کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به شکست محمدعلی شاه در تبریز و قیام عمومی در ایران آغاز می‌شود و خطر مداخله خارجی را به دلیل هرج و مرج داخلی و تلاش مستبدین برای جلب بیگانگان گوشزد می‌کند. سپس دو هدف اصلی قیام ملت را اثبات دروغگویی شاه مبنی بر عدم تمایل مردم به مشروطه و بازپس‌گیری حقوق غصب‌شده ملت با قدرت ملی بیان می‌کند. در ادامه، نویسنده بر لزوم پایان دادن فوری به غائله استبداد با حمله سرداران ملی به تهران و ریشه‌کن کردن استبداد تأکید می‌کند و فرصت کنونی را بی‌نظیر می‌داند. متن به فریبکاری درباریان و محمدعلی شاه در پیشنهاد صلح اشاره کرده و آن را ترفندی برای جلوگیری از پیشروی مشروطه‌خواهان و جلب مداخله خارجی می‌داند. نویسنده با برشمردن دلایل عدم صداقت شاه در صلح‌خواهی، از احرار و دانشمندان می‌خواهد که فریب این دسیسه‌ها را نخورند و به یاد بیاورند که صلح واقعی تنها پس از تشکیل مجلس در تهران و توسط وکلای ملت امکان‌پذیر است. در پایان، بر اهمیت انتخاب وکلای لایق و وطن‌پرست برای مجلس آینده تأکید شده و از انجمن‌های ملی خواسته می‌شود تا فهرستی از افراد شایسته را برای آگاهی مردم منتشر کنند.

متن کامل گزارش

اکنون سنگ ناامیدی به شیشه آرمان دولتیان از فتح تبریز اصابت نموده و تمام ایران قیام و هیجان، تمام سرحدات را روس و انگلیس احاطه کرده، کار را باید یک طرفه نمود که خدای ناکرده بهانه مداخلتی برای خارجه پیش نیاید؛ اگر چه ملت نجیب ایران تاکنون ابواب هر گونه بهانه را به روی خارجه بسته‌اند، ولی اینک که مستبدین وطن‌فروش دو اسبه می‌تازند که به هر وسیله ممکن شود خارجه را دخالت دهند، هیچ جای شبهه نیست که اگر چندی دیگر کار بدین منوال ماند، دولتیان پای مداخلت خارجه را در وطن عزیز ما باز خواهند کرد.[۵] مرمن غرض از هیجان ملت دو نکته است: اول، ثبوت بر تمام ملل و دول عالم، خلاف قول این جوان مصروع[۱] را که ملت طالب مشروطه نیست، و این مقصود به خوبی حاصل آمد؛ دوم، جلب حقوق مغصوبه ملت به قوای قاهره ملی، ورنه اگر این مقصود فوری حاصل نشود، بلا شک اوضاع کنونی ایران بر هرج و مرج مملکت خواهد افزود و داعی[۲] بر ملوک طوایفی - که مضارش از استبداد کم نیست - خواهد شد و طبعاً اسباب بهانه خارجه شده، دخالت در امور داخله ما خواهند کرد. پس اولین فریضه ملّیه، ختم این غائله و رفع هرج و مرج مملکت است و آن منحصر می‌باشد بر این که سرداران ملی بدون یک دقیقه فوت قوت، هجوم به طهران آورده درخت کهنسال استبداد را از ریشه برکنند و ذره‌ای صرفنظر از این حُسن موقع و مقتضای وقت ننمایند. دول بی‌طرف، قوای استبداد محدود و معین، خزینه خالی، افراد مستبدین از بزرگ و کوچک مرعوب، اهالی طهران مستعد همه گونه قیام و همه قِسم هیجان [هستند]. نمی‌توان گفت موقعی بهتر از این در جلب حقوق مغصوبه برای ملت پیش آید. کلیه هیاهوهای همسایگان و پلتیک‌بازی[۳] دولتیان پس از قطع شجره استبداد تمام می‌شود، ولی نمی‌توان یقین نمود که پیشامد سیاستِ فردای دول چه پیش آرد و پلتیک همسایگان چه اقتضا نماید. چون درباریان عاقبت وخیم خود را دیده، دانسته‌اند که امروز نه، فردا قشون ملی، طهران را به محاصره خواهند انداخته، زمزمه صلح دروغین بلند کرده، منتظر نتیجه تبریز بودند که از یک طرف ملت را از هیجان باز و از طرف دیگر بلکه فتح تبریز راه مفر و چاره برای آنان پیدا نماید. اگر ملت به این سخنان تو خالی سست شود، صد درجه بیشتر از صلح میدان توپخانه زیان خواهید دید. اگر این جوان و طفلان هفتاد ساله دربار طالب صلح با ملت بودند، باید پارلمان را اول افتتاح نموده [ولی] وقتی که وکلای ملت جمع شدند، گفتگوی صلح را پیش کشند. ما نباید با این سخنانی که "حکومت باغشاه به عزل امیربهادر راضی است" قناعت نماییم. تا این جوان[۱] مالک تاج و تخت ایران باشد، هر ساعت یک امیربهادر جلو ملت خواهد تراشید. مگر امیربهادر را از دربار اخراج ننمود؟ چقدر ما ساده‌لوح خواهیم بود که به این سخنان، دل خود را خوش نموده آرام گیریم، و چنین موقع اهم و نیکو را از دست دهیم. ملت باید همینقدر ملتفت باشد که واسطه صلح کیانند؟ واسطه صلح، روسیان درباری و لیاکوف و روسی‌پرستانند و هیچ غرضی - جز پیش بردن اصول استبداد و معطل نمودن ملت و سرگرمی آحاد به این سخنان و اگر بتوانند بدنام کردن ملت و دعوت خارجه به داخله - ندارند. اگر طالب صلح بودند بدواً خونریزی آذربایجان را خاتمه می‌دادند. از یک طرف سخن صلح بر زبان جاری کرده، از طرف دیگر آب و نان به روی اهالی غیور تبریز نمی‌بستند، زن و بچه بیطرف را نمی‌کشتند، برای دخالت خارجه اجحاف و تعدی رعایای اجنبیه نمی‌نمودند. ای احرار غیور! ای دانشمندان خارجه و داخله ایران! بدانید و آگاه باشید که این زمزمه صلح و آشتی و این ترتیب صلحنامه سر تا پا زیان نیست مگر برای فریب، و دَغای[۲] [به] شما نیست مگر برای معطل داشتن شما. متوسل به این دسیسه نشده‌اند مگر برای نجات خود از عقوبت ملت. بلی، اینک که آذربایجان به فتوحات کامله نایل گردید، اینک که از سه طرف تدارک حمله به طهران دیده می‌شود، بیش از اینها دم از صلح‌خواهی خواهند زد، بهتر از اینها واسطه خواهند انگیخت، ولی ملت باید یاد از آن قَسَم‌های مُغلّظه[۳] و عهد و پیمان‌های[۴] سابقه بنماید، ملت باید دغا و فریب‌های گذشته آنها را از یاد نبرد،[۵] ملت باید زحمات و صدمات فداییان خود را فراموش نکند، ملت باید حقوق شهدای وطن را در جلو روی گذارد. اگر ملت به این سخنان بی‌مغز قانع گردد، چه قدردانی از فداییان خود کرده؟ چه خوب خونخواهی ایشان را نموده است؟ ما هم طالب صلح هستیم ولی صلح باشرف، و صلح باشرف برای ملت وقتی حاصل تواند شد که برای فیصله مواد صلح بدواً مجلس مقدس در طهران به قوه قاهرة ملی قائم گردد و مواد صلح را وکلای ملی موضوع بحث قرار دهند. گول نباید خورد، آنچه فریب و دغا باید از مستبدین بخوریم خوردیم. اولین وظیفه ملت، قبضه طهران و افتتاح پارلمان است. روسیان درباری محض طِوالت[۱] هرج و مرج و به دست آوردن بهانه و راه نجات برای این جوان وطن‌فروش دست‌آموز خود، این نیرنگ تازه را ریخته‌اند. اگر حکومت باغشاه طالب صلح بود، اول دانایان احرار و قائدین ملت را - که مانند ستارگان در اروپا منتشرند - طلب می‌نمود و مستبدین بدکیش را از دور خود پراکنده می‌کرد. گذشته بر این، قبل از این که حجج اسلامیه و حضرات آیات‌الله نجف اشرف توبه این قتّال المسلمین[۲] را قابل قبول نگویند، گفتگوی صلح یعنی چه و صلح با که خواهند کرد؟ عجب نیازی است! عجب بازیگرخانه‌ای است! عجب مردمان ساده‌لوحی را پیدا کرده‌اند! چون ملت را تجربه بسیار حاصل آمده و فشار استبداد تا درجه‌ای آنها را به هوش‌آورده، باید مراقب باشند که گول مذبذبین را نخورند و این موقع نیکو را از دست ندهند. مجلس با قوای ملی عنقریب دایر می‌گردد. پس از انعقاد مجلس، اگر وقت مقتضی باشد صحبت از صلح خواهیم داشت. البته حالا ملت دانست که وکیل از برای چه کار باید انتخاب شود. هر یک از وکلای پارلمان، امین و حافظ حقوق وطن یعنی مملکت وسیع ایران و چهل کرور ایرانی است، اقلاً باید آن قابلیت را دارا باشد که حقوق یک مملکت و ملت را بداند و قابلیت محافظت آن را هم در خود. در این موقع رأی دادن به وکالت یک شخص غیرلایق، حقوق یک ملت را شهید کردن است. أعظم وظایف ملّیه قبل از وقت، به دست آوردن وکلای سلیم‌النفس معتدل‌المزاج لایق وطن‌پرست است. اگر اهالی هر ولایت و باشندگان هر ایالت، اغراض شخصی یا نفهمی ذاتی را کنار گذارده، از بین خود شش نفر یا دوازده نفر وکیل لایق می‌توانند انتخاب نمود. بر فرض که بین خود هم سراغ نداشته باشند از همشهریان خود در سایر بلاد ایران یا خارجه لابد پیدا توانند کرد. گیرم از اهالی آن شهر هم نتوانند کسی را جست، از هالی سایر بلاد که در نظرشان لایق و قابل باشند انتخاب نمایند. غرض این است [که] مضار بعضی وکلای جاهل خودغرض را در دوره اولیه، پیش نظر گرفته، بر خود و ملت و وطن خویش رحم نموده، وکیلی انتخاب کنند که باری از دوش بردارند نه سربار ملت گردد. خوب است انجمن‌های ملی برای تذکره[۳] خاطر ملت، قبل از وقت فهرستی از اشخاص لایق‌الوکاله [را] مرتب نموده، در جراید ملیه اشاعت دهند. بیشتر باید ایرانیان لایق قابل که در خارجه و تا درجه‌ای کسب معلومات نموده‌اند، جلب به داخله نمود که یکی از منافع عمده ایران امروزه همین است. **پاورقی‌ها:** [۱] اشاره به محمدعلی شاه است. [۲] سبب، انگیزه [۳] پلتیک‌بازی: سیاسی کاری [۴] دراصل: پیمانه‌های [۵] در اصل: ندهد [۶] طولانی کردن [۷] قتال المسلمین: کشنده مسلمانان [۸] یادآوری

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1288
محل وقوع: کلکته (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: احمد شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)