کنشگران / عالمان دینی
متن کامل گزارش
خدمت آقایان حجج اسلام و آیاتالله علی الانام دامت برکاتهم عرضه میدارد:
تا دارالشورا و دربار ملی وفقنا الله لتجدیده بود، مستبدین، مَندوبان [۲] و وکلا را با [تهمت] بابیت و بیدینی قَذْف [۳] مینمودند، چون کذب قولشان در این قضیه واضح، و افترائشان در حق مؤمنین لایح، واقعاً خیلی اسباب افتضاح و شرمساری شد، این اوقات از آن تهمت منصرف گشته، دو عنوان دیگر انتشار دادهاند:
یکی، آن که اساس مشروطیت و اصول قوانین اساسیه، منافی با شرع اسلام است لذا دولت قبول مشروطیت نباید بکند و جمعی از عالِم نمایان، بیرقدار مؤسس این بنا هستند.
دوم، آن که مشروطیت موافق مزاج حالیه اهالی مملکت ایران نیست به واسطه جهالت و بیعلمی عموم مردم.
مستبدین هر دو ماده را به سفرای دول خارجه ارائه داده، اظهار عذر در تعویق افتتاح دارالشورا مینمایند؛ و نیز این دو عنوان را وسیله تعدیات ظالمانه و حرکات غدارانه خود قرار داده تا رفع تهمت از خود و نزد دول نموده باشند و از روز انفصال دارالشورای کبری، حکام مستبد در همه شهرها از انواع ظلم و اذیت و ارتشاءِ [۵] و جریمه و اتهام به مشروطهطلبی و کتک و حبس و شکنجه و داغ و درفش و اشکلک [۴]، ذرهای فروگذار نکردهاند و اهتمام دارند جمیع آثار حقّانه دوره مشروطه را به تدلیس [۶] محو نمایند. حتّی قبر سید عبدالحمید [۷] را نبش نموده، جسد ذریه رسولالله را بیرون آورده آتش زدند به جهت آن که شهادت سید مرحوم، تاریخ افتتاح دارالشورا بوده و به قهر و قَسر [۸] از مردم بیچاره نوشته میگیرند که ما مشروطه نمیخواهیم و هرکس نوشته ندهد یا صحبت مشروطه بدارد، شبانه گرفته یا تلف مینمایند یا دارایی او را جبرا میگیرند.
آنچه محقق گشته همه اینها به واسطه تعلیم یکی از دول مجاوره کافره و نغمات موسیقیه محرمانه آن دولت است که عرصه تماشاخانه ایران را از خون مقدس مسلمانان سرخ کرده و به ترنّمات همان الحان کفریه است که شیخ [فضلالله] نوری و محمد خمامی و [میرزا] حسن تبریزی به استادی شاپشال یهودی [۱] بازیگر این تماشاخانه شدهاند و به آهنگ سَریّه [۲] آنها است که بیتالله به توپ بسته شد و قرآن مجید زیر لگد اسبان قزّاقها افتاد و هکذا. مختصراً چون انتشارات [این اخبار] اسباب شبهه بعض از عوام شده، مستدعی از محضر مبارک آن مَوالی [۳] آن که جواب شافی وافی ساده درخور فهم عامّه مردم مرقوم فرمایند تا عموم مسلمین در تکلیف شرعی خود متحیر نباشند.
بسم الله الرحمن الرحیم
* * *
هیأت متدینین همدان
الحمد لله رب العالمین و الصلوه و السلام علی محمدٍ خیر خلقه و علی عترته الطیبین الطاهرین. بلی، از اول انعقاد دارالشورای کبری، عقلای ایران و موثقین و متدینین و مؤمنین از علما و سادات و وزرا و اعیان و تجار و کسبه قاطبه بلاد، محاسن مجلس و ثمرات خیریه آن را متکاثرا و متظافرا [۴] فوق حد تُواتُر [۵] به ماها نوشتند؛ سیّما [۶] ایرانیان مقیم خارجه، نتایج وخیمه و مخاطرات ذمیمه استبداد را که ضعف ملت و دولت باشد، بلکه بقا به حالت استبداد، العیاذ بالله، علت تامّه انقراض سلطنت مستقله طریقه حقه اثناعشریه (صلوات الله علیهم) است [که] به ادله واضحه و براهین لایحه، اثبات و مدلل داشتند، و ما خودمان نیز در حقیقتِ سلطنت استبداد و سلطنت مشروطه تفکر تامّ و غوررسی کامل نموده، با ملاحظه سوابق اطلاعات که از تعدیات و بَغاوَت [۷] حکام جور و تجاوزات مباشرین امور دیوانی داشتیم، نیک بسنجیدیم و حالت حالیه ایران را در این قرن با قرن سابقه به دقت مقایسه کردیم، مُتَّضح [۸] گشت که اگر مسلک ظالمانه و طریقه غدارانه سابقه تغییر داده نشود، عنقریب خدای ناکرده این شعبه از سلطنت اسلامی مضمحل و منقرض خواهد شد.
پس به مقتضای تکلیف شرعی که برعهده داشتیم و در قیامت کبری از سکوت آن عذر نداشتیم، رفتار نموده آنچه متعلق به تأسیس دارالشورا و اجتماع هیئت جمعی از موثقین و متدینین بود، در خصوص کبرای کلیه و صغرای شخصیه مجلس دارالشورا نوشتیم که مخالفت همین مجلس منعقد در بهارستان حرام و محاربه با صاحب شرع (صلوات الله علیه) است و اطاعت حکم مخالف و حمله و شلیک بر مجلس و مجلسیان و حامیان آن - مانند مجاهدین تبریز و غیره - اطاعت حکم جبت [۱] و طاغوت، و حامیان استبداد محارب و در عِداد [۲] قشون یزید بن معاویه است، و هکذا احکام دیگر آنچه راجع به این نکته بود در جواب سئوالات بلاد ایران و بلاد خارجه نوشتهایم. کلمهای بحمد الله کوتاهی و فروگذاری نشده، هرکه بخواهد به همان احکام سابقه ابتدائیه و جوابیه که صادر شده رجوع بنماید.
آن که نوشتهاید تازه دو عنوان دیگر کردهاند، بلی معروف است: اَلغَریقُ یَتَشَبَّثُ بلِحَیتِه [۳]. چون مستبدین خائنین در اول تأسیس دارالشورا اکثر موافق بودند، به گمان این که دکّه ریاست و غارتگری آنان تُلمه [۴] نخواهد یافت، چون به استقرار دارالشورا راه تعدیات آنها مسدود گشت، ناچار عَلَم بَغاوَت افراشته، بنای طغیان گذاشتند. پس از آن که جمعی از عالِم نمایان چشم از شرع پوشیده ... سخط [۵] الهی را به رضای مخلوقی خریدند و کلید جهنم را به کمر زدند، باکی از هیچ تهمت و افترا نخواهند داشت؛ همان طور که اُکذوبه [۶]های صِفیّنی عمروعاصی زاویه مقدسه از قلوب صافی محو شد و ناشران به شناعت [۷] بسزا مبتلا گشتند، ان شاء الله این اُغُلوطه [۸]های جدید هم عنقریب رفع میشود. اگرچه جواب هر دو اکذوبه جدیدالانتشار از احکامات شرعیه صادره مستفاد میشود و از بیانات فوق نیز ظاهر شد، ولی محض تَشحیذا [۹] اذهان و تشریح این بنیان خیریت توأمان، عرض میشود:
امروز عقلای عالَم متفقند که مقتضیات این قَرن مغایر با مقتضیات قرون سالفه [۱۰] است. هر دولت و ملتی که در امور عرفیه و موضوعات خارجیه از قبیل تسطیح طُرُق و شَوارع [۱۱] و تجهیز عساکر برّیه و بحریه [۱۲] به طرز جدید و آلات جدیده و تأسیس کارخانجات که سبب ثروت ملیّه است، به وضع حالیه نکند و علوم و صنایع را رواج ندهند، به حالت استقلال و حفظ جلالت انفراد مستقر نخواهد بود؛ و بقای بر مسلک قدیمی، جز اضمحلال و انقراض نتیجه نخواهد داد. پس تأسیس این امور محترمه، حفظ بیضه [۱۳] اسلامی است و در معنا این اعمال یک نحو جهاد دفاعی است که بر عامه مسلمین واجب و لازم است، بلکه در شرعیات اهمّ از این نیست و همه کس میداند دول کفر از همین طرق ترقیات کرده، دست تَطاول [۱۴] و تَغلّب به خاک مقدس اسلامی گشودند.
پس امروزه تکلیف عموم مسلمانان قهراً همین است که ترک مسلک خبیث استبداد نموده و در تحصیل این مشروع مقدس - که اقامه دارالشورای ملی و اجرای قانون مساوات قرآنی میباشد - غایت جهد را مبذول دارند تا از برکت آن بتوانند حفظ سلطنت اسلامی را نموده باشند؛ چنان که احرار [۱] دولت علیّه عثمانیه با ایفاء [۲] مراسم حمیت اسلامی به نشر و تأسیس آن نایل شدند. و اگر دول مجاوره بلکه عموم دول، از این راه، ترقی و تسلط بر اسلامیان پیدا نکرده بودند، این تکلیف بر مسلمین متوجه نمیشد. ولی امروزه قهراً عامّه مسلمین بر این وظیفه شرعیه عقلیه، محض حفظ سلطنت استقلالیه اسلامیه مکلفند و متمرد از آن یا جاهل و احمق است یا معاند دین حنیف اسلام.
و اگر فرض خلاف واقع بکنیم که با وضع استبداد [و] اساس ظلم به عادت دیرینه نیز استقلال ایران از تأیید الهی و برکت حجت عصر (عجّل الله فرجه) باقی خواهد بود، معذلک سلطنت مشروطه و عدالت و مساوات در کلیه امور حِسبیه [۳] به شرع اَقرَب [۴] از استبداد است. بدیهی است عقول عدیده، جهات خفیه و کامِنه [۵] اشیاء را بهتر از یک عقل ادراک میکند و ظلم و جور و تعدی و اجحاف، با فعالیت و حکمرانی مبعوثان [۶] ملت به درجات کمتر خواهد بود از دوره استبداد و نمونه آن مدت اقامه دارالشورا دیده شد که مدت دو سال، فلس و دیناری به احدی تعدی و ظلم نشد، با آن که هیولای استبداد در هر قُطری [۷] جنودالشیطان و شیعیان [۸] آلمروان را امر به غارت و قتل و نَهب مینمود، معذلک در تمام دو سال به قدر یک عُشر [۹] تعدیات حکام در این سه ماهه دوره استبداد واقع نشد، و اگر احیاناً خلاف قاعده میشد، از شیطان همزاد بودند نه از ناحیه مجلس.
گذشته از این، مگر سلطنت استبدادیه، شرعی بود که از تغییر و تبدیل آن به سلطنت مشروطه به دسیسه عمرو عاصی، عنوان مشروعه نموده، محض تشویش اذهان عوام و اغلوطیه دلفریب باعث این همه فتنه و فساد گشته، سفک دماء و هتک اعراض و نَهب اموال را اِباحه نمودند [۱۰]؟ وا عجبا! چگونه مسلمانان، خاصه علماءِ ایران ضروری مذهب امامیه را فراموش نمودند که سلطنت مشروعه، آن است که متصدی امور عامه ناس و رتق و فتق کارهای قاطبه مسلمین و فیصل کافّه مَهام [۱]، به دست شخص معصوم و مؤید و منصوب و منصوص و مأمور مِنَ الله باشد، مانند انبیاء و اولیا (صلوات الله علیهم) و مثل خلافت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) و ایام ظهور و رجعت حضرت حجّت (علیه السّلام). و اگر حاکم مطلق معصوم نباشد، آن سلطنت غیرمشروعه است، چنان که در زمان غیبت است.
و سلطنت غیرمشروعه دو قِسم است: عادله، نظیر مشروطه که مباشر امور عامه عقلا و متدینین باشند؛ و ظالمه جابره است، آن که حاکم مطلق، یک نفر مطلقالعنان خودسر باشد. البته به صریح حکم عقل و به فصیح منصوصات شرع، غیرمشروعه عادله مقدم است بر غیر مشروعه جابره. و به تجربه و تدقیقات صحیحه و غوررسیهای شافیه، مبرهن شده که نه عشر [۲] تعدیات دوره استبداد، در دوره مشروطیت کمتر میشود، دفع اَفسد و اَقبح [۳]، به فاسد و قبیح واجب است، چگونه مُسلم جرأت تَفَوّه [۴] به مشروعیت سلطنت جابره میکند و حال آن که از ضروریات مذهب جعفری(ع)، غاصبیت سلطنت شیعه است. و اگر مجسمه شقاوت و ظلم، مدعی سلوک به احکام شرع باشد، باید دفتر را به هم پیچید و تجدید مطلع کرده و این نُطع [۵] خونآلود را از راه مسلمین برچید. باز نظر به مصالح مکنونه، باید مَطویّات [۶] خاطر را لِمَصلِحَهِ الوَقت کتمان کرد، و موجزاً تکلیف فعلی عامّه مسلمین را بیان میکنیم که موضوعات عرفیه و امور حسبیه در زمان غیبت، به عقلای مسلمین و ثِقات [۷] مؤمنین مُفَوَّض [۸] است، و مصداق آن همین دارالشّورای کبری بوده که به ظلم طُغات [۹] و عصات [۱۰] جبراً منفصل شد. امروزه بر همه مسلمین واجب عینی [۱۱] است که بذل جهد در تأسیس و اعاده دارالشورا بنمایند. تَکاهُل [۱۲] و تمرّد از آن به منزله فرار از جهاد و از کَبائِر [۱۳] است. اما جواب مسئله دوّم که عدم صلاحیت و استعداد اهل ایران باشد برای مشروطیت، اگرچه راجع به شرع نیست و از وظیفه دعاگویان خارج، و جواب آن به عهده عقلای مسلمین است، ولی چون این ایام، سیاسیات و عرفیات ایران با جهات شرعیه اختلاط و ارتباط تام پیدا کرده، به نحو ایجاز متعرض میشویم:
بلی، این در صورتی بود که اعیان و مباشرین امور دیوانی در مدارس علمیه، تحصیل علوم صنایع از فلاحت و تجارت و سیاست و به اصطلاح حالیه، پلتیک [۱] و علم حقوق خوانده باشند، ولی افسوس این جهالت و نادانی مشترک است مابین شاهزادگان و وزرا و اعیان و امرا و خوانین و اولیاءِ امور دیوانی، و میانه زارعین و دهاقین و کسبه و تجار همین جهل مابهالامتیاز آنها است که عین مابهالاشتراک است لا مَیزَ فِی الاعدام مِن حَیث العَدم [۲]، و اگر دعوی علم کنند مُکابر [۳] حِسّ و وجدان انسانی است، زیرا که در این قرن اخیر هیچ نحو آثار علمیه و عقلیه و خیریه و شرعیه از کلیه مباشرین امور دیوانی دیده نشده. باز به فتوای عقل و شرع و وجدان انسانیت، اجتماع عقول ناقصه بهتر از یک عقل ناقص هواپرست بیرادع [۴]، میباشد. بدیهی است هیئت عقلا، ایالتی را مانند شیراز و اصفهان بهتر تَمشیَت [۵] میدهند از یک نفر جاهل طمّاع شریر خائن خدانشناس. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته. اللّهمَّ اَیّد الاسلامَ و اَهلَهُ [۶].
**پاورقیها:**
[۲] برگزیدگان
[۳] دشنام دادن
[۴] آشکار
[۵] رشوهگیری
[۶] فریبکاری
[۷] روحانی شهید صدر مشروطیت در ۱۸ جمادی الاولی ۱۳۲۴ ق، مدفون در مسجد جامع. ر.ک. به: تاریخ بیداری ایرانیان، ج ۱، ص ۴۷۹.
[۸] زور و اجبار
[۱] افسر روسی مقیم تهران از مخالفان سرسخت مشروطه و از معتمدان محمّدعلی شاه قاجار.
[۲] جنگهای زمان پیامبر اکرم (ص) که پیامبر در آنها حضور نداشت. کنایه، از مقدس بودن نبرد با مشروطهخواهان.
[۳] سروران
[۴] متکاثرآ و متظافراً: به طور فراوان و پیوسته
[۵] پی در پی
[۶] به ویژه
[۷] ستمگری، تجاوزگری
[۸] آشکار، روشن
[۱] در قرآن، باطلی (بت و نظایر آن) که به جای خدا به آن ایمان آورند (نساء، ۵۴).
[۲] شمار
[۳] غرق شونده (از سر ناچاری) به ریش خود متصل میشود.
[۴] صدمه
[۵] خشم و غضب
[۶] دروغ
[۷] زشتی، سرزنش
[۸] سخن غلط انداز
[۹] روشن کردن
[۱۰] پیشین
[۱۱] تسطیح طرق و شوارع: صاف و هموار کردن راهها و جادهها
[۱۲] عساکر بریه و بحریه: نیروهای زمینی و دریایی
[۱۳] اساس
[۱۴] دستاندازی، تجاوز
[۱] آزادیخواهان
[۲] انجام، اجرا
[۳] امور حسبیه: در اصطلاح فقهی به کارهایی گفته میشود که شخص یا نهاد خاصی در جامعه اسلامی، متولی آنها نیست. و از دیگر سو میدانیم که خداوند راضی نیست که این امور بر زمین بماند، مثل سرپرستی اطفال بدون سرپرست و حفظ اموال آنان، دفن مسلمانی که خویشاوند ندارد، حفظ اموال اشخاص غایب و .... از نظر فقهی مسئولیت اینگونه کارها و یا حق تصدی مسئولیت آنها به طور متیقن، با فقیه عادل است. اگر او در دسترس نبود، بر عهده مسلمانان عادل و در غیر این صورت بر عهده دیگر مسلمانان است.
[۴] نزدیکتر
[۵] پوشیده، پنهان
[۶] نمایندگان
[۷] ناحیهای
[۸] پیروان
[۹] یک دهم
[۱۰] اباحه نمودن: مباح دانستن
[۱] فیصل کافه مهام: حل و فصل کننده همه امور مهم
[۲] نه عشر: نه دهم
[۳] افسد و اقبح: فاسدتر و زشتتر
[۴] بر زبان آوردن
[۵] بساط
[۶] نهفتهها، ضمایر
[۷] جمع ثقه: اشخاص مطمئن و مورد اعتماد
[۸] سپرده شده، واگذار شده
[۹] جمع طاغی: سرکشان
[۱۰] جمع عاصی: نافرمانان
[۱۱] واجب عینی (اصطلاح فقهی): امر واجب که هر فرد مسلمان ملزم به انجام آن است و پرداختن بعضی افراد به انجام آن، مانع از انجام برخی دیگر نخواهد شد.
[۱۲] کوتاهی کردن
[۱۳] گناهان کبیره
[۱] علم سیاست
[۲] از اشعار حاج ملا هادی سبزواری در منظومه است، بدین معنی که از حیث عدم، تمایزی در بین معدومها نیست.
[۳] معارض
[۴] بیمانع
[۵] سامان دادن به کارها
[۶] اللهم ..., اهله: خداوندا! اسلام و پیروانش را مؤید بدار.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
محل وقوع: نجف (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: مردم همدان
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)



