کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به تصور نادرست مردم از استبداد آغاز می‌شود و بیان می‌کند که رفع استبداد کلی تنها با ترک تجاوزات و تعدیات جزئی در میان خود مردم امکان‌پذیر است. در ادامه، با استناد به آیه قرآن، بر لزوم تغییر درونی مردم برای تغییر وضعیت تأکید می‌کند و از مردم می‌خواهد که با ترک ظلم و ناراستی، به درست‌کاری و راست‌گویی عادت کنند تا از ظلم حاکمان نیز در امان بمانند. سپس، به لزوم همراهی ملت با دولت در امور مختلف، از جمله عدم مراوده با بیگانگان و استفاده از کالاهای خارجی اشاره می‌کند. در پایان، به تبیین مفهوم واقعی آزادی و حریت در نظام مشروطه می‌پردازد و تأکید می‌کند که آزادی به معنای ارتکاب هرگونه منکر و زشتی نیست، بلکه به معنای رعایت حدود و حقوق و عدم تجاوز به دیگران است و قواعد شرع اسلام در نظام مشروطه نیز جاری و ساری خواهد بود و امر به معروف و نهی از منکر همچنان لازم است.

متن کامل گزارش

بسا مردم را گمان بر آن است که باید دولتیان و درباریان دست از استبداد بردارند و گرد طغیان و ظلم نگردند ولی درباره خود فکر نمی‌کنند که خودشان باید از تجاوزات و تعدّیات جزئیه که نسبت به یکدیگر دارند کناره کنند و ناراستی و دروغ و کم‌فروشی و غشّ و سایر قبایح متعارفه را ترک نمایند. و هرگاه رؤسای دولتی و حکام، ترک ظلم و طغیان فرمایند دیگر نمی‌گذارند که کسی فلسی[۱] از مال مردم بردارد و ذرّه‌ای تجاوز بر برادر خود روا دارد. و تا هنگامی که استبدادات جزئیه در میانه طبقات مردم باقی باشد استبداد کلی رفع نخواهد شد. و تا تصور می‌شود که صاحبان قدرت تامه که قادر بر هرگونه سرکشی می‌باشند دست از قدرت بردارند و مردم در کوچه و بازار در معامله و دادوستد به یکدیگر ظلم‌کنند و ارباب املاک و صاحبان نفوذ جزئیه به زیردستان تعدی نمایند علاوه بر اینکه رفع ظلم کلی در ظاهر مربوط است به ترک ظلم‌های شخصی، در واقع هم یک ارتباطی هست که خدای متعال و منتقم بی زوال، دست تطاول ظلمه را از سر مردم کوتاه نخواهد فرمود مگر به اینکه خود مردم، ترک ظلم نمایند و به یکدیگر ترحم نمایند. اِنَّ اللّه لا یُغَیّرُ ما بِقَوم حتّی یُغیِّروا ما باَنْفُسِهِم.[۲] پس باید اولاً مردم میانه خود، عهد محکم و پیمان مبرم ببندند که خودشان به هیچ اندازه ظلم‌که از دست ایشان برآید راضی نشوند و به هیچ مقدار نادرستی که توانند تن ندهند که نوعاً درست‌کاری و راست‌گفتاری را عادت جاریه قرار دهند. هرگاه اینطور شوند یقیناً هیچکس به آنها ظلم نمی‌کند و اتفاقاً هم هرگاه ظلمی واقع شود چون اجماع نمایند و در رفع تعدی قیام کنند قولشان مسموع می‌گردد و نصیحت‌شان سودمند می‌افتد و به عکس، در صورتی که خودشان به ناراستی و تعدی راه بروند و هر صاحب قوه به زیر دست خود استبداد کند و عادت بر تجاوز جاری باشد، ناچار صاحبان قدرت که بالادست آنها می‌باشند می‌بینند که بنا، بر تاراج و یغماست و هرکس هر قدر بتواند ظلم کند می‌کند، آنها هم دو اسبه می‌تازند و هرچه ملت فریاد کنند و از ظلم بنالند هیچ‌گوش نشنود و هیچ دل برایشان رحم نکند زیراکه خودشان مرتکب هستند آنچه را که برائت می‌جویند. ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست و کلیتاً در هر امر که ملت در کار روایی از دولت می‌طلبند خودشان هم باید متصف باشند و به خود فرمان دهند. می‌گویند که دولت با فرنگیان خَلطه[۳] نفرماید و دست نفوذ اجانب را کوتاه نماید و تجارت و صنعت خارجه را در مملکت دائر نکند، خودشان هم باید معامله و مراوده با خارجه را ترک کنند و از امتعه آنها صرف‌نظر کنند و در نشر مال‌التجاره ایشان اینقدر کوشش نداشته باشند و مطلقاً دولت و ملت باید در هر امری با هم قدم اقدام گذارند و نمی‌شود تمام تکالیف را به عهده دولت گذارد. و در این باب، مطلب دیگر هست که لازم است به عرض عامه برسانیم و آن این است که گمان کرده‌اند که حریّت و آزادی‌که به آنها مبذول شده، عبارت است از اینکه هر فاحشه و شُنعَتی[۴] مرتکب شوند و هر وحشی‌گری و منکری کار بندند کسی را با آنها کاری نباشد، و این گمان از فرط جهل و بی‌علمی است. معنای اینکه مملکت قانونی باشد و حریّت داشته باشد این نیست که هرکس در کارهای قبیحه و اعمال فضیحه آزاد باشد و منکرات شرعیّه را چیزی نشمرد، بلکه معنای مملکت قانونی آن است که حدود هرکس معلوم باشد و هرکسی از خط حدود خود تجاوز نکند و کسی را بر کسی تجاوز نرود و هرکسی در حفظ حدود و حقوق خویش آزاد باشد و هیچگاه قانون اقتضا نمی‌کند که هرکس در مقتضیات و مشتهیات[۵] نفس خود آزاد باشد و در کارهای وحشت‌انگیز و اعمال زشت کسی را بر او حق اعتراض نباشد. وقتی که مملکت متمدن باشد ایرادات و اعتراضات بیشتر است و مطابق حد و حق خود راه رفتن لازم. در مملکت بی‌قانون می‌گویند هرج‌ومرج است و هرکه هرکه، یعنی هرکس هرچه تواند بکند و مانعی در مقابل نباشد. اما در صورت وجود قانون و تمدن هرکس در مرتبه خود اندک تجاوزی کند مسئول و معاتّب[۶] است و مأخوذ[۷] و معاتَب[۸] و بعضی اوباش که شنیده‌اند مشروطه برپا شده است، در منهیات شرعیّه و متروکات عقلیه اصرار کرده گفته‌اند که آزادیم. این اشتباه است. قواعد شرع مقدّس إسلام به اقامه مشروطه و بذل حرّیت، جاری و فایق می‌گردد و امر به معروف و نهی منکر همیشه لازم و مهم است و هرکس را برحسب حالت طغیان و عدوان[۹] و شهوت‌رانی باقی نمی‌گذارند. **پاورقی‌ها:** [۱] پول سیاه [۲] رعد، ۱۱: خداوند حال مردمی را دگرگون نکند تا هنگامی که آن مردم، خودشان را دگرگون کنند. [۳] رابطه [۴] زشتی [۵] امیال [۶] شایسته مجازات [۷] مورد مؤاخذه و بازخواست [۸] سرزنش شده، نکوهش شده [۹] ظلم و جور

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)