کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

رفتار برخی علما در گذشته و مداخلات رؤسای روحانیون، باعث تنفر عمومی شده بود. در دوره مشروطه، علمای مخالف مشروطه منفور عامه شدند، در حالی که علمای موافق مشروطه مورد حمایت مردم بودند. برخی افراد که مخالف کلیت علما بودند، به تخریب وجهه آنها می‌پرداختند. تقی‌زاده پس از ورود به تبریز، ابتدا با نگارنده مراوده داشت، اما پس از مدتی ارتباط خود را قطع کرده و به تخریب نگارنده پرداخت. او در غیاب نگارنده، با کمک افرادی چون میرزا اسماعیل نوبری و شیخ محمد خیابانی، اقدام به شایعه‌پراکنی علیه نگارنده و ارسال گزارش به نجف کرد. پس از بازگشت نگارنده، تقی‌زاده از ملاقات با او خودداری کرده و با استفاده از تلگرافخانه و جلب حمایت برخی افراد مانند میرزا محمدرضای مساوات، به فعالیت‌های خود ادامه داد. نگارنده به اجبار به تلگرافخانه برده شد و شاهد مکاتبات پنهانی تقی‌زاده بود. در یک مورد دیگر، فرمانفرما نگارنده را به تلگرافخانه احضار کرد، اما خود با تأخیر و با حالتی از انزجار حاضر شد.

متن کامل گزارش

از قدیم رفتار پاره‌ای علما، ذهن عوام را زده بود و مداخلاتی که از بعضی رؤسای روحانیون می‌شد، اسباب تنفر طباع [۱] شده بود. در این دوره مشروطه، ریش درون سر کرد [۲] و علمایی که مخالفت با مشروطه کردند منفور عامه شدند. اشخاصی که از بدو امر در نظر عوام متهم نبودند و در ایام مشروطه نیز موافقت داشتند، عامه طرفدار آنها بودند. بعضی اشخاص که ضد نوع علماء بودند در تخریب آنها می‌کوشیدند و شب و روز آرام نداشتند و سعی می‌کردند که لکه‌ای بر آنها زده و با صدمه وارد آوردن، آنها را برنجانند که خود به خود کنار بکشند یا مردم از آنها متنفر شده از دور آنها بپاشند. چنان که سابقاً ذکر کردم، وقتی که تقی‌زاده [۳] وارد تبریز شد من از او دیدن کرده، گرم گرفتم و او با من مراوده کرد تا ۱۸ ماه ربیع‌الاول (۱۳۲۷ ق) که انجمن و سردار و سالار به خانه من آمدند، از آن روز قطع مراوده کرد و بالمره خود را کنار گرفت و به فکر تخریب من افتاد و من غافل از این ماجرا بودم. ولی او در باطن، ایامی که من در باسمنج بودم، با بعضی خواص خود که آنها را با خود همراه کرده بود، از قبیل میرزا اسمعیل نوبری و شیخ محمد خیابانی و میرزا احمد قزوینی، اسباب چینی‌ها می‌کرده و یک ابلهی را وادار کرده بود که بر ضد من بعضی اشتهارات بدهد و به نجف [۴] آنچه توانسته بود نوشته بود. بعد از مراجعت من از باسمنج، تقی‌زاده ابداً ملاقاتی نکرد و تلگرافخانه را تیول خود نموده، با طهران بنای مخابره گذاشت و جمعی را در شهر طرفدار خود کرد، میرزا محمدرضای مساوات [۵] را اسیر خود کرد. هرچه تلگراف می‌کرد، نسخه آن را او ضبط می‌کرد. دور، دور او بود و مردم به وی تملق می‌گفتند. و مخصوصاً یک روز مرا با زور دعوتِ تهران، به تلگرافخانه بردند. هرچه تلگراف می‌نوشت چپ نشسته پنهانی می‌نوشتند که جز اتباع خود کسی نداند. یک روز هم فرمانفرما مرا احضار تلگرافخانه کرد، رفتم ولی مشارالیه همان روز "مخصوصاً" گفته بود که نخواهم آمد و خیال مداخله در امورات ندارم، اما بعد از ساعتی آمد و حرفی نزد و آثار انزجار [۱] خاطر از ناصیه‌اش [۲] ظاهر بود. **پاورقی‌ها:** [۱] در اینجا به معنی اشخاص [۲] ریش درون سر کرد: زخم (جراحت) داخل سر باز کرد. [۳] سید حسن تقی‌زاده نماینده تبریز در دوره اول مجلس شورای ملی بود که پس از بمباران مجلس، به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد و اندکی بعد همراه با مأموران سفارت از تهران و کشور خارج شد و به اروپا رفت و با اوج گرفتن قیام مردم تبریز به رهبری ستارخان (سردار ملی) و باقر خان (سالار ملی) و پیش از فتح تهران به تبریز بازگشت. [۴] منظور مراجع مشروطه‌خواه نجف اشرف: آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی است. [۵] در اصل: مواسات. وی از روزنامه‌نگاران تندرو و پرخاشگر و از یاران نزدیک تقی‌زاده بود. [۱] در اصل: انضجار [۲] در اصل: ناحیه‌اش

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1288
محل وقوع: تبریز (استان آذربایجان شرقی)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: احمد شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)