کنشگران / عالمان دینی
متن کامل گزارش
هفتم ماه [جمادیالآخر] قونسول روس به دیدن ستارخان میرود. خیلی مهربانی در حق او میکند و میگوید: من از دولت خودم نشان برای شما تحصیل میکنم و بیرق نیز به محله شما میدهم. ستارخان میگوید: من جز دولت خودم دیگری را نمیشناسم.
هشتم ماه [جمادیالآخر] ستارخان وقت عصر به دیدن قونسول میرود و از آنجا به مسجد بیگلربیگی که در ارمنستان و در اوایل مطالبه مشروطه آنجا جمع شده بودند، میرود، و آنجا ستارخان نطق میکند و میگوید: ما اگر اتحاد نماییم از دولت ژاپون کمتر نیستیم و بر همه دول توفق مینماییم. در این ضمن گفتهاند که رحیم خان میآید؛ ستارخان جواب داده است که: «رحیمخان اگر بیاید کارش با من است با شما کاری ندارد، از او واهمه نکنید و اگر اتحاد نکنیم بیرق دول خارجه را در شهر ما خواهند زد و اسلام ما پایمال خواهد شد».
۱۷ ماه [جمادیالآخر] متارکه بود. رحیم خان به انجمن اسلامیه رفت. مجتهد[۲] به او تعرض کرد که: «شما برای غارت آمدهاید نه جنگ ستارخان، و سوارههای شما عوض این که امیرخیز[۳] را غارت نمایند شتربان[۴] را غارت کردند» و تند کرده بود. رحیمخان میگوید: «من به حکم شما به شهر نیامدهام، به حکم شاه آمدهام»، و تند کرده پا شده بوده است.
**پاورقیها:**
[۱] رحیمخان چلبیانلو، از سرکردههای اکراد شورشی که در آن زمان، به کمک نیروهای دولتی در جنگ با مدافعان تبریزی، به رهبری ستارخان آمده بود.
[۲] منظور میرزا حسن مجتهد تبریزی است که از علمای برجسته مخالف مشروطه آذربایجان به شمار میرفت.
[۳] امیرخیز، از محلات قدیمی تبریز و هواخواه مشروطه و ستارخان.
[۴] شتربان، از محلات قدیمی تبریز و مخالف مشروطه و ستارخان.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1287
محل وقوع: تبریز (استان آذربایجان شرقی)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
.jpeg&w=3840&q=75)