کنشگران / عالمان دینی
متن کامل گزارش
دول متمدنه دانستهاند که سالهای دراز در خصوص استرداد حریت طبیعی و خدادادی ملت ایران از دولت مستبده خود، کشاکشها بود تا در آخر سال سلطنت مظفرالدین شاه، ملت حقوق طبیعی خود را اِستنقاذ[۱] نمود و دولت ایران رسماً از استبداد به مشروطیت تحول یافت [و] قانون اساسی که اساس مشروطیت دولت است نوشته، به امضاء مظفرالدین شاه رسید.
محمدعلی شاه در ولیعهدی و ابتدای جلوس، دو مرتبه قانون مذکور را امضا نمود و برعهده گرفت که او و اَخلافش[۲] ابدالدهر از حدود مواد آن تخلف ننمایند، و سه مرتبه رسم تحلیف[۳] به عمل آمد. معذلک کله[۴] زمانی نگذشت که علانیه خلف عهد و نقض یمین[۵] نمود، و برخلاف غالب مواد قانون اساسی ارتکاب نموده، محل پارلمنت را به توپ بست، مبعوثان ملت را مقتول و مَنفی[۷] و محبوس ساخت، جراید را بالتّمام از انتشار ممنوع داشت، و مدیران جراید را سر بُرید و شکم درید، محاکم را بست. تلگرافات را که عروق مملکت و عمده سبب اتحاد ملت بود، از مخابرات ممنوع داشت. پستخانهها را تعطیل، خطوط را تفتیش کرد و راهها را به تحریک ایلات، مغشوش و تجارت را که روح مملکت و سبب ثروت ملت است به کلی محو نمود و جمعیتها را از اجتماع منع ساخت. بر صغیر و کبیر رحم نکرد، مستبدانه بر جان و مال آنها تاختن کرد، عمارات عالیه مردم را منهدم و ویران، و اموال آنها را نُهب و غارت داده، هرکس اسم حریت[۸] بر زبان آورد، زبانش قطع کرد. سلاح ملت را از ایشان به غصب ضبط نمود.
حال که ملت در آخرین نفس است، چند حکم مستبدانه را اقدام کرده: یکی آنکه، در این وقت که زبان ملت را بریده و از اظهار خود عاجز نموده، از بعض افراد ملت سند رفع ید از مشروطیت و امضاءِ استبداد بالمجبوریه واداشته است مُهر کردهاند.[۹] دوّم آنکه، میخواهد به عهده ملت از دول دیگر استقراض نموده، در راه سرکوبی ملت صرف نماید. سوم آنکه، میخواهد از جانب عموم، امتیازات به اجانب بدهد و تحصیل وجه نموده باشد.
از آنجایی که این شاهِ خودپرست، تمام حسیات ملت را باطل نموده و به درجه محو رسانیده که نه پارلمنت دارد نه جراید، و نه محافل و اموال و نفوس از تطاولات دلبخواهانه او ایمن [است]، لهذا از جانب بقیهالسّیف ملت[۱]، ماها که رؤسای روحانی ملت هستیم، برحسب مکالمات شفاهی و مراسلات کتبی، مکلف به ابلاغ هستیم که به تمام دول متمدنه دنیا برسانیم که در محافل سیاسی و غیرسیاسی، مذاکره این سه حکم مستبدانه را نموده، بدانند که امضایی که از افراد ملت به استبداد دولت گرفته شده، جبری و از درجه اعتبار ساقط، و استقراضی که از تاریخ مشروطیت، دولت به عهده ملت کرده باشد، ملت ذمّهدار ایفا[۲] وجه این استقراض نخواهد بوده[۳] و امتیازاتی که در این زمان به اجانب داده میشود و معاهداتی که واقع میشود [و از] ملت امضا و اجازه ندارد، لغو و باطل خواهد بود. این شاه با سایر قُطاع الطّریق[۴] یکسان است.
این ورقه فعلاً ورقه رسمی ملت ایران شمرده میشود که توسط دولت هولاند مقیم بغداد به مجلس لاهی[۵] اعلام گردید.
خدام شریعت جعفریه، رؤسای ملت ایران و قاطبه شیعه جعفری، علمای نجف اشرف: الاحقر: نجل الحاج میرزا خلیل الطهرانی، الاحقرالجانی: محمدکاظم الخراسانی، الاحقر: عبدالله المازندرانی
**پاورقیها:**
[۱] مطالبه کردن، به چنگ آوردن
[۲] جمع خلف: جانشینان
[۳] سوگند خوردن
[۴] معذلک کله: با این همه
[۵] نقض یمین: شکستن سوگند
[۶] مجلس
[۷] تبعید
[۸] آزادی
[۹] اشاره به اجتماع بزرگی از علما، شاهزادگان، دولتمردان، اعیان، بازرگانان و نمایندگان اصناف است که نخست در روز ۱۲ شوال۱۳۲۶ ق و سپس در ۲۴ همان ماه در باغشاه تهران تشکیل شد و در آن از شاه خواستند تا از تشکیل مجدد مجلس شورای ملی به دلیل ضدیت با احکام اسلامی، خودداری کند. برای اطلاع بیشتر، ر. ک. به: اعلامیه مورخ ۲۴ شوال ۱۳۲۶ ق.
[۱۰] بقیه السیف ملت: باقیمانده مردم جان به در برده
[۱۱] اداء، پرداخت (قرض)
[۱۲] ملت... نخواهد بود: مردم، متعهد به پرداخت قرضه دولت استبداد نخواهند بود.
[۱۳] راهزنان
[۱۴] منظور، دیوان بینالمللی لاهه است.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
محل وقوع: نجف (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: دیوان لاهه
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)


