کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با آیه‌ای از قرآن کریم آغاز می‌شود که به نکوهش گفتار بدون عمل می‌پردازد. سپس به اعلان مشروطیت از سوی دربار محمدعلی شاه اشاره می‌کند و آن را با لحنی تمسخرآمیز و کنایه‌آمیز زیر سؤال می‌برد. نویسنده این اعلان را صرفاً یک وعده توخالی می‌داند و بر این باور است که عمل نکردن به قول، موجب رسوایی و ننگ ملت ایران خواهد شد. در ادامه، با استناد به آیات و احادیث، بر اهمیت عمل بر قول تأکید می‌کند و بیان می‌دارد که دربار با این اعلان قولی، نه تنها به اعتبار خود نمی‌افزاید، بلکه موجب بدگویی و طعن جراید خارجی و تحقیر ملت ایران می‌شود. نویسنده با لحنی تند و عتاب‌آمیز، درباریان را خائن و پست‌فطرت خطاب می‌کند و از آنها می‌خواهد که اگر توان اداره کشور را ندارند، استعفا دهند. در بخش پایانی، با طرح پرسش‌های متعدد، به نقد وضعیت موجود و عدم تحقق وعده‌های مشروطیت می‌پردازد. به بسته بودن مجلس، تشکیل کابینه استبدادی، عدم آزادی مطبوعات و مخابرات، حضور نیروهای خارجی و ادامه فعالیت عوامل استبداد اشاره می‌کند. در نهایت، این اعلان را فریبکاری برای ریشخند ملت می‌داند و از مردم می‌خواهد که بیدار باشند و فریب این دزدان راهزن مشروطیت را نخورند.

متن کامل گزارش

کَبُرَ مَقتاً عِندَ الله اَن تَقُولُوا ما لا تَفعَلُونَ. از طرف دربار، اعلان مشروطیت شده، چشم مشروعه‌بازان روشن، بشارت باد خاصان حرم را. این اعلان را چندم می‌باید شمرد؟ آفرین بر این عزم. آفرین بر این ثبات. آفرین بر این اوامر. خدایا رسوا شدیم. چقدر گشتیم، رَذیل [۲] به قلم رفتیم. الهی ما که غیرت نداریم از روی سرمشق ژون ترک‌ها [۳] سطری بنگاریم. الهی تو صبوری این ننگ را از ملت ایران بردار. این عار را از ما بگیر. ما که شیخ‌الاسلام منحصر به فرد نداریم خودت این دربار متلوّن‌المزاج [۴] را که چون پر طاووس هر دم رنگی است، هدایت فرما و این بلا را از ما دور کن... می‌دانم که دعای قولی هم مثل اعلان قولی است، نه او را ثمری است و نه این را اثری. اگر تنها قول در صحت عمل و در ترتیب آثار کافی بود، تصدیق به جنان [۵] و عمل به ارکان در صحت ایمان بر اقرار به لسان مزید نمی‌فرمودند: خیر الاقوال ما یصدقه الافعال [۶] گفته نمی‌شد. کردار بیار گِرد گفتار مگرد. قایل غیر از فاعل است. گوینده غیر از کننده است. نادی صلوه را مصلی نمی‌گویند، قاصد حج را حاجی نمی‌خوانند. لَم تَکونوا بالغِیه اِلاّ بشِقّ الانفُس [۷] (فَضلُ المَقال عَلَی الفِعال مَنقَصَةٌ وَ فُضلُ الفِعال عَلَی المَقال مَکرَمَه) شایسته شأن ملوک، فعل است نه قول؛ علی‌الخصوص در جایی که تَنها قول، مورد سوءِ ظن رعیت باشد؛ خاصه در محلی که خلف یمین و خلف وعده و تلوّن مزاج مسبوق باشد و ملت به قول او اهمیت ننمایند، در این صورت اعلان قولی البته نتیجه برعکس خواهد بخشید. اگر دربار در این مورد اعلان فعلی می‌فرمود از شأنش چه می‌کاهید؟ و حالا که به قول قناعت کرد بر قوتش چه افزود، به جز این که افراد ملت هر یکی به لحنی و به کنایه و به تمثیلی مترنم گشتند و جراید اجنبیه که لسان‌القومند بنای بدگویی و طعنه‌زنی گذاشتند؟ تا کی مورد طعن و لعن اجانب خواهیم شد؟ تا چند ما را رذیل‌ترین ملل خواهند گفت؟ ای درباریان! ای بادینان! ای پست‌فطرتان! ای خائنان ملت! ای محوکنندگان دولت! تف بر غیرت شما، اف بر حمیت شما. اگر قدرت اداره ندارید استعفا نمایید، ملت را بر باد ندهید، دولت را زبون نسازید. تا کی می‌خواهید ملت را گول بزنید؟ تا چند می‌خواهید دولت را به بدعهدی شهره آفاق نمایید؟ مقصود از این اعلان قولی بی‌معنی چیست؟ اگر دروغ است که شایسته شأن ملوک نیست، و اگر راست است مصداقش کو؟ هنوز در بهارستان بسته است. از شورای ملی جز در درون دل‌های احرار اثری نیست. چرا کابینه از روی استبداد تشکیل یافته؟ وزرا، مسئول کدام مجلس هستند؟ وسایل مخابرات چرا آزاد نیست؟ چهار ماهه پُسته [۱] تبریز چرا هنوز در طهران در تحت توقیف استبداد است؟ چرا خطوط چهارماهه اطراف که به تبریز فرستاده شده هنوز در تهران است؟ چرا تلگرافخانه‌ها از برای مخابرات سیاسی و پلتیکی ملت باز نیست؟ چرا هنوز امیربهادر و شیخ فضل‌الله، مشیرالسلطنه، مخبرالدوله، رحیم خان، عین‌الدوله و صمد خان و میرزا حسن تبریزی و پسران قوام در سر کار و صاحب اختیارند؟ چرا انجمن‌های ایالتی را رسماً نمی‌شناسند؟ چرا هنوز قشون روس در تبریز و حدود شمالی ایران باذن صاحبه [۲] در گشت و گذارند؟ چرا هنوز ترکمانان در استرآباد مشغول افعال بربریت هستند؟ چرا پسران قوام در لار مشغول قتل عام و نَهب اموال و هتک اعراض‌اند؟ چرا هنوز وجه گمرکات بنادر سپرده به انگریزهاست؟ چرا هنوز در طهران حکومت اداره عرفیه برچیده نشده؟ چرا هنوز اردوهای باغشاه و کرج و قم را امر مراجعت صادر نشده؟ چرا هنوز محبوسین ایرانی تفلیس و غیره تخلیه سبیل نشده‌اند؟ چرا وکلای حاضر طهران را رسماً در محلی به طور آزادی ننشانیده و مشغول مذاکره امور مملکتی نمی‌دارند؟ چرا وکلای محبوسین باغشاه و متهمین مشروطه طهران فک رقبه [۳] نمی‌شوند؟ چرا باز وجوه بازیافت مالیات، روزانه در باغشاه تقسیم الواط و اشرار می‌شود و دیناری از آن در مصالح ملت و لوازم مملکت صرف نمی‌شود؟ کدام در استبداد بسته شده و کدام باب مشروطیت باز گشته؟ کدام قزاق، دست از جان ملت بیچاره برداشته؟ کدام روزنامه آزاد ملی را اجازه طبع و نشر داده شده؟ کدام روزنامه خارجی آزاد را رخصت دخول بر مملکت اعطا شده؟ کدام مکتب باز گشته؟ کدام سانسور از حرکات ملت مرفوع شده؟ کدام ماده قانون اساسی به موقع اجرا گذارده شده؟ تغییر قانون انتخاباتِ سابق موافق کدام مشروطیت است؟ به تصویب کدام مجلس شورا تبدیل گشته؟ مملکت تشیع و اسلام و ممنوعیت بنی‌هاشم از انتخاب به وکالت یعنی چه؟ ممنوعیت کمتر از چهل ساله و آن که مالیه‌اش از ده هزار تومان کمتر است، از انتخاب به وکالت چه معنی دارد؟ کدام عقل تجویز این امر نموده؟ کدام شرع فتوای این کار را داده؟ نام جوهر استبداد را مشروطه گذاشته و سی میلیون ملت بیچاره را ریشخند می‌نمایند. برعکس نهند نام زنگی کافور. ملت را است که بیدار باشند و قطع نمایند که این دزدان راهزن مشروطیت، از کرده، نادم نشده به اهل قافله دلشان نسوخته، بلکه از دور جمعیتی دیده و آثار دفاعی فهمیده، خودشان را به کناری کشیده با دم قلم می‌دمند و اظهار همراهی با اهل قافله می‌کنند تا جمعیت ناپدید شود و صدای اهل قافله به جایی نرسد. آنگاه به آسودگی تمام و جمعیت [۱] خاطر، مقصود خودشان را به انجام رسانده و قافله را به وادی نیستی کشانند. خدا قلب دانا و چشم بینا و گوش شنوا عطا فرماید. در تمام اهل ده یک زنده کو؟ وَ ما اَنتَ بمُسمِع مَن فِی القُبُور [۲] **پاورقی‌ها:** [۱] مرسولات پستی [۲] صف، ۳: این عمل که (به وعده دروغ و دعوی باطل) سخنی بگویید و خلاف آن کنید بسیار سخت خدا را به خشم می‌آورد. [۳] فرومایه [۴] منظور، جنبش مشروطه‌خواهی ترک‌های جوان عثمانی است. [۵] دمدمی مزاج [۶] بهشت [۷] در اصل: خیرالمقال ما صدقه الفعال (از سخنان امیرالمؤمنین، علیه السلام). [۸] نحل، ۷: جز به رنج تن بدان‌ها نتوانید رسید. [۹] باذن صاحبه: با اجازه صاحبش (دولت روسیه) [۱۰] فک رقبه: آزاد کردن اسیر [۱۱] آسودگی [۱۲] فاطر، ۲۲: تو آن کس را که در گورستان (کفر و جهالت) فرو رفته، هرگز شنوا نتوانی کرد. [۱۳] [روزنامه] حبل‌المتین، س ۱۶، ش ۴۷، مورخ ۲ جمادی‌الثانی ۱۳۲۷ق، ص ۱۰، ۱۱.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1288
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: محمدعلی شاه قاجار
حاکم زمان: احمد شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)