کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با توصیف وضعیت آشفته و بحرانی کشور آغاز می‌شود که در آن استبداد ریشه‌دار، ملت مقروض و نفوذ بیگانگان مشهود است. سپس به تبیین تکالیف ملت در سه مرحله می‌پردازد: مطالبه مجلس شورای ملی، انتخاب نمایندگان صالح و تلاش بی‌وقفه برای اجرای آرای آنان. در ادامه، به تفصیل به ده تکلیف اصلی نمایندگان مجلس شورا اشاره می‌کند که شامل مسئولیت‌پذیری، استعفا در صورت عدم توانایی، عدم وابستگی به اغراض شخصی، ارتباط با شاه برای جلوگیری از فتنه‌انگیزی، مطالبه نمایندگان ولایات، انتخاب نمایندگان از مهاجرین، تکمیل انتخابات در تهران، مشورت با عقلا و تشکیل کمیسیون‌های وزارتخانه‌ای برای مسئولیت‌پذیری وزرا است. متن با تأکید بر آگاهی نمایندگان از وظایفشان به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

عدل را طالبم، ظلم را دشمن، معصوم هم نیستم. شاید خطا کنم. رأی آزاد است. خیال خود را عرضه می‌دارم و التزام به صحت و فساد آن نمی‌دهم. وضع حالیه مملکت از اینقرار است: خیالات مشوش، مردم متحیر، ملت پریشان، بازار آشفته، صاحبخانه خواب، دزد در کمین، وقت تنگ، تمام گرفتار، ریشه استبداد محکم، درختِ ظلم تناور، مستبد بی‌شمار، کسبه بی‌چیز، ثروت مملکت تمام، ملت مقروض، گرو دست طلبکار، روزگار سیاه، وضع اطراف مغشوش، امر سرحدات مختل، ایران محل پلتیک خارجه، دست اجنبی در کار، جمعی از عقیده منحرف، بعضی منافق، آدم کم، خر بسیار، روسا مست، گله دست گرگ، شبان خواب، مملکت محتضر، آتش فتنه مشتعل، دولت از ملت آزرده، ملت از دولت دلسرد. پس تکلیف چیست؟ ملت را سه تکلیف است و وکلاء را تکلیف بی‌شمار. تکلیف ملت چیست؟ اولا، مطالبه حقوق مشروعه خود کنند، یعنی مطالبه مجلس شورای ملی نمایند؛ ثانیاً، بعد از گرفتن سند پارلمان، جمعی را به نمایندگی انتخاب کنند که در خیر و شر ایشان رأی دهند [و] برحسب مقتضای وقت، اجراء آراء خود را بخواهند؛ ثالثاً، تا آخرین نفس در اجراء آراء نمایندگان خود بکوشند تا شربت مرگ بنوشند و هیچ چیز را مانع پیشرفت کار نفهمند و عایق ندانند. ملت از عهده این تکالیف برآمد یا خیر؟ بلی، تکلیف اول را به انجام رسانیده سند مشروطه را گرفتند و ذمه خود را از عهده تکلیف ثانی بری ساخته، وکلا را انتخاب نمودند و از عهده تکلیف سوم نیز برآمدند. توضیح آنکه توجه هریک از این سه تکلیف بر یک نهج[۱] نیست. اما تکلیف اول، در عمر دنیا یک مرتبه بیش نخواهد بود و گرفتن سند مشروطیت همیشه ملت را لازم نیست و این ملت نجیب از عهده این تکلیف به خوبی برآمدند. اما تکلیف دوم، دو سال به دو سال یک مرتبه بیشتر توجه نخواهدکرد. ملت ذمه خود را از عهده این تکلیف بیرون آورده و هنوز وقت تجدید انتخاب نرسیده است. اما تکلیف سوم، دائمی است و هیچ زمان، ملت از عهده این تکلیف نتوانند خارج شوند و هر آن مکلف به آن تکلیفند و تا به حال ملت از عهده این تکلیف برآمده‌اند چنانچه در مواقع مهمّه دیده شد و محتاج به بیان نیست. تکالیف نمایندگان مجلس شورا ۳۲۷ تکلیف وکلا و نمایندگان ملت چیست؟ تکلیفشان بسیار، بعضی را در طبق اخلاص گذارده حضورشان عرضه می‌دارم: اول، باید هر یک خود را مسئول خیر و شر ملت دانند. دوم، هر کدام بین خود و خدا ملاحظه کنند و ببینند می‌توانند این بار سنگین امانت را یعنی نمایندگی ملت را متحمل شوند و از عهده خدمت برآیند یا قوه برداشتن این بارگران را ندارند و قدرت نمایندگی سی کرور ملت را در عهده خود نمی‌بینند؟ پس اگر در خور وجود خود، قدرت وکالت نمی‌بینند استعفا کنند تا ملت، دیگری را انتخاب کنند. و اگر خود را مستعد این عمل عظیم می‌دانند باید در این زمان بحران مملکت، شب و روز را اشتغال به خدمت ملت فرض ذمت خود دانند. [دوم]، هرگاه معتذر شوند که امورات شخصیه و احتیاجات فوق‌العاده، مانع از اشتغال دائمی به خدمت ملت است، عرض می‌کنم این عذر را ملت نمی‌پذیرند و می‌گویند جمعی از ایشان محتاج تحصیل معیشت یومیه نیستند؛ فقط این احتیاج، منحصر در معدودی است. اگر مالیه مملکت فعلاً می‌تواند این‌گونه از مخارج را متحمل شود وظیفه‌ای[۲] از برای ایشان مقرر دارند تا بعد از این، ترتیب مالیه معین شود و حق‌العمل از برای جمیع وکلا معین گردد. و اگر فعلاً دست به صورت مالیه نمی‌توان زد، آنها که متمکن از رسیدگی به ملت نیستند استعفا کنند تا ملت کسانی راکه داوطلب این کارند و محتاج هم نیستند انتخاب نمایند. سوم، باید در آراء خود آزاد باشند آنچه را که خیر ملت است اظهار کنند و تبعیت از زید و عمرو را پیشنهاد خود قرار ندهند و رئیس رأی از برای خود نتراشند. چهارم، اغراض شخصیه هرگاه العِیاذبالله در خود مشاهده کنند ملت را هدف غرض شخصی قرار ندهند. پنجم، تا می‌توانند به هر وسیله که باشد یک نوع ارتباط شخصی به توسط جمعی از نمایندگانِ عالِم متدین بی‌غرض، با شخص اعلیحضرت پیدا نموده، وقایع حادثه را به عرض رسانند تا مفسدین در بین تفتین[۳] نکنند و باعث اغتشاشِ خیال شخصی سلطنت نگردند. ششم، البته باقی وکلاء ولایات را جداً مطالبه کنند. هفتم، مهاجرین هند و قفقاز و عربستان اگر در تبعیت ایران باقی‌اند، از هر طایفه انتخاب نماینده را خواستگار شوند تا آنچه وظیفه آدمیت ایشان است در جانفشانی به ملت و مشروطیت عمل‌کنند. هشتم، انتخاب باقی مانده وکلاء را در طهران اعلان دهند. نهم، قبل از رأی دادنِ هریک از امور مهمّه، با عقلای مملکت که بی‌غرضند مشورت نمایند. دهم، به عدد وزارتخانه‌ها کمیسیون تشکیل داده، دستور وزارتخانه‌ها را معین نمایند تا وزرا، مسئول قانون باشند و هر روز محتاج عزل فلان وزیر و فلان امیر نباشند. این بود شمه‌ای از تکالیف وکلا و نمایندگان ملت ایران. البته ایشان تکالیفات لازمه را بهتر می‌دانند و عمل می‌کنند. **پاورقی‌ها:** [۱] روال، روش [۲] حقوق، مستمری [۳] فتنه‌انگیزی

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مجلس شورای ملی
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)