کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
نامهای به مخاطبی ناشناس، با ابراز نگرانی از فعالیتهای "انجمن سعادت ایرانیان" و کمیتههای سرّی آن آغاز میشود. نویسنده به برنامههای این انجمن، به ویژه ماده ششم آن که به تصاحب املاک و حقوق زارعین اشاره دارد، انتقاد میکند و آن را مغایر با مشروطیت و نشاندهنده جهالت اعضای کمیته میداند. در ادامه، نویسنده به وضعیت نابسامان قوه مجریه و بازار رشوه اشاره کرده و از عدم اقدام مؤثر برای تشکیل نظام جدید و استخدام صاحبمنصبان نظامی ابراز یأس میکند. در پایان، نویسنده به ورود مسیو پانوف به اسلامبول و اظهارات او درباره بیغرضی ایرانیان و هرج و مرج در جمعآوری اعانات اشاره کرده و بر لزوم تشکیل سریع مراکز و شعبات برای جلوگیری از هرج و مرج و اصلاح امور ایران تأکید میکند.
متن کامل گزارش
فدایت شوم. امیدوارم که مزاج شریف، خالی از تکدر و ملال بوده تکدری ندارید.
باعث تصدیع این که این هفته دو طغری رقیمه به عنوان "انجمن سعادت ایرانیان" هر دو داد وطنپروری و ملتپرستی زده، یکی از لزوم تشکیل مرکز سرّی صحبت کرده، دیگری از وقوعش و پروگرامشان را هم به اینجا فرستادهاند. نمیدانیم این کمیتهها[۱] که یکی اسمش را "مرکز"، دیگری اسمش را "کمیته" گذاشته چه جور اشخاصی هستند. باز هم مثل سابق همان آش و همان کاسه است، ولی این دفعه به لباس دیگری آمده؟ این دفعه عنوان "کمیته سرّی" را به خودشان گذاشته، میخواهند پدر مردم را در بیاورند؟ در پروغرامشان[۲] بعضی موادی هست که اظهار این مطلب اگرچه حق است، بالکلیه اساس ما را خراب مینماید؛ مثلاً ماده ششم، قوانینی که تصاحب میکند املاک و مستعمرات زراع و کشتگذاران را و ضایع میدارد حقوق آنان را به کلی نسخ و موقوف خواهد کرد و بعضی دیگر هم هست. لابد جنابعالی ملاحظه نمودهاید. اگر واقعاً این اشخاص از اشخاص وطندوست و عالِم و ملت پرستاند و امروزه اجتماع اینها به ایران و ایرانیان خالی از منفعت نیست، این ماده چه مادهای است که نشر دادهاند؟ مگر نمیدانند که تمام قوای ما فعلاً در دست اشخاصی هستند که تماماً دارای دهات و علاقجات هستند؟ اگر که این مطلب لازم است، ولی حالا موقعش نیست؛ و ثانیاً، این نظامنامه کشف از جهالت اینها مینماید، به جهت آن که صریح این مطلب تصرف و مداخله در قوه مقننه و بعضی در قوه مجریه مینماید و حال آن که با مشروطیت منافات دارد. در هر حال صلاح در این دیده شد که به خود آنها جواب ننویسیم بلکه به جنابعالی بیان مطلب را بنماییم.
اگر این جمعیت اشخاص کافی و کارکن هستند، البته جنابعالی و آقا میرزا علی آنجا تشریف دارید، در ترتیب ملاحظه خواهید فرمود، در مکتوبشان اظهار یأس از قوه مجریه مینمایند. مثلاً مینویسند که اشخاص مستبد را به امورات دولتی نصب مینمایند، باز هم بازار رشوه باز است، به جز ریاستطلبی غرض دیگری ندارند، ابداً در خیال ترقی ملت و مملکت نیستند. معلوم است اگر واقعاً این جور است باید به علاجش پرداخت؛ و اگر نه، این چه اوضاع است که اذهان را مشوب مینمایند؟ اگرچه بعضی مقدمات، مؤید این قول آنها است زیرا سه نفر صاحبمنصب نظامی که امروز اول وظیفه ایرانیان تشکیل ...[۳] نظام به طرز جدید است اگرچه متمکن نباشند لااقل یک فوج یا دو فوج از طهران میتوانند شروع نمایند عسکر گیرند، تدریجاً به سایر جاها سرایت بدهند. خواهید فرمود بیپولی است، درست است. ولی اساس این است. جناب وزیر داخله مینویسد که هنوز نتوانستهایم به اینها کار رجوع نماییم، ان شاء الله وقتی که ممکن شد رجوع خواهد شد. از این تعلیقه جناب وزیر داخله انسان بالکلیه مأیوس میشود. ما متوقع و منتظر بودیم که از اسلامبول چهل پنجاه نفر صاحب منصب خواهند خواست. بدبختانه به سه نفر صاحب منصب ایرانی هنوز کار رجوع نشده.
مسیو پانوف[۴] چنانچه نوشته بودم وارد اسلامبول شد. خیال مسافرت بلغار را داشتند، به جهت محروم بودن عجالتاً در اسلامبول ماندنی شده و به اعضاءِ انجمن سعادت منتخب گردیدند. فردا برای شرفش یک ضیافتی داده خواهد شد. اجمالا خیلی اظهار دلتنگی و یأس از ایرانیان مینماید. میگوید ایرانیها غرضی غیر از غرض شخصی ندارند؛ مثلاً این اعانات که جمع میشود به دست که میرسد و به کجا مصرف میشود؟ باز هم چه قضیه است؟ حسابی کتابی هست در بین، یا این که مثل زمان توقف من در رشت هرج و مرج است؟ چنانچه در آنجا حساب خواستم که از این بیچارهها اینقدر پول میگیرید حساب بدهید بدبختانه از ...[۵] من شدند. الحاصل منتظر اقدامات جنابعالی هستیم. چون آدم بیغرضی [مثل] جنابعالی را میشناسیم لذا منتظر اقدامات هستیم و جناب میرزا علیاکبر خان نمره ششم سروشی را چاپ کردند. بعد از اصرار و ابرام زیاد باز هم شرکتی[۶] موقتی از آن جناب خبری برسد ترتیب داده شد. اگر باز هم پشیمان نشوند و اجتماع خصوصی خودمان امروز هم منعقد خواهد شد، فردا با دوقتور ناظمبیک اجتماع خواهیم نمود، نتیجه را ان شاء الله اخبار خواهم کرد و نظامنامه هفته آینده ارسال خواهد شد و به مکتب حقوق اسم را نوشتند، منتظر اقدامات جنابعالی هستیم. و اگر به نجف رفتن مرا شد، مانع نیست دو ماهه میروم و برمیگردم.
در هر حال لازم است که مراکز و شعبات را زود تشکیل داد تا این که جلو این هرج و مرج گرفته شود، و الا اینها نخواهند گذاشت که کار ایران اصلاح یابد، سلام مخصوص خدمت آقا میرزا قاسم خان میرسانم. صحیح است.
اسدالله ممقانی
قرار شد در انجمن سعادت که مسلماً عرایض حقیر نوشته بشود. چون اعضاءِ انجمن مسبوق از بعضی مقدمات نیستند، لذا نتیجه را به هیأت خودمان قلمی خواهید فرمود. چون مکاتیب[۷] به آنجا آمده بود لذا از انجمن جواب نوشته شد.
**پاورقیها:**
[۱] همه جا در اصل: کومیتهها
[۲] تلفظ ترکی پروگرام به معنی برنامه
[۳] یک کلمه ناخوانا
[۴] پانوف اصالتاً بلغاری بود و از مشروطهخواهان تندرو به شمار میرفت و با کمیتههای سرّی ارتباط داشت. این کمیته به ترور مخالفان - و به بهانه مخالفت با مشروطه - میپرداخت. برای اطلاع از شخصیت و اقدامات او، ر.ک. به: فراتر از روش" آزمون و خطا"، ص ۴۲۱-۴۲۷.
[۵] یک کلمه ناخوانا
[۶] شرکت، یا حضور در جلسه
[۷] نامهها
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی
کنشگران و ذینفعان
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)