کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
این شعر با لحنی تند و انتقادی، محمدعلی شاه را به دلیل برچیدن مشروطیت و اقدامات ظالمانهاش مورد سرزنش قرار میدهد. شاعر با اشاره به حمایت شاه از افرادی چون شیخ فضلالله نوری و بمباران مجلس، او را به بیعدالتی و ستمگری متهم میکند. در ادامه، به عواقب سوء اقدامات شاه، از جمله وابستگی به بیگانگان و غارت اموال مردم اشاره شده و با یادآوری قیامهای مردمی و نقش ستارخان و بختیاریها، به شاه هشدار داده میشود که حکومتش پایدار نخواهد بود و مشروطیت باز خواهد گشت. شعر با تأکید بر حقانیت مشروطه و محکومیت استبداد به پایان میرسد.
متن کامل گزارش
امروز که حق را پی مشروطه قیام است
کای شه به زمینت زند این توسن دولت
این طبل زدن زیر گلیمت نکند سود
نام تو بیالوده تواریخ شهان را
تا کی به دهان قفل خموشی زده باشم
والا پدرت داد همی کرد و تو بیداد
جایی که نماند اثر از داد مپندار
پنداشتی از احمد و فضلالله نوری [۵] کار تو تمام است و ندانی که از آن روز
لعنت به چنین صدر [۸] که دایم ز پی آن
هشدار که صیاد قضا می نشناسد
آن باده که در جام کسان ریختی ای شاه
و آن زهر که در کام جهان کردهای از قهر
و آن شعله که از توپ تو افتاد به مجلس
گفتار مرا یافه [۱۱] مپندار که از صدق
این نکبت و ذلت که فراز آمده اینک
زاغان چو ابابیل بر آیند ز بالا
یاران تو حجاج و حصین بن نمیر [۲] ند
از زخم تو خون در جگر شیر خدا [۴] شد
اخگر ز دم توپ تو در مسجد و مجلس
روز عقلا از ستم و جور تو تار است
از مال فقیرانت در گنج زر و سیم
در جامگی [۷] و راتبه [۸] فرمان تو مخصوص
سی روز اگر روزه بود فرض [۹] در اسلام
فرزند نبی کُشتی [۱۱] و آنگاه نشینی
سرباز تو در شهر به غارت شده مشغول
اندر پی زخمی که زدی بر دل ابرار [۱۲]
هیهی جبلی قمقم و قمقم که ازین فتح
گویند که اندر پی وام است
شهنشه ترکی که ز گرمابه برون آمده سر خوش
گر وام ستاند ز کس این تُرک [۱۳] به ناچار
تنخواهی و وامی که ز بیگانه ستانی
در گردن شیر نر وام است
چو زنجیر هشیار شو ای شاه که این دولت دنیا
از تحت تو تا تخته تابوت
دو انگشت دیگ طمع و حرصت ازین آتش بیداد
نه عهد تو عهد و نه یمین [۱] تو یمین [۲] است
از خُلف یمین گشت مسلّم که در اسلام
اطوار تو آثار جنون است و سِفاه است
این تاجوری نیست که در دست و دریغ است
این افسر و اورنگ کیان است مپندار
ارث پدرت زنگ و جهاز شتران بود
ای کودک از این بستان بگذر که گذشته است
وی دزد ازین خانه به در شو که خداوند
از ناوک [۷] او گر رهی از ناله مظلوم
بگذار سنان [۹] را که دم تیغ تو کند است
از تخت فرود آی و بنه تاج و فرو خُسب
بنگر به سوی نور مساوات که ستّار [۱۲]
ز ادبار به اقبال تو آن شد
به صفاهان صمصام به فرق تو و ضرغام [۱۴] به قصدت
از کشتن سردار یقین کن که ازین پس
این صیحه حق است نه فریاد خلایق
این خاک پر از خون ملوک است و سلاطین
دشتی که به هر دستی از آن خون سیاوش
اکنون همه مأوای سِباع است و وحوش است
باغ ارم آرامگه دیو و شیاطین
تا چند به فرمان لیاخوف درین شهر
سیلیخور سیلاخوریانیم [۵] و چو نالیم
ما بر مَثَل آل محمد شده مقهور
سالار سپاه تو امیری است بهادر [۷]
سعدی که ز بن سعد دو صد پایه شقیتر
این هر دو به کام دل خود کارگذارند
با نظمتر از مُلک تو داهومه [۹] و سودان
از تو دل این خلق رمیده است ولیکن
این تخم عزازیل [۱۲] که از مادر خاقان [۱۳]
یا رب عجب استم که چرا مانده مگر خود
**پاورقیها:**
[۱] رام نشده و سرکش (به ویژه اسب)
[۲] نه تو را
[۳] دهانبند. در اصل: لئام
[۴] منظور، میرزا احمد خان مشیرالسلطنه، صدر اعظم محمدعلی شاه پس از بمباران مجلس شورا است.
[۵] منظور، حاج شیخ فضلالله نوری است.
[۶] اشاره به میرزا احمد خان مشیرالسلطنه است.
[۷] اشاره به حاج شیخ فضلالله نوری است.
[۸] صدر: لقب احترامآمیز به اشخاص مهم به معنی رئیس، مهتر که به صورت پیشوند به کار میرفت، مانند: صدراعظم (به معنای نخست وزیر)، صدر انام (در مورد روحانیون برجسته)
[۹] مردم
[۱۰] وزیر
[۱] یاوه
[۲] بدبختی، سیهروزی، پشت کردن
[۱] منظور، مجلس شورای ملی است که شأن آن را به خانه کعبه برابر دانسته است.
[۲] حصین بن نمیر (؟-۶۷ ق)، از دلاوران و شجاعان عرب در عصر اموی. در اواخر کار، در جنگ با ابراهیم اشتر، همراه عبیدالله ابن زیاد بود و هم با او در نزدیکی موصل به قتل رسید.
[۳] منظور، ابن ملجم مرادی است که بر حسب برخی روایات به خواهش قطام، معشوقه خود، دست به شهادت امیرمؤمنان (ع) زد.
[۴] منظور، حضرت علی (ع) است.
[۵] منظور، پیامبر اسلام (ص) است.
[۶] جمع سعید: نیکبختان
[۷] مستمری
[۸] حقوق
[۹] واجب
[۱۰] ماه رمضان
[۱۱] احتمالاً، منظور سید جمال واعظ اصفهانی است که چند روز پس از بمباران مجلس، در کرمانشاه به قتل رسید.
[۱۲] نیکان
[۱۳] منظور، محمدعلی شاه قاجار است که در آن زمان برای سر و سامان دادن به اوضاع کشور و فائق آمدن بر مشکلات، در صدد اخذ وام از خارج بود.
[۱۴] سرکشی
[۱] سوگند
[۲] راست
[۳] زحمت، دردسر
[۴] افسار و یراق زین اسب
[۵] شیرخوارگی
[۶] بازگرفتن بچه از شیر مادر
[۷] نوعی تیر کوچک و نوک تیز که به وسیله کمان پرتاب میشده است.
[۸] جسم سهم: تیرهای کمان
[۹] نیزه
[۱۰] اسب تندرو و نیرومند
[۱۱] خسته و کوفته و از حرکت بازمانده
[۱۲] ستّار: به معنی پوشاننده (عیبها) و از القاب خداوند متعال و هم اسم ستارخان، رهبر مجاهدان تبریزی است و به گفته ادبا، شعر ایهام دارد و در اینجا مراد شاعر، ستارخان است.
[۱۳] تاریکی
[۱۴] صمصامالسلطنه و ضرغامالسطنه، از بزرگان ایل بختیاری که به کمک ایل خود علیه محمدعلی شاه شورش کردند و اصفهان را فتح نمودند و در فتح تهران و سقوط محمدعلی شاه مشارکت داشتند.
[۱۵] شمشیر تیز
[۱۶] تعیین کننده
[۱۷] شمشیر تیز و برنده
[۱] جمع صدر: رؤسا. کنایه از دولتمردان است.
[۲] جمع عظیم: بزرگان. کنایه از علماست.
[۳] هوامّ و سوام: جمع (هامّه و سامه): حشرات یا جانوران زهردار
[۴] سرهنگ لیاخوف ( - ۱۹۲۰)، فرمانده بریگارد قزاق در تهران. وی در دوره استبداد صغیر، به دستور محمدعلی شاه مجلس شورای ملی را بمباران کرد و در تهران حکومت نظامی اعلام نمود و به تعقیب و آزار مشروطهخواهان تندرو پرداخت.
[۵] سیلاخوری، منسوب به سیلاخور، ناحیهای در لرستان که سابقاً مردم آنجا، به صورت سرباز داوطلب خدمت میکردهاند.
[۶] سجع حمام: آواز موزون کبوتر
[۷] شجاع، دلیر. اشاره است به حسینپاشا خان، امیربهادر ( - ۱۳۳۶ ق)، از امرا و درباریان مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه قاجار و وزیر جنگ و سپهسالار محمدعلی شاه و از مخالفان جدی و سرسخت مشروطهخواهان.
[۸] پشکل، فضولات حیوان
[۹] داهومه یا داهومی، از کشورهای عقبمانده در غرب افریقا، این کشور تا سال ۱۸۹۲، مملکت مستقلی بود. نفوذ فرانسویان از سال ۱۸۵۱ که با پادشاه آنجا پیمان تجارتی منعقد کردند آغاز گردید و سرانجام منجر به مداخله نظامی آنان و اشغال این سرزمین شد (۱۸۹۲) و در ۱۹۰۴ جزو افریقای غربی فرانسه گردید.
[۱۰] نام پیشین کشور تایلند
[۱۱] جایگاه
[۱۲] شیطان، ابلیس، بچه بسیار شرور و پر شیطنت
[۱۳] کنایه از مادر محمدعلی شاه است که به امخاقان شهرت داشت.
[۱۴] دیوان ادیبالممالک فراهانی، ج ۱، ص ۱۷۶-۱۷۸.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: محمدعلی شاه قاجار
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)