کنشگران / عالمان دینی
متن کامل گزارش
بزرگترین واقعات تاریخی قرون اسلامیه، همانا تکفیر رسمانه رؤسای روحانی ایران از محمدعلی میرزا است. این جوان بیتجربه کم تربیت، به اغوای روسها و مشورت جماعتی غدار نمک به حرام، و پشتگرمی چند نفر از ملانمایان غیرمتدین مُرتَشی [۱]، کاری کرد که از ابتدای عَالم، هیچ پادشاه ظالم قهار مستبدی، بلکه هیچ سَبُع [۲] وحشی خونخوار لامذهبی نسبت به بزرگترین دشمنان مخالف مذهب و به پدرکشتگان خویش ننموده بود.
به عقیده فاسد خودشان همین که بر چند نفر مخالفین مسلک کافرانه خویش - که عبارت از چند نفر علمای ربانی طهران و عده کمی از وکلای مجلس و چند تن ارباب جرائد و وعاظ و نطاقین و یک مشت اعضای انجمنها باشند - غالب آمده و هرگونه حرکات وحشیانه و اقدامات کافرانه نمودند، مردم مرعوب شده کار تمام و خنگ مراد زیر لگام آمده است.
عجبتر آن که به خیال خودشان، همین که قطع طریق مخابرات کردند و سد خطوط و تلگرافات داخلی نمودند، این طشت رسوایی که از بام بدبختی خود انداختهاند، بیصدا مانده، پرده بر روی حرکات سَبُعانهشان کشیده خواهد شد.
اَعجَب [۳] از تمام این حرکات آن که از طرفی به محو اسلام و توهین شرع علناً اقدام [کرده] و از طرف دیگر خود را حامی شریعت و مؤید روحانیین در تلگرافات به جمیع بلاد قلمداد مینمایند. عجبا! یک جوان بیتربیت سی و پنج ساله و چند تن مشاورین جاهل و دو سه نفر ملانمای بیدین از آن خوشدلاند که به دسائس و لفاظی، چهل کرور [۴] ملت ایران، بلکه سیصد میلیون نفوس اسلامیه دنیا و میلیونها عقلا و علمای روحانی عالَم را فریب و دغا [۵] داده کاری بر مردم خویش خواهند نمود (بر این عقل و دانش بباید گریست).
حالا معلومشان گردید که بدین تلبیسات ابلیسانه [۶] نمیتوان فریب عالمی را داد، بلکه خویشتن را ازین تلگرافات پی در پی که به لباس تشرع به هر نقطه زدهاند، بیشتر مسخره و مضحکه نمودهاند و همان مفاد «عاقلان دانند» در حق آنان صادق آمده است.
بینی و بین الله، جمیع این فسادات، و آن همه خونهای به ناحق ریخته شده، و هتک احترامی که به نوع علما و شریعت غرّای احمدی وارد آمده، از اختلاف کاریهایی است که شیخ فضلالله از بدو امر از روی هَواجس [۱] نفسانی و رشوهخواری در مسلمانان انداخت، ورنه این جوان مصروع بیتربیت را آن قدرت و جرأت نبود که این قِسم پشت پا به احکام حجج اسلامیه زده، به قلع و قمع اسلام با این نحو سَبُعانه اقدام نماید و آن توهینهایی که - ذکرش بدن انسان را به لرزه میآرد - درباره علمای طهران و ذَراری [۲] رسولالله به عمل آرد و برای پیشرفت استبداد کافرانه خود، هر تهمتی که به زبان نحسش برآید، نسبت به عدالتخواهان اسلامپرست بندد.
میبینم روزی را که مسند عدالت حقه در جلو بهارستان پهن و مختار قاضیان شریعت یک یک اشقیایی که به خون شهدا و این فضایح اسلام بدنام کن شرکت داشتهاند، به سزاهای حقیقی برسانند. محمدعلی میرزا که از ابتدا باطناً کافر بود، اینک مبنی به ظاهر شرع هم تکفیر شد. از این رو خلعاش از سلطنت اسلامی ایران مسلّم است. اگر صد لیاکوف [۳] و هزار شیخ فضلالله حامی او شوند محال است بر تخت سلطنت ایران متمکن تواند گردید؛ چه، مسئله ارتداد، صلح پذیر نیست و در صورت ندامت حقیقی و پشیمانی صمیمی و توبه نزد همان مجتهدین جامعالشرایط که او را تکفیر نمودهاند، اگر قبول هم بشود اول شرط قبولش قتل اوست؛ چه، ارتدادش پس از اثبات واقعی از طرف روسای مسلّم مذهب و مجتهدین جامعالشرایط شده است. چنان تصور نشود که محمدعلی میرزا از این تکفیر، حکم یکی از کفار و خارج مذهب را پیدا کرده است؛ چه برحسب حکم حججالاسلام، محمدعلی میرزا مرتد فطری [۴] است، بنابر قوانین مهدورالدم [۵]، و قاتلش مجاهد و بلاقصاص است، مالش بر مسلمانان مباح و زنش بر وی حرام میباشد. او در شمار کفار نمیآید، چه برحسب قوانین اسلام، عرض و ناموس و مال و جان هر خارج از مذهبی مصون و محفوظ و در مراعاتشان همه قِسم سفارشات اکیده از صاحب شریعت بر مسلمین رسیده است.
بالجمله محمدعلی میرزا به واسطه این حکم قطعی ارتداد، از تاج و تخت ایران محروم شد. بر فرض که حرکت مذبوحی هم از پیروان وی بشود، محال است مالک تاج و تخت ایران شود. ظاهر است کسانی که تا امروز بیرق هواخواهی او را به دوش میکشیدند، به این امید بود، اما همه آنها دانستهاند که کار از التیام گذشته، لذا امید ها از هرسو به طرف وی قطع خواهد گردید، بلکه هواداران او را طبعاً خوف دامنگیر است؛ چه میدانند بر فرض محال، اگر نصف اهالی ایران هم از ته تیغ بگذرند، محال است این جوان مرتد به تخت سلطنت ایران تکیه زند.
در هر صورت باید مسلّم داشت که ایرانیان از شرّ وجود این جوان مَصروع [۶] اَسوده میشوند، امروز نه فردا. و این حکم حیاتبخش رؤسای مذهب، دارای مصالحی بسیار عظیم است که مِنجمله، یکی از عمدهترین احکام عادلانه شریعت غرّای اسلام که نظیرش در تواریخ اسلامی پیش نیامده بود، پس از هزار و سیصد و اندی به موقع اجرا خواهد رسید و حقیقت دیانت احمدی را بالمساوات در حق شاه و گدا ظاهر خواهد ساخت، اگرچه مرحوم حجهالاسلام میرزای شیرازی قدّس سره، جدّ این مرتد (ناصرالدین شاه) را در مسئله رژی به دو کلمه نوشته، تأدیب شرعی نمود و جبروت چنانی او را در هم شکست، ولی این حکم را اثر دیگر و رأیش [۱] همیشه در قلوب پادشاهان شیعه در بسط عدالت باقیخواهد ماند و مِن بعد، هیچ پادشاه قاهری پای خود را از جاده اعتدالات شرعیه بیرون نخواهد گذارد. دوم، مشروطیت سلطنت ایران را به قِسمی این حکم مسجل داشت که ازین و بعد با تیشه بیداد هیچ نمرود و شدادی خراب نخواهد گردید. سوم، علما، بدنامی بزرگی را از اسلام برداشته و بر عالمیان ظاهر نمودند که این حرکات وحشیانه فجیعانه، مخالف با دیانت و قوانین شرع احمدی است، و فاعل اینگونه افعال شقیانه را نمیتوان مسلمان تصور نمود. چهارم، حریصانی که از هر سو دندان طمع به ایران تیز کردهاند، حکم حیاتبخش حجج اسلامیه همه را کند نمود.
ولی اینها در صورتی است که علماءِ اعلام، تعقیب نموده، این حکم متین شرع مبین از روی واقع را به موقع اجرا گذارند و جمیع احکام ارتدادیه را در حق محمدعلی میرزا جاری دارند و در این مواقع، اهم تکالیف شرعی خود را فقط در دادن حکم ندانند، بلکه به هر قِسم صلاح دانند اجرای این حکم را بر خویش لازم قرار دهند.
اگرچه ما را قطع حاصل است که این حکم، به موقع اجرا خواهد رسید و عنقریب نتیجهاش بر عالمیان ظاهر خواهد گردید، معذلک ما به تکلیف شرعی خود عمل نموده، میگوییم که اگر خدای نخواسته این حکم به موقع اجرا نیاید - یعنی محمدعلی میرزا از تاج و تخت محروم نگردد - آزادی ملی، ایران را وداع نموده، اسلامیت ازین مملکت رخت خواهد بست و سلطنت ایران یک دفعه در قبضه روس و پادشاه آن [در] آینده در قِطمیر [۲] امیر بخارا بلکه پستتر از آن خواهد درآمد و این آخرین حکم رؤسای مذهب شیعه خواهد بود. یعنی اگر این حکم مُجری [۳] نشود، رسوخ و نفوذ رؤسای روحانی شیعه نیز یک دفعه تمام خواهد شد و احکام آنها نیز مانند حکم علمای قفقاز و هند و غیره خواهد شد که از در خانه خودشان خارج نمیشود. به عبارت بسیار ساده، در صورت اجرای این حکم، شاه رفت و اسلام قوی گردید و در عدم اجرایش علمای شیعه رفتند و اسلام را وداع باید گفت.
اما عقیده ما همان است که ذکر کردیم. یعنی حکم علمای اعلام حتماً و قطعاً اجرا خواهد شد ولو کَرهَ المستبدین [۴].
چون محمدعلی میرزا را ما رفته میدانیم و کارش را تمام میپنداریم، خوب است عقیده خودمان را برای آتیه ایران بیان نماییم.
با این که ما اول، جمهوریخواهیم و سلطنت مشروع را در غیبت امام، همان اصول جمهوریت میدانیم، معذلک برحسب اقتضای امروزه ایران، اولین مخالف جمهوریتِ سلطنت هستیم و نیز تبدیل سلطنت را از سلسله قاجاریه عموماً و از خاندان محمدعلی میرزا خصوصاً برحسب مقتضیات سیاسیه ایران صلاح نمیدانیم، بلکه اسباب مفسده عظیم و مناقشات بزرگ دپلوماتی [۱] میپنداریم.
اَسلَم شُقوق [۲] و اصلح امور آن است که سلطان احمد میرزای ولیعهد کنونی را به پادشاهی شناخته و چون ده سال بیش ندارد و قانوناً قابل تصدی امور سلطنت نیست، نایبالسلطنهای برای او انتخاب نمایند. و یا پنج نفر از رجال باکفایت باعلم و دیانت را انتخاب نموده، آنچه راجع به امضای شخص پادشاه است پس از فیصله، به امضای آن هیئت رسانیده تا بلوغ قانونی ولیعهد در رسد. در صورتی که بنا شود نایبالسلطنه انتخاب نمایند، بهتر از شاهزاده ظلالسلطان فعلاً در ایرانیان کسی به نظر نمیرسد، چه هم دارای تجربه میباشد و هم از زمان پدر تا امروز امتحان مشروطهخواهی داده و شخصی است مطلع به وضع زمان. هم معروف جمیع صنوف، و هم عارف به احوال جمیع طبقات ایران میباشد. کهولت، هوی و هوسهای جوانی را از سرش بیرون کرده و چشیدن سرد و گرم دنیا او را پخته و سنگین ساخته است. اسمش برای امنیت و انتظام بلاد کافی، سهمش برای پیش پایخود نشستن همسایگان طماع حریص خارجه، وافی شناخته میشود. سرکشان ایران را سر اطاعت نزد او خم نمودن افتخار است. از همه بالاتر، هم خود دارای ثروت هنگفت است و هم به واسطه درستقولی و صحیحکاری نزد متمولین خارجه و داخله دارای اعتبار و اعتماد بسیار میباشد و امروز آنچه ایران را از همه چیز بیشتر لازم میباشد پول است. در سایه همراهی این مرد، ایرانیان میتوانند مستغنی گردیده، به اصلاحات مُلکی پردازند به جهات مذکوره و بسیاری از جهات دیگر که ذکرش مُورث تطویل [۳] است، انتخاب شاهزاده ظلالسلطان به نایبالسلطنگی بر دیگران، مرجح است.
پس از این تکفیر محمدعلی میرزا و خلعش از سلطنت، به قدری راه صاف و مشروطیت ایران قوت خواهد گرفت که هرکسی به سلطنت و یا نایبالسلطنگی انتخاب شود مجبور به همراهی و درست رفتاری خواهد بود و هیچکس به نادانی این جوان نخواهد بود که به هوای نفس و اقدامات جاهلانه، پای بر بخت و تخت نزده، دنیا و آخرت خویش را بر باد نخواهد داد.
پس ما را است که مقتضیات زمان، را همه قِسم ملاحظه نموده، اقدام در انتخاب نایب السلطنه نماییم که در آینده مورث پشیمانی و پریشانی ملک و ملت نگردد.
**پاورقیها:**
[۱] رشوه گیرنده
[۲] حیوان درنده
[۳] عجیبتر
[۴] چهل کرزر: بیست میلیون
[۵] مکر و حیله
[۶] تلبیسات ابلیسانه: فریبکاریهای شیطانی
[۱] جمع هاجس: آرزوها
[۲] جمع ذَریه: اولاد
[۳] منظور همان لیاخوف افسر روسی است که به دستور او مجلس به توپ بسته شد.
[۴] مرتد فطری: آن که از پدر و مادر مسلمان متولد شده و خود مسلمان بوده و سپس کافر شده است.
[۵] مهدورالدم: واجبالقتل
[۶] مجنون، دیوانه
[۱] در اصل: رعیش
[۲] مال ناچیز
[۳] قابل اجرا
[۴] ولو کره المستبدین: هر چند مستبدین را خوشایند نباشد.
[۱] دیپلماسی
[۲] اسلم شقوق: سالمترین راهها
[۳] مورث تطویل: موجب به درازا کشیدن
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)