کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این نامه با اشاره به تلاش‌های فلاسفه سیاسی اسلام برای تربیت جامعه و پدید آمدن مشروطیت بدون خونریزی، به نقد نطق‌های بی‌درایت برخی ناطقین و تجاوزات جراید بی‌سیاست می‌پردازد که به خیالات مستبدین کمک کرده و باعث تشویش افکار عمومی شده است. سپس، با اشاره به موفقیت ملت در استرداد حقوق و ترمیم خرابی‌ها پس از استبداد صغیر، بر لزوم جلوگیری از جهل و سخنرانی‌های تحریک‌آمیز و مزخرفات جراید تأکید می‌کند. در ادامه، از مخاطب می‌خواهد که به اصلاح و تعدیل لهجه مطبوعات و تقویم انحرافات آنها بپردازد و در جهت تألیف و تحبیب بین ملل اسلامی و دو دولت بزرگ اسلامی تلاش کند و اظهار مضادت و معادات مذهبی را به اتحاد و مؤاخات تبدیل کند. نامه به همراهی احرار عثمانی با مشروطه‌خواهان ایرانی اشاره می‌کند و از برگزاری جلسه‌ای در مدرسه شیخ‌الفقها و الحجج برای توفیق علما و حجج و تسدید توحید آنها خبر می‌دهد. در پایان، با ابراز تأسف از سستی عزیمت هیئت علمیه به دلیل اخبار فتح تهران و خلع و لبس و همچنین تلاش برخی آقایان کربلا برای توقیف حجج و آیات‌الله، بر وظیفه مخاطب در تعلیم اخلاق و تعدیل ملکات مردم از طریق جراید تأکید می‌کند و خواستار جلوگیری از هتک ناموس شرع و تجاوز از حدود الهی می‌شود.

متن کامل گزارش

بر امثال جنابعالی[۱] دانشمندان صحیح‌الاعتبار و فلاسفه منوره‌العقول وسیعه‌الافکار پوشیده نیست، مقتضیات عادیه و موجبات طبیعیه هدم اساس مقدس معدلت بنیان محکم الارکان شوروی که تأسیس‌اش نتیجه زحمات چندین ساله قدمای مجاهدین و خلاصه مجاهدات مدت عمر فلاسفه سیاسیین اسلام بود که به جمیع قوا[۲] همت و هستی خود [را] صرف تربیت این قوم جاهل غافل نموده و به دم مسیحی رنگ به رنگ بر حسب اقتضای زمان نفخ حیاتی در قالب بی‌روح و به دمدمه سِحر بیان، اهتزاز و جنبشی در حس مرده مردم به مرور زمان پدید آورده و قبل از تکمیل استعداد به تحصیل علوم ضروریه و تنویر عقول مکدره و توسعه افهام و افکار ضیقه[۳] محدوده علی‌الفطره حیثه من حیث لایشعر و لایحتسب، ندای حرّیت بلند و آوازه مشروطیت بالا گرفت، و بدون خونریزی و فتنه‌انگیزی که لازمه[۴] عادی وصول این مقصد عالی بود، نائل به این موهبت عظمی[۵] و سعادت کبری شدند، و البته معلوم است که نطق‌های متشابه بعضی ناطقین بی‌درایت و تجاوزات صریحه بعضی ارباب جراید بی‌سیاست و مستفرنگی[۶] و فرنگی مسلکی بعضی وطن‌خواهان فرنگی‌پرست، با ملاحظه جهل و نفاق عمومی ملت که خود، دشمن قوی مجلس و پیش‌بینان دوراندیش را به وعده انحلال آن، نگران انقضای اجل می‌داشت، با افزودگی خیانت امناء و وکلای ملت و بهانه‌جویی عالِم‌نمایان هواپرست ریاست‌طلب، تا چه درجه مساعدت با خیالات مستبدین و وسیله دستاویزی مشروعه‌خواهان برای تشویش افکار و خیالات عامه عمیا[۷] و اسباب استظهار[۸] و درازی زبان منافقین فتنه‌جوی ظالم‌خواه شد. فَصارَ ما صارَ وَ جَرَی ما جَرَی[۹]. حال که بحمد الله از توجهات امام عصر عجل الله فرجه و حسن اهتمامات مجدانه حجج اسلام[۱۰] و نهضت غیورانه آذربایجانی‌ها و مجاهدات خالصانه هیئت علمیه و اقدامات فداکارانه سرداران ملت و تنبیهات هادیانه[۱۱] تامه مقدسیه حبل‌المتین، بعد از اراقه دماء[۱۲] محترمه نوجوانان وطن و اتلاف نفوس و اِفناء[۱] ثروت مملکت و هستی و قوای امت، به قوه قهرمانیه ملت به استرداد حقوق مغصوبه و ترمیم خرابی عمارت عدل و تشیید و تسدید اساس دستوری[۲] موفقیت حاصل شده، اگر به القاءِ جهل، که داءِ غیا[۳] و اعظم اسباب جالبه شِقا[۴] است، بعضی موجبات عادیه دیگر رفع نشود و جلوگیری از نطقات[۵] ناطقین و مزخرفات ارباب جراید نشود، خذا ناکرده هنوز بیم تولید اشکال مقتضی اختلال، و خوف انقلاب مستدعی انحلال، و بلکه زوال و اضمحلال دولت و ملت باقی [است]. بر جنابعالی که لسان ناطق ملت و رب‌النوع ارباب جراید هستید، صرف توجه همت علیّه را به اصلاح و تعدیل لهجه[۶] ارباب مطبوعات و تقویم[۷] انحرافات مسلکشان باید کمال اهمیت داده، به قوت بَنان[۸] و قدرت بیان که در جمع و فرق[۹] و التیام و خَرق[۱۰] بین اقوام متخالفه و ملل متحابه سِحر عظیم را نشان می‌دهد، باید در تألیف[۱۱] و تحبیب[۱۲] بین ملل اسلامیه و خصوص دو دولت بزرگ اسلامی، کمال توکید[۱۳] و بذل جهد فرمود و اظهار مُضادّت و مُعادات[۱۴] مذهبی را که بر خلاف توصیه و دستور و مسلک ائمه دین، جُهّال طرفین وظیفه دینی خود فرض نموده، تبدیل به اظهار اتحاد و مؤاخات[۱۵] که قره‌العین علمای متقدمین و منتهی مقصد رؤسای سابقین بود و به بذل اموال و نفوس، رفع آن تباین و تباعد[۱۶] در دوره استبداد نتوانستند نمود، فرمایید و این موقع را که زمان مهام امور و حل و عقد و قبض و بسط کارها به دست اهلش، ترقی‌خواهان اسلام و جمعیت اتحادطلبان ...[۱۷] العقول به نور تمدن افتاده که دشمن نفاق و اختلافند و ضعف و تَقَهقُر[۱۸] اسلام و مسلمین را از بینونیت و اختلاف و تعصبات جاهلانه شناخته‌اند، در قلع ریشه نفاق و قطع شجره خبیثه اختلاف و افتراق، همدستی[۱۹] و اتفاق دارند؛ فلذا کمال مساعدت و معاونت فعلی در تحصیل مقاصد مشروعه ایرانی نموده، و قولی به لسان فصیح دعوت صریح به اتحاد و یگانگی و مُوادّت[۱] و مؤاخات[۲] دادند، باید فرصت را غنیمت شمرد و همه ناطقین و ارباب جراید را به این نکته متوجه و به توکید و تشدید، عقد اتحاد و دعوت توحید، توصیه و تشدید فرموده که مطلب اهم، و موقع مناسب و علل مُعِدّه فراهم است. الحق، هر قِسم همراهی مجدانه فعلاً و قولاً و مالاً و نفساً از احرار عثمانی برای جوانان اسلام در مظفریت و موفقیت مجاهدین مشروطه‌خواهان ایرانی به مقاصد عالیه‌شان روشن و واضح شد، بالکلیه تباین مؤکدی که از جهت مناقشات سرحدی در آخر عمر حال احتضار استبداد عثمانی میان ملتین[۳] حادث شده بود، مرتفع و تدارک نمودند. در این احتفالی[۴] که در مدرسه مرحوم شیخ‌الفقها و الحجج آقای حاجی[۵] اعلی الله مقامه، بعد از وصول خبر تجاوزات و تصرفات جابرانه همسایه شمالی به تسبیبات[۶] و اقدامات هیئت علمیه تشکیل شد، برای توفیق و جمع همه علما و حجج و تسدید توحید[۷] آنها، همه روزه رؤسای اداره عسکریه و ملکیه و قضات و خطبای عثمانی حاضر، و مکرر خطیبی که از اعضای «جمعیت اتحاد و ترقی» بود به منبر رفته، نطق‌های مهیجه می‌کند و خطابه‌های مؤکده ائتلاف و اتحاد، انشاء و قرائت نموده، متصل از پاشاوات[۸] و قضات و نقباء و اشراف بغداد و از سایر نقاط عراق و اسلامبول و سُلانیک، تلگرافات مساعدت می‌رسید که به جمیع قوا حاضر و تسلیم رأی حضرت آیت‌الله آخوند خراسانی هستیم و مخصوصاً بغداد، رؤسای ملکیه و عسکریه و روحانیه؛ چه، به موجب توکیدات و توصیه‌جات که از مبعوثان و ذات مقدس شاهانه داشتند؛ چه، به اقتضای حمیت و غیرت اسلامی در پذیرایی مَقدَم حضرات آیات‌الله بعد از بی‌خبر حرکت‌شان تهیه و تدارکات فوق‌التصور فراهم آورده و هنگامه انقلاب و هیجانی فوق‌العاده و محیرالاوهام به پا داشتند، و هیاج[۹] و جوشش از روی حقیقت و خلوص نمودند که قابل تقریر نیست و بعضی مراتب قابل تحریر را وقایع‌نگاران به عرض خواهند رسانید. افسوس و هزار حیف که بعد از آن که هیئت علمیه، حسب‌المشوره و الدستور، مقدمتاً به یک روز قبل حرکت کردند، وصول اخبار رسمی تلگراف بر فتح طهران و خَلع و لبس[۱۰] و عزل و نصب و تغییر کردن مسلک پلتیکی، توهمات و ملاحظاتی تولید کرد، [که] سبب سستی عزیمت [گردید]. و از آن طرف هم بعضی از آقایان کربلا جدا تمام قوا همت بر توقیف[۱] حضرات حجج و آیات‌الله گماشته؛ حاصل، نگذاشتند چنین موقعی - که از صدر اسلام الی کنون برای اعتبار و افتخار شیعه فراهم، رفع تباین مذهبی و زحمت تقیه و اتحاد صمیمی که اول مقصد عالم اسلامی است، فراهم نشده و نخواهد شد - نتیجه بدهد. البته خود جنابعالی که تکلیف و وظیفه خود را به اقتضای هر زمان و مناسب هر وقت، عارف[۲] و عامِل هستند و همیشه به اسلوب‌های متقنه و مسالک متعدده، داعی[۳] مسلمین بر وحدت و یگانگی و موجبات سعادت و ترقی بوده‌اند، ولی چون سِمَت رب‌النوعی به ارباب جراید و مطبوعات، بلکه به همه ملت دارند، باید لسان روزنامه‌نگاران را هم به این لهجه، گویا خواسته و مسلک کج و معوجشان را که منافی اقتضای وقت و مشوش خیالات عوام است، تفسیر و از غلوّ در حریت که باعث تجاهر و اشاعت منکرات است تحذیر فرمایید، و کمال اهمیت را در جلوگیری از متهتکین[۵] ناموس شرع، متجاهرین در تجاوز از حدودالله، به تضییق و تشدید اجرای سیاست و مجازات باید منظور داشت. اگر فعلاً به جهت مغلوبیت و انتقار تام قوای استبدادیه، منافقین مستبدطبع که با بی‌خبری خود از هر دین و آئینی مشروعه‌خواهی و شعار دینی را وسیله یگانه تهییج نفاق و انگیزش فتنه و شقاق شناخته و تجربه کردند، در این وقت قدرت تنفس برخلاف نداشته باشند، منتهز[۶] فرصت و وقت خواهند بود و مترقب خرده‌گیری[۷] و اعتراض و مناقشه در افعال و اقوال[۸] احرار برای سند و حجت دست آوردن و وسیله تجدید فتنه و آشوب ساختن. و چون هر قوم جاهل که در تحت تربیت معلمین انسانیت، تکمیل آئین مدنیت و تعدیل ملکات و اخلاق آدمیت نکرده و رَوادع دینی و زواجر[۹] سیاسیات قانونی، جلوگیری از شهوترانی آنها نشود، مثل ملت ایرانی البته بالطبع اقتضای غلبه عنصر هوای حیوانی و اقتدای به مسلک سلطان هر زمانی، مقصدی جز تعیش و جلب تمایلات[۱۰] نفسانی تصور نخواهد کرد و مؤدّی به هرج و مرج و اختلاف نظام جمعیت خواهد شد. حال که به حکم قطعی دیانت و تصدیق حکما و علمای عالم، بهترین اصول تمدن و تمام ترقی قانون عدل، قانون حافظ نظام قانون اسلام است، باید کمال مراقبت در رعایت حدود الهیه و حفظ نوامیس اسلامیه و اجرای سیاسیات شرعیه، بی‌مسامحه و ملاحظه بشود. و تنبیه و تأکید در این امور، وظیفه امثال جنابعالی است و به تعلیم جنابعالی لسان همه اهل جراید را هم به لحن خود مترنم فرمایید که در عوض افسانه و چرند و پرند و دیگر الفاظ کریهه، به تعلیم اخلاق و تعدیل ملکات مردم - که اولین وسیله حسن تمدن است - بپردازند و در هر جریده، فصلی از فصول اخلاقی و اصول آدمیت مندرج سازند؛ چنان که جراید مصریین اغلب به بیان حقایق اسلامی و روح تمدن و تدین می‌پردازند، چرا باید طهران که مرکز و عاصمه[۱] ممالک اسلامی و بلاد شیعه است، عزّ و شرف و ناموس اسلام را به باد دهند [و] به ارتکاب بعضی منکرات و اظهار بعضی شنایع که باشرف‌های بیدین را عار، و ناموس‌داران کفار را استنکار[۲] باشد، و معهذا اهتمامی در جلوگیری از جُهّال نشود؟ ان شاء الله حامیان باشرف اسلام که مبسوط‌الیدند، در جلوگیری از هتک ناموس شرع اِمهال[۳] نخواهند کرد. **پاورقی‌ها:** [۱] منظور، سید جلال‌الدین مؤیدالاسلام کاشانی، مدیر و سردبیر روزنامه حبل‌المتین کلکته است. [۲] در اصل: قوی [۳] مؤنث ضیق: تنگ [۴] در اصل: لازم [۵] در اصل: عظما [۶] فرنگی‌مآبی [۷] مؤنث عمی: کور [۸] پشتگرمی [۹] فصار ... ما جری: شد آنچه شد و رخ داد آنچه که رخ داد. [۱۰] منظور، مراجع مشروطه‌خواه نجف اشرف است. [۱۱] تنبیهات هادیانه: توجه دادن‌های هدایتگرانه [۱۲] اراقه دماء: ریختن خون [۱] نابودکردن [۲] تسدید اساس دستوری: بنیان کردن نظام مبتنی بر قانون (مشروطیت) [۳] داءِ غیاء: درد گمراهی [۴] اسباب جالبه شقا: عوامل روی آوردن بدبختی [۵] سخنرانی‌ها [۶] زبان، بیان [۷] ارزیابی [۸] انگشت [۹] جمع و فرق: افزایش و کاستی [۱۰] التیام و خرق: آشتی و قهر [۱۱] فراهم آوردن [۱۲] دوستی ایجاد کردن [۱۳] استواری [۱۴] مضادت و معادات: ضدیت و دشمنی [۱۵] برادری [۱۶] تباین و تباعد: مخالفت و دوری. در اصل: تبائد [۱۷] یک کلمه ناخوانا [۱۸] به عقب رفتن، به قهقرا رفتن [۱۹] در اصل: همدست [۱] دوستی [۲] برادری [۳] منظور، دو ملت ایران و عثمانی است. [۴] احتفال: جشن گرفتن [۵] منظور، حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی است. [۶] سبب سازی‌ها [۷] یکدست کردن، متحد نمودن [۸] جمع پاشا: در امپراتوری عثمانی، لقب و عنوانی برای مقامات لشکری و کشوری و بعضاً فرمانروا و حاکم هر یک از سرزمین‌های وابسته. [۹] هیجان [۱۰] خلع و لبس: برکندن و پوشیدن. منظور، عزل محمدعلی شاه و پادشاهی سلطان احمد میرزا است. [۱] حرکت نکردن [۲] آگاه [۳] دعوت کننده [۴] تظاهر کردن [۵] پرده دریدگان [۶] مترصد [۷] در اصل: خورده‌گیری [۸] در اصل: اقوام [۹] روادع و زواجر: موانع [۱۰] در اصل: ملایمات [۱] پایتخت [۲] انکار کردن [۳] مهلت و فرصت دادن

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مشروطه خواهان, سیدجلال الدین کاشانی (موید الاسلام)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)