کنشگران / عالمان دینی

متن کامل گزارش

قالَ اللهُ تَبارَکَ و تَعالَی: یا أُیهَا الذِینَ آمَنُوا اُدخُلُوا فِ السّلم کَافَّه وَ لا تَتَبعُوا خُطُوَاتِ الشَّیطَان إِنَّهُ لَکُم عَدُوّ مُبین [۱]. این امر مسلّم است که حیات هر مملکت و یا هر قومیت و یا هر ملت و یا هر مذهب، موقوف بر اتحاد است و خداوند می‌فرماید: وَ أَطِیعُوا اللهَ وَرَسُولَهُ وَ لا تَنَازَعُوا فَتَفشَلَوا و تَذهَبَ ریحُکَم [۲]. یعنی: اطاعت خدا و رسول را بکنید و نزاع ننمایید تا مضطر و مختلف شوید و دولت شما برود. در اول مشروطیت، همه اهل مملکت یک‌دل و یک‌جهت شده، با زور بازوی اتحاد و اتفاق مادی و معنوی، اقدام به امور محیرالعقول کردند. بعد از آن، اختلاف نظریات به میان آمد و هر کس از دایره جمع به راهی رفت. اجتماع مبدل به افتراق، و وفاق بدل به شقاق گردید و گوشه‌نشینان که طالب همچه روزی بودند از این اختلاف کلمه و تشتت آرا استفاده کردند و شد آنچه شد. هیئت وطن مرکب از دو امر است: یکی مذهب، و دیگری آب و خاک، و این دو در بقاء و دوام، محتاج همدیگر است. قوام اسلامیت - که بحمد الله مذهب غالب و رسمی ایران است - میسر نشود مگر به استقلال سلطنت، و سلطنت ایران را قوتی نخواهد بود مگر با بازوی ملت و متحدالرأی بودن آن؛ چنان که اگر خدای نخواسته مملکت ایران و سلطنت آن مضمحل شود، از اسلام و معنویت و استقلال آن اثری نخواهد ماند و جزو مذاهب میته [۳] خواهد شد، و منکر این مطلب از تجربیات عالَم بی‌بهره و غافل است. این که مذهب مجوس و یهود که عزت و شوکت ندارند، از نداشتن سلطنت است، و مذهب بودا و بت‌پرستی که نصف اهالی کره زمین تابع آن هستند، بقا و ثباتش از جهت وجود سلاطین مقتدره است. پس ما جماعت ایرانی را لازم است که از این دو قوه قَوّیه استفاده کرده و اسلامیت و ایرانیت را متحدا حفظ نماییم تا از هر دو بهره‌مند گردیم. و ملل متنوعه تبعه ایران ابناءِ این وطن هستند و حقوق آنها محفوظ و در حفظ وطن شراکت دارند. معلوم است مراعات این نکته ما را جلب خواهد کرد بر حفظ امنیت و استقلال و سعی در تحصیل ثروت و ترقیات فوق‌العاده و وسعت تجارت، و اگر ما ایرانی فعلاً مثل سایر ملل علم و تجربه نداریم، فقط آیه شریفه فَبَشِّر عِبادِیَ الذِینَ یَستَمِعُونَ القَولَ فَیتَّبعُونَ أحسَنَة [۴] و کلمات حکمت‌آیات اَلحِکمَهُ ضالهُ المُومن اَینَما وَجَدَها اَخَذَها [۵] ما را دعوت می‌کند که از امورات نافعه و علوم مفیده و انتفاعاتی که در میان کافّه [۶] نوع بشر مشترک است، دست هر کس باشد منتفع شویم و با اخلاق حسنه و تبعیت عالمان امین از هر طبقه باشد، به نحوی که شریعت اسلام ما را به آن دعوت کرده، متصف شده و گوی سبقت و ترقی را برباییم. جماعت محترمه عظام حضار را اولاً، و عموم مسلمانان و ایرانیان را ثانیاً، مخاطب کرده، عرض می‌کنم که: ای آقایان محترم و ذوات مکرّم! و ای مسلمانان پشت بر پشت! و ای ایرانی نژادان قدیم! باید دست اتحاد و اتفاق را به هم دراز کنید و در حفظ اصل اساس و مقصد مقدس بکوشید، فروعاتی را که پس از طی چندین عقبات باید مذاکره شود، کنار گذاشته، به حکم اُدخُلُوا فِی السِّلم کافّه به تألیف قلوب [۷] پردازیم و هرکس را در موقع و حد خود گذاشته، از منافع آن استفاده نماییم. از اموراتی که صدمه به اساس می‌زند بپرهیزیم، و اتحاد را که کلمه‌اش ورد زبان هر خاص و عام است به موقع فعلیت آوریم. در سلطنت مشروطه امور، محدود و تکالیف هر کس معین است. در اموراتی که حکم آن باید از مرکز دولت برسد تابع مرکز و احکام آن بشویم و در امورات اداریه به استقلال آنها و اجزاءِ حقانیت و معدلت و حفظ حقوق بلا استثنا - که بناءِ شریعت اسلام و مشروطیت به آن است - کوشیده، تصرفات و توقعات خارج از حد خود نکنیم. در امورات عامه که عموم ملت در آن حق دارند از رأی جماعتی که حق رأی دادن دارند استعانت کرده، استفاده نماییم. بحمد الله عقلاءٍ طبقات محترم که منتی بر این حقیر گذاشته، تنزل بر استماع این کلمات حقیرانه فرموده‌اند، همه از وجوه قوم عقلاء مملکت هستند، باز حضرات عظام را مخاطب کرده عرض می‌کنم که در حکم امروز باید قلب‌ها را صاف کرد و از در انصاف باز آمد، و دل به دل و دست به دست داد و چنان که در اول امر متحد بودیم، حالا نیز به همان پیکره و وتیره [۸] در یک جاده قدم زنیم. و این آقایان عظام که در این محفل تشریف دارند، هر کس با همزبان [۹] و هم‌طبقه خود مذاکرات صمیمی کرده و دل به خدا سپرده، جدا چاره حفظ استقلال را بیندیشند، و نتیجه افکار خود را پیشنهاد مقامات رسمیه نمایند. و این را باید یقین بدانیم که خداوند متعال ذلت ما را نخواسته، مگر این که معاذ الله خود اسباب مذلت را فراهم آوریم [۱۰]. در ختم مقال عرض می‌کنم که خدایم که مرجع و معاد من بر اوست، از قلب من آگاه است که مرا در این عرض، غرض نیست؛ فقط می‌خواهم یک اتحاد عمومی تشکیل شود، وگرنه مرا چنان که همه می‌دانند مداخله در امورات نیست و نخواهد بود. می‌خواهم تابع شوم امر خداوندی را که می‌فرماید: فَذَکَر اِنْما اَنتَ مُذَکِّر [۱۱] و عرض می‌کنم: اِن اُریدُ اِلا الاِصلاحَ مَا اسَتَطَعتُ و مَا تَوفیقی إلا بالله [۱۲]، و اگر خدای نخواسته صیحه آسمانی اُدخُلُوا فِی السِّلم کافّه را خوار شماریم و باز نفاق و شقاق پیشه کنیم، داخل فرقه نفاق و تنزل خواهیم شد و اگر این صبح قیامت باز و خنده خشمگین خود را آغاز نماید، بر ملت اسلام و دولت ایران باید الوداع گفت و تا دامنه قیامت خون گریست. علی بن موسی [۱۳] **پاورقی‌ها:** [۱] بقره، ۲۰۸: ای اهل ایمان! همه متفقاً نسبت به اوامر خداوند در مقام تسلیم درآیید و از وساوس تفرقه‌آور شیطان پیروی نکنید که او همانا دشمن آشکار است. [۲] انفال، ۴۶. [۳] مرده [۴] زمر، ۱۷، ۱۸: بندگان را به لطف و رحمت من بشارت ده، آن بندگان که چون سخن بشوند، نیکوتر را عمل کنند. [۵] حکمت، گمشده مومن است. هر جا آن را بیابد، آن را برمی‌گیرد. [۶] عموم [۷] تألیف قلوب: نزدیک کردن دل‌ها [۸] روش [۹] احتمالا همزمان [۱۰] مضمون آیه ۵۳، سوره انفال و آیه ۱۱ سوره رعد. [۱۱] غاشیه، ۲۱: ای رسول! تو خلق را متذکر ساز که وظیفه پیغمبری تو غیر از این نیست. [۱۲] هود، ۸۸: تنها مقصودم، اصلاح امر شماست و از خدا توفیق می‌طلبم. [۱۳] زندگینامه شهید نیکنام ثقه‌الاسلام تبریزی، ص ۳۶۸-۳۷۰.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1287
محل وقوع: تبریز (استان آذربایجان شرقی)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)