کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

نامه‌ای به آخوند خراسانی ارسال شده که در آن نویسنده به اقدامات دریابیگی، حاکم بوشهر، اعتراض می‌کند. نویسنده ابتدا به سابقه مکاتبات خود اشاره کرده و سپس به تشریح اقدامات دریابیگی می‌پردازد. او توضیح می‌دهد که دریابیگی با فریبکاری و با استفاده از برخی مفسدین که خود را مجاهد جا زده بودند، به غارت چند دکان در بوشهر دست زده و سپس با متهم کردن مجاهدین به ناامنی، خود را حاکم بنادر کرده است. نویسنده همچنین به ورود نیروهای انگلیسی به گمرک بوشهر به بهانه ناامنی و غارت اشاره می‌کند و تأکید دارد که این اقدام با تحریک دریابیگی و بدون مجوز قانونی صورت گرفته است. در ادامه، نویسنده به رد اتهامات دریابیگی علیه خود می‌پردازد و با ارائه شواهد و گواهی جراید، فساد و استبداد او را آشکار می‌سازد. در پایان، از آخوند خراسانی درخواست می‌شود که به وضعیت بنادر جنوبی رسیدگی کرده و ملت را از ظلم دریابیگی نجات دهد و اموال غارت شده نویسنده را بازگرداند.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم پس از اهداءِ سلام وافر غیرمحدود به شرف عرض حضرت مستطاب عالی می‌رساند: در چند هفته قبل بعضی از مطالب در ضمن سلام نامه مصدع اوقات فرخنده ساعات گردید. مطالب دیگر در نظر بود، لازم آمد به سمع مبارک برساند که دریابیگی مفسد، اشتباه‌کاری نکرده باشد و حُسن اقدامات و زحمات احقر را عکس ننموده باشد. اگرچه یقین است که شبهات او خاطر شریف را مشوب نشده است. ملخص آن این است که بعضی از مفسدین به صورت مجاهدین، و در باطن اجزاءِ دریابیگی تعمیه نموده بودند و چند دکان داخله را غارت کرده بودند. چنانچه بر طبق این مدعا بعضی از قناسل و ارامنه که تبعه ایرانند و جراید صحیحه و مضابطی که از بنادر به محضر حجج اسلامیه فرستاده شده، گواهی می‌دهند: چون دوایر دولتی و مراکز و گمرکات از برکات امام عصر عجل الله فرجه به تصرف ملت درآمد و حکومت استبدادیه برادر آصف‌الدوله محبوس گردید و شاه هتاک مخلوع، تقدیم منصب "نظام‌العلماء"یی تلگرافاً با مواعید منجزه جزیله و نقدینه نمود، فَظَنَّ اِنّی اَبیَعهُ دینی وَ اَتَّبِعُ قِیادَهُ مُفارقاً طَریقَتی، قبول نیفتاد و جواب یأس از احقر شنید، لذا دریابیگی در طهران ملتزم شد که حکومت بنادر راجع به او شود، به مقدمات تدبیریه و تدلیسیه آمده، دوایر را به تصرف درآورده باشد. تفصیلات ورود به کاظمین که به چه تدلیس نوشته، از حجج اسلامیه به عنوان داعی گرفت که مخلوع از ورود بوشهر نباشد، در عرایض سابقه عرض شد. به همین دستاویز غارت جزیی سه دکان، مجاهدین را متهم نمودند که بوشهر امنیت ندارد. داعی را هم به همین اتهام، با دو سه هزار نفر از مجاهدین لابداً از بوشهر بیرون نمود و تخلیه دوایر نمودم. بالیوز انگلیس هم قبل از تخلیه فرستاده بود که چون گمرکات، رهن انگلیس است واگذار نمایید، روزی سیصد تومان به جهت مصارف مجاهدین می‌دهم. احقر چون از طرف ملت، حجج اسلامیه، و مراکز اجازه نداشتم، قبول ننمودم. بالیوز هم به دستاویز سه دکان غارت شده، عساکر خود را بعد از تخلیه دوایر وارد نمود بر گمرک، و حال آن که احقر تأمین‌نامه به جهت تمام قناسل از طرف ملت فرستاده بودم و قبول نموده بودند و ایام عدیده هم گذشته بود که اموال و نفوس رعایای داخله و خارجه به تأمین داعی محفوظ، و همگی کمال رضامندی داشتند و عساکر انگلیس، بدون قانون و به تحریک اجزاءِ مفسده دریابیگی وارد شده بودند. در این صورت چه کفایتی از دریابیگی و چه سوءِ اقدامی از ملت بروز یافته؟ تلگراف مفصله دریابیگی که ارسال فرموده بودند حضور آیت‌الله خراسانی دام ظله، احقر ملاحظه نمودم. بعد از تحقیقات حجج اسلامیه عتبات عالیات و استشهادات نوع ملت بنادر، و گواهی جراید صحیحه، مزخرفات دریابیگی مورد شنیدن و خواندن ندارد. استبداد و فساد او اظهر من الشمس است. و هر آینه هرگاه خوف ملال حضرت مستطاب عالی نبود، جواب از اکاذیب مندرجه او، مفصلاً معروض می‌داشتم. یک فقره تلگرافیه او این بود که هفده شتر اسباب و اثاث‌البیت داعی قبل از بستن توپ، حمل به تنگستان نموده و اموال احقر غارت نشده است. اولا، آن که تمام دوست و دشمن داخله و خارجه شاهدند و جراید صحیحه گواه است که تمام هستی احقر - حتی کتب که اعزّ اشیاء است - غارت رفته؛ و ثانیاً، کسی که طرف شد با سلطنت استبدادیه در حال قوه استبداد و ملتفت به خدعه دریابیگی بود، هر آینه دفع دریابیگی اسهل بود از حمل اسباب به تنگستان. و تفنگ‌های دولتی هم روز توپ بستن سرباز دولتی و اجزاءِ دریابیگی در خانه بود، قبض نمودند و عایدات گمرکی آن مقدار که مصارف مجاهدین شد معلوم، و مابقی را هم که پنج هزار و ششصد تومان بود، دریابیگی قبض نمود و در زمان حبس داعی قبض رسید را داد که فعلاً موجود است. عدالت فطریه و نیات حسنه خودتان محکم و محتاج به براهین و شهود خارجی نیست و از تنظیمات و اجرائات عدلیه در سایر نقاط کمال تشکر حاصل. مرجو است عطف عنان به نقطه جنوبی‌که اهم آن بنادر است، فرموده و ملت این ناحیه را از این مجسمه ظلم نجات داده و تعمیر دار منهدمه احقر و اثاث‌البیت و کتب منهوبه که الی‌الان نزد امیرپنج و عساکر و اجزاءِ دریابیگی موجود است، استرجاع و الزام فرموده، که احقر و حجج اسلامیه قرین امتنان با وظیفه دعاگویی در تحت قبه مطهره اشتغال داشته باشیم. داعی سنوات عدیده به عنوان حکومت شرعیه در بوشهر بوده؛ چه خلاف شرع و قانون از داعی بروز نموده است؟ کسانی که حکومت بنادر داشته‌اند، مثل جناب سعیدالسلطنه و سالارمعظم، استفسار می‌فرمایید وضع سلوک احقر با خارج و داخله محقق خواهد شد. مجاورت قبر مطهر حضرت امیر علیه السلام مغتنم، و راحت روحی و بدنی احقر است؛ ولی فرض ذمه حضرتعالی، تدارک حقوق ملت و احقر به حسب وعده منجزه تلگرافی و کتبی، مترقب می‌باشم. اَدامَ الله اَیّامَ تأییداتکُم وَ عِزّکُم العالی فِی الدّاعی لَکُم حَقّاً. صدق عرایض احقر پس از انفصال دریابیگی از بنادر و کذب عرایض او واضح خواهد شد؛ چنانچه در حق جناب حجه‌الاسلام لاری دام تأییده، شد. و السَّلامُ عَلَیکُم وَ عَلَی مَن حَضَرَ لَدَی حَضَرتِکُم شَریفهً وَ رحمَهُ الله وَ بَرکاته. **پاورقی‌ها:** [۱] در اصل: محذود [۲] فریبکاری [۳] جمع قنسول (تلفظ ترکی کنسول) [۴] در اصل: مراکب [۵] پس گمان کرد که دینم را به او می‌فروشم و ریاستش را تبعیت می‌کنم و راه جدا شدن از (علما و مردم) را در پیش می‌گیرم. [۶] فریبکاری [۷] منظور، آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی است. [۸] برکنار شده [۹] در اصل: دایر [۱۰] کنسول [۱۱] کارکنان [۱۲] کذا فی الاصل [۱۳] اظهر من الشمس: بسیار آشکار و روشن [۱۴] دروغ‌ها [۱۵] عزیزترین [۱۶] آسانتر [۱۷] امیدوار. در اصل: رجوع [۱۸] غارت شده [۱۹] باز پس گرفتن

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1288
محل وقوع: بوشهر (استان بوشهر)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: ملا محمد کاظم خراسانی
حاکم زمان: احمد شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)