کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به فرمان محمدعلی شاه و الفاظ شیرین آن آغاز می‌شود، اما بلافاصله به عدم اطمینان نسبت به این فرمان به دلیل سابقه بدعهدی‌های گذشته و تناقض فرامین پیشین اشاره می‌کند. سپس، نویسنده به بررسی دلایل صدور این فرمان می‌پردازد و نقش فشار دولتین روس و انگلیس و همچنین قیام‌های مردمی را تحلیل می‌کند. در ادامه، بر لزوم عدم اتکا به صرف فرمان و وزرای مشروطه‌خواه تأکید شده و قوای قهریه ملی به عنوان تنها ضامن بقای سعادت ملت معرفی می‌شود. در پایان، متن به اهمیت حفظ رؤسای ملی و عدم پایان یافتن انقلاب با صدور این فرمان اشاره کرده و بر لزوم تشکیل مرکزی از دانایان باسیاست برای پیشبرد اهداف ملی و دقت در قانون انتخابات جدید تأکید می‌کند.

متن کامل گزارش

شک نیست که الفاظ شیرین این فرمان خیلی جالب قلوب و اطمینان‌بخش است، فقط چیزی که سبب عدم اطمینان تواند بود چند نکته است که مِن‌جمله: از دو سال به این طرف هر گاه فرامین واجبه به این موضوع جمع شود کتابی تواند شد، ول بدبختانه دو نسخه آن موافق نبوده، بلکه تمام ضد یکدیگر بوده است. با این همه بر حسب اقتضای وقت، امروز ملت باید این فرمان را قبول کند مشروط بر این که به موقع اجرا گذارده آید و جداً نگران قانون جدید انتخابات باشد که بر خلاف منافع ملیه و ضد قانون اساسی فصلی در آن گنجانده نشود. نکته‌ای را که باید ملت از نظر دقت دور ندارد این است که آن فرامین اولیه چه شد؟ و صدور حصول این فرمان از چه راه است؟ هر گاه به ما بفهمانند از نصایح روس و انگلیس بود - چنانچه دولتین در اعلانات خود به ما می‌فهمانند - صحیح نیست. اگر گفته شود به واسطه فشار دولتین به شاه بود، پلتیک است؛ چه، دانایان رموز می‌دانند که معاهده دولتین[۲] و ملاقات اعلیحضرتین در (ریوال) و اقدمات سرّی و علنی نمایندگان روس و سکوت مؤیدانه انگلیس، این اختلاف را بین ملت و دولت و این انقلاب را در ایران انداخت. هرگاه گفته شود که لیاکوف و شیخ فضل‌الله و امیربهادر و مشیرالسلطنه - که ارکان اربعه استبداد بودند - مشروطه‌خواه شده و دست از دسایس کشیده‌اند، آن هم غلط است که "زنگی به شستن نگردد سپید". پس سبب صدور این فرمان چیست؟ سبب، همان قیام بلدان و فشار[۳] اهالی به دربار بود. حتی در این آخرین موقع هم دولتین، منتها درجه مخالفت را با ملت نموده و با حرکات پلتیکانه یکی از شمال و دیگری از جنوب، به اندازه اقتدار خود، ملت پلتیک‌ناشناس موقع نفهم ایران را مرعوب داشتند. به این هم اکتفا نکرده، در پایتخت که از دو جانب به محاصره قشون ملی بیرون آمده بود، صریحاً مانع از ورود شدند. این همه اقدامات ملیه و آنقدر فداکاری و تحمل خسارات یک ساله را نتیجه صدور این فرمان گردید. حالا درست باید غور و تأمل نمود که آنچه در این فرمان است، بیشتر و کامل‌تر از آن را از سه سال قبل ملت داشته و با آن حقوق ثابته به این بلیّات عظیمه مبتلا گردید. واضح‌تر عرض کنیم: دو ثلث وزرای مشروطه‌خواه حالیه نیز در ثلمه ۲۳ همین ماه سال گذشته،[۱] وزرای مسئول ما بودند. این بیانات معلوم گردید که وجود وزرای مشروطه‌خواه و این فرمان و صد امثال آن بالاصاله مانع از پیشامد اینگونه واقعات ناگوار نتواند بود. پس چیز که ملت را به بقای این سعادت، اطمینان تواند داد همان است که در سایه آن، سعادت از دست رفته خود را حاصل نموده و آن عبارت است از قوای قهریه ملّیه. لذا بدون رودربایستی[۲] و ملاحظه، عدم اطمینان خود را به الفاظ محض ملت باید ظاهر دارد و هیچگونه اطمینان دپلوماسی همسایگان را هم نخواهد، بلکه اگر آنها بدهند (چنانچه در اعلان خود داده‌اند) منظور نکند؛ چه، پادرمیانی خارجه در اینگونه موارد در آتیه عاقبت وخیم برای استقلال مملکت خواهد داشت. ملتیان[۳] باید در منتهای نزاکت، این فرمان را قبول و کسر و نقص آن را هم کوچکانه مطالبه کنند، ولی در اجرای منطوقه[۴] این فرمان جداً پایبند به مواد ذیل باشند: قوای قاهره ملّیه را به هیچوجه و به هیچ اطمینان - و لو به وساطت و قول جمیع همسایگان باشد - از دست ندهند؛ چه، حفظ استقلال مملکت و بقای سعادت ملت در سایه همین قوه قائم تواند ماند و این امر ابدأ منافی با تسلیم ملت به این فرمان هم نیست. رؤسای ملی را باید به همان مقام و عهده‌ای که امروز هستند برقرار گذارد، یعنی حضرت سپهدار اعظم و صمصام‌السلطنه و سردار اسعد و ستارخان و غیره و غیره را باید با اقتدار و قوای موجوده نگاه داشت و اگر غیر از این شود - یعنی امروزه ملت طرف آنها را نگاه ندارد - هرگاه دوباره چنین موقعی که (ممکن‌الوقوع است) پیش آید، احدی از رجال غیرتمند وطن‌خواه، دخیل در مصائب ملّیه نخواهند گردید، علاوه لکه تاریخی در عدم قدردانی بر ملت ایران وارد خواهد آمد. ملتیان نباید فقط به صدور این فرمان، انقلابات ایران را خاتمه پندارند. پارلمان دو ساله ایران با فرامین عدیده دو پادشاه، و پارلمان عثمانی با آن همه اظهار همراهی‌های سلطان عبدالحمید، روشن‌ترین دلیل است که نه تنها هنوز رفع غائلات نشده، بلکه به عقیده سیاسیون، اول انقلابات ایران باید تصور نمود. لذا ملتیان را است که سریعاً برای پیشرفت مقاصد ملّیه، مرکزی از دانایان باسیاست تشکیل داده، مشغول ترتیب پروگرام[۵] عالمانه در حرکت ملّیه باشند. منافع چنین مرکز و لزوم چنین پروگرام، از نتیجه انقلابات ایران و عثمانی بر هر ذی‌حس پوشیده نمانده. هر گاه عثمانیان بعد از انعقاد پارلمان و تسلیم و همه گونه اظهار همراهی سلطان، مرکز اتحاد و ترقی سُلانیک را اهمیت نداده بودند، به این سهولت در این انقلاب اخیر مقضی‌المرام[۱] نمی‌شدند. و اگر ایرانیان از آغاز مشروطیت تشکیل چنین مرکزی برای پیشرفت مقاصد ملّیه داده بودند و پروگرام صحیح در اقدامات خود داشتند و مطابق یک پروگرام حرکت می‌کردند نه تا این درجه مبتلای به فلاکت و مصائب می‌شدند، و نه اینقدر کارها به طول می‌انجامید که بهانه به دست خارجه افتاده، از سه طرف دخالت در امور داخله ما نمایند. و اگر حالا هم به این فرمان و افتتاح پارلمان را چنانچه داشتیم قانع شویم و موجب همه گونه آسایش و امنیت، بلکه سعادت ایران تصور نماییم، بدون شبهه در آتیه اسباب پشیمانی‌مان خواهد گردید، وقتی که پشیمانی را سودی نباشد. ملت را است که مرعوبیت جاهلانه اجانب را از خود دور دارد؛ چه، هر ملتی که مرعوب گردید، فوراً اضمحلال او درمی‌رسد و با کمال ملاحظه و نزاکت در حفظ حقوق و حدود رعایای خارجه یقین بدانند که به مقتضای پلتیک کنونی ایران، هیچیک از همسایگان را قدرت تصرفات مالکانه در ایران نخواهد ماند. و اگر به بهانه‌های غیر جایز، تا امروز تصرفی در امور داخله ما کرده‌اند از شئامت[۲] مرعوبیت، و جهالت ملت بوده است؛ ملتی که به حقوق خود پی برد و اتحاد بین او قائم باشد و به مرعوبیت، خویشتن را تسلیم اجانب نکند و لو کوچک و ضعیف باشد (مانند ترانسوال)، هیچ دولت قوی نمی‌تواند از تصرفات به امور ملکی آنها صرفه حاصل نماید (چنانچه انگلیسیان حاصل نکردند). همسایگان ما خصوص روس، امروز خود، در شرف اضمحلال و تقسیمی و ملوک‌الطوایفی است. مرعوبیت جاهلانه ما او را به این حسادت‌های ناجایز واداشته و عنقریب به مقتضای پلتیکی کنونی، ایران مجبور خواهد شد که به ندامت بسیار، صرفنظر از تجاوزارت نموده، از آذربایجان خارج گردد. ملتیان را است که کمال مداقه را در قانون انتخابات جدید بنمایند؛ چه، سعادت ملت و ضعف و قوّت هر پارلمان را دار و مدار قانون انتخابات شناخته شده، در این نوبت باید کمال دقت را در انتخاب وکلای کاردان کارکن با دیانت بنمایند؛ چه، تمام بدبختی‌های کنونی را ما تا درجه‌ای از وکلای بددیانت زشت‌اخلاق می‌پنداریم. **پاورقی‌ها:** [۱] اشاره به فرمان محمدعلی شاه در تاریخ ۱۸ ربیع‌الثانی ۱۳۲۷ ق است که در آن آمده است: «در این موقع که اراده علیّه همایون، به افتتاح پارلمان علاقه فرمود، به عموم حکام ولایات و ممالک محروسه ایران، امر و مقرر می‌فرماییم که در هر جای ایران و خارجه متهمین پلتیکی باشند، بلااستثنا معفوّ و آزادند و احدی حق تعرض به آنها نخواهد داشت. و نیز امر و مقرر می‌فرماییم تمام اشخاص و متهمین که تبعید شده‌اند، در معاودت و عزیمت به هر نقطه مجاز و آزادند. و نیز مقرر می‌فرماییم شرح این دستخط را به داخله و خارجه اعلام دارید. [۲] منظور انگلستان و روسیه است. [۳] در اصل: اقشار. [۴] سیاست‌بازانه. [۵] منظور، واقعه بمباران مجلس شورا است. [۶] در اصل: رو در واستی. [۷] منظور، مشروطه‌خواهان است. [۸] منطوق یا منطوقه، معنایی است که مستقیماً از کلام فهمیده می‌شود و موضوع آن، در جمله ذکر شده است. [۹] برنامه. [۱۰] مقضی‌المرام: کامروا. [۱۱] شومی. [۱۲] [روزنامه] حبل‌المتین، س ۱۶، ش ۴۴، مورخ ۱۱ جمادی‌الاول ۱۳۲۷ ق، ص ۲، ۳.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1288
محل وقوع: کلکته (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: احمد شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)