کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با تبیین تفاوت انسان و حیوان در قابلیت ترقی و آزادی اراده آغاز می‌شود و بیان می‌کند که جهل می‌تواند مانع پیشرفت انسان شود و او را به ورطه وحشیت بکشاند. سپس به این نکته اشاره می‌کند که اروپاییان، مسلمانان و آسیایی‌ها را وحشی می‌نامند تا از آن‌ها بهره‌برداری کنند، نه از سر دلسوزی. در ادامه، نویسنده به موانع پیشرفت ایرانیان اشاره می‌کند که دو قدرت استعماری (روسیه و انگلیس) هستند. متن به نقد شدید سیاست‌های روسیه می‌پردازد و آن را قصاب نوع بشر می‌خواند که با اقدامات غاصبانه خود در ایران، منفور مسلمانان آسیا شده است. سپس به غفلت سر ادوارد گری (وزیر خارجه وقت انگلیس) در همراهی با روسیه اشاره می‌کند و این همراهی را موجب کاهش منزلت انگلیس در میان ایرانیان و مسلمانان می‌داند. نویسنده استدلال می‌کند که منافع اقتصادی و سیاسی انگلیس در آسیا با همراهی ایرانیان تأمین می‌شود، نه با روسیه. در پایان، با ذکر شواهدی از کارشکنی‌های روسیه علیه انگلیس در ایران و سوءظن روحانیون نسبت به اقدامات کنسول انگلیس در بغداد، از پادشاه انگلیس می‌خواهد که از همدستی با روسیه دست بردارد و به حقانیت بازگردد.

متن کامل گزارش

فلاسفه عصر بر آنند که فارق بین انسان و حیوان آن است که انسان بالطبع قابل و مستعد از برای هرگونه ترقیات علمی و عملی و عقلی و اخلاقی هست بدون آن که به حد معینی قناعت کند و بر حسب فطرت و خلقت، در ارادات و ادراکات خود آزاد است؛ به خلاف حیوان که ارادات و ادراکات وی محدود و هرگز از آن اندازه معین تجاوز و تخطی نتواند نمود. گاهی می‌شود که انسان با این استعداد، به واسطه پرده و سُترات [۲] ظلمانی، جهلی که بر حواسش آویخته می‌شود، وی را مانع از پی بردن به حقیقت خود آمده و از حدود مادیه چون حیوانات بیشتر نتواند رفت؛ در این صورت همه گونه مذلت و مسکنت و بینوایی را تصادف خواهد نمود. از این حالت در اصطلاح تعبیر به وحشیت نمایند؛ چنانچه وحوش از حیوانات همیشه اسیر و دستگیر انسان‌ها هستند و از آنها مُنتَفع [۳] می‌شوند، این انسان‌های وحشی نیز در بند و قید کسانی که از صید آنها انتفاع می‌یابند خواهند بود. اروپاییان، ما مسلمانان و اهل آسیا را به همین جهت وحشی می‌نامند، یعنی می‌خواهند از همه جهتِ ما منتفع گردند، نه آن که انسان‌پرور و بشردوست باشند و دلشان بر جهالت و بی‌علمی ما سوخته، وگرنه جلوگیری از حقوق‌طلبان ما نمی‌نمودند. اگر این اغشیه [۵] جهل و اوهام از منظر عقل انسان بر طرف گردد، می‌بینیم که این انسان با یک سرعت محیرالعقولانه [۶] درجات ترقی و تعالی را طی کرده، در عرش کرسی برتری قرار خواهد گرفت؛ در این صورت هیچ مانع و عایقی [۷] در حول حرکت وی خودداری نتواند نمود و مانند سیلی که از قلل جبال عالیه سرازیر می‌گردد، به دست مقصود شتابان خواهد شد. تواریخ معتبره دنیا و احساسات وجدانیه هر انسانی، اکتشاف این سرّ طبیعت را به خوبی واضح و آشکارا می‌دارد. در این مراتب فوق، جنسی و صنفی و ملتی و مذهبی لیاقت خودنمایی نتواند داشت؛ چه، آن که صفات مذکوره را ابداً راهی به حقیقت و فطرت و استعداد انسانی نیست. ایرانیان چندی است که پرده ضخیم تاریک جهل را از پیشگاه چشم عقل بالا زده، سُلَّم [۱] ترقی خود را در مقابل می‌بینند، ولی دو هیولای قوی هیکل انسان‌خوار را نیز پیش روی خود مشاهده می‌کنند که آنها را تهدید از بالا رفتن به آن نردبان می‌نمایند. آیا می‌توانند این دو نفر به ارائه نمودن صور غریبه و عجیبه خود، وهنی [۲] در عزم آنان تولید کرده، آنها را مرعوب خود نمایند تا بلکه دو مرتبه به خواب غفلتشان رهسپار کنند؟ تواریخ دنیا که آئینه افعال و افکار اُمم ماضیه [۳] و جام جهان‌نمای حسنات و سیئات ملل غابره [۴] و مشحون از اسباب و علل ترقی و تَدنی اقوام سالفه است، چنین می‌نمایاند که جلوگیری از خیالات انسان‌ها نتیجه‌ای جز زیان و خسران به جهت جلوگیرنده تولید نتواند نمود. دولت انگلیس و روس که یگانه مانع ترقی ایران خود را نمایش می‌دهند، نمی‌دانیم که چه تصور می‌کنند؟ ما ابداً از روسیه توقع همراهی را نداشته و نداریم و هیچگاه به وعده‌های عرقوبی [۷] وی اطمینان نکرده و دلشاد نمی‌شویم؛ چه، آن که دولت مشارالیها گاهی خود را طرفدار انسانیت معرفی ننموده، بلکه عالمیان، قصاب نوع بشرش اعتقاد دارند. دولت روسیه از نصایح حکیمانه دنیا به غیر از مَثل معروف فازَ باللذَهِ الجَسُور [۸]، گویا چیزی دیگر نشنیده. بلی، به واسطه پیروی همین نکته بود که بالاخره ناموس پطر کبیر را در شرق اقصی به باد داد، به حدی که مطمع [۹] دیگرانش ساخت، تا آن که بالمجبوریه از حقوق صد ساله خود در بالکان صرفنظر نمود. عرب گوید: اَسَدٌ عَلَیَّ وَ فِی الحُروب نَعامَة [۱۰]. دولت روسیه اگر این انصاف‌کُشی را درباره ایران روا نمی‌داشت، ممکن بود که بعد از کمتر نصف قرن از همه منافع اقتصادیه آسیای مرکزی به طور دلخواه کامیاب شود، ولی این حرکات غاصبانه وی در ایران، دولت مشارالیها را منفور تمام مسلمین کره ارض بلکه تمام آسیاییان ساخت. ما اگر فقط به بیجا وارد ساختن عَساکِر [۱۱] روسیه در ایران، و پناه دادن دزد معروف رحیم خان چلبیانلو متمسک [۱۲] گردیم و تنها همین دو فقره را سند تعدی روسیه بر حقوق ایران قرار دهیم، هر آئینه محتاج به شواهدی دیگر نخواهیم بود. روسیه اگر انسان‌پرور است، چرا بیچاره مسلمانان اتباع خود را هر روز در یک فشار و ضغطه [۱] تازه می‌گذارد؟ روسیه اگر بشردوست است، چرا ارامنه حق‌خواه را همه روز به پای یک شکنجه تازه حاضر می‌سازد؟ روسیه اگر حافظ حقوق نوع است، چرا بر یهود اتباع خود این مقدار ظلم روا می‌دارد؟ گویا روسیه یک عداوت دیرینه به ایران دارد که اینطور بر اعدامش [۲] کمر بسته، ولی بدبختانه در این خیال سوءِ خود به جز منفوریت عامه فایده نبرده. روسیه خیال می‌کند که اِفتعالات [۳] و اِشاعات [۴] بر خلاف واقع روزنامه یوریمیسا، می‌تواند حقوق یک مملکتی مثل ایران را پایمال هواجس [۵] و شهوات نفسانیه خود نماید. امروز اگر قلوب مسلمانان عالم را بشکافیم، خواهیم دید که مملو و مشحون [۶] از تنفر روسیه است. این موقع را روسیه در قلوب عامه آسیا وقتی پیدا کرد که دست تعدی و ظلم بر حقوق ایرانیان دراز نمود. چیزی که خیلی جالب دقت و نظر ذره‌بینان است، همانا غفلت سِر ادوارد گری است. این همراهی مغبونانه [۷] سر ادوارد گری با روسیه، انسان را بر دریای حیرت متفکرانه وامی‌دارد. به واسطه همین شرکت دولت انگلیس با خیالات سوءِ روسیه درباره ایران، آن قدر و منزلتی که دولت مشارالیها در قلوب ایرانیان، بلکه عامه مسلمانان داشته و دارد، متدرجاً کاسته می‌شود. تقریباً چند قرن است که دولت انگلیس خود را طرفدار انسانیت به عالمیان شناسانیده، آیا به تازگی چه روی داده که از این صیت [۸] عالمگیر صرفنظر نمود و با یک چنین دولت ورشکسته دشمن انسانیت و تمدنی دست به دست داد؟ و کمر اعدام هزاران نفوس مظلوم حق‌گوی حق‌خواه را به میان بست؟ عقول متحیر می‌ماند. دولت انگلیس قریب هشتاد ملیون در مستعمرات خود مسلمان موجود دارد، آیا این مسلمانان از حرکات ظالمانه روس در ایران که به سکوت امضائیه دولت انگلیس است، دلخوش دارند؟ باید از خود آن مسلمانان امروز یا فردا سؤال کرد. حالت مستعمرات خیلی دقیق و رقیق شده، آیا ممکن است که سر ادوارد گری را غفلت زده باشد؟ اگر دولت انگلیس امروز نظر به منافع مالی خود اندازد، می‌بیند که منافع اقتصادی و سیاسی وسط آسیایی او منحصر به همراهی با ایرانیان است نه دست به دست دادن با روسیان. آیا هیچ عاقلی تردید می‌کند که اگر یک دولت مستقلی مانند ایران در سر حد هندوستان واقع شود، به جهت دولت انگلیس از همه جهت بهتر و از مخاطرات محفوظ‌تر است؟ آیا این تصرفات حقوق‌شکنانه روسیه در ایران استقبال هندوستان را تهدید نمی‌کند؟ اگرچه ایرانیان مضرات این تعرضات غاصبانه روسیه را به خوبی فهمیده و ابداً امضای این تصرفات جائرانه را نخواهند کرد، در این صورت آیا دولت انگلیس به غیر از بدنامی و خسران مالی در این میانه چه نتیجه خواهد تحصیل نمود؟ اگر بر فرض محال نه زیر بار ایرانیان تن به حرکات تجاوزکارانه روسیه بدهند، آیا هندوستان از حمله روسیه جان به سلامت تواند برد؟ آیا سیاسات آینده [۱] دنیا سند قطعی به دولت انگلیس در پایبندی روسیه در خصوص معاهده ایران می‌دهد؟ آیا این قحطی و گرسنگی که تقریباً دو قرن است که روسیه را فرا گرفته، چیزی به غیر از به چنگ آوردن هندوستان می‌تواند رفع گرسنگی او را نماید؟ آیا حالت کنونی روسیه می‌تواند وصیت پطر کبیر را در خصوص هندوستان نسیّاً منسیا [۲] فرض کند؟ آیا این آب زلال معاهده می‌تواند آتش طمعکاری روسیه را از حمله بر هندوستان خاموش [۳] کند؟ آیا هنوز سِر ادوارد گری ملتفت نشده که این معاهده، خیلی از قدر و منزلت دولت انگلیس در انظار خودی و بیگانه کاست؟ چه، آن که امضای این معاهده بعد از مخذول [۴] و مَنکوب [۵] شدن روسیه در منچوریا [۶] بود، آیا مثل دولت انگلیس که امروز یکی از دول مقتدر عالم است، معاهده با چنین دولت ورشکسته زمین خورده بستن، و خود را عمداً یا سهواً مغبون [۷] قراردادن و بالاخره نام نیک خود را در السنه و افواه نسیّاً مبدل به بدنامی نمودن، چقدر می‌تواند اسباب کم‌شرفی دولتی مثل دولت انگلیس بشود؟ بلی، عرب گوید: اَلجَوادُ قَد یَکبُوا [۸]. اگر سر ادوارد گری از انصاف نگذرد و خیالات خام در مغز خود نبرد، می‌بیند که روسیه را خود دعوت به حمله بر هندوستان می‌کند، تمام اشاعات غفلت‌کارانه طمس [۹] را روسیه دارد به جان استقبال می‌کند. اگرچه مناسبات ایران با روسیه بیشتر است، ولی با انگلیس دوستانه‌تر است. اگر به دولت انگلیس در معاهده با روسیه که سراپای مبتنی بر تَغاصُب [۱۰] و شکست حقوق ایران است، اتفاق نمی‌کرد و از ایرانیان کمک می‌نمود، هر آینه می‌توانست که تمام منافع متصوره از ایران را بدون تزاحم، منحصر به خود نماید و از خطراتی که امروز در مستعمرات به جهت او متصور است قدری آسوده بماند. من نمی‌خواهم که مناسبات دوستانه ایرانیان را با انگلیس شرح دهم، ولی همینقدر می‌گویم که پناهنده شدن طهرانیان در سفارت دولت مشارالیها و مُراوده داشتن بعضی از روحانیین با مأمورین دولت انگلیس این نکته دوستانه را به خوبی شرح و بسط می‌دهد. اگر دولت انگلیس مواقع امروزه سیاسات آسیا را به ذره‌بین تدقیق ملاحظه نماید، به یک اعراض از روسیه که مبغوض تمام آسیا است، می‌تواند در اندک زمانی خزائن جزایر بریطانیای عظمی را از منافع اقتصادیه آسیا مملو سازد. روسیه هنوز آن باد غرور و نخوت سابق را از سر بیرون ننموده و با وجود این معاهده، دارد به دسایس مختلفه و حِیَل متنوعه، خود را در ایران خیرخواه قلم داده دولت انگلیس را ظالم غشوم [۱] نمایش می‌دهد. آیا سر ادوارد گری می‌داند که روسیه قریب چهار ماه است که افکار ایرانیان را دارد بر ضد دولت انگلیس برمی‌انگیزاند؟ آیا دولت انگلیس تاکنون مطلع نشده که دعات [۲] روسیه در ایران سِراً مشغول کارشکنی دولت انگلیس هستند؟ آیا سر ادوارد گری تاکنون نفهمیده که روسیه روزانه در ایران قریب پنجاه هزار منات [۳] مصرف ارائه دادن حسن حرکات خود و سوءِ معاملات دولت انگلیس می‌نماید تا بلکه بتواند یکسره تنفر ایرانیان را از دولت انگلیس تحصیل کند؟ تمام هَمّ روسیه در ایران صرف پیش افتادن از دولت انگلیس است. ما فقط به ذکر یک دو شاهد در این مقام اکتفا می‌کنیم. در تاریخ یک ماه قبل که آقایان طلاب نجف اشرف مشغول اعانه جمع کردن به جهت ایران شدند، حضرات طلاب قفقازی نیز میل شرکت در این امر خیر داشتند، ولی از مؤاخذه قونسول روسیه در بغداد واهمه کردند، تا بالاخره از خود قونسول اِستمزاج [۴] کردند. مشارالیه جواب طلاب قفقازی را تلگرافاً بدین مضمون داد که مشارکت کنید با ایرانیان در اعانه دادن. و نیز چندی قبل کاغذی به سید کاظم یزدی نوشت ولی مشارالیه را تَحریض [۵] و ترغیب در همراهی با مشروطیت ایران نموده بود، در حالی که از طرف مأمورین انگلیس ابداً اقدامی نشده. مأمورین دولت انگلیس حرکات روسیه را تمام حمل بر صحت می‌کنند، ولی ماها می‌دانیم که روسیه در ایران و خارج ایران به چه کار مشغول است. بدبختانه اسباب طبیعیه نیز روسیان را مساعدت می‌کند و نظر ایرانیان را از انگلیس متدرجاً فراهم می‌آورد. باز در تاریخ دو ماه قبل قونسول انگلیس مقیم بغداد به بعضی از دسائس و حِیَل در وجه خیرات اوده که باید به توسط مشارالیه به مجتهدین عراق عرب برسد، تصرفات غیرمشروع نمود. مقامات منیعه ریاست روحانیه مثل آیات‌الله آقای خراسانی و مازندرانی و آقای صدر و غیرهم انکار آن معنی و تصرف بی‌جا و به غیرحق را نمودند. این حرکت قونسول انگلیس تولید یک سوءِ ظنی در رؤساءِ بزرگ روحانیین نسبت به دولت مشارالیها نمود. به هرحال ما امیدواریم که اعلیحضرت جرج [۱] پنجم که امروز سریر سلطنت بریطانیای عظمی را به وجود خود زینت‌بخش نموده‌اند، مضرات همدستی با روس را در اِضمحلال ایران به خوبی ملتفت شده، فوراً بازگشت به طرف حقانیت فرمایند و این دولت بزرگ باشرف را از زیر بار ننگ این بدنامی و بی‌شرفی رهایی بخشند. **پاورقی‌ها:** [۱] جدا کننده، ممیز [۲] جمع ستره: پوشش‌ها [۳] نفع برنده [۴] سود بردن [۵] جمع غشاء: پوسته‌ها [۶] شگفت‌انگیزانه [۷] مانع [۸] نردبان [۹] سستی، ضعف [۱۰] امم ماضیه: امت‌های گذشته [۱۱] ملل غابره: ملت‌های باقیمانده [۱۲] پس‌رفت، انحطاط [۱۳] سالفه: گذشته [۱۴] وعده‌های عرقوبی: نویدهای دروغین [۱۵] فرد جسور به لذت دست خواهد یافت. در اصل: فایز الجسور بلذه. [۱۶] مورد حرص و آز [۱۷] پیش من شیر است، اما پیش دیگران شترمرغ. [۱۸] جمع عسکر: لشکریان، سپاهیان [۱۹] متوسل [۲۰] تنگی، فشار [۲۱] اعدام: نابود کردن [۲۲] بهتان زدن‌ها [۲۳] تبلیغات [۲۴] جمع هاجس: وسوسه‌ها، آرزوهای نفسانی که در دل بگذرد. [۲۵] در اصل: مشهون [۲۶] زیانکارانه [۲۷] آوازه، شهرت [۲۸] آینده [۲۹] نسیاً منسیا: کاملا به فراموشی سپرده شده [۳۰] در اصل: خواموش [۳۱] خوارشده، سرافکنده [۳۲] تار و مار شده [۳۳] نام قسمتی از سرزمین چین [۳۴] زیانکار [۳۵] اسب راهوار گاه پایش می‌لغزد. [۳۶] روزنامه تایمز انگلستان [۳۷] بدون اجازه مالک شدن [۳۸] ستمکار [۳۹] جمع داعی: مبلغان [۴۰] پول رایج روسیه در آن زمان [۴۱] رأی و عقیده و اراده کسی را خواستن [۴۲] برانگیختن، تشویق کردن [۴۳] در اصل: جارج [۴۴] [روزنامه] حبل‌المتین، س ۱۸، ش۴، مورخ ۱۰ رجب ۱۳۲۸ ق، ص 5-7.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی

کنشگران و ذینفعان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)