کنشگران / عالمان دینی

متن کامل گزارش

وَ لا تَحسَبَنّ الذِینَ قُتِلُوا فِی سَبیل الله اُموَاتاً بَل أحیاءٌ عِندَ رَبّهم یُرزَقُونَ. به خدمت وجوه محترمه علماء و حجج اسلام عتبات عالیات مَد الله ظلالهم اعلام می‌داریم: در این دقیقه حاضره، ما افراد هیئت جامعه علما و کسبه و تجار تبریز دست از جان و مال و ناموس شخصی خود کشیده و با یک اتحاد عمومی و یگانگی و اخوت واقعی، چشم از حیات ذلت‌آیات پوشیده، مهیا و مستعد ریختن خون خود گردیده‌ایم. پس از اداءِ کلمه شهادت، لازم دیدیم این مختصر را به عنوان وصیت عمومی به پیشگاه آن حُمات[۲] اسلام ارسال و این آخرین پیغام خودمان را به شما که اولیای حقیقی این امت هستید، ابلاغ و ایصال[۳] داریم. آیا گمان می‌کنید که در این ساعت، بدبخت تر از ما کسی در ربع سکون باشد یا ملتی را نکبت و مذلت به این درجه رسیده باشد؟ الیوم مراتب شَئامت[۴] و شقاوت احوال ما بدبختان به اعلی درجه رسیده و به کلی نمی‌توان تصور کرد که در نقطه‌ای از نقاط عالم، یک طایفه یا ملتی باشد که در همچو بلایی مانند ما مبتلا باشد، زیرا که ما به علم‌الیقین می‌دانیم که بعد از چند روز یا چند ساعت دیگر همگی ما مجاهدین اسلام به تیغ ستمکاران، یعنی سپاه استبداد به قتل رسیده، رهسپار وادی عدم می‌شویم و بعد از آن، فرقه بیدادگر با آن توحش و بربریتی که دارند و می‌دانید بر ناموس و اموال ما تاخته، همه را قاعاً صفصفاً[۵] کرده، صفحه این ایالت را یکسره ویران و خراب خواهند نمود و چنان آتشی در این نقاط خواهند افروخت که شراره آن به تمام اَصقاع[۶] مملکت سرایت کرده، و فریاد و اِستغاثه[۷] و ضَراعت[۸] و انابه مظلومین را تا به عرش برین خواهد رسانید. آیا مگر ما بدبختان در این عالم چه گناهی مرتکب و کدام حلالی را حرام کرده‌ایم؟ بایست این خیل ظالمین بدینگونه بر ما تاخته و گذشته از قتل نفسمان، به هتک عِرض و نَهب اموال و تخریب بیوت و قتل اطفالمان اقدام کنند؟ هر ذی‌حس باشعوری که در اطراف این وقعه عظمی نظر کند، بی‌ریب و شک تصدیق خواهد کرد که ما را در عالم فقط یک گناه بوده و آن هم این است که خواستیم برحسب اوامر شارع مقدس، و به مقتضای نصوص صریحه اسلام به تأسیس اساس عدالت بپردازیم و هیکل ناپاک ظلم را از صفحه وطن خود براندازیم. خواستیم در زیر سایه مراقبت شما آیات‌الله به ترویج قواعد شریعت که در این دو قرن اخیر در صفحه ایران اسم بلا رسم بوده کمر ببندیم. خواستیم در این وهله نازک که بیضه اسلام در خطر و حیات ایران هم بالتبع در بحران می‌باشد، ترتیبی فراهم آوریم که کفار نتوانند بر دین و ناموس ما حمله‌ور گردیده، به جای مسجد، کلیسا و به عوض مراقد متبرکه، کنیسا و چلیپا[۱] در وطن ما بلند کنند. خداوند متعال و صاحب شریعت مطهره و ارواح مقدسه اولیاء و اوصیاء همه شاهدِ حال و گواه مقالند که مقصد اَهمّ[۲] و مطلب اَتم[۳] ما همین بوده که به واسطه ترویج قواعد دین بتوانیم از خودمان و مملکتمان رفع ظلم و تطاول کنیم. نه خیال داشتیم ابداع بدع[۴] در دین کنیم، و نه عزم می‌نمودیم که افساد در زمین نماییم یا اختراع و جعل منهیات کنیم؛ ولی دریغا که عامل بیداد نمی‌گذارد که به آن مقاصدِ حقه خود نایل و فایز شویم و این مشروع مقدس را پیش ببریم. معذلک ماها پس از مداقه کامله و غور و فحص دقیق، چنین دریافته‌ایم که اگر ساکت و صامت مانده و دست از پا خطا نکنیم، نه تنها دیر یا زود عامل استبداد، خانه ما را خراب خواهد نمود، بلکه چندی نخواهد گذشت که همه ما را گوسفندوار سر بریده و نعش‌های‌مان را مانند شهدای کربلا پایمال جفا خواهند کرد. از این رو پس از استمداد از روح شارع مقدس، همگی حاضر و مهیا شده‌ایم که برای دفاع از ناموس و دین و مذهب خودمان تا آخرین قطره خون خود بکوشیم و جامه مردانگی پرشهامت را بپوشیم. شگفت این است که اطفال خردسال و زنان ما نیز در این میدان شهادت ما را تحریص و تشجیع کرده و ابداً دریغ و مضایقتی از کشته شدن ما ندارند و گویا در این دقیقه پرخطر، به ایشان الهام رسیده که این جنگ و معرکه، فوز و فلاح اخروی و هنگامه سعادت و نَجاح ابدی می‌باشد. در این حالت پرملالت که بالطبیعه برای انسان هیچ حواس و حالتی باقی نمی‌گذارد ما با منتهای قوّت قلب و مسرّت خاطر و شعف باطنی، رهسپار میدان هلاکت می‌شویم و در این معرکه خونریزانه فقط إِتّکال[۷] ما به عَظم[۸] و عَلّو همّ[۹] و طیب آنفاس[۱۰] آن آیات خداست که در این بحبوحه بلایا به هرچه زودتر بتوانید عَلَم نجات را به کف گرفته و به رهایی این خلق ستمدیده بشتابید و نگذارید بیش از این تواتر[۱] بلایا و تَقاطُر رزایا[۲] بر آنها زورآور گردیده و به جاده هلاکتشان بکشاند. به خدای واحدِ احد قسم که اگر یک دقیقه از این دقایق حاضره را فوت کرده و این جماعت بدبخت را در نیابید البته بعد از این به زودی وقتی خواهد رسید که به کلی پشیمانی و ندامت سود و نفعی نخواهد داشت. یعنی صاف و بی‌پرده بگوییم: بیضه اسلام، معدوم و هیکل کفر، غالب و مجامع ما مبدل به معابد تنصّر[۳] و ندای توحید به صدای ناقوس عوض خواهد گشت. پس اگر شما آیات خدا را می‌خواهید، برحسب قواعد اسلام و وظایف شرعیه خود عمل کرده و در این وهله که اسلام نزدیک به انقراض و اضمحلال شده، معاونت و مساعدت خودتان را به مسلمین مبذول دارید، یک دقیقه فوت وقت را جایز نشمارید. اگر می‌خواهید به تکالیف ولایت[۴] خودتان بر آن جماعت عمل کرده و آنها را از گرداب بلایی که تمام ایران را احاطه کرده برهانید، به هیچوجه من الوجوه تأخیر و تعویق را لازم و مقتضی ندانید، زیرا خدا می‌داند که بالفعل نزدیک است کار از کار گذشته و کارد به استخوان برسد و خدای نخواسته می‌ترسیم زمانی به اهمیت و وخامت مطلب ملتفت شوید که داروی پس از مرگ [شود] و ابداً مفید فایده نباشد. باز هم در این دم آخر تکراراً عرض نموده، می‌گوییم اگر خدا را منظور دارید و اگر طالب بقاءِ اسلامید، فوراً به فریاد باقیمانده ایرانیان برسید و آنها را از این هلاکت نجات دهید ... **پاورقی‌ها:** [۱] صلیب [۲] جمع حامی: پشتیبانان [۳] ایصال داشتن: نامه یا خبری را به دیگری رساندن [۴] بدیمنی، نامبارکی [۵] قاعاً صفصفاً: بیابانی بسیار هموار و مستوی. منظور از بین بردن همگانی است. [۶] جمع صُقع: ناحیه‌ها [۷] یاری خواستن [۸] التماس، لابه [۹] در اصل: جلالی [۱۰] مهمترین [۱۱] تمامترین [۱۲] ابداع بدع: ایجاد بدعت‌ها، بدعت‌گذاری [۱۳] در اصل: خورد [۱۴] رستگاری [۱۵] توکل [۱۶] عظمت، بزرگی [۱۷] علّو همّ: بلند همتی [۱۸] طیب انفاس: پاکی طینت‌ها [۱۹] پی در پی آمدن [۲۰] تقاطر رزایا: باریدن مصائب [۲۱] مسیحیت [۲۲] ریاست، زمامداری

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1287
محل وقوع: تبریز (استان آذربایجان شرقی)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: ملا محمد کاظم خراسانی, حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی, شیخ عبدالله مازندرانی
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)