کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این مقاله با اشاره به معاهده ۱۹۰۷ روسیه و انگلستان و تقسیم ایران، به تحلیل اقدامات این دو دولت در قبال مشروطیت می‌پردازد. ابتدا به نقش روسیه در سرکوب مشروطه و حمایت از محمدعلی شاه اشاره می‌کند و سپس سکوت انگلستان را در این وقایع، نوعی حمایت از شاه تلقی می‌کند. در ادامه، نویسنده به طرح پیشنهاد برگزاری کنفرانسی با حضور نمایندگان ایران، روسیه و انگلستان برای حل و فصل اوضاع ایران می‌پردازد و با برشمردن پنج ضرر عمده این کنفرانس برای استقلال و حقوق ملی ایران، بر لزوم رد قاطع آن توسط ملت تأکید می‌کند. در پایان، مقاله به ملت ایران توصیه می‌کند که به هیچ وجه به حمایت دولت‌های خارجی دل نبندند و با هوشیاری و قدرت قلب، خود برای احقاق حقوق ملی‌شان قیام کنند، زیرا هیچ دولتی نمی‌تواند به زور در امور داخلی ایران دخالت کند و هرگونه کنفرانس با تحریک روسیه، به ضرر آزادی ایران خواهد بود.

متن کامل گزارش

نقشه تازه سیاسی معاهده دولتین روس و انگلیس و تقسیمات جغرافیایی ایران، طشت از بام افتاده است. به عقیده برخی سیاسیون، چون تسلیم قولی و اقرار رسمی از ایران حاصل نکرده، مصمم شدند که تسلیم فعلی و رضای عملی از آنها حاصل نمایند. ظاهر است که پیشرفت این مقصود، در سایه اتحاد ملت و دولت، غیرمیسور بود. این شد که به عقیده جمعی از دانایان انگلستان، از آن روزی که معاهده دولتین امضا یافت، مخالفت بین ملت و دولت ایران آغاز و از همان روز حکم‌دار جوان ایران شروع به مخالفت با مجلس ملی نموده، یعنی روسیان درباری و نمایندگان رسمی روس علناً به اغوای این جوان بی‌تجربه اقدام نموده، بدواً محض امتحان، وقعه توپخانه را پیش آوردند. چون ملاحظه شد که دولت را در مقابل اتحاد و هیجان ملی تاب مقاومت نیست و مسئله، یک طرفه و مقصد حاصل نخواهد شد، این بود که فوری در میان افتاده ظاهراً رفع مناقشه را نموده و باطناً ازدیاد قوای دولت \[را\] تأیید کرده و به تدابیر سرّی، ملت را هم مرعوب و هم کم زور ساختند تا ثلمه [۱] ۲۳ جمادی الاولی پیش آمد و آن حمایت علنی را روس‌ها از شاه نمودند. و به عقیده بعضی سیاسیون منصف، به توپ روس مجلس مقدس ملی ایران خراب شده؛ خانه خدا اصطبل قزاق گردید؛ علما را سر شکستند، ریش کندند، حبس و تبعید کردند، وکلا را شکم دریدند، به دار زدند؛ ناطقین احرار [۲] و فضلای عالیمقدار را کشتند و به سگ [۳] خوراندند و حبس کردند و به زهر جفا از پای درآوردند؛ و در همان روز، مأمورین روس در رشت و تبریز و سایر بلاد که احرار را قوی یافتند، آغاز به تهدید و ترعیب [۴] آنها نموده، به قِسمی که جز تبریز، ایران را وادی خاموشان ساختند و چه زیادتی‌ها که قنسول تبریز ننموده و چه تأییدها که به دولتیان نداد تا جایی که شرح اقدامات ناجایز لیاکوف [۵] و سفیر روس موضوع بحث محافل رسمی شد و به تصدیق رسید. شرح این واقعات را مکرراً و مفصلاً در حبل‌المتین نگاشته، تکرارش در این مقام خارج از موضوع و گنجایش است. بلی، دولت انگلیس ظاهراً در مخالفت ملت اقدامی ننموده ولی سکوتی که اختیار نمود در مداخلت روس به اسم عدم مداخلت در امور داخله ایران، طبعاً بالاترین حمایت به شاه شد و از اعتراضاتی که اعضا پارلمان انگلستان مکرراً به سر ادوارد گری وزیر خارجه در حمایت روس از شاه شده و اجوبه [۶] که معظم‌له داده، استشمام می‌رود که این نقشه بعد از معاهده بین روس و انگلیس و ملاقات دو پادشاه جلیل‌القدر انگلیس و روس در ریوال کشیده شده. آیا در این اقدامات، دولتین انگلیس و روس بالاصاله غرض پلتیکی داشته و یا مقصودشان جلوگیری از اثرات آلمان بوده، از این موضوع خارج است. و به این هم اکتفا نشده، در عرض چند ماه به وعده‌های پلتیکی، ملت را اغفال نموده، ظاهراً گاهی هم پروتستی [۷] در افتتاح پارلمان کرده ولی باطناً به راهنمایی همان روسیان درباری، شاه را مطمئن ساخته، ضمناً به تدابیر جعلی، اعلان نسخ مشروطیت و انعقاد مجلس قونسول آف استیت [۸] داده شد. عجب‌تر آن که در حین افتتاح این مجلس هم ترجمان‌های سفرای روس و انگلیس حاضر بوده و به معیت وکلا به دربار و حضور شاه هم رفتند. و این مراتب تا اندازه‌ای دال است بر این که دولتین در باطن از شاه حمایت نموده و به پلتیک در اغفال ملت می‌کوشند. بالجمله، همین که کار به این جاها کشید و طشت حمایت مأمورین روس از بام افتاد و هیاهوی احرار پارلمان انگلستان و جرائد معتبره عالم از حد گذشت و فشار سخت به وزارت خارجه انگلیس از حرّیت‌پروران انگستان داده شد و مقتضیات پلتیکی هم از چهار طرف اقتضا نمود، روس‌ها از مداخلت علنی قاصر مانده، ناچار دولت روس، سفیر طهران را تبدیل کرد و به طور رسمی یا نیم‌رسمی تمام الزامات را به سفیر معزول عاید داشتند، و حال آن که هنوز هم بنک [۹] روسی روزانه پول به شاه می‌دهد. این که ظاهر می‌دارند شاه به نصایح روس و انگلیس عمل نمی‌کند و بعضی الزامات لفظی به شاه داده می‌شود، عذر بدتر از گناه است. و هرکس آشنا به عملیات سیاسی و جرائات [۱۰] این چند ماهه ایران باشد، تصدیق این اقوال را بتواند کرد؛ چه، بر عالمیان ظاهر گردیده که شاه قدمی بر نمی‌دارد جز به اشاره مأمورین روس. سخنی نمی‌گوید جز به دستورالعمل روسیان درباری. جرأت این که دفاع از حقوق شخصی در مقابل روس‌ها بنماید ندارد، تا چه رسد بر اینکه روس و انگلیس توأم به او اصرار نموده و مکرر تأکید در افتتاح پارلمان نمایند و او با لن‌ترانی [۱۱] جواب گوید. این سخنان برای اغفال ما و به ظاهر از روی پلتیکِ رفع الزام از خود کردن است. همین که اعلان منسوخی پارلمان که در امتحان ملت و سنجش رقبای سیاسی داده شد، به واسطه هیجان ملی و معارضات رسمی، مسئله رنگ دیگر کسب نمود و چون خدعه این چند ماهه به خوبی آشکار شد و دانایان ملت دانستند که مواعید عرقوبی [۱۲] و اطمینان پلتیکی دولتین نقش بر آب است، وضع دگرگون به نظر آمد؛ خصوصاً وقتی که دیدند ملت به خُدَع [۱۳] سیاسی پی برده و چشم از آنها پوشیده، در احقاق حقوق ملیه خودشان به سفرای دول سائره [۱۴] دارند رجوع می‌نمایند، این است که فوراً ورق را برگردانده، تمام الزامات را عاید به شاه داشته، حرف‌نشنو و نادان و غیرعاقبت اندیشش می‌گویند و ظاهراً مشروطیت ایران را حامی شدند ولی در باطن باز دارند به یک مقصود پلتیکی که تازه بروز نموده، شاه را تقویت می‌نمایند که مبادا ملت غلبه تامه جسته، نقشه‌ای که دو سال است زحمت کشیدن او را کشیده‌اند زیر و بالا شود. در معنی کوشش دارند که قوای ملتی و دولتی ایران را در یک میزان اعتدال قرار داده تا هرج و مرج از مملکت رفع نشده جای پیش‌کردن دعوی خود و پیش‌بردن مقصود اصلیشان باقی مانده که همان اقرار رسمی گرفتن از ملت و دولت ایران و تصدیق عملکردشان است بر معاهده مذکوره. تمام این رنگ‌ریزی‌ها مقدمه همین مطلب بوده و هست. این همه خون‌ها که ریخته شد مبنی بر همان اصل است و ما فلکزدگان پلتیک ناآشنا، به این و آن می‌چسبیم و قصور را به گردن همدیگر می‌گذاریم. سیاسیون آلمان و انگلیس و روس و عثمانی در سر قطع وطن عزیز ما مشغول به شطرنج بازی‌اند، ما ریش زرد شیخ فضل‌الله و لِحیه [۱۵] سرخ امیربهادر را گرفته‌ایم به موجد سیاست، اینها آلت‌اند، دست‌هایی که این آلت‌ها را به کار می‌اندازد باید قطع کرد. در اثبات یک نکته که اتفاق دولتین در معاملات ایران از بعد معاهده و پلتیک‌بازی سایر سیاسیون دول سایره \[است\]، باید نظر سرسری به واقعات دوساله وطن خود نموده، اندکی هم توجه به نگارشات جرائد معتبره فرنگ بنماییم. تخمیناً سه ماه و نیم قبل اخبار نوپور بمبا، که زبان خارجه روس شناخته می‌شود، در ضمن مقاله مخصوصی که در ماده ایران نوشته، اشاره به بعضی اقدامات پلتیکی آلمان نموده می‌نویسد: «دولت آلمان ساعی است عاجلاً شعبه بانک خود را در تبریز افتتاح نماید». در آن، ضمن اخبار مذکور می‌نویسد: «اوضاع ایران به قِسمی کسب اهمیت نموده، که لازم است یک کانفرنس برای اصلاح اوضاع آن تشکیل شود». بیست و یکم جنوری [۱۶] در تأیید همان مقال، مخبر روتر [۱۷] می‌نویسد: در ادارات رسمی روس شهرت دارد که در پترسبورگ به زودی کانفرنسی منعقد خواهد شد از نمایندگان روس و انگلیس و وکلای شاه و مشروطیین، تا غور نمایند که به کدام ذریعه سهله [۱۸] امنیت را می‌توان در ایران قائم نمود. این دو تلگراف را که یک جا جمع نماییم، تصدیق خواهیم نمود که انعقاد چنین کانفرنسی را روس‌ها از دیرباز آرزومند بودند. اتحاد روس و انگلیس هم در معاملات ایران مسلّم، پس از این جمله این برمی‌آید که تمام این بازی‌های آخری و عدم قبول شاه نصایح دولتین را، برای انعقاد کانفرنس منظوره بوده است؛ چه اگر آن بساط‌ها بر روی کار نمی‌آمد، موقع پیش نمودن و اظهار لزوم چنان کانفرنسی نمی‌رسید. کانفرنس منظوره به وضعی که اشاره شده هرگاه خدای ناخواسته صورت بندد، مضار بسیار برای مُلک و ملت و دولت ایران دارد. یعنی ماحی [۱۹] استقلال آنهاست. اول، آن که قبول ما اینگونه کانفرنس را سند قوی خواهد شد برای دولتین در آتیه که در مناقشات داخلی ایران جز آنها دول دیگر را حق وساطت و دخالت نیست و این امر بالاصاله بزرگترین نکته سیاسی در سلب استقلال یک دولت تصور می‌شود. و یکی از منشأهای عمده معاهده روس و انگلیس همین است که رجوع ما را از دیگران قطع کرده، منحصر به خود سازند. دوم، این کانفرنس یک گونه تصدیق گرفتن عملی است از ملت و دولت ایران بر معاهده مذکوره آنها. سوم، قبولاندن به ایران یک قرضه توأم است با مفتشین مالیه خودشان، که نتیجه آن بخارا و مصر است. چهارم، این کانفرنس ابقای سلطنت این جوان را لازم قرار می‌دهد و این خواهشی است که ظاهراً شاه از سفرای روس و انگلیس نموده بود که اگر ضمانت بقای سلطنت مرا می‌نمایند من در دادن مشروطیت حاضرم، ولی در باطن این هم یک نکته پلتیکی بود که به او فهمانیده بودند حالا دولتین روس و انگلیس برای ضمانت عملی از سلطنت شاه، این مسلک را اختیار نموده‌اند. این کانفرنس برحسب خواهش شاه است که ضمناً منشأ و مقصد دولتین هم حاصل می‌شود و این امر مسلّم است که با بودن این جوان بر سریر سلطنت، همه وقت اسباب کشمکش برای آنها در ایران مهیا خواهد بود و هر آن که بخواهند به یک اشاره خواهد کرد، آنچه را که کرد. پنجم، این کانفرنس لابد بعضی از حقوق ملیه ما را عاطل و باطل خواهد نمود؛ چه، نمایندگان دولتین متحدند و از آنچه نوشتیم ثابت می‌شود که این کانفرنس هم، برای تأیید شاه منعقد خواهد شد. در این صورت نمایندگان ملی که حکم یک فرد را خواهند داشت در مقابل نمایندگان روس و انگلیس و وکلاءِ شاه چگونه حفظ حقوق ملی را قادر خواهند شد؟ این کانفرنس اگرچه به ظاهر الفاظ، چون شهد است ولی در باطن برای ملت ایران به زهر آلوده شده. این کانفرنس را وقتی می‌خواهند منعقد نمایند که تمام ملت در احقاق حقوق خود کمر بسته و نَفَس شاه به شماره افتاده و به قِسمی سررشته امور از کف شاه و مستبدین بیرون رفته که به اعانه‌های سرّی و تأییدات خفیه مالی هم مستبدین کاری از پیش نتوانند برد. این است که به این اسم می‌خواهند مداخلت در امور داخله ما نموده، حفظ مقام شاه را بنمایند. تا وقتی که دولت غالب بود، اگر از طرف ملت اظهار پادرمیانی می‌شد، عدم دخالت خود را در امور داخله پیش می‌کردند. اینک که دولت از چهار جانب دوره شده، به اسم کانفرنس می‌خواهند خود را در میان انداخته، خویشتن را واسطه و مصلح و خیرخواه جلوه دهند. هیچ وقت ملت نباید رضا دهد که دولتین روس و انگلیس به اسم کانفرنس مداخلت در امور داخله آنها بنمایند. البته این نکته بر سیاسیون پوشیده نیست که از روی حتم و یقین، امروزه دولتین روس و انگلیس در امور داخله ایران تصرفات جبری نتوانند نمود، یعنی به قوه قهریه؛ چه، بر حسب اقتضای کنونی سیاست ایران، این دو دولت بالمجبوریه، و نه بالاختیار سوق عسکر به ایران نتوانند کرد؛ چه، از یک طرف نافع به سیاست امروزه آنها نیست، و از طرف دیگر دولت عثمانی و آلمان هم در اقدامات جبری آنان ساکت نتوانند نشست. امروز موقع ایران چنان کسب اهمیت نموده که قبضه یک کف از خاک آن برای هیچ دولت ممکن نیست و خوف آن می‌رود که جنگ عمومی اروپا را دعوت نماید. امروز مداخلات جبری در ایران برای هیچ دولت مقرون به صرفه نتواند بود. این است که می‌گوییم دولتین روس و انگلیس قهراً مداخلت در امور داخله ما نتوانند کرد. پس ملت ایران را است که به هوش آمده، به دوستی هم نگذارند اسباب مداخله آنها فراهم آید، مانند کانفرنس و امثال آن. شش ماه متجاوز است که در این موضوع بحث نموده، ابناءِ وطن خود را متنبه کرده‌ایم که مرعوبیت را از خود دور داشته، مطمئن باشید که خارجه در امور داخله شما دخالت نتوانند کرد. برخی اشتهارات از راه پلتیک مستبدین ایران و حامیان استبداد در لندن و پترسبورگ شایع می‌شود که ملت مرعوب شوند، از این و بعد هم خیلی اشتهارات خواهند داد، ولی نظر به آن دائره اطلاعات واسعه‌ای که ما را است، ملت خود را اطمینان می‌دهیم که جبراً هیچ دولتی امروزه در امور داخله ایران تصرف نتواند نمود. پس به مرعوبیت و پلتیک نباید حق دخالت به آنها داد. با کمال قوّتِ قلب، رعب را از خود دور ساخته، در حفظ حقوق ملیّه خویش بکوشند. ما که می‌نویسیم دولتین روس و انگلیس در امور داخله ایران مداخلت نخواهند کرد، حُسن ادب و نزاکت سیاست به کار می‌بریم؛ ورنه نظر به جهاتی که می‌دانیم و ذکرش را مناسب نمی‌دانیم، نتوانند کرد. ملت ایران باید مطمئن شده، ترک مرعوبیت گفته، در احقاق حقوق ملیه خویش قیام نماید؛ چه در مقابل هیجان سیاسی ملت، صد روس و انگلیس را کاری از پیش نتواند رفت. چنانچه ذکر کردیم کانفرنسی که زمزمه‌اش در پترسبورگ هست ولو تاکنون سمت رسمیت پیدا نکرده، ولی نمی‌توان صراحتاً تکذیب و تصدیق آن را کرد. البته در این شبهه نیست که روس‌ها خیلی طالب انعقاد چنین کانفرنسی هستند و از روی ایقان، این کانفرنس به هیچ راه برای ملت ایران مفید تصور نمی‌شود. اگر رسمانه از طی دو لتین تحریک شود، ملت ایران کلیتاً باید رد نماید و تا جایی که ممکن است زیر بار قبول انعقاد اینگونه کانفرنس نرود. اگر غرض از این کانفرنس، خیرخواهی ملت و دولت ایران و وساطت است، به طورهای دیگر هم می‌توانند بنمایند و حتماً ملت نباید زیر بار قبول این کانفرنس برود و در صورت جبریه و لزوم، رسماً پروتست به جمیع دول نماید. دولتین روس و انگلیس لزوم این کانفرنس را فقط با یک نکته می‌توانند بیان کرد که چون در \[نزاع\] ملت و دولت، غالب و مغلوب معلوم نیست و این انقلابات [۲۰] مخلّ به منافع تجارتی ما است (در صورتی که مال و جان رعایای آنها محفوظ است \[و\] این نکته در عالم سیاست چندان مسموع نیست)؛ علاوه جمیع دول در تجارت ایران سهیم‌اند، نهایت روس و انگلیس بیشتر، در این صورت همه همین حق را توانند داشت؛ و حال آن که این سخن را نتوانند دلیل بر ذی‌حقی خود در انعقاد این کانفرنس قرار دهند، زیرا که اینگونه انقلابات در تمام ممالک پیش آمده و می‌آید. قرب سه سال بدتر از ایران در روسیه بود [۲۱] تا جایی که مال و جان خارجه هم مأمون نبود. واقفان رموز سیاست را عقیده این است که نه تنها قبول چنین کانفرنسی برای پیشرفت مقاصد مشروطیین ایران مفید نتواند شد، بلکه داعی [۲۲] بر سلب استقلال ایران است؛ لذا ملت با تمام قوّت خود باید در رد و عدم قبول آن بایستد و بالمجبوریه اقلاً شرایط ذیل را در آن مراعات نماید. ۱) کانفرنس نباید دارای هیچگونه رسمیت باشد، فقط دوستانه در مشورت و اصلاح ذات‌البین و برقراری امنیت، مِن غیر رسم [۲۳] بحث نمایند. ۲) انعقاد کانفرنس باید در یکی از شهرهای ایران بشود، و اگر لابد از انعقاد در خارج شوند، اسلامبول، هک، برلن، پاریس و لندن را البته ترجیح بر پترسبورگ دهند؛ چه، هیچ اقدامی در پترسبورگ جز به ضرر مشروطیت ایران نتواند شد. ۳) پروگرام [۲۴]، یعنی فهرست مطالبی که در کانفرنس موضوع بحث خواهد شد قبل از وقت باید تصفیه و معین شود و هیچ عنوانی خارج از آنچه معین شده، موضوع بحث نشود و هیچ مطلبی که منافی با مواد قانون اساسی ایران است در او نباشد؛ چه، اگر ما تسلیم شویم که یک نکته برخلاف قانون اساسی ما موضوع بحث شود، گویا بطلان قانون اساسی خود را تسلیم نموده و به واجب‌الترمیمی او اقرار کرده‌ایم. ولو از جمیع مضار آن صرفنظر شود، اهمیت مشروعیت و وجوب اطاعت همین قانون اساسی موجوده - که دو سال است با هزاران خون جگر از رؤسای بزرگ مذهب جعفری حاصل نموده‌ایم - از میان خواهد رفت. ۴) دولی که با ایران محابّه [۲۵] و رابطه سیاستی و تجارتی با ما دارند، یعنی نمایندگان آنها در دربار ما هستند، شرکتشان در این کانفرنس اشدّ لزوم را دارد و از این نکته به هیچوجه نباید چشم‌پوشی شود که در حال و استقبال [۲۶]، دخیل به استقلال ایران است. ۵) گفتگوی استقراض و سایر موادی که اجازه وکلای دارالشورای ملی در او لازم است، ابدآ نباید موضوع بحث این کانفرنس قرار گیرد. ۶) رأی وکلای ملی که در کانفرنس شرکت خواهند نمود، قبل از آنی که به تصدیق انجمن ایالتی \[تبریز\] - که امروزه قائم مقام پارلمان ایران است -برسد، و حضرات آیات‌الله نجف اشرف - که در انفصال پارلمان وکیل مطلق ملت‌اند - امضا کنند، نباید نافذ باشد [۲۷]. ۷) چون این موقع خیلی نازک و اهمّ است و اعظم میادین پلتیکش باید گفت، وکلایی که از طرف ملت تعیین می‌شوند خیلی باید با سیاست و دانا و امین و موثق باشند. با اینکه فعلا نمی‌توان گفت که تلگراف روتر درباره کانفرنس مذکور تا کجا مقرون به صحت است، ولی چون از اغراض روسیان کاملاً واقفیم و نظر به معاهده انگلیس و اعتراضات سختی که حریت‌خواهان انگلستان و فرانسه و عثمانی و خود روسیان در تأیید مستبدین ایران به روس نموده و می‌نمایند و بنا به مجبوریت روس که برحسب مقتضیات وقت نمی‌تواند علنا هیچگونه مداخلتی در امور داخله ایران کند، در پرده برای انعقاد این کانفرنس، برخی اظهارات خشک و خالی در همراهی به مشروطیین نموده و خواهد نمود، ولی معناً غرضش حمایت‌های سرّی در بقاءِ شاه است. و یکی از مقاصد عمده سفارت فوق‌العاده علاءالملک همین التجا بود. ما ملت انگلیس را هواخواه حریت می‌شناسیم، و دولت انگلیس هم استقلال ایران را بنابر مصالح پلتیکی خود خواستگار هست و وعده هم نموده و در معاهده با روس تصریح هم کرده است، ولی نظر به آن عشق مفرط که به اتحاد و دوستی روس دارد، گمان نمی‌رود که برای حریت و استقلال ایران دوست تازه و معشوق خود، روس، را برنجاند. به طریق خیلی ساده می‌گوییم که آنچه روس‌ها در این موضوع به انگلیسی‌ها تکلیف نمایند - ولو برخلاف میل آنها و معاهده‌شان هم باشد - محض خاطرخواهی او قبول خواهند نمود. پس ملت ایران راست که بالاصاله خود، منافع و مضار خویش را سنجیده و ابداً چشم به حمایت هیچیک از دول اجنبیه ندوزند، همینقدر مطمئن باشند که جبراً خارجه در امور داخله‌شان تصرف نتوانند کرد. باید هوشیار باشند که به اصول پلتیک و مهربانی، پای به حلق آنها نمالند و این نکته را هم ایرانیان باید درست در کَلّه خود جای دهند که بالاختیار، یعنی از صمیم قلب، روس‌ها مؤید حریت ایران نتوانند شد؛ چه، آزادی را مخالف مسلک و مضر به حال خود می‌پندارند. پس کانفرنسی را که روس محرک باشد، برای حریت ایران نتیجه‌اش معلوم است. **پاورقی‌ها:** [۱] صدمه [۲] ناطقین احرار: سخنرانان آزادیخواه [۳] کذا فی الاصل [۴] ترساندن. در اصل: ترغیب [۵] سرهنگ روسی و فرمانده بریگاد قزاق کشور که به دستور محمدعلی شاه، مجلس شورای ملی را به توپ بست و در تهران حکومت نظامی اعلام کرد. [۶] جمع جواب [۷] پروتست، واژه انگلیسی اعتراض [۸] منظور، همان دارالشورای کبرای مملکتی یا دارالمعدله است. [۹] بانک [۱۰] در اصل: جراآت [۱۱] سخن طعنه‌آمیز و ناخوشایند [۱۲] دروغین [۱۳] جمع خدعه: نیرنگ‌ها [۱۴] دول سائره: سایر دولت‌ها [۱۵] ریش [۱۶] ژانویه. در اصل: جیوری [۱۷] خبرگزاری رویتر [۱۸] ذریعه سهله: دستاویز آسان [۱۹] نابود کننده [۲۰] آشوب‌ها، نزاع‌ها [۲۱] اشاره به انقلاب ناکام ۱۹۰۵ روسیه است. [۲۲] سبب، انگیزه [۲۳] من غیر رسم: به طور غیررسمی [۲۴] واژه انگلیسی برنامه [۲۵] دوستی طرفینی، در اصل: محاده [۲۶] آینده [۲۷] منظور این است که رأی نمایندگان شرکت کننده در صورتی اعتبار خواهد داشت که قبلاً انجمن ایالتی تبریز و مراجع مشروطه‌خواه نجف اشرف، آن را تأیید و امضا نموده باشند. در اصل: ناطق باشد. * \[روزنامه\] حبل‌المتین، س ۱۶، ش ۲۷، مورخ ۲ محرم ۱۳۲۷ق، ص۱-۴.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1287
محل وقوع: کلکته (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)