کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این گزارش با ابراز خرسندی از سلامتی مخاطب آغاز می‌شود. سپس به وقایع نجف و درخواست برخی افراد از سید محمدکاظم طباطبایی یزدی برای امضای تلگرافی در حمایت مطلق از مجلس شورای ملی اشاره می‌کند. در ادامه، به شرط ایشان مبنی بر مطابقت با شرع و واکنش تند برخی افراد «لااُبالی» که تهدید به قتل ایشان و نگارنده کرده بودند، می‌پردازد. این تهدیدات منجر به واکنش عمومی مردم نجف، به‌ویژه اعراب و کسبه، در حمایت از سید محمدکاظم یزدی و محکومیت مشروطه‌خواهان می‌شود. حکومت عثمانی نیز در این میان به مفسدین هشدار می‌دهد که نجف یک شهر خارجی است و بحث مشروطه باید متوقف شود. در پایان، گزارش به لعن و نفرین عمومی مردم نسبت به مشروطه در کوچه‌و‌بازار اشاره کرده و از علما و مقدسین می‌خواهد که از کفر و الحاد جلوگیری کنند تا امر مجلس مطابق با شرع و رضای الهی پیش برود و دین مردم از بین نرود.

متن کامل گزارش

قرّةالعَینا[۱]! خطّ شریف رسید. از سلامتی شما و بستگان خوشوقتم. وقایع نجف خیلی است. اجمالا اِذنی[۲] که برای اخذ صورت تلگراف امضاء مطلق از مجلس [شورای ملی] از حضرت والد[۳] خواستند و ایشان شرط مطابقه با شرع داد[۴] و صورت تلگراف مرقوم فرمودند، بعضی از مردمان لاقیدٍ بی معنی که عشق به حُریّت در ادیان را دارند، بنابر هرزگی راگذاشتند و توعید[۵] بر قتل ایشان و داعی[۶] را نوشته بر درهای صحن چسبانیدند، عُموم مردم نجف بطلان و فساد اهل غرض را دانستند. خیلی در اذهان عموم بدی خیالات جای کرد، خاصه عرب‌ها. و در همه مجالس بدگویی از اهل فساد[۷] می‌شود و رسید حدّ مطلب به آنجاکه لابد خطوط پستی قبل، شرح آن را دارد و شنیده‌اید که عامّه کسبه از عرب و عجم خاصه مشایخ عرب چون‌که جسارت لسانی اهل فساد را شنیده بودند و هم گفته شده بود که سید را خواهیم کشت یا بنویسید که مطلقاً همراهی با [مجلس شورا] واجب است، برای حفظ حضرت والد هجوم کردند و در محل نماز جماعت فریاد می‌زدند که: کجایند کسانی که می‌خواهند برای‌گرفتن تلگراف امضای کفریات سیّد را بکشند؟ غوغایی شد که الحق دین اسلام قوّتی تازه گرفت. واقعاً مددی بود از غیب و از نظر حضرت حجت ارواحنا فداه. و حضرت والد را با سلام و صلوات به خانه رسانیدند و فعلأ هم حکومت عثمانی در مقام گرفتن و نفی بلد نمودن مفسدین است. و صریحاً به توسط رئیس بلدیّه[۹] به آقایان پیغام داد که این جا بلد خارجه است صحبت مشروطه موقوف، والا بروید به دیار خود. خلاصه، فعلاً عامّه مردم از استماع ظهورکفریّات در بلاد عجم -که از مسافرین خودشان که به ارض اقدس رفته مراجعت‌کرده -شنیده‌اند، بر مشروطه صریحاً درکوچه و بازار لعن می‌کنند و احدی جرئت ذکر خبر مشروطه را ندارد. لِلّهِ الحَمد باطن اسلام،کفر ملحدین و زنادقه را فاش نمود. اجمالاً خیلی مطلبْ موهون[۱] شده است. شما و سایر مقدسین از اهل علم جلوگیری از کفر و الحاد زنادقه بنمائید که ان شاء الله امر مجلس، موافق رضای خدا و رسول و مطابق شریعت مطهرٌه اقامه شود و منافی با شرع نباشد و دین مردم و معرفةالله جلّ شأنه -که اصل غرض از بعث[۲] انبیاء و مرسلین است - از بین نرود و زحمات اجداد طاهرین و شهادت خود و اصحاب که برای حفظ دین و هدایت مردم بوده، از دست نرود. والسلام. **پاورقی‌ها:** [۱] نور چشما (منظور برادرش سیداحمد است). [۲] اجازه‌ای، در اصل: از نوی [۳] منظور از حضرت والد، آیت‌الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی است. [۴] اشاره به ارسال متمم قانون اساسی برای مراجع نجف اشرف از جمله آیت الله یزدی جهت اظهارنظر است. نقطه نظرات ایشان -که برای مجلس شورای ملی نیز ارسال گردید - در مطالب قبل آمده است. [۵] بیم دادن، تهدید کردن [۶] منظور نگارنده است. [۷] منظور ایرانیان مشروطه‌خواه است. [۸] در اصل: پُسته [۹] شهرداری [۱۰] توهین‌آمیز، خوار و خفیف [۱۱] برانگیختن، بعثت

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: سید احمد طباطبایی یزدی, مشروطه خواهان, مخالفان مشروطه
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)