کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
متن با اشاره به ظلم و تعدیات عمال سلطنتی و وزرای خائن آغاز میشود که منجر به شکایت مردم به علما و مهاجرت کبری به قم شد. در ادامه، نویسنده بر نقش خود در پیشبرد مشروطیت و عزل عینالدوله و مسیو نوز تأکید میکند. سپس، دیدگاه خود را درباره مشروطیت و محدودیت سلطنت بیان میکند و بر لزوم مطابقت قوانین مجلس شورای ملی با شرع اسلام تأکید میورزد. در بخش پایانی، نویسنده مردم را به بیداری و تشخیص حق از باطل دعوت میکند و نسبت به آزادی بیحد و حصر مطبوعات که به ائمه اطهار توهین میکنند، هشدار میدهد. در انتها، با قسم به قرآن، بر عدم مخالفت خود با اصل مشروطیت و مجلس، مشروط بر اسلامی بودن قوانین، تأکید کرده و از مردم میخواهد که سخنان او را بدون تحریف و دروغ نقل کنند.
متن کامل گزارش
به واسطه اجحافات و ظلم و تعدیات عمال سلطنتی و جبر وزرای خائن، مردم به جان آمدند و فریادشان بلند شد. به ضرورت، شکایت به علماء این عصر آوردند. در این موقع مرا با شاهزاده عینالدوله به اندازهای ود [۲] و خصوصیت بود که مافوق بر آن، متصور نبود. در همان حال آقا میرزا سیدمحمد مجتهد [طباطبائی] [۳] و آقا میرزا سید عبدالله مجتهد [بهبهانی] [۴] و دو نفر دیگر به منزل من آمدند، از من کمک و استمداد خواستند. از قصدشان پرسیدم. گفتند: معزولی صدارت [عینالدوله] و مسیو نوز [۵] و حدود سلطنت عرف. دیدم حرف درست و قصد صحیحی است. این بود که با عینالدوله پیغامات سخت دادم و با حضرات همراه شدم و به طرف قم حرکت کردیم. [۷] چهار هزار تومان مخارج ذهاب و ایاب قم با من بود. همهکس میداندکه چه قدر ایستادگی در اساس مشروطیت کردم تا برای ما، کار پیشرفت کرد. [مقام] صدارت و مسیو نوز را معزول و دستخط مشروطیت گرفتیم.
حالیه به تمام شما میگویم، در این مدت مکررگفته و باز میگویم همه بدانید که مرا در موضوع مشروطیت و محدود بودن سلطنت، ابدا حرفی نیست؛ بلکه احدی نمیتواند موضوع را انکارکند و موقوف داشتن بعضی بدعتها لازم است. اصلاح امور مملکتی از قبیل مالیه و عدلیه و سایر ادارات، لازم است که تماماً محدود شود. اگر ما بخواهیم مملکت را مشروطه کنیم و سلطنت مستقله [۸] را محدود داریم و حقوقی برای دولت و تکلیفی برای وزراء تعیین نمائیم، محققاً قانون اساسی و داخلی و نظامنامه و دستورالعملها میخواهیم؛ چنانچه بعضی از آن قوانین هم نوشته شده و همه شماها دیده و خواندهاید. میخواهم بدانم در مملکت اسلامی که دارای مجلس شورای ملی ست، آیا قوانین آن مجلس اسلامی باید مطابقت با قانون محمّد ابن عبداللّه صلیالله علیه وآله داشته باشد یا مخالف با قرآن و کتاب آسمانی باشد؟
ای مردم! چشم و گوش باز نمائید، قوه ممیّزه پیدا کنید، و حق و باطل را بشناسید، گول سخن [دروغ] را نخورید، زشت و زیبا را بدانید، دین خود را به رایگان از دست ندهید. همین اساس مشروطیت اسلامی که هرکس میگوید روح اسلام است، اصل اسلام است، مروج قرآن است، ببینید واقع، همین طور است که شنیدهاید و گفتهاند؟ قوانین او مطابق با کلام [الله] مجید و قرآن حمید است یا به خلاف او است و مخالف با دین و شرع مقدس نبوی است؟ باز بپرسید، بفهمید اگر این قانونها مخالف با شرع نیست و باعث قوّت اسلام است، باکمال میل و رغبت زیر این قانون بروید و منت هم بکشید، قبول نمایید، به جان و دل بپذیرید؛ اما اگر مخالف و ضد قانون الهی دیدید، بر شما بر هر مسلمان واجب است تا جان در بدن دارد زیر بار بیدینی نباید برود، دین به دنیا ندهد، طریقه کفر نجوید و جز شاهجاده روشن محمّدی و الهی نپوید. در این حال همه شما بپرسید و راه را از چاه بدانید (بعد از این مذاکرات قرآن کوچک خطی از بغل بیرون آورد و گفت):
ای مردم! تمام شما بدانید به جلاله -که صیغه قَسَم است - و به این کلام الله قَسَم است که من بر ضد اساس مشروطیت و مجلس نیستم. اولکسی که طالب این اساس بود، من بودم و فعلاً هم به این کلام الله قَسَم، از جان و دل، طالب مجلس و مشروطه هستم و ضدیت ندارم. اما مشروط با همان مطلبی است که مرکوز [۱] شد که قوانین اساسی و داخلی و مملکتی، مطابقت با شرع داشته باشد.
خوب ای مردم نادان! اما کدام مجلس و چه قانونی و کدامین مشروطه اجازه میدهد که قلم و بیان به نوعی آزاد باشد که در جراید از شاه و علما و وکلا و اعیان و اشراف و ائمه اطهار شماتت نمایند و کسی قدرت و جرأت نکند بگوید برای چه این مطالب را مینویسید؟
ای مردم! جریده نمره ۱۳ کوکب دُرّی را هر کسی خوانده میداند و هر کس ندیده بگیرد بخواند و درست بداند که نسبت به ائمه اطهار چه مطالبی نوشته و چه ناسزاها درج کرده و مردمان سست عنصر مسلمان، جریده مزبور را خوانده و خندیدهاند. البته در اسلام این نوع جراید، آزادی ندارند. ای مردم! اگر در دین اسلام ثابت هستید زیر بار خرافات و موهوماتی که مخالف دین شما است، نروید و تن ندهید.
ای مردم! شما را به این قرآن حوالت میکنم، زنهار اگر خواستید عبارات و بیانات مرا در جایی اظهار دارید، دروغ نگوئید، تهمت به من نزنید زیراکه دروغگو - خاصه کسی که تهمت دروغ به کسی بندد - دشمن خدا و رسول خدا خواهد بود. عیناً بیانات مرا هر کجا خواستید به همه کس، بی کم و زیاد بگوئید. از افترا و دروغ بپرهیزید.
**پاورقیها:**
[۱] صدراعظم مظفرالدین شاه قاجار
[۲] دوستی
[۳] و [۴] از رهبران روحانی مشروطه ساکن تهران
[۵] وزیر بلژیکی گمرکات ایران و از طرفداران سیاست روس درکشور که مورد نفرت بازرگانان بود.
[۶] محدود کردن
[۷] منظور مهاجرت کبری است که در اعتراض به اقدامات عینالدوله و پذیرفته نشدن درخواستهای علما صورت گرفت. در این مهاجرت، حاج شیخ فضلالله نوری، سید محمد طباطبایی و سیدعبدالله بهبهانی وگروهی دیگر از علما و تجار و صدها نفر از مردم تهران شرکت داشتند. این مهاجرت از اواخر تیر تا ۲۳ مرداد ۱۲۸۵ ش به طول انجامید.
[۸] سلطنت مستقله: پادشاهی انفرادی توأم با استبداد
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی عمومی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
