کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
متن با اشاره به وضعیت نابسامان ایران و گرفتاری شیعیان آغاز میشود و علت اصلی این مشکلات را اقدامات محمدعلی شاه قاجار پس از به سلطنت رسیدن میداند. در ادامه، به نقض عهدهای شاه در همراهی با ملت و تخریب مجلس و مسجد و قتلعام مشروطهخواهان اشاره میکند. سپس، به مقاومت مردم آذربایجان به رهبری ستارخان و اقدامات صمصامالسلطنه بختیاری در اصفهان و ضرغامالدوله و نصرالسلطنه سپهدار در مناطق دیگر در حمایت از مشروطیت میپردازد. در پایان، از مخاطب درخواست میشود که برای یاری اسلام و ملت مظلوم، با جمعآوری عدهای از جوانمردان ایل خود وارد کرمانشاهان شده، حاکم ظالم را برکنار و انجمن تأسیس کند. در حاشیه نیز بر لزوم پرهیز از ضرر جانی و مالی به مردم در هنگام حرکت تأکید شده است.
متن کامل گزارش
اَللّهُمَ اَجمَع شَملَ المُسلِمینَ وَ اعل کَلِمَتَهُم
به عرض عالی[۲] میرساند: البته خاطر مبارک از اختلال اوضاع امروزی ایران و ضعف و ذلت پریشانی شیعیان مسبوق و مستحضر میباشد و یقیناً اسارت و گرفتاری ملت مظلوم و اخوان دینی و نکبت و خواری رعیت[۳] بیچاره را ملاحظه میفرمایید و لابد صدای استغاثه و استنصار[۴] برادران دینی را شنیده و ناله و ضجیج[۵] مسلمین از تمام اطراف و اکناف مملکت ویران به سمع مبارک رسیده و میرسد و سبب این همه فتنه و فساد و منشأ این همه خرابیها را جنابعالی بهتر از ما شناخته و میدانید که از آن ساعتی که این سلطان جوان مغرور[۶] بر اریکه سلطنت نشسته، اسباب انقراض دولت و استیصال[۷] ملت فراهم، و علائم بدبختی ایرانیان ظاهر، و ابواب نجات و رفاهیت به روی شیعیان بسته گشته. و از آن روزی که در مقر سلطنت قرار گرفت به حسب ظاهر همه را با ملت همراهی نموده و چند مرتبه به اَیمان مُغلظه[۸] قسم یاد نموده و قرآن مُهر کرده که با ملت همراهی کند و قَوائِم[۹] مشروطیت و مشورت را قائم دارد، اما در باطن چون مشروطیت را منافی اغراض شخصیه و ضد مَقاصد سَیّئه[۱۰] خود میدید، مشغول اخلال و احداث فتنه شد تا خاک مذلت بر سر ملت ریخت و دارالشورا را با توپ خراب و مسجد [را] که خانه خدا و مکان مقدس ملی است ویران نموده و مشروطیین را مخذول[۱۱] و عدالتخواهان را قتلعام کرد و هفت ماه است که خطه آذربایجان را صحرای بلا گردانیده و شیوه چنگیز را در آن صفحات معمول داشته، به اعدام مسلمین که ودایع الهیهاند کمر بسته.
چه جوانهای رعنا که به خاک و خون آغشته، چه خانه[ها] را که خراب و چه اموال که به یغما و تاراج رفت و چقدر اَعراض[۱] شیعیان آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین را که مهتوک کرد[۲]. اگرچه تا به حال بحمد الله تعالی از همت و حمیت[۳] حضرت ستارخان و دیانت و جوانمردی آذربایجانیان کاری از پیش نبرده و تمام قشون دولتی مغلوب و متفرق شدهاند، ولی معلوم است که شاه این را متحمل نشده و تا سایر ممالک ایران را با خود همراه نبیند[۵]، از خونریزی تبریزیان دست نخواهد کشید و تمام عشایر و ایلات را به جنگ برادران خود وادار خواهد نمود و مسلمانان را بر قتل و قتال اخوان دینی خود خواهد برانگیخت.
تف بر غیرت و حمیت اهالی ایران که محض خشنودی قلب یک جوان جائر مغرور، خدا و رسول را فراموش کرده و قلب مبارک حضرت ولی عصر عجل الله فرجه را مجروح نموده، به کشتن برادران دینی و خواهران وطنی خود قیام مینمایند. شاید جنابعالی را هم بر آن امر شنیع[۶] دعوت نموده باشند و اعانه[۷] و سوار بر قتال آذربایجانِ از سرکار هم طلبیده باشند، ولی همواره از تدین و خلوص نیت جنابعالی امید داریم که دنیای شاه جائر را بر دین خود ترجیح نداده، و رضای دولتیان را بر رضایخدا و رسول اختیار نفرمایید و بر کشتن شیعیان و محبّین آل محمد صلوات علیهم اجمعین به هیچوجه اقدام نفرمایید و البته بدانید که عنقریب به مدد حضرت حجه اللّه عجل الله فرجه، مشروطیت مستقر گشته و چندی نخواهد گذشت که بیرق مشروطیت در تمام نقاط ایران بلند میشود.
فعلاً مدتی است که در آذربایجان امر مشروطیت مستقر و در تمام توابع، انجمنها برپا و جناب صمصامالسلطنه بختیاری محض طرفداری ملت و نصرت اسلام، اطاعت از امر حجج اسلام نجف نموده و با عدهای از ایل بختیاری وارد اصفهان و حاکم [را] بیرون نموده و انجمن [را] تشکیل نموده، به جدٌ تمام حقوق ملت را استرداد مینماید.
و البته بلوا و حرکتهای اهالی مشهد مقدس و استرآباد[۸] را شنیدهاید که در آنجا هم انجمن برقرار و جناب ضرغامالدوله در طوالش و جناب نصرالسلطنه سپهدار[۹] برخلاف دولت در تنکابن مجلس منعقد و در تحصیل مشروطیت اقدامات غیورانه مینماید. فلذا هیئت علمیه نجف اشرف از جنابعالی خواهشمندیم که محضاً لِلَّهِ و طَلَباً لِمَرضات الله[۱۰] بر ضعف و ذلت ایرانیان و غریبی اسلام ترحمی نموده، قدمی در راه همراهی ملت مظلوم برداشته، در استخلاص[۱۱] برادران خود اقدام فرمایید.
امروز چشم اسلام بر غیرت و حمیت شما جوانمردان است و دست تضرع ملت بر دامن همت شما و نجات برادران و خواهران دینی از دست کفار و ظالمین، بسته به فتوت و مردانگی شماست. سزاوار آن است که محض حمایت اسلام و اعانت دین و اجرای احکام حججالاسلام، عده[ای] از جوانمردان ایل را برداشته وارد کرمانشاهان شوید و حاکم ظالم را بیرون کرده، تأسیس انجمن فرمایید. امید آن که ان شاء الله در حمایت دین و احیای اسلام و اعلای کلمه حق و نشر لوای عدل و اعانت یاوران دین کوتاهی نفرمایید و به این واسطه سعادت دنیا و آخرت را درک نموده و نام نامی خود را به نیکی در تواریخ عالم یادگار گذارید. [در حاشیه]:
مستدعی است که در اوان[۱] حرکت، به مقتضای اسلامیت طوری اقدام بفرمایید که ضرر جانی و مالی به احدی نرسد؛ مثل صمصامالدوله و ضرغامالدوله که در ورودشان به اصفهان ذرهای صدمه به اهل اصفهان وارد نیامد[۲] و مکتوبی برای والی غلامرضا خان از ارباب همراهی با سرکار عالیه با ملت فرستاده شده و از جانب حضرات حججالاسلام و حضرت آیتالله آقای [؟] توصیه به ایشان شده است.
**پاورقیها:**
[۱] پروردگارا! میان مسلمانان اتحاد مجدد برقرار کن و سخن و کلام ایشان را (درجهان) طنینافکن نما.
[۲] به نظر میرسد که مخاطب نامه، شیخ مهدی کرمانشاهی باشد.
[۳] مردم
[۴] استغاثه و استنصار: یاری خواستن
[۵] فریاد کشیدن
[۶] منظور، محمدعلی شاه قاجار است.
[۷] ناامیدی
[۸] ایمان مغلظه: سوگندهای سخت
[۹] جمع قائمه: پایهها
[۱۰] بد
[۱۱] خوار
[۱] جمع عرض: آبروها
[۲] مهتوک کردن: دریدن
[۳] غیرت
[۴] مناطق، استانها، ولایات
[۵] در اصل: ببیند
[۶] زشت
[۷] کمک
[۸] گرگان
[۹] منظور، محمدولی خان تنکابنی است.
[۱۰] محضاً ...الله : برای خدا و طلب خشنودی او
[۱۱] رهایی
[۱] آغاز
[۲] در اصل: نیاورد
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: شیخ مهدی کرمانشاهی
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)