کنشگران / عالمان دینی

متن کامل گزارش

عدم ایفای به مواعید خود از این پادشاه جوان، ابداً در نظر ما کسب اهمیت ننموده، چه از روز اول این نکته را می‌دانستیم که غرض شاه از این مواعید، تسکیت و سرگردانی ملت است تا رفته رفته به تنگ آمده، فراموش نمایند و به اجماع چند نفر و جعل چند تلگراف، بلکه خارجه را هم ساکت نماید. بلی، چیزی که در این خلف وعده رسمی به دول همجوار برای ملت مفید گردیده، همانا ثبوت بین عهدشکنی این جوان است که مورث این همه انقلابات گردیده، این نکته نیز یکی از دلایل مظلومیت ملت در انظار بیگانگان تواند شد و زبان هواداران شاه را که مظلومش جلوه می‌دادند تا درجه‌ای کند نمود. اینک ما به ندای عدالت و انصاف، جمیع ارباب وجدان را به جانب حقوق مغصوبه این ملت نجیب مظلوم دعوت نموده، همینقدر از ایشان خواستگاریم که از روی وجدان انسانیت تصدیق به صبر و تحمل و غصب حقوق ملیه ما بنمایند و انصاف دهند ملت با پادشاهی که تا این درجه پاس نوشته و قول و عهد و میثاق و یمین خود را نگاه ندارد چگونه اطمینان یابد، در صورتی که با دو دولت قوی همسایه خود علناً اینگونه خلف وعده کند و هیچ پروایی در بدقولی و عهدشکنی – که در عوالم تمدن، بالاترین معایب انسانی شناخته شده – نداشته باشد، با ملت مظلوم و رعایای زیردست خود چه سلوک خواهد نمود؟ و ما از منصفین عوالم انسانیت جز یک تصدیقی که آن هم محسوس و مشهود است، بیشتر تمنا نداریم، پس از آن ملاحظه خواهند نمود که قهرمانیت ملت در احقاق حقوق خویش تا چه اندازه است. ای ملت حقوق از دست رفته ایران! هنوز هم منتظرید که حقوق مغصوبه شما را دول همسایه گرفته تسلیمتان نمایند؟ زهی خیال خام! زهی تصور باطل! آیا شما نمی‌دانید که نفع همسایگان در امتداد هرج و مرج بودن مملکت شماست که بدین بهانه، وسیله بعضی تصرفات غیرمشروع به دستشان آید؟ آیا مقاصد همسایگان خود را در آذربایجان و سیستان نمی‌دانید؟ آیا اتحاد همسایگان و تأییداتشان را به یکدیگر مداقه نمی‌کنید؟ والله این توقع بیجاست که ما از همسایگان خود داشته باشیم، به خدا قسم این تصور خام و جاهلانه است که ما از دولتین روس و انگلیس داریم. آیا تا امروز اینگونه حمایت‌های پلتیکی برای دیگر ملل مفید واقع شده است که ما تمنای آن را نماییم؟ آیا کدام دولت به حمایت ملت فرانسه درآمد که فایز به حقوق خود شدند؟ آیا کدام سلطنت، انگلیسیان را تأیید کرد تا نایل به مشروطیت گردیدند؟ به وجدانم سوگند اگر اهالی غیور یعنی مراکوییان که در انظار ما وحشی صرف‌اند، خود آن حرکات غیورانه را ننموده بودند، اینک بیرق فرانسه بر قصر سلطنتی فیض برافراشته بود. ما فقط باید از خارجه طلب انصاف نماییم و ملت‌های آنها را به شهادت خواهیم تا در عوالم انسانیت و مجامع تمدن، ظالم به قلم نرویم. هرگز نباید طالب وساطت با حمایت آنها شویم که وساطت و حمایت همسایگان، کاستن از حقوق ملت و قدرت دولت خودمان است؛ و این در عوالم سیاست، از مواد طبیعیه شناخته شده و بسیار مضر بر استقلال یک مملکت است. علاوه بر این، پارلمانی که به زور همسایگان حاصل شود مسلم است که به زور آنها نیز می‌تواند باطل گردد. امروز وظیفه جمیع افراد وطنخواه ایرانی – اعم از داخل و خارج – این است که فقط وسایط خارجه را در اثبات مظلومیت ملت محدود دارند. این هم برای آن است که غاصبین نتوانند خود را به آنها مظلوم شناسانیده، به اسم حمایت مظلومیت خویش، دست تصرف آنها را به داخله وطن عزیز دراز نمایند. اما مجلس را باید خود ایرانیان چنانچه به قوه قهریه از دست داده به غلبه از غاصبین حاصل نمایند، ورنه به وساطت خارجه یا نرمی و فروتنی به دولت، محال است کما ینبغی حقوق آنها مسترد گردد؛ چه، واسطه بر فرض هم محض بی‌غرض باشد، برای صلح و سلم، حد وسط را خواهد گرفت و لامحاله حقوق ملت پایمال خواهد گردید. یکی از سیاسیون می‌گوید که بزرگتر علت بر هم خوردن شورای ایران این بود که این نعمت بزرگ به اسهل وجهی به آن‌ها رسید، لذا قدر و قیمت او را نشناختند. این بود همین که از دستشان هم این نعمت زایل گردید، سکوت نموده گویا ککشان هم نگزید. چرا، که قدر و قیمت او را نمی‌دانستند؛ چه، قدر و قیمت هر چیز به همان اندازه زحمت سختی است که در به دست آوردن او به کار آورده شود. ملت ایران نباید امیدوار باشد که دولت بدون قهر و غلبه ملی به ادای حقوق مغصوبه آنها کاملاً تن در دهد و این تصور جز خامی خیالات است و هیچ امر را نمی‌رساند، اگر نه چنین است علت اغتصاب حقوق ملی و این همه عهدشکنی و خونریزی و بی‌ناموسی و غارت اموال و هدم بیوت، مهمل بلکه بلاوجه بوده. پس اگر ملت منتظر است که دولت به خودی خود مجلس بدهد باشد تا اسرافیل در صور بدمد. بلی، اگر دولت بنا شود بدون قوه جبریة ملت، مجلس بدهد، نمونه همان دارالشورای کبرای دولت خواهد بود که سال‌ها اسماً در طهران داشتیم و اعلانی هم که شاه داد و بر آن هم وفا ننمود امری را جز آنگونه دارالشوری ثابت نمی‌نمود. ملت دیندار ایران راست که پیروی از اوامر واجب‌الاتباع پیشوایان دین خود نموده تا از روی، شرع و عقل و حزم و جزم به حقوق خویش کاملاً نایل آیند، ورنه، نه از دول همسایه کاری ساخته است، و نه دولت به خودی خود حقوق آنان را مسترد خواهد نمود. حق آن گرفت جان برادر که جان سپرد. **پاورقی‌ها:** [۱] ساکت کردن [۲] آشکار [۳] موجب [۴] غصب شده و سوگند [۵] مراکشی‌ها [۶] کما ینبغی: چنان که شایسته است. [۷] آسان‌ترین [۸] شاید اشاره به مجلس مشورتی انتصابی و متشکل از تنی چند از رجال دولت است که به فرمان ناصرالدین شاه ناجار در تهران تشکیل شد، اما به دلایل گوناگون دیری نپایید و عملاً برچیده شد. [۹] [روزنامه] حبل المتین، س ۱۶، ش ۱۷، مورخ ۱۴ شوال ۱۳۲۶ ق. ص ۳. [۱۰] دلایل مشروع نبودن سلطنت محمدعلی شاه و بی‌لیاقتی سلسله قاجاریه ۴۲۷

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1287
محل وقوع: کلکته (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)