کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با استناد به آیه قرآن، بر عدم حق مداخله مجلس شورا در احکام الهی تأکید می‌کند و قانون‌گذار را نیازمند علم به مصالح و مفاسد، عدالت و رأفت می‌داند که این صفات تنها در ذات خداوند و به موهبت او در انبیا و ائمه وجود دارد. در ادامه، به این نتیجه می‌رسد که هیچ‌کس حق مداخله در احکام الهی را ندارد و وکلای مجلس نیز نمی‌توانند در اموری که موکلشان (مردم) حق مداخله ندارند، دخالت کنند. متن به مفاسد ناشی از تغییر فروع دین توسط افراد غیرصالح اشاره کرده و خواستار آن است که قوانین جاریه در مملکت اسلامی مطابق فتوای مجتهدین عادل باشد و دولت و اجزای آن تنها مجری احکام صادره از مجتهدین باشند. در پایان، از حامیان قرآن و اسلام، روحانیون و مسلمانان می‌خواهد که دست دشمنان را از ظلم به قرآن کوتاه کرده و صاحبان جرایدی که مروج اخلاق حیوانی و شیطانی هستند و آزادی‌طلبان را که مانند دیوانگان عمل می‌کنند، محدود سازند، زیرا حاکمی که حکمش مطلق و بدون قید باشد، دیوانه است.

متن کامل گزارش

أَعُوذُ بِاللهِ منّ الشَّیطانِ الرَّجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. لایَأتیهِ الباطِلَ مِنْ بَینِ یَدَیهِ وَ لا مِنْ خَلفِهِ تَنزیلّ مِن حَکیم حَمید [۱]. ای مسلمین! آگاه باشید قرآن مجید می‌فرماید که مجلس شوری یا مجلس سنا یا غیر آن، حق مداخله در من ندارد. من از جانب حکیم حمید آمده‌ام، تغییری در من پذیرفته نخواهد بود، زیراکه بالبداهه معلوم است‌که واضع قانون اولاً، باید عالِم به مصالح و مفاسدکلیه عالَم، شخصاً و نوعاً بوده باشد؛ ثانیاً، آنکه عادل باشد که حیف و میل نکند و برخلاف عِلم خود صلاح‌بینی ننماید؛ ثالثاً، آنکه باید رؤوف باشد تا تکلیفات و تحمیلات که موجب ترقیات ظاهر و باطن است دون الطاقه [۲] و اسهل طُرُق موصله [۳] بوده باشد؛ و الا طبیبی که به دوای قیمتی معالجه نماید خلاف عدل ننموده، بلکه رأفت نورزیده و حقایق این خصال ثلاث مخصوص ذات حضرت اقدس احدیت است که به موهبت به مظاهر عظمای خود، انبیاء علیهم‌السلام خصوصاً به حضرت خاتم صلی‌اللّه علیه و آله و سلّم عطا فرموده و البته این نحو از قانون‌که مقنّن آن، عالِم عادِل روف باشد، محفوظ خواهد ماند؛ زیرا که بالفطره هر شناسای به حال مقنّن، محبّ وی خواهد شد و محبت به مقنّن، موجب حفظ قانون او است. هَل الدّینُ إِلا الحُبُّ؟ [۴] پس معلوم شد احدی از اهل عالَم حق مداخله در احکام مُنزله نخواهد داشت و در این صورت وکلای مجلس شوری یا غیرهم چگونه دخالت کرده و می‌کنند در این گونه امور یا اینکه وکیل، مداخله در امری که راجع به موکّل است و موکّل ارجاع به او نموده می‌تواند بنماید، نه در امری که خود موکّل حق مداخله ندارد مثل قانون قضائی و قانون جزائی و غیرهما (فیا لله و الشوری) [۵]؟ فعلی هذا [۶] نبایستی آنها دخالت در اموری که شرع حکومت، فرموده بنمایند تا آنکه آنها را تجدید بکنیم به نظر پنج نفر از علما -ولو فرض نباید تجدید شود به نظر پنج نفر منتخب معیّن - زیراکه مفاسدش بی‌شمار است و شاهدش آن است که چند نفر غیر صالح از روی ترس یا به هوای نفس، تغییر فروع دین و احکام قضائیه را دادند، حالیه هم نتیجه‌اش آن است که بقیه دین که اصول دین است چند نفر دیگر خواهند تغییر داد و باطل را به صورت حق جلوه می‌دهند؛ بلکه باید گفته شود که قوانین جاریه در مملکت اسلامی نسبت به نوامیس الهیه از جان و مال و عِرض مردم مطابق فتوای مجتهدین عدول هر عصری که مرجع تقلید مردمند، باشد؛ و از این رو باید تمام قوانین، مَلفوف و مُنطوی [۱] گردد و نوامیس الهیه در تحت نظریات مجتهدین عدول باشد تا تصرفات غاصبانه که موجب هزار گونه اشکالات مذهبی برای متدینین است مرفوع گردد [۲]. و منصب دولت و اجزاء آن از عدلیه و نظمیه و سایر حکام، فقط اجراء احکام صادره از مجتهدین عدول می‌باشد؛ چنانچه تکلیف هر مکلّفی، انفاذ [۳] حکم مجتهد عادل است. اما وکلاء، پس چون اختیارات آنها تابع اختیارات موکلین آنهاست باید معلوم شود درجه اختیارات موکلین تا چه حد است تا تکلیف وکلا معلوم شود. لذا برای توضیح این امرگفته می‌شود که مردم را حق جلب منافع و دفع مضار از دشمن داخلی و خارجی است به مقداری که دین ترخیص [۴] فرموده، و لذا به هیئت اجتماعیه، تبدیل سلطنت استبدادی به سلطنت اشتراطی [۵] نمودند. و چون عده اعداء [۶]، زاید بر قوه دافعه هر نفر است از این رو تشکیل [سازمان] لشکری و کشوری را لازم دانسته‌اند که موجب حفظ از دزدان داخلی و خارجی شود که تکثیر آن نمایند و تحمیل مالیات‌ها به اسامی مختلفه برای ارتزاق جمعی از غافلین که صرف هتک نوامیس الهیه نمایند [۷] نشود. پس وظیفه وکلا، فقط تحصیل قُوه دافعه یا جهت نافعه برای موکلین خود و امور راجعه به مُلک [۸] و لشکر و کشور است. پس ای حُمات [۹] قرآن و اسلام! و ای روحانیین عظام! و ای مسلمین ذوی‌العز و الاحترام!کوشش و جدیت نمائید، دست اعادی [۱۰] را از ظلم به قرآن قطع فرمایید و بعضی از صاحبان جرائد که مَزبَل [۱۱] اخلاق انسانیت و مولّد اخلاق بّهیمیّت و سَبُعیت [۱۲] و شیطنت می‌باشند، به عقل و شرِعْ عِقال [۱۳] فرموده و آزادی طلبان را مانند مجانین [۱۴]ْ مقید سازید [۱۵]؛ زیرا هر حاکمی که حکمش به نحو اطلاق است، علی‌الاطلاق دیوانه خواهد بود؛ مثل آنکه شهوت، مشتهای [۱۶] خود را می‌طلبد باَیّ نحو کان [۱۷]، و ابداً تقیّدی [۱] در حکم آن نیست. معلوم است چنین حاکمی که نه حقوق را شناسد و نه صاحبان حقوق را، دیوانه است و هم چنین است حال سایر حکام از سبعیت و شیطنت و غیرها. والسلام علی من اتبع الهدی. **پاورقی‌ها:** [۱] فصّلت: ۴۲: نه از پیش روی، باطل بدو راه یابد و نه از پس. نازل شده از جانب خداوندی حکیم و ستودنی است. [۲] دون‌الطاقه: کمتر از طاقت [۳] اسهل طَرق موصله: راحت‌ترین راه‌های رساننده [۴] آیا دین جز دوستی است؟ [۵] وای از [مجلس] شورا [۶] فعلی هذا: پس بنابراین [۷] ملفوف و منطوی: پیچیده و پوشیده [۸] مرفوع گردیدن: برطرف شدن [۹] اجرا، انجام [۱۰] اجازه دادن [۱۱] سلطنت اشتراطی: سلطنت مشروطه [۱۲] جمع عدو: دشمنان [۱۳] صرف هتک نوامیس الهیه نمایند: هزینه از بین بردن احکام الهی کنند. [۱۴] حکومت، دولت [۱۵] جمع حامی [۱۶] جمع‌الجمع عدو: دشمنان [۱۷] زباله‌دان [۱۸] بهیمیت و سبعیت: حیوانی و درندگی [۱۹] عِقال‌کردن: بازداشتن، مانع شدن [۲۰] دیوانگان [۲۱] مقید ساختن: در بند کردن، محدود کردن [۲۲] مشتهی: مورد اشتها [۲۳] بای نحو کان: به هر صورت [۲۴] محدودیتی

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مجلس شورای ملی, علما, عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)