کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به ورود شیخ فضل‌الله نوری به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) و تلاش برخی برای تحریف مقاصد او آغاز می‌شود. نویسندگان تأکید می‌کنند که هدف مهاجرین، مخالفت با اصل مجلس شورا نیست، بلکه اصلاح آن و جلوگیری از نفوذ افراد بی‌دین و مروج کفر است. در ادامه، به وضعیت نابسامان کشور پس از تشکیل مجلس اشاره شده و از افزایش ظلم، خونریزی، تاراج اموال و رواج فحشا و بی‌دینی انتقاد می‌شود. متن به نفوذ افراد لامذهب و آزادی‌خواه در مجلس و ترویج افکار غربی اشاره کرده و از علمای نجف می‌خواهد که مجلس را بر اساس اصول اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر اداره کنند. در پایان، نویسندگان بر وحدت نظر مهاجرین و علمای نجف در مورد مجلس اسلامی تأکید کرده و مخالفان را پیروان فرقه‌های بابیه و فرنگی‌مآب می‌دانند که به دنبال مجلسی شبیه پارلمان‌های اروپایی هستند و به تقویت اسلام و حفظ دماء مسلمین توجهی ندارند.

متن کامل گزارش

بعد از ورود حضرت مستطاب حجةالاسلام والمسلمین آقای حاجی شیخ فضل‌الله نوری دامت برکاته به زاویه مقدسه، اشخاصی که به اشتباه‌کاری و فتنه‌انگیزی و شهرآشوبی می‌خواهند حقیقت حال را بر مسلمانان بپوشانند و نگذارند که مقاصد و فرمایشاتِ آقای حاجی شیخ، ایّد الله انصارَه [۱] بر مردم معلوم و مکشوف بشود و به خرج خلایق بدهند که این بزرگواران، منکر مجلس شوری شده‌اند، تلگرافی به حضور حجج‌الاسلام والمسلمین عاکفان [۲] آستان امیرالمؤمنین عرضه داشتند به مضامینی که جوابش مساعد خیالاتِ آنها صادر شود؛ ولی از آنجا که حضرات حجج‌اسلامیه نجف اشرف بحمدالله همگی مُسَدَّد [۳] و مِن عندالله مؤید هستند جواب فوق‌را صادر فرموده‌اند [۴] که اصل مقصود و منظورٍ مهاجرین زاویه مقدّسه همان است و غیر از مضمون تلگراف مزبور [۵] هیچ مقصود و منظوری نداشته و ندارند. به عبارت ساده‌تر و روشنتر بگوئیم: برادران دینی ما! همه می‌دانند که آقای حاجی شیخ فضل‌الله نوری و آقای حاجی میرزا حسن آقای مجتهد تبریزی [۶] و آقای آقا سید احمد طباطبائی [۷] و آقای آخوند ملا محمد آملی [۸] و آقای حاجی آخوند رستم‌آبادی [۹] و سایر علماء عظام و ائمه جماعت که در زاویه مقدسه مشرّف هستند همگی همین مجلس را می‌خواهند که حضرات حجج‌الاسلام والمسلمین آقای حاجی میرزاخلیل و آقای آخوند خراسانی و آقای شیخ عبدالله مازندرانی دامت برکاتهم تعیین فرموده‌اند و در این تلگراف اوصاف آن مجلس را یکایک شمرده‌اند؛ از جمله فرموده‌اند: غرضی جز تقویت اسلام و حفظ دماء مسلمین و اصلاح امور عامّه نداریم. پس مجلسی که این بزرگواران می‌خواهند باید مجلسی باشد که تقویت اسلام بکند. حضرات مهاجرین زاویه هم می‌گویند باید مجلس مسلمان‌ها مجلسی باشد که تقویت اسلام بکند نه ترویج کفر. پس دسته بابی‌ها [۱۰] و دسته طبیعی‌ها [۱۱] و دسته مستضعفین در دین [۱۲] که همه منکر اسلام و مروج کفرند باید بالکلیه خارج شوند چه از متن مجلس و چه از حواشی مجلس. ای برادران دینی ما که در طهران حاضر هستید و به متن مجلس و حاشیه آن ناظر هستید! آیا بابی‌ها را و طبیعی‌ها را و مستضعفین را با آن دو چشم روشن که از غایت شهرت، مستغنی از تحدید [۱۳] است می‌بینید یا نه؟ اگر می‌بینید که اینها بر مجلس ما مسلمانان غلبه‌کرده‌اند و به کیف خود خیالاتی را که دارند می‌رانند، دیگر چه انتظاری دارید در اقدام عامّ بر تصحیح مجلس و اصلاح مجلس و تکمیل مجلس؟ قَسَم به آن حقوقی‌که میانه ما و شما مشترک است از اسلام و قرآن و قبله و موالات [۱۴] آل محمد صلوات‌الله علیهم اجمعین،که این حضرات مهاجرین مقصدی جز اصلاح مجلس و تصحیح مجلس و تکمیل مجلس ندارند. از این مفاسد و شُرور و فتنه‌ها که بعد از ایجاد مجلس در همه جای ایران بروز کرد متنبه شدند که باید از دشمنان دین و منکرین اسلام و بدخواهان شما جلوگیری بکنند و راه و رخنه تصرفات اینها را در مجلس شورای مسلمین مسدود بفرمایند و دارالشورای کبرای ملی اسلامی شیعی جعفری را از پارلمنت‌های فرنگ فرق بگذارند. مملکت ایران از هزار و سیصد و چند سال قبل که از آیین زردشتی به دین مبین محمدی صلی‌الله علیه و آله شَرَف انتقال پذیرفته است مجلس دارالشورای قایم دائم که امور جمهور [۱۵] اهالی را همواره اداره بکند نداشته است. امروز که این تأسیس را از فرنگستان اقتباس کرده به همین جهت که اقتباس از فرنگستان است باید علماء اسلام که عندالله و عند رسوله مسئول حفظ عقاید این ملت هستند نظری مخصوص در موضوعات و مقررات آن داشته باشند که امری برخلاف دیانت اسلامیه به صدور نرسد [۱۶] و مردم ایران هم مثل اهالی فرنگستان، بی قید در دین و بی‌باک در فحشاء و منکر و بی‌بهره از الهیات و روحانیات واقع نشوند. این ملاحظه و مراقبه، حسب التکلیف الشرعی، هم حالا که قوانین اساسی مجلس را از روی‌کتب قانون اروپا می‌نویسند [۱۷] لازم است، و هم مِن بعد در جمیع قرن‌های آینده الی یَوم یَفُوم [۱۸] القائم عجّل الله تعالی فرجه. اقدام بر این استحکامات حتمیه و اهتمام در حفظ این حدود الهیه است که اشرار و اراذل و اوباش، این شهر رأ بر إعراض از آستان حضرت حجةالاسلام نایب الامام آقای شیخ [۱۹] به جاهای دیگر واداشته است و به ناسزاگفتن و هرزگی‌ها کردن و کفریات نوشتن ناچار و بی‌اختیارکرده است. تلگراف‌های ناشایسته وزارت داخله و سایر امناء ملت [۲۰] به همه جا و همه کس و تهمت‌های روزنامه‌ها و شبنامه‌ها و شطّاحی‌های قِردَه و خَنازیر [۲۱] تماماً به همین یک نقطه، دایر است و الا احدی از مهاجرین زاویه مقدسه نه ضدّ مجلس است و نه منکر شوری و نه مزاحم معدلت. اگر دنیا و مافیها را به شخص عالِم عاقل بدهند که در یک امر مباح برخلاف میل تمام طبقات خلق، اقدامی بکند البته نخواهد کرد. فکیف [۲۲] در یک امری که مندوبٌ الیه [۲۳] و مرغوبٌ - فیه [۲۴] است؟ ای عقلاء عصرا ای معتقدین به اسلام! ای مردم بی‌غرض! تمام اهتمام حضرت حجةالاسلام نوری بر آن است که رفع شبهات و شکوک این شیاطین از شماها بشود والا بر سُفهاء و سَفَله [۲۵] و جُهّال [۲۶] که در حکم حشرات الارض هستند چه تعلّقی و چه تقیّدی خواهد بود؟ اذا رَضِیَتْ عنّی کِرامُ قَبِیلَتی فَلا زالَ غضباناً عَلَی لئامُها [۲۷] و از اوصاف و شرایط مجلسی که حجج‌الاسلام والمسلمین آقایان نجف اشرف در این تلگراف تعیین فرموده‌اند آن است که باید رفع ظلم و اغاثه [۲۸] مظلوم و اعانت مَلهوف [۲۹] کند. آقایان عظام مهاجرین زاویه مقدسه هم فرمایشی که دارند همین است بدون هیچ اختلاف در هیچیک از این شرایط و اوصاف، ولی می‌فرمایند یا اهل الاسلام! یا اهل سورة البقرة! یا اصحاب بیعة الشجرة! ببینید در این مملکت در ظرف این یک سال بالخصوص کار ظلم از کجا به کجا کشیده است؟ چه قدر خون‌ها به ناحق ریخته شده، و مال‌های مردم به تاراج رفته، و رعیت و کاسب و تاجر از کار افتاده، و فقرا و ضعفا و مساکین تلف شده، اطفال، یتیم و زن‌ها بی‌شوهر و خانواده‌ها بی‌سرپرست مانده است؟ روزی نیست که به توسط تلگراف یا اداره پست یک بغل پاکت‌های تظلّمات از اطراف و اکناف نرسد. همه محرّق‌القلوب [۳۰]، همه مثیرالاحزان [۳۱]، همه طوفان‌البکاء [۳۲]، در هر شهر در هر روستا جماعتی به اسم «انجمن ملی» همدست و همداستان شده، در غایت قساوت و استبداد مشغول خودکامی و بیداد هستند. همان رفتاری راکه سابقاً حکّام و ظلّام [۳۳] با رعایای سوخته فرسوده ولایات می‌کردند، الحال آحاد این انجمن‌ها و بستگان و پیوستگان آنها می‌کنند. فی‌الحقیقه یک استبداد را صد هزار استبداد ساخته‌اند و با صد هزار حاکم ظالم، بر این مملکت و رعیّت جوکارِ جورکشِ آن تاخته‌اند.گرفتاری آن طبقات از رعایا که همیشه زیر پا می‌رفتند و اسیر دست غارتگران و چپاول‌چیان بودند بالاضعاف [۳۴] افزوده است. ای وای که بهْ [۳۵] نشد بَتّر [۳۶] شد. بارخدایا! این چه سال پُرملالی بود که بر مسلمان‌های ایران گذشت و صفحاتِ تاریخ این مملکت را خون‌آلود ساخت و سینه‌های اهالی را پر از شعله و دود کرد و ظلم‌های عهد ضحّاک و کشتارهای چنگیز سفًاک را به یاد آورد؟ ای مجلس مقدس که به چندین آرزو و هوس، تو را آقایان ما و پیشوایان ما تأسیس فرمودند و به موجب حُسن ظنّی که به این صُنع شریف [۳۷] خود داشتند، به ما پیروان مذهب جعفری چه نویدهای بزرگ و امیدواری‌های کلان دادند! ولی لامذهب‌های روزگار، چندان امان ندادند که مؤسسین عظام شب را سحر کنند؛ با وسایل مادّی و معنوی ریختند و اتفاق را بر هم زدند و سنگ تفرقه انداخته، عادت دیرینه حیدری - نعمتی [۳۸] را به ایران عودت دادند. قسمتی از علماء را در شهر به انواع چاپلوسی‌ها و خوش‌آمدگویی‌ها و مُنَشِّطات [۳۹] دیگر تسخیر کرده، در مزاج‌های مبارکشان هر نحو که می‌خواهند تصرف می‌کنند کَتَصرُفِ الملاّکِ فی اَملاکِهِم و ذَوِی الحقوقِ فی حُقوقِهم [۴۰]. و اگر احیاناً در موضوعی احساس نامساعدی کنند فی‌الفور فقره ریختن مجسمه محترمه تجدید می‌شود و از خریداری‌کله سیاسی سخن نمی‌رود و ترجمه پتی ژرنال به شهادت می‌گذرد [۴۱]. و قسمت دیگر از علماء را در زاویه مقدسه حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام هدف تیر تهمت و طعن روزنامه‌چی‌های مکشوف‌الحال که از غایت فرومایگی و تهی‌دستی به کالاهای هتاکی و هجّائی [۴۲] معاش می‌گذرانند قرار داده، لایزال بر شقّ عصا [۴۳] و تفریق کلمه می‌افزایند و خود در سایه این رقابت با فراغت خاطر نشسته، نقشه‌ها می‌کشند و نقش‌ها می‌زنند. روزی نیست که گربه نرقصانند و معرکه مارگیری نگیرند و بساط حقه‌بازی نچینند. از اینجاست که مجلس ما مسلمان‌ها را خاصه خود می‌خوانند و می‌دانند. بلی، ای مجلس ملی ما! بر این وضع حالیه که کارخانه خیال‌بافی بابیه شده‌ای‌گر بمانی سال دیگر قطب دین حیدر شوی. و از شرایط و اوصاف مجلس که در تلگرافِ مسطور، منظور فرموده‌اند آن است که مجلس باید مجلس امر به معروف و نهی از منکر بوده باشد. علماء مهاجرین زاویه مقدسه هم همینطور مجلس می‌خواهند نه آنکه هیچ مجلس نمی‌خواهند. لعنت خدا بر کسانی باد که این نسبت را به ایشان می‌دهند و بر مردم، مقصد مهاجرین را مشتبه می‌کنند. اینک از کسانی که حقیقتاً به وجود صانع قائل، و به کتاب مجید معتقد، و به دین حنیف مقیّد هستند سؤال می‌کنیم و می‌گوئیم: این مجلسی که می‌بینید که در تحت استیلا و استبداد لامذهبان و آزادی‌طلبان واقع شده است و مجاری احوال و اوضاع، آن را مستقیماً بر سیاق پارلمنت‌های اروپا اداره می‌کنند، آیا مجلس امر به معروف و نهی از منکر است یا مجلس نهی از معروف و امر به منکر است؟ آیا به واسطه نشر دادن مزدکیان عصر [۴۴] کلمه آزادی را در این مملکت، تجریّات و تهتّکات [۴۵] مردم تا چه اندازه افزوده است؟ و فنون فحشاء و فسوق و فجور [۴۶] تا کجا شایع شده؟ آیا زن‌ها لباس مردانه نمی‌پوشند و به کوچه و بازارها نمی‌افتند؟ آیا در خرابات شب جشن [۴۷] چقدر از این بی‌ناموسی نوظهور مشاهده شد و شُرب الیهود [۴۸] فاش فاحش به نظرها رسید؟ اَیا فِرَق فاسده مفسده، بر لفظ امر به معروف و سایر عناوین شریعتی، سُخریّه [۴۹] نمی‌کنند و آشکارا بر نوامیس الهیّه استخفاف [۵۰] نمی‌آورند؟ و بی‌مُحابا فاندیک [۵۱] و گالیله [۵۲] و نیوتن [۵۳] و کپلر [۵۴] و هوگو [۵۵] و روسو [۵۶] را العیاذبالله از علماء امت و انبیاء بنی‌اسرائیل افضل نمی‌شمارند؟ و اهل ذمّه را بر مطالبه مساوات با مسلمین تشجیع نمی‌نمایند؟ و در مکاتب اطفال ما، هم‌کیش - های خویش را مستخدم نمی‌سازند و به تبدیل فطرت و تلویث مُهجت [۵۷] نونهالان ما نمی‌پردازند؟ و تالار آئینه میرزاحسینخان سپهسالار [۵۸] را با قواعدی که ابراهیم و اسمعیل برآورده است همرتبه نمی‌شناسند [۵۹]؟ و به سرمایه آن فتنه روزگار [۶۰]، جراید بسیار ایجاد و به زبان آنها ناموس شریعت و اهلش را بر باد نمی‌کنند؟ اینهاست نوبر امر به معروفات و نهی از منکراتی که فرقه ضالّه مضلّه از بهارستانِ حریّت و شورویّت برای ما فرستاده‌اند و وعده داده‌اند که مِن بعد هر دم ازین باغ بری برسانند تا رفته رفته آزادی عهد قباد و مساوات مذهب مزدک را رواج بدهند [۶۱]. و هرکس منکر و مزاحم بشود و به جلوگیری، قیام و اهتمام بکند او را به مغلطه «حبّ استبداد» و تهمت «تخریب مجلس» و اسناد «گرفتن وجوهات» و توسط حکومت قاینات و امثال ذلک استخفاف بدهند. و روزنامه‌چی‌های وقیح‌الوجه بَذیّ اللسان [۶۲] خود را بر او تهریش [۶۳] بکنند و یک مشت خس و خاشاک و معدودی بی‌پدرهای ناپاک را ملت غیور نامیده، او را به هجوم آنها تهدید بنمایند و اگر بخواهد مسلمان‌ها را بیدار کرده، دزدهای دین و دغل‌های دنیا را به ایشان نشان بدهد، از خوف چادر بخوابانند و منبر بسوزانند و هلهله بکشند و مغلطه بیندازند، غافل از آنکه به هیچ حیله و به هیچ وسیله، حق زاهق [۶۴] نخواهد شد و باطل فایق نخواهد آمد. الاسلامُ یَعلوا وَ لا یُعلی عَلَیهِ [۶۵]، و همچنین سایر اوصاف و شرایط و قیود و حدودی که حجج اسلام نجف اشرف برای مجلس شورای ملی در تلگراف خودشان تصریح فرموده‌اند [۶۶] خصوصاً تقویت دولت که همه می‌بینیم هر به چند روز یک حمله جسورانه بر خلاف حقوق کلیّه ملّیه از دستجات مزدرو و اجیر که همه شهریه‌دار هستند یا روزانه بگیر، نسبت به ساحت سلطنت عظمی [۶۷] ظاهر و صادر می‌شود؛ لاسیّما [۶۸] آن تقویت‌ها که در موقع جشن میلاد همایونی از ملت قدیم اصیل نجیب ایران در مسمع و مرآ [۶۹] سفارتخانه‌ها و سایر بیگانه‌ها دیده و شنیده شد و از صُوّر [۷۰] نتایج آن، بی‌اندامی‌ها و بی‌احترامی‌هاست که امروز دولت‌های همجوار در حدود ایران خودنمایی و لشکرآرایی می‌کنند. کشتی‌های جنگی روس در سه مرکز از سواحل جنوبی خزر لنگر انداخته است و عساکر عثمانی -محض جلوگیری از جشن موعود که آن بزرگوار فرمود- غفلتاً بر خاک ایران تاخته هفت هزارکس از هموطنان ما را طعمه آتش ساخته است [۷۱]. بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد بلکه آتش بر همه آفاق زد باری، برادران دینی ما! در این تلگراف تأمل و تفکر بکنند و ببینند که حضرات حجج اسلام مجاورین نجف اشرف مجلسی را که خواسته‌اند به چه صفت و کدام قید و شرط است. حضرات حجج اسلام مهاجرین زاویه مقدسه هم همان مجلس را می‌خواهند و مخالف چنان مجلس را مخالف شرع و مجادل [۷۲] با صاحب شریعت می‌دانند و البته تمام اهل اسلام هم مجلسی می‌خواهند که به همین اوصاف و قیود و شرایط آراسته بوده باشد. پس صاحبان این تلگراف شریف و مهاجرین زاویه مقدسه و مسلمان‌های ممالک محروسه، تماماَ بر یک قول و یک عقیده و یک رأی هستند و مخالف و معاند ایشان تبعه باب و فِرَق فرنگی‌مآب است که می‌گویند ما مجلسی می‌خواهیم که مثل پارلمان آلمان بوده باشد و نظری به تقویت اسلام و حفظ دماء مسلمین و امر به معروف و نهی از منکر و سایر اوصاف و ملاحظاتی که در این تلگراف مأخوذ است نداشته باشد. پس ما مردم ایران اگرچه هنوز از آراء یکدیگر اطلاع کامل حاصل نکرده‌ایم، ولی در نفس الامر سوای آن دو فرقه تماماً متحد هستیم، فقط رأی‌گرگان و سگان از ما جداست [۷۳]. **پاورقی‌ها:** [۱] ایدالله انصاره: خداوند یارانش را مؤید گرداند. [۲] جمع عاکف: مقیم‌ها، منظور علمای مشروطه‌خواه نجف اشرف است. [۳] استوار بر راه راست [۴] اشاره به اعلامیه مورخ ۳ جمادی‌الثانی ۱۳۲۵ ق است. [۵] منظور، تلگراف مورخ ۲۵ جمادی‌الاول ۱۳۲۵ ق حضرات: ملا محمد کاظم خراسانی، حاج میرزا حسین خلیلی و شیخ عبدالله مازندرانی است. [۶] عالِم و مجتهد معروف تبریزکه با وجود همراهی اولیه با مشروطه و بخشیدن امرال خود، مشروطه‌خواهان تندرو او را به اتهام مخالفت با مشروطه از تبریز اخراج کردند و او به تهران آمد و همراه با حاج شیخ فضل الله نوری در تحصن حضرت عبدالعظیم (ع) شرکت کرد. [۷] برادر کوچک سید محمد طباطبایی (از رهبران روحانی مشروطه)، که از منتقدان مشروطه و همفکران و همراهان حاج شیخ فضل الله نوری در مهاجرت اعنراض‌آمیز به حضرت عبدالعظیم (ع) بود. [۸] ملامحمد آملی (۱۲۶۳-۱۳۳۶ ق)، فقیه و اصولی. وی در آمل به دنیا آمد و پس از تحصیلات مقدماتی در زادگاهش، در هفده سالگی به تهران رفت و نزد میرزا حسن آشتیانی، میرزا ابوالقاسم کلانتری و سید صادق طباطبایی به تحصیل فقه و اصول پرداخت. حکمت و فلسفه را نیز نزد میرزا ابوالحسن جلوه و آقاعلی مدرس آموخت و آنگاه خود، حوزه درس دایر کرد. در ۱۳۲۰ ق، امامت مسجد مجد به او واگذار شد. آملی از منتقدان مشروطه و از همفکران حاج شیخ فضل الله نوری بود و با او و گروهی دیگر از علمای تهران، به عنوان اعتراض به روند مجلس در آستانه حضرت عبدالعظیم (ع) تحصن کرد. پس از پیروزی مشروطه‌خواهان در ۱۳۲۷ ق، وی زندانی و به آمل تبعید شد ولی پس از چند سال به تهران بازگشت و تا پایان عمر به تعلیم و تدریس پرداخت. [۹] آخوند محمدعلی رستم آبادی (۱۲۵۰-۱۳۳۲ ق)، از علمای معروف تهران. وی پس از فراگیری مقدمات علوم دینی از درس شیخ مرتضی انصاری و دیگران در نجف اشرف استفاده کرد. سپس به تهران بازگشت و به امامت جماعت در مدارس دینی مروی و سپهسالار پرداخت. در ۱۳۱۳ ق بار دیگر به عراق مهاجرت‌کرد. پس از پیروزی جنبش مشروطه به تهران بازگشت و در رستم‌آباد اقامت‌کرد. او از یاران و همفکران حاج شیخ فضل‌الله نوری و از منتقدان مشروطه بود و در تحصن حضرت عبدالعظیم (ع) به همراه حاج شیخ فضل‌الله شرکت کرد. [۱۰] منظور، پیروان سید علی محمد شیرازی، معروف به باب و نبز جانشین او میرزا حسینعلی بهاءالله است که بهایی نامیده می‌شوند. [۱۱] منظور بی‌دینان و منکران خدا هستند. [۱۲] احتمالاً منظور از این دسته، گروهی از نمایندگان - عمدتأ آذربایجان - بودند که دارای مرام سوسیال دموکراسی بودند و خواهان اصلاحات اقتصادی و اجتماعی به نفع محرومان بودند. این‌گروه در دوره مشروطه به اجتماعیون - عامیون و دموکرات‌ها شناخته شده‌اند. [۱۳] مستغنی از تحدید: بی‌نیاز از تعریف دقیق [۱۴] دوستی [۱۵] توده، بخش اعظم [۱۶] به صدور نرسد: صادر و تصویب نشود. [۱۷] متمم قانون اساسی، از قانون اساسی بلژیک و فرانسه سال ۱۸۳۰ و ۱۸۷۵ اقتباس شده بود. ر.ک.به: منصوره اتحادیه. پیدایش و تحول احزاب سیاسی مشروطیت (دوره اول و دوم مجلس شورای ملی)، تهران، نشر گستره، ۱۳۶۱، ص ۸۵ و ۸۶. [۱۸] یوم یقوم: روزی که قیام کند. [۱۹] منظور حاج شیخ فضل الله نوری است. [۲۰] منظور از امناء ملت، نمایندگان مجلس است. [۲۱] شطاحی‌های قرده و خنازیر: بی‌شرمی‌های بوزینگان و خوک‌ها [۲۲] پس چگونه [۲۳] مندوبٌ الیه: برگزیده. [۲۴] مرغوب فیه: متمایل به آن [۲۵] سفهاء و سفله: ابلهان و فرومایگان [۲۶] جمع جاهل: نادانان [۲۷] هنگامی که بزرگان قبیله‌ام از من خشنود باشند، باز هم افراد پست و فرومایه قبیله‌ام همچنان از من خشمگین اند. [۲۸] فریادرسی [۲۹] اعانت ملهوف:کمک ستمدیده [۳۰] محرق‌القلوب: سوزنده دل ها [۳۱] مثیر الاحزان: برانگیزاننده و شوراننده غم‌ها [۳۲] طوفان‌البکا: طوفان گریه [۳۳] جمع ظالم [۳۴] بالاضعاف: به چند برابر [۳۵] بهتر [۳۶] بدتر [۳۷] منظور از صنع شریف، نظام مشروطه است. [۳۸] دعوی بی‌پایه و اساس [۳۹] نشاط‌آورها، محرک‌ها [۴۰] کتصرف... حقوقهم: همانند تصرف زمینداران در زمین‌هایشان و صاحبان حقوق در حقوقشان. [۴۱] فی الفور... می‌گذرد: کذا فی الاصل. [۴۲] هتاکی و هجایی: پرده دری و هجوگویی [۴۳] شق عصا: اختلاف و پراکندگی [۴۴] مزدکیان عصر: منظور اباحیون و یا لیبرال‌های آن زمان هستند. [۴۵] تجریات و تهتکات:گستاخی‌ها و پرده دری‌ها [۴۶] فسوق و فجور: تبهکاری‌ها وگناه‌ورزی‌ها [۴۷] منظور جشن نخستین سالگرد صدور فرمان مشروطه در شب ۱۴ جمادی‌الثانی ۱۳۲۵ ق است. [۴۸] شرب‌الیهود: آشفتگی [۴۹] سخریه کردن: مسخره کردن [۵۰] سبک و خوار شمردن [۵۱] وند ایک (۱۵۹۹ - ۱۶۴۱)، نقاش و صورت ساز فلاندری در موضوعات دینی ,وی صورت‌هایی از رجال ایتالیا و انگلیسی و نیز تصاویر مذهبی، از جمله بر دار کشیدن حضرت عیسی (ع) را نقاشی کرد [۵۲] گالیله (۱۵۶۴ -۱۶۴۲)، ریاضیدان، منجم و فیزیکدان بزرگ ایتالیایی که با تحقیقات پیگیر خود، علم نجربی جدید را شالوده‌ریزی کرد. او خورشید را مرکز منظومه شمسی دانست که زمین و سیارات دیگر بر گرد آن می‌چرخند. [۵۳] نیوتن (۱۶۴۲-۱۷۲۷)، فیزیکدان، فیلسوف و ریاضیدان انگلیسی، او سهم بزرگی در پیشرفت نجوم، ریاضیات و فیزیک نظری دارد، بیشتر شهرت او به خاطر صورت بخشیدن به قانون گرانش و قوانین حرکت است. [۵۴] کپلر (۱۵۷۱-۱۶۳۰)، منجم و ریاضیدان آلمانی و بنیانگذار واقعی علم نجوم جدید. او نخستین کسی است که اصول واقعی عمل تلسکوپ را تقریر کرد و قواعد عادی تعیین فاصله کانونی عدسی‌های ساده و درشت‌نمایی میکروسکوپ را عرضه داشت. [۵۵] ویکتور هوگو (۱۸۰۲-۱۸۸۵)، شاعر، نمایشنامه‌نویس و داستان‌نویس فرانسوی، او بزرگترین چهره ادبی قرن ۱۹ فرانسه است. نوتردام دوپاری (۱۸۳۱)، بینوایان، کارگران دریا (۱۸۶۶) از بزرگ‌ترین رمان‌های اوست. [۵۶] روسو (۱۷۱۲-۱۷۷۸)، فیلسوف و نویسنده فرانسوی، افکار روسو پیچیده و درهم است. برخی از آنها از این قرار است: «انسان طبیعی» حیوانی است نه خوب و نه بد. با پیدایش مالکیت، کشاورزی، و صنعت، مساوات بین افراد بشر از میان رفت. قوانین صرفاً برای حفظ عدم مساوات بین ستمگران و ستمکشان وضع شد. باید به بجه اجازه داد تا بدون مداخله دیگری رشد کند... [۵۷] تلویث مهجت: آلوده کردن روح و روان [۵۸] مجلس شورای ملی از اوایل دوره اول، در عمارتی موسوم به عمارت بهارستان که قبلاً متعلق به حاجی میرزاحسین خان سپهسالار (؟-۱۲۹۹ ق) بود و بعد از او چندی اخنصاص به پذیرایی از سفرا و نمایندگان فوق‌العاده خارجی یافته و سرانجام از طرف مظفرالدین شاه به مجلس شورا هدیه شده بود، تشکیل یافت. [۵۹] منظور اینست که ساختمان مجلس را همشأن و همطراز کعبه می‌دانستند. [۶۰] منظور مشروطه است. [۶۱] اشاره به گرایش‌های سوسیال دموکراسی برخی از مشروطه‌خواهان و نمایندگان مجلس است که خواهان رفع تبعیض‌های اقتصادی و اجتماعی و ایجاد مساوات در حقوق اجتماعی برای آحاد افراد جامعه بودند. [۶۲] وقیح‌الوجه بذی‌اللسان: بی‌شرم بد زبان [۶۳] تحریک، فتنه انگیزی [۶۴] نابودشونده [۶۵] اسلام پیروز است و بر آن پیروزی نیست. [۶۶] اشاره به تلگراف مورخ ۳ جمادی‌الثانی ۱۳۲۵ ق آخوند خراسانی، شیخ عبدالله مازندرانی و حاج میرزا حسین خلیلی است. [۶۷] اشاره به هتاکی‌ها و پرده‌دری‌هایی است که بسیاری از مطبوعات مشروطه‌خواه آن زمان نسبت به دستگاه سلطنت محمدعلی شاه قاجار روا می‌داشتند. [۶۸] به ویژه [۶۹] در مسمع و مرآ: در جلوی‌گوش و چشم [۷۰] در اصل: سور [۷۱] اشاره به حمله نیروهای عثمانی همراه با کردهای باغی به ماکو و دیگر شهرها و روستاهای کشور است. [۷۲] ستیزنده [۷۳] خون‌ها

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم, مشروطه خواهان
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)