کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با استناد به آیات قرآن و احادیث، بر اهمیت شورا و مشورت در اداره امور کشور تأکید می‌کند و آن را از اصول توحید و ولایت مطلقه اولی‌الامر می‌داند. هرگونه نظر و شورایی که مخالف شرع اسلام باشد را باطل و منشأ فساد معرفی می‌کند و تنها شورایی را معتبر می‌شمارد که مطابق با آراء انبیاء، علما و قوانین شرع اسلام باشد. در ادامه، به بررسی علل زوال و بقای حکومت‌ها در طول تاریخ می‌پردازد و نمونه‌هایی از جمله استیلای اعراب، دوام صفویه، سلطنت ناصرالدین شاه و شکست‌های ایران در برابر روس‌ها را ذکر می‌کند. سپس به لزوم اجرای عدالت توسط کارگزاران حکومتی و ترک اجحاف و ظلم به مردم اشاره می‌کند و مهاجرت گسترده ایرانیان به خارج از کشور را نتیجه سوء مدیریت و عدم حمایت از ملت می‌داند. در بخش بعدی، بر ضرورت تخلیه گمرکات از نفوذ کفار خارجی و اتحاد و اتفاق بین دولت‌های اسلامی (ایران و عثمانی) تأکید می‌کند. در پایان، هرگونه معاهده و معامله‌ای را که با نادانی، خطا یا اکراه صورت گرفته و مخالف قوانین اسلام و شورای عقلا باشد، باطل می‌داند و به نمونه‌هایی از واگذاری بنادر و سرزمین‌های اسلامی به بیگانگان اشاره کرده و بازگرداندن این مناطق را واجب شرعی می‌شمارد.

متن کامل گزارش

هو اللّه. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. شورای ملی و مصالح کلی حکیم لقمانی در عهد همایونی، فتوحات سلطانی از عالم پنهانی و عالم ربانی و معلم روحانی روح القدس آسمانی، تجلی به آفاق ظلمانی و ارکان این عبد فانی یافته، و مِن باب: کَثرةُ الاعْوانِ دَلیلُ عَظمَةِ السّلطانِ لا جیْرانِ النقصان[۱]، به نصّ: وَ شاوِرهُم فی الامر[۲]، وَ أَمرُهُم شُوری بَینَهُم[۳]. مقدمه صحت آراء و اتفاق نظر صوابدید شورا، چنانچه در نظام‌نامه[۴] اشاره به صحت عقیده و عدم تظاهر به فسق و فجور نموده، موقوف و معروف بر حسن فطرت و رشاد و بصیرت و اعتقاد به مضمون آیات محکمات [زیر است]: وَ ما النَّصَرُ اِلّا مِن عِندِ اللَّهِ، وَ ما تَشاءُونَ اِلّا أن یَشاءَ اللَّهُ، وَ لا اِله اِلّا اللَّهُ وَ لا حَولَ وَ لا قُوّةَ اِلّا بِاللَّهِ، لَن یُصِیبَنا اِلّا ما کَتَبَ اللَّهُ [لنا]، وَ ما هُم بِضارّینَ بِهِ مِن أَحَدٍ اِلّا بِاذنِ اللّهِ[۸]، وَ مَن أَحسَنُ مِنَ اللَّهِ حُکماً[۹]، و مَن أَصدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدیثأً[۱۰]، وَ مَن أُصدَقُ مِنَ اللَّهِ قیلاً[۱۱]، وَ مَن أَحسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبغَة[۱۲]. فعلی هذا[۱۳]، هیچ اثر و آثاری و قدرت و اقتداری از فیض وجود و عقول و قُصود[۱۴] و غیاب و شهود و والد و مولود و هستی و قدرت و عمر و عزت و دولت و سلطنت دنیا و آخرت، من البِدایة الی النهایة، از علل مُحدِثه[۱۵] و مُبقِیه[۱۶] باَسْرها و جمیعها، نبوده و نخواهد بود، مگر به افاضه و عنایت حضرت معبود و وسایط فیضِ مبدأً فیاض واجب الوجود؛ چنانچه همین است معنی توحید کلی و نفی شرک جَلی و خفی و خلافت عامه و ریاست و سلطنت کلّیه تامّه و ولایت مطلقه اولی الامریة: أولی بالمؤمِنینَ مِن أَنفُسِهِم[۱] و مضامین براهین عقلیه و نقلیه و محکمات کتاب و سنت مذهب عدلیه[۲]، به اینکه افعال اللّه مُعَلّل[۳] به اغراض است و احکام اللّه، تابع مصالح و مفاسدٍ نفس الامریه عائده به خود عباد است، نه مستند به عبث و لغو و ظلم و تصویب و تفویض؛ مگر به قول جبریه و صوفیه و شیخیه و بابیه و اشاعره منکره قُبح و حُسن عقلی. فعلی هذا، هر نظر و شورایی و خیال و آرایی که مخالف قواعد و قوانین شرایع و دین اسلام و مسلمین است، از مزخرفات وحی شیاطین و منشأ تمام مفاسد دنیا و دین، و خلل و اختلال نظم حال و اعتدال آسمان و زمین، و مُخرج[۴] از ربْقَه[۵] اسلام و مسلمین است. فعلی هذا، بدیهی است که هیچ نظر و شورایی و هیچ تدبیر و آرایی از هیچ عقل و عقلایی و هیچ ذی‌شعور و دانایی، محل اعتبار و اعتنایی نبوده و نخواهد بود، مگر [آنکه] راجع [باشد] به نظر صوابدید آراء و شوراء انبیاء عظام و علماء اعلام و نُوّاب[۶] حضرت خیرالانام و عقل عقیل مستقل امام(ع) والامقام و قواعد و قوانین شرع اسلام؛ چنانچه هیچ اسمی و رسمی و هیچ حکمتی و حُکمی و هیچ نظر و فهمی و هیچ تدبیر و نظمی، اصلح و اَحکَم[۷] و أَفهَم[۸] و اعلم و اَنفَع[۹] و اَتَمّ[۱۰] و اَسْلَم[۱۱] و أَعمّ[۱۲] و اَنظَم[۱۳] و اَقدَم[۱۴] و اعظم[۱۵] نبوده و نخواهد بود از تدبیر مدبّر عوالم امکان و حُکم حکیم حضرت علّام. لقوله تعالی: اِنّ الدّینَ عِندَاللَّهِ الاسلام[۱۶] و ما سواه[۱۷]، زخاریف الاوهام[۱۸] و اراجیف الاصنام[۱۹] و اضغاث احلام[۲۰]. تمام مفاسد عالم و بی اعتدالی امم و اختلال نظم و حُکم[۲۱] و زوال نِعَم به نِقَم[۲۲] و وجود به عدم، از بَداء[۲۳] آدم تا خاتم و از صدر اسلام تا یوم القیام، نبوده و نخواهد بود مگر به واسطه مخالفت حُکم و شوراء ملت و کفران نعمت؛ چنانچه از صدر اسلام تاکنون‌کسی مغتنم به غنیمت ریاست و نعمت سلطنت و خلافت نشده مگر به واسطه برکت مصاحبت یا مجاورت و سرایت یا متابعت و اطاعت و یا حمایت و محافظت صورت یا سیرت ظاهر الاسلام والامقام؛ ولو در بعض اَعوام[۱] و قدیم الایام. و کسی محروم و معدوم از این مقام معلوم و غُنم[۲] مَغنُوم[۳] نشده و نمی‌شود مگر به واسطه شوم مَشئوم[۴] و ستم مسموم کفران این نعمت و مخالفت ملت و قدرندانی سعادت و شرافت و برکات فیوضات غیرمتناهیه صورت و سیرت اهل اسلام والامقام و اکسیر[۵] اتمّ باطن شریعت خیرالانام، علیه‌الصّلوة والسلام. چنانچه استیلاء اعراب عَلی خَرْقِ العادة و العجایب، بر تمام مشارق و مغارب و ملوک اکاسِرَه[۷] و جَبابِرَه[۸]، در مدت ششصد سال بعد از هجرت نشد و نمی‌شد مگر به واسطه باطن شریعت و مداد و امداد شوراء و مشورت با والی ملت و امام امت(ع)[۹]. چنانچه انقراض دولت و زوال سلطنت بعد از آن نشد و نمی‌شود از ایشان تاکنون، مگر بعد از هولو رحماوالانضما دوز هدایت به طول هجرت و غیبت حضرت حجت () و رمن[۱۰][۱۱][۱۲] و همچنین دوام سلطنت صفویه از برکات علماء ملیّه[۱۳] و ترویج مذهب عدلیّه امامیه در مدت مدید پانصد سال[۱۴]، در نهایت اقتدار و اعتدال و عدم عروض زوال و انتقام، مگر بعد از تغییر کلی حال و احوال به سوءُ الفعال[۱۵] و تسلیط عُمّال جُهّال[۱۶] و افاغنه ضُلال[۱۷] بر حال و مال مسلمانان؛ چنانچه تسلّط روسیین بر اطراف ثغور مسلمین به واسطه مخالفت سیدالمجاهدین[۱۸] و اقتدا به جفای کوفیین شد؛ چنانچه دوام مدت سلطنت شاه شهید[۱] نبود، مگر از حُسن عقیدت به اهل شریعت، خصوصا در اوایل سلطنت به نشر «صندوق عدالت»[۲] در تمام مملکت و قمع بابیّه و دفع شیخیّه و رفع دخانیه[۳] و منع کفار از مداخله در کار. و چنانچه سلطنت هندوستان و حبشه و زنگبار بادوام استمرار و قِدَم[۴] و استقرار و کمال اقتدار، اسیر و گرفتار صَغار[۵] و انکسار[۶] نشد، مگر به واسطه مداخله کفار در کار و دیار، به سوء کردار و رفتار و رفع آثار ملت و شعار. بر عکسِ افاغنه کابل و قندهار که به واسطه حَذَر و حِذار[۷] از مداخله دادن کفار تاکنون نرفته‌اند زیر بار این عار و شعار، و باقی‌اند بر اقتدار و اختیار. و هم چنین دولت فرانسه با کمال شهنشاهی و مُنافَسه[۸]، به محض احداث قانون مزخرف فنلون[۹]، مغلول[۱۰] و منکوب، اسیر و دستگیر شد. همچنین سلطان عبدالعزیز عثمانی به محض شوم اجراء همین قانون مشئوم، معزول و معدوم و گرفتار محاربه کفار روسیه شد، ولی برادر رشید سلطان عبدالحمید، به واسطة رأی سَدید و تلافی شدیدِ اکید در حمایت اسلام[۱] و علماء اعلام، با کمال اقتدار و فتوحات بسیار، تدارک اِنجبار[۲] کسر و انکسار[۳] نموده. همچنین غلبه ژاپن بر روسیه[۴]، بر خوارق عادیّه در این ازمِنه حالیه، از باطن شریعت غرّاء و ملت و استجابت دعاء یکی از خدّام علما [بود][۵]! چنانچه سبب حدوث طاعون و وبا و تنزل و عَناء[۶] و آفت و بلاء درکَفَره اعداء[۷] از تاریخ ده سال قبل از این تاکنون، به واسطه نفرین یکی از خدّام اهل دین [است...]. قانون ملی و فوایدکلی غیر متناهی اولی کلی فعلی عدلی و مصالح کلی و سلطنت اسلامی عدل و اعتدالی به موجب وَ إِذا حَکَمتُم بَینَ النّاسِ أن تَحکُمُوا بِالعَدلِ[۸] وجوب الزام و التزام از عُمّال[۹] و ضُبّاط[۱۰] و حکام بر وجه ضمانت و غرامت و سیاست[۱۱] شرعی، بر مخالفت عدل و تعدیل بین رعیت در گفتار و کردار و رفتارِ به حقّ و صدق و عدل و نُصح[۱۲] و اعتدال در حال و احوال، و ترک عادات سیّئه شوم مَشئوم بی اعتدالی از اجحاف به هر اسم و رسم و بهانه و قِلِق[۱۳]، و جریمه و سرانه و تذکره و قرنطینه و جزاء نقدینه و سایر حرکات وحشیانه با هر آشنا و بیگانه از فنون ظلم و عُدوان[۱۴] و فِرْیَه[۱۵] و بهتان بر خصوص مسلمانان و بندگان بی پناه و بی‌گناه. اگر در خانه کس است همین بس است که از تاریخ هشتاد سال [پیش] تاکنون که در عبرت و اعتبار و سیاحت و تجربه و اختبار[۱۶] که خاطر داریم و به چشم بصیرت و حُسن فطرت تعقل کردیم، قریب ده کرور[۱۷] مسلمانِ داخله، فرار به خارجه نموده‌اند و به این واسطه، بلاد محروسه ایران در تنزل و خرابی، و بلاد خارجی در ترقی و آبادی [بوده است]. در خصوصِ یک عراق عرب، از بغداد الی کوفه و بصره پنج کرور ایرانی از هر صنف مشغول تعمیر و آبادی و رعیتی و تجارت و فلاحت و زراعت از هر جهت، و از عرب در تمام ایران ده نفر، نه تاجر، نه زارع، نه محصّل، نه تبعه، به هیچ وجه نیست. عاقل را کافی است که جهت و سبب چیست؟ و نیست مگر حِرمان[۱۸] و نقصان سلطنت قاهره به واسطه انفراد از فواید کلیّه اتحاد و استمداد به جهاد و جِدّ و اجتهاد، حمایت و معیّت شوراء ملی و ملییّن. قانون ملی و فواید کلی و مصالح نوعی غیرمتناهی شرعی ملتی و دولتی و حکیم لقمانی و نصوص قرانی و تَخَلّی[۱] و تَبَرّی[۲] از وحشت شَتات[۳] و انفراد، و تَحَلّی[۴] و تجلّی[۵] به قوّت و عزّت عِداد[۶]، و اتحاد و استمداد مدد ربّ العباد در مجاهده و جهاد بر جمیع افراد و آحاد اهل بَوادی و بلاد[۷]، از قریب و بعید، و داخله و خارجه مسلمین، از ملیّین، از مخالف و مؤالِف[۸]، از خاصّه و عامه و سنّی و شیعه، حتی برنسوان و صِبیان[۹] در خصوص دفاع اعداء دین از مال و جان و نفوس و ناموس اسلام و مسلمین از هر جهت و از هر بابت [...]. قانون ملی و مصلحت‌کلی، تخلیه و تخلّی ید فساد و مَفسده کفار خارجه است از هر کار و اختیار گمرکات سرحدّات اسلام؛ چراکه مفسده آنْ عظیم، و ضررش جَسیم[۱۰]، و خطرش عظیم و عَمیم[۱۱]، و اخراجات[۱۲] بی اندازه دارد از دولت و اجحاف کلیه بر رعیّت که موجب انکسار و شکست کار و فرار تجار أخیار[۱۳] به دیار کفار [می‌گردد]؛ گذشته از [آنکه موجب] ننگ و عار و سرشکستگی دولت اسلام است که دست اندرکار و صاحبان اختیار، با چنین کفّار سفاهتْ مدارِ مسخره‌وارِ مفسده کارِ دیوانه شعار [ می‌شوند]؛ یعنی در تمام مملکت اسلامیان، قابل مدیرِگمرکات نیست‌که مستغنی از فَسَده[۱۴] و اخوان قِرّده[۱۵] خارجه شوند و اسلامیان را از ذَل حاجت و ننگ احتیاج استخراج نمایند؟ البته رفع این مفسده از دولت ملت اسلامیان أولی است از جلب هزار منفعت؛ چنانچه در تمام دول خارجه احدی از خارجه را دخیل و مداخله نمی‌گذارند و نخواهند گذاشت. قانون ملی و مصالح کلی عملی اولی و حسب التکلیف شرعی ملی اسلامی، وجوب عهد و میثاقِ اتحاد و اتفاق بین هر دو دولت اسلام است[۱۶] در حمایت و تقویت و عقد اخوت و مشورت و مصلحت و دولت و سلطنت از هر جهت، کَنَفسٍ واحدةٍ متّحد و اخوان توآمان‌کالفَرقَدان[۱۷]ِ در شِعار و دِثار[۱۸] و مابه‌الافتخار و اقتدار و انتصار[۱۹] در حرب و محاربه اغیار کفار [...] قانون ملی و مصالح کلی و قواعد عقلانی و مستقلات[۲۰] هر عاقل و دانایی، حاکم و جازم و قانع و ملزم و ملتزم، و فساد و بطلان و خُسران و حرمان هر فعل سهو و نِسیان[۱] و خطا و اِغراء[۲] و سَفَه[۳] و نقصان از هر انسان [است]، ولو امین سلطان[۴] باشد؛ چرا که خطا و اغراء و فعل سُفَهاء، در حقّ خود مُخطی[۵] مغرور و سفیه، نافذ و جاری نیست عقلاً و شرعاً، جزماً و قطعاً، فضلاً از اِنفاذش در حق دیگران از مسلمانان، خصوصاً در حق سلطان. فعلی هذا، هر کار و کردار و قرار و مدار و معاهده و معامله که وجه سَفّه و اکراه، یا خطا و اغراء، یا مخالف قانون ملت بَیضاء[۷] و شورای عقلاء، صادر و ظاهر از وکلاء و امناء دولت اسلام شده، باطل و عاطل و مَنکول[۸] و معلول و غیر مقبول است. منها[۹]: تفویض بندر عدن به خارجه و تمکین[۱۰] خارجه از مملکت مصر و بحر نیل و سایر بحار مملکت اسلام، و هم چنین تمکین از مداخله کفار در جزایر عرب و ثغور اسلام با وجود منع شدید در وصایای نبویّه از سُکنای[۱۱] کفار و مداخله آنها در جزایر و ثغور اسلام. منها: تفویض بندر مسقط به بعض خوارج که مَطَمَع[۱۲] خارجه شده، با وجودی که تاکنون کشتی‌های جنگی نادری لنگر انداخته بر دورش. منها: تفویض بحرین به خوارج، با وجودی که معدن غَوص لآلی[۱۳] و مروارید است و به همچنین بندر دوبی و شارجه و برّ عمان که معدن غوص مروارید است، با وجود اتصالش به بیخه‌جات[۱۴] خلیج فارس که در نهایت آسانی است رفع یدِ خوارج و قطع طمع خارجه از برای خوانین خلیج. و همچنین ارض و زمینی از بندر جاسک و همچنین بلاد قفقازیه و ترکمانیه و افغانیه‌که به طریق خیانت و سفاهت و غَدر[۱۵] و غَبْن[۱۶] و جهل و اغراء، از دست داده‌اند به اعداء[۱۷]؛ و به قاعده عقل و عقلاءو مشروطیت دانایی و شورا و فساد جهل و اغراء و افعال سفهاء در وکلاء و امراء و وزراء[۱۸]، باید تمام این بلاد مسترد و مرجوع[۱] به اصل اصیل خود -کماکان فی السابق - لاحِق[۲] و فائق[۳] گردد. و رفع ید غدر و عدوان از بلاد مسلمانان بر تمام اسلامیان واجب است و قوّت اتحاد در وجوب جهاد در رفع فساد و اِفساد، از معاش و معاد عباد [مهمتر است...]. **پاورقی‌ها:** [۱] کذا فی الاصل [۲] آل عمران، ۱۵۹: در کارها با ایشان مشورت کن. [۳] شوری، ۳۸: کارشان بر پایه مشورت با یکدیگر است. [۴] اشاره است به اصل ۱۱ قانون اساسی در سوگند خوردن نمایندگان به راستی و درستی در امور مرجوعه و تلاش در راه فوائد و مصالح دولت و ملت ایران، در اصل: مواد ۳، ۴ و ۵. [۵] آل عمران، ۱۲۶: نیست یاری‌ای مگر از سوی خدا [ی پیروزمند و دانا] [۶] انسان، ۳۰: و تا خدا نخواهد، [شما] نخواهید خواست. [۷] توبه، ۵۱: مصیبتی جز آنچه خدا برای ما مقرر کرده است به ما نخواهد رسید. [۸] بقره، ۱۵۲: آنان بدون فرمان خدا نمی‌توانستند به وسیله آن به احدی زیان برسانند. [۹] مائده، ۵۰: داوری چه کسی از خدا بهتر است؟ [۱۰] نساء، ۸۷: چه کسی از خدا راستگوتر است؟ [۱۱] نساء، ۱۲۲: چه کسی از خدا راستگوتر است؟ [۱۲] بقره، ۱۳۸: و کیست خوش نگارتر از خدا؟ [۱۳] پس بنابراین [۱۴] جمع مجعول قصدها [۱۵] علت محدثه یا موجده آنست که وجود در حدوث، بدان احتیاج دارد. [۱۶] علت مبقیه آنست که وجود پس از حدوث برای بقا بدان نیاز دارد. [۱] احزاب، ۶: [پیامبر] به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است. [۲] منظور مذهب شیعه دوازده امامی است. [۳] وابسته، مربوط [۴] خارج کننده [۵] اطاعت [۶] جمع نایب: نمایندگان [۷] استوارتر [۸] آگاهتر [۹] سودمندتر [۱۰] کاملتر [۱۱] سالمتر [۱۲] عمومی‌تر [۱۳] منظم‌تر [۱۴] قدیمتر [۱۵] بزرگتر [۱۶] آل عمران، ۱۹: هر آینه دین در نزد خدا، دین اسلام است. [۱۷] آنچه جز آن [۱۸] زخاریف الاوهام: زینت‌های خیالی [۱۹] اراجیف الاصنام: سخنان بی پایه مدعیان [۲۰] اضغاث احلام: خواب‌های پریشان [۲۱] در اینجا به معنی حکومت، دولت [۲۲] جمع نقمت: رنج و سختی [۲۳] پیدایش [۱] جمع عام: سال‌ها [۲] غنیمت، بهره [۳] به دست آمده [۴] نحس، نامبارک [۵] کیمیا [۶] علی خرق العادة: بر خلاف معمول [۷] جمع کسری. ملوک اکاسره: پادشاهان ساسانی [۸] جمع جبار: قدرتمندان [۹] ظاهراً اشاره است به مشورت عمر با امیرالمؤمنین علی (ع) درباره فتوح و نظر مساعد آن حضرت [۱۰] پنهان کردن [۱۱] خاموش کردن [۱۲] اشاره به مشورت هلاکوخان مغول است با خواجه نصیرالدین طوسی عالم و دانشمند شیعی در فتح بغداد و برانداختن سلسله عباسی. استاد دوانی (پدر نگارنده) با دلایل متقن تاریخی، نقش خواجه نصیر را در سقوط بغداد اتهامی بیش از سوی مورخان اهل سنت ندانسته که متأسفانه به منابع شیعی نیز سرایت کرده است. برای اطلاع بیشتر ر.ک. به: مفاخر اسلام، جلد چهارم: از ابن ادریس حلی تا شهید ثانی. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم با تجدید نظر و اضافات، ۱۳۷۸، ص ۹۶ - ۱۶۰. [۱۳] دینی [۱۴] سلسله صفویه در مجموع ۲۲۸ سال دوام داشت. [۱۵] بدی اعمال [۱۶] تسلیط عمال جهال: مسلط کردن کارگزاران نادان [۱۷] جمع ضالّ: گمراهان [۱۸] اشاره است به گزارشی در باب سید محمد مجاهدکه در آستانه جنگ‌های دوره دوم ایران و روس فتوای جهاد بر ضدّ روس‌ها داد و خود نیز در جبهه حضور یافت. مؤلف تلویحاً شکست ایران در جنگ‌های مذکور را به علت «مخالفت با سید محمد مجاهد دانسته و عدم یاری او را اقتدای مردم آن زمان به جفای کوفیان نسبت به امام حسین(ع) می‌داند. [۱] منظور ناصرالدین شاه قاجار است. [۲] تشکیل «صندوق عدالت»، از جمله اصلاحات اجتماعی ناصرالدین شاه بود که پس از عزل میرزا آقاخان نوری از صدارت (۱۲۷۵ ق) و در واکنش به شکایات روزافزون مردم از وزرا و دستگاه اداری کشور، به فرمان وی در صفر ۱۲۸۱ ق صورت گرفت. [۳] مراد لغو قرارداد رژی است. [۴] قدمت [۵] خواری [۶] شکست [۷] حذر و حذار: دوری کردن و دور نگاه داشتن [۸] رقابت کردن [۹] فرانسوا فِنِلون (۱۶۵۱ - ۱۷۱۵)، عالم الهیات و نویسنده فرانسوی، وی در شهر کرست به دنیا آمد و در رشته الهیات درس خواند و در ۱۶۷۸ به مدیریت موسسه کاتولیک‌های جدید انتخاب شد. بعد از مدتی لوئی ۱۴ امپراتور فرانسه تربیت نوه خود را به او واگذار کرد، بتدریج بین او و پاپ اختلاف شدید روی داد و پاپ او را محکوم نمود و فنلون تبعید و از عناوین و مقرری خود محروم شد. پس از انتشار کتاب سرگذشت تلماک (۱۶۹۹) لوئی ۱۴ نیز به او بدگمان شد، زیرا فنلون در این کتاب کوشیده است که سرمشقی برای تربیت شاهزادگان عرضه کند. افکار آزادمنشانه او در این کتاب - از قبیل اینکه موجودیت شاه برای مردم است نه وجود مردم برای شاه - باب طبع لوئی ۱۴ نبود. اشاره لاری به فنلون (در اصل متن: فنون)، به تأثیرپذیری ناپلئون سوم، امپراتور فرانسه (۱۸۲۵ - ۱۸۷۰) از افکار وی در جریان اصلاحات سیاسی اجتماعی دوره دوم و سوم حکومت اوست که منجر به اسارت و دستگیری ناپلئون سوم در ۱۸۷۰ (در جنگ با دولت پروس) و تبعید وی به انگلستان در سال بعد گردید. همچنین استعفا یا برکناری سلطان عبدالعزیز عثمانی (۱۸۶۱ - ۱۸۷۶) از سلطنت را ناشی از اجرای سیاست‌های اصلاحی وی (تنظیمات) می‌داند. منظور نگارنده آنست که سرنوشت ناگوار این دو امپراتور، نتیجه تبعیت از نظرات فنلون است . البته این تلقی تنها منحصر به لاری و یا امثال او نبود، بلکه «پادشاهان قاجار نیز به اینگونه جدّ و جهدهای کشور همسایه به دیده تردید می‌نگریستند. در نظر آنها این اقدامات، انحراف خطرناکی بود از راه و رسم کهن و پیش درآمد تغییراتی که می‌توانست به امنیت قلمرو و بقای تاج و تخت آنان لطمه بزند». (قبله عالم، ص ۵۳). [۱۰] زنجیر شده، اسیر [۱] منظور ایجاد جریان اتحاد اسلام در عثمانی و دیگر سرزمین‌های اسلامی است که توسط سلطان عبدالحمید دوم تبلیغ و ترویج می‌شد. [۲] جبران‌کردن. در اصل: و انحبار [۳] کسر و انکسار: شکستگی و شکست خوردگی [۴] اشاره به پیروزی ژاپن در جنگ با روسیه در ۱۹۰۵ است. [۵] اشاره به شادی مردم ایران از شکست روسیه، است. [۶] رنج و سختی [۷] کفره اعداء: دشمنان کافر [۸] نساء، ۵۸: و چون بین مردم به داوری نشینید، به عدل داوری کنید. [۹] جمع عامل: کارگزاران امور کشور [۱۰] جمع ضابط: مباشر و عامل [۱۱] مجازات کردن [۱۲] پند دادن [۱۳] شیوه، شگرد [۱۴] دشمنی، ستم [۱۵] افتراء [۱۶] آزمایش [۱۷] هر کرور معادل پانصدهزار [۱۸] بی بهرگی و ناامیدی [۱] خلاص شدن [۲] دوری کردن و بیزاری جستن [۳] پراکندگی [۴] مزین شدن [۵] ظاهر شدن [۶] شمار [۷] بوادی و بلاد (جمع بادیه و بلد): بیابان‌ها و شهرها [۸] دوست [۹] کودکان [۱۰] بزرگ [۱۱] گسترده [۱۲] مخارج [۱۳] جمع خیّر: نیکوکار [۱۴] جمع فاسِد [۱۵] بوزینه‌ها [۱۶] مقصود، ایران و عثمانی است. [۱۷] فرقدان: نام دو ستاره نزدیک قطب شمالی که در فارسی موسوم به دو برادرند. کالفرقدان لایفترقان: مانند دو ستاره برادر که از یکدیگر فاصله نمی‌گیرند. [۱۸] جامه، لباس [۱۹] یاری دادن [۲۰] امور بدیهی و مورد قبول همه افراد [۱] فراموشی [۲] برانگیختن [۳] نادانی، بی خردی [۴] ایهام دارد. کنایه از میرزا علی اصغر امین السلطان (صدر اعظم دوره استبداد و مشروطه) نیز هست. [۵] خطاکار [۶] رواداشتن [۷] ملت بیضاء: دین اسلام [۸] پذیرفته نشده، مردود. در اصل: نکول [۹] از جمله آنها [۱۰] اطاعت کردن [۱۱] سکنی یا سکنا: سکونت، محل سکونت [۱۲] مورد طمع [۱۳] غوص لالی: صید مروارید [۱۴] بیخه در اصطلاح محلی به معنی دره است. بیخه ناحیه‌ای است در پس کرانه بندر سیراف (طاهری) که معروفترین آبادی آن «فال» است [۱۵] مکر، فریب، پیمان شکنی [۱۶] زیان زدن [۱۷] اشاره به از دست رفتن ولایات قفقاز در جنگ‌های ایران و روس و سرزمین‌های ماوراء خراسان به روسیه و افغانستان به انگلستان است. [۱۸] کذا فی الاصل [۱] برگشت داده شده [۲] پیوسته، افزوده [۳] در اینجا به معنی منضم شدن است. [۴] رسایل مشروطیت، ج ۱، ص ۷۴۶ - ۷۶۶.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)