کنشگران / عالمان دینی
متن کامل گزارش
پس از مشروطه شدن کشور عثمانی، فشار روی مرحوم سید - برای این که از مشروطیت تأیید و تقویت به عمل آورد - زیاد میشود. از آن جمله، جلسهای بود که با حضور حاکم جدید و مشروطهخواه عثمانی در خانه سید تشکیل شد و مرحوم آخوند خراسانی و نیز یکی از فرزندان آیتالله شیخ محمدحسن ممقانی بزرگ (آقا شیخ عبدالله صاحب تنقیحالمقال، یا ...؟) حاکم را همراهی میکردند. حاکم مزبور، فصلی مُشبَع[۲] در انتقاد از اوضاع سابق و تعریف از فواید و محاسن مشروطه (به ویژه شعار آزادی و برابری و ...) بیان میدارد، ولی سید در جواب سکوت میکند. مرحوم آخوند، دستها را بر زمین نهاده و خطاب به سید، با صدای غرّایی میگوید:
- آقا توجه فرمودید؟
[۳]جرس
یعنی، جواب بدهید. اما سید همچنان به سکوت خود ادامه میدهد و مطلبی نمیگوید. بعد از چندی، مرحوم آخوند دوباره به همان حالت درآمده و میگوید: - آقا، توجه فرمودید؟
چند بار این قضیه تکرار میشود و بالاخره مرحوم سید ناگزیر از پاسخگویی میشود. وی در پاسخ به اظهارات حاکم چنین میگوید:
- شما مطالب زیادی را بیان کردید و همه آنها هم عمدتاً به مسئله آزادی و برابری و برادری باز میگشت. حال بهتر است همین سه مسئله را بررسی و تجزیه و تحلیل کنیم و ببینیم که چیست؟
از «آزادی» شروع میکنیم: ما شیعهایم و در قلمرو حاکمیت شما زندگی میکنیم. درس و بحث و اقامه نماز جماعت داریم، زیارت میرویم، شعائر حسینی (دستههای سینهزنی و روضه و ...) برگزار میکنیم و مأذنههای ما اَشهَدُ أنَّ علیّاً ولیُّ الله میگویند و ... معامله و کسب و کار و تجارت میکنیم و با ایران روابط داریم و در انجام همه این امور آزادیم. برادران اهل سنت نیز در شعائر و رسوم خود آزادند ...
حال از شما میپرسم: این حرّیت و آزادی که الان موجود نیست و با مشروطه میخواهد تأمین گردد چیست؟ اگر مقصود از حرّیت که شعارش را میدهید و از آن دم میزنید، همین چیزهایی است که برشمردیم (آزادی در انجام مراسم مذهبی و معاملات و ...) خوب، همه اینها که تأمین [۱] است و نیاز به چیز دیگری نیست؛ و اگر مقصود، چیزی غیر از اینها است و بایستی صرفاً از طریق استقرار رژیم مشروطه آنها را پیاده و تأمین نمود، از شما میپرسم که چیست؟
پس در نتیجه باید گفت که مقصود از آزادی، آزادی ما شیعیان (که بالفعل حاصل است) نیست، بلکه مراد از این آزادی، آزادی کفار و غیر مسلمانها است.
حاکم مزبور از پاسخ به استدلال سید عاجز ماند و خواست بحث را به عنوان برادری و ... بکشاند که سید فرمود: خیر! فعلاً همین مشکل را حل کنیم، بعد به سایر مسائل میپردازیم!. ... و مجلس بینتیجه، پایان یافت.
**پاورقیها:**
[۱] راوی این گفتوگو سید عبدالعزیز طباطبایی، از نوادگان پسری آقا سید محمدکاظم طباطبایی یزدی است.
[۲] کامل
[۳] گلدسته مساجد
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
محل وقوع: نجف (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گفت و گو
کنشگران و ذینفعان
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)

