کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

درخواستی برای گشودن راه آذوقه‌رسانی به تبریز مطرح شده و به عدم پاسخگویی به تلگراف قبلی اشاره می‌شود. نویسنده خود را فردی آزاده و اصلاح‌جو معرفی می‌کند که در پی اصلاح امور است و سابقه پاکی در اقدامات خود دارد. سپس به مخاطب یادآوری می‌شود که در شرایط بحرانی، باید فشار را کاهش داد و به مصلحین فرصت داد. تأکید می‌شود که حل مشکل تبریز تنها با زور ممکن نیست و ملاحظات سیاسی گسترده‌تری وجود دارد. هشدار داده می‌شود که قطع آذوقه و تسلیم شدن مردم، می‌تواند به سوءاستفاده دشمنان منجر شود و مسئله ناموس دولتی و ملی را به خطر اندازد. در پایان، پیشنهاد می‌شود که آذوقه آزاد شود و سپس مأموران دولتی و اصلاح‌طلبان برای حل فتنه همکاری کنند و عقلا از سراسر کشور برای تصمیم‌گیری‌های کلان به پایتخت فراخوانده شوند. نویسنده آمادگی خود را برای همکاری یا سکوت در صورت عدم پذیرش پیشنهادها اعلام می‌کند و یادآور می‌شود که همین مطالب را به شاه و نایب‌السلطنه نیز عرضه کرده است.

متن کامل گزارش

چند روز قبل در خصوص آذوقه شهر به توسط حضرتعالی به حضور همایونی تلگراف کردم، جواب داده نشد. می‌دانید شخصی هستم آزاده و افتاده و در جهر [۳] و خفا، کارم اصلاح‌جویی است و این روز را اول، دیده و خود را از آشوب کنار گرفته و تمام قوای خود را برای همچو روزی ذخیره کرده‌ام که در موقع ضرورت از انزوا بیرون آمده، با قوه بی‌غرضی بتواند عرایض خود را برساند. شکر خدا را که روی سفید دارم و دامن بی‌آلایش. نه حکم به قتال کرده‌ام، و نه امر به غارت و نه خیانت به دولت، و نه از نفع ملت دست برداشته‌ام، نه کدخدای جوشقان بوده‌ام نه عامل زواره. غمخوار مملکتم و خیرخواه دولت و ملت، دستی تهی دارم و چشم پر. اعلیحضرت همایونی از حال بنده و آباء و اجدادم بهتر مطلع بوده و هستند. در یک چنین مواقع باریک رسم این است که دست از دسته منجنیق فشار بر می‌دارند و مصلحین را فارغ‌البال می‌گذارند. تنها کار، منحصر به تبریز و تبریزیان نیست که با قهر و غلبه کار آنجا ساخته شود، بلکه پولتیک از سایر جهات هزاران ملاحظه را لازم دارد. شما بهتر از من می‌دانید و دل خود انسان به تصور آن نامحرم است. تاریخ چه‌ها به ما نشان داده است! مملکت از دست می‌رود. آمدیم با فشار قطع آذوقه، جمعی بی‌دست و پا تلف شدند، یا به هر شکلی است از شهر خارج شدند، یا بالتمام تسلیم شدند، آیا رقیب [۴]، از این مواد استفاده نخواهد کرد و پولتیک‌های خود را به خرج نخواهد داد؟ همچنان که فعلاً می‌دهد. حالا مسئله ناموس دولتی و مملکتی و ملی در میان است. بالفرض ملت تسلیم شد، از تطاول و چپاول هیچوقت مطمئن نخواهد شد؛ چنان که مکرر دیده شده. در استرآباد فلان واقعه اتفاق افتاد [۵]، آیا پناه بردن به فلان نقطه صلاح عمومی است؟ مگر رعیت آذربایجان نیست که سالی صد هزار نفر برای کسب معاش به خاک همجوار [۶] می‌رود؟ آخ چه خاک بر سر بریزیم؟ بهتر این است که خون بخورم خاموش بشوم ... باری، علاجی که می‌دانم این است که آذوقه را مرخص فرمایند، بعداً مأمورین دولت و اصلاح‌طلبان دست به هم می‌دهند و فتنه را می‌خوابانند، و در ثانی از اطراف مملکت، عقلا را به پایتخت می‌طلبند و قرار کلی به این مطلب می‌دهند. اگر عرایضم ناپسند است، بی‌پرده بفرمایید، و یا اگر غیر از این رأی هست بفرمایند. بنده لجوج نیستم و اصراری در امر ندارم. اگر کاری، توانستم می‌کنم و الا باز شهر خاموشی بر لب می‌زنم. در همین مضمون‌ها عریضه به پیشگاه همایونی و حضور حضرت نایب‌السلطنه عرض کرده‌ام. **پاورقی‌ها:** [۱] در اصل: آزوغه [۲] وزیر خارجه [۳] آشکار [۴] منظوره روسیه، انگلستان و عثمانی است. [۵] اشاره به کنسولگری روسیه در استرآباد و یا کشور روسیه دارد. [۶] منظور کشور روسیه است.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1288
محل وقوع: تبریز (استان آذربایجان شرقی)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

حاکم زمان: احمد شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)