کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
سید محمدکاظم طباطبایی یزدی از ابتدا در امر مشروطیت دخالت نکرده و آن را خارج از وظیفه شرعی خود میدانست. با وجود تلاشهای مکرر مشروطهخواهان برای جلب حمایت او، وی از پذیرش آن امتناع ورزید. در اوایل ماه شعبان، مشروطهخواهان با استفاده از شورش تبریز و تهدید به قتل، تلاش کردند او را مجبور به صدور حکم وجوب اقامه مجلس مشروطه کنند. در پی این فشارها، سید محمدکاظم یزدی اعلام کرد که با توجه به فساد، قتل و هرج و مرج ناشی از مشروطه، نمیتواند حکم به لزوم آن دهد. او پیشنهاد کرد که حکمی برای صلح بین مسلمانان تبریز و عفو مقصرین توسط شاه صادر شود، اما این پیشنهاد مورد قبول مشروطهخواهان قرار نگرفت و در نهایت با دخالت یک مأمور پلیس، جمعیت متفرق شد. هرگونه روایت خلاف این وقایع، کذب و افترا است.
متن کامل گزارش
بر اخوان مؤمنین مستور نماند که حضرت مستطاب آیتالله فیالعالمین آقا سید کاظم طباطبائی مد ظله العالی در تأسیس امر مشروطیت ایران نفیاً و اثباتاً داخل نشدند و تصویب و تکذیب آن را خارج از وظیفه شرعیه خود میدانند و از بدو امر تاکنون با آن که جمعی از اهل عمامه که مربوط با مجلسیان و محرک و مدبر آن در نجف بودند به انواع لطایف و حِیَل هرچه خواستند ایشان را هم اغواء و داخل در آن نمایند قبول نفرمودند [تا] کار به تهدید و لوایح مجعوله نوشتن و دروغ و افتراء و بهتان بستن و به اداره روزنامجات فرستادن منتهی شد، [اما] در وجود مبارکش اثر ننموده و هرچه توانستند کوتاهی ننمودند تا گذشت آنچه گذشت.
اوایل ماه شعبان، [مشروطهخواهان] گرفتاری و شورش تبریز را عنوان نمودند. شبنامهها ریختند مشتمل بر تهدید ایشان و بستگان به قتل با قَسمهای مُغَلظه. اگر امر به اعاده[۳] مجلس را ننویسند و در ضمن آن خطاب به طلاب که تا کی نشستهاید و بریزید به خانه آقا ولو به جبر باشد، تصویب مشروطیت ایران را از ایشان بگیرید. اگر باز هم امتناع نمود او را و اولاد و اتباعش را بکشید. تا شب هشتم صورت خط به آقایان عظام[۴] و طلاب در مجمع بزرگ محصلین خواندند و آنان را تحریص و ترغیب به اجتماع و حرکت نمودند.
صبح هشتم شعبان هم در همان محضر اجتماع، و همان چند نفر مدیر، مجبوراً طلاب و اهل علم را همدست نموده قریب دویست و سیصد نفر هجوم به خانه آقا نمودند و فتنه تبریز را عنوان کردند[۵] و حضرت ایشان را الزام کردند که حتماً باید حکم به وجوب اقامه مجلس مشروطه بنویسید و در مخاطبات خودشان به اندازهای جسارات و بیحیایی کردند که خدا داند. حضرت آقا فرمودند: «اینک فتنه ایران خاموش شده، آنچه نوشته شود تحریک است نه اطفاءِ نایره[۶]؛ وانگهی از بدو امر این امر، نظر به احتمال ترتیب فساد و سفک دماءِ مسلمین همراهی ننموده و تصدیق و حکم به لزوم ننوشتهام، حال که این همه قتل نفوس و نَهب اموال و هتک اعراض و هرج و مرج بر آن مترتب و تمام خلق عالم بر فساد آن مطلع شدند، چگونه مینویسم؟
بلی، اگر بخواهید چنانچه اوایل ماه رجب به طلاب آذربایجانی گفتم، صورت حکمی دیگران بنویسند من هم همراهی دارم، خطاب به اهالی تبریز که مقاتله بین مسلمین حرام است و تَسالم[۱]، واجب فوری است و به همین تلگراف مجتمعاً بنویسند، ظاهراً مؤثر شود و فتنه تبریز خاموش شود. و برای خود اعلیحضرت قدرقدرت همایونی دام ظله مینویسم که مقصرین را عفو نماید و مؤاخذه و سیاست[۲] نکند و اسباب آسایش اهالی آذربایجان را فراهم نماید. تلگرافاً مخابره کنید». چون این دو نوشته برخلاف مقصود محرکین و مشروطهخواهان بود قبول نکردند و بیادبیها نمودند. قومیسیر[۳] ولایت که در بازارها میگردد، از درب خانه حضرت آقا عبور و ازدحام جمعیت اهل عمامه را دید داخل شد و ایشان را متفرق نمود. این است صورت واقعه، و هرکس برخلاف آن به حسب اغراض شخصیه چیزی دیگر که منافی و مخالف با مرقومات[۴] باشد، کذب و افتراء است. و الله عالم.
**پاورقیها:**
[۱] به نوشته [روزنامه] حبلالمتین، س ۱۶، ش ۲۰، مورخ ۵ ذیقعده ۱۳۲۶ ق، ص ۱۶، ۱۸؛ متن این اعلامیه به انشای، آقا سید محمدکاظم طباطبایی یزدی و به خط سید ابوالقاسم اصفهانی (کاتب مخصوص ایشان) بوده و توسط سید علی طباطبایی یزدی (فرزند ایشان) برای آگاهی مقلدان انتشار یافته است.
[۲] مجازات
[۳] بازگشت
[۴] منظور، آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی است.
[۵] منظور، قیام مشروطهخواهان تبریز به رهبری ستارخان است.
[۶] اطفاء نایره: خاموش کردن شعله آتش
[۷] با هم آشتی کردن
[۸] تلفظ ترکی کمیسر. مأمور پلیس
[۹] نوشتهها
[۱۰] همان.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
محل وقوع: نجف (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
