کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به آیه قرآن و ابراز نگرانی از وضعیت کشور آغاز می‌شود. نویسنده وضعیت مملکت را بین دو محظور داخلی و خارجی توصیف می‌کند. از یک سو، بیگانگان با ایجاد هرج و مرج و اختلاف‌افکنی، عده‌ای از افراد جاهل یا وطن‌فروش را ابزار اجرای مقاصد خود قرار داده‌اند تا قوانین اروپایی مخالف اسلام را به نام مشروطیت ترویج کنند و با متهم کردن علما و مجلس شورا به عدم رعایت شرع، ملت را علیه آنها بشورانند. از سوی دیگر، عوامل داخلی با تزویر و نفاق، بین دولت و ملت و همچنین بین علما و ملت اختلاف می‌اندازند تا دوباره استبداد را حاکم کنند. نویسنده تأکید می‌کند که علما و مجاهدات آنها تنها راه رسیدن به سعادت و ترقی کشور است و قوانین باید مطابق با مزاج و فرهنگ ایرانیان مسلمان باشد، نه بر اساس الگوهای اروپایی. در پایان، به لزوم نظارت علما بر قوانین شرعی و عدم دخالت روحانیون در قوانین عرفی اشاره می‌کند و به اقلیت‌های مذهبی اطمینان می‌دهد که شریعت اسلام حافظ حقوق آنهاست و نباید فریب مفسدین را بخورند.

متن کامل گزارش

یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَاللَّهِ بافواهِهم گفته بودم که ببندم ز سخن، لب چندی باز سودای وطن می‌کُندم عهدشکن آه از نادانی، داد از بی‌علمی، فریاد از بی‌شعوری. امروز مملکت بین دو محظور گرفتار و کِشتی وجودش در گرداب پلتیک[۲] خارجه مبتلا [ی] چهار موج[۳] گشته، مرض مهلک داخلی مزمن شده، هر وطن‌فروشِ ملت‌کُشی، مقصود باطل خود را به نوعی جلوه و به قامت وی لباس حقی در برکند و به تزویر و حِیّل، این قوم جاهل و این ملت نادان را به طریق ضلالت اغوا نماید و ابناء این مملکت را به وضعی مسلوب الحقوق سازد. از یک طرف بیگانگان و اجانب به وسیله هرج و مرج و انداختن اختلاف بین کلمه ملت به طرف مقصد خود حرکت کنند و جمعی از ابناء جاهل بی‌خبر یا وطن‌فروشِ باطن و ملت‌دوستِ ظاهر را به حیله و تزویر و یا به تعظیم و توقیر و یا به عطای نقد کثیر، آلت اجرای خیالات خود قرار داده که ملت را گوشزد کنید که اساس مشروطیت موقوف به اجرای پاره‌ای از قوانین معمول به دول اروپ است که در مذهب اسلامی، آن قواعد مخالف صریح قوانین اسلام است و تا اجرای آن قوانین در ایران فیصل نیابد دولِ اجانب، شما را در عِداد دول مشروطه نشمرند و تا آن قوانین از کود[۴] فرانسه و کتب آلمان و انگلیس ترجمه نشود و در موقع اجرا نیاید شما را در ردیف دول متمدنه محسوب ندارند. و از طرف دیگر این کلمه را منضم به این مطلب ساخته و در تمام اذهان مقدسین و متدینین جای می‌دهند که تمام اعضا و اجزای محترم دارالشورای کبرای اسلامی در اجرای این نوع از قوانین غیر مشروعه همرای و متحدند و به این امر هم اکتفا نکرده دامان طهارت حجج اسلام و علماء اعلام را هم به لوث این نیت ناهنجار متهم می‌نمایند تا بدین سبب موجب هیجان ملت متعصب در اسلام گردند و آنچه راکه در عرض دو سال معتقد بودند که اساس مقدس دارالشورای اسلامی حافظ حقوق و حدود مسلمانی است از اذهان ایشان خارج کرده متفق‌الکلمه دست به دست هم داده دامن مخالفت بر کمر زنند تا موجب هرج و مرج شود و بدین وسیله رخنه در مملکت پیدا کنند و به خیال مهندسی خود، خیالات دیرینه خود را مجری دارند چنانچه در مصر و هند و ماچین و الجزایر و تونس و بسیاری از نقاط دیگر آسیا و افریقا و امریکا به همین وسایل کردند آنچه کردند. لیکن هیهات، هیهات ایشان غافلند از آنکه اعضای این مجلس محترم اکثر از علما و دانایان به قوانین مقننه محکمه اسلامی می‌باشند و از قوانین سیاسی دول بی‌بهره و حظ نیستند و آنها هم که از احکام اسلامی بهره و نصیب علمی ندارند تمام اسلام‌پرست و در منتهی درجه تعصب و غیرت هستند و تا آخرین نقطه امکان و منتهی درجه، قوای خود را صرف اختیار و اجرای قوانین شریعت مطهره اسلامی می‌فرمایند و تخطی و تجاوز به هیچ نوع نکنند. و از طرفی گرگ‌های داخله لباس روباهی و تزویر در برکرده گاهی القاء نفاق بین دولت و ملت کنند و دولت را از ملت برنجانند و ملت را از همراهی دولت مأیوس سازند تا به وسیله اختلاف ثانیاً بر کرسی استبداد بنشینند و [با] تازیانه ظلم و جور، بدن ملت مظلوم چندین هزار ساله را سیاه‌کنند؛ غافل از آنکه شخص سلطنت[۱]، کمال رأفت و عطوفت و مهربانی را فریضه ذمت خود می‌شمارد و ملت، سلطان عادل رؤوف مهریان وطن‌خواه خود را دوست دارند و واجب‌الاحترام می‌شمرند. و گاهی ملت را گوشزد سازند که بنیاد استبدادِ سلطنت خراب گشت و بنای مشروطه‌خواهان بر استبداد روحانیین مملکت برپا شده؛ چه، علما می‌گویند قانونی که مربوط به شرع است باید از نظر روحانیین بگذرد و ملت را از علما دلسرد می‌کنند و علما را از ملت آزرده‌خاطر. یک دسته را بدین وسیله رنجیده‌خاطر می‌سازند که علما و وکلا حفظ قانون شرع نمی‌توانند و جمعی را بدین سبب آزرده نمایند [که] استبداد دولت، به وکلا و با علما امکان یافت. در هر حال مقصد اصلی آنان این است که بدین وسایل سرچشمه مملکت را گل‌آلود ساخته باز ماهی استبداد را ثانیاً صید کنند. قاطبه افراد مملکت می‌دانند که ما را در نیل به این موهبت عظمی که اساس سعادت و افتخار ابدی ملت و ترقی مملکت است، وسیله[ای] جز اقدامات علما و مجاهدات فوق‌الطاقه آنها نبوده و امروز هم در نگاهداری و حفظ این اساس، جز آنان پیشرو و قائدی[۲] نداریم. گذشته از اینکه در هر مملکتی وضع قوانین و اجرای آن مطابق مزاج[۳] ابناء آن مملکت است. و بدیهی است که قوانین آلمان در انگلیس به کار نیاید همچنان [که] قوانین انگلیس در فرانسه پسند نیفتد [و] قوانین فرانسه در مزاج اتازونی[۴] سازگاری ندهد و قوانین اتازونی به طبیعت ژاپون موافق نباشد و از این جهت قوانین مصر اکثر، مطابق مزاج افریقا و طبیعت مسلمانان است نه مطابق مزاج اروپ و پروتستانیان. پس وضع قوانین ایران بر مزاج ایرانیان باید سازگار باشد نه بر نَهج[۵] اروپ و اروپائیان. و اکثر اهل ایران مسلمان‌زاده و مسلمانند [و] قوانین اسلام مطابق مزاج ایشان؛ چه، این ملت نجیب در زیر بار غیر قوانین اسلام نخواهند رفت. هرگاه قطعه قطعه شوند، هرگاه هزار قوه[۱] روسی و آلمان دست یکدیگر را گیرند و بخواهند اجرای حکم کشف حجب از مخدّرات[۲] ایرانیان کنند که زن‌ها و دخترهای ایشان مختار نمایش جمال خود باشند، نتوانند. پس البته چنانچه از کلمات مکنونه حکیم یگانه و عالِم فرزانه نظام‌الدوله ملکم‌خان[۳] دام اقباله از اوراق قانون[۴] مستفاد می‌شود، باید آن قوانین شرعی که از نظر وکلا گذشته به نظر جمعی از اعاظم علماء عدولِ بی‌غرضِ دانای به مصالح و مفاسد ملت بگذرد؛ خواه این اعاظم روحانیین، از اعضای مجلس سنا باشد یا تشکیل انجمنی علیحده داده شود. و اما قوانین عرفیه که ربطی به شرع و شریعت ندارد، وضع و انشاء آنها با وکلاء مجلس سنا و دارالشورای ملی است و ابداً ارتباطی با روحانیین نخواهد داشت و گاهی مذاهب خارجه را از قبیل گبر[۵] و ارامنه و یهود [را] اغوا کنند که بنای ملت بر این است که شما را از حقوق انسانیت دور سازند و بی‌بهره و نصیب کنند و اسماء شما را از دفتر آدمیت محو و نابود کنند؛ غافل از آنکه شریعت اسلامی خاصه مذهب فرقه ناجیه شیعه به ندای بلند، تمام ملت اسلام را وصیت به حفظ اموال و نفوس و اَعراض و ناموس اهل کتاب [می‌کند]. البته این نکته را باید منظور دارند و به هیچ وجه اندوهی در خود راه ندهند و گول این مفسدین مغرضین وطن‌فروش بی‌تعصب بی‌حمیت را نخورند. اقلّ اهل‌العلم: محمدعلی الطهرانی **پاورقی‌ها:** [۱] صف، ۸ : می‌خواهند نور خدا را به دهان‌هایشان خاموش‌کنند. [۲] واژه انگلیسی سیاست [۳] در اصل: موجه [۴] قانون، مجموعه قانونی [۵] منظور محمدعلی شاه قاجار است. [۶] در اصل: قواعدی [۷] آمیزش، اختلاط، در اینجا به معنی ویژگی‌های قومی، مذهبی و فرهنگی است. در اصل: مزج [۸] ایالات متحده امریکا [۹] شیوه، روش [۱۰] نظامی [۱۱] زنان و دختران [۱۲] منظور میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله (۱۲۴۹-۱۳۲۶ ق) از رجال منورالفکر دوره ناصری و مظفری است. [۱۳] منظور روزنامه قانون است که توسط ملکم‌خان در لندن منتشر می‌شد. [۱۴] زرتشتی‌ها [۱۵] [روزنامه] مجلس، س ۱، ش ۹۹، ۱۳ ربیع‌الثانی ۱۳۲۵ ق، ص ۳ - ۴.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مشروطه خواهان
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)