کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این قصیده با ستایش مشروطه و آرزوی دوام آن آغاز می‌شود و به نقد استبداد و مفسدان می‌پردازد. در ادامه، با استفاده از تمثیل‌ها و استعارات، به پیروزی عدالت و مشروطه‌خواهی بر ظلم و استبداد اشاره می‌کند و از تغییر اوضاع به نفع مشروطه سخن می‌گوید. سپس، با تأکید بر پایان دوران استبداد و جهل، به ستایش رهبران مشروطه‌خواه گیلانی و تبریزی، به ویژه ستارخان و باقرخان، می‌پردازد و شجاعت و غیرت آنان را در برقراری عدالت و آزادی می‌ستاید. قصیده با تکرار مصرع «کار مشروطه تا نظام گرفت، مستبد حصبه و جذام گرفت» به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

باز دیوان به نام مشروطه شد ز تأیید حجت قائم خام سر دشمن به دام مشروطه باد صبح مفسد چه شام مشروطه می وحدت ز جام مشروطه باز قائم قیام مشروطه پخته گردید خام مشروطه کار مشروطه تا نظام گرفت مستبد حصبه و جذام گرفت ساعت و روز و هفته و مه و سال خاصان او چه صبح سپید بعد از این در زبان نخواهد بود خورده ملت ز دانی و قاصی [۱] زد چه ستّار [۲] کوس قهاری "زادو ، باز رایات [۳] عدل برپا شد آن که رسوایی عدالت خواست کور شد دیده‌های استبداد از شغالان گذشت طاووسی گشت گمنام نام ظلم و ستم صَعوه [۴] باز همنشین باز آمد خوب شد بی‌بها بهادر جنگ مصدر ظلم و فتنه بی‌پا شد در بر عدل‌خواه رسوا شد چشم مشروطه‌خواه بینا شد فرّ طاووسیان هویدا شد رایت عدل و داد پیدا شد پشّه هم‌آشیان عنقا [۵] شد عین‌دوله ز عین [۶] اعمی [۷] شد ... [۸] و فضله ناری بعد از این اسم بی‌مسمی شد کار مشروطه تا نظام گرفت مستبد حصبه و جذام گرفت هست ایدون [۹] دم عیار و محک رفت روزی که شیخنا گوید این سخن در مقام خود گفتم نه که زین نکته فرقه‌ای گویند زهق الباطل است و جاء الحق از زمین تا به آسمان فرق است از خران دور عر و تیز گذشت زین سپس هرکه گردن افرازد داده م عین را فرق‌ها است با عینک نتوان گفت کفش را کفشک فضل را فصل‌ها است از فضلک گه فلانی است مردم برمک نه زمان عصا و تحت حنک [۱۰] پر طاووس تا دم اردک سپری شد زمانه جفتک بمب بامش زند رولور چک کار مشروطه تا نظام گرفت مستبد حصبه و جذام گرفت باز شد نوبت سخنرانی دو یل نامور دو شیر اوژن [۱۱] دو هنرور دو شیر بیشه عدل دو سپهر هنر دو نفس بسیط این یکی غرق درس ادریسی مِهر هریک بهشت جاویدان تیر این سَمٌّ جسم بوجهلان کوشش این دو نامور بگرفت از معز و عمید گیلانی دو بهین یکه تاز ایرانی دو غضنفر دو رستم ثانی دو گهر از دو بحر عمانی و آن دگر پر ز زهد سلمانی قهر هر دو جَهیم [۱۲] ظلمانی تیغ آن برق جان شیطانی رشت و قزوین به سهل و آسانی کار مشروطه تا نظام گرفت . مستبد حصبه و جذام گرفت مرحبا بر فتوت رشتی رفت تا روس و روم و چین و فرنگ گشت ضرب‌المثال هر تاریخ دست ظالم ز فرق مظلومان روی گیتی همه منور شد رستم ار رخ ز خاک بردارد از خزر تا خلیج و هند و اروپ این بود معنی جوانمردی مدح رهبران مجاهدین مشروطه‌خواه گیلانی و تبریزی ۶۳ آفرین بر شجاعت رشتی صیت مردی و غیرت رشتی فتح قزوین ز ملت رشتی گشت کوته ز همت رشتی ز آفتاب عدالت رشتی مات گردد ز صولت رشتی رفت بانگ اخوت رشتی آفرین بر رشادت رشتی ، . کار مشروطه تا نظام گرفت مستبد حصبه و جذام گرفت به رحمت حق به جان تبریزی ab حبذا بر روان تبریزی پدر دهر کی نشان دارد نخل مشروطه را به بار آورد آبیاری نمود قانون را مرد باید که کار مرد کند عقل گفت آیه فتحنا شد چه کنم نطق را توانا نیست من که از گفته و بیان لالم همچه ستارخان تبریزی باقر [۱۳] آن باغبان تبریزی تیغ آتش‌فشان تبریزی هست مردی نشان تبریزی نازل از حق به شأن تبریزی تا نمایم بیان تبریزی چون شوم مدح‌خوان تبریزی کار مشروطه تا نظام گرفت مستبد حصبه و جذام گرفت **پاورقی‌ها:** [۱] دانی و قاصی: نزدیک و دور [۲] ستارخان [۳] پرچم‌ها [۴] نوعی مرغ کوچک [۵] سیمرغ [۶] چشم [۷] کور [۸] یک، دو کلمه ناخوانا [۹] این چنین [۱۰] تحت حنک: در اصل: سه نقطه [۱۱] شیر اوژن: شیرافکن [۱۲] دوزخ، جهنم [۱۳] شکافنده. منظور، باقر خان، از رهبران مجاهدان تبریزی است.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1288
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مشروطه خواهان
حاکم زمان: احمد شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)