کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با ستایش از روزنامه مجلس به عنوان رسانه‌ای بی‌غرض آغاز می‌شود و به وضعیت نابسامان فارس و شیراز در پی انقلاب مشروطه می‌پردازد. نویسنده ادعا می‌کند که برخی افراد سودجو و فاسد، با سوءاستفاده از عنوان «انجمن اسلامی» و فریب علمای ساده‌لوح، به بهانه مشروطه‌خواهی به چپاول اموال مردم، قتل و غارت مشغول شده‌اند. در ادامه، به فساد گسترده در دستگاه حکومتی، از جمله رشوه‌خواری حاکمان، رئیس تلگرافخانه و اعضای انجمن اسلامی اشاره می‌کند و وضعیت موجود را بدتر از دوران استبداد می‌داند. در پایان، از روزنامه مجلس درخواست می‌شود که این عریضه را منتشر کند تا دولت و مجلس به حال مردم فارس رحم کرده و مفسدین را مجازات کنند.

متن کامل گزارش

بسیاری صاحبان جرائد که غلوّ در مطالب مغرضانه بی‌اصل کرده‌اند جا دارد جریده مبارکه مجلس را معصوم الجرائد خطاب نمود و از این سبب است که این مکتوب را به توسط این جریده بی‌غرض عرض می‌نمایم. وضع انقلابات فارس که سامعه کرّوبیان را کر کرده است معلوم می‌شود حضور اولیای دولت و مجلس مقدس، تمام را به عکس جلوه داده‌اند. این است که برای رضای حضرت احدیت و خشنودی[۱] ولی اعظم، صورت صدق عرضه می‌دارد، نه همین به توسط جریده مجلس، بلکه [به] هر روزنامه‌نگار غیرتمندِ مسلمانی خواهم عرضه نمود. جمعی که تمام معاشِ سالی ده هزار بیست هزار به شعبده و ظلم، از خون دل بیوه زنان و یتیمان [اخذ] می‌نمودند به واسطه استحکام قوانین مشروطه، تدلیسات[۲] خود را نقش بر آب دیده از راه ناچاری، انجمنی موسوم به «انجمن اسلامی» منعقد نموده[اند]. در صورتی‌که خدا می‌داند (من و خودشان هم می‌دانیم) این چند نفر مؤسس بوی مذهب - اعم از اسلام یا غیر آن - به دماغشان نرسیده، چند نفر از علمای ساده‌لوح را فریب داده باطناً مشغول کار خود بودند تا وقت را مقتضی دیده این اسباب تلگرافخانه‌بازی[۳] را فراهم آورده و به منطوقه[۴] آیه وافی هدایه یُوحی بَعضُهُم اِلی بَعضٍ[۵] برادرانِ طهران خود را خبر کرده. مسلّم است که از وضع آنها معرفی اینها هم باید شده باشد. به هرحال مشروطه‌خواهی را اسباب دست کرده، کار را به جایی رسانیدند که تابه حال دویست هزار تومان مال مردم به تاراج رفته و پانصد نفر در ایلات و بلوکات شهر [شیراز] به ناحق مقتول شده، کسبه بدبخت به گدایی افتاده، تا می‌روند دکان‌ها را باز کنند چند نفری قطّاع‌الطریق -که نفری روزی دو قران از مرکز ضاله، اجرت شرارت می‌گیرند بیا اسلحه ریخته دکان‌ها را غارت و صاحبانش را مجروح نموده، ناچار بیچاره‌ها دست از کاسبی کشیده. والله بالله تالله قَسَم که جز اینها نیست، اغلب کسبه شیراز ساعت‌های دو و سه از شب به دریوزه[۷] این و آن گذران می‌نمایند. ای خدای قادر متعال! تو گواه حال و مقال هستی که جز راستی، اندیشه ندارم. این چه مسلمانی است؟ این چه مشروطه‌خواهی است در حالتی که اجماعاً هر روزه بیچاره‌ها در تلگرافخانه حضور آقایان علما شکایت می‌نمایند؟ حتی بالای منبر رفته استدعای خود را مکرر می‌دارند. آقایان هم اذن می‌فرمایند که کسبه بروند دکان‌ها [را] باز کنند. تا می‌روند سرکار خود، باز همان بساط سابق است. دیگر نمی‌دانم علت چیست و محرک کیست؟ آخر ملاحظه فرمائید زمانی که بیگلربیگی[۲] تازه به عوض [ایجاد] نظم داخلی، سوار شده کسبه را مجبوراً امر به بستن دکاکین می‌کند، پیدا نیست مطلب از چه قرار است. پرده نگاه نمی‌دارم، تکلیف ملتی خود را در فاش گفتن می‌دانم. حضرت عالی هم غیرتاً به توسط درج این عریضه، اولیای مجلس مقدس را مستحضر دارید. علمای ساده‌لوح [را] چند نفرِ معیّن که عرض شد، آنها را فریفته‌اند. حکومت پول می‌گیرد به ملت و دولت خیانت می‌کند، رئیس تلگرافخانه رشوه می‌گیرد تلگرافات مردم را ده روز بیست روز معطل می‌نماید. از آن طرف، راپورت[۳] غلط می‌دهد. انجمن اسلامی تعارف می‌گیرد، به صاحب شریعت خیانت می‌کند. صد رحمت به زمان استبداد. آن وقت رشوه طلب، شخص حکومت بود و یک نفر،که واسطه میانه بود. فعلاً رشوه‌خوار سیصد نفر بلکه هزار نفر است. کسی نیست سؤال کند که آقایانِ نوع‌پرست مصنوعی و مشروطه‌خواهان دروغی! مشروطه - خواهی این است که فلان‌الملک می‌خواهد وزیر فارس باشد، شماها سه هزار تومان بگیرید و سلب امنیت از چهار کرور[۴] نفوس بفرمائید؟ یا بهمان‌السلطنه می‌خواهد ایلخانی باشد، شماها شش هزار تومان بگیرید و راضی به قتل دویست نفر بی‌گناه بشوید؟ با حضرت.... با فلان اعیانِ فارس، طرف غرض است باید پنج هزار تومان علیحده و هزار تومان به توسط دیوان علیحده گرفته، فریاد مشروطه بزنید ولی غرضِ او را به موقع اجرا بگذارید؟ یا فلان و فلان و فلان و... می‌خواهند از راه عاملی[۵]، خانه مظلوم خراب کردن، ده هزار تومان بیست هزار تومان صرف تجملات نمایند، در حالتی که نه از زراعت و نه تجارت و نه راه دیگر سالیانه هزار تومان ندارند.گناه کسبه پریشان حال [و] عموم مردم چیست؟ انصاف، معنی مشروطه این است؟ مستدعی است عین این عریضه را در روزنامه مقدس درج فرمائید بلکه اولیای دولت و مجلس، رحم به حال ما بدبختان فارس کرده مفسدین را مقطوع‌الید[۶] فرمایند. اگر اغماض فرمائید در حضور حجت عصر شرمنده خواهید بود. **پاورقی‌ها:** [۱] در اصل: خوشنودی [۲] فریبکاری‌ها [۳] اشاره به سنتی است که پس از مشروطه رواج یافت که معترضان با بست نشستن در تلگرافخانه و مخابره تلگراف‌های متعدد به مجلس شورا و مشروطه‌خواهان سرشناس به درست و نادرست دادخواهی می‌کردند. [۴] مؤنث منطوق: ظاهر و صریح کلام [۵] انعام، ۱۱۲: برخی به برخی دیگر القا می‌کنند. [۶] راهزنان [۷] گدایی [۸] سخن [۹] بیگلربیگ: بزرگ شهر، حاکم شهر [۱۰] واژه انگلیسی گزارش [۱۱] چهار کرور: دو میلیون [۱۲] مالیات‌گیری [۱۳] مقطوع‌الید: دست بریده،کوتاه دست [۱۴] [روزنامه] مجلس، س ۱، ش ۱۲۲، ۱۴ جمادی‌الاول ۱۳۲۵ ق، ص ۳.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مجلس شورای ملی, حکومت, مشروطه خواهان
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)