کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

گزارش با دعای خیر برای مخاطب آغاز می‌شود. سپس به وضعیت آشفته بلاد مسلمین، به ویژه آذربایجان، و کشتار و غارت اموال مردم اشاره می‌کند. نویسنده از اجتماع مردم اسلامبول در مسجد جامع و ارسال تلگراف‌های متعدد به مراجع نجف (آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی) خبر می‌دهد که در آنها از علما به دلیل عدم همراهی در نجات مسلمانان انتقاد شده و از آنها خواسته شده است که برای نجات مردم ایران از دست محمدعلی میرزا اقدام کنند. همچنین به تلگراف مراجع به سلطان عبدالحمید عثمانی برای تشکر از اعلان مشروطیت و درخواست رفع ظلم محمدعلی میرزا اشاره شده است. در ادامه، نویسنده به اقدامات دولت عثمانی در راستای آزادی و ترقی مملکت و اصلاحات اداری و مالی اشاره می‌کند و آن را با وضعیت ایرانیان مقیم خارج که به دلیل نفاق و شقاق به ذلت افتاده‌اند، مقایسه می‌کند. در پایان، به تلاش طلاب آذربایجان برای گرفتن امضای سید محمدکاظم یزدی پای تلگرافی خطاب به محمدعلی میرزا برای درخواست رفع ظلم و تأمین امنیت اشاره می‌شود، اما یزدی از امضای آن خودداری کرده و شرط امضا را دست کشیدن مردم آذربایجان از مشروطه اعلام می‌کند. نویسنده با ابراز تأسف از این اختلافات و نفاق، برای هدایت و رستگاری بندگان خدا دعا می‌کند.

متن کامل گزارش

به شرف عرض می‌رساند که از جوار درگاه حضرت باری تعالی دوام عزت و تزید[۱] اجلال حضرت مستطاب عالی [را خواهان] است. همواره ظل رأفت و مرحمت آن ذات کثیرالبرکات را بر فرق این اقل داعیان مستدام فرماید. تعلیقه[۲] شریفه که مُشعِر[۳] بر سلامتی آن وجود مبارک بود، زیارت گردید، مزید تشکر[۴] و سرافرازی گردید. در قبل بر این، عریضه نگار شدم، آنی از وظیفه خود که دعاگویی و ثناجویی باشد، خدا شاهد بر این مقال [است] تکاهل[۵] و تساهل نورزیده، از حُسن نیات خالصانه آن حضرت مستطاب امیدوارم که تمام امورات بر وفق مراد بوده و خواهد بود. اگرچه این صفحات[۶] از برکت آن وجود مقدس در امنیت و امان است، لکن اغتشاشات سایر بلاد مسلمین و سیّما، نواحی آذربایجان که صدای الامان و فریاد و ناله آنها از قتل نفوس و نَهب اموال، دل‌ها را کباب نموده و در اینجا غیر از نفاق و شقاق و هتک حرمت دیگری خبری نیست. چند روز است که ساکنین اسلامبول هر روز را در مسجد جامع اجتماع نموده، تلگرافات عدیده جانسوز به محضر حجج‌الاسلام[۷] می‌نمایند، از اخبارات اهل تبریز و حالات آن اطلاع می‌دهند. تلگرافات مفصل که مقداری از آن مشعر به توبیخ و طعن بر علما و عموم طلاب [است] که چرا در نجات مسلمانان همراهی ندارید، تا کی تا چند؟ و مقدار دیگر مشعر بر تشجیع و تحریک آنها که مجدد حرکت نمایند به صفحه ایران که مسلمین را از دست اولیای طاغوت نجات دهند. باز دیروز را مطالبه جواب نموده، اکتفا به جواب قولی[۸] نمی‌نمایند، صراحتاً جواب فعلی[۹] را مطالبه می‌نمایند. تلگراف دیگر به عموم طلاب نموده‌اند و آنها را تهییج به حرکت [کرده] صدای استغاثه آنها عالم را پر کرده و کسی نیست که از آنها نصرت نماید. حضرت آیت‌الله و سایر حجج چند مرتبه جواب داده‌اند، تقنیع[۱۰] نشده، در چند روز قبل تلگرافی مفصلاً به سلطان عبدالحمید خان دولت عثمانی نمودند. اولا، تشکر از ذات ملوکانه او نموده، بر تصمیم لطف به کافه[۱۱] رعایای خود در اعلان حریت و مشروطیت که داده است؛ و ثانیاً، تعدیات و ظلم محمدعلی میرزا[۱۲] بر سبیل استرحام[۱۳] در رفع آن. الی‌الآن منتظر جوابند. زحمات را ایرانیان احمق‌الحمقاء کشیدند و نتیجه را عثمانی برد[۱۴]. در آزادی و ترقی مملکت، در بغداد چراغان نمودند و توپ‌ها زدند، محشری است. از قرار مذکور [هر] روز مشغول به تبریک هستند، امروز[۱۵] آمده‌اند از یهودی‌های عراق نیز عسکر بگیرند و نیز از خود املاک سفیه[۱۶] و تمام املاک موقوفه خمس عشر بگیرند و تمام را قطع نموده. ابو آمهدی شخصی از رؤسای بکتاش و صوفیه که سالی شصت هزار لیره مواجب می‌برد، او را تبعید نموده‌اند به حلب و مواجب او را قطع نموده ماهی ده لیره از برای او قرار داده‌اند، مطرودین هفده ساله [را] که سالی دو ملیان [میلیون] مواجب داشتند تمام قطع نموده، هرکدام را که در اطراف بودند اذن آمده که بر سر خدمت خود بیایند، روز به روز امثال اینگونه قانونات اجرا می‌شود. خاک بر سر ایرانیان خارجه که اَذّل ناس[۱۷] شده‌اند. ضُرِبَتِ عَلَیهمُ الَذلَهُ وَ المَسکِنَهُ[۱۸]. به واسطه این نفاق و شقاق از مبادی عالیه تا الی فعلل و تفعلل. حضرت آیت‌الله[۱۹] و سایر حجج در شرف حرکت بودند، به واسطه بعضی علایق فعلا متقاعد [گشته] از ناحیه جناب حجه‌الاسلام حاجی شیخ عبدالله مازندرانی القاء شبهات شد تا بعد چه شود. این بیچاره‌ها خیلی در همراهی و اصلاح کار هستند، در هیچ امر فروگذار نکردند. خدا لعنت کند شیاطین انس را که تیشه بر پای خود می‌زنند به اسم غیر. طلاب آذربایجان تلاش نمودند، صورت تلگرافی را نوشتند از قِبَل آقا سید محمدکاظم یزدی به محمدعلی میرزا که حاصل مضمون آن استرحام و رفع ید از کشتن مسلمانان و تأمین بلاد و طلب رأفت بر عموم رعایا [است]. حضرات رفتند در شریعه[۲۰] کوفه هرچه اصرار کردند و خواهش نمودند که مُهر نماید قبول نکرد، جواب‌های سخت داد که ابداً اقدام نمی‌کنم، اینها بلا است که می‌خواهید مرا مشروطه[خواه] نمایید و گفت: «اگر چنانچه اهل آذربایجان می‌نویسند به من که ما دست از مشروطه برداشتیم، من این تلگراف را مُهر می‌کنم و الا فلا». اگر تمام خصوصیات را بخواهم دردسر دهم از کشف حقایق، مثنوی هفتاد من کاغذ شود. حفظ صورت [ ] از میان رفته، خداوند به عصمت محمد و آل محمد علیهم السلام چشم بصیرتی بدهد که این کبر و نخوت و منیّت و اختلاف قلوب از میان برداشته شود، و الا بر اسلام از عوض اشک چشم باید نشست و خون گریه کرد. همه اوقات منتظر سلامتی آن وجود مبارک بوده و هستم. مسئلت از درگاه خداوند عالم که امثال آن را در تمام آفاق زیاد گرداند که موجب هدایت و رستگاری بندگان خدا است. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته. الاحقر: حسین سنقری **پاورقی‌ها:** [۱] زیاد شدن [۲] نامه [۳] حاکی. همه جا در اصل: شعر [۴] در اصل: لشکر [۵] سستی [۶] مناطق، نواحی [۷] منظور، مراجع مشروطه‌خواه ایرانی نجف: آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی است. [۸] شفاهی [۹] عملی [۱۰] قانع کردن [۱۱] عموم [۱۲] محمدعلی شاه قاجار [۱۳] بخشایش خواستن [۱۴] اشاره به اعلام رسمی مشروطیت در عثمانی است. [۱۵] در اصل: امر [۱۶] پست، بی‌ارزش [۱۷] ذلیل‌ترین مردم [۱۸] بقره، ۶۱: بر ایشان(بنی‌اسرائیل) ذلت و خواری مقدر گردید. [۱۹] منظور، آخوند خراسانی است. [۲۰] محل در آمدن به آب، آبشخور

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1288
محل وقوع: سنقر (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: محمدمهدی کرمانشاهی
حاکم زمان: احمد شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)