کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با طرح این پرسش آغاز می‌شود که آیا مخالفان مشروطه، مفهوم مجلس و مشروطیت مشروعه را درک کرده‌اند یا خیر. سپس به دو دسته از مخالفان می‌پردازد: کسانی که بدون درک، مخالفت می‌کنند و کسانی که با وجود درک منافع عمومی مشروطه، به دلیل منافع شخصی مخالفت می‌ورزند. در ادامه، به نقد دلایل مخالفان مشروطه می‌پردازد و استدلال می‌کند که مجلس شورای ملی نه تنها مضر به حال ملت نیست، بلکه موجب اجرای قوانین شرع و آسایش عمومی است. نویسنده با اشاره به وضعیت پیش از مشروطه، از عدم اجرای احکام الهی و گسترش ظلم و فساد انتقاد می‌کند و ابراز امیدواری می‌کند که با تشکیل انجمن‌های معارف، دین و احکام شرعیه ترویج یابد. در پایان، به ایرادات مربوط به نحوه انتخاب اعضای مجلس پاسخ می‌دهد و بر لزوم تغییر فصل پنجم نظامنامه اساسی برای تسریع در انتخاب مجدد وکلا تأکید می‌کند و از افراد ساکت می‌خواهد که موضع خود را مشخص کنند.

متن کامل گزارش

هر کسی که آوازه انعقاد مجلس مقدس شورای ملی را شنیده یا موافق است یا نه؛ اگر نیست یا مخالف است یا ساکت. آنکه موافق است نعم الوفاق و مرحباً بِناصِرنا[۱]. آن‌که مخالف است آیا تصور معنی مجلس و مشروطیت مشروعه را کرده است و مصلحت و مفسده‌اش را فهمیده یا نه؟ اگر نفهمیده و بلاتصور مذمت می‌کند این مطلب [را]، تکذیب بلاتصور است؛ کما اینکه تصدیق بلاتصور قبیح است، تکذیب بلاتصور هم قبیح است. و اگر تصور کرده و معنی مجلس را فهمیده معهذا مخالف است، این هم دو قِسم تصور می‌شود: یا فهمیده است‌که این اساس، منفعت تامّه برای، بندگان خدا و عموم مظلومین بیچاره دارد و مضرّ به حال قاطعان طریق[۲] و چپاول‌کنندگان اموال و اَعراض خلق بیچاره است معذالک مخالف است. جواب این نحو از اشخاص بعد از این‌که از حکمت و موعظه و پند و نصایح و مآل‌بینی متقاعد و ساکت نشدند و چشم از نفع شخصی برای خیر عمومی نپوشیدند سیف حدید و بأس شدید[۳] است؛ کما این که دستور الهی، حاکم این امر است. و اگر مخالف بگوید این مجلس، مضرّ به حال ملت است، از وی سؤال می‌شودکه آیا ضررِ حالی دارد یا استقبالی دنیایی دارد یا آخرتی؟ آیا مطالب و مقاصد اهل مجلس چه چیز است و چه می‌گویند؟ غیر از این می‌گویند که ظلم و تعدی، خلاف و خودسری، دزدی، رشوه، استکبار و حکم ناحق و... بد است و باید به عدل و انصاف و مروت و احسان [و] مساوات [و] مواسات و قانون شرع [و] حق‌گویی و درستی و... رفتارکرد؟ آیا کدامیک از اینها بد است؟ اگر بگوید تمام اینها صحیح است اما دو چیز بد دارد: یکی این که فعلاً هرج و مرج است، مثلاً فلان شهر دعوا، فلان جا غوغا است، فلان جا قتل نفس می‌شود و امنیت از مردم سلب شده است، جوابش آن است [که] اولا هیچیک از اهل مجلس نمی‌گویند که باید هرج و مرج شود و امنیت از دست برود بلکه می‌گویند هرکسی‌که سابق امن می‌کرد، حالا هم بکند. اگر بگوئید استقلال و قدرت دولت‌گرفته شد، می‌گویم استقلال اولیای دولت در تعدی و ظلم گرفته شد نه در عدالت و تأمین و همراهی با ملت. پس تقصیر از مجلس نیست. ثانیاً، فرضاً اگر چهار روز موقتاً ضرر و ناامنی اجمالی به مردم رو بدهد برای این که بعد از این سالیان دراز عموم ناس راحت و آسوده حال شوند و زیر بار ظلم و تعدی و اسیری و فروختن عیال و اطفال و جرم‌های دل‌بخواه و اجحافات خودسری گرگان دهر نروند،کدامیک بهتر است؟ آیا شرّ قلیل مگر [ در صورت] مقدمه برای خیر کثیر، عفلاً و شرعاً جایز نیست؟ آیا در باب جهاد، مگر مقرر نیست که اگر وقتی مقتضی شد که چند نفر قلیلی از مُسلِم را سپر بلاکنی و هدف تیر کافر نمایی برای اینکه عموم مسلمانان غالب آیند و اسباب حفظ سایر مسلمین بشود باید اقدام کرد؟ اگر مخالف بگوید که این مجلس، ضرر استقبالی و آخرتی دارد که موجب ضعف دین است سؤال می‌کنم که آیا اهل مجلس در چه وقت گفته‌اند فلان مطلب خلافِ شرع باید بشود؟ در کدام روزنامه مجلس ذکر شده است کلمه[ای]که خلاف شرع مقدس باشد و چیز تازه احداث کرده باشند؟ از چه چیزشان حدس می‌زنند که این مجلس مخالف شرع است؟ اگر در لفظ قانون و آزادی قلم و زبان می‌گویند، مسلّم است که آزادی در افکار و مصالح عامه، قانونی است که مخالف با شرع انور نباشد. علاوه، این مجلس کار به دین و مذهب ندارد، مقصود ترتیب و اصلاح و تفتش در امور مملکتی است به طوری‌که مخالف قانون محمدی (ص) نباشد، بلکه در واقع این مجلس باعث بر قوام و اجراء قوانین شرع و موجب آسایش و راحت عموم ملت اسلام است. از این اشخاص سؤال می‌کنم که تاکنون [که] دولت، مشروطه نبود و مجلس نداشتیم کدام حکم خدا را بی‌ملاحظه جاری کردید؟ کدام ظلم و تعدی را بی‌رشوه از مردم سلب کردید؟ و چقدر دین خدا را محکم و قوّت دادید که حالا می‌خواهد ضعیف شود؟ چه وقت تشکیل انجمن معارف اسلامی دادید که باعث معارف حقه الهیه و بسط مذهب جعفریه و دعوت سایرین به این دِیْن شود جز اینکه به مرور دهور[۴] با ابناء دنیا[۵] همدست شدید و گفتید امر به معروف و نهی از منکر شرایط دارد، ساکت ماندید [تا] دین خدا سست و ضعیف شد.کار دیگری نشد جز اینکه احکام الهی معطل ماند و علم و اهل علم و طلاب، بی‌ترویج و تشویق ماندند جز اینکه خودتان و عیال و اطفال و اتباعتان در کمال امنیت و ناز و نعمت و خوش‌گذرانی به سر می‌بردید و سایر فقرا و ضعفا با کمال ذلت و لباس چرک و غذایی خشن صرف می‌کردند، چیز دیگری ندیدیم. ولی حالا که دولت مشروطه شده و مملکت قانونی است، امیدواریم که از توجه علماء اعلام و هِمَم[۶] وکلاء محترم، انجمن معارف برای ترقی و ترویج دین و احکام شرعیه و [ ردّ] أقاویل[۷] باطله خائنین تشکیل پیدا کند که موجب استحکام مشروطیت است. بالجمله، غرض این است که تمام مذاهب باطله عدیده در زمان دولت مستقله[۸] حادث شد؛ فعلا که دولت، مشروطه است درکجا طایفه[ ای] مخصوص آشکارا اظهار عقیده و مذهب کردند که اهل مجلس و عموم ملت مانع و رادع نشدند؟ اگر بگویید بعد از این می‌شود، عرض می‌کنم این حرف از قبیل قصاص قبل از جنایت است، صحیح نیست؛ ثانیاً، شما هم بفرمایید داخل حوزه شوید و حمایت از مجلس‌کنید تا اگر فردا امر تازه خلاف شرعی ظاهر شد به توسط مجلس بتوانی منع‌کنی، نه اینکه در خلوت بنشینی و اظهار خلاف و پریشانی حواس ملت را فراهم‌کنی؟ اگر بگویند تمام این مطالب صحیح است ولی تمام اعضاء مجلس کبری و انجمن‌های سایر ولایات به موجب نظامنامه، انتخاب نشده‌اند، عرض می‌کنم: اولا، این دعوا کلیتاً بلابیّنه و برهان[۹] است، مسموع نیست؛ ثانیاً، اگر هم بر فرض، عده قلیلی چنین باشند چند رأی سقیم[۱۰] در جلب آراء صحیحه کثیره، حکمی و اثری ندارد. در واقع [اگر] ملاحظه کنی، این ایراد بر خود معترضین وارد است زیرا در وقتی که در هر شهری اعلان انتخاب داده شد، غالب این اشخاص این حرف‌ها را لاطایل و افسانه می‌پنداشتند بلکه می‌خندیدندکه این چه بازی است درآورده‌اند. این اشخاص قابل توجه نیستند که امثال ماها گوش به حرف‌های ایشان بدهیم، برویم در محضرشان منتخب و یا معرف فلان و فلان بشویم؟ لذا در به روی خود بستند و گلیم غفلت به خود پیچیدند. وقتی که عموم ملت انتخاب کردند و کار خودشان را دیدند یک مدتی گذشت، حضرات دیدند واقعاَ شوخی راست شد و مشغول کارند که نزدیک است دست‌هایشان کوتاه شود، یک دفعه بنای وا دینا، وا اسلاما، وا انتخابا را گذاشتند. حالا وسط کار، زحماتِ چندین ماهه خلق و بزرگان را می‌خواهند باطل نمایند که از سر[۱۱] به خواهش نفسانی‌کنند و یا تبدیل نمایند؛ دیگر نمی‌دانند مریضی که از هر طرف امراض مزمنه به وی هجوم آورده است و اطبا بالای سرش گرد آمده‌اند مجال و صلاح نیست از دوای مریضی دست بکشند و از وطن و کیش طبیب استفسار، و مکالمه کنند که ایرانی است یا فرنگی، عیسوی است یا محمدی؟ بلی، چیزی که هست باید به تمام قوا و التفات مترصد انتخاب ثانی باشند که درست [و] صحیحاً از اشکال خالی باشد. مسئله دیگری هم هست [که] باید ملتفت شد و او این است که از وکلاء معظّم بخواهید که فصل پنجم نظامنامه اساسی را تغییر بدهند که در او معین شده است ابتدای دو سال برای انتخاب ثانی، وقتی است که وکلاء ولایات، تمام حاضر شده باشند. این مطلب راگویا عموم ملت راضی نباشند، زیرا تا پنج سال دیگر شاید وکلاء سایر ولایات نیامدند و انتخاب ثانی طول خواهد کشید. لابد حقوق ملت به واسطه بعضی از وکلا که موکلین‌شان [را] از روی بی‌علمی انتخاب کرده‌اند معطل می‌ماند. فعلاً یک مقداری فهمیده‌اند که چه نحو اشخاصی را باید انتخاب کرد. بالجمله همان جمله اشخاصی که ساکت هستند یعنی نه مخالف مجلسند و نه موافق، خوب است کَفّتّین[۱۲] ترازوی امکان وجودشان را به مرجّحات و مقاولات خارجی و داخلی به طرفی متمایل و حرکت دهند تا در میان ایشان و جمادات و صوّر منقّش شده در دیوارها، امتیازی و فرقی پیدا شود که لوازم انسانیت و وجود حرکت و تربیت است. بالجمله خَیرُ الکلام [ما] قَلّ و دَلّ[۱۳]. ترسم آزرده شوی ورنه سخن بسیار است. **پاورقی‌ها:** [۱] چه موافقت خوبی است و آفرین بر یاری‌کنندگان ما. [۲] قاطعان طریق: راهزنان [۳] سیف حدید و بأس شدید: شمشیر برنده و عذاب سخت [۴] به مرور دهور: با گذشت روزگاران [۵] ابناء دنیا: دنیاپرستان [۶] جمع همت [۷] جمع‌الجمع قول: گفته‌ها [۸] منظور از دولت مستقله، دولت‌های استبدادی فردی قبل از مشروطیت است. [۹] بلا بیّنه و برهان: بدون دلیل [۱۰] نادرست [۱۱] از سر: دوباره، مجدداً [۱۲] دو کفه [۱۳] خیر...دل: بهترین سخن آنست که کوتاه و مستدل باشد. [۱۴] [روزنامه] مجلس، س ۱، ش ۱۰۱، ۱۶ ربیع‌الثانی ۱۳۲۵ ق، ص ۴.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مخالفان مشروطه
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)