کنشگران / عالمان دینی
متن کامل گزارش
جای سوختن دل اینجاست که بالغ بر پانصد هزار کلمه در این مسئله [برچیدن مجلس] بین اهالی بلاد مخابره تلگرافی شده و تاکنون ظاهر نشده است که جز اهالی آذربایجان در وقتی که این عبارات تلگرافی را به زبان و قلم جاری میکردهاند کلهشان خبردار بوده است؛ چه اگر صد یک آنچه گفتهاند کرده یا من بعد بکنند بر نهنگ مراد سوار شده یا خواهند شد.
عجبا! هنوز هم اهالی سایر بلاد ایران از مباحث الفاظ خارج نشده، در مقام فعلیت برنخواهند آمد. آیا واقعات طهران را کاملاً اطلاع ندارند؟ آیا تصور نمیکنند که فردا همین حال آنها را پیش خواهد آمد؟ آیا چنان پنداشتهاند که استبداد، آنها را به حال خود خواهد گذارد؟ هیهات! هیهات! به خدا قسم حال اهالی سایر بلاد بدتر از حال اهالی طهران و وضع سلوک با علمایشان وخیمتر از سلوک با علمای طهران خواهد شد. حال انجمنها شدیدتر از انجمنهای پایتخت و عاقبت مدیران جرائد و وعاظ و ناطقین آنها بدتر از عاقبت مدیر صوراسرافیل و ملک المتکلمین خواهد گردید.
آیا این همه خونهایی که در تبریز و طهران ریخته شده و میشود و اقدامات جسورانه که برادران وطنی شما نمودند به پشتگرمی شما و این تلگرافات نبود و نیست؟ آیا شما اهالی سایر بلاد ایران انصاف است که به این سخنان اغراقآمیز دل خوشکن، اهالی طهران و آذربایجان را سنگ روی یخ خود کرده کنارهجویی اختیار نموده، راحت را بر زحمت بپسندید؟ روز قیامت آیا مسئول این خونهای بنا حق ریخته آنها نخواهید بود؟ آیا این ننگ را تا روز رستاخیز برخود خواهید پسندید؟ آیا این بیغیرتی و بیحمیتی[۲] و برادرکشی را بر خود هموار خواهید کرد؟ آیا تاریخ ایران را به اطاعت استبداد بعد از آن حریت تامه مُلوّث[۳] خواهید ساخت؟
اف بر این مسلمانی! تف بر این بیغیرتی! در سکوت و اطاعت هم باشد که عَلی اَیٌّ نَحو کان[۴] شما جان خواهید سپرد، چرا مانند اهل اصفهان و زمان زمستان جان به ننگ بسپارید؟ چرا مرگ احمر[۵] را درک نکنید؟ چرا شرف شهادت را نایل نشوید؟ چرا با نام نیک و عاقبت حَسَن ازین دنیا نگذرید؟ چرا همت نکنید و دست اتفاق به برادران آذربایجانی خود ندهید که گوی شرافت را از میدان بربایید و دست بالا را بگیرید و زندگی به سعادت را درک نمایید؟ مرعوب نشوید، همت را پست نسازید، که به خدا قسم در مرعوبیت، زودتر مرگ به ذلت را شما خواهید درک نمود که امام و پیشوای ما و شما فرموده است: اَلمُوت خَیرٌ مِن رُکُوب العار[۱]
آخر کجا شد مسلمانی شما؟ چه شد اسلام پرستی و دیانت شعاریتان؟ به کجا رفت مقدسمآبی و اطاعت از اوامر شرعتان؟ مگر مقتدایان شریعت امروز علما نمیباشند؟ مگر احکام شرع جز به توسط علما به ما میرسد؟ مگر این فتاوی حجج اسلامیه نیست که بقای مشروطیت را بر ما واجب قرار دادهاند؟ مگر فتوای رؤسای روحانی ما نیست که دفاع از محاربین با امام را واجب شمردهاند؟ مگر علما نفرمودهاند: مستبدین در حکم محارب با امام زمانند؟
ای تنپروران تنبل! ای بیحمیتان ننگ آباء! ای متقدسین دروغین! به چه رو دیگر زیارت عاشورا خواهید خواند؟ به چه زبان فَیا لَیتَنا کُنَا مَعَکُم[۲] خواهید گفت و به کذب، آرزوی شهادت خواهید نمود؟ چه، محک تجربه در پیش است.
ای جانهای ما به فدای اهالی آذربایجان باد که کردند آنچه را گفتند و به عمل آوردند آنچه را نوشتند، اسلام را خوار ننمودند. احکام شریعت را بیقدر و وقر نگذاردند تا اینکه جماعتی مرگ احمر را درک کردند ولی سعادت ابدی حاصل نمودند و نام نیک باقی گذاردند و بازماندگانتان به شرف و افتخار در این ظلم زندگی خواهند کرد.
چقدر این تلگرافات اگر پوچ و بیاصلی ظاهر کند، مایه ننگ و مذلت اهالی وطن عزیز خواهد بود در نزد خودی و بیگانه، نمیدانم وقتی که جرائد اروپا این تلگرافات را ترجمه نموده، درج اخبار خود نمایند، در حق ما ایرانیان چه خواهند گفت؟ و هر ایرانی را که ببینند به چه نظر به آن خواهند نگریست؟ گویا آیه وافیهدایه در شأن ایرانیان امروزی نازل شده است: یَقُولون بأفواهِهم ما لَیسَ فِی قُلوبهم.[۳]
**پاورقیها:**
[۱] بخشی از رجزهای امام حسین (ع) در روز عاشورا است که میفرماید: مرگ بهتر است از مرتکب عار و ننگ شدن و عار بهتر است از دخول در آتش.در اصل: الموت اولی ... بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۵۰
[۲] در اصل: بیحمیتی
[۳] آلوده
[۴] به هر صورت که باشد.
[۵] مرگ احمر: شهادت
[۶] فیا لیتنا کنا معکم: ای کاش با شما بودیم (بخشی از زیارت عاشورا).
[۷] آل عمران، ۱۶۷: به زبان خود چیزی میگویند که در دلهایشان نیست. در اصل: یقولون بالسنتهم ...
[۸] [روزنامه] حبلالمتین، س ۱۶، ش ۲، مورخ ۲۸ جمادیالثانی ۱۳۲۶ ق، ص ۱۶، ۱۷.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)