کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با ستایش از مخاطب و تأکید بر اهمیت ترویج احکام اسلامی و هدایت مردم آغاز می‌شود. سپس به تبیین مفهوم مشروطیت و عدالت می‌پردازد و آن را نعمتی بزرگ و حاصل فداکاری‌های ملت معرفی می‌کند. در ادامه، حقیقت آزادی را رهایی از استبداد حاکمان و نه خروج از بندگی خدا و قیود شرعی می‌داند و بر لزوم تبیین صحیح مساوات و مشروطیت برای مردم تأکید می‌کند تا همگان به ارزش این نهضت پی ببرند. در بخش بعدی، از انجمن‌های صنفی می‌خواهد که به جای دخالت در سیاست، بر تکمیل علمیات و عملیات مربوط به صنف خود تمرکز کنند و هرگونه مداخله سیاسی خارج از وظیفه را دشمنی با دین و وطن می‌داند. در پایان، از ارباب جراید و ناطقین می‌خواهد که وظیفه خود را تربیت، ترقی و تهذیب اخلاق ملت بدانند و از امور بی‌معنی، هتک نوامیس الهی و تعرض به محترمین پرهیز کنند. همچنین، بر لزوم کنار گذاشتن نسبت استبداد و رفع دودستگی تأکید شده و از وزارت معارف خواسته می‌شود تا بر تهذیب ارباب جراید و ناطقین جاهل و بی‌مبالات نظارت کند و افراد مفسد را از وظایفشان منع نماید.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم عرض می‌شود، ان شاء الله تعالی همواره در ترویج احکام و تشیید اسلام و هدایت انام[۱] به مزید تأیید مخصوص خواهید بود[۲]. از ابتدای تابش آفتاب عدالت و تأسیس قواعد مشروطیت الی کنون، از صدمات وارده بر آن وجود محترم مسبوق و مساعی جمیله مبذوله آن جناب که کاشف از کمال استقامت در تدین و حاکی از وفور دانش و تمدن آن وجود شریف است، مشروحاً مکشوف و رجاءِ واثق حاصل است که ان شاء الله تعالی تمام مراجع و اولیای امور و طبقات ملت، نعمت وجود محترم را مغتنم شمارند و فوائد بیانات و افادات عالی را قدر شناسند و در موجبات مزید تشویق و فراغت خاطر شریف کماینبغی[۳]، قیام فرمایند، بعون الله تعالی. قدر این نعمت عظمی[۴] که بهای این همه نفوس عزیزه و اموال ملت است به حسن بیانات جنابعالی، ذهنی تمام مسلمانان گردد. همه بدانند که حفظ اساس دیانت و اسلامیت و استقلال مملکتشان، به این حصن سعادت منحصر است و در استحکام این اساس قویم به جان و دل بکوشند و هم حقیقت حریّت موهوبه[۵] الهیه عزّ اسمه را که عبارت از آزادی از اسارت و مقهوریت در تحت تحکمات دلبخواهانه کارگزاران امور و اولیای درباری است نه خروج از ربقه عبودیت الهیه عزّ اسمه و القاءِ قیود شرعیه، پیوسته مذاکره و ذهنی تمام طبقات مردم فرموده، مغالطه و تمویهات[۶] مغرضین و تجرّیات[۷] ارباب فسوق و مبتدعین[۸] را مسدود، معنی مساوات را هم که تسویه فیمابین قوی و ضعیف و غنی و فقیر در حقوق و احکام است، کماینبغی شرح فرموده، حقیقت مشروطیت را که عبارت از عدم تجاوز تمام طبقات از وظایف و حدود مقرره شرعیّه و سیاسیّه است، وجدانی برای مردم کنند تا آن که تمام ملت به عین‌الیقین بدانند که برای تحصیل چه نعمت، و فوز به چه شرف و سعادت و خیر دنیا و آخرت، این همه شدائد را تحمل نموده، از مقام لفظ و گفتار، ترقی و به مرحله عمل و رفتار قدم نهند. و انجمن‌های متفرقه اصنافیه[۹] و غیرها تماماً همّ خودشان را به تکمیل علمیات و عملیات راجع[۱۰] به صنف خود مصروف داشته، مداخله در سیاسیات مُلکیه که خارج از وظیفه آنان است، به کلی محتَرز باشند[۱۱] و جز تقدیم لوایح و اخطارات به مجلس محترم ملی - که قاطبه ملت حق دارند - سایر انحاءِ مداخلات را که در دوره سابقه از کمال بی‌علمی و یا غرضانیت ناشی و مُستَتبع[۱۲] آن همه مفاسد[۱۳] شد، دشمنی به دین و وطن اسلامی و از اعظم محرمات و کبائر دانند و به کلی تحرّز نمایند. و مخصوصاً عموم ارباب جراید و ناطقین، لازمه وظیفه مقالیّه خودشان را که تربیت و ترقی و تکمیل علمیات و عملیات و تهذیب اخلاق ملت از رذائل و رسوخ دادن مبادی تدین و تمدن است مراقب بوده، خروج از این وظیفه و تعرض امور لایعنی[۱۴] و جسارت به هتک نوامیس الهیّه عزّ اسمه و تجاوز از حدود شرعیه و تعرض به محترمین مملکت و هتک ارباب شرف، و نسبت استبداد به مردم دادن و دستی مستبد تراشیدن را که در دوره سابقه باب الابواب فساد و اِفساد بود، به هیچوجه روا و جایز ندارند و وظیفه خود را وصل کردن بدانند نه فصل نمودن. و لازم است اصل نسبت ملعونه استبداد را تمام مسلمانان به کلی متروک و دو دستگی را از میان بردارند. و ان شاء الله تعالی اولیای امور و خاصه وزارت جلیله معارف در تهذیب ارباب جراید و ناطقین از اشخاص جاهل و بی‌مبالات در دین - چنانچه باید و شاید - مراقبت خواهند نمود و تصدی بعضی اشخاص را که به تجربت حالشان معلوم، و از جهالت و یا عدم دیانت چه مزخرفات و هَفَوات[۱۵] گفته و نوشته و تخم نفاق در قلوب مسلمانان کاشته و ساده لوحان را به گمان آن که اساس مشروطیت، این گونه امور را مقتضی است منحرف ساختند، به کلی از وظایف منیعه رفیعه ممنوع خواهند داشت. ان شاء الله تعالی. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته. الاحقر: عبدالله المازندرانی، الاحقر الجانی: محمدکاظم الخراسانی **پاورقی‌ها:** [۱] مردم، خلایق [۲] مخاطب نامه شیخ محمد واعظ، از روحانیون سخنور معروف مشروطه‌خواه است. [۳] چنان که شایسته است. [۴] منظور، مشروطیت است. [۵] عطا شده [۶] ظاهرسازی‌ها [۷] گستاخی‌ها [۸] بدعت‌گذاران [۹] اشاره آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی به اعلام موجودیت بیش از ۸۰ انجمن صنفی در تهران و شهرستان‌هاست که به جای تشکیل اتحادیه‌های صنفی و افزایش مهارت علمی و بهره‌وری اقتصادی، به امور سیاسی می‌پرداختند، و درگیر منازعات سیاسی می‌شدند و به نوبه خود بر مشکلات کشور می‌افزودند. [۱۰] در اصل: راجعه [۱۱] محترز بودن: دور بودن [۱۲] در بردارنده [۱۳] در اصل: فاسد [۱۴] بی‌معنی [۱۵] لغزش‌ها

اطلاعات تکمیلی

محل وقوع: نجف (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: شیخ محمد واعظ

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)