کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با گلایه از جهالت عمومی و پناه بردن برخی از ملاکان تبریز به کنسولگری روسیه آغاز می‌شود. در ادامه، نویسنده به شایعاتی مبنی بر حمله کنسول روس به منزلش و غارت اموالش اشاره می‌کند و آنها را تکذیب می‌کند. سپس، نگرانی خود را از دستگیری حاج محمود و خواهرزاده‌اش یوسف توسط کنسول روس ابراز می‌دارد و با وجود اینکه پیشتر آنها را از این اقدامات منع کرده بود، از عواقب آن ابراز تأسف می‌کند. در پایان، نویسنده بر بی‌طرفی خود در این آشوب‌ها تأکید می‌کند و شایعاتی که او را درگیر این مسائل نشان می‌دهند، رد می‌کند.

متن کامل گزارش

از برکت جهالت، همه بر مقصود خود نایل شدند! جمعی از ملاک معتبر، املاک خود را به قونسولخانه روس بستند و هر کسی راهی پیدا می‌کند خود را می‌بندد. آن که برای خود کاری نکرد و مانند بحر منجمد شمالی یخ کرده، من هستم. این فقره را نمی‌خواستم بنویسم، ولی فکر می‌کنم اگر بنویسم بهتر است. در شهر شهرت داده‌اند که گویا از جانب قونسول روس به خانه من آدم آمده است و تفنگ و یا سایر اموال برده‌اند. هر کس به زبانی و بیانی مذکور داشت دروغ بود. مردم با وجود علم بر کذب، باز می‌خواستند علم‌الیقین نمایند. مغرضین که پی وسیله می‌گردند، اثری نبخشید. چیزی که مایه دلواپسی است، همان گرفتاری حاج محمود و یوسف، خواهرزاده او است که مغرضین اسباب فراهم آوردند. قونسول روس فرستاد حاج محمود و یوسف و جمعی دیگر را گرفتند و خانه یوسف را خراب کردند. انتساب این دو شخص بر من معلوم است. خدا به آنها جزا بدهد که هر چه آنها را منع کردم ممتنع نشدند؛ خاصه یوسف. من که خود را از تمام آشوب‌ها کنار می‌گرفتم، چنان که حالا گرفته‌ام. از این نوع کارها می‌کنند و از آن نوع شهرت‌ها می‌دهند که سر مویی دامن‌گیر من نبود و نشد ... **پاورقی‌ها:** [۱] زندگینامه شهید نیکنام ثقه‌الاسلام تبریزی، ص ۴۶۲، ۴۶۳.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1288
محل وقوع: تبریز (استان آذربایجان شرقی)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: احمد شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)