کنشگران / عالمان دینی
متن کامل گزارش
خدا هر که را سرنگونش کند
به کردار بد رهنمودش کند
شاه چه میکند؟ شاه دارد قبور اجداد خویش را میشکافد، شاه دارد لگد به تخت و تاج سلطنت میزند، شاه دارد بخت خویش را واژگون مینماید، شاه دارد ولیعهد خویش را زنده به گور میکند، شاه دارد سلطنت را بر خاندان خود حرام میسازد، شاه دارد عزت مغصوبه یکصد و پنجاه سالة قاجاریه را بدل به ذلت مینماید، شاه دارد سلطنت را در ایران تبدیل به جمهور میدهد، شاه دارد به هواجس نفسانی و منویات شیطانی به احکام شریعت طاهرة اسلامی بازی مینماید، شاه دارد احکام خدا را بازیچه قرار میدهد، شاه میخواهد به یک لفظ "مشروعه" پوستین تشرع بر خود پوشانیده، جمیع محرمات الهی را حلال نموده، محللات شرعیه را حرام نماید، شاه دارد دعوی طاووسی میکند، شاه دارد از زی خود خارج میگردد. شاه به حکومت عرفیه قناعت نکرده، خویشتن را حاکم شرع و رئیس متشرعین جلوه میدهد. بلی، پله پله شاه بالا میرود. اگر چندی، دیگر بماند دعوی أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَىٰ [۲] هم خواهد نمود. شاه میگوید هر حرکتی که من کردم مشروع، و آنچه شیخ فضلالله نوری و شاپشال یهودی [۳] گفت حکم شریعت باید تصور نمود، شاه با ذم شیر بازی و با پلنگ خفته شوخی میکند. آری آرزو بر جوانان عیب نیست!
چقدر بیشرمی میخواهد، چقدر بیحیایی در کار دارد که یک جوان سی سالة معروفالحال که نسبش از قبل تولد معلوم، و اعمال و کردارش از ایام صباوت [۴] تا کنون بر احدی پوشیده نیست، در مقابل رؤسای روحانی مذهب و علمای ربانی شیعه که نواب امام و حافظ بیضه اسلام و مرجع تقلید عام و خاصاند شریعت را بازیچه قرار داده، به مشروعهبازی بخواهد هر عمل نامشروعی را مرتکب گردد و به ایشان هم بقبولاند.
خداوند جزای خیر ندهد به شیخ فضلالله نوری و سید محمدکاظم یزدی و امثال آن که برای چهارشاهی جیفه دنیوی، این جوان مصروع را آلت اغراض شخصی قرار داده، احکام خدا و قوانین دین مقدس اسلام را بازیچه و ملعبه ساختهاند...
دو سال کامل حضرات آیاتالله صبر نموده و محض حفظ دماء و اعراض و اموال مسلمین از تشریح سلطنت مشروعه که ورد زبان مستبدین و اسباب عوامفریبیشان بود تسامح ورزیدند، و بزرگواران تمام را به نصح [۱] و ملایمت گذرانیدند و تا کار به جایی کشید که این فرقه شوم را جسارت به درجهای بالا گرفت که در مقابل حافظین بیضة اسلام و ناشرین احکام متقنة دیانت حقه اسلامیه در لباس تشرع، بنای مغالطه نهاده، سلطنت مشروعه، مجلس مشروعه، حرکات مشروعه، سکنات مشروعه را ورد زبان ساخته، در فریب عوام و کسب نام ننگ، مانند برادر حاتم طایی را به مبارزت ایستادند.
لطف حق با تو مداراها کند
چون که از حد بگذرد رسوا کند
تا این که حضرات آیاتالله [۲] را تکالیف شرعیه چنان اقتضا نمود که معنی مشروعیت سلطنت را در غیبت کبرای امام علیهالسلام بیان فرمایند که ابلیسان بر تلبیس منبعد کمتر بتوانند به لفظ مشروعیت، عوام را بفریبند. حالا بیایند مشروعهبازان عوامفریب، سلطنت ایران را مشروعه قرار دهند تا اولین حامی و پیرو آنها مشروطیین حقپسند گردند. چو تیره شود مرد را روزگاز
همه آن کند کس نیاید به کار
ای ایرانیان حقپرست خارجه و داخله! درست در احکام و فرمایشات حضرات آیاتالله غور نموده، باریک شوید و ببینید آن بزرگواران در موضوع سلطنت مشروعه چه میفرمایند. اگرچه بارها این نکته در حبلالمتین برای تنبیه مشروعهبانان از یگ سال به این طرف نوشته شده، ولی، فرق بین قول ما و احکام حجج اسلامیه و نواب امام و رؤسای مذهب جعفری مد الله ظلالهم تفاوت از زمین تا آسمان است. قول ما بیان، و بیانات حجج، احکام است. پیروی قول ما اختیاری، ولی اتّباع از احکام حجج، واجب و اجباری است که حکمشان تالی حکمالله و حکمالرسول است. حافظین بیضه اسلام چه میفرمایند؟
نواب امام و حضرات آیاتالله به حکم صریح شرعی میفرمایند که: ای شیعیان ایران! بدانید و آگاه باشید که از مشروعهبازی این جوان مصروع و تابعین او را غرضی جز عوامفریبی و اشتباهکاری، نبوده و نیست؛ حاق [۳] معنی مشروعیت سلطنت را هم ملتفت نشده و اگر میدانستند چنین لفظی که سر تا با مضر به حال آنها و منافی با اغراض فاسدهشان است، هرگز به زبان جاری نمیکردند؛ چه، سلطنت مشروع در غیبت کبرای امام عجل الله فرجه، بنابر مذهب شیعه، جمهوری است که انتخاب رئیس از طرف جمهور ملت که حکم اجماع بر او صادق آید بشود، و این اولین پایهای میباشد از سلطنت مشروعه در مذهب شیعه، همین که این پایه از روی صحت گذارده نشود، هیچ حکمی از احکام آن سلطنت را مشروع نمیتوان گفت.
این است حکم خدا، این است حکم شریعت مطهره، این است فرمایش نواب امام از روی، احکام متقنه اسلام، حضرات آیاتالله میفرمایند که تا امروز به ملاحظه حفظ دماء و اعراض و اموال مسلمین، در اشاعة این حکم الهی ساکت بودیم، اینک که مستبدین در سایة لفظ مشروع، مرتکب هر خلاف شرعی شده و در التباس [۱] حق به باطل، دماء و اعراض و اموال مسلمین را به ناحق میریزند. تعطیل این حکم خدایی هیچ صورت شرعی ندارد. به عبارت عامفهم میفرمایند: ای شیعیان ایران و ای پیروان مذهب جعفری! دفع این جوان مصروع سفاک قتال از سلطنت، و جهاد با او و متبعینش واجب، دادن مالیات و رساندن مدد به او علی ای نحو کان [۲] حرام، و هر کس در این راه مدافعه وطنی کشته شود، شهید و حکم مجاهدین در رکاب امام زمان را دارد.
و نیز مدللاً و مشروحاً بیان نمودهاند که سلسله قاجاریه مذلالمؤمنین بوده و از زمانی که سلطنت شیعه به قبضه این سلسله آمده، فواحش ساری، و ملاهی و ملاعب و مناهی فاش و آشکار، مملکتفروشی و حقوقبخشی رایج، آنچه شرع امر نموده متروک، و آنچه نهی فرموده شایع، دولت شیعه ضعیف، ملت شیعه مضمحل، دو ثلث مملکت اسلام از قبضه مسلمین رفته. تسلیط [۳] کفر بر اسلام در سلطنت قاجاریه شد. اطاعت مسلمین از ملحدین از شئامت این خاندان است. لذا بر هر مسلمی قلع و قمع استیلاء این سلسله و انتخاب یک رئیس به وضع جمهور [۴] و رضایت عامة شیعیان ایران واجب است.
به عبارت آخری، سلطنت مشروع باید قائم نمود، و در اجرای این حکم شرعی که مایه حیات استقلال و قوت ملت شیعه در غیبت امام است، هیچ فردی از افراد شیعه نباید فروگذار نماید؛ یعنی هر کس دعوی شیعگی در ایران نماید نباید خیال جمهوریت سلطنت را از سر بدر کند که حیاتبخش ملت شیعه در غیبت امام همین حکم محکم خدایی است. شیعیان همین که این خیال را از سلول دماغهای خود بدرآورند [۵] و این حق مشروع خویش را شناخته فراموش ننموده، نقطه حیات سیاسی خویش را گم نکنند، امروز نه فردا، به مرام خویش نایل خواهند گردید. زنده باد حضرات آیاتالله. برقرار باد سلطنت مشروعه یعنی جهموریت در ایران.
**پاورقیها:**
[۱] نصیحت
[۲] نازعات، ۲۴: من برترین پروردگار شما هستم (اشاره به سخن فرعون است).
[۳] معلم نظامی روسی محمدعلی شاه
[۴] نوجوانی
[۱] در هم ریختگی، به لباسی درآمدن
[۲] علی ای نحو کان: به هر صورت باشد.
[۳] مسلط کردن
[۴] وضع جمهور: انتخاب توده مردم
[۵] در اصل: در سلول دماغهای به دور آورند.
[۶] روزنامه حبلالمتین، س ۱۶، ش ۱۷، مورخ ۱۴ شوال ۱۳۲۶ ق، ص ۲۲-۲۴.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
محل وقوع: کلکته (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)