کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با استناد به آیه قرآن، تمدن را مجموعه‌ای از افراد بشر می‌داند که شریعت و قانون شیرازه آن است و بدون آن تمدن گسیخته می‌شود. سپس به اثبات این نکته می‌پردازد که شریعت اسلام، حاوی تمام دقایق تمدن و ضامن ترقی بشر است و احکام آن بر اساس مساوات، عدالت، حریت و اخوت جاری می‌شود. در ادامه، مشروطیت را حکمی از احکام شریعت اسلام معرفی می‌کند که استبداد و پیروی از هوای نفس را حرام می‌داند و با استناد به آیات و روایات، بر لزوم شورا در امور عامه و عدالت پیشوا تأکید می‌کند. در پایان، کسانی را که مشروطیت را مخالف دیانت اسلام می‌دانند، جاهل یا دارای غرض نفسانی معرفی کرده و از مسلمانان می‌خواهد که از اسلام در برابر این اتهامات دفاع کنند و اجازه ندهند راه ترقی اسلام مسدود شود.

متن کامل گزارش

فَمَن یُردِ اللهُ اَن یَهدِیَهُ یَشرَح صَدرَهُ لِلإِسلام [۱] تمدن، مجموعه‌ای است مرکب از افراد بشر، و شریعت و قانون شیرازه این مجموعه است که بدون آن تمدن صورت نبندد؛ زیرا که طبیعت بشر دارای دو قوه معنویه است که به یکی جلب نفع می‌نماید و با دیگری دفع ضرر. و با عدم شریعت و قانون، از تصادم این دو قوه در میان افراد، رشته تمدن که مجبولٌ علیه نوع بشر است به کلی گسیخته گردد؛ فلهذا لطفاً [۲] ارسال رسل و انزال کتب حکیم علی‌الاطلاق را واجب است. پس هر شریعت حقه را باید حامی و ضامن تمدن دانست. و اگر شرعی مغایر لوازم تمدن به نظر رسید، باید او را از حقیقت سماویه عاری دانست. و اگر کسی به چشم بی‌غرضی و بی‌طرفی به دقایق شریعت مقدسه اسلام نظر کند، خواهد دید که حاوی تمام دقایق تمدن و ضامن ترقی بنی‌نوع بشر است. قانونی است مقدس که تمام احکامش به مساوات مجری شود، و هر کس از اعلی و ادنی در دعوای حقوقی و اظهار رأی خود، آزاد است. خطابات قرآنیه به عموم به طور کلی صدور یافته و احدی از حقوق خود ممنوع و احدی از مجازات مستثنی نیست [۳]. آیاتِ امر به عدالت و مساوات و حریت و اخوت نه به حدی است که در این مقاله بگنجد. امور معاد و معاش کلی و جزیی که طرف احتیاج بنی‌نوع بشر است در این شرع مقدس معین است. و بعضی کلیات که مدار تمام احکام الله است - مثل مساوات و حریت و عدم جواز تعطل [۴] احکام، به آیات و اخبار متقنه ثابت است؛ حتی مسئله مشروطیت حکمی است از احکام شریعت مقدسه که اتّباع [۵] هوی و استبداد را حرام و سرمایه ضلالت مقرر داشته، و آیات کریمه و اخبار معتبره در این باب، بسیار است که ذکر آنها خارج از وظیفه رعایت اختصار است. قال عزّ اسمه: وَ مَن اَضَّلَ مِمَّن اتَّبَعَ هَواهُ بغَیر هَدیّ مِنَ الله [۶]، و قال علیه السلام: مَن اسَتبَّدَ برَأیهِ فَقَد هَلَکَ [۷]. و البته این حکم در مصادر امور عامه به طریق اولی ملحوظ و مُجری خواهد بود. و از ضروریات دین اسلام است که مقتدا و پیشوا و رئیس امت مرحومه یا باید معصوم مِن جانب الله باشد و یا اَعدَل و اَعقَل [۸] امت باشد به شرط شورا در امور غالبه [۹]. و در شریعت اسلامیه این حکم به آیات شریفه تقریر یافته: وَ شاورهُم فِی الامر [۱۰] وَ اَمرُهُم شُوری بَینَهُم [۱۱] که منطوقاً [۱۲] دلیل بر شورویت ریاست اسلامیه است، موجود است. و خود حضرت رسالت‌پناهی که عارف به مصالح امور اولین و آخرین بودند و از جانب رب‌العزه به آیه وَ ما یَنطِقُ عَن الهَوی اِن هُوَ اِلا وَحیٌ یُوحَی [۱۳] مصدّق و سرافراز بودند، محض از برای تمرین اصحاب گرام و تمامی اهل اسلام در مهام امور شور فرموده، یا کلمه اُشیروا، اُشیرُوا و تحصیل رأی [۱۴] از اصحاب می‌نمودند، و همین دستور در ایام خلافت خلفاءِ راشدین رضوان الله علیهم جاری بود، تا دوره استبداد مجدداً اعاده شد و \[دوره\] یزید بر ملا. لَعِبَت هاشِمُ بالمُلکِ فَلا خَیرٌجاءَ وَ لا وَحیّ نَزَل [۱۵] بر زبان راند و بر اسلام شد آنچه شد. و استدلال دیگر این که امروز تمام مسلمین اجماع دارند بر این که رئیس امت محمدیه صلوات الله علیه، باید متصف به عدالت نسبی بوده، مُخالِفاً لِهَواهُ وَ مُطیعاً لآمر مَولاه [۱۶] باشد، و در تحصیل این مقصود، امت مرحومه به دو، منقسم شده‌اند: یکی از طریق اجماع، و دیگری از راه عصمت قدم به تحصیل این مقصود گذارده‌اند. و در خودِ مقصود ابداً اختلافی ندارند، و عدالت را در ریاست ائمه شرط می‌دانند، و شورا و اجماع و تصادم افکار را مخله طور حقیقت عدالت می‌شمارند. این است حالت مشروطیت در شریعت اسلام که در کمال اجمال عرض شد. حالا در این صورت اگر کسی از روی جهل و نادانی یا به واسطه غرض نفسانی و خباثت شیطانی، مشروطیت حکومت ظالمه را مخالف دیانت مقدسه اسلامیه بداند یا عجبا! این شخص بهره‌ای از اسلامیت دارد که از برای دو روزه عمر فانی خود، دیانت مقدسه اسلامیه را در نزد ملل خارجه و نصاری و یهود متهم می‌دارد و می‌گوید که چون مشروطیت منافی دین و مذهب اسلام است، قبول و مجری نخواهد شد؟ ثم عجبا! آیا بر ذمه تمام مسلمین فرض نیست که از این متهمین اسلام مدافعه نمایند، و این اداره متهمه را امراً و مأموراً به صفت رسمیت نشناسند و توقیر [۱۷] و تعظیم اینها را روا ندارند؟ اسلام اینقدر وحید فرید بی‌یار و بی‌یاور مانده که احدی بر حمایت او بر نمی‌خیزد و مدافعه از مهاجمین او نمی‌کند؟ و هر کس که در صدد حمایت برآید، بی‌اندیشه او را به اسم بابی و طبیعی لکه‌دار و معیوب و منفور می‌کنند؟ و این متهمین اسلام، خودشان بابی و بی‌دین هستند و می‌خواهند از طرفی راه ترقی اسلام را مسدود [۱۸] نمایند، و از طرف دیگر با این تهمت بابی و طبیعی‌گری، عده منحوسه خودشان را در اذهان عماء بسیار به قلم بدهند. اِنّا نَحنُ نَزّلَنَا الذُکرَ وَ اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ [۱۹]. یا عادِل یا حکیم یا مُنزّل اَحکُم بَینَهُم وَ بَینَ المُسلِمینَ وَ احفِظ دینَکَ وَ ذِکرَکَ مِن تَهاجُم المَستَبدینَ... [۲۰] **پاورقی‌ها:** [۱] انعام، ۱۲۵: هر کس را خدا بخواهد راهنمایی‌اش کند، سینه‌اش را برای (پذیرش) اسلام می‌گشاید. [۲] از سر لطف [۳] در اصل: اینست [۴] عدم جواز تعطل: عدم اجازه تحرک و فعالیت، وقفه [۵] تبعیت کردن. اتباع هوی: تبعیت کردن از نفس [۶] قصص، ۵۰: کیست گمراه‌تر از آن کسی که راه هدایت خدا را رها کرده و از هوای نفس خود پیروی کند؟ [۷] هر کس استبداد رأی داشته باشد، قطعاً هلاک خواهد شد. [۸] اعدل و اعقل: عادل‌ترین و عاقل‌ترین [۹] امور غالبه: اغلب امور [۱۰] آل عمران، ۱۵۹: در کار\[ها\] با آنان مشورت کن. [۱۱] شوری، ۳۸: کارشان با مشورت، میان (خود)شان باشد. [۱۲] منطوق، معنایی است که مستقیماً از کلام فهمیده می‌شود و موضوع آن، در جمله ذکر شده است. [۱۳] نجم، ۳،۴: از روی هوی \[و هوس\] سخن نمی‌گوید. آن (سخن) نیست، جز وحی‌ای که (به او) وحی می‌شود. [۱۴] تحصیل رأی: نظرخواهی [۱۵] فرزندان هاشم (رسول خدا) با سلطنت بازی کردند، ودر واقع نه خبری (از سوی خدا) آمده بود و نه وحی‌ای نازل شده بود.(از اشعار یزید بن معاویه است در هنگامی که سرهای مقدس شهیدان کربلا را وارد مجلس یزید کردند و او در حالیکه با چوب‌دستی خود بر لب و دندان امام حسین (ع) می‌زد، شعر می‌خواند که این، یک بیت از آن است). [۱۶] در روایتی از امام حسن عسکری (ع) درباره کسانی که از آنان تقلید جایز است می‌فرماید: ... \[فقیهی که\] با هوای نفسش بستیزد و مطیع فرمان مولایش باشد. [۱۷] احترام کردن [۱۸] در اصل: مصدود [۱۹] حجر، ۹: ما خود، (قرآن) را فرو فرستادیم، و قطعاً ما پاسدار آن هستیم. [۲۰] ای \[خداوند\] عادل، حکیم و نازل کننده قرآن! بین ایشان و مسلمانان داوری کن و دینت را و یادت را از (شر) هجوم مستبدان حفظ فرما. \* \[روزنامه\] حبل‌المتین، س ۱۶، ش ۳۰، مورخ ۳۰ محرم ۱۳۲۷ ق، ص ۱۶، ۱۷.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1287
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)