کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این مرثیه با ابراز نگرانی از فتنه آخرالزمان و ویرانی ایمان آغاز می‌شود. سپس به وضعیت ملک و دین و تسلط کفر اشاره می‌کند و از دیده‌بانی سخن می‌گوید که قوم او را تکذیب کرده و به دار آویختند. در ادامه، به ظلمی که بر عدل روا داشته شده و به دار آویخته شدن یک عالم دینی توسط قوم خود، اعتراض می‌کند و از مسلمانان می‌پرسد که آیا هیچ قومی پیر خود را دار زده است. در بخش دوم، از نفاق اهل ملک و کید دشمنان ابراز نگرانی می‌کند و شورشی را توصیف می‌کند که باغ دین و ملک را ویران کرده است. این بخش به آیین مجوسی و شادی دشمنان از به دار آویخته شدن دیده‌بان اشاره دارد و از مسلمانان می‌پرسد که چگونه ادعای اسلام می‌کنند و اسلام را آشکارا می‌کشند. در پایان، به عواقب این اعمال و از بین رفتن ایمان اشاره می‌کند و از حضرت مهدی (عج) می‌خواهد که ظهور کند تا جهان را از دجال پاک سازد و به سرنوشت امت در چنگ گرگان بی‌شبان می‌پردازد. در انتها، به ملا قربانعلی زنجانی اشاره می‌کند و نام فضل‌الله را با شهید پیوند می‌زند.

متن کامل گزارش

الامان ای اهل دین از فتنه آخر زمان گشت ویران خانه ایمان به کلی الغیاث مُلک و دین را خان و مانی بود هر یک سازگار فرودین ملک و دین بگذشت و از تسلیط کفر آنچه دید اسلام در این قرن هرگز می‌ندید دیده‌بانی بود از قومی بر ایشان از قضا قوم هم تکذیب او کردند و هم آویختند خصم دارد گشت یک یک را به سختی در سپوخت[۲] جان و ایمان زار و عصمت عار و عقل و هوش خوار تا به آخر دم نمودی حق دین حق ادا آفرین بادت ز قرآن و ز شرع و علم و دین عدل‌جویان تیغ‌ها راندند بر حلقوم عدل ای هزاران لعن بر عدلی که کفر آن را اساس خود چه ظلمی بدتر از کفر است ای بی‌فکر مرد؟! ای مسلمان! پیر خود را هیچ قومی دار زد؟! باش کز شاخی که بنشاندند، برچینند بر باش تا بینی که از اسلام جز نسامی نماند تا به تیغ قهر سازد پاک گیتی را، کجاست؟ از مدینه سر برآر ای مهتر خیل بشر کیست این بر دار و جرمش چیست؟ آیینش چه بود؟! وز نفاق اهل مُلک و کید اعدا الامان الحذر ای مُسلِمان زین مردمان دیومان شورشی برخاست، از هر یک نه خان ماند و نه مان باغ دین و ملک را آمد زمان مهرگان بالله آیین مجوسی از فِستَن در صد قِران[۱] خواست دشمن روی آرد، کرد آگه دیده‌بان از سر دارش به زاری، کف‌زنان، شادی کنان اینت دینا، اینْت عقبی، اینت این و اینت آن! ای دریغا هوش و عقل و عصمت و ایمان و جان آفرین ای پاسبان، بادت ز حق مستعان آفرین بادت ز کیهان و زمین و آسمان دعوی اسلام و مر اسلام را کشتن عیان؟! ز آن عسل پرهیز، کَش زهر هلاهل در نهان! عاقل از باران گریزد در پناه ناودان؟! رو نگر تاریخ عالم را الی هذا الزمان باش کز تخمی که افشاندند، بربندند نان باش تا ز ایمان نیابی در همه عالم نشان حضرت مهدی که پر دجال شد یک‌سر جهان امت خود را نگر در چنگ گرگان بی‌شبان زین عمل غمگین کیان‌اند و چه قومی شادمان؟! آن اویس قرن و سلمان زمان[۱] را می‌نگر شد به حسب نام قربان سوگوارش می‌سزد نام فضل‌الله را چون ضم کنی با الشهید همچو بوذر در بیابان یاوه کردندنش چه سان! جمله ایران، نه تنها فرقه زنجانیان آگهی یابی ز تاریخ و ز شرح داستان" **پاورقی‌ها:** [۱] قرن [۲] دفع کردن، راندن [۳] اشاره به ملا قربانعلی زنجانی، از علمای مشروطه‌خواه زنجان که بعد از فتح تهران او را از زنجان تبعید کردند. * تنهای شکیبا ...، ص ۵۱۵-۵۱۷؛ به نقل از: دیوان صدرالاافاضل، ص ۳۹۶-۳۹۸.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1288
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: احمد شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)