کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به شبهاتی در نوشته‌های سید محمدکاظم یزدی و پسرش آغاز می‌شود. سپس به تفصیل به ظلم و بی‌عدالتی حکام قاجار، فساد مالی، فروش ولایات، رشوه و تفاوت مالیات‌ها می‌پردازد که منجر به مهاجرت مردم و جلب ترحم ملل متمدن شده است. در ادامه، مسامحات درباریان، صرف بیت‌المال در لهویات فرنگستان و سفرهای بی‌غیرتانه دو سلطان (ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه) را عامل خرابی مملکت معرفی می‌کند. ضعف قوای نظامی ایران و از دست رفتن ممالک اسلامی مانند قفقازستان و ترکستان به دلیل سلطنت مطلقه و بی‌غیرتی حاکمان نیز مورد انتقاد قرار می‌گیرد. در نهایت، بر ضرورت تغییر وضع موجود برای حفظ استقلال و صیانت مذهب امامیه تأکید شده و عدم مداخله سید محمدکاظم یزدی در مشروطیت به معنای تبرّی از حفظ اسلام تلقی می‌شود. متن با انتقاد شدید از کسانی که بدیهیات را نمی‌دانند اما خود را مجتهد می‌خوانند و نیز کسانی که با وجود آگاهی، صلاح خود را در عدم مداخله می‌بینند، به پایان می‌رسد و بر اهمیت حفظ بیرق اسلامی تأکید می‌کند.

متن کامل گزارش

در اینجا فقط شبهاتی را که در املاء آقا هویدا است متعرض می‌شویم، ولیکن آنچه در عبارت سید علی [۳] پسرش هست او را قابل تعرض نمی‌دانیم... هر خبیر و بصیر، دانا است که تعدیات و ظلم‌های قاجاریه و بی‌اعتدالی حکام، زایدالوصف و از عهده تقریر خارج است. از اواخر ناصرالدین شاه تا به امروز احدی اختیار جان و مال و عِرضش را ندارد. مبایعه [۴] ولایات بر حکام به وجوه تقدیمی اَظهرُ مِن الشَّمس است. رشوه و جریمه و تفاوت مالیات حکام در داخله ایران نسبت به عموم رعایا شهره آفاق، و بدین جهت ایران، جالب [۵] انظار ترحمانه همه ملل متمدنه عالم شده، مظلومین ایران همه ساله فوج فوج مهاجرت نموده، در غربت به ذلت طی حیات [۶] عاریت می‌نمایند. و این همه جمادات ایران مشاهده می‌نمایند مسامحات این طایفه و تکاهل [۷] وزواء و لَیِّنُ - العَریکه [۸] بودن هیئت درباریان و تخلفات و مرعوبیت آنان از دول اجنبیه کافر به چه مرتبه است که جمیع بیت‌المال را صرف لهویات منهیّات در بازار فرنگستان نموده، شش مسافرتِ دو سلطان [۹] که عاری از بنیان حَمیّت و غیرت بود، چگونه علت خرابی مملکت و ویرانی ایران شد. دانایان باانصاف دیده‌اند که تمام قوای حربیه ایران از تفنگ و توپ جدیدالاختراع، به اندازه بغدادِ تنها نیست و همه مصارف عصریه را به مصرف پارک و عمارت رساندند و هرچه از قوه حربیه کاستند، به مرعوبیت خود از کفار همجوار افزودند و به همین شیوه رذیله و شمیت [۱۰] خبثیه، ممالک اسلامی را در تحت کلمه خبیثه سلطنت مطلقه از قبیل قفقازستان و ترکستان و افغانستان و بلوچستان، از دست به رایگان از روی بی‌غیرتی بهشتند. و نیز این مسئله برهانی است (اما برهان منطقی اعتقاد ندارد) که اگر از شیئی محدود متناهی کسر کنی، کم کم تمام می‌شود. عوام گویند کوه طلا اگر به روی بیفزایی، عنقریب تمام می‌شود، و نیز جمادات و حیوانات می‌دانند این جمله موضوعات ایران در تحت سلطنت مطلقه در دوره استبداد واقع شده نه در دوره مشروطه. پس بر همه مسلمانان پاک‌طینت، حتی بر جناب آقا واجب است که مساعدت نماید در تغییر وضع سابقه ایران به جهت بقاءِ استقلال فرقه حقه و صیانت شخصیت مذهب امامیه؛ زیرا که اگر این ترتیب دوام نماید، قطعاً بقیه ایران به سایر حدود ملحق خواهد شد. و این نکته را شیعیانی که در خارجه هستند و این ورقه برای اُغلوطه [۱] دادن آنها اشاعت [۲] شده بهتر می‌دانند. پس واضح شد نه بیضه [۳] اسلامیت ایران و استمرار مذهب و استقلال ایران در این عصر ممکن نیست مگر به تأسیس عدالت قرآنی و قوانین مشروطیت. پس اغلوطه‌کاری و اظهار تبرّی آقا از مداخله، تبرّی از حفظ بیضه اسلام است، زیرا که این قیاس مرکّب از صغرای بدیهی و کبرای وجدانی است. جهت عدم مداخله آقا اگر به جهت نادانی بر این قیاس باشد، چگونه خود ایشان خود را ملا، بلکه مجتهد می‌دانند و چگونه امر به تقلید ناس می‌کنند؟ کسی که بدیهیات اولیه را که از اوایل محسوسات است نداند، نظریات و دقائق احکام شرعیه را چگونه ملتفت می‌شود؟ و اگر التفات به صغرا و کبرا را دارد و با وجود این انکار کرده، صلاح خود را در مداخله نمی‌داند. ای قلم بشکن و ای کاغذ روسیاه باش اگر بیان حق نکنی. نمی‌دانم در شرعیات اهم از حفظ بیرق اسلامی چیست که در وظیفه علما است، لیکن خیانتِ جلالت مذهب، از شأن علما خارج است؟ قلم مُحرّر آقا خیلی تند است، البته جواب خواهد نوشت که شبهه آقا صغری است یا کبری... **پاورقی‌ها:** [۱] به نوشته حبل‌المتین: "یکی از فحول (علما)" [۲] منظور، آقا سید محمدکاظم طباطبایی یزدی است. [۳] پسر و پیشکار آقا سید محمدکاظم طباطبایی یزدی [۴] خرید و فروش کردن [۵] جلب کننده [۶] در اصل: حیوت [۷] تنبلی کردن، سستی کردن [۸] لین العریکه: نرمخویی، سست نهادی [۹] منظور، سفرهای اروپایی ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه است. [۱۰] سرشت [۱۱] سخن غلط انداز [۱۲] پراکندن [۱۳] اساس [۱۴] نویسنده، کاتب [۱۵] [روزنامه] حبل‌المتین، س ۱۶، ش ۲۰، مورخ ۵ ذیقعده ۱۳۲۶ ق، ص ۱۹.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1287
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)