به ندای بلند، نغمه قُوموا عَن نَومِکُم أَیُها الغافلونَ [۲] می‌سرودند تا کنون هم حرکت غیورانه از شما به ظهور نرسیده است که جبران مافات را نماید. برادران غیور آذربایجانی گوی سبقت و سعادت را از تمام ایرانیان ربودند، اهالی با دانش فارس و گیلان هم داد وطن پیرستی داده از جنبش و کوشش باز نایستادند، مردم کرمان و اصفهان هم با آن جوانمردان هم‌آواز شده، برای مطالبه قانون اساسی غُلغله [۳] در فضای ایران افکندند، خیلی زشت و ناپسند است که ما و شما هنوز اندر خم یک کوچه باشیم و ابداً اسمی از ما برده نشود که ایران را هم ایالتی هست خراسان نام. می‌ترسم کسل شوید بهتر آنست که بگذاریم و بگذریم. **پاورقی‌ها:** [۱] صف، ۸: می‌خواهند نور خدا را به دهان‌هاشان خاموش کنند ولی خدا کامل کننده نور خویش است، اگرچه کافران را خوش نیاید. [۲] ناس، ۴ و ۵: از شرّ وسوسه وسوسه‌گر نهانی، آنکه در دل‌های مردم وسوسه می‌کند. [۳] نگهبانی [۴] آوازه [۵] ای غافلان از خواب برخیزید. [۶] در اصل: قلقه

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مخالفان مشروطه
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)