کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
این شعر با گلایه از ظلم و ستم شاه و ویرانی ایران آغاز میشود و به نقد بدعهدی و پیمانشکنی او در قبال قرآن و ملت میپردازد. در ادامه، شاعر به عواقب سوء استبداد و تفرقه افکنی میان مردم اشاره کرده و شاه را به بیداری از غفلت و چارهاندیشی برای سامان بخشیدن به اوضاع کشور فرا میخواند. در پایان، با تأکید بر اسلامی بودن مشروطه، از شاه میخواهد که از استبداد دست برداشته و به مشروطهخواهان بپیوندد و به او هشدار میدهد که مشروطه از ایران جدا نخواهد شد.
متن کامل گزارش
جفا از حد گذشت ای شاه ویران گشت ایرانت
مگر قیدی که آسایش نباشد جز به ویرانت
به استبداد آخر چه طرفی بست زین ظلم و سفاکی
به غیر از اینکه رفته ملک و مال و دین و ایمانت
شنیدم گفتهای وقت قسم خوردن جنب بودم
اگر این راست باشد آفرین بر دون وجدانت
به یزدان سرکشی کردی شکستی عهد قرآن را
ندانم تا چه کین آید ز یزدان و ز قرآنت
شها خود را به بدعهدی نمودی شهره عالم
کند ضربالمثل در این صفت تاریخ دورانت
خط خویش دادی خط آزادی و بگرفتی
طمعداری بدین خصلت خدا بخشد گناهانت
فکندی ملت بیچاره را بر خوان یکدیگر
که تا رنگین کنی از خون خلق و پر کند خوانت
گهی مشروطه را سازی حرام و گه عدالت را
کشد این کشمکش آخر به بدبختی و حیرانت
شها از خواب غفلت سر بر آر و فکر سامان کن
وگر نه میکَنَد سیل حوادث بیخ و بنیانت
پشیمانی ندارد سود چون بگذشت آب از سر
الهی زین جفاکاری خدا سازد پشیمانت
به آذربایجان لحظهای نظر از روی غیرت کن
که ملت از چه علت سرکشد از خط فرمانت
لرستان، استرآباد و طوالش مملکت مختل
نمود این فتنه را آخر به شیراز و صفاهانت
شها گر چاره این درد بیدرمان نفرمایی
رود از فکر آن خرسان ز کف آخر خراسانت
شها باقی کیان و تخت کیخسرو به آسانی
بشد بر باد از احمق مشیران و امیرانت
شها گر شیخ ناری را نرانی زار از این کشور
به زودی میبرد آن بدمنش آخر به میزانت
شها آیات حق گفتند انوار الهی را
ولی افسوس نشنیدی و نشنیدند یارانت
بیا مشروطه پرور شو که تا خوانند سلمانت
شها مشروطه اسلام است، اسلام است مشروطه
شها والله که بدخواهت نمیباشم
شها بگذر ز استبداد با مشروطهخواهان شو
ز حق خواهم تا فروپاشی مسحوق[۲] خواهانت
مکن خلقی پریشان تا نسازد حق پریشانت
اگر مشروطه داری میبری گوی سعادت را
و گرنه میکند دوران چو گو با یاد چوگانت
ز تقویم رقومی مینگر حال سماوی را
که با مشروطه چون همره بود اوضاع دورانت
خدا شاهد بود شاها که دولتخواه گویم
مخور گول «سنه قربان»[۳] که خواهد ساخت
شها مشروطه از ایران دیگر جدا نخواهد شد
حقیقت را بیان کردم که تا فارغ شود جانت
**پاورقیها:**
[۱] گنگ، لال، و شاید به معنی شبیه خر (احتمالا منظور هجو حاکم وقت خراسان باشد.)
[۲] ویران شده، نابود شده
[۳] قربانت
[۴] تاریخ فرهنگ و ادب گرگان و استرآباد، ص ۴۷۲، ۴۷۳.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عامه مردم, محمدعلی شاه قاجار
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)