کنشگران / عالمان دینی
متن کامل گزارش
\[سؤال\]
بسم الله الرحمن الرحیم
معروض محضر منوّر حجج اسلام و مروّجین احکام مَدَّ اللهُ ظِلالهُم عَلَی رُؤُس الآنام میدارد: در توقیع مقدس حضرت ولیّ عصر عجّل الله فرجه به ما پیروان مذهب جعفری، خطاب مستطاب چنین صادر شده است که: اَمَّا الحَوادثُ الواقِعهُ فَارجعُوا فِیها إلی رُواهِ اَخبارنا[۳]. یکی از حوادث بزرگ که در عصر ما واقع شد، در موافقت کردن و مخالفت نمودن آن تکلیف ما مسلمانها رجوع به شما سلسله جلیله مجتهدین، داستان مشروطه بود که همه دیدید و شنیدید این وضع مُستَحدَث[۴] که از مختَرعات[۵] مردم اروپا بود و معمولبه آن ملل در هیئت اجتماعیه خودشان است، آیا با دین مبین اسلام کارساز است یا خیر؟ و قانون مساوات و حُریّت[۶] که اساس عمده این وضع است با قوانین مقدسه شرع مطاع، منطبق میشود یا خیر؟ و تکلیف کافّه اهل قبله، خاصه دارالشوکه[۷] در ابقاء و افناء[۸] مشروطه در ممالک اسلامیه چه چیز است؟ چون سلیقههای عوامالناس و جاهل باید به حکم عقل رجوع به عالِم نماید، لهذا به توسط این چند سطر در مقام تصدیع برآمد. قَال اللَهُ تَعالی: فَاسئَلوا اَهلَ الذِّکر اِن کُنتُم لا تَعلَمونَ[۹].
\[جواب\]
به خاکپای مبارک اعلیحضرت اقدس همایون خلّد الله ملکه و سلطانه ارواحنا فداه، عرضه داشت مینماییم:
از دستخط مبارک همایونی که به توسط جناب مخبرالدوله، عموم اهالی ایران را مورد مباهات فرموده بودند، فدویان نیز قرین افتخار و نهایت تشکر و امیدواری را حاصل نمودیم. امیدوار از برکات مراحم ملوکانه، عنقریب هرج و مرج بلاد خصوص از این صوب[۱] رفع، و از فتنه مفسدین و شرّ اشرار، آسودگی حاصل شود. جاننثاران هم به قدر مقدور در امتثال اوامر ملوکانه و فرمانبرداری و اطاعت و انقیاد و رعیتی خود حاضر، و از خود جان و مالی نداریم. ظلّ ظَلیل[۲] اقدس ظلاللهی مستدام باد.
فدویان علما و اعیان و تجار و سایر اهالی رفسنجان: سید ابوالقاسم، محمدتقی، محمدعلی، اسمعیل، محمدعلی، یوسف، علیاکبر
\[استفتاء\]
بسم الله الرحمن الرحیم
معروض محضر منوّر حجج اسلام و مروّجین احکام مَدّ اللَهُ ظِلالَهُم عَلَی رُؤُس الآنام[۲] میدارد: در توقیع[۳] مقدس حضرت ولی عصر عجّل الله فرجه به ما پیروان مذهب جعفری، خطاب مستطاب چنین صادر شده است که: اَمَّا الحَوادثُ الواقِعهُ فَارجعُوا فِیها إلی رُواهِ اَخبارنا[۴]. یکی از حوادث بزرگ که در عصر ما واقع شد، در موافقت کردن و مخالفت نمودن آن تکلیف ما مسلمانها رجوع به شما سلسله جلیله مجتهدین، داستان مشروطه بود که همه دیدید و شنیدید این وضع مُستَحدَث[۵] که از مختّرعات[۶] مردم اروپا بود و معمولبه آن ملل در هیئت اجتماعیه خودشان است، آیا با دین مبین اسلام کارساز است یا خیر؟ و قانون مساوات و حُریّت[۷] که اساس عمده این وضع است با قوانین مقدسه شرع مطاع، منطبق میشود یا خیر؟ و تکلیف کافّه اهل قبله، خاصه دارالشوکه[۸] در ابقاء و افناء[۹] مشروطه در ممالک اسلامیه چه چیز است؟ چون سلیقههای عوامالناس و جاهل باید به حکم عقل رجوع به عالِم نماید، لهذا به توسط این چند سطر در مقام تصدیع برآمد. قَال اللَهُ تَعالی: فَاسئَلوا اَهلَ الذّکر اِن کُنتُم لا تَعلَمونَ[۱۰].
\[فتوا\]
حضور مبارک اعلیحضرت أقدس شهریاری خلّد الله ملکه و سلطانه.
بشارت ملوکانه تلگرافاً که نص صریح بود بر مساعدت و همراهی مشروطه مشروعه و عزیمت مجدانه شاهانه بر محو آثار ظلم و عدوان، کفر و طغیان، و رفع هرج و مرج منتشر در بلاد ایران - که باعث شد بر تلف شدن نفوس و هَتک اَعراض[۲] و نَهب اموال، به حدی که وصف از عهده تحریر قلم و تقریر لسان بیرون است - موجب مزید تشکر این خادمان شریعت و داعیان دولت و ملت گردید؛ بلکه عموم اهل اسلام را که از دست تعدی مفسدین بیدین در این مدت دلهای مرده و خونهای افسرده بود، حیاتی تازه و مسرتی بیاندازه حاصل شد.
الحق، قلب منیر مبارک اعلیحضرت شاهنشاهی آینه صافی تمامی ملت است. قاطبه حججالاسلام و فقهای اعلام، بالتمامی اهل اسلام در همراهی مشروطه مشروعه و تقویت مذهب جعفری رَفَعَ اللهُ اَعلامَه[۳] حاضر و مهیا، در بذل مَهَج[۴] و خَوف لَجَج عَن آَخِرهم، کلمه واحده هستند، و اگر از طرف پارهای از منحرفین و مفسدین، در این زمان به اغوای بعضی از شیاطین طهران برخلاف مقاصد حقه ملوکانه مخابره و تلگراف شود، باعث تشویش خاطر مبارک اعلیحضرت همایونی نگردد. فَاِنَّها نَفَحَت بالاضرام فَکُن بعَون الله کَالجبال الرّاسِخ لایُحَرکَهُ العَواصِفُ[۶]. و عمده اغتشاش این بلد از مقهوریت حکومت است به جهت مقاصد شخصی خود از دست این مغرضین.
ان شاء الله امید است به تبدیل حکومت، این بلده طیبه از اینگونه آلودگیها پاک و پاکیزه شود. داعی: محمدصادق الحسینی، احقر: محمدصادق قمی، الحقیر: محمدحسن قمی
\[استفتاء\]
بسم الله الرحمن الرحیم
به عرض انور حضرات حجج اسلام و حُمات[۱] احکام مد الله ظلالهم میرساند: در توقیع رفیع خطاب مستطاب چنین صادر گردید که: اَما الحَوادِثُ الواقِعَه فارجعُوا فِیها اِلَی رُواتِ احادیثِنا، از جمله وقایع بزرگ مستحدثه که تکلیف حتمی ما مَعاشِر مسلمین رجوع به شما سلسله مجتهدین عظام و نُواب[۳] عام امام علیه السلام است، واقعه مشروطه است که موضوع و نتایج و آثار آن را در همه اُصقاع[۴] این مملکت دیدید و شنیدید.
اصول عمدة مشروطیت که در تمام ممالک خارجه ارباب ملل متفرقه مؤسَس داشتهاند، حریت و مساوات است و در آن ممالک که کتاب آسمانی و قانون روحانی ندارند برای تنظیم معاش خود، قوانین مشروطیت \[را\] معمولبه و مخترع داشتهاند. آیا در ممالک اسلامی خاصه اثنیعشری، تکلیف اهل ایمان در مساعدت با آن اساس و عدم همراهی با آن چیست؟ مستدعی است حکم الله واقعه را مرقوم و به خاتم شریف مختوم فرمایید.
قال الله تعالی; فَاسالوا أهلَ الذُّکر إن کُنتُم لا تَعلَمُونَ مَا عَلَی المُحسِنِینَ مِن سَبیل[۶]
\[فتوا\]
قالالله تَعالی: هَلَ یَستَوی الذینَ یَعلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعلَمُونَ[۷]. اَفَمَن کانَ مُؤمِناً کَمَن کانَ فاسقاً لایَستَوُن[۸]. چون اغلب از احکامات محکمه الهی، جلّت عظمته، مبنی بر عنوان عدالت و دیانت میباشد، مشروطیت و حرّیت[۹] که مشتمل است بر تَسویه[۱۰] بین مُسلِم و کافر و عادل و فاسق و عالم و جاهل، لا شَکَّ وَ لا رَیبَ فِی حُرمَتِهَا[۱]. و چنانچه کسی حلال بداند تقویت آن را و اعانت نماید اساس آن را، از ربقِه[۲] اسلام و ایمان و عقل خارج است.
در این مدت دو سال آنچه از مشروطه و مجلس دیدیم و شنیدیم جز سَفک دِماء[۳] محترمه و نَهب اموال و تقویت اهل ضلال[۴] و نشر انواع منکرات و هتک شرف رؤساءِ دین و ملت، و تَجرّی[۵] اهل شقاق و نفاق، دیگر چیزی نبود. فعلیهذا[۶] اعانت مشروطه و مجلس، حرام و بدعت است و تجدید آن هدم بنیان اسلام، و تقویت آن تضعیف قوانین شریعت حضرت خیرالانام (ص) و تَسدید[۷] و تشیید[۸] آن، مُعانِدت[۹] و محاربه با امام زمان است عجّل الله فرجه. لَقَد حَکَمتُ بذلِکَ وَ قَد صَدَرَ الحُکمُ بهِ مِنَ الاَحقَر قَولاً سابقاً[۱۰].
نمقه الجانی: محمدحسن الکبیر، الاحقر: شیخ جعفر، الاحقر: علی اصغر، الاحقر: محمد رفیع، الاحقر: شیخ یوسف، الاحقر: شیخ مهدی، الاحقر: محمد، الاحقر: شیخ علی امام
**پاورقیها:**
[۱] ناحیه
[۲] ظل ظلیل: سایه طولانی
[۳] صورت کامل و درست این حدیث چنین است: وَ اَمَّا الحوادِثُ الواقِعَهُ فَارجعُوا فیها اِلی رُواهِ حدیثِنا فَإنَّهُم حُجَّتی عَلَیکم و اَنَا حُجَّهُ الله عَلَیهم (اما در وقایعی که رخ خواهد داد، پس در مورد آنها به راویان احادیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شما و من حجت خداوند بر آنان هستم). شیخ حرعاملی. وسایل الشیعه، ج ۲۷. قم: مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۹ ق ، ص ۱۴۰.
[۴] جدید، تازه. منظور از وضع مستحدث، استقرار نظام نوین مشروطه مبتنی بر انتخابات عمومی و قانون اساسی است.
[۵] ساختهها
[۶] آزادی
[۷] ایران
[۸] از میان بردن
[۹] نحل، ۴۳؛ انبیاء، ۷: پس اگر نمیدانید، از اهل ذکر (اطلاع) بپرسید.
[۱] مد الله ... الانام: خداوند سایه ایشان را بر سر مردم مستدام گرداند.
[۲] نامه
[۳] صورت کامل و درست این حدیث چنین است: وَ اَمَّا الحوادِثُ الواقِعَةُ فَارجعُوا فیها اِلی رُواهِ حدیثِنا فَإِنَّهُم حُجَّتی عَلَیکم و اَنَا حُجَّهُ الله عَلَیهم (اما در وقایعی که رخ خواهد داد، پس در مورد آنها به راویان احادیث ما رجوع کنید که آنان حجت من بر شما و من حجت خداوند بر آنان هستم). شیخ حرعامل، وسایل الشیعه، ج ۲۷. قم: مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۹ ق ، ص ۱۴۰.
[۴] جدید، تازه. منظور از وضع مستحدث، استقرار نظام نوین مشروطه مبتنی بر انتخابات عمومی و قانون اساسی است.
[۵] ساختهها
[۶] آزادی
[۷] ایران
[۸] از میان بردن
[۹] نحل، ۴۳؛ انبیاء، ۷: پس اگر نمیدانید، از اهل ذکر (اطلاع) بپرسید.
[۱۰] نحل، ۴۳؛ انبیاء، ۷: پس اگر نمیدانید، از اهل ذکر (اطلاع) بپرسید.
[۱] دشمنی
[۲] هتک اعراض: بیحرمتی
[۳] رفع الله اعلامه: خداوند مقام پیشوایانش را بلند گرداند.
[۴] بذل مهج: ایثار جانها
[۵] خوف لجج عن آخرهم: ترس از فرو رفتن در گردابهای سیاسی تا آخر
[۶] فانها .... العواصف: زیرا که آنها به شعلههای آتش (دشمتی) میدمند، پس به یاری خداوند مانند کوه استوار باش که بادها و طوفانها آن را به لرزه در نمیآورد.
[۱] جمع حامی
[۲] جماعت
[۳] جمع نایب: نمایندگان
[۴] جمع صقع: نواحی
[۵] نحل، ۴۳؛ انبیاء، ۷، پس اگر نمیدانید، از اهل ذکر (اطلاع) بپرسید.
[۶] توبه، ۹۱: بر نیکوکاران هیچ راه (مؤاخذهای) نیست.
[۷] زمر، ۹: آیا کسانی که معرفت و دانش دارند و کسانی که بیبهره از معرفت و دانشاند یکسانند؟
[۸] سجده، ۱۸: آیا کسانی که مؤمناند مانند کسانی هستند که فاسقاند؟ نه، هرگز این دو گروه مساوی و یکسان نیستند.
[۹] آزادی
[۱۰] مساوی بودن
[۱] لا شک ... حرمتها: شک و تردید در حرام بودن آن نیست.
[۲] حلقه، دایره
[۳] سفک دماء: ریختن خون
[۴] اهل ضلال: گمراهان
[۵] گستاخی
[۶] فعلی هذا: بنابراین
[۷] استوار کردن
[۸] تشیید: برافراشتن
[۹] دشمنی کردن
[۱۰] لقد ... سابقاً: حکم به آن دادم و آن حکم از من صادر شده است، همانند گفته سابق.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: محمدعلی شاه قاجار, مخبر الدوله
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)